جمعه های کن// جشنواره خلاقیت کن. همگام با غرش شیرهای جشنواره کن // جشنواره خلاقیت کن/ این هفته حرکت زیبای کوکاکولا را دریابیم !

“پیام­های بازرگانی!

ما دیگه مثل قبل خلاق و سازنده نیستیم. همه چی ماشینی شده. // پس ما برای چی هستیم؟ ما مصرف کنندگانیم جیم. // با زیاد خریدن تو یه شهروند خوب میشی. ولی اگه چیز زیادی نخری، اونوقت چی هستی؟ چی؟ تو یه روانی ای…! “دوازده میمون” اثر تری گیلیام ۱۹۹۵

پس از بررسی هشت قسمت از جشنواره شیرهای کن امروز قصد دارم تا  بخش نهم از این جشنواره رو با هم بررسی می کنیم.

 ۹//Creative Effectiveness

ما تبلیغ نمی کنیم که تنها یک اثر کوتاه هنری که اهل فن از آن لذت ببرند خلق کرده باشیم ، ما تبلیغ می کنیم که اثربخشی تشکیلات خود را تسریع کنیم ، بنابراین اگر تبلیغی نتواند به اهداف خود برسد، هر چند از نظر هنری قابل تامل باشد، اثری ناموفق است. تبلیغ باید در مخاطب حرکت و اقدامی که می خواهیم ایجاد کند. (دکتر محمود محمدیان)

در این بخش جشنواره  کمپین های که در بخش های دیگر برنده جوایز شدهاند یا در لیست نهایی داوری قرار گرفته باشند، مورد بررسی دوباره قرار می گیرند. در واقع داوران در جستجوی یافتن” تاثیرات قابل اندازه گیری در مشتریان و کسب و کارها”و  “خلاقیتی که منجر به تغییر مثبت رفتار مصرف کننده ، ارزش ویژه برند، خرید و فروش و در نهایت سود گردد” هستند.

۲۰۱۵-۱۲-۱۱_۱۵-۱۰-۰۴

ورودی های این بخش در پی نشان دادن یک رابطه مستقیم بین خلاقیت و اثربخشی می باشند. با هم برنده شیر نقره ای و برنز سال ۲۰۱۵ در این بخش را ببینیم:

خلاصه ایده: کشور پرو علیرغم داشتن فرهنگ غنی، طبیعت بی نظیر، و رشد اقتصادی قابل توجه در رتبه بندی شادی، در کف جدول قرار گرفت. کوکا کولا تصمیم به تغییر این وضعیت گرفت.

ایده این بخش Happy ID بود عکس کارت شناسایی افراد اغلب عکسی کسل کننده با چهره ای غمگین است. کوکا کولا با قرار دادن غرفه های عکاسی رایگان در نقاط استراتژیک سراسر کشور گام اولیه این کمپین را برداشت، شرط عکاسی در این غرفه ها داشتن لبخند بود. علاوه بر این بستن قرارداد با عکاسی های تخصصی پرو در مرحله بعد قرار گرفت، در این عکاسی ها فرد در ازای داشتن لبخند هنگام عکاسی یک کوکای رایگان دریافت می کرد. استفاده از رسانه هایی مانند بیلبوردها، تبلیغات تلویزیونی ،رادیویی، رسانه های اجتماعی و .. به موفقیت بیشتر و ترغیب بیشتر افراد کمک کرد. ضمن اینکه افراد با داشتن happy id  قادر بودند از تخفیف های خوبی  برخوردار گردند.خلاقیت ایده، نوآوری در اجرای استراتژی و کسب حداکثر نتیجه ممکن برای موفقیت از نقاط مثبت این کمپین بود. اما برنده شیر برنز که ساخت آژانس تبلیغاتی اوگیلوی هست را با هم ببینیم:


خلاصه ایده: زیباترین کلمات درباره افراد معمولا پس از مرگ آنها گفته میشود، شرکت بیمه خاکسپاری دلا در اقدامی زیبا یک کمپین تبلیغاتی با عنوان “چرا باید تا زمانی که خیلی دیر است, صبر کرد؟/همین امروز به عزیزانتان جملات فوق العاده ی بگویید. این شرکت با بهره گیری از روزنامه ها ،بیلبوردها و رسانه های اجتماعی به نتایج بسیار قابل توجهی دست یافت.میزان بازدیدکنندگان سایت این شرکت ۶۶درصد افزایش یافت، دنبال کنندگان صفحه فیس بوک دلا ۹۶% بیشتر شدند ،در توتیتر ۳۶۰۰ پیام تویت گشت و در نهایت ارزش سهام شرکت ۵۰درصد افزایش یافت و دلا جز ۱۰ برند برتر هلند شناخته شد.

در آثاری ازین دست مشاهده می کنیم که سازمان ها در واقع در پی انجام مجموعه وظایف و تعهداتی هستند که در راستای حفظ و مراقبت و کمک به جوامعیست که در آن فعالیت می کنند. این مجموعه وظایف که از آن به عنوان مسئولیت اجتماعی یاد می گردد، روی نحوه برخورد سازمان با کارکنان، سهامداران، سرمایه گذاران و ارباب رجوع و اعتباردهندگان و به طور کلی ذینفعان، سروکار دارد. مسئولیت اجتماعی چهار بعد اقتصادی، قانونی، اخلاقی و نهایتا عمومی ملی را تحت پوشش قرار می دهد.

به نظر شما چه مصادیق برجسته ای از پرداختن به مسئولیت اجتماعی را می توانیم در کشور خودمان ذکر کنیم که با بهره گیری از تبلیغاتی اثر بخش، تاثیر عمیق و ماندگاری بر مخاطب داشته اند؟

.

.


28 thoughts on “جمعه های کن// جشنواره خلاقیت کن. همگام با غرش شیرهای جشنواره کن // جشنواره خلاقیت کن/ این هفته حرکت زیبای کوکاکولا را دریابیم !”

  1. سلام خانم دهکانی من به مطالب این قسمت علاقه مند هستم و معتقدم هر قسمت از مطالب شما اطلاعات خوبی را به خوانندگان می دهد. اما یک تقاضا داشتم در صورت امکان یکبار از جامعه بازاریابی بخواهید تبلیغات پذیرفته شده و جایزه گرفته کن را نقد کنند

    1. جناب اقای دکتر عرض ادب و احترام
      خوشحالم که مطالب این بخش نظر شما را جلب کرده است.
      دوستان عزیز در شماره های پیشین تقریبا همراه پاسخ به سوالات به نقد تبلیغات معرفی شده نیز پرداخته اند.
      اما دستور حضرتعالی را بصورت مستقیم اجرا خواهم کرد.

  2. سلام . از اثر فوق العاده آژانس اگیلوی بیشتر لذت بردم. در حقیقت ، معتقدم که هدف تبلیغات باید بیشتر بر مسائل فرهنگی متمرکز باشد. زیرا، مردم با تبلیغات بازرگانی رابطه ی خوبی ندارند هر جا که هستند انواع تبلیغات آن ها را محاصره کرده است و برای آن ها مزاحمت ایجاد می کند. یکی از راه هایی که می توان از مزاحم بودن تبلیغات کاست، استفاده از تبلیغات فرهنگی و CSR است.
    قطعا در کشور ما نیز نمونه های فراوانی نیز وجود دارد، البته کمتر از سوی سازمان خصوصی یا بیزینس خاصی حمایت می شوند.

  3. سلام خانم دهکانی، بخش شیرهای کن که به ابتکار و همت شما آماده میشخ واقعا جذابه! هر قسمتش سرشار از ایده‌ و الهام هست. خیلی ممنونم از زحمتی که میکشید. خدا قوت!

  4. درود بر شما سرکار خانم دهکانی..مطالب بسیار جذاب و پرباری در جمعه های کن وجود دارد که می تواند درس های زیادی از آن گرفت.

    با اجازه بزرگواران کافه بازاریابی می خواهم از یک دید دیگری به ایده اول یعنی کوکا و مردم پرو بپردازم…

    ____________________

    توجه ویژه برند کوکا کولا به مسئولیت اجتماعی خود که بارها و بارها همه ما حداقل یکی از این فعالیت ها را دیدیم نشان از هوشمندی و استراتژی قوی این برند می باشد که به نظرم در نهایت به وفاداری مخاطب به این برند می انجامد.

    اما کوکا این بار دست گذاشت روی میانه های جدول میزان شاد بودن کشورها که توسط موسسه گالوپ تنظیم شده است و ۵۵مین رده این جدول کشوری را انتخاب کرد که بیستمین کشور جهان از لحاظ وسعت جغرافیایی است و نامش پرو هست…کشوری که از میان ۱۵۶ کشور در میانه های جدول آرام نشسته است.

    __________________

    صرفا جهت اطلاعات عمومی:
    شش شاخص کلی که میزان شادی را بر اساس آن رتبه بندی کرده اند(عوامل زیاد دیگری هم هست ولی این ها بیشترین تاثیر را دارند)

    ۱ تولید ناخالص داخلی
    ۲، امید به زندگی در بدو تولد
    ۳ حمایت های اجتماعی
    ۴آزادی برای انتخاب زندگی
    ۵میزان بخشش و سخاوت
    ۶درک فساد
    ____________________
    اما کوکا این سناریو را بر چه اساسی طراحی کرده است؟
    از بعد روانشناسی

    یک چرخه داریم که بدین شکل است:
    محرک|رفتار|پاداش
    به طور مثال/ محرک: عصبانی شدن باعث رفتاری به نام سیگار کشیدن می شود و فرد پاداش یا نتیجه ای می گیرد به نام خوشی لحظه ای!
    در این سناریو/
    محرک:قرار دادن غرفه های عکاسی رایگان در نقاط استراتژیک سراسر کشور پرو
    رفتار:عکس گرفتن با لبخند!
    نتیجه یا پاداش: یک بطری کوکاکولای خوشمزه!
    __________________
    محرک این کمپین کوکا کولا چه بود؟
    غرفه های عکاسی رایگان در نقاط استراتژیک سراسر کشور پرو

    محرک یعنی یک چیزی که در فرد ایجاد انگیزه بکند و احتمال زیاد نه تنها هر شهروند اهل پرو یک عکس رایگان لبخند دار با اشانتیون یک کوکای خوشمزه دوست دارد بلکه هر کسی با هر نژادی و هر رنگ پوستی این را می پسندد.
    پس در قسمت محرک به نظرم خوب عمل کردند.مخصوصا اینکه نقاط استراتژیک شهر را انتخاب کرده اند.

    —————–
    بر اساس شرطی سازی ها در یادگیری می توان این کمپین را تحلیل کرد اما چون تعدادش زیاد است و از حوصله بحث خارج است فقط به دو مورد بسنده می کنم.

    ****** طبق اثر ثرندایک:قانون اثر
    وقتی پاداشی بلافاصله به دنبال یکی از رفتارها بیاید، یادگیری عمل قوی‌تر می‌شود.
    پس می توانیم با کمی اغماض بگوییم وقتی کوکاکولایی به دنبال یک لبخند به فردی داده می شود،یادگیری خوردن نوشابه کوکا بیشتر می شود.
    اما با شرطی سازی کلاسیک هم می خواهیم این را بیشتر باز کنیم هم از سناریو احتمالی و پشت پرده یا استراتژی کوکا پرده برداریم.

    ———————-
    احتمالا داستان سگ پاولوف را شنیدید و برای اینکه بحث جا بیفتد اشاه ای به آن داریم
    ترشح بزاق نوعی پاسخ طبیعی به غذاست؛ هرگاه پاولف پودر گوشت(محرک طبیعی) را به سگ گرسنه می‌داد، بزاق سگ(پاسخ طبیعی) ترشح می‌شد.

    پاولف پس از مدتی متوجه شد که حتی اگر غذایی به همراه نداشته باشد، با دیدن او بزاق سگ ترشح می‌شود. پاولف بر این اساس آزمایشی را طراحی کرد. او هم‌زمان با دادن پودر گوشت زنگی را به صدا در می‌آورد. صدای زنگ محرکی بود که ارتباطی با غذا نداشت و به تنهایی برای سگ بی‌مفهوم بود؛ امّا به دنبال تکرار این کار، سگ بین صدای زنگ و غذا ارتباط برقرار کرد؛ به‌طوری که با صدای زنگ، حتی بدون وجود غذا بزاق او ترشح می‌شد. به عبارتی سگ نسبت به همراه بودن صدای زنگ و پودر گوشت، شرطی شده بود
    ^^^^^^^^^
    حال که این داستان سگ پاولوف را متوجه شدید یک سناریو را به شما می گویم و شما به آن فکر کنید.
    فرض کنید وقتی شهروندان پرویی می خواستند عکس با لبخند بگیرند یک محرک بی ربط دیگری هنگام عکس گرفتن اضافه کنند مثلا یک آهنگ خاص!و به دنبال این کار یعنی تکرار آهنگ، بعد از مدتی با پخش این آهنگ در یک مکان خاصی وسوسه خوردن یا خریدن کوکا در آن شهروند همچون بزاق سگ ترشح می شود!و در واقع به نوشابه کوکا کولا شرطی می شود!

    بهرحال کمپانی کوکاکولا یک کمپانی فوق العاده است وقطعا استراتژی ها و سناریو های مکمل زیادی در رابطه با این کمپین خواهد داشت!
    ———————————————————-
    خیلی نتایج مختلفی از این سناریو جذاب کوکا می توان گرفت که برخی خودآگاه و برخی ناخوداگاه هستند و در ذیل به برخی از آن ها اشاره می کنم:

    – هر کس لبخند می زند و شاد است کوکا کولا می خورد!
    – هر کس ناراحت و غمگین است با خوردن کوکا شاد می شود…
    – هر کس کوکا می خواهد باید لبخند بزند!
    – هر کس کوکا کولانمیخورد فردی غمگین است…
    هرکس…
    و شما ادامه دهید…

    پ.ن: ببخشید کمی طولانی شد،مطالب زیادی در ذهنم بود و مجبور شدم به دلیل کمبود حوصله مخاطب و عدم زیاد گویی گلچین کنم و به مهم ترین هاش اشاره کنم؛امیدوارم که توانسته باشم آن چیزی که در ذهنم بود را به قلم بیاورم.
    ممنون از حسن توجه شما

    1. جناب بهزادی عزیز سلام
      از تحلیل جالب شما بسیار لذت بردم.
      در واقع کوکا کولا سالهای اخیر جاذبه شادی را نشانه رفته و شخصیتی که برای مصرف کنندگان در حال شکل دهی است,برندی هیجانی و شادی افرین است.
      لطفا در ادامه با ما همراه باشید و از نقطه نظرات بسیار خوبتان برای اهالی کافه بگویید.

  5. سلام و عرض ادب خدمت جناب دکتر محمدیان ، دوست عزیزم مریم دهکانی وهمه اعضای کافه
    مریم دهکانی عزیز بسیار ممنون و متشکر بابت مطالب مفید و جذاب این هفته .
    من فکر میکنم در تبلیغات ما توجه چندانی به مسولیت های فردی در قبال جامعه و محیط زیست نمیشه. تبلیغات ممکنه به طور مستقیم ارتباطی نداشته باشه با این قضیه ولی ممکنه ناخواسته افراد رو تشویق به انجام کارهایی بکنه که به محیط زیست و یا دیگر افراد جامعه آسیب بزنه. این کار باعث می شود تصویر شرکت و محصول در دید بسیاری از مخاطبان خراب بشه.
    شرکت های تبلیغاتی فقط به دنبال سود و پول در آوردن هستند و توجهی به محتوای تبلیغات و اثری که روی مخاطب میذاره ندارن. ولی اگه درست نیاز سنجی کنن مصرف کنندگان رو و بدونند که ارزش های جامعه چیه و تبلیغات خودشون رو بر این اساس بسازند قطعا اثربخشی بالاتری داره و تصویر خیلی بهتری از شرکت و محصول در ذهن مخاطب شکل میگیره. اگه یه شرکتی به مسولیت های اجتماعی توجه کنه و اونو تو تبلیغاتش لحاظ کنه باعث میشه جایگاه و هویت محصولش در مقایسه با رقبا متمایز بشه و این موضوع هم باعث افزایش فروش و شناخته شدن محصول در بین مردم جامعه میشه.

  6. ابتدا سلام عرض میکنم خدمت استاد گرانقدرم جناب آقای دکتر محمدیان و سپس سلامی دگر به دوست خوبم خانم مریم دهکانی و سپاس فراوان به خاطر مطالب خواندنی و جذاب ایشان
    راستش من وقتی مقدمه مطلبتون رو خواندم ناخودآگاه ذهنم به سمت این رفت که ریشه مصرف گرایی در جامعه امروزی چی میتواند باشه.در یک دو راهی قرار گرفتم.دو راهی که دو سوال را برای من به وجود آورد:
    ۱-آیا مصرف گرایی ذاتاً چیز بدی هست؟
    ۲-آیا مصرف گرایی میتواند ویژگی های مثبتی در پی داشته باشد؟
    البته در سوال دوم نباید مصرف گرایی را با یک بار منفی بنگریم چون هیچ چیز مطلقاً خوب یا بد نیست.پس فرض کنیم مصرف گرایی را از نیمه پر لیوان مشاهده میکنیم. من ابتدا می خواهم کمی در این مورد توضیح بدهم و در نهایت این قسمت رو به سوال اصلی شما مرتبط کنم.
    در مورد سوال اول میشه گفت مصرف گرایی ریشه در تغییر رفتار جامعه به سمتی داره که توسط یک ایدئولوژی یا مسیر فکری هدایت میشوند، خب مشخصه که هدف اصلی این طرز تفکر در جامعه کسب حداکثر سود از بطن جامعه میباشد اما به نظرم این کار به خودیه خود سخت است و نیاز به کمپین های مختلفی برای تغییر ذائقه مردم به سمت هدف مورد نظر دارد.
    اما در مورد سوال دوم که مطرح کردم چند سال پیش که بحث “هویت برند” مصرف کننده در بازارهای تبلیغاتی کشورهای اروپایی خیلی اوج گرفت،مصرف گرایی به عنوان یک هویت برای مصرف کنندگان مطرح شد.
    من می خرم چون هستم،من می خرم چون زندگی می کنم و…. خب در ظاهر این شعارها خیلی ساده بودند اما بار تحمیلی شدیدی بر روی مصرف کننده داشتند.
    حتی در فیلم های زیادی از جمله fight club هم میشه این مصرف گرایی رو دید که توسط گروهی از انارشیست تقبیح میشه به طوری که آنها در همه جاهایی که مربوط به امور مصرف کنندگان مثل رستوران و مراکز خرید و… میباشد نفوذ میکردند و دست به خرابکاری می زدند.
    اما در جواب سوال اصلی شما باید بگم که چه اتفاقی میفته که شرکتها یک قدم فراتر از تبلیغات میگذارند و سعی میکنند با استفاده از مسئولیت اجتماعی خودشون رو در عرصه رقابت با رقبا همچنان قوی نشان بدهند.
    در واقع چگونگی ایجاد یک احساس عمیق و پیوند زدن ظریف این احساس و بازخورد آن به برند میتونه یک برند رو متمایز کند ولی باید توجه کرد که مسئولیت اجتماعی هم مطلقاً به دنبال حمایت از مشتریان و ایجاد یک رابطه ۱۰۰درصدی نبوده و تا حدی نیز به دنبال تامین منافع شرکت کنندگان می باشد اما به نظرم این مسئولیت اجتماعی خودش باید یه فرهنگ شخصی و اجتماعی رو به تصویر بکشد و در آن ارزش های مثبت رو به خوبی به نمایش بگذارد تا تاثیر مثبتی بر مشتریان داشته باشد.
    و نکته خیلی مهمی که به ذهنم میرسه این هستش که برای ایجاد تبلیغ مسئولیت اجتماعی اثربخش باید به دنبال القای ارزش های بلند مدت باشیم چرا که در این صورت ایجاد حس اعتماد بیشتر و افزایش وفاداری و امنیت بیشتر مشتریان در قبال برند را تضمین کرده ایم.
    اما در مورد تبلیغ مسئولیت اجتماعی یادمه که یکی دو سال پیش شرکت سامسونگ تبلیغات اجتماعی رو در حمایت از کودکان سرطانی انجام میداد. همچنین تبلیغاتی که بانک ملت در مورد افزایش ارتقا سطح زندگی فردی و اجتماعی در جامعه داره انجام میدهد هم نمونه خوبی از یک تبلیغ در رابطه با مسئوایت اجتماعی می باشد.
    با احترام
    تابان رستمی

    1. خانم رستمی عزیز سلام
      از مشارکت شما بسیار بسیار ممنونم.
      از نظر خوبتان استفاده کردم .
      در مورد سامسونگ نیز با شما هم عقیده ام.مخصوصا تهیه کتابهای صوتی برای نابینایان و کم بینایان.
      با ما همراه بشید در ادامه.

  7. با سلام ب خانم دهکانی عزیز،با تشکر از شما،این بار هم مطلبی جدید در جمعه های کن آموختیم،به نظر من ب راه انداختن کمپین های تبلیغاتی با توجه به مسئولیتهای اجتماعی در متمایز کردن یک شرکت در بین رقبایش میتواند موثر باشد،چرا ک این حس را در مخاطب القا میکند ک شرکتها ب چیزی غیر از سوداوری می اندیشند….اما مسئله مهم توجه به آن دسته از مسائلی است ک ما انسانها خیلی راحت از کنارش میگذریم،توجه به یک مسئله منحصر ب فرد،دقیقا مشابه نیازهای پنهانی که در مورد محصولات وجود دارد…مثل کوکاکولا،ک تاقبل از آن کمتر کسی به لبخند در عکس کارت شناساسیش توجهی کرده بود،ویا شاید کمتر کسی ب این مسئله توجه کند ک قدر لحظه های زندگی را تا قبل از مرگ بداند…در ایران در این مورد میتوانم ب کمپین قطره قطره اشاره کنم یا کمپنی ک ب جمع آوری درهای بطریهای پلاستیکی ب نفع کودکان بی سرپرست میپردازد…

    1. خانم کرملوی عزیز
      همراه همیشگی جمعه های کن سلام
      از مشارکت شما ممنونم.
      در مورد کمپین قطره قطره با شما موافقم. ضمنا فکرمی کنم از طرفدران برنامه و برند خندوانه اید 😀
      راستی در مورد کمپین چمع اوری درب بطری ها ؛ که اقدام خیلی زیبایست.ایا این حرکت از طرف برند خاصی حمایت می شود؟

  8. مریم دهکانی عزیز و سایر دوستان کافه ای سلام
    مطلبتون مثل همیشه عالی بود. مسئولیت اجتماعی برندها بحث مورد علاقه من است:) واقعا لذت بردم. من وقتی به مسئولیت های اجتماعی فکر میکردم اغلب کارهای عجیب و پیچیده ای تو ذهنم بود ولی جذابیت این دو کار برام سادگی مفهومشان بود البته نه سادگی اجرا! نوشته شما دید جدیدی بهم داد. از نمونه های ایرانی اگر بخوام مثال بزنم فکر میکنم برند اویلا با نام اویلا لایف تو اینستاگرام با ارائه راهکارهایی برای زندگی سالمتر میتونه از نمونه های موفق ایرانی در این حوزه باشه. اگر نمونه دیگری به ذهنم رسید حتما مطرح میکنم.
    با سپاس مجدد از زحمات شما

    1. خانم اردلانی عزیز سلام
      خوشحالم که این بخش همراهان همیشگی خودش را پیدا کرده است.
      واقعیت امر اینه که خود من اینقدر از کارهای این بخش جشنواره لذت بردم که دو نمونه را این هفته در مطلبم قرا دادم و حتی تمایل دارم باز ایده های ساده ولی بسیار قشنگ برندها را معرفی کنم.
      من اینستاگرام اویلا را ندیدم.در واقع میشه گفت با تکیه بر بازاریابی محتوایی و از طرفی به اشتراک گذاشتن راهکارهایی برای زندگی سالمتر به مسئولیت اجتماعی خودش عمل میکند .
      خانم اردلانی عزیز؛ شرکت شما در این زمینه برنامه خاصی تا به حال انجام نداده است؟

  9. سلام خانم دهکانی
    مثل همیشه بسیار عالی و تاثیرگذار، ممنونم.
    نمونه های خارجی که مطرح کردین واقعا فوق العاده بودن …. مخصوصا کار شرکت بیمه دلا که دایره گسترده تری از احساسات افراد رو مثل خوشحالی، اندوه، قدردانی و … را همزمان نشانه گرفته بود.
    معمولا شرکت های بیمه، مخصوصا انواع خاصی مثل بیمه عمر و خاکسپاری به دلیل ماهیت بازدارنده ای که دارن بازاریابی برای اونها بسیار سخته … خلاقیت ساده و دوست داشتنی این تبلیغ جوریه که هر کس حتی می تونه اون رو برای زندگی شخصی خودش هم به کار بگیره و غیر از اثر بلندمدتی که داره کاملا می تونه رفتارهای آدم ها رو نسبت به هم تغییر بده و این دقیقا یعنی یادگیری!

    قبلا خونده بودم که در ادبیات فرانسه قانونی در نوشتار رعایت میشه که حدالامکان نویسنده یک متن تلاش می کنه از به کار بردن کلمات منفی در جملاتش خودداری کنه … این ریزبینی ها نشون می ده که برای تاثیرگذاری دقیق و مثبت بر ذهن باید به چه نکاتی توجه کرد و ظریف ترین ابعاد وجود انسان ها یعنی “اثر عبارات مثبت” رو دست کم نگرفت. همون طور که در هر دو ویدئوی مطلب شما دیدیم.

    در مورد نمونه های داخلی باید بگم کارهای آژانس بادکوبه که همین تازگی در کافه خودمون در موردش خوندیم نمونه های بسیار خوبی از تبلیغات فرهنگی با هدف اثرگذاری بر رفتارها و هنجارهای جامعه مون هستن… هر چند تحلیل اثربخشی این کارهای ارزشمند بحث جداگانه ای داره …
    اخیرا هم در کانال تلگرام آژانس بادکوبه ویدئویی از ساخته های این آژانس دیدم با نام “جرم” که باید اعتراف کنم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم … طبق گفته خود کانال این ویدئو در بخش خلاقیت جشنواره کن ۲۰۱۴ به مرحله نیمه نهایی هم راه پیدا کرده …

    منتظر جمعه کن بعدی شما هستم.

    1. خانم کریمپور عزیز عرض ارادت
      خوشحالم که این یادداشت نیز موردپسندتان واقع شد.
      حالب بود ؛ مشتاق شدم در مورد ادبیات فرانسه بیشتر بدونم.
      کار آژانس بادکوبه هم دیدم؛ کار بسیار خوبی بود.با توجه به اینکه ازبین آژانس های داخلی فقط بادکوبه تجربه حضور در جشنواره را دارد؛ در نظر داریم در ادامه یادداشتی مختص کارهای برگزیده یشان داشته باشیم.

  10. جناب آقای دکتر
    سلام
    میخواستم خواهش کنم اگه امکانش هست در مورد برنامه ریزی رسانه، یه صبحتی داشته باشین و راهنمایی بفرمائید چطور میشه در این زمینه موفق شد. ممنون میشم

Comments are closed.