بازهم یک یادداشت با موضوع تبلیغاتچی. رابطه بازاریابی و تبلیغات با صنایع مختلف بسیار جالبه. برخی از صنایع انقد جذابیت دارن که تبلیغات و بازاریابی به عنوان یک نردبان، یا رسانه ازشون استفاده میکنه. تعاملی جذاب و به شدت پولساز. مثل سینما، موزیک و البته ورزش. حمایت مالی از تیمها یا همون اسپانسرینگ مبحثیه که سالهاست داره در سطح خرد و کلان دنبال میشه و منافع زیادی رو برای طرفین به همراه داره. حمایت از تیمهای ملی هم به دلیل جذابیت بالا و البته وحدتی که همراه داره، چندسالی است که در ایران به صورت گسترده ای دنبال میشه و خوشبختانه فقط به فوتبال ختم نمیشه. البته که هزینه های بسیار بسیار بالایی هم در وقایع ورزشی مختلف صرف این موضوع میشه. مثل تبلیغات گسترده رایتل درجام جهانی. امسال ما تیم ملی رو در جام ملتهای آسیا داشتیم که خب متاسفانه خاطره تلخی برامون موند. اما در بحث اسپانسرینگ اتفاق جالبی افتاد که دوست دارم نظر شما دوستان خوب کافه ای رو در خصوصش بدونم
شرکت توانمند همراه اول طی حمایت مالی که از تیم ملی داشت، بیلبوردهای تبلیغاتی خودش رو با تصویری از بازیکنان تیم ملی و شعار خاصی ارائه کرده بود که نظر منو به خودش جلب کرد. عبارت “همراه اول، تنها اپراتور تلفن همراه حامی تیم ملی”.
اینکه همراه اول بر روی تنها اپراتور حامی تاکید داره موضوعی که سوالهای زیادی رو به ذهن میاره. سوالاتی که مشتاقم به همراه شما دوستان در موردشون صحبت کنیم. سوالاتی مثل: آیا تاکید بر “تنها اپراتور” واقعا لازم بوده؟ یا شاید چون ایرانسل هم قبل و بعد از مسابقه فوتبال بینندگان رو به تماشا مسابقه دعوت میکرده یا ازشون تشکر میکرده، لزوم این امر دیده شده؟ این عبارت در خور یک رهبر قدرتمند بازار هست؟ به نظر شما آیا از لحاظ روانی عبارت “تنها اپراتور حامی” بر روی شعار”هیچکس تنها نیست” تاثیر میگذاره؟ راستی چه سوالاتی به ذهن شما میاد.
بحث دیگری که پیش میاد اینه که بطور کلی اسپاسرینگ چه تاثیری بر وجهه برند میذاره؟ به شخصه اینکه یک شرکت حامی تیم ملی باشه برام قابل احترامه اما معمولا برای اینکه منو به خرید یا استفاده از اون خدمات ترغیب کنه کافی نبوده، نظر شما دوستان عزیز میتونه بحث گرم و پرباری رو به همراه داشته باشه.
از همه دوستان دعوت میکنم تا یک بار دیگه با نظرات ارزشمند خودتون به بحث و تبادل نظری گرم بپردازیم.

سلام.
فکر میکنم عبارت تنها اپراتور نیازی نبود و تاثیر خاصی بر تبلیغات ندارد.
مدتی قبل که تیم ملی در جام جهانی بود و همه ی شرکتها خود را حامی تیم ملی معرفی میکردند ، چه واقعی و چه غیر واقعی ، مزمز یک تبلیغ گستره و جالب رو در مترو انجام داد که به نظر من خیلی جالب تر و زیباتر از اسپانسرینگ بود.
سلام به جناب راحمی عزیز
متشکرم که دوباره همراه ما هستید. من این تبلیغ مزمز رو ندیده بودم اما به نظر میاد که طرح خیلی خوبی بوده و همونطور که فرمودید تاثیر خوبی هم داشته. جناب راحمی در طول بازیهای آسیایی شما بیشتر حمایت کدوم اپراتور از تیم ملی نظرتون رو جلب کرده بود؟
والا من دقت زیادی به اسپانسرهای تیم ملی نداشتم. ولی یه موضوعی که نظر منو خیلی به خودش جلب کرد این بود که یه عکس از بازیکنان تیم ملی بود که داشتند از هواپیما پیاده میشدند. روی پیراهن نفر اولی همراه اول چاپ شده بود. روی پیراهن نفر بعدی ایرانول و روی پیراهن یکی دیگر بانک شهر.
این عکس خیلی برای من جالب بود و کلی خندیده بودم و وقتی مطلب شما رو خوندم خیلی گشتم که برای دوستان بزارم تا بلاخره مشخص بشه اسپانسر تیم ملی کدوم شرکته!
البته عکس برای همین بازی های آسیایی 2015 بود و توی سایت ورزش3 و یا سایت تابناک دیده بودم.
جناب راحمی از اینکه بحث رو پیگیری می کنید متشکرم. ای کاش این عکسی که در موردش فرمودید بود تا این بحثو داغتر کنه. خیلی جالب بوده.
متشکرم از همراهی گرمتون جناب راحمی
شاد و موفق باشید
سلام به همه دوستان عزیز کافه مارکتینگ
استفاده از عبارت تنها اپراتور حامی صرفا به خاطر جلوگیری از تبلیغات سایر اپراتورهاست که در این حوزه بدون رعایت کپی رایت اقدام به اسپانسری برنامه های تلویزیونی و تبلیغات می کنند.
اشاره به اینکه شرکت رایتل اسپانسر تیم ملی در دوران جام جهانی بود و یا مزمز تبلیغ خوبی انجام داده برام بسیار جالب بود و لازم دونستم که کمی قضیه رو شفاف کنم. رایتل با اسپانسری هوشمندی که روی برنامه تلویزیونی 2014 انجام داد، بدون اینکه مستقیم نام تیم ملی را استفاده کند چنان جلوه کرد که گویی اسپانسر تیم ملی است و بسیار بیشتر از اسپانسرهای تیم ملی دیده شد. که این امر اعتراض اسپانسرها رو در پی داشت. در خصوص مزمز هم بایستی بگویم بسیار تبلیغات هوشمند و زیرکانه ای انجام دادند و آن هم این بود که به هیچ عنوان از نام و اشکال تیم ملی در تبلیغ خود استفاده نکرد و استفاده تبلیغاتی را از این اتفاق برد.
متاسفانه قانون کپی رایت فوق العاده ضعیف دست را برای ایرانیان باهوش باز می گذارد و خداروشکر در این صنعت هم همکاران خلاق و هوشمندی داریم که در حال مشاوره دادن به برندهای مطرح هستند.
سلام به جناب Hunter
از اینکه در این بحث با نظرات ارزندتون همراه هستید سپاسگزارم. به نکته های کلیدی اشاره کردید. البته جناب Hunter عزیز در واقع این قضیه اونقدرها هم از نبود قانون کپی رایت نشات نمیگیره و چون اسپانرینگهای غیرمستقیم در کشورهای اروپایی و آمریکا هم اتفاق می افته و دقیقا قضیه از همون هوشمندی است که شما اشاره کردید. بطور مثال در مورد بحث رایتل که فرمودید، رایتل اتفاقا استراتژی اسپانسرینگ درستی رو در پیش گرفت. وقتی یک برند مثل همراه اول همه تمرکز اسپانسرشیپ خودش رو میاد روی فقط و فقط خود تیم ملی میگذاره، مابقی فضاها رو از دست میده طبیعتا و همونطور که فرمودید کسی مثل رایتل پیدا میشه و با هوشمندی تمام، هرچی رسانه هست که قراره خود اون تیمی رو که همراه اول حامیشه رو نشون بده میاد و کاور میکنه.
شرکتی هم مثل مزمز که خب توان چند ده میلیاردی رایتل و همراه اول رو نداره با زیرکی میاد میگه من هم قلبا با همه طرفدارهای تیم ملی همراهم.
از اینکه این بحث رو به این خوبی باز کردید بسیار ممنونم چون جای این بحث در این مطلب خالی بود.
حالا جناب Hunter به نظر شما آیا این تاکید بر روی “تنها اپراتور حامی” از لحاظ روانی تاثیر مثبت داره یا منفی؟
مزمز
سلام آقای داورنیا
اتفاقن یکی از دوستان من برایپایان نامه داره روی مبحث تاثیر اسپانسرینگ فوتبال بر روی ارزش برند کار میکنه و تا اونجایی که من در جریانم طی بررسی های انجام شده واقعن اسپانسرینگ هیچ تاثیر مثبتی روی این قضیه نداره و برای خیلی ها اصلن این موضوع مهم نیست. البته بحث اسپانسرینگ به طور کلی در کل دنیا خیلی خوب پیش میره و فرضیه ما هم همین بود اما بررسی های میدانی در ایران این موضوع رو تایید نکرد. خود من هم خیلی تاثیر چندانی ازاین موضوع نگرفتم شاید چون خیلی علاقه ای به فوتبال ندارم 🙂 اما اسپانسر شدن شرکت کار و اندیشه یا رایتل در مباحث هنری و فرهنگی برام جذاب بود و باعث شد احترام بیشتری به این دو برند بذارم 🙂
سلام به خانم میراشرفی
سپاسگزارم از همراهی شما. خب پس قضیه جالب شد. چون من خودم هم به عنوان کسی که به فوتبال علاقه منده خیلی انتظار خرید رو ندارم. اما راستش خانم میراشرفی اصولا اسپانسرینگ با روشی که برندهای ایرانی معمولا به اجرا در میارن معمولا هدفی جز برندینگ یا جایگاه یابی نمیتونه داشته باشه. و البته از اونجایی که فعالیت های جانبی اسپانسرینگ در کناار اسپانسرینگ انجام نمیگیره نباید انتظار بیش از این رو هم داشت.
خانم میراشرفی به نظر شما اندازه برند به انتظار از اسپانسرینگش نسبت خاصی دارند؟ یعنی هرچقدر برند بزرگتر باشه آیا انتظارها هم از فعالیتهای اسپانسرینگ اون برند میره بالا؟ یا فکر میکنید یه چنین چیزی نیست؟
قطعا این رابطه مسقتیم خواهد بود. مطمئنن از برندهای بزرگ انتظار میره اسپانسرینگ گسترده و مناسبی رو انجام بده. اما کلن تو ایران هر کس هر کاری میکنه بقیه هم دنبال میرن. الان یه موج گسترده از اسپانسرینگ راه افتاده. حتمن اسپانسرینگ بانک سپه(اگه اشتباه نکنم) برای تیم ملی بسکتبال رو دیدید و یا اسپانسرینگ بیمه رازی برای تیم ملی کشتی و … خلاصه یکم بی نظمی تو این حوزه از فعالیت به چشم میاد که در صورت اصلاح می تونه نتایج خوبی برای برند مربوطه داشته باشه. آقای داورنیا اگه مطلبی در رابطه با اسپانسرینگ یک برند موفق خارجی رو هم به این مطلب اضافه کنید یک مقایسه و تحلیل خوب میشه از این بحث انجام داد 🙂
خانم میراشرفی متشکرم از پیگیری این بحث و ارائه نظرات ارزندتون. اشاره خوبی رو به موج اسپانسرینگ داشتید. البته این موج همیشه با یه سری وقایع مهم ورزشی پشت سر هم بیشتر میشه. مثلا امسال ما جام جهانی، لیگ والیبال، مسابقات بسکتبال، جام کشتی و آخر سر هم جام ملتهای آسیا رو داشتیم.
پیشنهاد بسیار خوبی بود. انشالله اگر فرصتی بود در مطلبی مرتبط این کار رو خواهیم کرد.
با سپاس از همکاری صمیمانه شما
یکی از دلایل این تفاوت در ایران و خارج، بحث وفاداریه. در فوتبال، یک هوادار رو با میزان وفاداریش به تیم محبوبش میسنجن. وقتی در ایران اسپانسرها که نوعی طرفدار محسوب می شوند از شاخه به شاخه میپرن، نباید برای هوادار مهم به نظر برسند.
این قاعده بازیست
سلام به جناب یزدانی مقدم عزیز
از مشارکت شما در این بحث خوشحالم. نکته بسیار جالبی رو اشاره کردید ممنون. من به شخصه خودم در خصوص اسپانسرهای ایرانی به این موضوع توجه نکرده بودم و الان که با اسپانسرهای خارجی مقایسه میکنم میبینم که خیلی از تیمها و برندها در کنار هم شناخته میشن. مثلا vodafon همچنان در ذهنها با تیم منچستر تداعی میشه و یا الان bwin با تیم رئال مادرید کاملا آمیخته شده.
جناب یزدانی مقدم به نظر شما کدام یک از اسپانسرهای ایرانی بودن که تونستن خودشون رو به عنوان یک اسپانسر تمام عیار مطرح کنن؟
من فکر میکنم اسپانسرینگ منجر به افزایش فروش نمیشه ولی روی ایجاد یک برند قوی و ایجاد وفاداری در مخاطب نقش خوبی داره,مخصوصا در زمینه اسپانسرینگ تیم های ملی
سلام به جناب پوریا
خیلی ممنونم که با ما همراه هستید. نقطه نظر جالبی بود جناب پوریا و مشتاق شدم که نظرتون رو در خصوص این موضوع بدونم که آیا تاکید روی تنها اپراتور حامی که یه جورایی رقابتیه برای تیم ملی که کلا اسمش همرو به اتحاد دعوت میکند، روی این وفاداری چه تاثیری میتونه داشته باشه؟
سلام اقای شاهرخ داورنیا
ممنون.البته من خیلی کوچیک تر از این حرفام که همراه شما بزرگان باشم و فقط از شما و دیگر دوستان در این سایت یاد میگیرم
من فک میکنم به خاطر تبلیغات سایر شرکت ها درباره حامی تیم ملی همراه اول میخواسته که خودشو از دیگر شرکت ها جدا و متمایز نشان بده.حالا این واژه “تنها” چه تاثیری داره بنظرم هیچ تاثیری روی وفاداری برند نداره
سلام مجدد به جناب پوریا اسحاقی (اگر اشتباه نکرده باشم)
متشکرم از اینکه بحث رو ادامه دادید و باید اضافه کنم که هر نظری در کافه قرار بگیره برای ما بسیار بسیار ارزشمند خواهد بود.
راستش رو بخواید من هم مثل شما به موثر بودن این تاکید شک دارم و واقعا دوست دارم بدونم که اگر تحقیقی در این مورد بشه نتیجه چه خواهد شد
متشکرم
شاد و موفق باشید
سلام جناب اقاي داورنيا
من ميخواستم اول سوال دوم شما رو جواب بدم، اينكه پرسيديد اسبانسرينگ جه تاثيري بر وجهه برند ميذاره؟؟ به نظرم ين سوال رو در دو بخش ميشه جواب داد:
١- از زاويه هدف اسپانسرينگ
٢-از زاويه خود اسپانسرينگ
خب اگه از زاويه كسي كه مورد اسپاسرينگ قرار مرفته به قضيه نگاه كنيم ١٠٠٪ بر وجهه برند تاثير گذاره، در واقع ما به عنوان اسبانسر داريم ريسك ميكنيم روي كسي يا تيمي كه اسبانسرش شديم،هر بحظه ممكنه با لغزش يا شكست يا هر خطاي ديگه اي از طرف هدف اعتبار برند ما خدشه دار شه، فرض كنيد ما اسبانسر فردي شديم كه كه خيلي معروفه و اعتبار ورزشيش بسيار بالاست حالا اتفاقي براش بيفته مثل شكستش يا اتفاقات خارج از ورزش خب مشخصه كه مخاطب فيدبك منفي از اين اتفاق ميگيره و از “پكيج” ورزشكار احساس منفي دريافت ميكنه، اين بكيج شامل خود ورزشكار و همه متعلتقاتي هست كه بهش متصله از جمله “برند” ، كه اين عامل باعث ميشه بارخورد منفي حاصل از اشتباه هدف اسبانسرينگ ناخوداگاه متوجه اسبانسر بشه،
حالا اگه از زاويه خود اسبانسر به قضيه نگاه كنيم متوجه ميشيم اتفاقاتي كه در اين مسير رقم ميخورن تحت كنترل ما به عنوان اسبانسر هستن، خب بديهيه كه اسبانسرينگه يك موضوع كاملا ريسكيه ، مشخص نيست كه بازگشت سرمايه و سود حاصل اون چيزي باشه كه ما انتظارش رو داريم، ولي ميتونيم اين مقدار رو ماكسيمم كنيم، به نظرم تو اين مسير بايد ما يك نقشه راه طراحي كنيم كه ميخاهيم به جي برسيم و استراتژيمون چيه، براي بازگشت سرمايه از اسبانسرينگمون چه كارهايي ميخايم انجام بديم ، من قبلا توي ايجاد استراتژي براي اسبانسرها قبلا جايي خوندم جناب داورنيا كه اسبانسرها بايد هدفشون رو تعيين كنن، اينكه هدفشون از اين كار ايجاد اگاهي، خريد، وفاداري، يا صرفا ايجاد يك حس موندگار ذهني تو مخاطبه يا …
بعدش به اين نتيجه رسيدم كه وقتي شركت مياد اين استراتژي روشن رو براي خودش ترسيم ميكنه تا حد زيادي ميدونه چه بايد بكنه، اينكه ميتونه با اين اقدام كوتاه مدت خودش يك تاثير “بلندمدت” روي مخاطبش بذاره و اونو درگير كنه،لازمش به نظرم توي اين مدت كوتاه اسبانسرينگ تمركز روي مزيت هاي رقابتي و امتيازات شركته تا بتونه از طريق اونها تاثير ماندگار بذاره و اصطلاحا هويت برند رو از كوناه مدت به يك هويت بلند مدت تبديل كنه، از طرف ديگه هم اين اسبانسرينگ ميتونه رو منافع غير مستقيمم تاثير گذار باشه جايي كه خيلي از ويژگي هايي رو كه مستقيما در اسبانسرينگ به دنبالشون نيستيم رو از اين طريق ميتونيم محقق كنيم.
در مورد سوال اولتون هم بايد عرض كنم واژه “تنها اپراتور” ميشه برداشت هاي متفاوتي ازش كرد:
يكي اينكه من به عنوان تنها اپراتور فقط دارم از ورزش حمايت ميكنم و رايتل و ايرانسل رو اصلا اپراتور به حساب نميارم،(نوعي قلدربازي) به نظرم كه داره يه بازي كودك كودك راه ميندازه با بقيه اپراتورها.
يا اينكه اصلا ايرانورهاي ديگه دنبال حمايت نيستن و فقط به دنبال تبليغ خودشون هستن( بيشتر از اون چيزي كه مجازه البته) ولي من ميزان حمايتم بيشتر از اين مقداره.
با تشكر.
سلام به جناب زمانی عزیز
مطلب بسیار جالبی رو ارائه کردید. خیلی ممنونم که وقت و انرژی گذاشتید. با شما موافقم و به نظر شخصی من هم اکثر اسپانسرینگ ها با هدف اسپانسر شدن اتفاق می افته و هدف مشخصی رو در حوزه بازاریابی دنبال نمیکنه. البته هستند اسپانسرهایی که هدفمند اینکار رو میکنن اما نتایج نشون میده که بازده اسپانسرینگها مقطعی و کوتاه مدته و نتیجشم نتیجه ی هیجان انگیزی نیست.
جناب زمانی قسمت آخری که توضیح دادید بسیار جالب بود حالا به نظر شما این بازی کودک کودک در شرایطی که تیم ملی نمادی از اتحاده و همدلیه، باید انتظار چه فیدبکی رو داشته باشیم؟
با سلام
به نظر بنده عبارت( تنها اپراتور ) کمکی به اثر بخشی تبلیغ نکرده است .می شود این سوال رو از سازندگان تبلیغ پرسید که تنها اپراتور حمایت کننده تیم ملی چه مزیتی برای همراه اول ایجاد می کنه؟ آیا باعث افزایش کیفیت خدمات همراه اول شده است؟ اصلا همین که نام همراه اول در عوض شرکت ارتباطات سیار انتخاب شده هم مزیتی محسوب نمی شود،چون خیلی از شرکت ها بوده اند که در صنعتی اولین بوده اند ،ولی بعد ها شرکت های دیگر سهم بازار آن شرکت را کسب کرده اند.مثل نوآوری هایی که ایرانسل در آغاز ورودش به بازار داشت و به خوبی بخش بازار سیم کارت های اعتباری را از چنگ همراه اول در آورد.
با احترام
سلام به جناب شجاعی عزیز
خیلی ممنونم که با دیدگاهتون در این بحث همراه هستید.
سوالات چالش برانگیزی رو بیان کردید. جناب شجاعی به نظر شما اینکه همراه اول روی تنها اپراتور تاکید ویژه ای داشته به رقابتش با دو اپراتور دیگه برنمیگرده؟ آیا این شعار در احترام بیشتر به اپراتور کمکی کرده؟ خوشحال میشم دیدگاه شما رو در این خصوص بدونم
با سلام به آقای داورنیا
بله همراه اول دقیقا به این دلیل روی تنها اپراتور تاکید داشته که خودش رو از دو اپراتور دیگر به نحوی متمایز کند . به نظر من این نوع شعار تاثیری روی احترام بیشتر در ذهن مشتری برای یک اپراتور ندارد.مشتری از یک اپراتور ویژگی های مثل کیفیت مکالمات ،تنوع خدمات،آنتن دهی گسترده و… را می خواهد.البته خواسته های مشتری از هر اپراتور بستگی به ویژگی های سنی و روان شناختی مشتری دارد.شاید همراه اول می خواهد با طرح این شعار به نحوی مسئولیت های اجتماعی خود را انجام دهد.
با احترام
سلام مجدد جناب شجاعی
دیدگته های جالبی بود. به نظرم حالا باید دید این رقابت به وضوح در شعارها دیده میشه به کجا میخاد بره و اینکه آیا به همون اندازه که رقابتها بالا میره کیفیت ارائه خدمات هم بالا میره یا نه
بسیار ممنونم از همراهی شما
از نظرات شما بهره بردیم
شاد و موفق باشید
سلام
ممنون از یادداشت بسیار خوب شما جناب داورنیا استفاده از “تنها اپراتور” به نظرم لزومی نداشت، بیشتر خواستن رو واژه “تنها “تاکید داشته باشن، حتی با دیدن این عبارت “تنها اپراتور تلفن همراه”، شمار “هیچ کس تنها نیست” در ذهنم بلند خونده شد،به نظرم هیچ کس تنها نیست هنوز قوی تر و تاثیرگذارتره.
سلام به خانم احمدی
ممنونم از همکاری شما و ارائه دیدگاهتون. من این دید شما رو از این سمت تعبیر میکنم که از یک طرف تنها اپراتور داره به همون شعار هیچکس تنها نیست اشاره می کنه و از طرف دیگه داره به پایه های رقابت میزنه و خودش رو در امر اسپانسرینگ یه پله بالاتر میبینه. حالا نکته ای که اینجا هست اینه که آیا خط و نشون کشیدن برای رقبا در سطح ملی که پس زمینه وحدت داره آیا تاثیرش برای مخاطب مثبته و یا منفی؟ نظر شما چیه خانم احمدی؟
درود بر شما جناب داورنیا
برای من به عنوان یک مخاطب این خط و نشون کشیدن ها تاثیر منفی ای نداره، از رقابت برندها لذت میبرم.
متشکرم از پیگیری بحث خانم احمدی
بسیار عالی، البته رقابت تبلیغاتیی که با هدف ارتقا جایگاه در ذهن مشتری نباشد ارزش چندانی ندارد و امیدوارم این هدفمندی رو در این رقابتها ببینیم. مطمئنا شاده شکوفایی هر چه بیشتر این برندها در تبلیغات خواهیم بود
از اینکه این بحث رو پربار کردید متشکرم
شاد و موفق باشید
یکی از موارد استفاده از کاما (،) جلوگیری از همین اختلاف نظرها و ایهام هاست و این طور که معلومه بیشتر تبلیغات با نگذاشتن کاما سعی می کنن از این ایهام به نفع خودشون بهره ببرند. در کل همراه اول توی بیشتر تبلیغاتش به تک بودن و فقط و فقط خودش بودن تاکید می کند و بعید نیست از این ایهام هم در راستای همین امر استفاده کرده باشد.
این جور جملات من را به یاد جمله معروووف: ((بخشش لازم نیست اعدامش کنید )) می اندازد!!!
سلام خانم زرگران
سپاسگزارم از مشارکت شما در این بحث. به نکته ارزنده ای اشاره کردید. و به نظر من استفاده از این کاما به نفع تبلیغ کننده هوشمندی رو میرسونه. اما خانم زرگران شرکت همراه اول مشخصا در هر دو تصویر عبارت همراه اول رو از بقیه جمله یا با خط یا با کاما جدا شده و ایهامش رو حداقل از این نظر متوجه نشدم. اگر بیشتر توضیح بدین ممنون میشم
راستی خان زرگران نظرتون در خصوص تاثیر مثبت یا منفی یا خنثی اسپانسرینگ همراه با تم رقابتی بر روی مخاطبین چیه؟
ایهامش در راستای همون بحث خودتان و عبارت تنها اپراتور حامی که می تونه ایرانسل رو کنار بزاره یا اینکه حضور خودش رو پر رنگ تر کنه و یا به معنی تنها اپراتور و همون شعارش باشه.
کلا مثالی که می زنم که نباید عینا توی متن وجود داشته باشه گفتم من رو یاد این جمله می رسانه!
در مورد تاثیر اسپانسر :
اسپانسر شدن به طور کلی اگر بهترین راه برای شناسایی برند نباشه ولی یکی از بهترین هاست. که باعث تسریع شناخت برند می شه. در مورد اسپانسر ورزش شدن هم از گذاشتن تبلیغات کنار زمین و روی تشک و بعضی وقتها دیده شده در کنار چمن به صورت بولد شده و سه بعدی و حتی نوشتن اسم برند بر روی چمن های زمین های ورزشی همه و همه می تونه تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم بر روی فروش داشته باشه. که مهنترین گزینه برای اسپانسر شدن در این وزش ها، اسپانسر خود تیم شدن است که فرصت دیده شدن بیشتری می دهند که البته گزینه پر هزینه ای هم باید باشه.
در واقع اسپانسرینک می تونه فروش غیرمستقیم را تحریک کنه و یک بخش کلیدی در استراتژی های بازاریابی است.البته تعیین میزان تاثیر بر روی فروش به صورت عدد و رقمی کار سختی است چون حتی تاثیرات بلند مدت هم دارد و در ناخودآگاه تماشاچی جای می گیرد و باعث ایجاد شخصیت و هویت برند می شود.
برای مثال!!!!!:
من چون نسبت به شماها قدیمی تر هستم، همیشه وقتی اسم بیمه آسیا ((که الان تبلیغ چندانی ازش نمیشه اصلا نمی دونم هست یا نه؟)) می شه تصویر ارم این بیمه بر روی پیرهن فوتبالیست ها در ذهنم حکاکی می شه مخصوصا روی یکی از کارتهای بازی فکر می کنم آقای حمید استیلی بود که آرم بیمه آسیا بر روی پیراهن ((آبی؟؟ یا سفید)) حک شده بود.
خوب این یعنی اینکه حتی اگر این برند مرده، من یک خاطره ازش دارم و اسمش برام در بین این همه رقیب قدر، همچنان محفوظ و آشناست.
خیلی ممنونم خانم زرگران. تحلیل جالب توجه و قابل تاملی بود. باید اضافه کنم که معمولا اسپانسرینگ از هر نوعش که باشه در بازه زمانی اسپانسرینگ و حتی بعد از اون پتانسیل هایی رو برای برند ایجاد میکنه که باید با هوشمندی از اونها استفاده کرد.
بسیار ممنونم از مشارکت همیشگی و پربار شما
شاد و موفق باشید
جناب آقای داورنیا با سلام
متاسفانه برعکس نظر بسیاری از دوستان و دست اندر کاران صنعت تبلیغات، من اصلا اعتقادی ندارم که یک تبلیغ وظیفه بالا بردن فروش یک کالا را بر عهده دارد بلکه وظیفه اصلی تبلیغ محافظت از نام تجاری در مقابل رقباست.
بنابراین بنظر میرسد که وجود این شعار ” تنها اپراتور حامی تیم ملی” با توجه به تبلیغات گسترده ایرانسل در صنعت فوتبال کشور الزامی بوده و خدشه ای هم به برند همراه اول وارد نمیکند.
ولی چرا حمایت از تیم ملی ؟ موضوع اصلی دراین دست تبلیغات استفاده از ایده رعایت مسئولیت اجتماعی شرکتی و گام نهادن در بازاریابی حمایتی از طرف شرکتهای مربوطه جهت برند سازی است. این شرکتها در ایران اصل اساسی به مشارکت گرفتن مردم در این نوع بازاریابی را فراموش میکنند (مانند همراه اول و یا مزمز که فقط میگوید حامی تیم ملی هستند و خبری از مشارکت مردمی در این حمایت نیست) و یا مردم را به مشارکت میگیرند با پول خود مردم! (حمایت بانک پاسارگاد از تیم ملی، افتتاح حساب تیم ملی در این بانک و تخصیص 50% از سود مشتری به حمایت از تیم ملی)
لذا این تبلیغات به عنوان روش برندسازی(هرچند غلط (تبلیغات ، برند سازی نیست)) اثربخشی در حد صفر داشته و بنظر میرسد هزینه برای هیچ است!
با تشکر
بهروز لطفیان (پارتنر شرکت ریس اند ریس در ایران)
سلام به جناب لطفیان عزیز
خیلی خوشحالم از آشنایی با شما و سپاس گزارم از اینکه در این بحث با ما همراه هستید. بحثهای جالبی رو مطرح کردید. من هم با شما موافقم که تبلیغ لزوما نباید منجر به فروش بشه اما تبلیغ میتونه هدف فروش هم داشته باشه. به عبارت دیگه برای تبلیغات میتوان اهداف مختلفی در نظر گرفت. از طرف دیگه مدیران ایرانی عموما تبلیغ رو در اکثر موارد به عنوان چاشنی فروش در نظر میگیرند، نه به عنوان بخشی از برنامه بازاریابی خودشون. برای همین اکثرا انتظار فروش زودرس رو دارن. البته مدیران برندها و مشاوران بازاریابی رو داریم بسیار اصولی تر به قضیه نگاه میکنن و انتظارشون از تبلیغات بنابر هدفشون از تبلیغ است.
در خصوص نکته دومی که اشاره کردید کاملا با شما موافقم. اسپانسرینگ اصولا بخشی از برنامه بازاریابی یا به عبارت بهتر ارتباطات یکپارچه بازاریابی است. ما صرفا نمیتونیم اسپانسر بشیم. باید برای اسپانسرینگ برنامه داشته باشیم و توجه داشته باشیم که اهمیت برنامه ها و فعالیتهای جانبی کمتر از خود اسپانسر شدن نیست.
جناب لطفیان اگر بخواید از دید یک مخاطب به موضوع نگاه کنید، نظرتون راجع به این نوع اسپانسرینگ خصوصا اینکه رقبا رو هم به رقابت طلبیده چیه؟ مشتاقم نظر شما رو در این مورد هم بدونم
با سلام مجدد
البته این مشکل (انتظار فروش از تبلیغات داشتن)فقط مختص مدیران ایرانی نیست موضوعی است که اکثر مدیران از جمله شرکتهای بزرگ و بنام نیز در دام این موضوع میافتند.
در مورد اسپانسرینگ بنظر بنده به عنوان یک برنامه توسعه بازار قطعا میتواند موفق باشد اگر مشارکت جامعه را در آن دخیل کنیم. این راه میتواند با همکاری رقبا و یا با رقابت با آنها پیگیری شود که بستگی به بزرگی کار و اهداف استراتژیک شرکت دارد. دو مثال زیر موضوع را روشن میکند.
1- امریکن اکسپرس در آمریکا اعلان کرد هر کس از کارت اعتباری من جهت انجام امور مالیش استفاده کند 1% از سود خود را جهت بازسازی مجسمه آزادی (که در آن مقطع نیاز به تعمیرات اساسی داشت ) خواهم داد نتیجه حاصله، استفاده غیر قابل تصور مردم از کارت اعتباری اکسپرس بنک بود که باعث شد سود قابل توجهی را به این بانک سرازیر کند و در آن مقطع رقبای این کارت اعتباری (ویزا و مستر کارت) با اختلاف فاحشی عقب بیفتندو مجسمه آزادی نیز از درآمد این مشارکت بازسازی شد.
2- هشت شرکت ارائه کننده خدمات سیم کارت در انگلستان سیم کارت قرمز را با مشارکت هم به بازار ارائه دادند هدف از این مشارکت جمع کردن کمک برای مطالعه بر روی بیماری ایدز بود. خصوصیات این سیم کارت در اختیار گذاشتن کلیه خدمات مربوط به تلفن همراه با بالاترین کیفیت و نازلترین قیمت به علت حمایت تمام اپراتورهای کشور انگلستان بود. مردم سیم کارتی با کیفیت بالا و خدمات عالی نیاز دارند و چه سیم کارتی بهتر از این! نتیجه حاصله فروش چند صد میلیون پوندی این سیم کارت و ارائه بخشی از سود جهت حل معضل ایدز بود.
در هر دو مثال مردم برای عمل اسپانسرینگ به مشارکت گرفته شدند ولی از جیب آنها خرج نشد (شرکت هزینه های اسپانسرینگ را پرداخت کرد).
این نکته ایست که در برنامه های اسپانسرینگ در ایران مورد توجه قرار نمیگیرد و فقط هزینه شرکتها را بالا و به تبع آن قیمتها و تعرفه ها برای مشتریان را بالا میبرد
سلام مجدد به جناب آقای لطفیان عزیز
مطلب بسیار آموزنده و مفیدی ور ارائه کردید. بسیار ممنونم. به دوستان کافه ای پیشنهاد میکنم دو مثالی که آقای لطفیان اشاره کردند رو مطالعه کنن. کیس های جالبی بوده.
جناب لطفیان به نظر میرسه در ایران از مبحث گسترده و قابل تامل اسپانسرینگ فقط یک اسم وجود داشته باشه و برندها در بهترین حالی فقط چند قدم جلوتر بردارن اما بازهم بازده ای معادل هزینه انجام شده به شکل واقعی بدست نمی آید.
بسیار ممنونم از همراهی گرم و صمیمانه شما
امیدوارم همچنان بتونیم شما رو در کافه داشته باشیم
شاد و موفق باشید
با سلام
فکر میکنم استفاده از عبارتهایی همچون “تنها…” ،”اولین…”و… خیلی وقت است که اثر خودشان را از دست داده اند.
اسپانسر بودن باعث جلب توجه میشود اما اگر مراحل بعدی فرآیند خرید به درستی طی نشود،باعث اثربخشی نخواهد شد.
مسلما بعد از جلب توجه کردن، فرایند مقایسه با سایر اپراتورها و مزیت های نسبی برند در ذهن مخاطب ،جریان پیدا می کند.
اگر مزیت های همراه اول کمتر از سایر اپراتورها باشد ،تاثیر در خرید نخواد داشت. حال تنها اپراتور باشد،اولین باشد یا هر کلمه دیگری!
سلام به جناب آقای جعفری
خیلی خوشحالم که در این بحث همراه ما هستید و دیدگاهتون رو برای ما ارسال کردید. جناب جعفری به نظر شما از نوع فعالیت اسپانسرینگی که برندهای ایرانی انجام می دهند آیا میشه انتظار فروش داشت؟
درود بر سروران عزیزم در کافه بازاریابی ! راستش به نظر من موضوعی که انتخاب کردید زیبا و متین هست ولی منظر نگاه به اون یک مقدار چرخش نگاه و تغییر زاویه دید می طلبه ! همتون حتما با مفهوم رقابت های Heads on آشنا هستید ! رقابت بین همراه اول و ایرانسل در بسیاری از دومین ها و سگمنت های بازار داره به ماهیت رقابت کاملا رودررو تبدیل می شه ! در این شرایط یکی از اصول مهم initiative ها و یا ابتکارهای عمل هستند ! بازی جنگ بر سر بازار به گونه ای هست که اگر نقطه مهمی رو فتح نکنی ، رقیب اون رو فتح می کنه و نه تنها این موضوع بلکه اون رو fortify هم می کنه ! پس لطفا به عبارت تنها اپراتور نه به عنوان ماهیت موقعیتی بلکه به عنوان ماهیت استحکام بخش نگاه کنید !
راستش از ارایه جزییات بیشتر به علت خدمتم به این مجموعه (شرکت ارتباطات سیار ) معذور هستم ! خواستم عرض ادبی به داورنیای عزیز داشته باشم و عرض ارادتی به اعضای کافه !
موفق و بالنده و پیروز باشید
سلام به جناب مشایخی عزیز که همیشه حرفهای جالبی برای گفتن دارند
خیلی خوشحالم که با ما همراه بودید جناب مشایخی و باید بگم خوشحال شدم که شما نظر دادید چون مطمئن بودم که دیدگاه متفاوتی رو بیان خواهید کرد که همینطور هم شد. زاویه دیدی که ارائه کردید بسیار فایبل تامل بود. من حرفهای شما رو قبلو دارم جناب مشایخی خصوصا در مورد جنگ تبلیغاتی و همیشه معتقدم هوشمندیهایی که در جنگ تبلیغاتی ارائه میشه بسیار بسیار جالب توجه است اما در خصوص این تبلیغ سوالی به ذهنم میرسه که دوست دارم نظر شما رو بدونم در موردش.
تیم های ملی همیشه نمادی از اتحاد بودن و مشوق وحدت در سطح ملی، حالا ما اینجا اسپانسرینگی رو داریم که دیگر اپراتورها رو به رقابت میطلبه و بو قول شما یه جورایی جنگ تبلیغاتی راه انداخته. به نظر شما این رقابت طلبی بر روی نماد اتحاد یک کشور چه تاثیری میتونه داشته باشه یا باید ازش انتظار داشت؟
سلام به دوست خوبم آقای داورنیا،
در مورد فوتبال خیلی اسپانسرها اومدن و رفتن! همین الان بدون تمرکز کافی شاید بشه تعداد زیادی از اونها رو نام ببرم! البته فوتبال ویژگیهای خاصی داره که شاید نشه از اونها براحتی چشم پوشی کرد و دلیل هجوم اسپانسرها به این مقوله به همین دلیل هستش.
اما به شخصه، ارزش و احترام بیشتری قائلم برای بانک سپه بخاطر اسپانسرینگ تیم بسکتبال کشور، یا بانک سامان در مورد تیم والیبال. حتما بیلبوردهاشون رو دیدید. و البته چند روز پیش رایتل رو دیدم که در زمینه فرهنگ و هنر این کار رو انجام داده! اینها بدلیل خاص بودن، برای من در آینده تداعی کننده های بهتری هستند تا فوتبال.
شاهرخ جان! در مورد تاکید “تنها اپراتور” باید بگم واقعا تا قبل از مطالعه مطلب شما، بهش پی نبرده بودم! چون توی سال اخیر چیزی که خیلی زیاد در مورد تبلیغات اسپانسرینگ شنیدم جمله ی “تنها حامی ….” بوده! و ذهنم از شنیدن این جمله خسته شده!!
سلام به حامد عزیز
خیلی ممنون که با نظرات ارزنده خودت ما رو در بحثها همراهی میکنی. در خصوص اسپانسرینگ تیمهای ملی در رشته های دیگه به نکته خیلی خوبی اشاره کردی. من هم با نظرت موافقم و به نظرم این حرکت درست مثل niche market کار کردنه. وقتی بازار اسپانسرینگ فوتبال اشباع شده، تصمیم درستی خواهد بود که بریم سراغ ورزشهایی که برای مردم علاقه مندی به حساب میان.
اصولا تنها حامی بودن یه جور افتخار به حساب میاد و از طرف دیگه یه جور “منم” بزرگ. حالا دوست دارم نظرتو راجع به این موضوع بدون که آیا حالا این “منم”های بزرگ برای سطح ملی مناسبه یا نه، سطح ملی سطحیه که یه جور اتحاد و همدلی رو در خودش داره و خودت دیدی که وقتی یکی از تیمهای ملی توی رقابت حساسیه یا قهرمان میشه چقد اون همدلیه بیشتر مشخص میشه. مشتاقم نظرتو در مورد مثبت یا منفی بودن این قضیه بدونم
ممنون شاهرخ جان،
استدلالت در مورد “منم” و همدلی در سطح ملی رو دوست داشتم! قطعا همینطوری، ضمن اینکه یکی دیگه از بزرگترین مزیتهای اسپانسرینگ ملی بودن اینه که همه تیم ملی رو دوست دارن و هیچ تاثیرگذاری منفی ای نداره.
اما به لحاظ اثرگذاری بلندمدت و حرفه ای قلمداد شدن یه شرکت توی اسپانسرینگ، من سطح باشگاه رو می پسندم (در مورد فوتبال) گرچه به لحاظ طرفدارای مختلف تیم ها قطعا چالشی خواهد بود. بزرگترین سهم از برداشت ذهنی من نسبت به اسپانسرینگ ملی بودن یک برند، وضعیت خوب مالی اون برند هست، بعد از اون میتونم به اهمیت و ارزش قائل بودن این برند به علایق خودم اشاره کنم.
ضمن اینکه (درباره این مورد خاص) در حال حاضر بنده از هر دو برند مطرح همراه اول و ایرانسل سیم کارت دارند و به این “منم” ها بی تفاوت هستم! (شاید افراد دیگه ای هم مثل من باشند)
حامد عزیز شهسواری
متشکرم از پیگیری بحث. به نظر من هم اسپانسرینگ یه تیم باشگاهی به صورت هدفمند میتونه در دراز مدت خیلی مفیدتر باشه. یه جورایی به نظر با ثبات تر میاد.
از نظراتی که دادی بسیار ممنونم و استفاده کردم حامد جان
شاد و موفق باشی
آقای داورنیا ممنون مثل همیشه پربار و پرچالش و در نهایت … پردانش . ممنون
سلام جناب دکتر
خیلی ممنونم و لطف دارید مثل همیشه
ارادتمندیم
با سلام
استفاده از عبارت دربرگیرنده شعار اپراتور استفاده هوشمندانه ای بود ولی نیاز به تامل بیشتری داشت به عنوان مثال میتوانستند از عبارت”تنها همراه” استفاده کنند که هم دربرگیرنده نام شرکت و هم استعاره ای از شعار اون باشه
ولی درمورد تاثیر اسپانسرینگ به قطع میتونم بگم که ازابن اقدام نمیتوان انتظار نتیجه ملموس داشت؛ و شاهد این باشیم که روی فروش یا وفاداری یا به طور کل پدیده های بلند مدت بازاریابی اثر چشمگیری بگذاره
اسپانسرینگ بیشتر جنبه روانی و یادآوری کننده داره؛ و البته به طور نامحسوس، یعنی ممکنه اگه از افراد سوال بشه که چه شرکتی اسپانسر بوده به یاد نیارن، ولی لوگوی برند یا اسم اون تاثیر بر ناخودآگاه افراد میگذاره وهنگام مقایسه فرد حس اشنایی بیشتری با اون برند داره ضمن اینکه اثبات شده اسپانسرشیپ بر وجهه شرکت تاثیر داره و ذهنیتی از بزرگی آن و حیطه فعالیتش وتوان مالی قوی آن به جا میذاره
سلام به خانم عسکری
متشکرم از اینکه با این بحث همراه هستید. دیدگاه جالبی رو مطرح کردید. البته راستش رو بخواید شاید اگر عبارت “تنها همراه تیم ملی” هم بکار برده میشه باز همین قضیه پیش میومد و حتی بدتر چون تک روی زیادی توی اون دیده میشه و حتی در ذهن مخاطب اینطور میتونه تفسیر بشه همراه اول فقط خودش رو طرفدار و حامی تیم ملی میدونه. البته این فقط نظر شخصیه منه.
اما با اشاراتی که به جنبه روانی و یادآوری اسپانسرشیپ داشتید کاملا موافقم. خانم عسکری از اونجایی که دید و تفسیر خوبی دارید مشتاقم نظرتون رو دراین مورد بدونم که آیا اسپانسرینگ به سبکی که برندهای ایرانی دارند به اندازه هزینه چند صد ملیونی و چند میلیاردی که میکنن، بازده مفید دارد یا خیر؟ به عبارت دیگه آیا اینکه فقط بیایم بگیم ما حامی تیم ملی هستیم کافی هست یا نه؟
با سلام
به نظر من از اونجا كه هدف بازاريابي ايجاد مزيت رقابتي يا يك ارزش خاص براي مشتريه و از اونجايي كه به نظر من البته ايرانسل ايده هاي بهتري براي ارايه ارزش به مشتري داره همراه اول اين حمايت رو به عنوان دست آويزي براي جذب افراد فوتبال دوست استفاده كرده كه البته تعدادشونم كم نيست ولي من خيلي با اين شعار موافق نيستم چون ترجيح مي دم مثلا حمايت هايي به اين شكل از افراد نيازمند صورت بگيره كه در اون صورت ارزش بيشتري ايجاد مي شه به علاوه همراه اول در يكي از تيزرهاي تبليغاتيش هم از سبك دادائيسم استفاده كرده بود(كه توش اشاره مي كرد كه استفاده از سئم كارتهاي ايرانسل و غيره اعتبار كاري فرد رو زير سوْال مي بره ,به عبارت ديگه رقيبشو تخريب مي كنه براي اينكه خودشو موجه نشون بده) به همين دليل من يكي كه بعد از ديدن تيزر مذكور و همچنين شعار فوق الذكر به ذهنم رسيد كه همراه اول توي زمينه ي تبليغ داره خيلي واكنشي و منفعلانه عمل مي كنه .
در ضمن بد نيست اين رو هم اضافه كنم كه حمايت از فوتبال كه كاملا حمايت شده و پر باره به نظرم بيشتر حالت منفعت طلبانه ي حامي رو به ذهن مخاطب القا ميكنه ولي چنانچه شامل بخش هاي كمتر حمايت شده بشه اهداف اجتماعي اپراتور رو موجه تَر و متقاعد كننده تَر جلوه مي ده.عبارت تنها حامي هم كه بسيار خنده داره اصلا حالت طنز داره.
سلام خانم ظهیرزاده
بسیار بسیار ممنونم دیدگاه و تحلیل جالبی رو با اطلاعات خوبی ارائه کردید. البته باید بگم جنگ تبلیغاتی در ایران به صورت خیلی ملو انجام میگیره ولی با این حال میبینیم که قضیه در پاره ای از موارد مورد استقبال نیست.
خانم ظهیرزاده نظر شما در خصوص نوع اسپانسرینگ ایرانی چی هست؟ آیا روشی که در ایران اجرا میشه و فقط اسپانسرینگ صرف رو معمولا شامل میشه، میپسندید؟ آیا هدف جذابتری بجز برندینگ با هدف قابل احترامتر شدن، در اسپانسرشیپ ها میبینید؟
با سلام خدمت جناب آقاي داورنيا
همانطوري كه خودتون اشاره كرديد در ايران اسپانسرينگ بيشتر با هدف برندينگ و بهبود وجه برند صورت مي گيره ولي مي شه از اون براي نيل به اهداف ديگه هم استفاده كرد از جمله فرصتهايي است كه اين ابزار در اختيار برندهاي جديد براي معرفي خودشون قرار مي ده ،فرصتهايي كه براي مديريت روابط شركتها در اختيارشون قرار مي گيره اشاره كرد
كاملا مشخصه كه كاربردهاي بيشتري براي اين ابزار بازاريابي وجود داره در دنيا كه مسلما استفاده از اونها منافع خاص خودشو در بر داره.
از يك طرف ديگه اسپانسرينگ در ايران بيشتر به صورت حمايت يك جانبه تلقي مي شه كه خيلي هم درست نيست چون در واقع يك رابطه ي دو طرفه هست كه براي دو طرف منافع اقتصادي به همراه داره كه عدم توجه به اين نكته باعث شده در ايران تاثير زيادي بر اهداف مورانتظارش نداشته باشه
سلام مجدد خانم ظهیرزاده
عذرخواهی میکنم بابت تاخیر در پاسخگویی. نکات خوبی رو دیدید و به خوبی هم بیان کردید. من هم با شما موافقم که اسپانسرینگ در ایران به درستی مورد استفاده قرار نمیگیره
سپاسگزارم از اینکه در این بحث همراه بودید و با دیدگاهاتون بحث رو پربار کردید
شاد و موفق باشید
من هم ممنونم كه با ارائه ي اين مطالب مفيد به ما در بيشتر دانستن كمك مي كنيد.
با سلام به شاهرخ خان داورنیای عزیز
من این تبلیغو که دیدم دو تا مسأله به ذهنم رسید:
اول اینکه حالا مگه ما کلاً چند تا اپراتور داریم که همراه اول تنها حامیه تیم ملیه. ما در کل 3 تا اپراتور خیلی فعال و بزرگ داریم که تازه اون دو تای دیگه یعنی ایرانسل و رایتل هم در دوره های زمانیه مختلف اسپانسر تیم ملی بودن یعنی اونجوری نیست که فکر کنیم الان همراه اول 10 ساله به تنهایی اسپانسر تیم ملیه! مثل این میمونه که بگی من رئیس جمهور اتاق خودمم!
دوم اینکه همراه اول شعار اصلیش اینه که “هیچ کس تنها نیست”!! بعد چه جوریه که خودش تنهاست اون هم در یک مساله ملی و میهن پرستانه مثل حمایت از تیم ملی!
نتیجه گیری: به نظر من خیلی خوبه که شرکت های بزرگ از تیم ملی حمایت کنن و کمک کنن که تیم بتونه با ارامش بیشتری فعالیت کنه و دل مردم رو شاد کنه ولی ای کاش به اندازه 1 % از اون پولی که هزینه می کنند رو برای ایده پردازی و خلاقت هزینه کنند تا حداقل نتیجه چیزی باشه که یه ذره به حس هویت ملی، وطن پرستی و جمع گرایی ما کمک کنه نه اینکه تبلیغی باشه برای خودنمایی و انحصارطلبی و مرزبندی!
سلام به امیر خان موسوی عزیز
نظر بسیار جالبی رو ارائه کردید و دو نکته بسیار مهم رو مطرح کردید. به نظر میاد برای اسپانسرهای تیمهای ملی بیشتر به چشم اومدن مهمه تا حمایت از تیم ملی. البته هدف از اسپانسرینگ همین هست اما فکر میکنم چیزی که باید نشون داده بشه اون حمایتس. راستش جناب موسوی دفعه اول که این تبلیغ رو دیدم اولین جمله ای که به ذهنم رسید یه چیزی تو مایه های “اول من، اول من” بود. من هم با شما موافقم و به نظرم باید برندها با دقت بیشتری تبلیغات خودشون رو اکران کنند.
راستی اقای موسوی شما اسپانسرینگ کدوم برند رو در ایران میپسندید؟ اصلا آیا نحوه اسپانسرینگ برندهای ایرانی رو میپسندید؟
آقای موسوی سلام غیبت دارید جامعه بازاریابی به مطالب شما بزرگان نیاز داره . در صحن علنی فعال باشید. ……رییس جمهور اتاق خودم …. خیلی جالب بود
سلام آقای دکتر
شما همیشه به من لطف داشتید. چشم حتماً فعالیت خودم رو بیشتر می کنم. من همیشه شاگرد تنبلی بودم ولی حتماً خودم رو اصلاح میکنم. بازم از لطفتون متشکرم.
با سلام وخسته نباشید .تشکر از مطلب ارزنده شما و دیگر دوستان کافه ای . من واقعا به این موضوع ازدید مشتری نگاه میکنم و انرا تحلیل میکنم . من واقعابه شخصه برام اثر سرمایه گذار ی اسپانسر بر تیم و یا هرچیزی دیگه ای خیلی مهمه گاهی باخودم فکر میکنم واقعا تیم ملی کهاصلا نتیجهنمیگیره بااین همه پولی کهخرجش میشه چه جذابیت برای اسپانسرها دارد ؟؟؟ نکته جالب تر برای من این بود که ذهنیت بد من نسبت به تیم ملی بعد ازشکست از عراق در بازی های اسیایی به برند همراه اول هم تعمیم پیدا کرد چون همراه اول هیچگاه به طورمشخصی مدل ذهنی برند خاصی درذهن من که از قضا جزو مشترکین ان بودم نداشته و به شخصه هم اعتقاد دارم جزتلاش برای اس ام اس های تبلیغاتی و طرح های بی پایان بی مزه اش . در کل برای من اثبات شده شرکتهای ایرانی فقط دم اخری یاد مسایل ملی و ایرانی بودن این جورچیزها میافتند بعد از ماجرا هیچ کسی یادش نمی ماند داستان اصلا چی بود ؟؟؟؟؟؟