مروری بر تبلیغات خاطره انگیز // “با وسایل گازی نباید کرد بازی”+دو سوال مهم و چند تبلیغ خاطره انگیز بعد از انقلاب (((به جمع خاطره بازها بپیوندید)))

قبل از هر چیز امیدوارم مرور خاطرات تبلیغات ایران شما را از پاسخ گویی به دو سوال اصلی این یادداشت غافل نکند. اما اصل مطلب. قطعا کارکرد تبلیغات این نیست که صرفا مخاطب را سرگرم کند و به بخشی از خاطرات او تبدیل شود. اما بررسی تاریخ تبلیغات ایران نشان می دهد که برخی از تبلیغات آنچنان در ذهن مخاطب نشسته است که به عنوان بخشی از خاطرات تبلیغاتی او تبدیل شده است. اینکه این تبلیغات چه خاصیتی داشته است موضوع بحث من نیست. حتی اینکه چقدر توانسته هدف ارتباطی و فروش خود را پوشش دهد نیز بحث من نیست. این یادداشت فقط درباره سرمایه ای است که این برندها دارند. سرمایه ای به نام خاطره تبلیغاتی. به موارد زیر توجه کنید:

 

*** تبلیغ بستنی میهن: داستان گوساله ای که ترجیح می داد به جای شیر مادر خود، بستنی اش را بخورد و تکه کلامی معروف داشت که می گفت: “مامان جون بستنی اش خوشمزه تره

 

*** تبلیغ سس دلپذیر: داستان آشپز و پسربچه ای که قرار بود با هم سالاد الویه درست کنند ترانه ای بود که هرکس حالا با هر سسی که می خواست سالاد الویه درست کند آن را می خواند «می خوام سالاد درس کنم» با ترانه ای از یغما گلرویی. می خوام سالاد درست کنم./ سالاد چیه؟ / الویه؟/ حالا چی می خوای؟ / ظرف بلور با خیارشور، سینه مرغ با تخم مرغ / دیگه چی می خوای؟ / داری می بینی …

 

*** تبلیغ اموزشی شرکت گاز: آقای ایمنی هم که هم چنان به تبلیغ های خود ادامه می دهد: آن سال ها با یک تیزر معروف و شعر خوش آهنگ در ذهن همه بیننده ها نشست و ترانه اش ماندگار شد. تیزر در مورد پرشدن فضای گاز و کبریت کشیدن و انفجار و سوختی بود.

 

*** تبلیغ اموزشی اداره برق: مجموعه ای از تبلیغات سریالی که نقش اول آن بابا برقی با شعار “هرگز نشه فراموش، لامپ اضافی خاموش” که صرفه جویی را تبلیغ می کرد

*** گلرنگ: یکی از خاطره انگیز ترین تبلیغات ان سالها تیزرهای موزیکال گلرنگ بود. با بیتی معروف که البته در سالهای اخیر نیز کماکان توسط این برند استفاده می شود” گل گل گل گل از همه رنگ سرت رو با چی می شوری با شامپو گلرنگ”. این تبلیغ به کارگردانی بیژن بیرنگ و مسعود رسام بسیار معروف شده بود یکی از همان تبلیغات نوستالژیکی است که خیلی ها شعر آن را هنوز از حفظ هستند.

*** کفش نهرین: تبلیغی باز هم موزیکال و خاطره انگیز که رابطه چند بچه با یک عول چراغ جادو را نشان می داد. شعر ان را با هم بخوانیم.این چیه این چی چیه؟ کفش نهرین بچه ها. شما هم می خواین؟/بله/اینارو غول چراغ بهم داده./غول چیه؟ غول چی چیه؟ غول اینه ترس نداره هرچی که ازش بخوای براش کاری نداره/هه هه هه هه در خدمتم آقا/آقا غول خوب بگو آیا نهرین برای همه دوستام کفش داره؟/داره داره داره داره داره داره”

اما یادداشت امروز را می خواهم با دو سوال به پایان ببرم که امیدوارم به تفکیک همراهان خوب کافه به ان فکر کنند و سپس پاسخ دهند.

یک: آیا در تاریخ تبلیغات بعد از انقلاب تبلیغات خاطره انگیز دیگری را نیز می شناسید که از قلم افتاده باشد؟

دو: در یکی یا دو ســـال اخیر کدام تبلیغات ایران را می شناسید که بتواند به خاطره تبلیغاتی ما در سالهای اینده تبدیل شود؟

 

ان شالله در ماه منتهی به پایان سال می خواهیم نظرسنجی خاطره انگیز ترین تبلیغ یکی دو سال اخیر” را به راه بیاندازیم. کاندیداها را شما معرفی کنید تا در زمان مقتضی نظرسنجی آغاز شود.