بررسی مساله ای به نام “دکتر” بودن // این انگلستان که میگن دقیقاً کجاست؟

جاوید // مدتی قبل در محضر مدیرعامل محترم یکی از سازمانهای بزرگ جناب آقای دکتر(!) … بودیم. در خلال گفتگوها مثل همیشه ذات کنجکاو (مترادف امروزی و مودبانۀ فضول) کودک درونم دنبال پاسخ به این پرسش بود که ایشان دکترا در چه حوزه ای  دارند؟ البته از صحبتهایشان کاملاً مشخص بود که دکترای چه چیزی ندارند! مدیریت.

اما زمانی که در پاسخ به پرسش من فرمودند دکترای مدیریت از انگلستان(!) ناخواسته ضمن اینکه بعضی از خاطره ها زنده شد باز هم از مظلومیت حوزه مدیریت در کشورم متاثر شدم.

سال گذشته افتخار حضور در سمیناری نصیبم گردید مثلاً در حوزه کسب و کار و با سخنرانی جناب آقای دکتر(!) … که البته به اعتقاد من، نامبرده [نام نبرده]، بیشتر دارای تخصص باستانشناسی بودند چرا که مهارت عجیبی در نبش قبر مدلهای رفتاری منسوخ شده داشتند و بعد از سمینار هم که حدود نیم ساعتی افتخار کسب فیض حضوری از محضرشان داشتم به تعریف جدیدی از واژه دکتر رسیدم! جالب تر اینکه در شرح مکتوب کرامات ایشان ثبت گردیده بود: دکترای مدیریت با گرایش … از انگلستان!

چرا راه دوری برویم؟ در زمانهای قدیم یک همکلاسی بیش فعال (مترادف امروزی و مودبانه خرابکار و شرور) داشتم که بارها تا مرز اخراج از مدرسه پیش رفت. تا جایی که می دانم دیپلم هم نگرفت. خبر دارم مدتی هم به جرم کلاهبرداری (این واژه هنوز امروزی نشده) در زندان بود و اکنون در شهری دیگر با درجه دکترای مدیریت … از انگلستان مشغول است!

مدتهاست که موسسه ای واقع در چند خیابان پایین تر از منزلمان با من تماس می گیرد و مصرانه پیشنهاد شرکت در دوره هایش را می دهد با این تضمین که مدرک معادل دکترای مدیریت …. از انگلستان را خواهد داد!

حال سوالی که از دوستان عزیز دارم: این انگلستان که میگن دقیقاً کجاست؟

الف) چند خیابان پایین تر از منزل ما!

ب) زندان!

ج) همان جزیره کوچک و ناشناخته که جدیداً خیلی هم شناخته شده!

د) هرسه گزینه (شاید هم هیچکدام)!

 

پ.ن ۱) : با عرض پوزش و شرمندگی از محضر تمامی اساتید گرانقدر بالاخص جناب آقای دکتر محمدیان بابت آشکارنویسی از حرکات بعضی افراد که مجبور شدم برخلاف میلم با واژه وزین دکتر که بلندمرتبه بودن آن، بر کسی پوشیده نیست چنین عبارتهایی بنویسم. اما متاسفانه به نظر می رسد این وضعیت به سمت نگران کننده ای در جامعه ما در حال حرکت است.

 

پ.ن ۲) بدون شک تمامی عزیزان موارد مشابه و مشترک(!) را در ذهن خود دارند و چون به احتمال زیاد این مسیر امکان منتهی شدن به اسامی بعضی از افراد مشهور(!) را دارد خواهشمندم از ذکر نام افراد به جهت رعایت حرمت خودداری گردد.

 

پ.ن ۳) شکی نیست که رشد قارچ گونه مراکز غیردانشگاهی (که بنده برای آنها از اصطلاح کودکستانهایی در کسوت دانشگاه استفاده می کنم) شدیداً حوزه مدیریت کشورمان را با وقاحت هرچه تمام تر مورد هجوم قرار داده اند. اما لازم میدانم یادآوری کنم که مراکز معتبری مثل سازمان مدیریت صنعتی، موسسه ماهان و … قطعاً شامل این موارد نیست و فکر می کنم که همگی بر وزانت و بالابودن سطح علمی آنها یقین کامل داریم.


30 thoughts on “بررسی مساله ای به نام “دکتر” بودن // این انگلستان که میگن دقیقاً کجاست؟”

  1. سلام جناب جاوید.
    ما را در غم خود شریک بدانید. با اجازه شما این مصیبت نامه را سرودم تا کمی از بار سنگین غم مان بکاهد.

    دلت خونست ز دست دکتر ای دوست نماند بر استخوانت چیزی جز پوست
    تو دکتر خواهی و علم و فصاحت ندیدی چیزی در وی جز بلاهت
    تو را همسایه ای درنده بودی هزاران منکرش در پرونده بودی
    ولی اکنون بیکباره برآمد جهان شد غلغله ،چوون دکتر آمد
    پدر پولدار و دانشگاه های پولی کند عفریته را مانند حوری
    تو پولی می ده و در کوچه انداز که مدرک زنگلیس آید به پرواز

  2. عذر خواهی میکنم.به هم ریخت
    دلت خونست ز دست دکتر ای دوست ### نماند بر استخوانت چیزی جز پوست
    تو دکتر خواهی و علم و فصاحت ### ندیدی چیزی در وی جز بلاهت
    تو را همسایه ای درنده بودی ### هزاران منکرش در پرونده بودی
    ولی اکنون بیکباره برآمد ### جهان شد غلغله ،چوون دکتر آمد
    پدر پولدار و دانشگاه های پولی ### کند عفریته را مانند حوری
    تو پولی می ده و در کوچه انداز ### که مدرک ز انگلیس آید به پرواز

    1. درود بر شما جناب محمدی عزیز
      به نظر میرسه این شعر زیبا رو فی البداهه سروده باشید. اگه اینطوره واقعاً تبریک عرض میکنم. قریحه و طبع شعر و شاعری چیزی نیست که نصیب هر کسی بشه.
      ضمناً در اینجا قصد دارم اجازه کپی کردن این شعر زیبا رو برای ثبت در یک محیط مجازی دیگر (و صدالبته با نام خود حضرتعالی) از شما بزرگوار بگیرم. اجازه هست قربان؟
      درنهایت هم سپاسگزارم از همدردی شما

      1. سلام جناب جاوید.بزرگوارید شما و نسبت به بنده لطف دارید.اجازه ما هم دست شماست.ولی در بیت دوم به جای بلاهت، حماقت بهتر منظور را می رساند.
        و اما اگر بحث را جدی کنیم باید بگویم،بحث مدرک گرایی در مدیریت واقعا نگران کننده است حال چه عنوان دکتری باشد چه مدارک حرفه ای مانند MBA ، آنقدر نگران کننده که اندیشمند بزرگی مانند هنری مینتزبرگ کتابی را تحت عنوان Managers,Not MBA صرفا به این موضوع اختصاص داده است و هزاران مدرک و استناد فاجعه باراز مدرک گرایی در مدیریت عرضه کرده است. چون دوست دارم شما را برای خواندن این شاهکار مینتزبرک به طمع بیاندازم یکی از جمله های زیبایش را براتون نقل میکنم. مینتزبرک در نکوهش تحصیلات MBA در کتابش می گوید:”از نظر من آموزش مدیریت به کسانی که هیچ گونه سابقه مدیریتی ندارند، مانند آموزش روانشناسی به کسی است که تا کنون هیچ آدم دیگری را ندیده باشد”.
        حتی اگر بحث موسسات و دانشگاههای سطح پایین و مدارک قاچ آسا را هم نادیده بگیریم، برنامه آموزشی دانشگاه های معتبر نیز ناتوان از پرورش مدیران واقعی بوده اند و رسالت خود را به بدترین شیوه انجام می دهند.

        1. ممنون از اجازه و محبت شما جناب محمدی عزیز
          در جریان کتابی که فرمودید نبودم و سپاسگزارم از معرفی این کتاب ارزشمند. هرچند شخصاً نام مینتزبرگ را در دنیای مدیریت مترادف می دانم با یک شخصیت آزاداندیش که حقایق تلخ را می گوید!
          شاید اگر این استاد بزرگوار در ایران سکونت داشت با دیدن این سیستم آموزشی شگرف و عمیق(!) آموزشی، بکلّی دنیای مدیریت را می بوسید و کنار می گذاشت و به دنبال تخصصی دیگر میرفت!

    1. سلام و عرض ادب جناب دکترمحمدیان
      شخصاً بعید می دانم امکان چاره اندیشی وجود داشته باشد و شاید بهتر باشد (و البته شاید هم تنها راه این باشد) که خود را به دست جریان خروشان این معضل در جامعه بسپاریم تا ببینیم چه می شود. هرچند از هم اکنون هم مشخص است که چه خواهد شد!

    1. با عرض سلام خدمت دوستان

      جناب آقای محمدیان و جناب آقای جاوید ، بنده هم با شما موافقم . کارکرد آدم ها با گذشت زمان نشان میدهد که این عناوین تا چه اندازه برای افراد مناسب است؟ متاسفانه در کشورمان در بسیاری از شرکتها با وجود اینکه مدیران عالی آنها همیشه بر دانشگاه ها نقد دارند و اظهار می کنند برای ما مهارت مهم است و بقیه موارد ( که برخی از نقدها هم صحیح است) اما وقتی نگاه می اندازیم این دیدگاه بخاطر این برای انها بوجود امده که در کنار همین مدیران و این افراد ، اشخاصی دارند کار می کنند که دارای مدارکی از نوع دکتر ، مهندس و … هستند که اغلب مدارکشان از همین جاهای غیر معتبر است و متاسفانه نه از نظر مهارت و نه از نظر دانش شایستگی حضور در سمتهای سازمانی نیستند اما باز متاسفانه توسط همین مدیران منتقد بکار گرفته شده و بدانها بها داده شده،
      بنظرم شایسته است مدیران عالی سازمان ها و موسسات و دانشگاه ها در حین بکارگیری این افراد نیم نگاهی به سوابق افراد داشته باشند تا از ورود افراد بی کیفیت با عناوین بعضا جعلی( که منجر به ایجاد ذهنیت کلیشه ای و نامناسب برای همه می شود) جلوگیری کنند. متاسفانه در خیلی جاها افراد عنوانینی را اظهار می کنند و بیان می کنند که از خارج از کشور اخذ شده که در خیلی از موارد وجود خارجی ندارند و یا از دوره های عجیب و غریب و توخالی موسسات و حتی بعضا دانشگاه های معتبر داخلی (برند فروشی دانشگاه تحت عنوان های مختلف…) و دوره های عجیب و غریب پولی (که افراد ضعیف و کم پایه وارد ان شده اند) که واقعا باید تعمق کرد چگونه همین مدیران انها بکار گرفته اند و چرا؟

  3. سلام و روز بخیر
    جناب جاوید عزیز فرمودید که موسسات معتبری مثل مدیریت صنعتی شامل این موارد نیستند شاید شما تا حالا مواردی از این سازمان رو ندیدید ولی من خودم یک مدرک برای مجوز کاری نیاز داشتم(فوری و ضروری) در یکی از مراکز استانها که نمی خوام اسمشو بگم به مسول مربوطه درخواستم و تلفنی اعلام کردم هزینه دوره رو پرداخت کردم و بعد مدرک مورد نظر برام صادر شد و تونستم مجوز لازمه رو بگیرم با کمترین هزینه .سازمان مدیریت صنعتی هم فقط اسم بزرگی رو یدک می کشه البته مثل خیلی از دانشگاههامون .

    1. جالب بود
      متاسفانه در کشور و در برخی جاها دوره های تحت نام DBA برگزار میشود که گاه اصلا افراد دوره را سپری نکرده اند یا اگر سپری کرده اند بطور عجیبی نمرات پاس نشده تبدیل به نمرات بالا می شود توسط مدیران موسسات بعد از یکی دو ترم…
      بنظرم دیگر اینگونه مدارک کم کم هم دارد جایگاهشان را از دست می دهند

      1. سلام جناب احمدی زاد عزیز. سپاسگزارم از هر دو نظر ارزشمندی که زحمت کشیدید.
        البته من قصد نداشتم اسمی از دوره DBA بیارم و در متن نوشته هم با نقطه چین از کنارش گذر میکردم که بهرحال حضرتعالی زحمت کشیدید و خیال ما رو هم راحت کردید! متاسفانه واقعیت همون چیزیه که شما فرمودید.
        درباره نظر قبلیتون هم عرض میکنم که اگر از سازمانهای دولتی (که شایسته سالاری در آنها بیداد میکنه!!) بگذریم، در بسیاری از سازمانهای خصوصی هم برخلاف ادعایی که دارند، بحث رابطه نقش پررنگ تری رو در تعیین مشاغل ایفا میکنه

    2. درود بر شما “نام کاربری” عزیز و ممنون از نظر مفید شما
      ذکر این نکته رو لازم می دونم که ذهنیت مثبت من از “سازمان مدیریت صنعتی” برمیگرده به حدود ۲۰ سال قبل (سال ۷۵) که در کنار تحصیل در (مثلاً) دانشگاه، از بعضی کلاسهای این مرکز در خیابان ولیعصر استفاده های فراوان بردم و در آن زمان از نظر بار علمی، تفاوت معناداری با دانشگاه داشت (بالاتر بود)
      از وضعیت امروز آن خبری ندارم. امیدوارم مطالبی که فرمودید منحصر به همان مرکز استان باشد.

  4. جناب جاوید معتقدم این موضوع حتما راه حل دارد اما چون عده زیادی که باید راه حل پیدا کنند خودشان مبتلا هستند در مورد آن کاری نمی کنند.
    به نظرم دولت در یک روز باید اعلام کند که از فردا در ایران هر کس سواد خواندن در حد ابتدایی دارد دکتر هست. هر کس هم خواست می تواند در ابتدای نامش خودش استاد اضافه کند لزومی ندارد که دیگران به این موضوع اعتقاد داشته باشند مهم این است که خود او این اعتقاد را دارد . و در انتهای این بیانیه اعلام شود شاد باشید مهم اینه که زبان بدنتون نظیر افراد باسواده

  5. کاملاً با شما موافقم جناب دکترمحمدیان. البته عرایض قبلی بنده هم نه در راستای “موافقت” یا حتی “نبود راه حل” بلکه در راستای “عدم وجود یا ناتوانی عامل به عمل” بود. دلیل اصلی اش هم همانطور که فرمودید می تواند تعداد زیاد مبتلایان و یا درخطر افتادن منافعشان باشد.
    اگر خاطرتان باشد در مطلب جناب آقای مجتبی محمدیان با عنوان “مرور سال ۹۴” که در تاریخ ۱۳ فروردین ماه اکران شد، در نظرات، پیشنهاد کردم که ای کاش می شد در مورد مطالب آسیب شناسی، نتیجه گیری و به تبع آن حرکتی انجام شود.

  6. سلام. به نظرم اگر دقت کنیم، در کشور افراط و تفریط زیاد اتفاق می افتد. با وجود اینکه مذهب رسمی ما به شدت وقوع این امر را در تمام زمینه ها حتی “عبادت” نهی کرده است، اما ظاهراً گوش ما بدهکار نیست. طی کردن سلسله مراتب تحصیلی از یک طرف و استفاده از القابی که در نفس خود دارای معنا هستند (مثل همین واژه دکتر و استاد)، نیز در گیر افراط و زیاده روی و حتی در برخی موارد هرز روی شده است.
    با نظر جناب مجتبی محمدیان موافقم، عملکرد انسان نشاندهنده همه چیز است. حرف و عمل باید هم راستا باشد. فردی که درجه دکتری می رسد می بایستی در زمینه علمی چیزی را به آن حوزه علمی بیافزاید و همین طور در حوزه عمل و کسب و کار.

  7. سلام جناب جاوید

    من فکر میکنم که در این حوزه هم بحث عرضه و تقاضا وجود دارد. یعنی تا زمانی که مردم در جامعه ما به این القاب و عناوین اعتبار اسمی می دهند کسانی هم پیدا می شوند که بخواهند از این عناوین سوء استفاده کنند. حتی به نظر من اینکه یک نفر پزشک باشه آیا لزوماً انسان ارزشمندیه؟ به نظر من وقتی ارزشمند میشه که پزشک خوبی باشه. متأسفانه عمومیت انسان ها ظاهربین هستند و به راحتی در هاله این عناوین قرار می گیرند ولی اگر یاد بگیریم که واقعا به هرکسی به همون اندازه ای که میفهمه و درک میکنه ارزش و احترام قائل باشیم اون موقع دیگه کسی نمیتونه سوء استفاده کنه! البته با حرف شما در یک جاهایی مخالفم. اصولاً جایی که افراد رو انتخاب نکنه و هر کسی بتونه با پرداخت شهریه و بدون گذشتن از هرگونه فیلتری یک مدرکی بگیره ارزش بسیار پایین تری نسبت به دانشگاه ها و مراکزی داره که این فرصت رو در اختیار افراد توانمند میگذارن. شما باید علاوه بر ارزیابی برای قرار گرفتن در چنین جایگاهی ارزشیابی هم بشی در قیاس با دیگران که متاسفانه اکثریت این موسسات نهایتا ارزیابی میکنن و ارزشیابی در کار نیست. من خودم در مقطع دکترا تحصیل میکنم (دانشگاه سراسری) ولی واقعا هنوز در خودم نمیبینم که از این عنوان استفاده کنم چون حس میکنم هنوز زمان زیادی برای اموختن باید بگذارم و بدون تعارف در مقابل اساتید واقعا حرفی برای گفتن ندارم. البته این به روحیات شخصی افراد هم برمیگرده و متاسفانه بعضی از دوستان کم لطفی میکنن و جایگاه خودشون رو فراموش می کنند.

  8. سلام جناب موسوی عزیز. ممنون ازنظر پربار و ارزشمند شما دوست گرامی
    قطعاً همانطورکه فرمودید بحث عرضه و تقاضا نقش بسیار پررنگی در این حوزه ایفا می کند. هرچند فکر میکنم بحث تقاضا در این حوزه نسبت به یکی دوسال قبل کمرنگ تر شده باشد
    اگر کمی دقت شود خواهیم دید بسیاری از موسساتی که هم اکنون درحال برگزاری دوره های (مثلاً )مدیریت و ارائه مدارک پوشالی در این رابطه می باشند همانهایی هستند که در گذشته ای نه چندان دور از برگزارکنندگان کلاسهای تست و آمادگی کنکور و … بودند. چرا که در آن زمان تقاضا برای این مورد زیاد بود. و موسسین این مراکز آموزشی هم گویا بیشتر به همین تقاضا نگاه می کنند نه به تخصصی بودن محیط و آموزشهای خود! و به عبارت دیگر به تنها چیزی که نگاه نمی کنند بحث “ارزش آفرینی” است که حضرتعالی در ادامه فرمایشاتتان اشاره به این موضوع داشتید.
    اینطور فکر میکنم که عدم نهادینه شدن “ارزش آفرینی” در جامعه ما می تواند پاشنه آشیل علت عدم پیشرفت کشورمان باشد و مطلبی در این رابطه در دست نگارش دارم که انشاالله در آینده نزدیک ارسال خواهد شد.
    بازهم ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *