در حالی که اطراف ما را رسانه های زیادی احاطه کرده است این روزها در سطح شهر تهران شاهد تابلوهایی با نام اســترابردهستیم. این اصلاح از ترکیب انگلیسی Strategic Billboard گرفته شده است. اندازه این تابلوها 3*2 یعنی شش متر است و نکته مهم اینکه این تابلوها از نور برخوردار نیست و در واقع جز تابلوهای روزانه قابل طبقه بندی است. یعنی اساسا مخاطب شب را هدف قرار نمی دهد. آن طور که من در سطح اینترنت جستجو کردم نمونه خارجی برای آن پیدا نکردم و احساس می کنم این نوع تابلوها نسخه تکامل یافته تابلوهای پرتابل قدیمی است. تابلوهایی که صرفا بر روی یک پایه و صرفا از بالا و پایین مهار می شد (که البته هنوز در سطح شهر دیده می شود). بنر نصب شده روی آن با وزش باد دائم تکان می خورد و در واقع کمتر تصویر مناسبی را برای برند باقی می گذارد. منظورم است است که برای برندها معتبر کمی تبلیغ بر روی پرتابل سخت بود. در استرابردهای فعلی که به نظرم در سطح شهر بسیار به چشم می آید این نقیصه کاملا بر طرف شده و طرح با کیفیت مطلوب و از چهار طرف مهار شده و با استحکام کامل در مقابل دید مخاطب قرار می گیرد.
نکته ای که برای من جالب است این است که در فاز نخست اجرای این تابلوها در سطح شهر تهران برندهای معتبر بر روی آن نشسته است. برندهایی نظیر سامسونگ، زر ماکارون، بیمه ما، بانک ملت و … که این موضوع اساسا به اعتبار این رسانه می افزاید. در واقع فروشنده رسانه اشتباهی که در مورد تبلیغاتی اتوبوسی و یا تبلیغ بر روی تابلوهای پرتابل و با جذب برندها و مشاغل کم اهمیت مرتکب شده بود را تکرار نکرد. مساله اعتبار رسانه در انتخاب یک رسانه بسیار مهم است. به اعتقاد مک لوهان رسانه همان پیام است. هنوز خیلی از ما از این اصطلاحات استفاده می کنیم، مثلا می گوییم تلویزیون گفت، رادیو گفت روزنامه گفت و … این عارات یعنی خود این رسانه ها برای ما هویت دارند. در حقیقت اعتبار یک رسانه به عوامل زیادی بستگی دارد از جمله صحت اطلاعات ارسالی در طول زمان و … . شکل ظاهری ارسال پیام هم در اعتبار یک رسانه اثر دارد. نتیجتا آنکه در حوزه راه اندازی یک رسانه جدید همواره برندهایی که برای بار نخست بر روی آن می نشینند بسیار مهم هستند چرا که در فازهای بعد سایر برندها راحت تر به خود اجازه می دهند که از آن رسانه تبلیغاتی استفاده کنند.
پاورقی: به سختی خودم رو راضی کردم از مک لوهان بنویسم. این اسم رو به افتخار اون دوستی آوردم که تحلیل خوب رو صرفا تحلیلی می داند که به دیدگاه خارجی ها استناد می کند و یا مبتنی بر دیدگاه های آدم ها و یا تئوری های کتابهای خوب بازاریابی باشد و تحلیل مستقل را جایز نمی داند. این طوری هم من انتقادپذیر شدم و اون دوست خوبمان هم راضی تر. 🙂
آقای دکتر محمدیان همواره از تقلید در لوگو و روش های تبلیغ، مثل بستنی رابی “با شکل و شمایل آبمیوه های پالپ دار رانی” با عنوان عملی کثیف در بازاریابی یاد می کردند که ریشه ی این تقلید کاری برای بنده مجهول مانده بود. شاید ترس از نوآوری و ارائه ی مستقل پاسخ خوبی باشد باشد.
پاورقی شما ناخودآگاه من را یاد این انداخت که ذکر منبع در مطالب ایرانی مثل شمشیر دو لبه می ماند؛ اول ترس متهم شدن به کپی برداری و عدم اصالت و دوم ترس متهم شدن به ذکر مطالب بدون منبع.
من فکر می کنم باید تکلیف را با علوم جدید، مثل دانش مدیریت بازاریابی که وارداتی بوده و قابلیت انطباق و حل مساله ی روز جامعه ایران را دارند، مشخص کرد و نوآوری های هر مطلب را شجاعانه و علی رغم ذکر سایر منابع در پاورقی، با صدای بلند نشر داد
آقای خدنگی عزیز
من به جا از مطالب دیگران استفاده خواهم کرد اما از بنا به فریاد زدن باشد عموما تمام مطالبم اورژینال است. ولی از اثر مطالعات بر نوشته ها نباید غافل بود.
به نظرم این مطالب می تواند اکران مجدد شود