تبلیغات چای ماسوله برای من مثل دستورالعملی می ماند که تو اون می گه چه جوری تبلیغات محیطی وسیعی انجام بدیم بدون اینکه دیده بشیم. شاید سوال بشه که بین این همه چای مثل کاپیتان، دبش و … چرا این برند یعنی چای ماسوله رو برای نقد انتخاب کردم؟ در پاسخ باید بگم چندی قبل یک فیلم تبلیغاتی با حضور مدیرعامل خوش فکر این مجموعه رو از این برند دیدم که روند خلق این برند رو روایت می کرد حرکتی بسیار عالی بود که مشخص بود با ایده های نوآورانه مدیرعامل این برند جناب آقای امیدی منطبق است به خاطر همین اون را اساسا شایسته نقد دیدم چون اومده حرف خاصی بزنه.
فیلمی که خبر از ورود یک برند قدرتمند می داد. اما حیرانی این برند در تبلیغات محیطی (و نه شیوه های دیگر تبلیغاتی) برام سوال برانگیز بود. چرا یک برند با این پشتوانه باید تابلوی تبلیغاتی را با تابلوی گالری اشتباه بگیرد؟ چرا باید تلاش کند خروجی کارش “خلق یک اثر هنری، ترکیبی از تصویر ماسوله با آب رنگ روی تابلوی تبلیغاتی شهری” باشد؟ به خاطر همین برای نقد انتخابش کردم.
طبق معمول بگذارید کمی به تبلیغ نزدیک شویم. در آگهی اخیر چای ماسوله که به شکل وسیعی در حال اکران در سطح شهر تهران است با طرحی سروکار داریم که با محوریت نمایش بسته بندی محصول از یک طرف، نام و شعار محصول (معجزه طعم) در اندازه ای بزرگ از طرف دیگر و با زمینه محو از ماسوله و حال و هوای این شهر اجرا شده است و البته یک عصر دیگر که بار خلاقانه بودن طرح را به دوش می کشد و آن هم احتمالا ترجمه شعار به هشت زبان زنده دنیاست. تبلیغ با هدف نمایش محصول، معرفی نام و همچنین تاکید بر کیفیت طعم آن رونمایی شده است.
استراتژی تبلیغ
طبق روال صنعت چای استراتژی پیام یعنی جا انداختن نام و نمایش بسته بندی و مهمتر از همه تاکید بر کیفیت طعم است. موضوعی که چیزی نیست که بتوان آن را رد کرد و طبیعتا برای هر محصولی در مرحله معرفی تصمیم درستی است. در چنین محصولاتی مشتریان باید توان تشخیص محصول را در فروشگاه داشته باشند و اسباب به خاطرسپای نام هم برایشان فراهم شود. در واقع در حوزه استراتژی پیام، چای ماسوله خیلی آوانگارد عمل نکرده و طبق سنت تبلیغات چای کار رو پیش برده که به نظرم مسیر کم ریسک و خوبی است.
اجرای تبلیغ
در زمینه اجرای این استراتژی ابتدا تشکر می کنم از دوستان طراح که به این شهر بی رنگ تکه ای رنگ اضافه کردند. اعتقاد دارم که تو این مرحله باید بین ایده تبلیغاتی و اجرای تبلیغاتی تمایز قایل شویم. به نظرم اگر قرار باشد سه ایده مستقل برای این محصول در هر اتاق فکری تولید شود، به فعلیت رساندن یا بارور کردن پتانسیل موجود در نام ماسوله، به شکل بصری، در کنار نمایش بسته بندی شاید چیزی است که در این سه ایده احتمالا قرار دارد البته که فکر خوبی است اما اعتقاد دارم شیوه بصری انتخاب شده برای ارتباط با مخاطب در تبلیغات محیطی کمی جای تامل دارد. یعنی ایده خوب به شکل سوال برانگیزی اجرا شده است. در طرح اجرا شده چای ماسوله، تمام ظرفیتهای طرح در یک تابلوی تبلیغاتی قابل رمز گشایی نیست. این طرح چه از دور و چه از نزدیک در مخاطب هیچ تلاشی را برای رمزگشایی ایجاد نمی کند. اساسا طرح اصلا حس تبلیغ چای را به مخاطب نمی دهد. تنها چیزی که به چشم نمی آید چای است. یعنی کل تبلیغ اصلا در نگاه اول حس تبلیغ چای را نمی دهد. طرح کلا آرام و بیشتر شبیه ی اثر هنری می ماند که باید در اتلیه دقایقی مقابل آن ایستاد تا اجزا آن رمزگشایی شود. به ویژه اینکه کل کار با تکنیکی شبیه آب رنگ اجرا شده که این موضوع رو تشدید می کند. در واقع طرح دارای عناصری مثل زمینه شهر ماسوله، شعار به هشت زبان زنده دنیا است که به همراه مونوتن بودن کلی کار قابلیت رمز گشایی آن را در یک تبلیغ محیطی به حداقل رسانده این در حالی است که اگر این طرح به شکل پوستر اجرا شده باشد و یا در روزنامه چاپ شده باشد حتما موثرتر است. به ویژه انکه برای هر طعم چای فضای رنگی خاصی از شهر ماسوله در نظر گرفته شده است که نیاز به تامل بیشتر بر روی طرح برای رمزگشایی دارد. به این تصاویر و تناسب خوبشون با طعم های مختلف چای برای یک برند توجه کنید.
ایده تبلیغاتی و اجرای تبلیغاتی چای ماسوله به اعتقادم ایده ای دم دستی نیست و مشخص است که به آن فکر شده، اما دوستان ما در شرکت تبلیغاتی باید توجه داشته باشند، مردم برای تبلیغات وقت نمی گذارند مگر آنکه نکته ای جذاب در آن برای شروع رمزگشایی وجود داشته باشد. یک طرح باید عنصر تصویری داشته باشد که در قدم اول مسوولیت گیر انداختن مشتری را به عده داشته باشد و از او بخواهد تبلیغ را دنبال کند. در این طرح نه عنوان محصول، نه شکل بسته بندی (که در زمینه گم شده و چیدمان آن هم به گونه ای است که حس بسته بندی چای نمی دهد شاید بهتر بود از خرده های چای هم استفاده می شد) و نه زمینه شهر ماسوله هیچ یک در مخاطب در گام نخست انگیزه ارتباط با تبلیغ را ایجاد نمی کنند و حاصل شده است یک طرح کاملا مونوتن و تخت. با این حال مطمئن هستم همین طرح در روزنامه و مجلات و پوستر و سایر اقلام تبلیغاتی مشابه موثرتر عمل می کند.
طرح یک سوال
هر چه فکر کردم که دلیل ترجمه شعار به هشت زبان زنده دنیا چیست متوجه نشدم. اگر پاسخ بین المللی و جهانی بودن چای ماسوله است باید بگویم کیفیت محصول چای کاملا متناسب با ذایقه محلی تعریف می شود و این موضوع جهانی بودن کمترین اهمیتی برای مخاطب نمی تونه داشته باشد. اما اگر دلیل دیگری داره به ذهن من نرسیده! به نظرم این نوشته ها در خوش بینانه ترین حالت مثل یه سری از کلمه های انگلسی غیر ضروری مثل ایزو، استاندارد و … در ذهن مخاطب رمزگشایی می شه.
جمع بندی
چای ماسوله یکی از برندهای خوب چای در زمینه تبلیغات است که مشخص است برای فعالیتهای تبلیغاتی اش فکر می کند. اما این برند در حوزه تبلیغات محیطی نیاز به توجه بیشتر دارد. جای یک عنصر متمایز که باعث جلب توجه بشود در تبلیغات محیطی این برند خالی است. تبلیغات محیطی این برند کمتر دیده می شود. در تبلیغ محیطی این برند جای چای خالی است.





ممنون جناب محمدیان . بسیار لذت بردم از این نقد منصفانه و محکم.
هرچند شناختی از این برند ومدیرعامل محترمش ندارم ولی با حضرتعالی در مورد “خوش فکری” و “نوآوری” جناب مهندس امیدی کاملاً موافقم و آرزوی موفقیت روزافزون برای این مجموعه ارزشمند دارم.
(بهرحال در قبیله ای گیر افتاده ایم که یافتن مدیر خوش فکر و نوآور حکم کیمیا دارد!)
سعی من همیشه رعایت جانب انصاف بدوه و امیدوارم همیشه همه منتقدین از این زاویه به نقد وارد بشن.
تحلیل بسیار کامل و درستی انجام شده و در قسمت هایی راه حل های خوبی هم ارائه شده است. نکته ای که به درستی به آن اشاره شده است میزان آرتیستیک بودن این کار نسبت به چشمگیر بودن و جذاب بودن آگهی است. همیشه برای من به عنوان یک قاعده بوده که هنر وسیله ای است در خدمت تبلیغات. یعنی وجود این وجه هنری یا باید منجر به فروش شود یا منجر به ارتقا تصویر برند شود. اما بعضی همکاران با هزینه مشتری سعی در تولید کارهای به اصطلاح جشنواره ای هستند و متاسفانه بعضی از مدیران تجاری نیز ندانسته به همین دام می افتند و هزینه های بسیار زیادی را به هدر می دهند.
یه نقل قول می کنم از سرجیو زیمن مدیر بازاریابی کوکا کولا و البته بعدا در مورد ان در یادداشتی مستقل بحث می کنم.
ایشان می گویند:”هر تبلیغی که منتجر به فروش نشود ات و آشعال است” این جمله شدیدا به نظرم قابل فکر کردن است به ویژه برای فضای تبلیغات این روزها که تا تبلیغی فهمیده نمی شه یا منجر به فروش نمی شه می گوییم برندینگ است!
با سلام و سپاس بابت مطلب ارائه شده
به نظر من جا افتادن طعم و مزه چای در ذهن مشتری مهم است، یعنی اینکه مشتری احساس کند این چای مزه و طعم بهتری نسبت به سایر محصولات دارد. پس شعار انتخابی هوشمندانه بوده است. اما تصویر انتخابی؛ بازم شاهد شاهکاری از یک هنرمند (که صرفا تخصص هنری دارد)هستیم که بیشتر می تونه برای دختر خانم های خانه سالمندان جذاب باشه.
دخترخانمهای خانه سالمندان
چرا تضاد عجیبی تو این اصطلاح است
امیدوارم که مسوولان این شرکت مطلب خوب شما را بخوانند و نظرات خود را مرقوم کنند
این بستگی به هوشمندی این برند داره اقای دکتر
سلام به همگی…
به عنوان یه مشتری موقع خرید چایی حتی از رویه جلد دنباله عطر چایی ام !!! برندینگ حسی که برای خیلی ها ملموسه و تقریبا هر مشتری در قدیم با عطر و بوی اینگونه محصولات جذب میشده الان فقط بسته بندی خوشگلتر شده…..من مشتری همیشه فکرمیکنم چرا نمیشه تو یکی از این تبلیغات بوی محصولو به مشام مشتری برسونن مثلا استرابوردهایی تو پیادهرو که ازشون بخاری با عطر چایی به مشام مشتری برسه البته تصویر زیبای چایی ماسوله عطر خوشبو یی تو ذهن ایجاد میکنه حیف که عکس کوچیکه کاشکی بزرگتر بود و ماسوله به صورت بخار چایی از عکس طراحی بلند میشد البته من فقط یه مشتری هستم که دلم میسوزه ….
تو زمینه بازاریابی حسی مفاهیم زیادی وجود داره که تو کشورمون بیشتر در حد حرف باقی مونده
من این تبلیغ را خیلی اتفاقی دیدم و بسیار کنجکاو شدم که ببینم این اثرهنری زیبا برای چه محصولی است. با کمی جستجو فهمیدم که آگهی مربوط به چای ماسوله است. واقعیت اینست که در جایی که کالای ما از لحاظ ماهیت با سایر برندهای مشابه اش برتری ماهوی ندارد چگونه ما باید برای محصول مان تصویر ذهنی و حتی حسی بسازیم؟ به نظر من در این میان انتخاب بگراند آب رنگی که نمایی دور از شهر ماسوله است بسیار به این انتقال حس کمک کرده است. درست است که در ابتدا میان این تصویر پس زمینه و تصویر جعبه های چای ارتباطی برقرار نیست اما به قدری زیبایی و حس در تصویر پس زمینه نهفته است که من مخاطب را درگیر می کند و کشش آن را دارد که کنجکاو شوم و تمام بیلبورد را ببینم. آنقدر این زمینه آب رنگی در من نفوذ می کند که فکر کنم اگر این چای را بنوشم ممکن است به همان سبکی و آرامش و راحتی که در تصویر پس زمینه است برسم ، چیزی که با شعار ” معجزه طعم ” بسیار همسو است. ظرفیت تصویر و تصویرسازی در اینجا به گمان من بیشتر از هر چیز در انتقال حسی است که از نوشیدن این چای حاصل می شود.
زاویه دید شما برای من به شخصه جالب و دارای نکات خوبی بود
با سلام
از دیدن چنین نقدی بسیار لذت بردم و سوالات زیادی در ذهن من بود که برای آنها جواب درستی پیدا کردم
برای تبلیغ روی بیلبورد از لحاظ بصری اگر دنبال اثرگذاری قوی تر باشیم شاید بد نباشد تبلیغات این محصول را با نام tea super bowl ads
یا برندهای مطرح را ابتدا مشاهده کرد.
مطرح کردن چند سوال شاید به فهم موضوع بیشتر کمک کند
چرا چای میخریم؟
چرا چای می نوشیم؟
حس نوشیدن چای در چه آب و هوا یا چه مناطقی بیشتر داچسب و گواراتر است؟
و وجه تفاوت برند چای ماسوله با دیگر برندهای چای معروف داخل کشور چیست؟
اثرات نوشیدن چای ماسوله با دیگر چای ها چیست؟
و در بیلبوردی که تنها باید در چند ثانیه پیام خود را منتقل کند آیا شعار یک برند را به چندین زبان دیگر نوشتن کار صحیحی هست!!!
آیا هر برند چایی مثلا لیپتون که در محلی به نام کَمرون آیلند در مالزی تولید میشود از تصویر شهر کمرون که بهشت سبز هم نام دارد تصویری در تبلیغات استفاده کرده است……!!!
رنگ برند ماسوله چیست چرا یک رنگ اصلی ندارد در تبلیغات محیطی
محصول چای مرغوب خصوصیاتی نظیر رنگ عالی- عطر عالی- زود دَم یا دیر دَم- و کلی خصوصیات دیگه که میشه با مفهوم های بهتری این برند خوب را تبلیغ کرد
در کل امیدواریم که هر روز در این فضای پر هیاهو که گاها به هویت بصری ما تجاوز هم میشود …هر روز شاهد تبلغاتی خلاق و زیبنده در شهر باشیم
رضاجان فقط یه نکته کوجک علت تنوع رنگ در طرح ها بر می گرده به تنوع طعم های چای که برای هر طعم یک رنگ در نظر رفته شده.البته این موضوع می تواند باز مورد نقد قرار گیرد.
سلام به مجتبی عزیز
و متشکرم از این مطلب و نقد بسیار حرفه ای و خوب. لذت بردم.
به شخصه فکر میکنم اول از همه باید به صاحب برند ماسوله تبریک گفت که جسارت تبلیغات محیطی رو داشته و یک طرح هنری و جالب ارائه کرده. اما سوال واقعا همینه که آیا طرح هنری کافیه؟ من هم با شما هم عقیدم و فکر میکنم چاشنی هایی رو کم داره تا مخاطب رو به دنبال خودش بکشونه. به نظرم این تبلیغ در فضای پر سر و صدای تبلیغاتی ما گم میشه. در فضایی که صدای رنگهای جیغ و طرح های حجمی و نوشته های درشت داره دید مخاطب رو پر میکنه. این طرح یک گوشه ساکت و آروم نشسته. از اونجایی که شما ابعاد این تبلیغ رو به تفضیل مورد توجه قرار دادی من فقط به این نکته اشاره میکنم که ای کاش از پتانسیلی که در طرح آبرنگ ماسوله وجود داشت بهتر استفاده می شد. و ای کاش حالا که استفاده نشد(به نظر شخصی من) ای کاش المانهای مهم تبلیغاتی بولدتر و مشخصتر کار میشد.
پیشنهاد دیرهنگام من اینه که ای کاش اگر مجموعه چای ماسوله امکانش رو داشت، در کنار اینکه یک برنامه بازاریابی یکپارچه که در دلش یک کمپین تبلیغاتی چند جانبه رو می داشت که در تبلیغات محیطیش ابتدا یک تیزینگ دو هفته ای با طرح آبرنگ ماسوله رو فقط نمایش می داد و فقط با لوگوی ماسوله (بدون کلمه چای) در گوشه طرح با چاپ مشخص تر اکران می شد تا در کنار اغنای بعد هنری و با جذب نگاه هایی که قبلا چنین کارهایی رو از سازمان زیباسازی در طول امسال دیده بودند و حالا براشون به اندازه کافی جذابه ، کمی تبلیغات دهان به دهان بوجود می آورد (این جور وقتها اتفاقات PR اتوماتیک هم می افته اگر کمی خوش شانس باشیم) و بعد از اون با کمی محو کردن طرح پس زمینه بسته بندی چای ها، اسم کامل و شعار مشخص اکران میشد. فکر میکنم حس خوبی می داد.
شاهرخ نکات و پیشنهاداتی که ارایه دادی نقد من رو کامل کرد. سپاس
مجتبی جان ما ارادت داریم خدمت شما. بزرگوارید
تصاویر استکان های خوش فرم و چای خوشرنگ در تبلیغات برندهای مختلف چای بی تردید روی من تاثیری مثبت داشته و همیشهمیل به نوشیدن چای را در من زنده کرده است. اما متاسفانه خیلی کم پیش آمده که از نوشیدن چای لذت ببرم و بیشتر این تصاویر یک فانتزی ذهنی است و شاید لیوان چای روی میز برایم بیشتر از جرعه هایش در وجودم لذت می آفریده است. دقیقا فکر می کنم تصویر یک استکان چای با بوی خوش قهوه در ذهن من یکی برابری می کند چون هر دو برایم جذاب تر از خود محصول هستند. اما در مورد تبلیغات برند ماسوله می توانم بگویم ساختار شکنی و رفتن فراتر از کلیشه های معمولی کاری شجاعانه بوده است وخوب به قول شما نکته مهم تاثیر گذاری آن است که شک دارم ترغیب برانگیز باشد و فکر کنم از لحاظ برندآگاهی و حضور این برند در بازار نتیجه مطلوب را بدهد. در حقیقت این تبلیغ را در دسته تبلیغات آگاهی دهنده رده بندی می کنم. بیلبوردها در حقیقت طرح بسته بندی این محصول هستند و این خود جای بحث و تامل دارد. ایا این طرح ظرفیت استفاده در رسانه های مختلف را دارد؟ متاسفانه ابرنگ علی رغم لطافتی که دارد اگر در تکنیک خیس در خیس کار شود گنگی خاصی به همراه دارد که شاید برای یک بیلبورد مناسب نباشد چون این تکنیک نیاز به تامل و تدقیق دارد تا جزئیات را منتقل کند بنابراین در وهله اول این بیلبوردها بیشتر یک تصویر محو و گنگ را به رانندگان ارائه می دهند. و شاید حتما باید در ترافیک باشیم تا با خیره شده به این تابلو کم کم ارزش آن را درک کنیم و لطافت طرح و نقش مانند عطر و بوی چای به جانمان بنشیند.
نکته بعدی انتخاب رنگ ها برای تنوع مزه ها بود که فکر می کنم بهتر بود از پالت رنگی مناسب تری بهره می گرفتند پالت رنگی پاییزی و یا رنگ هایی که نوشیدن چای را تداعی کند و نه رنگ هایی مثل صورتی و بنفش و حتی سبزی که می توانست انتخاب بهتری در طیف خود داشته باشد.
به هر حال از اینکه شهر را میزبان لطافت آبرنگ کرده اند ازشان سپاسگذارم.
خانم بیدگلی من بر خلاف خیلیها اعتقاد دارم تبلیغ باید باعث فروش یشه خیلی تبلیغات آگاهی دهنده صرف رو نمی فهمم مگر در یک پلن فاز بندی شده
هیچ آگاهیی باعث خرید نمی شه
برای خرید باید به مشتری دلیل داد
سلام و خسته نباشید جناب محمدیان
در جمع بندی فرمودید تبلیغات این چای خوب است. چرا خوب است؟
علیجاه عزیز ماالاشعیر تا وقتی تلخ باشه طرفدارای کمی داره
اما یه کم طعم دهنده محبوبیتش رو بالاتر می بره
کسی که نقد من رو کامل خونده موضع من رو به کار کامل می گیره و درگیر کلمه«خوب»نمی شه
نقد نباید دافعه ایجاد کنه
من متن خوب شما را خواندم. مشخص بود که زمان زیادی هم برایش صرف شده بود.
اما از دید من نقد مانند “آینه ” ای ست ، بازتاب دهنده ی آنچه نقد می شود.
پس اگر نقدی صحیح و چارچوب دار و منصفانه ، در خواننده حس خوبی ایجاد نکرد، خیلی برآن نقد، نقد وارد نیست. بلکه مساله از جای دیگر است.
در مورد بحث آسیب شناسی تبلیغات هم من مرتبا از دوستان توصیه می شنوم که فلانی خیلی وارد این فضا نشو یا مصداق بیان نکن.
اما من احساس می کنم یا نباید وارد فضای نقد شد یا باید حق مطلب را ادا کرد.
من ولی هنوز اعتقاد دارم تلخی نوشیدنی باخاصیت نباید باعث ننوشیدنش بشه
من نقدی که فقط من رو معروف کنه رو نمی پسندم
با درود
به همه دوستان
در اول بگویم که من بعنوان خالق این ( اثر هنری) خیلی خوشحالم گه اولین کار من رد ایران ( تبلیغاتی پک اجین) روی چای یعنی اولین نوشیدنی ملی و شاید اولین نوشیدنی در جهان است.
این روزها وقتی در تهران و اطراف ان میرویم حس می کنم تهران شده گالری من
برخوردی که از اطرافیان دیدم همان ا امش و لطافت در کار است و ابرنگ من این را بخوبی نشان می دهد ( دیدید کسی که ارام صحبت می کند شما توجه تان بیشتر می شود پس من فکر میکنم ما باید در این فضای ارام که حس نفس کشیدن را در این دنیای شلوغ تصویری نگه داریم و نشان بدهیم هنر ما قدرت در حس و مینیمالیستی است .در اخر اضافه کنم اوردن هنر در دنیای ( مصرفی) نشان دادن قدرت فرهنگی ان جامعه است امیدوارم بزودی محصول دیگری را به بازار معرفی کنیم
موفق باشید….
به امید دیدار در صحنه
نادر شاملو
جناب شاملو خوشحالم که به فضای نقد هم توجه دارید و بی تفاوت از کنار آن نمی گذریداین نشان از حرفه ای گری شماست
مقدمتا قایل به این هستم کار شما ارزش نقد کردن را داشته که در مورد آن نقدی نوشته شده
تو ضیحات شما هم در مورد اجرای کار برای من شنیدنی بود
راستی ما سالهاست تو صحنه ایم ارادتمندم
آقای شاملو در صورت ممکن با من یک تماس داشته باشید ممنون ۰۹۱۲۳۲۱۴۹۲۲
به همه دوستان تبریک می گم که فضای نقد را در کافه ، دوستانه و حرفه ای و به دور از عقده های رقابتی کرده اید . واقعا از تک تک نظرات لذت بردم . به نظرم همه نظرات برای جامعه تبلیغات قابل استفاده بوده و یک کلاس درس حرفه ای است
با سلام.بنده کارشناس تبلیغات نیستم تو برندینگ و تحقیق بازار هم تخصصی ندارم در ضمینه هنر هم هیچ تخصصی ندارم.از دید یک شهروند معمولی میخوام بگم طرح روی بیلبردها از فاصله نسبتا دور اصلا قابل مشاهده نیست چون هنگام عبور کردن نمیشه که ایستاد و دقایقی نگاه کرد که حالا اونجا چه تابلویی کشیده شده حالا زشت یا زیبا فقط یه کاغذ سفید با چند لکه رنگ کمرنگ دیده میشه که هیچ وقت توجه کسی جلب نخواهد کرد.بنظرم تصویر بقدری باید گیرایی داشته باشه که در کسری از ثانیه مطلب و برسونه.چیزهایی تو سرعت جلب توجه میکنن که خوش آب و رنگ باشن و خاص.مثل تابلوی شهر فرش البته که خیلی بی ربط و بدون موضوع هستش ولی حداقل همه یکبار دیدنش.یا مثلا یکی از شرکتها تو بیلبرد با خط ریز نشسته بود نامه نوشته بود اونم توی اتوبانی که حد اقل سرعت ۸۰ کیلومتره.این تبلیغ اگر به ۲۰ زبونم ترجمش باشه هیچکس نمیفهمه جز طراح و دست اندر کاران مربوطه.توی یک بزرگراه شلوغ یا خیابان تبلیغی تاثیر خودشو میذاره که بایک تصویر خواناو چند کلمه جذاب باشه.بنظرم مشتری دنبال تبلیغ حرفه ای نیست و دوست داره که یکی اونو به ساده ترین روش گول بزنه.به زبان ساده تر بگم شما در یک پیاده رو دارید حرکت میکنید اگر کسی یه لباس غیر متعارف با رنگهای جیغ پوشیده باشه با دوخت افتضاح نظرتونو جلب میکنه یا فردی که کت شلوار با برترین برند دنیارو پوشیده باشه.قطعا اگر شما حواستونم نباشه برای یک لحظه هم شده متوجه اون فرد غیر متعارف خواهید شد.
البته بنده هیچ تجربه و تخصصی ندارم و فقط نظره شخصیمو بیان کردم .
با احترام به همه اساتید
نکات خوبی رو متذکر شدید امیدوارم همه تبلیغات رو از زاویه دید مخاطب هم ببینند
این مطلبم در مورد گول زدن مشتری بگم که منظور از گول زدن به این معنی که مشتریو یکبار بتونی به سمت خودت جذب بکنی اگر محصول اکی باشه خودش ادامه میده و حتی برای محصول تبلیغ هم میکنه.
با سلام خدمت مسئولان چای ماسوله بنده هاشمی هستم از دفتر تهیه کنندگی برنامه تلویزیونی . من چند پیشنهاد ویژه برای چای ماسوله در یک سری از میان برنامه های تلویزیونی دارم ممنون میشم با بنده تماس گرفته شود….. داخلی ۱۱۸ یا ۱۲۱
به نظرتون این جا و با این روش وسط یه بحث تخصصی جای خوبی برای تبلیغ هست اون هم به این روش؟!
سلام
بیلبوردهای تبلیغاتی چای ماسوله را من هم در مشهد دیدم…
ضمن ادای احترام به جناب شاملوی عزیز جسارت کرده و عرض می کنم که واقعا در نگاه اول با سرعتی که در حال گذر با ماشین از بزرگراه بودم (۸۰ کیلومتر در ساعت) تنها عبارتی که به سختی آنهم بواسطه ی کنجکاوی که کارمان ایجاب میکند تنها عبارت چای ماسوله را دیدم و امروز تازه در یادداشت جناب محمدی متوجه شدم شعار تبلیغاتی هم در بیلبورد بوده آنهم به چند زبان.
به نظرم گاهی ایده ها روی کاغذ خیلی خوبند اما وقتی در حجم و ابعاد متفاوتی اجرا میشوند کاملا متفاوت از تصور اولیه مان نتیجه میدهند.
مطمئن هستم دوستانمان در چای ماسوله و همینطور طراح بزرگوار این اثر در اجراهای بعدی با تجربه ای که از بازخوردهای منفی و مثبت می گیرند قوی تر و جدی تر از قبل ظاهر خواهند شد.
جناب فروغیان از ادب و حرفه ای گری شما لذت بردم . انتقال نظر در کمال ادب . ممنون
بزرگوارید استاد عزیز. درسهایی که از بزرگان آموخته ایم را پس میدهیم.
با سلام
فیلم تبلیغاتی این برند از نظر من یک فیلم تبلیغاتی کاملا خود شیفته بود. برای تبلیغ یک محصول جدید این میزان از خودشیفتگی واقعا تعجب بر انگیز است. از طرف دیگر انتخاب یک سفیر برند بسیار نامناسب برای این برند هم جای سئوال بزرگی است. چای آرامش بخش است و سفیر برند انتخاب شده معمولا دارای شخصیتی جنجالی و پر جنب جوش. به هر حال کل فیلم تبلیغاتی نیز هم بسیار طولانی و خسته کننده بود و هم بدون هدف و باید این فیلم رو یک سوتی بزرگ نامید
موفق باشید
با سلام خدمت همه دوستان گرامی
نکتهای که تا اینجا به نظر من ازش غفلت شده بررسی اثربخشی این تبلیغ است. به نظر من صرفا نظران کارشناسانه و نقد از منظر یک تبلیغات چی یا یک بازاریاب نمیتونه نقد منصفانه ای باشه.
ای کاش تدبیری در این مجموعه اندیشیده بشه تا تبلیغات رو بشه از منظر مخاطبان عمومی نقد و بررسی کرد. البته نمیدونم واقعا چقدر این کار شدنیه.
یک مثال میزنم:
تبلیغات آب میوه سان استار در محافل مختلف تبلیغاتی و بازاریابی مورد نقد قرار گرفت و بسیاری از صاحب نظران مجموعه تبلیغات این برند را گاه غیر حرفه ای و دارای اشکال در انتقال پیام عنوان کردند. اما آیا کسی اطلاعی از وضعیت این برند در مقایسه با رقبایی چون سن ایچ و تکدانه دارد؟ آیا کسی می داند که سان استار در اکثر شهرستان ها (به جز تهران) چقدر افزایش فروش داشته است؟ آیا کسی می داند که سان استار با همین تبلیغات و با سود بردن از حاشیه های ایجاد شده به یک قدمی سن ایچ رسیده است؟
نکته اینجاست که سان استار دارد می فروشد و این فروش رو به پیشرفت نشان از اثربخشی تبلیغاتش دارد، هرچند که کارشناسان تبلیغاتی محتوا یا عناصر تبلیغاتی اش را نقد کنند یا بهتر بگویم “نپسندند”.
این اتفاقیست که به واسطه اشتغال در آژانس های تبلیغاتی با آن بسیار مواجه بوده ام. رسالت تبلیغ، فروش است و دیگر هیچ. (البته نباید فراموش شود که برای رسیدن به فروش مطلوب باید از قیف فروش عبور کرد و تبلیغ در اصل این فرایند را در نظر می گیرد) بنابراین باید دقت کرد که نقد با مورد پسند بودن یا نبودن تفاوت دارد. تبلیغی ممکن است مورد پسند صاحب نظران نباشد اما بفروشد یا ممکن است مورد پسند صاحب نظران زیادی باشد اما نفروشد (مانند تبلیغات بسیاری از بانک ها).
با سلام .
شاید بتوان گفت یکی از نوآوری هایی که چای ماسوله در زمینه ی تبلیغ محصولاتش انجام داده ، این باشه که بسته های تکی از چای کیسه ای اش رو به درب منزل های مسکونی در سطح تهران انداخته باشه . این خیلی مهم یک مصرف کننده فرصت این رو داشته باشه به صورت رایگان محصولی رو که کمترین شناختی ازش نداره رو امتحان کنه . هر چند هستند نام های تجاری یی مثل دَنِت و کاله که نمونه ای از تولیداتشون رو به صورت رایگان در فروشگاه های زنجیره ای مثل شهروند قرار بدن اما اینکه عصر خسته از سر کار بیایی خونه و ببینی در کنار نامه ها و روزنامه ی اشتراکی ات چای باشه یه چیز شگفت انگیز غیر منتظره ای ست .
با عرض سلام
نقد ها تا حدود زیادی نقدهای صحیحی است ، نقدهایی است که شاید بر اساس فرمول های تبلیغاتی صحیح و بجا باشد.
نقدهایی است که شاید بر اساس تجربیات و علم مدرسان و بزرگان دنیای تبلیغات نوشته شده است .
شاید بر اساس سخنان بزرگان دنیای تبلیغات، استفاده از تصویر یک مکان تاریخی در یک طرح تبلیغاتی برای یک تبلیغ نوشیدنی کار صحیحی نباشد که البته آن هم به نظر بنده در این طراحی صدق نمیکند ، چون ارتباط مستقیم با نام برند و همچنین پس زمینه ای گیرا و سوال بر انگبگیز است .
شاید استفادا از تصویر محو و آب رنگی ، گیرایی و جذابیت یک عکس وسوسه انگیز و پر شور را نداشته باشد .
اما موضوع اصلی اینجاست ، چرا تفاوت در نوع طراحی را نمیبینیم،آن هم در زمانی که اکثر تبلیغات مشابه یکدیگر شده و استفاده از تصویرهای کلیشه ای فنجان ، چای و از این قبیل عکس ها ک در تبلیغات برند های مختلف به کرّات دیده میشود ، این طراحی را یک ساختار شکنی در دنیای عکس های صنعتی ندانیم .
بر اساس آمار یک راننده در حالت عادی فقط ۶ ثانیه فرصت دارد ک یک طراحی را ببیند و آنالیز کند ، اما بر اساس همان آمار و با در نظر گرفتن اکثریت قشرهای جامعه ، آیا یک راننده در یک دوره زمانی ک طرح بر روی یک پل عابر نصب شده فقط یکبار فرصت دیدن آن را بدست می آورد ؟
اگر کمی از ریاضیات و آمار و احتمال کمک بگیریم و این طراحی و تبلیغ را تحلیل کنیم هم به نتایجی خواهیم رسید .
در بدترین حالت یک راننده در مسافتی که طی میکند در یک روز یک بار این طرح را ببیند( با در نظر نگرفتن تعدد پل ها که مثال ما حول آن تحلیل میشود ) و در یک دوره زمانی ۳۰روزه ، ۳۰×۶=۱۸۰ثانیه معادل سه دقیقه ، آیا ۳ دقیقه برای دیدن و لذت بردن از این طراحی کم است ، آیا بیننده در ۳ دقیقه نمیتواند تمام مطالب و عکس های موجود در این طراحی را ببیند تحلیل کند و کنجکاو شود و به این نتیجه برسد که این طرح تبلیغ یک چای است ، این در حالی است ک مطالب و تصاویر بر روی طراحی بسیار مختصر و مفید است .
تنها در آن نام برند ، شعار تبلیغاتی و بسته بندی های متفاوت چای ماسوله که با در نظر گرفتن رنگ های متفاوت بسته بندی ها ، بیننده را به فکر وا می دارد که دلیل این تفاوت چیست ؟
و اگر شخص باهوش باشد با در نظر گرفتن تفاوت رنگ بین بسته بندی ها به این نتیجه می رسد که یقینا تفاوتی در طعم و عطر آن میباشد چون محصول ما یک نوشیدنی به نام چای است و یا اینکه بیننده را در برخورد با این محصول در فروشگا ترغیب به یافتن این تفاوت میکند.
بله ، هدف از تبلیغ به جای گذاشتن یک اثر هنری نیست ، هدف دادن یک قول وسوسه انگیز به مشتری است ، که این کار را شعار تبلیغاتی معجزه طعم به بیننده می دهد و تفاوت رنگ های بسته بندی نیز این مسئله را کامل می کند .
در حقیقت متفاوت بودن رنگ ها ، همان تصویر سازی است که برای شعار تبلیغاتی معجزه طعم صورت گرفته و همان عنصر جادویی تمنای تصویری است .
با احترام فراوان برای تک تم اساتید و صاحب نظران محترم ، نظر بنده این است که این طراحی ساختار شکنی در دوره ایست که اکثر تبلیغات پیرو از فرمول های تبلیغاتی با راهبردی یکسان ، با وعده های مشابه است ، نه اطلاعات مشابه .
برندی که قصد قدرت نمایی دارد باید متفاوت باشد ، طراحی ، اجرا ، تبلیغات و محصولات متفاوت می خواهد ، که به نظر بنده ماسوله همان تفاوت است .
سلام.
من از خوندن نقد شما لذت بردم و باز هم یاد گرفتم. فارع از نقد شما و محتوای اصلی ان صرفا به خاطر دو سه خط اول دوست داشتم توضیح بدم که ۱۰ سال کار تبلیغاتی مستمر در تبلیغات بانک ملت به عنوان مشاور و مجری، ۶ سال فعالیت مدام در تبلیغات بیمه پارسیان، سه سال در تبلیغات بیمه ما و بسیاری از بنگاههای دیگر (که اگر علاقه داشتید رزومه را مستقیم برای شما بفرستم – چون علاقه ای به رزومه پرداکنی ندارم- به من این اجازه رو می ده که علاوه بر “ننقدهایی است که شاید بر اساس تجربیات و علم مدرسان و بزرگان دنیای تبلیغات نوشته شده است .” نقدهایی بنویسم که ماهیت کاربردی واجرایی هم داشته باشد.
در ضمن ایراد کار انجاس که ما فکر می کنیم اگر مخاطب روزی ۳ ثانیه برای ما وقت بگذارد در ماه یه عدد بالایی توجه می شود. در حالی که مخاطب اصلا تبلیغ ما را نمی بیند چه برسه به اینکه هر روز بخواد سه ثانیه ببینه. تبلیغات برای من و شما یه کار مهمه برای مردم یه عنصر مزاحم و ناخواسته است. مردم مثل من و شما تبلیغات رو توجه نمی کنند مگر چیزی برای توجه داشته باشد.
در هر حال ممنون که وت گذاشتید و این قدر مبسوط نوشتید. به شخصه از بحث استقبال می کنم. درود بر شما
البته صحبت های پیرامون این طراحی و تبلیغ محیطی میتواند بسیار بیشتر از این باشد ، اما بنده حدالمکان سعی بر خلاصه گویی و رساندن حق مطلب کردم .
بدرود.
ارادت مندم.همت شما قابل تقدیر است. ممنون که برای ما می نویسید
سلامی دوباره خدمت شما دوست عزیز
با سخن شما در مورد دیده نشدن طرح مخالف هستم .
در قسمتی از نقد شما خواندم که از این طراحی به عنوان یک اثر هنری و پر رنگ و لعاب یاد کردید و فرمودید به شهر رنگی بخشیده است . پس طرحی که به شهر رنگی میبخشد دیده میشود .
آیا مردم برای دیدن یک اثر هنری وقت نمیگذارند ؟ آیا یک اثر هنری پر رنگ و لعاب توجه بیننده را به خود جلب نمیکند ؟ پس این امر ، دیده نشدن طرح رو نقض میکند .
من با نظر شما که تبلیغات باید کاربردی باشد موافقم و اصلا ماهیت تبلیغات کاربردی بودن آن است ، چون ما هزینه میکنیم برای جلب توجه مردم به خود و در نهایت برندینگ و ترغیب به خرید .
اما به گفته دیوید اگیلوی ، از بزرگان تبلیغات جهان : در کار ما نقش تصویر فقط بر انگیختن حس کنجکاوی است ، باید ترفندی بزنیم که بیننده با یک نگاه متوجه نکته خاصی بشود و با خود بگوید ” یعنی چی؟! ” و تبلیغ را ببیند تا موضوع دستگیرش شود ، بدین ترتییب مشتری در دام ما افتاده است .
الا ایالحال آیا این تصویر مصداق گفته دیوید اگیلوی نیست ؟
جسارتا نقد شما در عین حرفه ای بودن بنده را به یاد ضرب المثل خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو می اندازد . به نظر بنده و ماهیت استراتژی راهبردی برای شروع کار یک برند ، متفاوت بودن در دنیای برندهایی که در حال حاضر با در نظر گرفتن تحلیل های یکسان تبلیغات یکسان انجام میدهند ، بسیار گیرا و کاربردی تر میباشد ، طراحی که متفاوت دیده شود یک گام رو به جلو است .
به نظر بنده و رمانتیک های دنیای استراتژی نمیتوان آینده را تحلیل کرد ، باید آن را کشف کرد ، اولین قدم برای کشف راهبرد های جدید ، بکارگیری متفاوت در اجرای ابزار تجارت است ، ک یکی از آنها تبلیغات و یکی از آن عنصر طراحی است .
این در حالی است ک ماسوله یک لیدر برند نیست و تفاوت در ذات آن نیست که منجر به ریسک شود .
هر علمی و هر فرمولی قابلیت شکسته شدن دارد و اگر هم نشکند قابلیت شاخ و برگ گرفتن دارد، تبلیغی که ۵۰ سال پیش برای فروش اجاق گاز بکار میرفته در حال جواب نمیدهد ، پس باید تغییر کرد .
بخاطر رزومه قوی و پر رنگ شما تبریک بنده را پذیرا باشید ، اما مارادونا روزی بهترین جهان بود سالها بعد مسی آمد ، پس نظر تازه واردها هم میتواند کمی حرفه ای باشد .
از مباحثه با شما لذت می برم و بر دانش خود می افزایم و سپاس فراوان دارم .
ارادت. درج بخشی از رزومه فقط برای این بود که فکر نشود من الزاما از پشت نقاب تئوری نقد می نویسم. وگرنه در بازاری که هر روز خیلی ها روزمه پراکنی می کند هیچ علاقه به این کار ندارم کما اینکه تا همین امروز بسیاری از خوانندگان از سوابق کاری من خبر ندارند و ان شالله نخواهند داشت.
ما هر روز آدم هایی زیادی را “می بینیم” بدون اینکه چهره اشان به یادمان بماند. اما برخی را “نگاه می کنیم”. و کاملا برایمان به حاطر می ماند. شک ندارم تمام تبلیغات محیطی از نظر مردم دیده می شود (می بینند) اما تجزیه و تحلیل نمی شود. مردم هر روز درختها و فضای سبز تهران را نگاه نمی کنند بلکه می بینند و لذت می برند. تبلیغات چای ماسوله هم به زعم من جز مبلمان شهری و فضای خوش رنگ شهر است. (اندر تفاوت این دو واژه تاکید کنم که مثلا: دیدن کار مردم است و نگاه کردن کار عکاس)
نکته دوم اینکه من جز گروهی نیستم که هر انچه بزرگان گفتند را کامل بپذیرم به رغم اینکه آقای اکیلوی درست می گوید. اما استراتژی یک چیز است پیاده سازی استراتژی یک چیز دیگر. شک نکنید همه دوست دارند در تبلیغات متفاوت به نظر ایند. احتمالا هنوز شما هم تبلیغات پست بانک را به خاطر دارید. استراتژی درست با پمحتوا و پیاده سازی غلط. پست بانکی ها هم می خواستند دیده شوند اما چه شد؟ آبرو ریزی. البته واقعا برابری کار شریف چای ماسوله با پست بانک دور از انصاف است و قطعا ماسوله شریف است.
نکته دیگر انکه نمی دانم چه شد که نقد من را “چرهیز از متفاوت بودن” دریافتید؟
در ضمن من خودم از نسل جوان هستم و کاملا بی ادعا می نویسم. یاداوری رزومه هم فقط به خاطر مطلبی بود که در ابتدای نظر قبلی شما امده بود.
دوستدار شما هم هستیم.
از مباحثه با شما و خواندن نظرات یک صاحب نظر و منتقد در دنیای تجارت و تبلیغات لذت بردم و آرزوی موفقیت های روز افزون را از خداوند منّان برای شما خواستار هستم .
نقد و صحبت پیرامون این مبحث را کوتاه میکنم و برای شما عزیز بزرگوار و نقدهای اصولیتان احترام خاصی قائل هستم و میدانم پس آن تجربیات زیادی نهفته است .
دیدگاه ها متفاوت هستند و هر کدام از زاویه ای منحصر به فرد .
بدرود و امیدِ روزهای بهتر برای همه دوستان ، بخصوص دست اندر کاران تولید و تجارت .
زندگی به کام .
من هم از مباحثه با شما لذت بردم امیدوارم باز هم درباره سایر موضوعات و نقدها باز با شما هم کلام بشویم. پایدار باشید
پاینده باشید.
باعث افتخار بنده است .
یا حق .