امین پرهیزکار: ایران دوست داشتنی ما به هزار و یک دلیل موجه، قابل تکیه و افتخار است. فرهنگ غنی، پیشینه تاریخی و بهره مندی از چهره های شاخص علمی، فرهنگی و هنری همه و همه دلیلی برای این ادعا هستند. اما به واقع فرهنگ ما دارای ابعاد مختلفی است که در همین موارد کلی نمی گنجد. پایه های زندگی ایرانی بر ستون هایی استوار است که شاید هر جایی از دنیا نتوان همانندش را دید و پیدا کرد. پایه های قدرتمندی همچون خانواده، پدر، مادر و روابط فی ما بین آنها شاید مهمترین آن باشد. هر چند این موارد در سال های اخیر و با رواج فرهنگ های تازه کمی به حاشیه کشیده شده است، اما همچنان از قدرت و قوت کافی برخوردار است. به اعتقاد نگارنده برای فعالان حوزه تبلیغات تقویت و ارزشگذاری این قبیل موارد باید در کنار فعالیت های تجاری مهم و جدی تلقی شود.
هر کدام از ما تبلیغات چی ها وظیفه داریم از توان علمی، انسانی و تکنولوژیکمان برای این مهم استفاده کنیم. اما ظاهرا موضوع نه تنها اینگونه نیست بلکه در بسیاری موارد کاملا وارونه است و ما به جای ارزشگذاری در حال تخریب بسیاری از این ارزش ها هستیم. فکر نمی کنم با تیتر واضحی که برای متنم برگزیده ام دیگر جای سئوالی باقی مانده باشد. می خواهم در مورد روز پدر و واکنش بخش زیادی از جامعه تبلیغاتی ایران و گرامی داشت روز پدر صحبت کنم. روز و عنوان ارزشمندی که متاسفانه این سال ها به چیزهایی بی ارزش و کم اهمیتی همچون جوراب پیوند خورده است. نمی دانم اکنون که در حال مطالعه این مطلب هستید از نعمت داشتن پدر برخوردارید یا نه اما به اعتقادم پیوندی که این روزها تبلیغات و گرافیک ایران میان پدر و مورد ذکر شده بالا رواج داده است از حالت شوخی و خوشمزگی سال های پیش فاصله گرفته و کم کم در حال تبدیل شدن به یک فرهنگ نامطلوب است. در آستانه روز پدر با موجی از طرح ها، کلیپ ها و تصاویر گرافیکی مواجه شدم که جز یک تصویر جوراب و روز پدر مبارک که با هم و یا با چهره یک مرد در نقش پدر ترکیب شده بود واقعا چیز دیگری نداشت! چقدر راحت پدر و جایگاهش را ابتدا به شوخی و امروز به کنایه به این وسیله کم ارزش گره زده ایم و خودمان غافلیم که در حال از بین بردن این ارزش بی انتها هستیم.

چرا بر نام تبلیغات چی ها تاکید دارم، چون به اعتقادم کار ما و وظیفه ما واقعا چیزی فراتر از صرف کار تجاری است. به واقع ما تاثیر گذاریم. فرهنگ سازیم، جریان سازیم و اگر ما هم به این بازی نه چندان مطلوب دامن بزنیم دیگر چه انتظاری از عام جامعه داریم برای رعایت فرهنگ؟ برای ما تبلیغات چی ها که به واسطه کارمان باید همزمان دستی بر چندین و چند علم داشته باشیم قطعا واضح است که علم روانشناسی به ویژه از نوع اسلامیش چقدر بر حفظ جایگاه و نقش پدر و احترام به این جایگاه تاکید دارد. خوب می دانیم که در خانواده ای که نقش پدر کمرنگ شد، بنیان خانواده سست می شود و به سمت فروپاشی می رود. پس چرا همانند افراد عام جامعه باید در طرح هایمان بر چیزی بی ارزش تاکید کنیم و به جایگاه ارزشمند پدر بی احترامی کنیم؟ ای کاش بجای این همه طرح سطح پایین و در برخی موارد توهین آمیز به مقام پدر، کمی هم به ارزش این نام توجه میکردیم و برای این سمبل تلاش، اتکا و مهربانی طرح های بهتری میزدیم و جایگاهش را محترم میشمردیم. در پایان بحثم از آنجا که یکی از منتقدین جدی رسانه ملی در بحث فرهنگ سازی و تبلیغات هستم مایلم به فاجعه رسانه ملی در روز پدر هم اشاره کنم که به نام تامین محتوا چطور به این جایگاه ارزشمند توهین می کند. برنامه به اصطلاح طنز حرف حساب که نام پدر را به جوراب و لباس زیر و چند عنوان غیر قابل ذکر پیوند زد و به خیال خودش محتوای طنز تولید کرد و مخاطب را سرگرم. شخصا دیگر امیدی به رسانه ملی در هیچ کدام از ابعادش ندارم پس بیش از این به نقدش نمی کشم و امیدوارم حداقل این سیاهه تلنگری باشد برای هم صنفانم که بعد از این به جای دامن زدن به تولید محتوا و فرهنگ بی ارزش آنهم برای مهمترین و ارزشمندترین دارایی های فرهنگی و اجتماعی، گام در مسیر اصلاح فرهنگ بگذاریم و جایگاه ارزشمند پدر را بالا و بالاتر ببریم
راستی روز پدر مبارک، همین و تمام!
آقای پرهیزکار این گونه اتفاقات جای تاسف بسیار دارد. به جای آنکه شرکت های تبلیغاتی و تبلیغاتچی ها خود را برای رویارویی با رقبای خارجی اماده کنند و طرح هایی قابل رقابت طراحی شود, بعضی رویکردها و کارها به سمتی می رود که خدا عاقبتش را بخیر کند!
البته این فقط بحث مناسبت ها نیست. ای کاش کمی دید افراد در کار تبلیغات تغییر میکرد چرا که جامعه ایران تغییر کرده است. برای نمونه دیگر زنان جامعه را نمیتوان فقط در اشپزخانه یا در حال نظافت منزل دید پس چرا در تبلیغات ما هنوز بر این نکته اصرار میشود؟
به جز بحث سود که شما عنوان کردید, دیدها هم باید اصلاح شود.
ممنون.
سلام جناب پرهیزگار عزیز
جایی که فرمودید : « … به اعتقادم کار ما و وظیفه ما واقعا چیزی فراتر از صرف کار تجاری است. به واقع ما تاثیر گذاریم. فرهنگ سازیم و…» تلنگری بود برای بنده و امثال بنده که حوزه تبلیغات را از این بُعد نگاه نکرده بودیم. ممنون بابت این تلنگر و کاملاً هم با شما موافقم.
اما در مورد متن اصلی ضمن اینکه تا حد زیادی با اصل نوشته شما واینکه این موضوع به جاهای نادرست و بی ربطی کشیده شده موافقم. لوس بازی ها از حد گذشته است!
ولی از یک منظر هم شاید بشود گفت که اگر از دریچۀ دیگری به موضوع نگاه کنیم می توانیم به دو پارامتر “فداکاری” و “بی اهمیت بودن ارزش مادی هدیه” نیز برسیم که خود می تواند نوعی “ارزش” برای مقام پدر باشد.
البته تاکید میکنم که عرایضم صرفاً نظرات شخصی و از دیدگاه یک پدر (آنهم پدری که اعتقادی به این مناسبت ها ندارد) بوده و نه در راستای مخالفت با شما دوست عزیز، بلکه در راستای اندکی تلطیف فضا بود ! 🙂
از لطف شما سپاسگزارم و خوشحالم که متنم دارای تاثیر بوده است
اما نگاه شما در آخر نظر خیلی خوشبینانه است و من به این نگاه حسودی کردم! اولین وظیفه هر طرحی ایجاد ارتباط است هم ایجاد ارتباط با مخاطب و هم ایجاد ارتباط عناصر طراحی با موضوع آن. ما مجاز به ایجاد هر نوع ارتباطی نیستیم و در زمان طراحی وظیفه داریم به ارزش ها با حساسیت بالایی نگاه کنیم و چیزهای مهم و دوست داشتنی را با هم پیوند بزنیم و این کار ما را دهها پله بالاتر می برد
سپاسگزارم از نظر ارزشمندتان
آقای پرهیزگار چقدر خوب و به جا نوشتید … گاهی فکر میکنم چقدر شوخیهای جنسیتی و جوکهایی که فرهنگ و پیشینه ما را نشانه گرفته در جامعهمان.عادی شده … خیلی وقتها به این دست مطالب خندیدهایم و ساده گرفتیم همه چیز رو … بدون اینکه بدونیم ارزشهامون به تدریج با همین نادیده گرفتنها تحتتاثیر قرار میگیرن و به مرور کمرنگ میشن.
فکر میکنم خیلی از این بیدقتیها به دلیل تولید محتوای عجلهای و بدون فکر برندها و اشتیاقشون برای دریافت لایک و کامنت بیشتر باشه (البته در نوع اینستاگرامیش).
با تمام ناامیدی از این وضعیت، امیدوارم بیشتر دقت کنیم و اثرآفرین باشیم.
جناب پرهیزگار ممنونم از مطلبتون
ناقابل بود
دارم درس پس میدم جناب دکتر
ممنونم . اما به نظر بهتره خیلی جدی نگیریم بعضی موضوعات رو
ارادت
جدی نگرفتن چیزهایی که داره تیشه به ریشه فرهنگ ما و ارزش هاش میزنه همون خطریه که امروز داره جامعه مارو تحدید میکنه
خطر بی تفاوتی…
جدی نگرفتن چیزهایی که داره تیشه به ریشه فرهنگ ما و ارزش هاش میزنه همون خطریه که امروز داره جامعه مارو تهدید میکنه
خطر بی تفاوتی…