رسانه موضوع بسیار قابل تامل و عجیبی است. پدیده ای که به ذات قابل تامل است و البته کارکردهای گوناگون و بعضا شگفت انگیزی که دارد؛ می تواند نتایج حیرت آوری را به وجود آورد. رسانه ها در گذر زمان تغییر می کنند و در این حین، برخی از کارکردهای قبلی خود را از دست می دهند و کارکردهای جدیدی می پذیرند. رسانه برای اهالی بازاریابی از آن حیث قابل اهمیت است که می تواند پیام را به مخاطب برساند. البته از این بگذریم که برخی از متفکران معتقدند رسانه خود پیام است! اما فارغ از مسائل عمیق تر در باب رسانه، رساندن پیام به مخاطب، کارکردی است که اهالی بازاریابی به آن بسیار احتیاج دارند.از این رو، رسانه ها را می شناسند، برای آن ها برنامه ریزی می کنند و تلاش می کنند با توجه به محدودیت هایشان؛ از رسانه های مختلف بیشترین استفاده را ببرند.
نکته ای که در این یادداشت می خواهم به آن بپردازم؛ بررسی یک مثال برای رسانه های جدید بر بستر تکنولوژی است. زمانی برای رساندن پیام، از کبوتر نامه بر استفاده می شد. امروزه به لطف شبکه جهانی اینترنت و پیشرفت های تکنولوژیک، شما قادرید صدا و تصویر خودتان را آنلاین به آن طرف دنیا مخابره کنید. این پتانسیل موجود می تواند راه را برای خلاقیت باز کند. بستری که می توان از آن هوشمندانه بهره جست. دید در شب، برنامه ای با محوریت رضا رشیدپور، با استفاده از همین بستر در طی چند هفته به جایگاه قابل قبولی دست یافته است.
دید در شب را می توان از زوایای گوناگونی از جمله جامعه شناختی، روانشناختی، بازاریابی و برند و البته رسانه مورد بررسی قرار داد. رشیدپور به عنوان مرد اصلی این جریان، اینترنت را بیش از پیش به عنوان یک رسانه مادر و اصلی پذیرفته و آن را در عمل نشان داده است. برنامه ای که طی چند هفته با جذب مخاطب، توانسته جایگاه خود را در ذهن مخاطب باز کند و نشان دهد که شما نه تنها محصور به رسانه های موجود نیستید؛ بلکه می توانید جریان سازی هم کنید.
دید در شب، برندی است که در حال متولد شدن است. برندی که گمان کنم اگر سازندگان آن بتوانند مشکلات مالی اولیه آن را مدیریت کنند؛ قادر است جایگاه بسیار خوبی در ذهن مخاطب باز کند. مخاطبی که لزوما بیننده تلویزیون به معنای عام آن نیست؛ عادات رسانه ای متفاوتی دارد و البته اعتماد او به دید در شب نه سلب شده و نه ایجاد شده. یعنی بدون قضاوت پای برنامه می نشیند و مسلما بدون قضاوت تبلیغاتش را هم می بیند.
رشیدپور در حال ایجاد یک برند جدید است. برندی که می تواند سهمی از بودجه تبلیغاتی شرکت ها را به خود اختصاص دهد. تا به حال هم توانسته نظر برندهایی از جمله رکسونا یا مجموعه آپارات را جلب نماید. اما باید مطمئن باشد که اگر بتواند وظیفه رسانه ای خود را به درستی انجام دهد و صد البته، برند دید در شب را به خوبی در ذهن مخاطب جایگاه سازی کند؛ سهمی در آینده بودجه تبلیغاتی برندهای گوناگون خواهد داشت.
محدودیت ها گاها موجب بروز خلاقیت می شوند. بستر آپارات موجود بود. تهیه کنندگان و مجریان زیادی هم داریم که توانمندی مدیریت یک برنامه همچون دید در شب را دارند. اما این ایده را رضا رشیدپور به عمل رساند. با توجه به سابقه ای که از او سراغ دارم؛ منتظر برند شدن نام دید در شب هستم.
شما درباره دید در شب چه نظری دارید؟ به نظر شما می تواند آینده خوبی داشته باشد؟

جناب عزیزی، فکر می کنم نزدیک به یک ماهی است که با این برنامه آشنا شده ام و تا کنون دو برنامه مربوط به مصاحبه آقای شهرام جزایری و حجت الاسلام شوجونی را به طور کامل دیده ام. حتی برنامه مربوط به آقای جزایری را ۳ بار دیده ام. به نظرم با توجه به اینکه تعداد قابل توجهی از مردم شریف میهن ما برنامه های انتقادی و مصاحبه جانبگرایانه رو می پسندند، این برنامه به درصد نسبتاً قابل توجهی از مخاطب خواهد رسید.
با توجه به این که شرکت تبلیغاتی مرکز رسانه آرمانی، که تبلیغات آن در پس زمینه این برنامه حک می شود، متعلق به آقای رشیدپور است به نظر می رسه که این برنامه به مشکل مالی محسوسی مواجه نخواهد شد جناب عزیزی.
.
پاورقی: طی چند سال گذشته آقای رشیدپور حواشی زیادی را به دنبال خود داشته و قطعاً همین موضوع ایشان را از جهت گیری سیاسی مصون نگذاشته است. در برنامه مربوط به مصاحبه با حجت الاسلام شوجونی کاملاً مسیر بحث متناسب با خواسته های سیاسی جناب رشیدپور پیش می رفت.
با سلام خدمت جناب عزیزی،
تقریبا یک ماه پیش از طریق یکی از دوستانم با این برنامه آشنا شدم وبا دیدن تنهایک قسمت از آن ،هم اکنون یکی از بینندگان این برنامه شده ام،به نظرم نقطه قوت این برنامه انتخاب هوشمندانه افراد پرچالش ومشهور برای مصاحبه است،ومطمئنم که به قول شما به زودی با تبلیغات دهان به دهان به یک برند قوی تبدیل خواهد شد…
با عرض سلام و ادب خدمت جناب عزیزی
خیلی ممنون از مطلبتون. چیزی که دید در شب را کم کم دارد به یک برند تبدیل می کند البته به نظر بنده این است که توانسته مخاطبانش را segment کند. چرا که این برنامه برخواسته از نیاز افرادی است که به دنبال این چنین برنامه های چالشی در اینترنت میگردند. دید در شب را میتوان بدلیل پرسیدن سوالات رک و مستقیم و چالشی که در ذهن خیلی از افراد جامعه است یک نوع هارد تاک (hard talk) دانست. دید در شب در جریان تبدیل شدن به یک برند قرار گرفته ولی نکته ای که باید دقت کرد این است که این برنامه نباید حالت جناح بندی به خود بگیرد. سابقه اکثر برند ها در ایران نشان داده که روزی به اوج می روند و کم کم سقوط می کنند که البته دلیل آن را نمی دانم. متصدیان این برنامه هم باید منتظر آن روز باشند و برای آن زحمت بکشند و بتوانند در آن موقع حداکثر استفاده خود را از آن بکنند. البته این نظر بنده است شاید هم که دید در شب همچنان در اوج بماند.
با تشکر
جناب اصلانی عزیز خوبه بدانید کار جدیدی در کافه با نام هارد تاک در حال انجام است
به نظر من این برنامه رویه صحیحی پیش گرفته و ان هم این هست که با توجه به فرهنگ ایرانی، یک محیط bipolar را در زمینه ای جذاب و حساس یعنی به چالش کشیدن صداقت افراد خاص ایجاد کرده است. این کار شبیه کار رامبد جوان در خندوانه است یعنی به یک نیاز خاص به شیوه ای خاص و جذاب جواب دادن.
باسلام
این برنامه به قول استاد یک برند حدید و جایگاه جدید رو در ذهن مشتری رو باز کرده.بنظر من این برند دید در شب میتونه برای تیلیغات محصولات جدید خیلی کاراتر باش و ی فرصت بی نظیر برای معرفی آنها و جایگاه یابی آنها از لحاظ کیفیت هست.زیرا مشتری بین دو برند نو ظهور خیلی راحتتر میتونه ارتباط برقرار کند و و بصورت ناخودگاه این دو برندو بهم وصل کنه .
با تشکر از استاد
جسارت اقای رشید پور در این برنامه قابل تحسین است.
بیشترین عامل موفقیت این برنامه حضور مهمانان پر حاشیه است.
ممنون خانم ولی داد
خوشحالیم با ما همراه هستید و از نظراتتون ما رو بهره مند می سازید
تا حالا ۵ قسمت اش رو نگاه کردم و مصاحبه هاشون و افرادی که انتخاب میشن کاملا مشخص هست که با برنامه ریزی صورت گرفته و حتی تو سایت برنامه شون هم نظرسنجی گذاشتند تا از این طریق توانتخاب مهمان سلیقه مردم رو بهتر بشناسند. در کنار انتخاب افراد و سوال های چالشی چیزی که من رو بیشتر به این برنامه جذب میکنه کیفیت کاری هست. از لحاظ صدا و تصویر واقعا در مقایسه با سایر مجموعه های اینترنتی که بصورت تصویری مصاحبه قرار می دند خیلی بالاتر هست و باعث میشه تا فرد از دیدن برنامه خسته نشه (حداقل من و اطرافیانم که اینطور هستیم). به نظر من این برند هنوز خیلی جای پیشرفت داره و قطعا آینده خوبی داره،البته اگر مشکلات فرعی در روند کار تداخل ایجاد نکنن
با شما موافقم جناب کیوانی. سپساس که در کافه دیدکاهاتون رو با همه در میان می گذارید.