آسیب شناسی تبلیغات در ایران // قسمت دهم // شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها// بخش نخست رسانه های دوست داشتنی که خیلی سریع آزاردهنده شدند

در ادامه سلسله مطالب آسیب شناسی تبلیغات، در این نوشته نگاهی اجمالی به مبحث بازاریابی در شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها خواهیم داشت. بر هیچکس پوشیده نیست که چند سالی است که شبکه ها – یا به صورت دقیق تر رسانه های اجتماعی- به یکی از ابزارهای مهم بازاریابان تبدیل شده است و اخیرا هم پیام رسان ها هم در کنار سایر ابزارهای تبلیغاتی نقش پررنگی پیدا کرده اند. البته در ایران به خاطر برخی مسائلِ رسانه های سنتی، مثل قیمت گذاری غیر معقول، اجرای های ضعیف و انحصارطلبی، جایگاه این دو ابزار دیجیتالی شاید بیشتر از سایر کشورها هم باشد.

اما مانند هر ابزار دیگر تبلیغاتی متاسفانه آسیب هایی نیز در تبلیغات رسانه های اجتماعی وجود دارد که در این نوشته به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد.

ضد انحصار خوب یا بد؟

همانطور که اشاره شد، برخلاف رسانه های سنتی که نمایش تبلیغات در آن در دست گروه یا سازمان خاصی بود و برای درج تبلیغات در آنها باید مجوزهایی از سازمان های ذیربط مثل وزرات ارشاد، وزارت بهداشت  و نظایر آن اخذ می شد، رسانه داری در فضای جدید، نیازمند چنین مجوزهایی نیست. هرچند اخیرا سازمان های دست اندرکار برای سامان دهی، کانال های تلگرامی بالای ۵ هزار عضو دستورالعمل هایی ارائه کرده اند و یا مدتی است بحث نظارت هوشمند بر اینستاگرام  مطرح است، اما به هرحال هرکسی و تقریبا بدون سرمایه گذاری خاصی و بدون دریافت هیچ مجوزی می تواند رسانه دار عصر دیجیتال باشد.
هرچند این مساله باعث شد تا بازاریابان بتوانند با قیمت مناسبتر مخاطبان را هدف پیام هایشان قرار دهند، اما به جهت اداره کانال های عمومی پرطرفدار در ابزارهای دیجیتال، توسط افراد عمدتا غیرحرفه ای ضعف محتوا کاملا مشهود است. کافی است به محتوای برخی از کانال های تلگرامی و صفحات اینستاگرام نگاهی اجمالی بیندازیم. تیترهای عجیب و گاهی دروغ، اعیان ساختن زندگی آدم معروف ها و اساسا هجو و هزل ، باعث زردی پر رنگ برخی از این ابزارها شده است.

دغدغه سین!

یکی از  آسیب های جدی تبلیغات در رسانه های جدید که حتی در رفتار برخی حرفه ای های بازاریابی نیز متاسفانه دیده می شود، سنجیدن تعداد بازدید از تبلیغات است. گویی همان نوع نگاه در ابزارهای سنتی ( تعداد بیینده یک برنامه تلویزیونی و یا تعداد افرادی که از مقابل یک بیل برد عبور می کنند.) به رسانه های جدید منتقل شده است. این خیال که  اگر تعداد سین (Seen ) های یک پست شبکه های اجتماعی به تعداد بالایی برسد، کار به انجام رسیده است، خیلی ها گرفتار عبارت ” لطفا انتشار دهید” گرفتار شده اند و فراموش کرده اند این پارامتر تنها یکی از معیارهای سنجش اثربخشی تبلیغ است. اینکه چه کسی تبلیغات ما را می بیند مهم تر نیست؟ آیا بازاریابان به این فکر می کنند که چقدر اتلاف پوشش دارند؟ از این گذشته میزان درگیری (engagement) اندازه گیری می شود؟ نرخ تبدیل براساس چه معیارهایی تعریف و اندازه گیری می شود؟

فیک!

توجه به کمیت صرف که در بالا به آن اشاره شده است، باعث شده تا بازار غیرواقعی ( فیک ) در این رسانه ها که بخشی از آن به دست آی تی من هاست رواج یابد. کلیک فیک، ممبر فیک، عضو فیک همه و همه در این بازار وارد شده اند تا مثلا اعتبار یک پست، یک صفحه و یک کانال را افزایش بدهند. اما کاملا مسیر را اشتباه رفته اند. هوس داشتن کانالهای دیجیتال پرمخاطب برخی را دچار کج فهمی کرد و اندیشه کج را همان آی تی من ها با ابداع انواع و اقسام سیستم های نرم افزاری و با دریافت هزینه های کم و زیاد هدایت کردند. پس اگر اینبار به یک کانال تلگرامی با اعضای بالا برخورد کردید یا صفحه اینستاگرامی را مشاهده کردید که چند صد هزار فالوور دارد اندکی مکث کنید شاید اعضای آنها واقعی نباشند.

قیمت کم تر فرصت یا تهدید؟

همانگونه که می دانید هزینه های تبلیغات در دنیای دیجتیال گاهی در حد کلیک کردن و یا لمس کردن روی یک قسمت از گوشی دیجیتال کاهش می یابد. این که هزینه های رسیدن پیام یک کسب و کار به مخاطبش کاهش یافته، فی نفسه یک اتفاق خوشایند است که به لطف پیشرفت تکنولوژی حاصل شده است اما باید در تکرار دفعات پخش پیام زیاده وری نکرد. همان اتفاقی که پس از ظهور تلویزیون های ماهواره ای افتاد ( تبلیغات ارزان قیمت و بی کیفیت با تکرار بیش از حد ) در فضای دیجیتال نیز در حال تکرار است. متاسفانه دوستان بازاریاب گاهی کم لطفی می کنند و به مدد دکمه اشتراک ( Share ) مخاطب را به خاطر دیده شدن زیاد آزرده خاطر می کنند. زمانی که بازاریابان شناخت کمی از تاروپود یک رسانه اجتماعی دارند و به فلسفه ایجاد آن و نقطه تمایز آن با دیگر رسانه ها توجه ندارند نتیجه این می شود که یک محتوا را در همه سوشال ها و OTT ها نشر می دهند و در نهایت مخاطب نه تنها تاثیر مثبتی از این پراکندن محتوا نمی پذیرد، بلکه دلزده شده و دیگر علاقمندی به رسانه نشان نمی دهد… ادامه دارد.


7 thoughts on “آسیب شناسی تبلیغات در ایران // قسمت دهم // شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها// بخش نخست رسانه های دوست داشتنی که خیلی سریع آزاردهنده شدند”

  1. مثل همیشه عالی بود جناب شهربانویی عزیز
    چندی پیش در یکی از سازمانها، مدیرعامل محترم دستور دادند به ایجاد یک کانال برای مشتریان . درنهایت زمانی که این حرکت انجام شد، دیدم که از حدود ۶۵ عضو کانال، چیزی در حدود ۱۰ یا ۱۱ نفر مشتریان سازمان بوده و مابقی هم از تعویض روغن تا قصابی محله شان در نقش سیاهی لشکر انجام وظیفه می نمودند!

    1. درود بر شما
      خوشحالم که مورد توجه شما قرار گرفت.
      در مورد کانال تلگرام هم که فرموید متاسفانه این مساله صدق می کند.
      ما ابتدا باید در مورد استراتژی محتوا به نتیجه برسیم پس از آن از رسانه های مورد نظر استفاده کنیم.

  2. جای این دست مطالب در کافه خالی بود. به نظرم باید بیشتر به این موضوعات بپردازیم. درود بر شما که در این باره نوشتیذد. به شخصه استفاده کردم.

  3. سلام به آقای شهربانویی بزرگوار
    واقعا مطلب خوبی بود، تشکر از شما.
    یاد این جمله از مارشال مک لوهان افتادم که “رسانه ها در واقع “مای” توسعه یافته .. یا بسط خود ما هستند. البته زمانی که مک لوهان این جمله رو گفت قصد داشت به معنادار بودن پیام هایی که رسانه ها به جامعه می فرستن اشاره بکنه و خبر از انقلابی که امروز به واسطه رسانه ها درگیرش هستیم نداشت…
    با این حال امروز همه صاحب رسانه هستند و هر کسی می تونه افکارش رو از طریق یک اکانت اینستاگرام با دیگران به اشتراک بذاره و به تعبیر مک لوهانی خودش رو بسط بده!!
    به نظرم با این حجم استفاده از رسانه های اجتماعی شدیدا نیازمند ابزارهایی برای تحلیل رفتار مخاطبان روی این رسانه ها هستیم .. قبلا از یک سری ابزارهای تحلیلی برای اینستاگرام و توئیتر استفاده کردم، اما در مورد تلگرام هنوز چیزی ندیدم و اگه چنین چیزی موجود باشه و بتونه رفتار مخاطبان رو درست اندازه گیری کنه چه واقعیت هایی که کشف نخواهد شد!!

  4. درود بر شما همکار ارجمند
    تعبیر زیبایی داشتید. در مورد رسانه ها و یا شبکه های اجتماعی تعداد زیادی دشبرد مدیریتی وجود دارد مثل
    Buffer و Hootsuite
    اما در مورد آنالیز OTT ها نظیر تلگرام من هم چیزی ندیده ام و بیشتر تحلیل ها توسط نرم افزارهای محاسباتی و آماری نظیر اکسل انجام می شود.

  5. عرض ادب جناب شهربانویی
    مسائلی که در این یادداشت بهشون پرداختید، واقعا این روزها بسیار پر رنگ شدن، و متاسفانه صاحب نظران واقعی کمی وجود دارند. یادداشت حضرتعالی و یادداشت قبلی جناب مجتبی محمدیان رو مکمل هم دانسته و به نظرم پرداختن هر چه بیشتر به این موضوع باعث اگاهی بخشی یا بیدار شدن از خواب غفلت صاحب رسانه ها میشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *