گزارش اختصاصی کافه بازاریابی // بازار چارسو کمتر از حد انتظار! // برای این مشکل راه حلی دارید؟

در شهر که دقت کنید، بازار بازارها و مجتمع های تجاری داغ شده است. از چندین و چند بازار و مجتمع تجاری در صنعت فرش گرفته تا مجتمع هایی با کاربری های عمومی تری همچون اطلس مال. تقاطع خیابان های جمهوری و حافظ، بورس موبایل، تبلت و دوربین های مدار بسته است. علاالدین، بازار موبایل و چندین بازار دیگر، مجتمع های تجاری ای هستند که تلاش می کنند مشتری جذب کنند. یکی از این مجتمع ها، بازار چارسو است. بازاری که چند وقتی ست در ضلع جنوب شرقی تقاطع حافظ و جمهوری آغاز به کار کرده و گزارش کافه بازاریابی حاکی از واقعیت های قابل تاملی از این مجتمع تجاری با پتانسیل است.

معمولا پنج شنبه بعد از ظهرها، زمان مناسبی برای خرید است و مجتمع های تجاری شلوغ تر از ایام وسط هفته هستند. افراد و خانواده ها در این روز برای خرید به مجتمع های تجاری سر می زنند. برای تهیه این گزارش، پنج شنبه هفته گذشته به چارسو رفتم. بازاری که علاوه بر تمرکز بر بازار موبایل و تبلت، سینما هم دارد تا به بهانه سینما هم که شده، خانواده ها و افراد را جذب کند.

IMG_20151112_190250

IMG_20151112_190314

نکته قابل توجه برای من، خلوت تر بودن چارسو، نسبت به آنچه انتظار داشتم؛ بود. فارغ از وضع کلی اقتصادی، چارسو بیش از اندازه خلوت بود. طبقه همکف را برندهایی نظیر ال جی، دیجی لند و اُرُد گرفته اند. در طبقه پایین و در میانه طبقه، سامسونگ بساط دیده شدن گوشی هایش را پهن کرده است. اما به طبقات دیگر، به جز طبقه همکف، که بروید متوجه موارد عجیبی می شوید. مغازه هایی خالی! انگار در یک مجتمع متروکه قدم میزنید. مجتمعی که شاید معماری بدی نداشته باشد، فضای مناسبی برای دیده شدن داشته باشد، در محل خوبی بنا شده باشد، اما، بوی مردگی می دهد. عکس ها گویا هستند. لطفا عکس ها را با تامل ببینید.

IMG_20151112_190442

IMG_20151112_190911

IMG_20151112_190919

IMG_20151112_190525

IMG_20151112_190806

IMG_20151112_191220

IMG_20151112_191020

هر چه به طبقات بالاتری بروید، شمار مغازه های خالی بیشتر می شود. تقریبا از طبقه دوم به بعد، مجتمع خالی است. به جز مغازه هایی که در میانه طبقه بنا شده اند که تعدادی از آن ها هم خالی است، مغازه های اطراف و راهرو ها که وضعیت عجیب تری دارند. پیام هایی که بر روی شیشه ها نصب شده اند: ویترین فروشی، رهن و اجاره!

چارسو در محل نامناسبی مکان یابی نشده است. معماری بنا و ساخت آن هم بد نیست (البته صرفا بد نیست! تصور کنید برای رفتن به سرویس بهداشتی از طبقه اول، شما را به طبقه چهارم بفرستند و در یک فضای نامناسب و تقریبا کثیف، مجبور باشید حدود ۱۰ دقیقه هم صبر کنید! یقینا فاجعه است!)، تب استفاده از گوشی های تلفن همراه و تبلت و مواردی از این دست هم در شهر وجود دارد؛ پس چرا و به چه دلیل چارسو سوت و کور است؟ چرا هنوز چارسو با معماری متفاوت، ابزاری همچون سینما، پارکینگ، رستوران و مواردی این چنینی که نشان از پتانسیل بالای این مجموعه دارد، موفق به جذب مشتری تا این لحظه نشده است؟ نظر شما چیست؟


70 thoughts on “گزارش اختصاصی کافه بازاریابی // بازار چارسو کمتر از حد انتظار! // برای این مشکل راه حلی دارید؟”

  1. سلام
    من فکر می کنم تبلیغات مناسبی برای این مجموعه صورت نگرفته … حداقل تا الان که من این مرکز رو به عنوان سینما می شناختم و البته خبر تاترهای خیلی قوی که در این مرکز اجرا شده بود مثل سینماهای من و هامون بازها رو دنبال می کردم.
    در ضمن فکر می کنم نزدیکی این مرکز تجاری به پاساژ علاالدین و بازار موبایل هم یکی از دلایل خلوت بودنش باشه.
    هر چند باید فرصت داد و دید که در ادامه چه اتفاقاتی میافته.

    1. سلام
      من فکر میکنم سرمایه گذاران نزدیکی این محل را به تقاطع حافظ و جمهوری، از نقاط قوت و از مزایای این مجتمع می دانند. اما نظر عزیزان کافه همچون شما، محل جغرافیایی را یکی از نقاط ضعف برشمردید. به نظر می رسد از این فرصت به خوبی استفاده نشده است. به نظر شما چگونه از این فرصت می توان بهره گرفت؟

      1. آقای عزیزی
        سلام مجدد
        خب مشخصا بازار چارسو نتونسته تا الان خودش رو اون جور که باید به مخاطبانش معرفی کنه! یکی از جاهایی که میشه مخاطبان این مرکز تجاری رو پیدا کرد همین “گوشی های موبایله” … یا بهتره بگم ابزارهای دیجیتال مثل تبلت و لپ تاپ …
        مردم روزانه وقت زیادی رو با گوشی موبایلشون میگذرونن و چارسو می تونه از این فرصت برای اطلاع رسانی به اونها استفاده کنه.
        یه سر که به اینستاگرام چارسو بزنین می بینین که اونجا هم محوریت پست ها با مطالب هنری و اخبار مربوط به سینما و بازیگران هستش … چیزی که با هدف اصلی چارسو که بازار ارتباطات هم نام گرفته مغایرت داره.
        فکر می کنم درشرایط فعلی اجرای یه کمپین آگاهی دهنده و جذاب برای این برند ضرورت داره.
        به لحاظ برندسازی هم باید مطالعه بیشتری در مورد بازاریابی مراکز تجاری در خصوص این مرکز صورت بگیره … چارسو حتی به لحاظ اسمش هم یه بازار موبایل و محصولات دیجیتال نیست و از این نظر برای رقابت با بازار موبایل راه درازی رو در پیش داره.
        در حقیقت من فکر می کنم ابتدای امر یه حرکت هایی برای شناساندن این برند به مردم انجام شد اما بعد از اون پیگیری انجام نشده و مشخص نیست حالا که چارسو کنار غول هایی مثل علاالدین و بازار موبایل سر براوورده دقیقا قراره چه ارزش افزوده ای به مخاطبانش ارائه کنه.

        1. خانم کریم پور سلام مجدد
          از مطالعه نظرات شما لذت بردم
          نگاه شما رو به برند و المان های برند برای من جالب بود وهم اینکه اینستاگرام چارسو رو بررسی کردید
          من هم مثل شما موافقم کهچارسو در برندینگ مساله داره
          و این مساله ها بخشی به لایه اولیه این برند برمیگرده از منظر ظاهری و بخش اعظم اون بر میگرده به لایه های زیرین برند چارسو
          برندی که وقتی سایتش رو میبینید، عکس تقاطع جمهوری و حافظ در اون خدنمایی میکنه و این حاکی از تفکر مدیران چارسو هست که معتقدند مکان یابی مناسبی انجام دادند اما برای این ایده، راه های مناسبی رو به کار نبستند
          این ارزش پیشنهادی متفاوت رو هم می پسندم. ارزش پیشنهادی متفاوتی که چارسو در حال حاضر داره به مخاطبان خودش ارائه میده، سینماست! اما ایا سینما راه حل خوبی بوده؟ لااقل پاسخ در حال حاضر منفیه!
          خانم کریم پور اگه چارسو بره به سمت فروش اینترنتی محصولات مغازه دارها به نظر شما چه اتفاقی میوفته/ یه مدل جدید برای فروشگاه های اینترنتی
          خوشحال میشم نظر شما رو درباره این ایده خام بدونم
          ارادت

  2. با سلام. اجازه بدید اول در مورد تهیه این گزارش و عکس های خوبتون از شما آقای عزیزی تشکر کنم.
    من فکر می کنم عواملی متعددی در کسادی این مرکز خرید نقش دارد. همان طور که خودتان فرمودید در دوران تب چنین بازارها و مراکز خرید هستیم و همین زیاد شدن تعداد این مراکز به ویژه در منطقه خیابان حافظ می تواند در بی رونقی چارسو نقش داشته باشد. از جهتی رقیبی مانند علاالدین که سالیان سال است که در حوزه دیوایس های الکترونیکی فعال می کند می تواند دلیل اصلی این امر باشد. برند بودن علاالدین به حدی است که مردم شهرهای دور و نزدیک برای خرید گجت های خود فقط به این مرکز مراجعه می کنند. من خودم به چارسو نرفته ام ولی حسی که از تصاویر داشتم همان حسی بود که در وسط هفته از مگامال بازدید کرده بودم. البته با وجود هایپر می و فروشگاه هایی نظیر کاترپیلار و نوین چرم و … ماهیت و وضعیت این مرکز خرید متفاوت است، اما هدف از این مطلب این بود که سازه های این چنینی که اخیراً احداث شده اند به زمانی بیشتر نیاز دارند که جا بیافتند و به مرکزی بهتر برای گذران اوقات فراغت و خرید تبدیل گردند. از طرفی معتقدم که اگر سایر وسایل الکترونیکی نظیر انواع چاپگر و دوربین های عکاسی وارد این مرکز شوند به افزایش مراجعه کنندگان می تواند کمک کند ولی کماکان معتقدم این موقعیت مکانی نامناسب این مرکز است که می توان از آن به عنوان اشتباه استراتژیک با وجود دو مرکز فعال دیگر در این زمینه نام برد.

    1. جناب قاسمی عزیز سلام و ممنونم از لطف شما
      با برند بودن علاالدین کاملا موافقم و شرایطی که این بازار داره و محبوبیتش بین مردم. این مورد هم فرمودید که این مراکز زمان بیشتری احتیاج دارند هم کم و بیش می پذیرم. اما گمان میکنم روز اول سرمایه گذاران چارسو، از اینکه در این تقاطع بازار خود را بنا کردند، بسیار خوشحال بودند. شاید هم از منظر مکان یابی، محل مناسبی انتخاب شده است اما از این فرصت به نحو مطلوبی استفاده نشده. پیشنهاد شما برای دوربین عکاسی و چاپگر پیشنهادات خوبی بود. به نظر شما چگونه میتوان از فرصت این تقاطع برای فروش بیشتر استفاده کرد؟

      1. ممنون از توجهتون. همان طور که شما به فرصت ناشی از این تقاطع اشاره کردید، می توانیم از ماتریس سوات استفاده کنیم. در این مورد ما شاهد یک فرصت و یک ضعف هستیم. زیرا این مرکز با توجه به فرصت های محیطی نمی تواند به طور کامل از آن ها بهره مند شود. این بیانگر یک آسیب پذیری است و مورد نام برده شده باید سریعاً فکری اساسی برای این آسیب داشته باشد. همانطور که جناب داورنیا فرمودند، حتی تبلیغاتشون به یک ضد تبلیغ تبدیل شده است. برای فروکش کردن این آسیب می توانیم بیشتر روی شعار آن تمرکز کرد. مثلاً لوازم دیجیتالی و صوت و تصویری بیشتری نیز در این مرکز فراهم شود که تا حدودی بتوان این مجموعه را یک کالکشن دیجیتال نامید. این اقدامات می تواند تا حدودی به مرتفع شدن بیماری نبود مشتری کمک کند. البته سینما نیز مزیت خوبی است ولی کافی نیست و لازم ارزش های دیگری در این مجموعه اضافه گردد.

        1. جناب قاسی عزیز ممنونم از پیشنهادات شما
          گمان کنم پیشنهاد اضافه نمودن سید کالاهای مرتبط یکی از مواردی باشد که مدیران چارسو باید درآن تامل ویژه ای نمایند.
          در مورد شعار، برخی از صاحب نظران معتقدند با افزایش برندها، شعار دیگر آن قدرت گذشته رو نداره. با توجه به این نظریه، شما فکر میکنید تغییر شعار میتونه به عنوان راه حل هرچند با تاثیر نه چندان مطلوب پیشنهاد بشه؟
          اراادتمند

          1. تغییر شعار با تغییر ماهیت بازار ایده ی خوبی است. اما فکر می کنم اگر ماهیت چارسو حفظ گردد بهتر می باشد. البته برای من جای سوال است که این همه اساتید ما درباره ی اهمیت تحقیقات بازاریابی و بازار صحبت می کنند اما کمتر شرکت حقیقی و یا حقوقی به پدیده تحقیقات متاسفانه توجه می کنند. اگر تحقیقات در مورد این بازار صورت می گرفت ، دست کم مشخص می شد که پی مکان به خوبی نمایان نمی شود و احداث یک مرکز خرید در این حومه یک تصمیم غیر استراتژیک است.

            1. بحث استفاده از تحقیقات و پافشاری برخی از ما بر کشف شهودهای خودمون واقعا حیرت انگیزه. نظر یکی از دوستان این بود که این مجتمع بخش های مشتری تعریف شده ای برای خودش نداره. به نظر شما رقیب اصلی چارسو، بخش های مشتری علاالدین هستند یا مشتریان بازار موبایل؟ رقیب شماره یک چارسو کیه؟

              ارادتمندم

  3. نکته اینجاست که چارسو تبدیل به بک برند نشده و نتوسته خودش پوزیشن بکنه تو بین مجتمعها.اگه به مدرن و شیک بودن باشه که پالادیوم و …هستند.اگه به تکنولوژیک بودن باشه که بازار موبایل هست چند قدم پایین تر.تو هیچ چیز خاص نیست .ضمن اینکه موقعیت مکانی اون هم واقعا مناسب رفت و امد خانواده در یه بعد از ظهر ۵شنبه نیست

    1. موقعیت مکانی برای خانواده ها رو قبول دارم. از منظر ترافیک واقعا شگفت انگیزه اون منطقه! تلاش هایی داشتند برای پوزیشن کردن در اذهان اما چیزی که داریم میبینیم اینه که نتونستند خوب موفق شوند. جناب شکرانی عزیز میشه کمی درباره تفاوت های بازار موبایل و چارسو از منظر خودتون بفرمایید. هدفم اینه که دوستان هم پاسخ بدهند و پوزیشن این دو مجتمع رو دز ذهن اهالی کافه کمی بهتر بشناسیم.
      ارادت

  4. عرض ادب
    تا قبل از افتتاح پاساژ علاالدین اکثر موبایل فروشی ها در مغازه ها و پاساژهای کوچک اطراف پل حافظ مثل خانه موبایل یا پاساژ پردیس به صورت پراکنده مشغول به ارائه خدمات بودند.با افتتاح پاساژ علاالدین به عنوان اولین مجتمع تجاری موبایل با ظرفیت بالا(حدود ۱۰۰۰ مغازه)،این مجتمع به سرعت به بورس موبایل ایران و مرکز پخش موبایل به تمام نقاط ایران تبدیل شد.
    بنابراین کسبه قدیمی و بزرگان بازار موبایل تحت هیچ شرایطی حاضر نیستند محل کسب خودشون که امروز قیمت میلیاردی داره ترک کنن و به مجتمع های جدیدالتاسیس هرچند شیکتر و با امکانات تر نقل مکان کنند.
    بعد از گذشت ۱۰-۱۲ سال بازار موبایل ایران با امکانات بالاتری افتتاح شد و متولیان مجتمع بازار موبایل متوجه شدند که باید سبک متفاوتی رو نسبت به علاالدین ارائه بدهند تا بتوانند کسبه رو راضی به انتقال کنند و تنها موفق شدند برندها و شرکتهای بزرگ رو مجاب به حضور در مجتمع خود کنند.مثل نمایندگی های سامسونگ ال جی اپل و همینطور خدمات شرکتهای ذکر شده..
    در هر حال میشه به این نتیجه رسید که امروز علاالدین و بازار موبایل ایران مکمل هم هستند.
    بدون شک تاسیس مجتمع های جدید با هرکیفیتی ،حداقل تا چند سال آینده نمیتونه کسبه قوی و موفق رو از ۲ مجتمع ذکر شده مجاب به نقل مکان کنه.
    و از طرفی هم با توجه به اجاره بهای بسیار بالا بازار چارسو هر کاسبی هم نمیتونه تو این مجتمع شروع به کار کنه و اگر هم توانایی مالی انرا داشته باشد با توجه به نزدیکیش به علاالدین و بازار موبایل باعث میشه افراد کمتر ریسک کنند

  5. سلام

    از عمر بازار چارسو کمتر از یک سال می گذره، از طرف دیگه دو غول یکی پیر و دیگری جوان به نامهای علاالدین و بازارموبایل هم در همسایگی چارسو قرار دارند. بنابراین همین میزان پیشرفت در حدود ۹ تا ۱۰ ماه بد نیست.
    اما از همه مهمتر یک مرکزخرید را برای حداقل پانزده سال آینده می سازند، در نظر بگیرید که رکود فعلی حاکم ناگزیر روزی رخت سفر می پوشه و برندهای جدید، کسبه جدید، کسبه قدیمی که مایل به گسترش کسب و کار هستند، با رونق بازار به اولین گزینه مناسب و در دسترس فکر خواهند کرد که چارسو خواهد بود.
    خلاصه اینکه اگر صاحبان مجموعه استراتژی فروش یا اجاره نامناسبی در پیش نگرفته باشند، در آینده نزدیک این بازار هم شاهد رونق خواهد بود. در نظر بگیرید که یک تهران پایتخت ده میلیونی کشور هشتاد میلیونیه و یک علاالدین و بازارموبایل؛ این سفره هنوز جا داره برای همسفره

    1. سلام

      با بخشی از نظرات شما موافقم. نمیدانم چرا ناخودآگاه یاد مجتمع تجاری الماس شرق افتادم. در بلوار نیروی زمینی، ازگل. سفره برای همسفره جا داره اما بسیاری از این مغازه ها، شروع به کار کردند اما از پس هزینه ها برنیامده، تعطیل شدند. به نظر شما چارسو نباید کاری کند؟ کاری از جنس کارهای اورژانسی! اگر شما مشاور چارسو بودید چه پیشنهادی می دادید جناب سرافرازیان عزیز؟
      ارادت

      1. جناب عزیزی!نکته جالب در پاسخ شما این موضوع هست که حتی شما هم که دراین حوزه مشغول به فعالیت هستید نام این مجمتع رو به اشتباه توی ذهن خودتون ثبت کردین،مرکز خرید الماس ایران در بلوار نیروی زمینی قرار داره و الماس شرق یه مرکز خرید بزرگ در شهر مشهد هستش!بنابراین الماس نتوسته خودشو تبدیل به یه برند بکنه به دلایل مختلف و این اتفاق در مورد چارسو هم کم و بیش داره میفته !علالدین فقط موبایله!بازار موبایل هم موبایله اما در قالب برندها!پالادیوم محل گشت زدن و غذا خوردنه!تیراژه برای بازی بچه ها!کوروش سینما و رستورانه!هایپر استار محل خرید کالاهای تند مصرفه! اینها مواردی هستند که مراکز خرید رو توی ذهن مردم در قالب یک عبارت مشخص کردن!اما چارسو چیه؟ لوازم خونگی؟موبایل؟(برندها یا بی نام و نشانها؟( برند ارد مال کجاست؟) سینما ؟

        1. از دقت نظر شما تشکر میکنم جناب شکرانی عزیز 🙂
          دقیقا درست میفرماین. نام این مجتمع الماس شرق نیست! الماس ایرانه که دقیقا در ذهن من با الماس شرق مشهد گره خورده. مدیران الماس شاید با اوردن فروشگاه شهروند گمان میکردند کار صحیحی انجام دادند اما به نظر میرسه مشتری هدف خود مرکز خرید و مشتری هدف شهروند همپوشانی زیادی ندارند. به همین دلیل فست فود دارتلا و شهروند و نان سحر الماس مشتری خوبی دارند اما خود مرکز خرید مخصوصا در طبقه های دوم به بعد، مشتری آنچنانی نداره و با صحنه هایی مثل صحنه های چارسو بسیار مواجه میشیم.

      2. جناب عزیزی عزیز

        مشاور این مجموعه می بایست پیش از هر چیز با فروشنده ها و مالکین علاالدین و بازار موبایل درباره چارسو به گفتگوی غیر رسمی بشینه تا حدسیات خودش رو دقیق تر کنه، گروه بعدی بنگاههای املاک منطقه هستند، گروه سوم مالکین و صاحبان پروژه چارسو هستند، تا مشاور از چشم انداز درآمدزایی و سودآوری ایشان از پروژه آگاه بشه
        پس از این مطالعات اولیه مشاور متوجه می شه ادامه همکاری با این گروه میسره یا خیر
        در گام بعدی مشاور ممکنه پیشنهاداتی نظیر ذیل داشته باشه:
        ۱٫ تعیین پلن فروش و اجاره برای تمامی واحدها در تمامی طبقات (اگر هست، بررسی و اصلاح) براساس مقایسه با مجتمع های رقیب، در این پلن برای مثال طبقات آخر باید به گارانتیها و مراکز خدمات مشتریان اختصاص پیدا کنه، قیمتهای طبقات غیر از همکف و اول باید کاهش جدی داشته باشه و …
        ۲٫ استفاده از ظرفیت سینما و تئاتر به عنوان جایزه خرید (نه برای خریدار، بلکه برای دوستان و اطرافیان با ارائه بلیط اضافه)
        ۳٫ اجرای ایونتها: برگزاری جشن معرفی محصولات جدید تکنولوژیک در ایران
        ۴٫ دعوت از مالکان فروشگاههای خارج از منطقه (بازار رضا، بازار ایران، پایتخت و …) به سرمایه گذاری و ارائه تخفیف به سرمایه گذاران نامدار
        ۵٫ استفاده موثر از جوایز ماهانه به خریداران در کنار استفاده از ظرفیت شبکه های اجتماعی برای ترویج آن

        اگر یک مجموعه رویکردش رو از غیرفعال به فعال تبدیل کنه خیلی چیزها به سرعت اطرافش تغییر می کنه، معمولا مشکل در سرمایه گذاران و تعجیل و سرسختی ایشان در بازگشت سرمایه سریع و آسانه که با فشار به قیمت فروش و سرقفلی یا مبلغ اجاره صورت می گیره

        1. جناب آقای سرافرازیان بسیار از خواندن نظر شما لذت بردم. اشاره شما به راه حل هایی مثل برگزاری ایونت یا استفاده از ظرفیت های سینما و تئاتر برای من جالب بود.
          من هم مثل شما معتقدم رویکرد سرمایه گذاران مخصوصل زمانی که دولتی یا شبه دولتی هستند، در موفقیت بسیار مهمه.
          از مشارکت حضرتعالی بسیار خوشحالم.
          ارادتمند

          1. بزرگوارید جناب عزیزی گرامی

            در چنین شرایطی هرگونه شتاب زدگی در کاهش قیمت و یا تبلیغات پرفشار؛ سرمایه گذاران و شکارچیان اطراف را به این نتیجه می رساند که مجموعه در سراشیبی افول و کاهش قیمت و امتیازدهی افتاده و در نتیجه پروژه به سان گاومیش زخمی در میان گله شیران به شکار آسان تبدیل می شود

            1. جناب سرافرازیان از تشبیهاتی که به کار میبرید لذت میبرم
              تشبیهاتی که به راحت تر فهمیده شدن مفاهیم بسیار کمک میکنه
              به نظر شما پادشاه حال حاضر این تقاطع دیجیتالی چه کسیه؟ گمان کنم نظرتون علاالدین باشه. پنج سال بعد چطور؟ به نظر شما پادشاه پنج سال بعد این تقاطع چه مجموعه ای خواهد بود؟

              1. جناب عزیزی
                تاج پادشاهی رو به شیوه های متفاوتی می شه تعریف کرد
                می شه در سطح اشخاص تعریف کرد؛ در این صورت معروفترین فرد در نزد عوام خود جناب علاءالدینه که البته محتمله افراد دیگه ای هم باشند که ما به عنوان مخاطب عامی در این زمینه اطلاع نداریم.
                اما اگه در سطح مراکز خرید تعریف کنیم؛ به نظر می رسه اگه مشتریان را به دو سطح احترام خواه و قیمت خواه تعریف کنیم؛ احترام خواهها ترجیح می دن پا تو علاالدین شلوغ با فروشنده های با اخلاقهای خاص نگذارن و مقداری پایینتر از بازار موبایل خرید کنند. اما مشتریهای قیمت خواه که عموما یا از سواد کمتری برخوردار هستند و یا سواد خوبی دارند اما در اوایل سن جوانی هستند و حوصله قیمت گرفتنهای متعدد از فروشگاههای مختلف دارند علاالدین احتمالا اولین گزینه است.
                چارسو به ناچار باید مشتریهای احترام خواه رو هدف قرار بده و از فروشهای فوق العاده با زحمت کم علاالدین با حسرت صرف نظر کنه
                مشتری احترام طلب، براش رفتار آدمها از دم در تا داخل فروشگاه و از پیش از خرید تا پس از خرید براش مهمه و اگر رعایت بشه ولو بدونه علاالدین ارزونتره نمی ره
                مثال آژانس سوار شدن و تاکسی سوار شدن و بی آرت سوار شدنه
                حتی اگر بی آرتی سریعتر باشه عده ای هستند در هرحال آژانس سوار می شن و اگه ناچار باشن تاکسی

  6. مطلب جالبی بود جناب عزیزی
    بنظرم چاره برای بیرون رفت از این وضعیت پیوند یک کلمه به این بازارهاست مثلا ارزان ، با کیفیت ، کودک ، نوجوان ، ….
    یک پروژه در دست دارم و قصد دارم یک بازارچه در حال تعطیلی را با کلمه “دبی همین جاست “پیوند بزنم
    باید بر اساس اقلیم و به روش باغبان ها کار قلمه زنی و پیوند را انجام دهیم .

  7. سلام. مشتری برای تغییر مکان خرید یا تغییر محصول به دنبال ارزش بیشتر یا خدمات مناسبت تر می باشد .در این بازار نه جذابیتی بالاتر از بازار موبایل ایران و مجتمع علاالدین برای فروشندگان وجود دارد نه برای مصرف کنندگان.متاسفانه سازندگان این بازار فقط از دید خود به این بازار نگاه کرده اند

    1. سلام
      من هم مثل شما تفاوت ماهوی بین چارسو و بازار موبایل نمیبینم. شاید سرمایه گذاران و مدیران چارسو فکر میکنند که سینما برگ برنده آن ها باشه اما با توجه به موقعیت جغرافیایی منطقه و همچنین شواهد موجود، گمان کنم باید تامل بیشتری داشته باشند.

  8. سلام
    گرچه تا به حال به این مرکز مراجعه نکردم اما از خوندن گزارش شما واقعا متاثر شدم. این وضعیت من رو یاد پردیس تفریحی و سینمایی کیان که در انتهای نواب (خ چراغی) احداث شده انداخت. خلوت بودن و تعطیل شدن فروشگاهها یکی پس از دیگری.
    وقتی یکی از فاکتورهایی که در ابتدا بعنوان نقطه قوت در نظر گرفته می شد (در اینجا موقعیت جغرافیایی و بازار اطراف)، بعد از شروع پروژه بعنوان نقطه ضعف عرض اندام کنه، شرایط خیلی سختی رقم میخوره!
    فکر میکنم اگه به لحاظ برندینگ و تبلیغات فکری به حال این مجتمع ها نشه، مجبور بشن منتظر بمونن تا شاید به مرور برندهای لوکس و گاها نمایندگی های خدماتی بیان و مغازه های مجتمع رو پر کنن.

    1. سلام
      از مشارکت شما ممنونم جناب شهسواری عزیز
      نظر شما درباره سخت شدن شرایط وقتی که یکی از نقاط قوت به نقطه ضعف تبدیل میشه رو کاملا قبول دارم
      نکته جالب در نظرات دوستان همین نکته بود که اتفاقا همجواری چارسو و بازار موبایل و علاالدین نقطه ضعف هست نه نقطه قوت!
      سوالی که برای من پیش اومد این بود که چطور ممکنه برندهای لوکس بیان و مجمتع رو پر کنند؟

      ارادتمند

      1. عموما برندهای لوکس یا حتی برندهایی که داعیه لوکس شدن رو دارند بیشتر دنبال حضور بصری داشتن در خیلی از مکانها هستن. البته برای همین موضوع هم باید فعالیتهایی از جنس آگاهی صورت بگیره. اتفاقا دیشب بام تهران (ولنجک) بودم و دیدم ایرانسل یه فروشگاه خیلی بزرگ رو اونجا دایر کرده! نزدیک سی دقیقه اونجا ایستادم دریغ از یک مراجعه کننده!
        شاید این بازار با توجه به وضعیت فعلی و احتمالا دید بدی که در بین بازاری ها در موردش وجود داره، نیاز به یه ری برندینگ داشته باشه و با یه شروع مجدد پرسروصدا بتونه جایی توی اون منطقه پیدا کنه در غیر اینصورت سخت میتونه به همون بازار دیجیتالی تبدیل بشه که مد نظرش بوده.

        1. جناب شهسواری

          با عرض سلام؛
          برندهای لوکس برعکس صرفا در خیابانهای خیلی لوکس به اصطلاح خارجیها های-اند حضور دارند و به هیچ وجه از اون خیابانها اونورتر هم نمی روند. خیابانهایی نظیر فرشته، الهیه، نیاوران، فرمانیه، زعفرانیه و با تخفیف جردن و نه حتی ولی عصر به ویژه پایین تر از پارک وی
          اصولا برندهای دیجیتال بسیار انگشت شماری هستند که لوکس هم باشند، اپل و بنگ اند اولافسن و ویرچو نوکیا استثناء هستند.
          مرکز خرید چارسو اساسا لوکس نیست و نه به گمانم همچین تصوری از خودش داشته باشه؛ حتی برخی پالادیوم و ارگ رو هم درمیان مدت و بلندمدت مکان مناسبی برای برندهای لوکس نمی دونند.

          1. جناب سرافرازیان عزیز
            از نظر شما استفاده کردم،
            چیزی که بنده از حضور برندهای لوکس می بینم صرفا محدود به خیابانهایی که شما اسم بردید نیست و عموما توی بازارهای مختلف حضور دارند و گاها این حضور پررنگ هم هست اما در خصوص تعداد کم برندهای لوکس دیجیتال با شما هم عقیده ام. چیزی که از لفظ ری برندینگ مد نظر بنده بود تغییر این بازار به بازار چند وجهی (نه صرفا موبایل و تبلت) بود. با توجه به وجود سینما و تعداد زیاد فروشگاه در این مجتمع میشه روی حضور سایر کالاها هم حساب باز کرد البته نظرم فقط کالاهای دیجیتاله.

            1. جناب شهسواری
              این منطقه به دلیل بافت تجاری دچار پدیده شب مردگیه و برای برندهای مصرفی کاربرد نداره، این مرکز تجاری بناچار باید دیجیتال بمونه
              بنده خوش بینی بیشتری نسبت به سایر دوستان دارم، وضعیت فعلی با هشیاری و حرکت فعال مالکین پروژه با توجه به قرار گرفتن در رکود بی سابقه و انتظار محتمل خروج از رکود از سال آینده، قابل تغییره
              اگر چارسو بتونه خودش رو به مرکزی به روز و نزدیک به دیدگاه جهانی تبدیل کنه
              برای مثال در چارسو همایش و ایونت و سمینار و معرفی محصولات جدید در زمینه دیجیتال برگزار کنه
              کاری که نه در علاالدین امکانش هست نه در بازار موبایل

              1. همونطور که توی کامنتم نوشتم، بنده هم با دیجیتال ماندن این فضا کاملا موافقم. ایده های شما قابل تحسین هستن، تحت تاثیر قرار گرفتم.
                در کل اعتقاد دارم چنین فضایی حتما قابلیت و پتانسیل زنده شدن رو داره و حالت کنونی این مجتمع به دلیل پیش بینی های اشتباهی بود که در ابتدا صورت گرفته بوده و البته مواردی که شما و سایر دوستان توی کامنت هاشون عنوان کردن.

  9. سلام به جناب عزیزی عزیز و دوستان کافه ای
    به شخصه معتقدم که چارسو دو تا سه برابر بازار موبایل ایران وقت برای جا افتادن احتیاج دارد. اگر طبقه همکف شلوغ و پر برند است فقط بخاطر این است که به عنوان مغازه سر نبش یا بر خیابون در نظر گرفته شده. وقتی بازار علائدین با قدمت زیاد و بازار موبایل ایران با امکانات و خدمات و اعتبار خوب در چند قدمی قرار دارند واقعا سومین انتخاب بودن میان سه مجتمع تجاری با صدها مغازه برابر است با سوت و کور بودن. تصور کنید میخواهید یک گوشی بخرید. اولین اسم علائدین است و اگر اعتبار خدمات بازار موبایل و پارکینگ مجانیش شمارو متقاعد به رفتن به اون مجتمع نکند شما نیاز به یک تا دو ساعت وقت برای گردش در علائدین و پرسو جو دارید. و اگر موفق نشدید بازار موبایل ابران مطمئنا وقت بیشتری از شما میگیرد. پس اصلا تایمی برای سر زدن به چارسو نمی ماند. مطمئنا شما هم گوشیتون رو با یک قیمت بهینه از بین ۴۰۰ ۵۰۰ فروشگاهی که دیدید تهیه کردید.
    از طرف دیگه من فکر میکنم اشتباه بزرگ از تبلیغات چارسو میاد: چارسو فقط یک بازار موبایل نیست
    اگر اشتباه نکنم شعارشون روی بیلبوردها همین بود. اما حافظ بورس موبایل و الکترونیک است و مردم برای تهیه چیز دیگری معمولا به اونجا نمیرن. بابت همین قضیه و نزدیک بودن به بسیاری از بازارهای دیگر بسیار شلوغ است. چرا باید از جاهای دیگر تهران برای استفاده از خدمات دیگر حتی سینما ترافیک و وقت تلف کردن و … رو به جون خرید، چون چارسو یک بازار موبایل نیست. همین جمله باعث میشود چارسو به عنوان یک انتخاب به عنوان مرکزی برای رفع نیاز الکترونیکی مردم از نظر آنها به حساب نیاید.
    راحت تر بگم، چارسو تبلیغ کرد تا به مردم بگوید به این مجتمع مراجعه نکنید.
    بسیار ممنون و سپاسگزارم از مطلب خوبتون

    1. سلام
      جناب داورنیای عزیز به نکته بسیار جالب توجهی اشاره کردید. لذت بردم از مطالعه نظر خوب شما
      خیلی برای من جالبه که تقریبا همه دوستان متفق القول نظر دادند که از منظر جغرافیایی همنشینی با علاالدین و بازار موبایل نقطه ضعف هست و بعید میدونم مدیران چارسو در روزهای برنامه ریزی، موقعیت جغرافیایی رو در ماتریس سوات احتمالی در خانه نقاط ضعف دیده باشند!
      تبلیغات هم بسیار نکته جالبی بود. چارسو فقط یک بازار موبایل نیست! توهم ایجاد سینما و پرشدن مراکز خرید، گمان کنم جزء مایوپیاهای جدید سرمایه گذاران این بخش باشه.
      اما جناب داورنیا شما اگر مشاور این مجموعه بودید چه راه حل هایی رو پیشنهاد میدادید؟

      ارادتمند

      1. سلام مجدد جناب عزیزی
        خب راستش من واقعا نمیدونم بازار چارسو در چه شرایطی از منظر بیزینسش به سر می بره. و آیا از نظر مدیران چارسو الان در بحران هستند یا خیر. چیزی که میتونم بهتون بگم اینه که شاید لازم باشه چارسو هزینه هایی رو برای تبلیغات کرده رو روی یک کمپین PR واقعی و قوی اعمال کنه. یکی از عوامل موفقیت بازار موبایل ایران نمایشگاه های دوره ای بود که در طبقه اخر برگزار میکرد و با اطلاع رسانی مردم رو به اونجا میکشوند و حالا که چارسو امکانات بیشتری براش مهیا هست بهتره از این فرصت نهایت بهره رو ببره.و البته همزمان سعی کنه مغازه هاشو با کسب و کارهایی مد نظرشه پر کنه. اینکه میگم کسب و کارهای مد چارسو از همون شعار چارسو فقط یک بازار موبایل نیست میاد. شاید لازم باشه سیاستهای کسب درآمدشون رو از مغازه ها تغییر دهند

        1. ممنونم جناب داورنیای عزیز
          اینکه مدیران معتقد هستند که در بحران هستند یا خیر رو من هم نمیدونم اما صرفا امیدوارم این تصاویری که میبینیم ذهن این مدیران رو کمی به تامل وارد کنه. من هم مثل شما فکر میکنم کمپین PR کمک کنه. اماا در زمینه برندینگ من گمان میکنم استراتژی انتخاب شده به بازنگری احتیاج داره
          و شاید ایجاد کمپین PR صرفا به بدتر شدن شرایط منتهی بشه
          موافق هستید؟

  10. سلام به عزیزان کافه
    داستان چارسو به نظرم برمیگرده به قدرت رقیب آن طرف چهاراره
    اینکه سازندگان و سرمایه گذاران چارسو مشاور داشتند یا نه رو نمیدونم اما باید توجه میداشتند که چند متر آن طرف تر یکی از ثروتمندان رده بالای کشور پاساژ دارد.
    با روش تشویقی مغازه ارزان تر هم معلوم بود نمیشود با رقیب طرف شد چون آنقدر دارد که حتی یک طبقه از پاساژش را خراب کنند هم مشکل خاصی نخواهد داشت.
    قصدم نوشتم از رقیب و قدرت و سرمایه او نبود و ذهینت منفی هم نسبت به او ندارم. بیشتر میخواستم این نکته را پر رنگ کنم رقیب چارسو تیم گوام و مالدیو نبود که بشود راحت پیروز میدان شد. بلکه برزیل قدرمتند یا آلمان هجومی بود و باز فکر میکنم چارسو شاید به اندازه هزینه ساخت خود باید هزینه برنامه هایی کند تا بتواند از وضعیت فعلی خارج شود. مخصوصا که حالا خرده فروش های پشیمانی وجود دارند که دوباره میخواهند به پاساژ رقیب برگردند

    1. جناب سپهری عزیز سلام
      به نظر میرسه چارسو نقطه تمایز پررنگی با بازار موبایل نداره و من فکر میکنم زمین بازی چارسو با زمین بازی علاالدین کمی متفاوته. شما فکر میکنید رقیب اصلی چارسو، علاالدین باشه یا بازار موبایل؟

      ارادتمند

      1. سلام
        گویا روندی که داشته بیشتر با علاالدین در اصطکاک بوده
        ضمن اینکه شنیده ها حاکی از اینکه تعدادی از ساکنان علاالدین رفتن به سراغ چارسو و بعد از گل نکردن چارسو دست از پا دراز تر برگشتن به علاالدین.
        شخصا فکر میکنم در این اوربیتال باید به حضور پاساژ شمرون توجه کرد.

        1. ممنونم جناب سپهری عزیز
          من کمی متفاوت از حضرتعالی فکر میکنم. به اعتقاد من مشتری چارسو با بازار موبایل اشترااک بیشتری داره تا علاالدین. نمیدونم چارسو در این زمینه پژوهشی انجام داده یا خیر.
          شمرون برای من هم جاله که چه استراتژی ای رو پیش میبره. شمال شرق تهران واقعا به یه همینچین مرکزی احتیاج داره. نظر شما چیه؟ شمرون با چه استراتژی ای شکست خواهد خورد؟

  11. سلام.
    به نظر من چند دلیل که نتوانسته به فروش و خالی بودن این پاساژها.
    ۱ – نزدیک بودن به علاءالدین و بازار موبایل ایران
    ۲- نداشتن تبلیغات هدفمند و مشخص نکردن مشتری هدف
    من اطمینان دارم که اگر برندهای مانند آل جی یا سامسونگ هم آنجا باشد باید خیلی زیر قیمت به آنها داده و فکر کنم خیلی ضرره چون فکر میکده میتوانسته بقیه را هم راغب کند که به دلیل وجود این برندها حضور داشته باشند. تمام نفع آن به این برندها میرسد چون هرجور بخواهند رفتار میکنند. حتی داخل خود بازار اگر فضای تبلیغاتی باشند آنها با یک سوم قیمت هم میتوانند تبلیغ کنند زیرا رقابتی وجود ندارد.نتیجه میگیرم این بازارها یا ماها تماما بدون ایده هدفمند بنا شده. با تبلیغات وسیع هم نمیتوان به موفقیت رسید

    1. سلام
      از همراهی شما ممنونم
      به موارد جالبی اشاره کردید. مخصوصا واحد الجی در طبقه همکف که یکی از بهترین واحدهای چارسو هست. طبیعتا به برندهای نام اشنا با تخفیف های بیشتری واحد ها داده میشه تا بتونن بقیه کسبه رو ترغیب کنند. برای من جالب بود که معتقد هستید با تبلیغات وسیع هم به نتیجه نخواهند رسید.
      شما اگر مشاور مدیران چارسو باشید چه راه حلی رو پیشنهاد میدید؟ به نظر شما چه مشتری هدفی برای این مرکز مناسب هست و باید هدف گیری بشه؟

  12. با عرض سلام و خسته نباشید
    بنده و چند تن از دوستان هم دقیقاً در مجتمع تجاری با همین شرایط هستیم و دلیل این فاجعه چیزی جز عدم مدیریت صحیح از سوی مدیریت مجتمع و عدم هماهنگی و ارتباط با فروشندگان و فروشگاه داران مجتمع نمی باشد .
    محل مجتمع فارس – فسا – مجتمع تجاری اوج دنیا که اگر در سایت های فروش جست و جویی انجام بدید متوجه خواهید شد که خیلی از فروشگاه داران فقط خواستار فروش واحد هایشان و رهایی از این مجتمع هستند .
    سپاس از مطالبتون ♥

    1. سلام
      ممنونم از شما و همراهی شما
      موردی فرمودید: “هماهنگی و ارتباط با فروشندگان و فروشگاه داران مجتمع ”
      امکانش هست کمی با جزئیات بیشتری این مورد رو شرح بدید. گمان کنم شنیدن مشکلات از زبان شما که هر روز درگیرش هستید ما رو در فهم بهتر مساله بسیار کمک کنه.
      بی صبرانه منتظر شنیدن فرمایشات شما هستم
      ارادت

  13. با سلام و احترام خدمت همه دوستان و بزرگواران عزیز
    من به عنوان کسی که نزدیک به ۵ سال در بازار جمهوری فعایت کردم با مدرک کارشنسی ارشد بازرگانی مدیر بازاریابی یکی از شرکت های فعال در بازار جهمهوری بودم و تقریبا با فضای حاکم بر بازار جمهوری آشنا هستم چند نکته را از دیدگاه خودم بیان میکم
    ۱-بازار جمهوری از چند خرده بازار تشکیل شده از جمله وسایل الکترونیکی خانگی ، موبایل ،دوربین ها ی دیجیتال وسایل و تجهیزات حرفه ای صوت و تصویر مانند برند های JBL EV HK و پوشاک ….
    ۲_همانطور که همه می دانند همه خرده بازار های فوق دارای مرکز و پاساژهای تخصصی هستند که دوستان ذکر نموده اند
    ۳-بازار ۴ سو در هیچ کدام از این بازاها نمی تواند حرفی برای گفتن داشته باشد چون مزیت رقابتی خیلی خاصی ندارد
    ۴-سینما اصلا مزیت رقابتی نیست چرا که بعد از غروب آفتاب و تعطیلی بازار عملا خ جمهوری و اطراف آن خالی از تردد می شود و شما در خیلی از کوچه ها معتادهای زیادی را مشاهده می کنید
    ۵-من چون چند سال در این خیابان و بازار هایش تردد داشتم به طور محسوس کاهش مشتری را دیده ام
    چرا که با ترافیک کنونی و ایجاد بازارهاو پاشاژ اینترنتی و محلی و تغغیر الگوی خرید مشتریان این بازار ها عملا مشتریان خیابان جمهوری در همه خرده بازارهایش رو به کاهش است
    ۶-شرکت تبلیغاتی که مسئول قعالیت های چهارسو است تلاش می کند با برگزاری مناسبت های مختلفی مانند معرفی موبایل G4 LG ، تاتر های مختلف ، جشنواره فیلم های کوتاه مشتریان را جذب این پاساژ کند اما با توجه به شب مردگی و داخل طرح بودن و همچنین ترافیک این پاساژ عملا مراجعین فقط به صورت موردی استفاده می کنند و مشتری نمی شوند
    ۷- به نظرمن هیچ کدام از فعالیت هاو تبلیغاتی که برای پاساژ های رقیب انجام شد نمیتواند کمک خیلی بزرگی به این پاساژ کند چرا که همان پآساژ ها با کاهش مشتری و فروش مواجه هستند
    با تشکر

    1. جناب آقای هدیه لوی عزیز سلام و سپاس از نظر کارشناسی شما
      خیلی خوشحالم که دوستان مطلعی همچون شما هم در این بحث شرکت کردند
      شب های جمهوری رو هم کاملا با شما موافقم
      و اینکه به نظر من هم ایده سینما ایده خوبی برای جذب مشتری برای چارسو و اون موقعیت جغرافیایی نیست
      جناب هدیه لو در مقام مشاور، چه پیشنهاداتی برای چارسو دارید؟ ایده خامی که به نظر خودم رسید و برای خانم کریم پور نوشتم در همین یادداشت و نظرات این بود که چارسو مدل جدیدی از فروشگاه های اینترنتی رو با نام خودش ایجاد کنه و به فروش اینترنتی محصولات واحدهای تجاری خودش بپردازه. که البته ایده ای خام هست. نظر شما چیه؟
      ارادت

  14. با سلام حضور سروران و همچنین دوستان عزیزی که ارایه نظر فرمودند
    من هم مثل بیشتر دوستان معتقدم که این بازار در زمان درست و در مکان درست ایجاد نشده . البته داشتن تبلیغات موثر و اطلاع رسانی بموقع تا حدی میتواند راهگشا باشد اما نکته مهمتر اینستکه این بازار چه مزیتهای رقابتی برای خود در نظر گرفته و به چه دلیل و دلایلی تصور میکند که میتواند مورد توجه ویژه مردم قرار گیرد.
    این بازار تا چه حدی توانسته نیازهای فعلی و نیازهای آتی مراجعین را شناسایی و برای رفع آنها تمهیدات لازم را فراهم نماید.
    شاید گذشت زمان بتواند تا حدی از مشکلات را مرتفع کند اما بنظر می رسد بدلیل اشتباهات محاسباتی و نقصان تحقیقات مجموعه حداقل در کوتاه مدت دچار هزینه هایی پیش بینی نشده شود.
    ای کاهش بر روی کاغذ بیشتر فکر میشد که هزینه های کمتری از اجرا دارد. برای این مجموعه و همه کسب و کارها آرزوی موفقیت دارم.

  15. دورود بر جناب عزیزی
    دادن راهکار مناسب بدون درک درست از مساله منطقی به نظر نمی رسد بعبارتی تجویز قبل از تشخیص. چراکه بررسی منابع مالی و امکان تبلیغات هدفدار ، تغییر در کاربری برخی طبقات و … میتواند از راهکارهای احتمالی باشد. اما بعنوان ایده بعرض می رساند که مذاکره با برخی برندهای خوشنام جهت ایجاد نمایندگی یا شعبه با ارایه تسهیلات قابل قبول جهت جلب توجه آنها و یا ارایه خدماتی که بتوان بواسطه آنها مخاطبین احتمالی را به مکان جلب نمود میتواند مورد بررسی قرار گیرد.
    در خاتمه بخاطر طرح مسله چالش برانگیز و مدیر مطالب متشکرم.

  16. سلام آقای عزیزی … از تاخیری که در پاسخگویی پیش اومد عذرخواهی می کنم.
    من ایده فروش اینترنتی رو می پسندم اما این به شرطیه که این ایده با یه سری خدمات جدیدتر هم ترکیب بشه.
    به هر حال از این واقعیت نمیشه گذشت که ما در زمینه فروشگاه اینترنتی دیجی کالا رو داریم که رقابت با اون هم می تونه چالش جدیدی برای چارسو محسوب بشه.
    این رو هم باید در نظر داشت که فروش اینترنتی محصولات اگرچه می تونه فروش مفازه ها رو بالا ببره اما به افزایش ترافیک خریداران در خود مجموعه کمک چندانی نمی کنه.
    من فکر می کنم چارسو می تونه با الهام گرفتن از اسمش و کمی انعطاف در کاربری، خدماتش رو توی چهار حوزه به مردم ارائه کنه:
    ۱- فرهنگ و هنر (که مساما شامل سالن های سینما و تاتر به همین شکل با کیفیت فعلی هست)
    ۲- تجارت الکترونیک (فروش اینترنتی محصولات)
    ۳- محصولات دیجیتال (موبایل، تبلت، لپ تاپ و …)
    ۴- تغییر کاربری برخی طبقات و ارائه کالاهای مورد نیاز زندگی مدرن مثل لوازم خانگی، کالاهای ورزشی وسلامتی، ملزومات سفر، صنایع دستی و …
    همون طور که در شعار این مرکز هم اومده که چارسو یک بازار موبایل نیست … یک دسته بندی متفاوت از خدمات می تونه ارزش بیشتری رو برای مخاطبان ایجاد کنه و خب این جوری چارسو از نام برندش هم استفاده کرده و در واقع داره به طریقی به مردم میگه که “چارسو” چی هست و چه سورپرایزهایی برای اونا داره.
    من فکر می کنم اتفاقی که افتاده اینه که چارسو به عنوان بازاری معرفی شده که می خواد با فرستادن مردم به سینما ، موبایل ها و تبلت هاشو بفروشه … فکر کنید اگه این ایده برعکس می بود و فروش محصولات دیجیتالی که از مهمترین ملزومات زندگی امروز ما هستن در خدمت افزایش علاقه مردم به فرهنگ و هنر به کار گرفته میشد چه تغییری می تونست برای برند چارسو اتفاق بیافته؟

  17. با توجه به اینکه این مرکز نسبتا” تازه تاسیس هستش، تا حدودی طبیعیه که نسبت به علاءالدین و بازار موبایل خیلی خلوت به نظر برسه. البته خود من هم که حدودا ۲ ماه پیش از روی کنجکاوی یه سر به چارسو زدم و تقریبا همه طبقاطش رو بازدید کردم، از بیش از حد خلوت بودنش تا حدودی شوکه شدم اما خاطرم هست که بازار موبایل هم حتی تا یکی دو سال بعد از افتتاحش هنوز خلوت بود و کم کم جمعیت به سمتش جذب شدن.
    به نظر دلیل اصلی اینکه استقبال از این مرکز نسبت به پیش بینی ها کمتر بوده اینه که مدیران این مجموعه روی جنبه هنری و فرهنگی اش بیشتر از جنبه تجاری اش مانور میدن. مثلا همونطور که دوستان هم اشاره کردن، مانور روی سینمای این مجموعه و افتتاحیه هاش خیلی بیشتر از مانور روی فضای تجاری اون بوده. لوگو و هویت بصری چارسو هم با وجود اینکه توسط یکی از حرفه ای ترین و خلاق ترین مجموعه های دیزاین و تبلیغات (استدیو شیزارو) طراحی شده اما به نظرم خیلی خوب و عامه پسند نیست و یه مقدار زیادی هنری و آوانگارد طراحی شده. همین قضیه توی تبلیغات تلویزیونی اش هم نمود داره و به شکلیه که شاید فقط به نظر تعدادی از مخاطب های پیگیرتر ( که قبلا با مجموعه تا حدودی آشنایی دارن و تا حدودی هم دید و سلیقه هنری داشته باشن ) جذاب به نظر برسه و مخاطب عام رو ترغیب نمیکنه که یه سر بره و ببینه بازار چارسو چیه و چی داره. تغییر لوگو و هویت بصری که الآن دیگه درست نیست اما فکر میکنم این مجموعه نیاز به تبلیغات تلویزیونی گسترده و به شدت عامیانه داره تا اول از همه بتونه مردم عادی (که طیف اصلی مشتری های مجتمع های این چنینی هستن) رو جذب کنه و بعد از اون کم کم روی برند شدنش کار کنه.

  18. با سلام
    من این پاساژ را می شناسم و رفتم. سایتش و ایستاگرامش را هم دیدم. به نظر من اگر سازنده اینقدر به سینما اهمیت میده، خوب می رفت و یک پردیس سیتمایی می زد تا یک پاساژ. هیچکس با پول تو جیبش این کارها را نمیکنه!!
    همچی اونجا تحت تاثیر سینما است و کاملا این را از مدیریت در تمام قسمتها می توان مشهود دید. انتظاری برای رونق بقیه طبقه ها نباید داشت!!

  19. با عرض سلام خدمت دوستان
    به نظرم بازار چهرسو در حال حاضر سه مشکل اصلی داره:
    ۱-در حال حاضر ظرفیت توسعه بازار فروش موبایل و امثال آن در تهران در حدی نیست که بتواند این پاساژ را در یکی دو سال آینده پر کند (دلیل آنکه هنوز همه مغازه های بازار موبایل هم پر نشده است).
    ۲- تجربه ساختمان بازار موبایل نشان داد که حضور در پاساژ های پر زرق و برق برای فروشنده ها آش دهن سوزی نیست و رفتار مصرف کننده ایرانی در مورد خرید موبایل و مانند آن در مسیر دیگری است.
    ۳- تجربه مصرف کننده ایرانی هم در مورد بازار موبایل هم به او نشان داد که خرید از فروشگاه های پاساژهای پر زرق و برق آش دهن سوزی نیست و مشکلات خدمات مشتریان در مورد موبایل و مانند آن همچنان باقیست.

  20. با سلام
    بنده به خرید یک واحد تجاری داخل این مجتمع امیدوار بودم
    اما با تحقیقات به نسبت دقیقی که داشتم متوجه نقاط قوت و ضعف کار شدم که عبارتند از
    ۱) موقعیت جغرافیایی چارسو بسار خوب هست
    ۲)سازه کار خیلی خوب
    ۳)پرسنل فعلا دنبال منافع شخصی نیستن او خدا کنه اینطور بمونن
    ۴)رستوران وسینما مشتریها رو جذب میکنه و نکته مهم این هست که شهرداری اگر اجازه میده این مجتمع بزرگ و چند طبقه باشه دلیلش تامین فضای فرهنگی وخدماتی هست در غیر این صورت باید کل بنا در ۵ طبقه خلاصه میشد نه ۱۵ طبقه پس درایتی تو کار بوده

  21. راه رونق بخشیدن به بازار چارسو . ۱- بایستی گروهی از تعمیر کاران حرفه ای در طبقات بالای چار سو مستقر گردند و علاوه بر موبایل به تعمیر تبلت و لب تاب نیز بپردازند و قیمت کاملا منصغانه و برای جذب مشتری اندکی هم کمتر باشد
    ۲- علاوه بر فروش محصولات کلاسهای اموزشی و خدمات و بازرگانی نیز برگزار شود
    ۳- جوایز مختلفی در نظر گرفته شود
    ۴- مدیریت خلاقانه که ایده های بروز و جالب از نظر مشتری را به اجرا بگذارد
    ۵ -و …………………………………………..

  22. با درود و سپاس از دیدگاه‌هاى خوب و ارزنده دوستان درباره یکى از گره‌گاه‌هاى تجارى در پایتخت..
    بنده با برندسازى مرکز خرید موافقم اما این کار باید هوشمندانه انجام گیرد. ما هم در شمال کشور با همین پدیده روبه‌رو هستیم و از نگاه بنده، ارزشمندتر از هرچیزی پذیرنده بودن درگاه معمارى پاساژ و یکسان سازى بستر تابلوهاى تبلیغاتى و راهنماست . البته با نگاهى به دو خریدار بودن چنین پروژه‌هایى که هم خریدار ملک (سرمایه گذار) و هم خریدار مصرفى (مشترى) دارد، باید بتوان پاسخ درخورى به نیازهاى هر دو داده، آن‌ها را در پیشبرد برنامه‌هاى مدیریتى سازمان با خود همراه نمود. در چنین هنگامه‌اى باید با دو پلان همگن ولى رندانه در بستر زمان رفتار نمود تا مشت مدیریت پروژه در کامیابى یا ناکامى از فروش واحدها بسته بماند. در این راستا، نخست بر استراتژى پژوهش در بازارهاى پیرامونى و نیز فرآیند تولید و ارایه خدمت بر پایه ذائقه‌ى خریداران پافشارى مى‌کنم و سپس به سراغ راهکارهاى رقابتى و پرهزینه‌اى چون تبلیغات و کمپین‌ها مى‌روم. البته رویکرد فرهنگى به فروش، به ویژه فروش‌هاى همایشى هم پیشنهاد خوبى است. سپاسگزارم

  23. درود بر شما جناب عزیزى بزرگوار..
    احتراما، چنانچه باز هم در بخشهایى از سایت شما گفتگویى درباره بازار و از این دست انجام گرفت، لطفا لینک برگه سایت رو به نشانى جى میلم بفرستید. خوشحال میشم از دانش و تجربه شما و دوستان فرهیخته و دانا بهره مند بشم..
    سپاسگزارم..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *