مطلبی به قلم دکتر امیر موسوی؛
من خونه ام توی آتش سوزی سوخت اما رازیم…
من همه بارم توی کشتی غرق شد اما رازیم…
یه مدت مریض بودم،تازه از بیمارستان مرخص شدم اما رازیم…
ماشینم توی تصادف داغون شد اما رازیم…
نظر شما درباره این جملات چیه؟ چند روز پیش داخل ماشین داشتم به سمت خونه حرکت می کردم که این جملات را بعنوان تبلیغ از رادیو می شنیدم. احتمالا تبلیغات محیطی بیمه رازی رو در این مدت دیدید که با استفاده از تیزینگ «من رازی هستم» شروع شد و الان چند روزیه که ادامه تیزینگ روی بیلبوردها رفته و تبلیغات خودش رو شروع کرده. به نظر میرسه که یک کمپین تبلیغاتی با استفاده از رسانه های مختلف تدارک دیده.
.

.
حالا گذشته از ایده تبلیغاتی که از کلمه رازی با معنای کلمه «راضی» استفاده کرده باید به این نکته توجه کرد که آیا استفاده از جملاتی که بیانگر بدبختی و مشکلات مردم میشود میتواند انها را به خرید بیمه ترغیب کند یا نه. آیا کسی دوست داره که مریض بشه حتی اگر بیمه کل هزینه هایش را پرداخت کند یا مثلا خانه اش توی آتش سوزی از بین بره ولی با این شرایط رازی باشه. برای تبلیغ یک بیمه فکر می کنم آن چیزی که بیشتر از همه اهمیت دارد حس اطمینان و ارامش بخشی به مخاطبان است. اما در تبلیغ رادیویی که من مخاطبش بودم بیشتر یه حس بی خیالی و فانتزی بودن ماجرا بهم القاء می شد ( که خوب البته این یک نظر کاملا شخصیه ). به نظر می رسد که از عنصر اغراق سعی کردن استفاده کنند که به نظر من کمی در اغراق، اغراق کردند.
.
پاورقی: ایده تیزرشون به نظر من خوب بود ولی اگر از جملات شرطی استفاده می کردند؛ مثلا « اگر خانه من در اتش سوزی از بین بره چون بیمه ام رازیه راضیم» یا «با بیمه رازی حتی اگر خونم اتش بگیره راضیم». شاید اثر بهتری بر مخاطب میگذاشت و نتیجه بهتری می گرفتند. نظر شما درباره این تبلیغ چطوره و اصولا با اغراق در تبلیغات چقدر موافقید؟
.
چندی پیش یکی از مسئولین اموزش و پرورش از وجود تعداد زیادی بخاری غیر ایمن در مدارس خبر داد و در ادامه اعلام کرد در عوض ما تمامی دانش اموزان را بیمه کرده ایم!!!
این صحبت مصداق همین تبلیغ است ،آیا برای مردم ازبین رفتن سلامتی و یا دارایی اهمیت چندانی ندارد وهمین که گروهی پاسخگوی هزینه ها باشند کافیست؟
ولی درکل من نیز موافق ایده ی خلاقانه تبلیغ هستم
سلام
همین که تلاش کردن که ایده خلاقانه ای داشته باشند م با دیگر شرکت ها تمایز ایجاد کنند، به نظر من هم ارزشمند است
من تبلیغ رادیویی اش را نشنیدم اما در مورد بیلبورد: فوق العاده بود!!! از همون تبلیغاتی که ما را به جستجو وا می داره البته نمی دونم تا کی این جور بیلبوردهای نصفه نیمه برای مخاطب جذابه ولی حداقل به مدت دو هفته ای که من بیلبورد را در مسیر بی ار تی پایانه افشاری پایانه جنوب می دیدم حدس می زدم تبلیغ چسب رازی باشه!!!
اخه اصلا و ابدا اگر به من بگویند ده تا شرکت بیمه نام ببر من به رازی نمی رسم!!! این قدر دور از ذهن بود.
اما در مورد اینکه همه چیت رو از دست بدی و باز بگی من رازی هستم!!! ان موقع فقط می تونی بگی من بیمه رازی هستم- البته امیدوارم اینقدر تسهیلات و خدمات خوبی داشته باشه که حداقل همون لبخند کمرنگ بر لب مشتری نقش ببنده ، چیزی که در مورد شرکت های بیمه دیده نشده- ولی هرگز نمی تونی بیمار بشی و بگی راضی هستم،
البته همیشه به زندگی ای که خدا براتون در نظر گرفته راضی باشین
سلام
من هم فکر میکنم که در حوزه رسانه محیطی و تبلیغات تلویزیونی موفق تر عمل کرده
با سلام خدمت تمام عزیزان و اساتید گرامی،
بنده با توجه به تجربه کمی که تا به امروز در امر صنعت بیمه و بخصوص بیمه اشخاص داشته ام می توانم عرض کنم واقعیت امر این است که افراد تا به صورت عینی و ملموس، حادثه یا اتفاق ناخوشایندی رو نبینند (برای خود یا اطرافیانشان) و یا برایشان تصویر سازی نشود (از طرف نمایندگان فروش بیمه) اقدام به خرید بیمه نخواهند کرد! شاید دلیلش این باشد که ما کمتر آینده نگر هستیم یا قدرت توکل مان به خدا زیاد است! (البته در این موارد!). البته بطور کلی ذات آدمی اینگونه است که از فکر کردن به وقایع ناگوار گریزان است. در مورد تبلیغ رادیویی مد نظر شما، شاید بتوان گفت هدف تبلیغ عادی جلوه دادن این وقایع و نشان دادن عمومیت آن باشد، تا شنونده با بارها شنیدن این تبلیغ، این امر را طبیعی در نظر گیرد و احتمال رخ دادن برای خودش را در نظر گیرد. اینگونه حتما به بیمه فکر خواهد کرد.
در مورد دادن حس اطمینان و آرامش بخشی در تبلیغات بیمه با شما کاملا موافقم چراکه وظیفه بیمه نیز همین امر است اما وظیفه ی بیمه بعد از بروز خسارت است. مثلا در مورد بیمه آتش سوزی امکان این وجود ندارد که بگوید “نمی گذاریم خانه ی شما آتش بگیرد!” در مورد بیماریها نیز به همین ترتیب. در حال حاضر ایده ای که بتواند هر دو جنبه (اطمینان بخشی و پرداخت خسارت) را پوشش دهد به ذهنم نمی رسد. شاید سایر دوستان ایده هایی را مطرح کنند.
اما در مورد تیزینگ “من رازی هستم” باید اذعان داشت که خلاقانه و جالب توجه است.
با تشکر
از تحلیل جالب و منطقی شما خیلی استفاده کردم جناب شهسواری. خیلی خوشحال میشدم که شما با توجه به تجربه ای که در این زمینه دارید چند عبارت پیشنهادی برایمان می نوشتید.
ممنونم جناب موسوی،
چیزی که الان با یه فکر کوتاه به ذهنم میرسه چیزی شبیه به این عبارته:
“در مشکلات زندگی به ما تکیه کنید!” یا ” گذر از دغدغه ها با بیمه ی ….”
البته مطمئنم میشه در همین غالب شعاری پرمحتواتر از این ساخت با تغییر کلمات.
توجه شما و دیگر دوستان رو به چند شعار شرکتهای غیرایرانی که برای بنده جالب بود جلب میکنم:
Like a good neighbor! (State farm IC
We make our customers problem, our problem! (Amica
You’re In Good Hands! (Allstate LIC
ممنون
خیلی جالب بود و استفاده کردیم
سلام
از نظر من ایده ی جالبی پشت این تیزره اما بیش از حد اغراق آمیزه. مثلا اگه کسی سلامتیشو از دست بده بازم راضیه؟
ولی بیلبوردهایی که تو سطح شهر دراین مورد هست واسه خود من خیلی جذاب بوده. درکل میشه گفت تبلیغ خوبیه ولی بدون ایرادم نیست.
با سلام
به نظرم هر چه قدر هم یک بیمه بتونه خدماتی رو ارائه کنه که تمام خسارت رو جبران کنه بازم دلیلی نیست که کسی از خاکستر شدن زندگیش راضی باشه.این تبلیغ بیشتر به جای خلاقیت در انتقال مفهومی که بتونه مخاطبشو قانع کنه بوسیله بازی با کلمات خواسته خلاقیت اندکشو که شاید ایدش به ذهن هر کسی برسه رو نشون بده البته با درجه تاثیر گذاری کم وحتی میشه گفت منفی.متاسفانه نبود فضا و زمان برای خلاقیت شرکتهای تبلیغاتی ما رو به اولین ایده ای که به ذهنشون میرسه قانع میکنه.
البته این مشکل فقط در شرکت های تبلیغاتی نیست. متاسفانه در کل فضای کسب و کار ما نوعی راحت طلبی وجود دارد که باعث می شود فرآیند خلاقیت بطور کامل شکل نگیرد. به همین علت بسیاری از افراد بدنبال واسطه گری و دلالی هستند تا سرمایه خود را به سرعت افزایش دهند و بیشتر افراد به دنبال راه هایی هستند که قبلا دیگران رفته اند و منتفع شده اند.
از آقای دکتر تشکر می کنم که استارت نقد تبلیغات رادیویی را هم در کافه بازاریابی زدند حوزه ای که مغفول مانده است. ممنون
سلام استاد محمدیان
خیلی ممنون از نظر لطفتون.
خوشحالم که در بحث های کافه شرکت می کنم و مطلب یاد میگیرم.
با سلام
این تبلیغ حس عدم امنیت رو بهمراه داره
و انگار مخاطب رو اماده میکنه منتظر حادثه باش
شاید بیانش به این شکل بدنباشه : بااینکه خونم سوخت،اما الان از بیمش رازی ام
ممنون
عبارتتون جالب بود
با سلام و خسته نباشيد
واقعا عجيب به نظر مياد كه سازندكان تبليغ به جاي اينكه حس عزت نفس و اطمينان خاطر و آرامش رو به مخاطب تلقين كنند، حس بدبختي ، فقر، سرخوردگي و افسردگي رو تلقين ميكنند ،شايد اين سياستي است كه در راستاي سياست برانامه هاي صدا و سيما مثل سريال هايش كه حس بدبختي و افسردگي رو تلقين ميكند در پيش گرفتند به اميد كه مثل بيننده هاي ميليوني اين سريال هاي انتقال دهنده افسردگي بتونن با تلقين اين نوع حس ها مخاطب و مشتري پيدا بكنند.
با سلام و عرض ادب خدمت جناب دکتر و عزیزان کافه،
در این که ایجاد حس عدم اعتماد به نفس و یا نگرانی یکی از ابزارها و رویکردهای ایجاد تبلیغات محسوب می شود، شکی نیست. نمونه های متعددی از کاربرد این رویکرد رو می شه در تبلیغ لوازم آرایشی، لوازم و محصولات بهداشتی، اقلام مرتبط با سلامتی (کاهش وزن، افزایش قد و …) شاهد بود. در این مثال خاص هم همانطور که دوستان اشاره کردند، به نحوی از این رویکرد استفاده شده و رازی از طریق تقویت حس نگرانی و اضطراب مخاطبانی که اموال خودشون رو بیمه نکردند، سعی در بکارگیری این تکنیک داشته.
مضافا این که به طرز غیرقابل باوری در همه یا اکثر این تبلیغات، مالک (بیمه شده) (و البته امیدوارم اطرافیان مالک) از سوانح جان سالم به در برده و فقط آسیب مالی به بیمه شده وارد می شود. اضافه کردن این موضوع هم خالی از لطف نیست که اتفاقا جلوه های ویژه تبلیغ تلویزیونی بسیار خوب از آب درآمده و برخلاف بسیاری از تجربیات مشابه، مخاطب را تا حدود زیادی در نقش فرد مورد نظر قرار می دهد، خوب از آب درآمدنی که مخاطب را بیش از حد آزار می دهد (و شاید می شد با کمی کارتونی تر کردن و وجهه طنز به موضوع دادن از بار تند این تبلیغ کاست و اثرگذاری بیشتر و البته بهتری را از آن حاصل نمود)
در مجموع، این نگاه رازی در اجرای تبلیغات به نحوی تمایز این برند (لااقل در اجرای تبلیغات) و به یادماندنی کردن آن را به همراه داشته، نگاهی که بیشتر انواع شرکت های بیمه نقطه مقابل آن یعنی ایجاد حس آرامش و اطمینان (با درج شعارهایی نظیر زندگی در دستان ما و …) در پیش گرفته اند. تا اینجای ماجرا شاید 1 – 0 به نفع رازی ولی سوال اینجاست که آیا رازی به قرین بودن و همراه بودن برند خود با درد و رنج، آسیب مالی و جانی و به خاطر آوردن آن در اینگونه مواقع راضی هم هست؟ آیا منافع ناشی از تکنیک ایجاد ترس اینچنینی به ناخوشایند بودن تصویر برند می ارزد؟ البته این موضوعی است که شاید نیاز به تحقیق بیشتری در میان مخاطبان این خدمت و مخاطبان این تبلیغ داشته باشد …
سلامت باشید
سلام
خیلی استفاده کردم از مطلب جامع و کاملتون. من هم موافقم که باید بازخورد مخاطبان را سنجید تا ببینیم کمپین چقدر موفق بوده.
جناب موسوی گرامی، از ابراز لطف شما سپاسگزارم. ممنون از مطلب و دغدغه وارد جنابعالی
با سلام
ميخواستم يكي نمونه از شركتهاي موفق بيمه از نظر فعاليت و همچين از نظر تبليغات رو مثال بزنم.
شركت بينه moneysupermarket” كه يك شركت بيمه بريتانيايي است و در زمينه انواع بيمه ها مثل بيمه ماشين، سفر و…. فعاليت ميكنه و در اين زمينه موفق است.moneysupermarket.com
شعار تبليغاتي اين شركت ” you are so money super market” است.
دو تا لينك از جديدترين تبليغات اين شركت بيمه رو هم ميگذارم تا مشاهده كنيد و تفاوتهارا ببنيد.
Moneysupermarket – That’s How I Roll Feat. Snoop …:
http://youtu.be/u0JFCQUN_Lc
http://m.youtube.com/watch?v=X8lLUdyaFO0
————————————
يك شركت ديگر هم در زمينه بيمه فعاليت ميكنه. به نام confused.com
كه متعلق به بريتانيست و لينك جديدترين تبليغ اين شركت رو براي شما دوستان عزيز قرار ميدم
Confused.com advert – YMCA – The Duet!: http://youtu.be/Mq-Bof87ltA
با تشكر
سلام
از لینک هایی که فرستادید خیلی استفاده کردیم
ممنونم
اما در مورد استفاده از شعار تبلیغاتی ((من رازی هستم)) با پاورقی شما دکتر حسینی مخالف هستم.
شما هم واقف هستین که انتخاب نام شرکت و سازمان برای تعیین شعار تبلیغاتی بسیار مهم است. بنابراین اگر همراه اول، توی تبلیغاتش شما را در یک جای پرت نشان می دهد و می گوید هیچ کس تنها نیست!!! شما به شعارش ایراد نمی گیرید در صورتی که ما توی خوابگاهمون توی سعادت آباد هم مشکل آنتن دهی داریم!
یا سایپا مطمئن، یا راه تو را می خواند ایران خودرو و در نهایت بانک خوب بانک سرمایه است!!!
اتفاقا در یکی از مطالب کافه در مورد شباهت شعارهای تبلیغاتی شرکت های بیمه خوندم که همگی از واژه آرامش استفاده کردند. در واقع شرکت های بیمه همان طور که در خدماتشون هیچ برتری ای نسبت به دیگری ندارند، در شعارهایشان نیز جانب احتیاط را رعایت کردند.
پس اگر شرکتی جرات کرد با توجه به نام و حوزه فعالیت خودش، شعاری جذاب تر و غیرمتعارف تری را به کار ببرد نباید از آن خرده گرفت – انتقاد قابل قبول است.
سخن پایانی اینکه: جامعه ما دچار شعارزدگی شده است. شرکت و سازمانی محبوب است که وارد عمل شود
سلام
از دوست خوبم جناب دکتر موسوی برای این مطلب تشکر میکنم.
به نظر من تیزینگ خوب بود به عبارتی جلب توجه خوبی داشت . تبلیغات باز تیزینگ هم از نظر ابزار و کیفیت طراحی و غیره خوب بود اما… اما فقط یه چیز همه اینهارو به زیر سوال میبره. اون هم مورد بحث این مطلب یعنی تگ لاین های بیمه رازی است. القای حس منفی و عدم اطمینان چیزیه که حداقال من به عنوان مخاطب دریافت میکنم. کار اصلی بیمه به نظر من مخاطب تا حدودی مصداق نوشدارو پس از مرگ سهرابه. بیمه نمیتونه جلوی حادثه رو بگیره و موقعی که اتفاق بدی می افته بیمه فقط میتونه بخشی از خسارات مالی رو جبران کنه. آیا بیمه میتونه زمان رو به عقب برگردونه؟ آیا میتونه زمان از دست رفته رو جبران کنه؟ آیا میتونی خسارات جانی رو کامل از بین ببره؟ میتونه کسی که خدای نکرده فوت کرده رو به زندگی برگردونه؟ آیا میتونه صدمات روحی وارده رو جبران کنه؟ مسلما نمیتونه و مزیتش اینه که بخشی از خسارات مالی رو جبران کنه.
حالا ما چنین شعاری داریم: من خونه ام توی آتش سوزی سوخت اما رازیم
دو وجه این شعار یکی میگه خونم سوخت اما من بیمه رازی بودم که خب یه جورایی داره کلا بیخیال بحث سوختن میشه که بعید میدونم کسی اینجوری باشه. دوم خونم سوخت اما من بخاطر بیمه رازی، راضی هستم. آخه خب چه کسی بعد از آتش سوزی راضیه از آتش سوزی.
این همه زحمت، این همه کار خوب، این همه انرژی همه بخاطر انتخاب اشتباه شعارهای جانبی از بین میره فقط بخاطر نادیده گرفتن آزمایش بازار. مطمئنا اگر قبل از لانچ این کمپین عکس العمل مخاطبین طی تحقیقات میدانی واقعی بررسی میشد، نتیجه بدست آمده متفاوت می بود
با تشکر از لطف شاهرخ خان دوست خوبم
من هم موافقم که برای برگزاری یک کمپین موفق باید به همه عناصر و مخصوصا جزيیات توجه کرد. بسیاری از اوقات موارد خیلی کوچک باعث میشه که کمپین اثربخشی خودش را از دست بدهد. در این مورد هم به نظر من اگر کمی بیشتر دقت میشد و همانطور که شما گفتید از تحقیقات بازار کمک می گرفتند شاید نتیجه مناسبتری بدست می آمد.
سلام
یادمه یه بار توی کلاس بازاریابی، دکتر محمدیان مطلبی رو مطرح کردن در مورد وجه منفی تبیلغات و تاثیری که جملات با محتوای منفی روی مخاطب داره !
مطلب تحت این عنوان بود: We see the negative!
به طور کلی ساختار ذهن ما جوریه که نسبت به عبارات و اتفاقات منفی بیشتر واکنش نشون می دیم و حتی اگه نکته مثبتی هم توی پیام، متن، تصویر یا هر ابزار ارتباطی باشه اونو نادیده میگیریم و به وجه منفی اش میچسبیم! بنابراین بهتره تاکید ما روی استفاده از کلمات و جملههای مثبت باشه ترجیحا .. این نکتهایه که حتی توی متنهای ادبی و کلاسیک زبان فرانسه هم خیلی روش تاکید شده .. یعنی این مسئله ریشه قدیمی داره ..
تبلیغ بیمه رازی شروع خوبی داشت، مخصوصا استفاده از زنگ بنفش .. که باعث میشد بر خلاف نظر دوستان به محصولی غیر از چسب رازی فکر کنیم! به نظرم تامل بیشتر روی انتخاب کلمات می تونست تاثیرگذاری این تبلیغ رو صد در صد کنه .. چون به هر حال ما توی دنیای کلمات و نوشتهها زندگی میکنیم.
خانم کریم پور، پاراگراف اخر نظر شما ارزش نقل در کتاب دارد. ممنون. خوشال میشوم اگر در کافه نظرات شما را بیشتر بخوانم.
سپاسگذارم جناب حسینی، به من لطف دارید ..
برای من باعث افتخاره که در کافه بازاریابی همراه بزرگانی مثل شما و دکتر محمدیان باشم.
با سلام وخسته نباشی …بیمه های ایران هنوز خودشون به جایگاه واقعی و همگرایی دست پیدا نکرده اند بستر بازار بیمه در ایران خدشه داراست نبود تخصص گرایی د ر بیمه , عدم تعدد نهاد های صنفی در بیمه , شیوه نظارت تعرفه ای و وجود بیمه مرکزی ( که در کمتر جایی در دنیا همچین نهادی وجود دارد که از ان بدتر وجود رابطه مالی بین نظارت کننده ونظارت شونده است که مخل اصل نظارت سالمه ) و تجربه بد بروکراسی های پیچیده همه انقدر کلافه کننده است که به نظرم نمیتونه تبلیغات ازین دست حوصله سرفته ملت را به شوق اورد . شعار شرکت بار سنگینی برای ان خواهد داشت عبارت من راضیم از نظر مشتری هزار تا موضوع میتونه باشه وقتی مشتری راضی یعنی از تمام فرایند های سیستم بیمه راضیه وخروجیش مطلوبه تمام دغدغه هایی که وارد سیستم بیمه میشه به یک رضایت تبدیل میشه ایا واقعا بیمه راضی از بستر فرایند های کاری خودش تا این حد راضیه ؟؟؟؟!!!!به نظرم تفکر سیستمی پایه هر تبلیغ است تبلیغ زمانی میتونه موفق بشه که بستر جذب مشتری را با بستر فرایندی کار گره بزنه و وابستگی متقابلی ایجاد کنه که برای هدف مشترک ارتقا همه جانبه زندگی در دنیای واقعی است نه صرفا رفع بدبختی …
ممنون که دوستان این کلاس درس را پربار می کنند حقیقتا کارگاه نقد تبلیغات و مهمتر از آن نقد عملکرد بازاریابی شرکتهاست. راستی در کافه می خواهیم نقد را به همه ابعاد بازاریابی تسری دهیم . منتظر باشید. باید نقد کرد تا پیشرفتی حاصل شود
بحثی نیست که ایدهی استفاده از شباهت لفظی بین کلمهی رازی و راضی ایدهی خوبی است. اما مساله اینجاست که آیا این ایده فضای تبلیغ را خیلی تیره و تار نکرده است؟ با احترام به نظر دوستان که مطمئنا در این زمینه درک بالاتری نسبت به بنده دارند من معتقدم در مورد بیمه در ایران میشود این شیوه را به عنوان یک استثنا پذیرفت. متاسفانه فرهنگ بیمه کردن در کشور ما نهادینه نشده (به جز چند استثنا مثل خودرو) و مواجه کردن مخاطب با عواقبی که در اثر بیمه نکردن میتواند گریبانگیرش بشود، بد نیست. به هر حال ما در این مساله باری به هر جهت هستیم و هیچوقت به اتفاقات ناگواری که امکان پیش آمدنشان هست فکر نمیکنیم. در این مورد خاص باید مخاطب را با فاجعهای که امکان اتفاق افتادنش هست روبرو کرد. تبلیغی این چنینی بیشتر من را به فکر فرو میبرد تا یک تبلیغ با فضایی روشنتر.
با سلام
تبلیغات دو مرحله ای چه در بخش تبلیغات محیطی و چه در بخش تیزرهای تبلیغاتی به دلیل درگیر کردن مخاطب همواره جذاب بوده اند. از این منظر تبلیغات بیمه رازی موفق عمل نموده است. استفاده از شکل درست این نوع تبلیغات ، انتخاب تم و رنگ بندی مناسب و از همه مهمتر بازه زمانی تعریف شده برای رونمایی از مرحله دوم. در مورد انتخاب شعار تبلیغاتی ، به کارگیری دو عبارت هم آوا اما با دیکته متفاوت ، خود یک خلاقیت و ایده جالب است. اما در مورد حس و حال بازیگران تبلیغ ، در حالت چهره ، در نوع بیان و در جمله ای که رضایت انها از انتخاب بیمه رازی را نشان می دهد ، باید گفت ای کاش زمان و تحقیقات بیشتری صرف می شد. هیچکس از اتش گرفتن منزل خود حتی با وجود داشتن یک بیمه خوب خوشحال نیست واین در حالی است که در تبلیغ رادیویی این بیمه ،حالتی از شگفتی و وجد در صدای مخاطب احساس می شود.!
سلام
به اعتقاد من وجه منفی این تبلیغ خیلی غالبه
شاهد زنده ی عرایضم بلایی است که سر محصولات شرکت الموت در کشورهای عربی آمد به دلیل نوع قرائتی که از آن شد و مفهوم مرگ رو تداعی کرد یا داستان شرکت زمزم در کشورهای انگلیسی زبان
در صورتی که اگر جملات شرطی بشه وجه منفی کمرنگ شده و احساس ایمنی و امنیت تقویت خواهد شد
به نظر من این جملات یک حس بدی به آدم دست میده تا امنیت خاطر. اگربا این تبلیغ به جای اینکه مردم رو به فکر بیماری یا آتش سوزی بندازه، سعی میکرد که مردم رو به یاد آرامش و امنیت خاطر بندازه، مطمئاٌ در این زمینه موفق میشد.
جناب رحمانی عزیز، قطعاً پشت این تبلغ فکر خوابیده، صرفاً به این دلیل که این جملات حس منفی رو در برخی مخاطبان ایجاد می کنه، نمیشه آن را کوبید. باید توجه داشت که بیمه و خدمات بیمه ای در سبد روزانه مصرف مردم جای ندارد و به همین خاطر درگیری ذهنی مردم نسبت به آن پایین است، و تازه وقتی که حادثه ای رخ می دهد به یاد بیمه می افتیم. یکی از تکنیک هایی که برای بالا بردن هوشیاری و درگیری ذهنی مردم به خدمات بیمه ای استفاده می شود، “عنصر ترس” است. که این کمپین تبلیغاتی با دیالوگهای دوگانه منفی و مثبت سعی کرده از آن استفاده کند. به نظر من با وجود برخی ایرادات، این کمپین در راه درستی قدم برداشته است. بد نیست به کمپین های تبلیغاتی دیگر شرکت های رقیب هم دقت نظری داشته باشیم و آنها را با هم مقایسه کنیم.
سلام
در مورد اینکه این نوع جملات جنبه خلاقیت دارد باید گفت قبل از بیمه رازی در تبلیغات چسب رازی هم،چنین پیام تبلیغاتی(همه راضی از چسب رازی) وجود داشته است.
از طرف دیگر این پیام با این اصل بیمه ای که بیمه گذار باید از گسترش خسارت جلوگیری کند همخوانی نداردهمچنین به نظر من اگر شرکت بیمه رازی این پیام تبلیغاتی خود را بر روی بیمه های زندگی متمرکز می کردبهتر بود.
دوستان به وجه مثبت و منفی این تبلیغ اشاره کردند.
باید بگویم که این تبلیغ یک شرکت خدماتی از نوع بیمه است و نه یک خوراکی خوشمزه!!! شما باید همان حس را داشته باشید که نسبت به دفترچه بیمه خود دارید. دقیقا وقتی بیمار هستید به یاد دفترچه بیمه خودتون می افتید، پس طبیعی است وقتی کسی انباری قابل اشتعال، یا سابقه بیماری خانوادگی، یا سرمایه گذاری ، سفر تجاری و صادرات و واردات خاصی دارد، از قبل ترس از دست دادن مادی و معنوی بخشی از زندگی اش، او را به سمت بیمه کردن می کشاند. وگرنه درصد کمی از مردم عادی به فکر بیمه آتش سوزی خانه اجاره ای یا بیمه سرمایه -که ندارند!!!- هستند. پس خرده گرفتن به حس منفی ان هم برای تبلیغات شرکت بیمه ای که هدف غاااایی آن از بین بردن همین ترس است، قابل قبول نیست.
ممنون سرکار خانم زرگران، منصفانه و درست نوشتید. اغلبذیادمان میرود که حین نقد تبلیغ، به ماهیت محصولی که تبلیغ میشود هم توجه کنیم
بیلبورد این تبلیغ که یک نفر را خونسرد در حال خوردن قهوه نشان می دهد در حالی که هر چه دارد در حال سوختن است، من را به یاد داستان سوختن آزمایشگاه ادیسون – حاصل تمام عمرش- می اندازد. ادیسون در آن لحظه از منظره سوختن و شعله های رنگین آتش لذت برد و البته سال بعد از آن گرامافون رو اختراع کرد. در حالی که از هیچ کدام از شرکت های بیمه تسهیلاتی دریافت نکرد، راااااااااااااااااضی بود!!!
شاید بیمه رازی می خواهد چنان آرامشی را به ما هدیه دهد که رازی باشیم. البته باز هم می گویم شرکت های بیمه در کشور رااااااااااااااااااااااه طولاااااااااااااااانی ای برای جلب اعتماد مردم در پیش دارند و باید از کپی برداری و یکسان سازی خدماتشان دست کشیده و علاوه بر تغییر تبلیغ و شعار خود، در خدمات و تسهیلات نیز از یک دیگر پیشی گرفته، حس رقابت در آنها بوجود بیاد. شاید ، شاید ان موقع این تخیلات و شعارها به واقعیت نزدیک تر بشود و کمتر مورد انتقاد قرار بگیرند.
باعرض سلام
با توجه به نقش بیمه ها و پرداخت مبلغی بعد از تحمیل خسارت به اشخاص این تبلیغات درست است ولی بیان برخی مسایل به همان گونه که هست شاید زیاد جالب نباشد.
پرداخت پول به بیمار بعد از ترخیص از بیمارستان واقعیت است ولی باید دید چه مقدار پرداخت میشود واین مبلغ چه در صدی از کل هزینه ها را پوشش می دهد.آیا انقدر هست که موجب شادمانی بیمار شود؟ بافرض خوشبینی و پرداخت بیشتر هزینه ها تکلیف هزینه فرصتی که یک شخص در بیمارستان داده یا فردی که خانه خود را در آتش سوزی از دست داده چه می شود؟وقتی که از شخص در بیمارستان خرج شده یا اندوهی که بواسطه از دست دادن خانه بوجود امده هم مرتفع می گردد؟
برای مثال بیلبوردی از این شرکت بیمه در اتوبان همت دیدم که مردی با لباسی شیک درحالی دست به سینه ایستده و لبخند ملیحی به لب و فنجان قهوه یا چای در دست دارد که پشت سرش یک انفجار بزرگ که دلالت بر اتش گرفتن خانه یا مکانی که متعلق به وی است روی داده و شخص فارغ از این حادثه رضایت خود را نشان می دهد؟آیا واقعا این گونه اسـت؟
بهتر است برای اینگونه تبلیغات آرامش قبل طوفان را مشتریان خود هدیه دهیم تا آرامش تحمیل شده بعد طوفان.
جناب دانشور عزیز، اغراق همیشه چاشنی کارهای تبلیغاتی بوده و هست. با کمی جستجو اغراق را در کارهای تبلیغاتی برندهای به نام دنیا خواهید دید. لطفا بخش
(تبلیغ بازها) را در کافه بررسی کنید
با توجه به تجربه ناچیزم در صنعت بیمه می تونم بگم متاسفانه مشکلی که در خصوص خدمات بیمه ای وجو داره اینه که مردم به جبران خسارت ازطرف شرکت های بیمه ای زیاد مطمین نیستند چون اینقد بند و تبصره در بیمه وجود داره که بیمه هایی مثل آتش سوزی منازل یا حوادث انفرادی خیلی استقبالی نمیشه.تبلیغ بیمه رازی در رادیو رو نشنیدم اما با توجه به مطالب دوستان حس میکنم بار منفی کلماتی که استفاده شده زیاد است.البته تیزر تلویزیونی این بیمه رو دیدم که واقع دلهره آوره و آدمو به فکر میبره .درسته که حادثه هیچ وقت خبر نمیکه و ممکن این تبلیغ مردمو ترغیب به خرید بیمه بکنه اما اون بیمه رازی نیس چون یادرآور صحنه های دلهره آور در تلویزیون و سخنان نامید کننده در رادیو است.
سلام.من فکر میکنم مردم ما تا الان فرهنگ بیمه دارشدن رو پیدا کرده باشن. اما مساله همه ما اینه که چطور به بیمه ها اعتماد کنیم؟آیا ارزشی که دریافت میکنیم (که اصولا باید اطمینان خاطر از جبران خسارتهای مالی باشه) در مقابل پرداختیمون قابل توجه هست یا خیر؟ من فکر نمیکنم بیمه های ما با این راهی که در پیش گرفتن بتونن مشتری رو متقاعد کنن و این دلیل بر ضعف بازاریابی بیمه ست.در مورد این تبلیغ هم پیشنهاد من اینه بهتر بود یه بچه ازپدرش میپرسید: اگه یه وقت مانباشیم خونمون آتیش بگیره چی میشه؟بابا بگه: چیزی نمیشه عزیزم.بعد با یه مکث بگه ما رازی هستیم
باسلام
اگر در یک حادثه دو بُعد جسمانی و روحی/روانی را در نظر بگیریم، عبارت “من رازی هستم” اشاره به بُعد روانی دارد، در حالی که از نظر بنده شرکت های بیمه فقط می توانند جنبه مادی قضیه را پوشش دهند، حتی ممکن است آسیب هایی که بعد از یک واقعه به روح و روان شخص وارد می شود فرد را تا مدت ها درگیر کند (مگر در صورت مراجعه به روانپزشک).
هرچند استفاده از تشابه شنیداریِ دو حرف خلاقانه به نظر می رسد.
ممنون که به تبلیغات رادیویی هم پرداختید
درباره تبلیغ بیمه رازی به نظر من متن تبلیغ خوب نیست ادم را همیشه به فکر مشکلات یا بلایا می ندازه بهتر شاید می گفت از بیمه رازی راضیم چون به فکر منه