در ادامه سلسله مباحثی که در مورد بازاریابی و تبلیغات سیاسی نوشتم امروز می خواهم در مورد پرده برداشتن از روشهای غیر منصفانه ی رقبا صحبت کنم. پرده برداشتن از روشهای غیر منصفانه ی رقبا در عرصه های انتخاباتی از نکات مهمی است که باید به آن توجه کرد اما متأسفانه با فرو ریختن دیوار اخلاقیات، ابزارهای نادرست و غیراخلاقی بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد. این روشها به هیچوجه در بازاریابی سیاسی توصیه نمیشود، اما آشنایی با آنها می تواند پرده از چهره زشت کسانی که حاضرند به هر قیمت به قدرت دست پیدا کنند، بر دارد. افشا اگر ریشه در یک حقیقت نداشته باشد شایعه به حساب می آید که البته غیر اخلاقی است .
شایعه، گاه به شکل خودجوش و اتفاقی تولید و پخش می گردد و این در صورتی است که از علایق و عواطف یا نفرت و انزجار افراد و گروههایی نسبت به اشخاص و نهادهایی نشأت می گیرد؛ و در مواردی هم حساب شده و سازمان داده شده از طرف رقبا تهیه و آماده میشود و از طریق وسایل ارتباط جمعی وابسته پخش میشود. آثار برخی از شایعات بسیار مخرب و سرنوشت ساز است و ممکن است پیروزی را به شکست تبدیل کند. لذا پاسخگویی به موقع و افشاسازی ضربتی ممکن است از آثار مخرب آن بکاهد.
در تاریخ مبارزات انتخاباتی در غرب، مواردی بوده که یک کاندیدا در شرف کسب پیروزی بوده است، اما با پخش ناگهانی شایعخ های که سوابق و رفتار و عقاید او را زیر سؤال برده است روبه رو شده و چون نتوانسته به سرعت آثار سوء شایعه را خنثی سازد، ناگزیر یا از میدان مبارزه کنار رفته، و یا در کسب آرا لازم ناکام مانده است.
صرف نظر از سیاست، در عرصه تجارت و کسب و کار در ایران چه شایعاتی را سراغ دارید که واقعا به یک شرکت یا مجموعه لطمه زده است؟
[مطلب بالا فرازهایی از کتاب بازاریابی و تبلیغات سیاسی نوشته خودم است که انتشارات مهربان آن را به چاپ رسانده است. برای مطالعه بیشتر به این کتاب مراجعه کنید.]

آقای مجتبی محمدیان لطفا این سوال افزوده شود : صرف نظر از سیاست، در عرصه تجارت و کسب و کار در ایران چه شایعاتی را سراغ دارید که واقعا به یک شرکت یا مجموعه لطمه زده است؟ ممنون
اقای دکتر اضافه شد
ضمن عرض سلام خدمت جناب آقای دکتر و دیگر دوستان
اگر یادتان باشد سالها قبل شایعه آلوده بودن جوهر خودکارهای بیک به میکروب سیاه زخم باعث یکسری مشکلات گردید که البته بخیر گذشت.
حدود ۱۳ یا ۱۴ سال قبل هم بحث گوشتهای آلوده در ساخت سوسیس و کالباس، شرکت کاله را با چالشی جدی مواجه ساخت که حتی منجر به توقف بعضی از خودروهای حمل شرکت نامبرده در جاده ها و تخریب آنها شد!
هرچند به اعتقاد اینجانب آقای سلیمانی بخوبی این بحران را پشت سر گذاشتند.
اگر بخواهیم از تداخل سیاست و کسب و کارهم صحبت کنیم، ایجاد کمپین هایی از طرف گروهی خاص بابت تحریم کالاهای شرکت نستله، دنون، پپسی و … را می توان نام برد.
در زمینه دخانیات هم انواع بحث ها مبنی بر مضر بودن بیش از حد استاندارد مخصوصاً در زمینه سیگارهای ساخت کره جنوبی تاحدی بازار این محصولات را تحت تاثیر قرار داد.
موردی هم که اخیراً همه در جریان هستیم بحث وجود روغن پالم در محصولات اکثر شرکتهای تولید لبنیات بود که مردم هم بدون درنظر گرفتن این واقعیت که سالیان سال است در حال مصرف روغن پالم در روغن های خوراکی، کره و … هستند با این قضیه تا حدی احساسی برخورد نمودند.
البته یک مورد کلی دیگر هم هست :
کافی است در کشورمان شایعه ای مبنی بر افزایش قیمت هر نوع کالایی شنیده شود تا مردم برای خرید آن صف بکشند !!
ممنون آقای جاوید از مالهای واقعی که فرمودید
ارادتمندم جناب دکتر
آقای مجتبی محمدیان بخشی از مطلب من حذف شده . در واقع منظور من این بوده که شایعه سازی توسط رقبا یکی از تکنیکهای غیراخلاقی در بازاریابی سیاسی است که بالاخره دیگران پیاده می کنند و باید برای آن کاری کرد. ممنون
شاید به جرات بتوان گفت در سه یا چهار سال اخیر این شیوه (شایعه سازی) به صورت فعالانه توسط برندها مورد استفاده قرار می گیرد
از لیست ۳۰ برند تولید آب معدنی که در ان برند دماوند در رتبه اخر و سمی ترین مورد بود (لیستی که ریشه مشخصی نداشت) ورشکستگی برخی بانکها و حذف از دایره بانکداری ایران مثل بانک اینده و …
نمونه ها زیاد است
دقیقاً همینطوره جناب محمدیان
زمانیکه برندهای مختلف آب معدنی ایران توسط تسترهای حرفه ای شرکت دنون مورد آزمایش قرار گرفت ، دماوند بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داد و شاید هم همین، یکی از دلایل خرید شرکت آب معدنی دماوند توسط شرکت دنون در سال ۲۰۱۰ بود و آقای ” ونسان لارنو” ـ مدیر صادرات اسبق آب معدنی Evian ( بهترین ولوکس ترین آب معدنی در جهان) که همانند مدیرعامل دنت دارای ملیتی فرانسوی است ـ را به سمت مدیرعامل ایران برگزید.
اما زمانی شایع شده بود که آب معدنی های صادراتی دماوند به افغانستان به علت عدم کیفیت، توسط افغانها مرجوع شده است!!! که در پاسخ به این شایعه هم آقای ” لارنو ” طی مصاحبه ای اعلام نمود که تولید آب معدنی دماوند هنوز جوابگوی نیاز داخلی ایران نیست پس چگونه ممکن است که ما به افغانستان صادرات داشته باشیم؟!
سلام خدمت استاد بزرگوار جناب دکتر محمدیان
به عقیده من با فراگیر شدن بحث جذاب روابط عمومی که امروز در عرصه ارتباطات … بخصوص در فضای مجازی حرف اول رو میزنه توجه به مسائلی مثل شهرت سازمانی و Negative WOM اهمیت خیلی زیادی پیدا میکنه..
امروز استفاده از رسانههای ارتباطی و اینترنت میان همه اقشار جامعه عادی شده، بهطوری که در کوتاهترین زمان اخبار و رویدادهای یک برند میتونن در همه جا نشر پیدا کنن … اینم میدونیم که اخبار منفی همیشه زودتر و با شدت بیشتری در جامعه پخش میشن چون مردم دوست دازن تجربههای منفیشون رو از برندها و سازمانها با هم در میون بذارن..
با توجه به اینکه در حوزه کاریم در مورد مراکز درمانی متعددی تحقیق کردم، مشاهده کردم که به طور مثال درج خبر فوت یک بیمار میتونه در مخدوش کردن شهرت و خوشنامی یک بیمارستان خیلی موثر باشه ..
کافیه در گوگل نام برخی بیمارستانهای بزرگ کشورمون رو جستجو کنیم تا ببینیم که انتشار یک خبر بد مثلا عدم رسیدگی پزشک یا مسوولین بیمارستان که به فوت یک انسان منجر شده، تونسته چه همهمهای رو در فضای مجازی ایجاد بکنه!!
چیزی که جالبه و بعضا نادیده گرفته میشه اینه که مردم ما در مورد این دست اتفاقات زیاد صحبت میکنن و فضاهایی مثل وبسایتها و فرومها که به افراد امکان اظهار نظر و تبادل پرسش و پاسخ رو میده از مهمترین کانالها برای ساختن و یا از بین بردن وجه یک برند محسوب میشن ..
گرچه هرگز نمیشه به طور صد در صد جلوی این اتفاقات رو گرفت اما فکر میکنم میشه از روابط عمومی که به صورت یک شمشیر دولبه عمل میکنه استفاده مثبت هم کرد و با اقدامات پیشگیرانه تلاش کرد تا چهره مثبتی از برندها در جامعه رقم بخوره.
ممنون اقای مجتبی محمدیان از مشارکت شما در بخش نظرات
خانم کریمپور ممنون از مشارکت موثر و وقتی که برای مخاطب تخصیص میدهید. راستی مطلب قبلی شما هنوز داره نظر می گیره. یک سری بزنید.
ممنونم استاد .. قلم زدن در کافه بازاریابی برای من باعث افتخاره .. متوجه لطف دوستان به مطلب شکلی هستم، خوشحالم که مورد توجه قرار گرفته.
ضمن تشکر از مطلب مهم شما
پیشگیری در بازاریابی سیاسی نقش مهمی در مورد آسیب ها دارد و شمشیر اصلی آن بدون شک راستیست.
در آینده نزدیک شاهد فروپاشی ها و تولد های زیادی خواهیم بود…
آقای یزدانی مقدم ممنون از فعالیت همیشگی شما در کافه
با سلام
به نظر من این روش در بعضی از موارد مغرضانه است و از سمت خود سازمان یا فرد انجام میشه مثلا کاری که برنج محسن کرد وشایعه ای که در مورد سمی بودن برنج های هندی به راه انداخت و از روش شایعه علیه خود استفاده کرد یا کاری که تبرک کرد و از روش بازاریابی ویروسی اسم تبرک را با ترویج پست هایی در شبکه های اجتماعی در ذهن مخاطبین جا انداخت
شاید شنیدن این مثال خالی از لطف نباشه که روزی مدیر جدید سازمانی علیه خودش شایعه ای درست کرد در بین تمام کارمندان، که در شرکت اختلاس کرده بعد اینکه کاملا این شایعه پخش شد با مدارک عکس آن را ثابت کرد بعد از چند وقت باز این کار را کرد و بی گناهیشو ثابت کرد با این ترفند اگه واقعا این کارم بکنه دفعه بعد هیچ کس باور نمیکنه که اون اختلاس کرده
ممنون داریوش غفاری عزیز، ویژگی رفتاری جامعه مصرفی ایرانی هم یکی از پتانسیلهای رقابت برای شرکت هاست. غالباً ما حرفی را می پذیریم و بعد اگر به آن چه که پذیرفته ایم شک کنیم به دنبال سنجش صحت آن میرویم. جالبه که در برخی موارد، حتی بنیانهای اعتقادی فرد هم تغییر می کنند.
آقای غفاری از حضور موثر شما سپاسگزارم
سلام آقای دکتر
سعی بر این است همواره از مطالب خوب سایت بهره بگیریم
متشکر
سلام. بحث جالبی بود جناب دکتر.
یادمه که در یکی از همین چند دوره قبلی انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده تیزری پخش شد که طرف مقابل رو نابود کرد و نظر مثبت خیلی از طرفداران کاندیدای مورد نظر تغییر کرد.
در مورد مثال شرکت های تجاری و در مورد شرکت کاله یادمه که در مورد ماست سون هم گمانه زنیهایی مبنی بر سالم و بهداشتی نبودن ان میشد.
جدای از بحث شایعات غلط و غیر اخلاقی، بعضی گمانه زنی ها درست هستند. خواهش میکنم دوستان در خرید محصولات ارایشی و بهداشتی خارجی دقت لازم رو داشته باشند.
آقای حسینی سلا و ارادت ممنون از مثالهای شما که به غنای بحث کمک می کنه
سلام به جناب دکتر محمدیان عزیز و دوستان خوب کافه بازاریابی
به شخصه فکر میکنم در ایران چند سالی هست که شایعه سازی به صورت حرفه ای دنبال میشه، خصوصا با توجه به اینکه ابزارهای پیام رسان مثل وایبر و تلگرام کار رو راحت تر کردن. اتفاقات زیادی هم مدیریت میشه در این زمینه. یکیش بحث روغن پالم و لبنیات بود. که با برخی از دوستان فعال زمینه لبنیات صحبت میکردم همه وضعیت رو بسیار نگران کننده می دیدند اما همیشه یک بحثی رو مطرح می کردند و اونم اینه که مخاطب ایرانی اینجور مسائل رو فراموش میکنه. ولی به نظر من این موضوع داره تغییر میکنه. مردم کمتر فراموش می کنن و بیشتر عمل میکنن. مردم حساس شدن و هر چیزی خیلی زود روی اونها اثرگذاره. پس بنابراین فکر میکنم ایران داره وارد دوره ای میشه که میتونه روابط عمومی رو بپذیره و تاثیراتش رو بیشتر درک کنه. شرکتها و افراد هم میتونن از این موقعیت استفاده و یا حتی سوء استفاده کنن و در حالت مثبتش سرمایه گذاری کنن.
در هر صورت بحث شایعه همیشه به شکل یک شلاق به پیکر هر موضوعی صدمه میزنه و البته درد و سوزشش کم یا زیاد ماندگاره.
جا داره به یکی از بهترین شایعه های چند سال گذشته اشاره کنم که “قرار بود روی ماه عکس برند پپسی رو بیاندازن”
با تشکر از آقای دکترمحمدیان و آقای حسینی
با سلام.
موردی که اخیرا در مورد شرکت مینو مطرح شده هم یکی از نمونه های بسیار غیرمنصفانه در این حوزه است. متاسفانه تاثیر بسیار بدی هم به سرعت روی ذهنیت مشتریان به جا می گذارد.به نظر بنده تنها راه رفع این مشکل شفاف سازی از رسانه های مختلف و برخورد حقوقی با عاملین می باشد.