تا حالا دیدید که کسی نون خودشو با حرفای نا درست آجر کنه؟یا به عبارت بهتر زبان سرخش سر سبزشو به باد بده؟ چرا واقعا این اتفاق میوفته؟ بعضی از تبلیغات به جای ترویج کالا یا خدمت احتمالا نادانسته تیشه به ریشه ی شرکت می زنن.گفتن احتمالا به این دلیل که عقل سلیم هر کسی رو از انجام چنین کاری منع می کنه. ولی دلیل وقوعش جای تفکر و بررسی داره.
پیامکی تبلیغی رو دیدم که نوشته بود هوای پاک کلید دیدن دماوند است،شما با دیدن این پیام انتظار دارید با تبلیغ چه شرکتی مواجه بشین؟شرکت دوچرخه سازی؟ممکنم هست که بگید ای وای انگار قراره سهمیه بنزین کمتر بشه.ولی وقتی ادامه پیامک رو می خونید صورتتون مثل آدم برفی که آفتاب خورده می شه و می گید حالا که چی؟
و اما ادامه داستان پیامک،نوشته بود “اعتماد شما سرمایه ماست،بانک سینا“. ذهنتون سعی می کنه یه ربطی بین این بی ربطی ها پیدا کنه ولی هرچی تلاش می کنه بی فایدست چون این دفعه کار از پارادوکس و متناقض نما فراتره.هی پیش خودتون می گید خوب یعنی اگه ما به اینا اعتماد کنیم هوا خوب می شه؟یعنی نوشداروی آلودگی تهران دست ایناست و هیچی نمیگن؟یعنی تا حالا هرچی هوای آلوده نوش جان کردیم تقصیر خودمون بوده چون به اینا اعتماد نکردیم؟
تا اینجا فقط قضیه اعتماده،یه کم که مختون بیشتر تحلیل می کنه به این نکته می رسید که خوب هرچی ماشین کمتر آلودگی کمتر،ولی این چطوری ممکنه برای بیمه منفعت داشته باشه؟هر چی ماشین بیشتر پول بیمه بیشتر!!! پس بالاخره ماشین کمتر یا بیشتر؟!
نجات بشریت از اوایل طفولیت دغدغه ی خیلی از آدم هاست، ولی دستاویز کردن اخلاقیات برای راهبرد شرکت خودش بی اخلاقیه.مثل همون تناقض شعار توی پیامک.بهتر نیسا هدف شرکت رو به عنوان شعار مطرح کنیم تا اینه انگشت بذاریم روی نقطه ضعف ها و بخواهیم ازشون بهره برداری کنیم؟
سلام سرکارخانم چاوشی
مطلب خوبی بود. اما بنده می خوام ازتون خواهش کنم که متن کامل پیامک بانک سینا رو در این پست به اشتراک بگذارید. به نظرم “هوای پاک” و “دماوند” استعاره هستند نه نمود واقعیت، مثلاً آلودگی هوای تهران.
ممنون
خانم چاوشی سلام
مرثی به خاطر مطلب زیباتون.
البته این مورد یک اصل هستش و در کل دنیا از اون استفاده میشه و شرکتها و موسسات ایرانی هم دارند از اون استفاده می کنند.
صراحتا میتونم بگم که در آخر مطلب به ما بر می گرده.
سوال
چرا بانک سینا در تبلیغاتش و در جملاتش از هوای پاک، دماوند، اعتماد و سرمایه و … استفاده می کنه؟
چرا شرکت های دیگر هم دست به گریبان … و از این موارد هستند؟
چرا؟
لطفا همه نظراتشون رو بنویسند.
من دوباره منتظر می مونم و در آخر جواب کامل رو می نویسم.
اجازه میخواهم مثالی بزنم. بارها دیده اید که در برخی فیلمهای رزمی چینی بهترین سکانس هنگامی است که استاد پیر و نحیفی دشمن مغرور و سرسختش را در نهایت روانی و تبحر در فنون قاطعانه شکست میدهد و شاگردان متعجب و ذوق زده هم در ارزوی رسیدن به چنین جایگاهی هریک در رویایی غرق می شوند.
حال برگردیم به این موضوع وبرداشت غلط حال که یک پیر نحیف لاغر چنین قدرت و عظمتی دارد حتما در وجود جوان و شاداب و متفکر ما بیش از آن یافت میشود. این همان اصل غلط مدیران مجموعه ها و گاها شرکتهای تبلیغاتی پر طمطراق است که همیشه خودرا سرتر و برتر از سایرین یافته و غرق در فرمالیته های ابزاری و فکری محتوی و مفهوم را فدای چند صباحی کندن بیشتر دمبه مشتریان از نظ خود گوسفندشان میکنند. اینان مادامی که تجربه و تفکر و تمرین و ممارست و رسیدن به اصل حقیقت و شهود و حداقل درک بصری را نادیده گرفته و تمام تلاش خود را در رویاندن هرچه سریعتر علفهای هرز و بی مصرفی می نمایند که بهر تدبیری شده می بایست بدهان مشتریان بز شیرین بیاید دیگر چه توقعی از تلاقی هنر و تفکر ور تبلیغاتشان می توان یافت. چند صباحی است که بازار تبلیغات کلیشه ای به ظاهر مفهومی و کپی شده از چهارگوشه عالم داغ داغ است و عده ای تابع و دنباله روی مد و “امروز این جدیده “در این مجمعه داغ از سوز نادانی درحال بالا و پایین پریدنند. شغال و شلغم و شعر را با فن و فلوت و دست و دایره بهم می آمیزند و به اسم تیزر و تبلیغات به دهان بزی میدهند و منتظر گله گله گوسفند بی چوپان چشم به صحرای مشتری مداری میدوزند. تبلیغ حرفه ای بامغز و دانه بندی شده اپل که در همین سایت هم از ان نام برده شد را مقایسه کنید با تبلیغات آب و فاضلاب داری که هر روز از متفکران و مدیران کت شلوار پوش ما نشت میکند.
اول باید دید بانک سینا دنبال چه موقعیتی برای برندش در ذهن مخاطب است؟ شخصا” نمی دونم جایگاه بانک سینا کجاست؟ بانک حامی محیط زیست؟ فکر نمی کنم. در در پاسخ به آقای حسینی، این پیامک بیشتر تحت تاثیر اخبار روز خلق شده. فکر نمی کنم کار ادبی خاصی براش انجام شده باشه. یعنی هوای پاک استعاره از سرمایه یک شهر و دماوند نشانه اعتماد استوار مزدم به بانک باشه. در این صورت هم قضیه اینقدر پیچیده میشه که در فضای پیامک نمی گنجه.
فکر می کنم تحلیلم خیلی سطحی شد! ولی برای پرهیز از خودسانسوری ارسالش می کنم…
من هم با این موضوع که استعاره ای در بین نیست موافقم
کلا همین است
سلام
من فكر مي كنيم اين تبليغ نوعي از بحث مسئوليت اجتماعي بانك سيناست. (هرچند كه شايد خلاقانه نبود). اينكه به مشتري مي خواذ نشون بده كه ما به نوعي به فكر جامعه هستيم و ارتباط بين من و شما فقط ارتباط بين فروشنده و مشتري نيست. مي خواد نشون بده بانك سينا نسبت به جامعه بي تفاوت نيست ونگراني كه بانك سينا هم مثل همه درباره آلودگي هوا داره و با شما اين نگراني رو در ميون مي ذاره و هدف افزابش وجه انساني برند است.
فکر می کنم در مورد مسئولیت های اجتماعی همه توجیه هستند اما نیما جان بحث شکل ان و استفاده از پیامک و یک پیام بسیار موجز است که در ارتباط دادن ان به بانک سینا دارای ضعف است.
سلام خدمت دوستان عزیز کافه
باید بگم با نظرات دوستان تا حدود زیادی مخالف هستم . این یک سبک تبلیغاتی است سرکا ر خانم چاوشی . تا به حال تیزر ها و تبلیغات تلویزیونی و رادیویی برخی برندهای مطرح دنیا را ندیده اید که از یک پیام اجتماعی در ابتدا یا انتهای تبلیغ خود استفاده کرده اند: انصار مال نمونه قابل توجه ای است یا هتلی مطرح در امارات که زمان نوشتتن این یادداشت نامش به ذهنم نیامد یا امارات ایر و نمونه های بسیار از این دست و به تازگی در ایران خودمان بانک انصار و چند برند دیگر تبلیغات اجتماعی ساخته اند که تهش واقعا هیچ ربطی به برند آنها ندارد( تبلیغ بچه های کار یا قضاوت در مورد رانندگی مرد معلول و … ) در واقع برند با بیان یک مطلب اجتماعی که حتی شاید به تازگی بحثش داغ شده باشد ( مثل آلودگی هوا) نظر مخاطب را به تبلیغ خودش جلب می کند. این سبک تبلیغات سبک جالب ، دلنشین و متفاوتی است و البته در آن به راحتی و کمی فکر می شود خلاقیت های جالب و ماندگاری ثبت کرد. این حرفها واقعا صدمن یک غاز نیست .
پیروز ، موفق و سربلند باشید.
فرمایش شما رو تا حدودی تصدیق می کنم. اما یک برند ابتدا باید تصویر درستی در ذهن مخاطب بسازه و بعد وارد مرحله ای که شما گفتید بشه. به نظر من اگر نمونه های خارجی هم قبل از تصویرسازی درست، دست به چنین کاری بزنند فقط بودجه تبلیغات را هدر داده اند. این سبک تبلیغات اگر هم جالب و دلنشین و متفاوت هم باشه لزوما” یک تبلیغ درست برای هر برندی محسوب نمیشه! حرف صد من یک غاز یعنی سر کلاس بازاریابی، فیزیک بگی و سر کلاس فیزیک، بازاریابی.
اما از آنجا که زاویه دید شما به موضوع متفاوت بود، من به پاس همین یک چراغ سبز براش روشن می کنم.
سلام به همه
دوباره از سرکار خانم چاوشی به خاطر مطلبشان ممنون هستم.
در نوشته های بالا موارد زیر بسیار شایان توجه هستند.
توجه
شعار های صد من یک غاز
متن کامل پیامک بانک سینا – یک اصل هستش و در کل دنیا از اون استفاده میشه – چرا بانک سینا در تبلیغاتش – اصل غلط مدیران مجموعه ها و گاها شرکتهای تبلیغاتی – امروز این جدیده – به اسم تیزر و تبلیغات به دهان بزی میدهند – تبلیغ حرفه ای بامغز و دانه بندی شده اپل – تبلیغات آب و فاضلاب داری که هر روز از متفکران و مدیران کت شلوار پوش ما – بانک سینا دنبال چه موقعیتی برای برندش در ذهن مخاطب است؟ – جایگاه بانک سینا کجاست؟ – فکر نمی کنم کار ادبی خاصی براش انجام شده باشه – ارتباط دادن ان به بانک سینا دارای ضعف است – این یک سبک تبلیغاتی است – تهش واقعا هیچ ربطی به برند آنها ندارد – ابتدا باید تصویر درستی در ذهن مخاطب بسازه و بعد وارد مرحله ای که شما گفتید بشه – زاویه دید.
من دوباره از همه شما عزیزان ممنون و متشکرم و این رو خوب می دونم که در این شعارها و امثال اون، مشتری دخالت داشته و تنها شرکت تبلیغاتی مجری به تنهایی کار نکرده است.
سوال:
آیا اینطوری میشه معروف شد؟
آیا واقعا همچنین مواردی رو مشتری از شرکت تبلیغاتی کمک گرفته یا نه؟
چرا مشتری دست به دامن همچین مواردی شده است؟
چرا شرکت های دیگر هم از چنین مواردی استفاده می کنند؟
چرا؟ چرا؟
جواب
می خواهند سودشان افزایش یابد. می خواهند خودی نشان دهند. می خواهند در بازار یکه تاز باشند و می خواهند بگویند که ما با دیگران متفاوت هستیم. می خواهند …
یکی نیست بگه این با اون از ریشه با همدیگر فرق اساسی دارند اونها می دونند و حتی انواع پیچش های مو را هم می بینند.
اپل دلیل داره.
گوگل، مایکروسافت، یاهو، مرسدس بنز، بی ام و، فورد، نستله، نیوز گروپ، تایم، سونی، سامسونگ، کوکاکولا، پپسی و هزارا هزار شرکت دیگر همگی دلیل مشخصی برای خودشان دارند.
خوب حالا برندهای ایرانی چطور؟ فقط و فقط کپی برداری.
” مردم آنچه که شما انجام می دهید را نمی پذیرند، بلکه اونها دلیلی که آن کار را انجام می دهید، می پذیرند.”
ممنون یک دانشجوی گرامی
صدمن یه غاز یه مقداری غلو بود و اینقدر کوبیدن یک تبلیغ شاید کمی زیاده روی باشد . از استاد گرامی دکتر محمدیان یاد گرفته ایم که هرگز نمی شود با یک یا دو تعبیر از بنیاد تیزر یا تبلیغی را نقض کرد. گاهی از اعتدال خارج می شود و با پتک می افتیم به جان برندها و تبلیغاتشان.
با سلام
جناب آقای حسینی متن کامل پیامک همین بود.تلخیص صورت نگرفته بود.