افراط و تفریط در ممیزی تیزرهای تلویزیونی در ایران // این مصداق فریب است

بحثم در این نوبت اصلا نقد تبلیغ نیست چرا که بحث نقد تبلیغ به همت همه شما دوستان در قالب “تبلیغاتچی” طرفداران زیادی پیدا کرده است. اما کسانی که در زمینه ساخت تیزرهای تلویزیون فعال هستند می دانند که ممیزی تبلیغات ساخته شده در شورای نظارت صدا و سیما چه عالمی دارد. بعضی موقعها از در دروازه تو نمی رن و بعضی موقعها از سوراخ سوزن رد می شن. شاید هم برعکس. قبول که تبلیغات از طریق “غلو” در مخاطب ایجاد هیجان و واکنش می کند. اما این یکی به خدا نوبر است. هنوز از یاد نبردیم که صدا و سیما، به “اندازه خمیر دندان ریخته شده” روی مسواک آن هم در یک تبلیغ تلویزیونی هم گیر می داد و زیاد از حد آن را اصراف می دانست و اجازه پخش تیزر را نمی داد. اما وقتی چشمم به این بخش از تیزر “دستمال کاغذی گلریز” افتاد فکر کردم که شاید همه چشم ها بسته شده است.

بگذارید با این سوال شروع کنم. به نظر شما اندازه هزار شمش طلای یک گرمی (هر کدام یک گرم) چقدر است؟ به اندازه یک مشت؟ دو مشت ؟ اندازه یک هندوانه؟ اندازه یک بالشت؟ یا بیشتر؟ فکر می کنم در خوش بینانه ترین حالت در ذهن شما اندازه یک بالشت باشد.

اما اصل قضیه: این روزها دستمال کاغذی گلریز در تبلیغات تلویزیونی خود ادعا می کند که به هزار نفر ۱۰۰۰ شمش طلای یک گرمی می دهد (توجه داشته باشید، جمعا یک کیلو طلا) یعنی به اندازه یک سنگ ترازوی یک کیلویی. اما آنچه در تبلیغ می بینیم تصویر فوق است. یعنی دقیقا فریب بیننده. اگر حوصله دارید تیزرش را نیز می توانید ببینید.

.

.

به نظر شما این اغراق در تبلیغات است یا فریب مخاطب؟ من مشخصا نظرم را گفتم. منتظر نظرات شما هستم که ببینم این رفتار تبلیغاتی را جایز می دانید یا نه؟

.


21 thoughts on “افراط و تفریط در ممیزی تیزرهای تلویزیونی در ایران // این مصداق فریب است”

  1. سلام جناب محمدیان
    والا چی بگم. مطمئتا تیزر در طولانی مدت نتایج جالبی نباید داشته باشه (گرچه رفتار مصرف کننده ایرانی در برخی موارد غافلگیرکنندس)
    دیگه فکنم همه با توجه به سفته بازیهای سالهای اخیرو خرید و فروش سکه و طلا میدونن یک گرم شمش چقدر میشه.
    من هم فکر میکنم فریب باشه تا اغراق. ایجاد هیجانی که به هیچ وجه نمیتونه واقعیت داشته باشه. سوال من اینه که آیا صاحب برند از کم شدن صداقت شخصیت برندش هیچ واهمه ای نداشته؟ این موضوع فکر میکنم به هر دوطرف بر میگرده. از یک طرف مشاوران بازاریابی سازندگان تیزر که در این مواقع به مواردی مثل شخصیت یک برند توجه کافی ندارند یا نیازی نمیبینن که داشته باشن و از طرف دیگر خود شرکت که انقدر در بخش بازاریابی و تبلیغاتش سرمایه گذاری نکرده تا آدمهایی اونجا باشن که تشخیص بدن این کار اشتباس
    خیلی ممنونم از مطلب خوبتون

  2. آقای محمدیان هر چقدر این نوع مطالب در سایت کافه نوشته شود این رفتارهای ناپخته و یا بعضا سخیف کم می شود. ما با مخاطبان و اعضای کافه باید در همه زمینه ها از جمله قیمت گذاری ، بسته بندی ، آپشن ها و ….. مطلب نقادانه بنویسیم که رفتارهای بد ، کم و رفتارهای خوب زیاد شود. تو اگر بنشینی ، من اگر بنشینم …….

  3. جناب محمدیان من به عنوان کسی که سالهاست درصنعت تولید کشور مشغول به فعالیت هستم ازنزدیک مصرف کنندگان ایرانی رولمس کرده ام وباورکنید که کم نیستندافرادی که بدون توجه به وزن شمش وبه صرف زرق وبرق تبلیغ ازفردا برند دستمال کاغذی خود رو تغییرمی دهند. چیزی که همیشه در بحث تبلیغات من رو آزار داده توهین به شعور مصرف کننده است اینکه هنوز باورنداریم هستند افرادی که متوجه ترفندها وحقه های تولیدکنندگان در ساخت تیزر تبلیغاتی می شوند.البته بازهم مثل همیشه استفاده از فضاهای مجلل درتبلیغان وایجاد پارادوکس کاملا مشهود است.آیابه نظرشماشخصی که درچنین رستورانی باهمچین فضایی مشغول غذاخوردن است دریافت یک شمش 1گرمی می تواند این چنین باعث خوشحالیش شود؟؟؟؟

    1. سلام
      در واقع مساله اصلی همین نکته است که هنوز کسانی هستند که به راحتی فریب می خورند.
      پس مسئولیت اجتماعی شرکت چی می شه.
      اصلا مسئولیت اجتماعی هیچ، وجدان چی؟

      1. من از یکی از دوستان که در بورس آتی طلا مشغول هستن در مورد شمش یک گرمی پرسیدم و به نقل از ایشون عرض میکنم که شمش یک گرمی نمی تونه ماهیت وجودی داشته باشه. سکه یک گرمی داریم اما شمش نه. کم نیستن افرادی که اول عمل می کنن و بعد فکر. به نظر من این تیزر یه جورایی عوام فریبیه. اصلا همین جمله هزار شمش به مجموع هزار گرم، ایهام ایجاد می کنه.

  4. سلام
    متاسفانه تبلیغات غلو آمیز برخی شرکت ها در درازمدت نه فقط بر برند آن شرکت که متاسفاته بر کل صنعت کشور تاثیر دارد و ذهن مخاطب و مصرف کننده را به کالای ایرانی خدشه دار می کند. بطور ناخودآگاه کالای خارجی به مفاهیم صداقت، کیفیت گره خورده است و لی برخی تولیدکنندگان با این نوع تبلیفاتشان ضربه به حیثیت برند ملی خواهند زد. محصولات این شرکت هیچ وجه تمایزی با سایر برندها از لحاظ کیفیت ندارد و به نظرم این نوع تبلیغ مخاطب فهیم را به یک نوع انفعال و حساسیت وا می دارد.

  5. سلام آقای محمدیان
    متشکرم از مطلب خوب شما
    همه ی نظرات رو خوندم، دوستان نکات خیلی خوبی گفته بودن. وقتی این اتفاقات می افته نه تنها اعتماد به یک شرکت بلکه به کل تبلیغات از دست میره.
    توجه من به موسیقی خیال انگیز کار هم جلب شد، کاملا فرد رو آماده ی فریب داوطلبانه میکنه. یعنی اینقدر فرد رو تو خیال و رویا فرو میبره که لحظات پایانی که میگه “هزار شمش طلا، هزار شمش طلای گلریز” دیگه آدم بقیه شو نمیشنوه یا توجهی نمیکنه چون غرق خیال بافی و یه شبه پولدار شدن میشه!
    برای توصیف حال خیلی از بینندگان بعد از دیدن این تیزر نمی دونم واژه ی درست دقیقا چیه؛ منگ میشن، مدهوش میشن، بین زمین و آسمون پرواز می کنن!

  6. تبلیغات گلریز از جایی که یادم هست همین طوری بوده. فقط جایزه جایزه و جایزه آن هم به شکلی کاملا اغراق شده و با صدای مصنوعی همین آقایی که نمی دونم کی هست. شاید تنها برندی باشه که داره این طور تبلیغ میکنه. در واقع این شکل تبلیغ براش شده نوعی تمایز. البته یه تمایز از نوع پیش پا افتاده. نمیتونم با سلیقه شخصی رد کنم یا بپذیرم. اگر سلیقه و دانش نصفه و نیمه من ملاک باشه قطعا تبلیغات گلریز رو از اول تا آخرش قبول ندارم. اما شاید اونها یه چیزهایی رو می سنجند. چون گلریز مدت هاست داره از این شیوه استفاده میکنه شاید نتایجشون نشون داده شیوه خوبیه. ممیزی صدا و سیما هم فکر می کنم باید به میزان قابل توجهی سلیقه ای عمل کنند. فکر نمی کنم رویه قابل استناد و سفت و محکمی درباره ممیزی علمی وجود داشته باشه.
    درباره خرید دستمال کاغذی فکر می کنم کارهای بهتری بشه کرد تا هزینه جایزه و تبلیغ تلویزیونی هم داده نشه. می دونیم رفتار خرید کالاهای مصرفی به شکل قابل ملاحضه ای تحت تاثیر محیط داخل فروشگاهه. دستمال کاغذی هم که درش بسته است و کسی از داخلش خبر نداره. برای من همیشه دغدغه بوده کاشکی شرکت های پخش یا خود برندها یه دستمال کاغذی رو باز کنن تا مشتری بتونه از کیفیتش مطمئن بشه. من برای خشک کردن دستم حداقل باید از دو برگ استفاده کنم پس قابلیت خشک کنی مهمه یکی سرما خورده میخواد آب بینی شو بگیره پس لطافت مهمه تو آشپزخونه پیشخوان رو باهاش تمیز میکنن پس جرم گیری مهمه. چرا همه باید از یه دستمال کاغذی استفاده کنن تا من دستم خشک نشه اون یکی بینیش زخم بشه و پیشخوان هم کثیف بمونه. آخ چی میشد اگر دستمال ها تخصصی میشدن و دوستان بازاریاب یه سمپل باز می کردن میگذاشتن در محل خرید. من جایزه نمی خوام من دستمال کاغذی برای کارم می خوام. یعنی میشه؟

    1. سلام
      در مطلبم بیشتر به دنیال نقد رفتار گروه ممیزی صدا و سیما بودم
      این که این شیوه جواب می دهد یا نه یه نظرم باید نتیجه فروش رو دید که البته ما نداریم
      اما به اعتقادم هنوز ادم های یادی به این نوع تبلیغ روی خوش نشان می دهند

      1. من هم با شما هم عقیده ام جناب محمدیان، این تیز احتمالا فروش خوبی رو برای گلریز به ارمغان میاره. مسولیت اجتماعی هم کشکه.
        نمیدونم داریم به کدوم سو میریم، این از صدا و سیما و اونم از تولیدکنندگان محترم ماست و شیر که روغن صنعتی میریزن تو محصولشون، اون از کرم حلزون، …..

    1. جناب حکیمی پور، من به وب سایت شما (www.iran-pistachio.com) مراجعه کردم. به نظر بسیار عالی خواهد بود تا ذیل مطلبی، خدماتی را که ارایه می دهید، معرفی کنید. سپاسگزارم

  7. جناب آقای محمدیان ، ضمن عرض درود به شخصه دقت نظر و ریز بینی جنابعالی را به جد قابل تقدیر می دونم ! درود بر شما . از نظر حقیر در مورد این فعالیت گلریز متاسفانه فقط می تونم از کلمات فریب و تحمیق مصرف کننده استفاده کنم ! حال این مبحث را باید از سه منظر نگاه کنیم :
    1-اغماض شورای سیاست : در واقع شورای سیاست با این فعالیت خودش به طور غیر رسمی داره چراغ را برای خیل عظیم دیگری که به دنبال این مسیر خواهند اومد سبز می کنه! متاسفانه امروز تبلیغاتچی منفی بازار به نظر من خود صدا و سیما هستش ! بازار گرمی ها ، برنامه های نمایشی قرعه کشی ها ، ارایه بسته های خاص برای سازمان های ارایه دهنده جوایز ؛ اسم این ها مگر چیزی غیر از بازارگرمی های سازمان چیز دیگه می تونه باشه ؟متاسفم که مسیر تبلیغات در کشور ما به سمت قلو و تصویر سازی های بزرگ نمایی شده پیش میره .
    2- نگاه سازمان ها به این حرکت : تاسف دوم از این بابت هستش که سازمان های ایرانی همه دچار یک نزدیک بینی کوتاه مدت شدند ! سئوال من اینه : ارایه این هدایا و جوایز آیا قول و ارزش بلند مدتی هست که بشه به اون اتکایی داشت ؟ مصرف کننده در ازای دریافت چه ارزشی باید برند مصرفی خودش را تغییر بده ؟ چرا سازمان های ما کوتاه مدت را بلند مدتشون ترجیح می دند ؟ کدوم یکی از برندهای بین المللی این مسیر هایی که شما طی میکنید رفتند ؟ موفقیت برندهای پاپیا و تنو پیش چشم شما نیست ؟ تبرک امروز کجاست ؟ تاژ که جلوی این مسیر وایساد و گفت “من تاژ رو برای کیفیتش میخرم نه جایزه چی”؟ هممون می بینیم که تاژ رشد خوبی رو هم در بلند تجربه کرد و تنو و پاپیا رشد سریعی رو در کوتاه مدت و تبرکی رو که بی تبلیغ یک برند مردست !
    3-نگاه مصرف کننده : بی احترامی به هیچ کس نباشه ولی من اعتقاد شدیدی به شعور مصرف کننده دارم ! چیزی که بلانسبت بسیاری از مصرف کننده های ایرانی از نداشتن اون رنج می برند ! البته این یک مسیر هست که باید طی بشه ! قبول کنیم که مصرف کننده ایرانی تازه داره با ادبیات رقابت آشنا میشه و کم کم درک می کنه که کی صداقت بلند مدت داره و کی تزویر کوتاه مدت ! امیدوارم مصرف کننده ایرانی در مسیری که بسیاری از کشورها طی کردند و مردم به شدت از تبلیغات بیزار و فراری شدند گیر نکنه !
    در نهایت عرض کنم که این مسایل همگی رسالت های همه ما فعالان این حیطه تخصصی هست .
    از جناب آقای دکتر محمدیان ، جناب مجتبی محمدیان و جناب حسینی مستدعی هستم که به شرکتهایی که موضوغع بحث قرار میگرند اطلاع رسانی کنند تا اونها هم نظرات متخصصین این حیطه را مورد بررسی قرار بدهند.
    و من الله التوفیق . مسعود مشایخی

  8. جناب آقای دکتر محمدیان
    سلام و عرص ادب
    همانگونه که مستخضرید متاسفانه افراط و تفریط در تمامی امور کشور به بک روال عادی تبدیل شده است . چه بسیار صنایعی که در این فرایندهای خلق الساعه ضرر وزیان های کلانی نکرده اند که نمونه های آن را حضرتعالی و دوستان بسیار سراغ داریم. به یکباره خبری را در رسانه ها یا مراجع رسمی اعلام می کنند و بدون اینکه بپذیرند خودشان به عنوان متولی و تاظر وظیفه ای دارند مسوولیت را به گردن دیگری و نهایتا صنعت کشور می اندازند. اگر یادتان باشد بر سر موضوع گوشت های آلوده وارداتی در چند سال پیش ضرر و زیان بزرگی به صنایع پروتئینی و لبنی چون کاله وارد شد. اکنون با ورود بحث روغن پالم به صنایع لبنی نیز هیچ تمایزی بین صنابع متخلف و درستکار انجام نمی شود و متاسفانه همگی به یک آتش می سوزند. در این جا نقش رسانه ملی و نیز سایر رسانه ها برای معرفی صنابع متخلف و نیز حمایت از صنایع درستکار دو چندان است تا اعتماد مردم به صنایع داخلی کمرنگ نشود لذا استدعا دارم دوستان یک راهکار و هم اندبشی برای احیای هویت برندهای معروف کشور که در حال خدشه دار شدن است ارایه دهند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *