خاطر شریفتون هست که در خصوص جریان و یا کریدور نامگذاری با درون مایه های مذهبی صحبت کردیم. امروز می خوام یک جریان دیگر را به شما معرفی کنم.
یک جریان و یا کریدور نامگذاری بسیار قدیمی در جهان و ایران ، نامگذاری با استفاده از اسامی موسسان و یا خانواده آنهاست. این کریدور نامگذاری به نظر می رسید که در ایران در حال انقراض است اما حقیقت بازار نشان می دهد که رگه هایی از تمایل به سوی آن وجود دارد.
در این زمینه می توان به موارد زیادی اشاره کرد. شما حتما با تبلیغات محصولات مجید و هم چنین اطلاع رسانی های پماد اکبر که شنیده ام پماد خوبی هم هست برخورد داشته اید. مثالهای دیگری هم هست که شما می توانید بزنید.
نظر شما در مورد این نوع نامگذاری در فضای جدید کسب و کار چیست. آیا زمان آن گذشته و یا این که اساسا برای آن انقضایی قایل نیستید.شنیده ام جدیدا پماد اکبر 2 هم به بازار اومده.
همه چیز بستگی به جنس اسم داره. به عنوان مثال می تونیم از احمد و محسن به عنوان اسامی موفق و از اکبر (بیشتر منو یاد نانوای محلمون میندازه تا محصولات بهداشتی) به عنوان اسم ناکارآمد یاد کرد.
ضمنا انشارات سیته یک کتاب در مورد نامگذاری منتشر کرده که مطالعه آن خالی از لطف نیست.
با سلام حضور استاد گرامی
این کریدور نامگذاری نیز قطعا فواید و معایب خاص خود را دارد.
از سویی، نامگذاری با نام موسس نوعی اصالت به محصول می دهد و انگار محصول ریشه اش را در نامش حفظ می کند.
نامهای بسیار معروف و با ارزشی همچون هیولت پاکارد، لوئی ویتون، کریستسن دیور، دیسنی، ژیلت و … در سطح بازارهای جهانی و برندهای موفقی همچون صنایع غذایی بهروز، پوشاک ورزشی مجید، چای احمد، چای محمود، زعفران عباس زاده ( بهرامن فعلی ) در داخل نمونه های موفق و فراگیری از نامگذاری براساس نام بنیانگذار هستند.
اما بسیاری از مصرف کنندگان اصولا آگاه نیستند که این نام برگرفته از نام موسس آن باشد ، همچنین با توجه به نوع محصول گاهی این نام حتی بی مسمی جلوه می کند. شاید هم با تغییر فرهنگی جامعه، موسسان هم چندان علاقمند به شناخته شدن نباشند!
خانم دباغی سلام مدتها بود از شما خبری نداشتیم ان شاالله که موفق باشید با توجه به شناختی که از توانایی علمی شما دارم خوشحال خواهیم شد که مطالب مستقل خود را برای کافه ارسال کنید تا به نام خودتان ارایه شود پیروز باشید
سلام استاد ارجمند، ان شاالله بعد از این فعالتر در خدمتتان هستم.
ممنون از لطف و اعتماد شما، حتما مطالب خود را خدمتتان ارسال می کنم.
از دوستان کافه می خوام به مثالهای موفق و ناموفق در این زمینه در ایران و جهان اشاره کنند.
درود
اتفاقا چند وقت پیش بود که محصولات یک شرکت رو دیدم و برام خیلی اسمش جالب اومد و تصمیم داشتم که مطلبی برای کافه بنویسم اما با خودم گفتم شاید صحیح نباشه
شرکت کنسرو و ترشی با نام محصولات “کلثوم و کاملیا”
سلام
به نظرم اینکه این نام ها برای برند جواب می دهد یا نه به مواردی مثل نوع بازار، کالا یا خدمات، فرهنگ شهر و کشور و موارد دیگر ارتباط دارد. مثلا این نوع اسم گذاری در کشورهای اروپایی و آمریکایی کم نیست و نمونه های فوق العاده موفق جهانی بسیار زیاد است. از فراری و فورد و مک لارن گرفته تا بلاک اند دکر و هیولت پکارد و مک دونالدز. از نظر ما ایرانیها همه این اسامی شیک و مناسب برند هستند. ولی برندی مثل black & decker از دو موسس این کمپانی گرفته شده که در معنی لغوی برابر «سیاه و زینت دهنده» هستند که میشه گفت هیچ ربطی به محصولاتش ندارند. از طرف دیگر فرهنگ و برند سازی به طوری شکل گرفته که کسی در آمریکا با شنیدن این عبارت به یاد معنی آنها نمی افته و سریعا ذهن به سمت برند و محصولاتش می ره.
از اونجایی که ما ایرانی ها بر روی اسامی حساسیت زیادی داریم و از طرفی دست به لطیفمون هم خوبه به نظرم بهتره کارآفرینان و صاحبان کسب و کاری که قصد نام گذاری به این سبک را دارند همه جوانب را در نظر بگیرند و یا برنامه های متعدد و قدرتمندی برای برندسازی داشته باشند.
از نمونه های ایرانی موفق میتونم به بهروز، محسن، بیژن، پارمیدا، علوی، قلم چی و فرش فرهی اشاره کنم.
با سلام خدمت جناب آقای محمدیان عزیز. چنان چه دوستان هم در کامنت های خود گفتند این گونه نامگذاری ها متداول است و در برندهای قدیمی ایران هم می بینیم مثل کبریت توکلی، سماور پروین و عالی نسب، حاج حسین سوهانی و پسران. در مورد نامگذاری برای برندهایی که قصد آن وجود دارد که صادراتی اتفاق بیفتد باید دقت بیشتری انجام شود. معنی کلمات در خارج از مرزها نباید با زبان کشورهای مقصد مشکلی داشته باشد برای مثال محصولی مثل کیبی!! برای فروش در ایران دچار مشکل شد و مجبور شد نام برندش را تغییر دهد و یا طراحی لوگوی زمزم به انگلیسی در زمان صادرات مشکل آفرین شد و در انگلیسی بد خوانده می شد. اما در مجموع برای ساخت نام تجاری در ایران خیلی ها هزینه نمی کنند و اولین چیزی که به ذهنشان می رسد را انتخاب می کنند که به قول یکی از همین دوستانی که در بالا کامنت نوشته اند با روح طناز ما ایرانی ها جور در نمی آید. موسسه مالی و اعتباری ریحانه گستر مشیز یک نمونه ی عالی برای این گونه نقدهاست. و یا بازار مبل امام علی و مجتمع تفریحی جواد الائمه و غیره.
شرمنده من اسم تایتلم را اشتباه تایپ کردم. علیرضا احمدی هستم.
با سلام وخسته نباشی . من یک سوال داشتم چرا صنایع اصرار برگذاشتن نام خود به عنوان نام برند دارند اصلا فلسفه کار برای چیست چرا از اشخاص معروف برای نامگذاری استفاده نمیکنند ؟ تشکر
من مصداق یک صنعت را ذکر می کنم. در ایران و به خصوص تهران چند سالی است مزون های لباس زنانه بسیاری شروع به فعالیت کردند و حرفه طراحی لباس بسیار پرطرفدار شده. نیاز به وجود برند و ذات نیروی جوان فعال در این صنعت باعث شد برندهای متعددی شکل بگیرند و تعدادی نیز معروف شوند. برندهای این صنعت به صورت کلاسیک در سطح جهانی نام طراحان را به خود میگرفتند مثل شنل اما چند سالی است برند طراح و برند فروشگاه یا لیبل از هم جدا شده اند مثلا karl lagerfeld خود به عنوان یک طراح یک برند است هم برای برند شنل و چند برند دیگر طراحی می کند. داستان مثل داستان مدیر و مالک است.
جالب است که در ایران هم با پیروی از همین سبک کلاسیک جهانی نام طراحان تبدیل به برند شده مثل آنا ثانی، آیدا رحیمی، زهره جناب و… این برندها هنوز همان لیبل های لباس هایشان هم هستند یعنی در واقع برای برند دیگری طراحی نمی کنند.
پرسیدید آیا زمان این نامگذاری ها گذشته یا نه؟ من درباره همین صنعت عرض می کنم… نه چرا گذشته باشد؟ مخاطب با این نام ها ارتباط برقرار می کند و شاید حتی احساس نزدیکی بیشتری کند. شاید بتوان برای این صنعت در سطح بین المللی این طور برداشت کرد… برندهایی که نام طراح بر آنها نیست در رده FMCG بازار مد دسته بندی می شوند اما آنهایی که نام طراح را بر روی خود دارند در سطح بالای بازار هستند. صنعت در این سبک از نامگذاری موثر است به علاوه نام باید برازنده و منتقل کننده روح برند باشد.
وقتی با خواهرم که دکتر داروساز هست در مورد موفقیت یک داروخانه داشتم صحبت می کردم به من گفت خیلی از اوقات نام ماندگار بیشترین عامل موفقیت هست.معتقد بود کسی که نام ماندگاری رو به ارث برده پله ها بالاتر از رقیباش هست. در حقیقت من هم با اون موافق بودم. چون با تلاش کمتر و با تکیه به تلاش گذشتگانت می تونی سریع تر به موفقیت برسی و از رقیبات بالا تر باشی.
بلافاصله شعر “نام نیکو گر بماند ز آدمی به کزو ماند سرای زر نگار” به ذهنم خطور کرد.واقعا هم همینطوره. نام نیک می تونه به پول بیشتر منجر بشه البته با در نظر گرفتن راه صحیح. یعنی حفظ اون نام.
زمانی که تصمیم به خرید کالایی داریم برند های مختلفی از اون کالا وجود خواهد داشت که آشنا بودن نام آن مهمتر از زیباتر بودن اونهاست. این به معنی بی توجهی به انتخاب نام در ابتدا نیست اما وقتی یک کالا به محبوبیت برسه نام تبدیل به برند می شه، دیگه حروف مهم نیستند.
وقتی توی قفسه فروشگاه نامی رو می بینید که می تونید بهش اعتماد کنید قطعا با اطمینان بیشتری انتخابش می کنید، تا کالایی با اسم بسیار زیبا اما کیفیتی غیر قابل اتکا.
سلام
اولین بار که دوستم برای خرید پماد اکبر به داروخانه رفت، وقتی پرسیدم چه پمادی خریدی گفت پماد اکبر!! ناگهان خنده م گرفت. اما بعد دوستم از کیفیت پماد اکبر گفت. گمان کنم اسامی خاص هم گاها بتوانند پتانسیل تبدیل شدن به یک برند را داشته باشند همانند برند مازراتی. اما باید قبول کرد که اکبر برای پماد نام خوبی نیست!
من هم وقتی اسم پماد اکبر را شنیدم فکر کردم که طرف منو دست انداخته و داره شوخی می کنه. به نظرم فعالیت در بیزینس ایران همچنام سمت و سوهای بسیار سنتی خود را حفظ کرده و افرادی با ذهنیت و خاطرات کسب و کارهایی همچون بستنی اکبر مشدی و رستوران خاور خانم وارد کسب و کار حرفه ای مس شوند غافل از اینکه نامگذاری حرفه ای و با مسما و متناسب با حوزه فعالیت می تواند موفقیتهای بهتری را ثمر دهد. چرا کسی نمی گه که اگر این پماد به جای اسم اکبر از اسم بهتری استفاده می کرد بازار را بسیار بیشتر در دست گرفته بود. من هنوز هم به خاطر اسم مسخره این پماد در مقابلش دافعه دارم.
با سلام
دوستان دقت بفرمایید بعضی وقتها از تبلیغات منفی برای شناساندن کالاها در بین خیل عظیم کالاهای مشابه استفاده میشه مثلا بعضی مواقع پوستر معکوس بیشتر جلب توجه میکنه تا راستش . بله میشد چندین نام بهترو برتر از پمادا اکبر را انتخاب کرد ولی واقعا هیشگی یادش نمیره پماد اکبری هم هست و اگه جنسش بتونه دل مشتری رو به دست بیاره ماندگارترین خواهد بود .
ممنون آقای ابراهیم زاده لطفا خودنون رو هم معرفی کنید ممنون