تبلیغات چی // در کافه بازاریابی جاهای خالی تهران را چگونه پر کنیم؟

تبلیغات چی // نقد تبلیغات محیطی

مطلبی به قلم ابوالفضل زمانی؛ اخیرا شهرداری تهران بیلبوردهایی رو در نقاط مختلف شهر نصب کرده، بیلبوردهایی که شاید در نگاه اول مثل حسی که تبلیغات مینیمال قبلی بانک ملت که جناب آقای داورنیا مطلبی رو تحت اون عنوان قرار دادند به ما دست بده، حسی که کمی مبهمه و مارو به فکر فرو می بره. قشنگی کار اونجاست که شهرداری قضاوت در مورد موضوع مورد بحثش رو به ما واگذار کرده و پیامش رو مستقیم عنوان نکرده و از ما خواسته در موردش نظر بدیم، من شخصا زمانی که این بیلبورد رو دیدم برای بار اول کلمات و جملات زیادی به ذهنم رسید که میتونستم جاهای خالی رو با اون ها پر کنم، اما هر بار به یک دلیل جمله خودم رو عوض کردم شاید به این خاطر که در دفعات مختلف در شرایط متفاوتی با این بیلبورد توی اتوبان برخورد کردم، جملاتی که به ذهن من رسید و شاید هم برای شما اینطور بوده باشه، اینکه جاهای خالی میتونن استعاره از:

فضاهای خالی شهر تهران باشند و شهرداری منظورش از این پر نکردن ها پارک نکردن وسایل نقلیه در هر گوشه و کنار توسط رانندگان باشه،  یا اینکه شهرداری روی سخنش با عزیزان شهرستان هاست و از اون ها “غیر مستقیم” خواسته تا روند مهاجرت به تهران رو کاهش بدند یا متوقف کنند، سخنی که خودم از بعضی ها شنیدم که میگفتند این بیلبورد یه جور توهین به شهرستانی های عزیزه. ویا اینکه مخاطب این پیام شهرداری اصطلاحا بساز و بفروش ها هستند، و داره به اون ها این پیام رو میده که ساخت و ساز رو در هر نقطه ای که میبینند خالیه انجام ندهند و بذارن که تهران هم جاهای خالی داشته باشه. همینطور میشه این برداشت رو کرد که پیام سازمان شهرداری اینه که به تهران اونطوری که هست نگاه کنیم، شهرمون رو همونطور که هست بپذیریم، هر شهری میتونه خلا هایی در خودش داشته باشه ولی به طبع نقاط قوتی هم داره و احتمالا میتونه یکی از پیام های شهرداری این باشه که تهران شهریه که علاوه بر همه کاستی هایش نقاط قوت و ویژگی های مثبتی داره که نقاط ضعفش رو پوشش میده، یس همینطوری که هست بپذیریمش ، کاستی هاش رو ببنیم ولی قضاوت نکنیم.

سوال: دوستان عزیز تحلیل شما از این تبلیغ چی میتونه باشه؟؟؟ به نظر شما سازمان شهرداری چه پیامی به چه کسانی داره انتقال میده؟؟؟ شما دوستان این جاهی خالی رو چگونه پر می کنید؟؟

.


150 thoughts on “تبلیغات چی // در کافه بازاریابی جاهای خالی تهران را چگونه پر کنیم؟”

  1. با سلام خدمت آقای زمانی
    ممنون که این بحث را مطرح کردید. با توجه به اینکه در این بیلبورد به طرح پیرایش شهر تهران اشاره شده به نظر می رسه منظور از این طرح حذف زوائد بصری مانند آنتن ها، کانال های کولر، برچسب ها و هر چیز دیگری است که چهره شهر را نازیبا می کنند و تنها با حذف این زوائد می توان تا حد زیادی چهره شهر تهران را بهتر کرد. اجرای چنین طرحی نیازمند مشارکت همه مردم می باشد که مخاطب این تبلیغ هستند.اما خودم برداشتی که مخاطبینش بخش خاصی از مردم که بساز و بفروش ها باشند را هم می پسندم و شاید به طور غیر مستقیم آنها هم هدف این تبلیغات بوده اند که بعضا با فعالیت های نامناسب خود چهره شهر را نازیبا می کنند.

    1. سلام خانم حسيني
      ممنون كه از زاويه ديگري به اين مفهوم نگاه كرديد و براي من بسيار جالب بود نقطه نظرتون، در مورد قسمت اول صحبتتون دقيقا حق با شماست شهرداري با اين حركت خودش در واقع نوعي پيام رو به شهروندان داره منتقل ميكنه و قضاوتش رو هم به عهده اون ها واگذار ميكنه كه اين خودش ميتونه به معناي تشويق به مشاركت براي تحقق هدفش باشه،
      اما سوالي كه من از جنابعالي دارم ايا اين سبك از تبليغات كه قضاوت رو به مخاطب واگذار ميكنند و حس مسئوليت پذيري اونهارو بالا ميبرند چقدر در برانگيخته شدن حس مخاطب براي همكاري و … به منظور تحقق هدف موثره؟؟
      تشكر از شما

    2. سلام خانم حسینی
      به نظرم حق باشماست خیلی دید ظریف و دقیقی داشتید . نظر من در مورد منظور این تبلیغ که در کامنت بعدی آمده اشتباه بود بالاخره باید یک فرقی بین نگاه دقیق و کلی باشه 😀
      با احترام

  2. سلام
    ممنون آقای زمانی ، به نظر من برداشت مهاجرت به تهران برداشت درستی نیست این بیلبورد ها در تهران نصب شده و باید مخاطبش شهروندان تهرانی باشد ولی اگر این برداشت درست باشد به نظرم شهرداری در انتخاب مخاطب خود اشتباه کرده است.
    برداشت مربوط به ساخت و ساز هم به نظر درست نمی آید زیرا شهرداری خود مسئول تراکم فروشی و صدور مجوز ساخت و ساز است و اگر این تعبیر مرتبط با این موضوع باشد شهرداری در حال مسخره کردن خودش است.
    برداشتی که من از این تبلیغ دارم (البته شاید غلط) این است که تبلیغ اشاره دارد به حجم تراکم ماشینهای موجود در سطح شهر که باعث آلودگی های زیست محیطی شده است.
    با احترام

    1. سلام اقاي بياتي عزيز
      مرسي از اينكه نظرتون رو گفتيد و تحليل جالبي كه ارايه كرديد،
      در مورد قسمت اول فرمايش شما من هم كاملا با شما موافقم ، انتخاب چنين موضوعاتي ميتونه توهين به افراد باشه، و اين دقيقا مطلبي هست كه شخصا از چندين نفر شنيدم كه مخاطبين اين بيلبورد شهروندان شهرهاي مختلف بودن و خيلي هم از اين موضوع عصباني بودن.
      در مورد قسمت دوم هم حق با شماست يكي از منابع درامد شهرداري همين فروش تراكم و … براي ساخت و ساز هستش ولي ديده ميشه در جاهايي كه فقط به صرف كسب درامد اين كار انجام ميشه و بحث كارشناسي قضيه كاملا فراموش ميشه و وضعيت شهر به اين حالت در مياد.
      من باقسمت اخر صحبت شما هم كاملا موافقم ، بحث تراكم اتومبيلها در شهر ديگه مقوله اي خارج از كنترل شهرداريه و او به عنوان يك نهاد فرهنگي و عمراني يكي از ابزارهاش براي كنترل اين وضعيت فرهنگ سازي و بهبود شرايط استفاده از اين وسايل نقليه است.
      تشكر از شما

      1. ممنون از توجه شما استاد گرامی، حقیقتا من برای کافه مطلب ارسال کرده ام ولی نمی دانم به دستشان رسیده است یا خیر اگر پس از ارسال مطلب یک ایمیل تائید ارسال از طرف کافه برای فرستنده ارسال گرددفکر می کنم مناسب باشد.
        با احترام

  3. با تشکر از مطلب خیلی خوبتون من خودم اولین بار که این بیلبورد رو دیدم واقعا تحت تأثیر قرار گرفتم و تا مدتها ذهنم رو درگیر کرده بود و اولین موردی که به ذهنم رسید همین بحث ساختو ساز بود و فکر میکنم مخاطب اصلی این پیام به تعبیر شما بسازبفروشها هستند و در کنار اون تک تک اعضای جامعه در هر جایگاهی میتونند در این راستا نقشی ایفا کنند و حتی همین کار شما که این بیلبورد رو نقد میکنید خودش میتونه تأثیرگذاری رو بیشتر کنه

    دومین مطلبی که علامت سوالی در ذهنم من ایجاد کرد این بود که شهرداری و شورای شهر متولی حفظ فضاهای خالی شهر هستند و خودشون باید سیاستهایی تدوین و اعمال کنند در راستای پیام بیلبورد و برای عموم مردم فقط تلنگری هست که نسبت به این موضوع حساس تر و آگاه تر باشند

    1. با سلام
      این تبلیغ توجه من را خیلی به خود جلب کرده و برای من جالب بوده ، از این منظر که خواسته خود ما درک از پیام داشته باشیم. برداشتی که من از این طرح داشتم این است که شهر تهران به شدت شلوغ شده است که این از منظرهای متفاوتی مثل حجمعیت، ترافیک ، زباله ، ساخت و ساز، آلوگی هوا و … می تواند باشد. هر کدام از ما هر یک از این موارد را سعی کنیم کاهش بدهیم ، زباله کمتر تولید کنیم ، به جای اینکه به دنبال شلوغ کردن محیط اطراف باشیم آن را تا حد لزوم خلوت کنیم و زوائد را حذف کنیم. مثل اینکه اگر با یک ماشین کارمان راه می افتد با سه تا ماشین برای یک خانواده شهر را شلوغ تر نکنیم.

      1. سلام خانم بخشي
        مرسي از اينكه در بحث شركت كرديد
        مواردي كه فرموديد كاملا درسته و ظرافت ديد شمارو ميرسونه،
        به نظر شما در نگاه اول كدام يك از مواردي كه فرموديد بيشتر از همه روي افراد غالب ميشه؟؟

          1. سلام خانم بخشی
            دقیقا در اولین نگاه هم این مطلبی که شما فرمودید ذهن منو درگیر خودش کرد و فکر میکنم یکی از اصلی ترین پیام های بیلبورد هم همین نظر سرکار عالی میتونه باشه
            تشکر از مشارکت و همراهی شما

  4. سلام اتفاقا چند روزیه که بدجور درگیر این بیلبورد هستم.
    من تا چند وقت این بیلبورد میخوندم جاهای خالی را پر کنیم و کلی بهش فکر میکردم و به نتیجه نمیرسیدم.
    ولی امروز که خوندم جاهای خالی را پر نکنید دوباره یه هجمه فکر دیگه ای به ذهنم رسید.
    بیلبورد جالبیه و اتفاقا جای نقدش تو کافه خالی بود .
    شهرداری همیشه از بیلبورد های خیلی ساده استفاده میکنه و این مدل خلاقیتها جای تحسین داره.

    1. سلام اقاي راحمي
      ممنون از مشاركتتون
      دقيقا حق با شماست،هر بار كه اين تصوير رو ميبينه ادم يك حس متفاوت بهش دست ميده و به نظرم كاملا به moode ً فرد بستگي داره و شرايطي كه داره اين تصوير رو ميبينه جون امكان هر نوع برداشت ذهني ازش وجود داره
      با تشكر از شما

  5. سلام خانم شريعتي
    مرسي از لطفتون و ممنون كه در اين بحث شركت كرديد
    در مورد قسمت اول نظرتون كاملا با شما موافق هستم و يكي از پيام هاي اين بيلبورد همانطور كه جنابعالي فرموديد ساحت و ساز و .. ميتونه باشه.
    اما در مورد قسمت دوم نظرتون سوالي كه براي من پيش اومد و دوست دارم شما پاسخش رو بديد اين هستش كه شما مي فرماييد شهرداري يك نهاد سياستگذار و اجرايي هم ميتونه باشه و سياستش ميتونه تلنگر به مردم و افزايش حساسيتشون باشه، به نظر شما سياست تدوين و اجرا توسط خود شهرداري بهتر پاسخگو ست و يا سياست جذب همكاري و مشاركت احاد مردم؟؟؟ و اينكه اصلا به نظر شما شهرداري توي جذب مشاركت مردم موفق عمل كرده تا به حال يا الان با نصب جنين بيابوردهايي به اين فكر افتاده؟؟
    تشكر از شما

    1. من به شخصه در این مورد فکر می کنم که اکثرچیزا باید درون مردم نهادینه بشه و با تدوین سیاست های دولتی و رسمی فقط عده ی کمی مسئول ان امر می شوند که موجب می شود این حرکت ها مابین جمعیت گم شود، در حالیکه با نهادبنه فرهنگ درون ادم ها و رشد درونی هر کدام خودمان را مسئول می دانیم .
      راجع به اینکه آیا این تبلیغ می تواند باعث این امر شود تا وقتی که در همه جوانب این کمپین فعالیت نکند و خود را فقط به یک بیلبورد محدود کند بعید می دانم بتواند سبب این اتفاق شود مگر با تکرار این کار که باعث جا افتادن پیام در مخاطب شود و استفاده از رسانه های مختلف.

      1. سلام مجدد به شما خانم بخشی
        خیلی خوشحالم که سرکار عالی با نظرات حرفه ای تون زوایای تاریک بیشتری از این تبلیغات رو روشن می کنید, سوالی که من از شما دارم این هستش که آیا فقط تداوم تبلیغات میتونه این فرهنگ رو درون مردم نهادینه کنه؟ به نظر شما از چه ابزارهای دیگه ای هم میشه برای درونی سازی این فرهنگ استفاده کرد که هم اثرگذاریش بیشتر باشه و هم مقبولیت بیشتری نزد عامه مردم داشته باشه؟
        سپاس از شما

    2. خواهش میکنم آقای زمانی
      قطعا توجه به این موضوع وظیفه اصلی شهرداری هر شهری هست اما دیدی که نسبت به شهرداری وجود داره به غلط یا درست این هست که شهرداری برای تأمین مالی خودش حتی سیاستهای خودش رو هم نقض میکنه و به طریقی اونهارو دور میزنه و شاید این تصور وجود داشته باشه که قوانین برای همه یکسان اجرا نمیشه ….
      ولی آگاه شدن مردم و واگذاری مسئولیت به شهروندان تأثیر قابل توجهی خواهد داشت چون اگر هرکسی خودش رو مسئول بدونه دست به خیلی از کارها نمیزنه … چند وقت پیش بک بحثی در تلویزیون مطرح بود با حضور اعضای شورای شهر تهران در مورد مجوز دادن به افراد برای تغییر کاربری فضاهای سبز به مناطق مسکونی که بحث طولانی و مفصلی بود
      ولی دو نکته ای از اون بحث بخاطرم هست یکی این بود که میگفتن وقتی ما مجوزی رو صادر نمیکنیم اشخاص با ترفندهای مختلف و از مسیرهای دیگه اقدام میکنند و آخر سر مجوز خودشون رو دریافت میکنند و دومین نکته که متداول هم بوده وواقعا جای تأمل داره این بود که افرادی که خواستار ساخت و ساز در فضاهای سبز و باغها هستند برای اینکه راحت تر مجوز بگیرند اقدام به اسیدریختن و خشک کردن درختان میکنند و بنظرم اینجاست که جایگاه جلب مشارکت شهروندان مشخص میشه ….

      1. سلام خانم شریعتی
        ممنون از پی گیری و بیان نظرات ارزشمندتون
        در رخی موارد کاملا حق با شماست که همه افراد تجربه چنین تناقض هایی رو از شهرداری سراغ دارند.
        در مورد قسمت دوم نظرتون هم کاملا با شما موافقم ,متاسفانه گاهی اوقات شهرداری شهروندان رو به عنوان بازیگران اصلی فراموش میکنه و در نهایت با عواقبی که شما بیان کردید مواجه میشه و خیلی دیر به این فکر میکنه که همراه کردن شهروندان با خودش خیلی میتونه در تحقق اهدافش موثر باشه.
        سپاس از شما

    3. خواهش میکنم آقای زمانی
      قطعا توجه به این موضوع وظیفه اصلی شهرداری هر شهری هست اما دیدی که نسبت به شهرداری وجود داره به غلط یا درست این هست که شهرداری برای تأمین مالی خودش حتی سیاستهای خودش رو هم نقض میکنه و به طریقی اونهارو دور میزنه و شاید این تصور وجود داشته باشه که قوانین برای همه یکسان اجرا نمیشه ….
      ولی آگاه شدن مردم و واگذاری مسئولیت به شهروندان تأثیر قابل توجهی خواهد داشت چون اگر هرکسی خودش رو مسئول بدونه دست به خیلی از کارها نمیزنه … چند وقت پیش بک بحثی در تلویزیون مطرح بود با حضور اعضای شورای شهر تهران در مورد مجوز دادن به افراد برای تغییر کاربری فضاهای سبز به مناطق مسکونی که بحث طولانی و مفصلی بود
      ولی دو نکته ای از اون بحث بخاطرم هست یکی این بود که میگفتن وقتی ما مجوزی رو صادر نمیکنیم اشخاص با ترفندهای مختلف و از مسیرهای دیگه اقدام میکنند و آخر سر مجوز خودشون رو دریافت میکنند و دومین نکته که متداول هم بوده وواقعا جای تأمل داره این بود که افرادی که خواستار ساخت و ساز در فضاهای سبز و باغها هستند برای اینکه راحت تر مجوز بگیرند اقدام به اسیدریختن و خشک کردن درختان میکنند و بنظرم اینجاست که جایگاه جلب مشارکت شهروندان مشخص میشه ….

  6. سلام آقای زمانی. من هم میخاستم راجع به این بیلبوردها مطلبی بنویسم اما حقیقتش فراموش کردم 🙂 خیلی خوب شد شما این مطلب رو مطرح کردید. راستش من وقتی این طرح رو دیدم اصلن حس خوبی بهم نداد. جاهای خالی چقدر می تونه باعث زیبایی شهر بشه؟ مواردی که شما و دوستان اشاره کردید قشنگ بود اما خب طرح منو جذب نکرد. شاید به خاطر اینکه در بدو اکران این طرح ها، مطابق همیشه که دوستان هموطن همه چیز رو به شوخی میگیرن طرحی دیدم که این کار رو مسخره کرده بود و خواه نا خواه تاثیر بدی روی من گذاشت. به هر حال امیدوارم طرح های فرهنگی با قدرت و دقت بیشتری اجرا بشه.

    1. سلام خانم میر اشرفی
      خیلی ممنونم که نظر ارزشمندتون رو عنوان کردید و امیدوارم این سرقت ادبی من تونسته باشه مفاهیمی که سرکار عالی میخواستید مطرح کنید رو به دوستان منتقل کنه:)
      در مورد نظرتون هم من میخوام از آخرش به اولش برگردم و از شما این سوال رو بپرسم که به نظر شما خالی بودن صرفا
      نمیتونه زیبایی رو با خودش به همراه داشته باشه؟؟ زیبا بودن صرفا معنای فیزیکی میده یا اینکه مفاهیم دیگری هم میتونن زیبایی رو از جنبه های غیر مادی و فیزیکی ایجاد کنن؟؟ شاید خالی بودن عناصر دیگری هم مثل سکوت, آرامش,امنیت,و… رو با خودش به همراه داشته باشه و اونوقت نظر مارو نسبت به بعضی از موضوعات تغییر بده.خوشحال میشم نظرتون رو در این مورد بدونم.
      سپاس از شما

      1. سلام آقای زمانی
        من می خواستم منفی این طرح رو نقد کنم اما نقد مثبت گرایانه شما رو بیشتر پسندیدم 🙂 به نظرم جای خالی در کل مفهومی منفی داره و نمی تونه نماد آرامش و امنیت و زیبایی و… باشه. حتا سکوت هم به نظرم خالی نیست. به هر حال این دید منه که ظاهرن با دید همه دوستان در تضاد هست. مهم اینه که یه طرح بتونه توجه اکثریت رو به خودش جلب کنه که طبق نظرات دوستان خوشبختانه تونسته این کار رو انجام بده 🙂

        1. سلام خانم میر اشرفی
          خوشحال میشم نقد منفی شمارو در مورد ش بدونم,
          حق با شماست خالی بودن به معنای مطلق مفهومی منفی رو با خودش به همراه داره چیزی مثل عدم یا نبود یا بهتر بگم کمبود یک پدیده که جای خالیش حس میشه,ولی وقتی همراه با عناصر و المان های دیگری دیده بشه میتونه بار مثبت رو با خودش به همراه داشته باشه.
          مرسی که متمایز بودید در این بحث
          تشکر از شما

  7. با سلام وممنون از مطلب خوبتون…
    من خودم به شخصه وقتی این تبلیغ رو دیدم خیلی تحت تاثیرش قرار گرفتم ویه معما توی ذهنم ایجاد کرد !!!این روزا این نوع تبلیغ با ایجاد معما در ذهن مردم به نظر خیلی موثرمیاد… اول این تبلیغ با این پیام که جاهای خالی را پر کنید قرار گرفته بود وبعد با پیام این بار جاهای خالی را پر نکنید که به نظرم انگار شهرداری میخاسته به مردم بگه که اگر جاهای خالی را پر کنند ونکنند چه تفاوتی براشون میکنه ومردم خودشون مقایسه کنندوبه نتیجه برسند… به نظرم بیشتر هدفش ترافیک موجود در تهران وآلودگی ناشی از اون وزیبا سازی شهر تهرانه که راه حل اصلیش همکاری خود مردم با شهرداریه که با این تبلیغ به نوعی میخاسته فرهنگ سازی کنه.البته این برداشت منه نمیدونم تا چه حد درسته…

    1. سلام خانم کرملو
      مرسی از لظف شما و ممنون که در این مطلب نظر ارزشمندتون رو بیان کردید
      در مورد بخش اول فرمایشتون کاملا حق با شماست ,استفاده از تبلیغاتی که جنبه رمزپشایی دارند و زهن مارو برای کشف مفهوم خودشون به چالش میکشن و نیز به نوعی قضاوت نهایی در مورد موضوع رو به ما واگدار میکنن خیلی میتونه جالب و موثر باشه.
      در مورد بخش دوم نظرتون هم باید عرض کنم تبلیغاتی که در اون ها به پرکردن نقاط اشاره شده بود نوعی ایجاد حس مسیولیت اجتماعی در افراد و تشویق اون ها به انجام فعالیت هایی مثل مطالعه و ورزش و … بوده که به نوعی خواسته فرهنگ سازی کنه و این مقایسه ای که سرکار عالی در مورد پر کردن یا نکردن بهش اشاره کردین هم خیلی جالبه و من خودم از این زاویه به قضیه نگاه نکرده بودم .
      ولی سوالی که من از شما دارم به نظر شما استفاده از این سبک تبلیغاتی که به گفته شما دهن افراد رو درگیر فضای محیطی خودش میکنه تا چه حد در مقوله فرهنگ سازی میتونه موثر واقع بشه؟؟
      با تشکر از شما

      1. ازتوجه شما به نظرات ممنونم وهمیشه ازمطالب ونظرات جالب شما در کافه استفاده میکنم ممنون
        راجع به سوالتون به نظرم این نوع تبلیغ میتونه در فرهنگ سازی موثر باشه خصوصا که این تبلیغ در مکانهای خاصی نصب شده وتوجه خیلیارو به خودش جلب کرده وبرای تاثیر بیشتر واثر بخش باید به درستی رمز گشایی شود وب نظرم بهتره در تبلیغات بعدی هدف شهرداری در مورد این جاهای خالی واضح تر بیان شه تا این ابهامات برطرف شه.

        1. سلام خانم کرملو
          ممنونم از لطف شما ,من هم از دیدگاه های حرفه ای شما خیلی استفاده میکنم.
          دقیقا حق با شماست ,فضایی که این تبلیغ درش قرار داده میشه بسیار بر نوع برداشت افراد موثره و هم چنین درست می فرمایید اگر شهرداری عدف خاصی رو دنبال میکنه از این تبلیغ باید در قدم های بعدی به شفاف سازی اون ها بپردازه و اجازه نده که این آمادگی ذهنی افراد در مورد موضوع با تاخیر زمانی از بین بره
          تشکر از شما

  8. با سلام وخسته نباشید . مطلب جالبی را بیان کردید ولی من به شخصه اول صبح با دیدن این بیلبورد ان هم در ترافیک که نمیدانم چرا هر روز بدتر میشه تنها چیزی که به من به عنوان مخاطب القا میکنه این است که این همه ترافیک به خاطر این است که این جاهای خالی با ماشین های تک سر نشین پر کرده ایم نه تنها وقت خودمان از بین میرود وقت دیگران هم از بین میره این جای خالی یعنی این همه وقت ارزشمندی که این همه تو ترافیک میگذره یعنی نبود یک تفکر درست برای حل این معضل 🙁

    1. سلام خانم تیموری
      ممنون که در این بحث مارو همراهی میکنید
      به نکته خیلی جالب و ظریفی اشاره کردید , این که در اولین نگاه مفهوم تبلیغ رو با محیط مجاور خودتون تطبیق دادین و نتیجه جالبی هم از اون گرفتین .
      خب ما میدنیم که یکی از اهداف این بلبورد میتونه فرهنگ سازی بشه یعنی اینکه افراد با دیدن تبلیغ به خودشون رجوع کنن و فرهنگ سازی رو از خودشون شروع کنن که سرکارعالی بهش اشاره به جایی داشتین.
      اما سوال من از شما این است که به نظر شما چه درصدی از افراد با دیدن تبلیغات مشابه این بیلبورد ابتدا به خودشون رجوع میکنن به جای آنکه ابتدا این قضاوت رو از دیگران آغاز کنند؟؟
      سپاس از شما

      1. تشکر جناب زمانی …سوال خیلی سختیه …حداقل من با رجوع به خودمم میتونم بگم که واقعا ما ادم ها بسته به شرایط خودمون تصمیم میگیریم وهمه میدونیم که این ساختمان سیستم ( جامعه ) است که بحران ایجاد میکنه نه بازیگرهای اون اتفاق جالبی که دقیقا میافته اینه که بازیگرهای سیستم ( رانندگان و مسافران ) رویه موقعیت محدود خودشون تمرکز میکنند . همه اقدام به رفع مشکل و توجیه ان بسته به موقعیت خودشون میکنند . نکته جالب تر این است که افراد در سیستم های مشابه رفتارهای مشابه دارند اواقعا اگر من هم راننده بودم صادق باشم انرا توجیه میکردم و به جای رجوع به خودمم انرا تقصیر خارج از خودم میگذاشتم چون الان به عنوان یک مسافر درون شهری راه چهل دقیقه ای را دو ساعت بعضا دو ساعت ونیم توراهم . از طرفی هم میتوانم به راننده ای با شرایط مشابه خودم خورده بگیرم و انگشت اتهام را به سمت او بگیرم در حقیقت نه من مسافر و نه ان راننده هیچ کدام مقصر نیستیم چه من به خودم رجوع کنم چه ان راننده چه هردو انگشت اتهام رابه سمت هم بگیریم بازهم دچار جزیی نگری درصدد رفع مشکل به صورت زود گذر برامده ایم در صورتی که اگر همه ما به این موضوع کلی تر نگاه کنیم متوجه میشیم همه ما با رفتارهامون تاثیراتی رویه کل چرخه سیسیتم میزاریم . اما مشکل جامعه ان است که همیشه مشکل جایی بیرون از خود ان وجود دارد و دقیقا این را میتوان از تبلیغ خود شهرداری و حتی راهنمایی و رانندگی که خود جزو بازیگران این سیستم هستند فهمید …خود ساختمان سیسیتم که زیر بنا و توالی اقدامات هر کدام از بازیگران است هم مشکل دارد واقعا با وجود این همه راه اندازی اتوبان بازهم مشکل داریم چون ,در فرهنگ, در کنترل واردات خودرو, در کنترل کیفیت خودرو داخلی مشکل داریم سیستم تباهکار است در نهایت سر همون جایه قبلی خواهیم …البته این بحث در اغلب مشکلات صدق میکنه …

        1. سلام خانم تیموری
          ممنونم از سرکارعالی که به این زیبایی موضوع رو از زوایای مختلف و دیدگاه های متفاوت بررسی کردید
          حق با شماست,هر فردی میتونه برداشت خودش رو بر اساس فضایی که در اون به صورت اجتماعی و ذهنی درگیره به خود و یا دیگران ارجاع بده.و در مورد قسمت دوم نظرتون هم با شما موافقم گاهی یک سیستم خودش مشکل داره و برای اصلاح نوعی رفتار از خرده سیستم هاش شروع میکنه و این باعث میشه تنها صورت مساله به جای حل مساله پاک بشه و در عمل هیچ اتفاقی نیفته و تحولی هم صورت نگیره
          مرسی از بیان ارزشمندتون

  9. با سلام
    از نظر من اين بيلبورد ذهن هر مخاطبي رو به چالش ميكشه
    البته تمامي مواردي كه آقاي زماني فرمودند رو ميتونه داشته باشه اما برداشت من كاهش خودروهاي سواري در سطح شهر براي كنترل ميزان آلودگي و ترافيك مرتبط تر هستش
    البته فكر ميكنم جذابيت اين بيلبوردها اينه كه هر كس يك برداشتي ميكنه و لزوما مشخص نيست از نظر طراح مخاطبان اصلي چه كساني بوده اند .پس هر كس بنا به شرايط خود ميتواند مطلب را به خود مرتبط سازد.

    1. دوست عزیز آقا /خانم شیخ محمدی سلام به شما
      ممنونم که در این بحث همراه ما هستین
      کاملا با شما مواقفم و هرکس بر اساس حس و شخصیت و استنتاج شخصی خودش میتونه برداشت متفاوتی رو ار این تبلیغ داشته باشه, اما سوالی که پیش میاد به نظر شما راهی هست که برداشت های انجام شده توسط افراد مختلف به یک برداشت واحد و در نهایت یک حس مشترک برای تحقق هدف مورد نظر رو بتونه منتهی کنه ؟؟؟
      چرا که ممکنه هدف شهرداری هم از این تبلیغ در نهایت رسیدن مردم به یک حس مشترک باشه که در قدم بعدی این حس رو توسط آنها بالفعل کنه.
      تشکر از شما.

      1. با سلام
        به نظرم زمانیکه که هدف برای همه مشخص باشه میتونن در صدد مشارکت و برای تحقق هدف مورد نظر تلاش کنند
        در صورتیکه با نظرات مختلف دوستان عزیز کافه ای مشاهده میکنیم که هر کس برداشت متفاوتی از این طرح داره،لذا چطور میشه همکاری کرد برای رسیدن به هدف؟در حقیقت کدوم هدف؟
        به نظرم باید این تبلیغ ادامه ای داشته باشه که هدف نهایی مفهوم تبلیغش رو به ذهن مخاطبان بنشونه و بعد اونهارو به مشارکت دعوت کنه.

        1. سلن خانم شیخ محممدی
          ممنونم از پی گیری و ارایه نظرات ارزشمندتون
          دقیقا حق با شماست ,شاید این تبلیغ سرآغاز تبلیغات سریالی باشه که قراره در نهایت به یک مفهوم واحد ختم بشه و با طرح معما گونه مطلب خواسته ذهن افراد رو درگیر و بستر فکری اون هارو برای ادامه مطالب آماده کنه.ا ما به نظر شما ادامه تبلیغات به صورت سریالی ابزاری مناسب برای رسیدن به هدف واحدی که در صحبتتون بیان کردید میتونه باشه؟؟
          سپاس از شما

      1. با سلام خدمت استاد گرامي و اعضاي محترم كافه بازاريابي
        فريبا شيخ محمدي هستم
        ليسانس مديريت بازرگاني
        دانشجوي مديريت بازرگاني-گرايش بازرگاني بين الملل-ترم3-دانشگاه علامه طباطبايي
        كارشناس توسعه بازار شركت فرا طب جراح
        خوسحالم كه كتار شما هر روز ميتونم مطالب جديد ياد بگيريم.
        با تشكر

    1. سلام جناب آقای دکتر محمدیان
      خیلی ممنونم از لطف شما, جنابعالی به من لطف دارید, میدونم دانش بنده در این مورد خیلی ناچیزه ولی همین رو هم از شما و دوستان یادگرفتم توی این مدت.
      سپاس از شما

  10. با سلام
    اولین بار که من این بیلبورد رو دیدم،به خاطر اجرای بد (چروک شدن صفحه سفید هنگام نصب) و رنگ سفید غیر شفاف متن توجهم از متن و پیام تبلیغ دور شد و با خودم گفتم که شهرداری خودش تبلیغ خودش رو چه قدر بد اجرا کرده!! این موضوع ذهنم رو به بحث قدیمی بین منتقدین که فرم مهمتره یا محتوا رو تو ذهنم زنده کرد
    با وجود فرم نامناسب اصلا ذهن من به سمت پیام متن نرفت

    1. جناب آقای دکتر خوشبختانه مطلب برای دوستان جذاب بوده و من هم از این بابت خیلی خوشحالم.
      البته ناکفته نمونه آقای داورنیا قلمشون و مطالبی که قرار میدن قوق العادست.

  11. با سلام
    ممنون از مطلبتون جناب زمانی
    به نظرم هدف از طراحی این بیلبورد و ایجاد درگیری ذهنی در مخاطب برای پر نمودن جاهای خالی ، همین تفاوت دیدگاه و برداشت باشد. تفاوتی که یک نقطه مشترک دارد و آن هم اهمیت آرامش و زیبایی تهران است….! بیینده ای به محض دیدن این بیلبورد به خصوص در خیابان هایی که حجم ترافیکی بیشتری دارد به یاد مسئله ترافیک سنگین در تهران ومتعاقبا آلودگی هوای شهرمییفتد، بیینده دیگری به یاد ساخت وسازهای بی رویه و چهره گرفته شهرمیفتد ، ممکن است مخاطبی جای خالی را با توجه بیشتر به طراحی خانه ها و حذف زوائد بصری آنها پر نماید.و این دقیقا همان معضلی است که تهران این روزها با آن مواجه است : مجموعه ای از عوامل مختلف که باعث ایجاد ازدحام ، ترافیک، همهمه ، آلودگی، عدم جذابیت شهری و….. می شود.
    فکر می کنم اینکه شهرداری تهران به اهمیت تبلیغات محیطی و نقش آن در فرهنگ سازی و اتقال پیام های اجتماعی پی برده ، مهم ترین نکته مثبت این بیلبورد باشد. نیازی که درایجاد همکاری و ارتباط میان شهرداری و مردم حس شده است . اگر این نوع تبلیغات بتواند حتی برای ثانیه ای نظر مخاطبانش را جلب نماید ، آن ها را به فکر فرو برد تا خود را در حل مشکلات و پیچیدگی های شهر که همه در ایجاد آن مسئولیم، دخیل بداند ، می توان گفت قدم اولیه خوبی برای مشخص نمودن مشکلات بارز از نظر مردم و تلاش برای حل آن برداشته است.
    سپاس

    1. سلام خانم محمد امینی و سپاس از شما بابت همراهی و مشارکتتون
      در مورد قسمت اول فرمایش شما کاملا با حق با شماست,ایجاد تفاوت در برداشت ها یکی از اهداف این تبلیغ بوده و که هر فردی میتونه با توجه به تحلیل خودش برداشت متفاوتی از این بیلبورد داشته باشه.
      در ادامه نظرتون هم به نکته زیبایی اشاره کردید که تفاوت در برداشت ها در یک نقطه مشترک به نام آرامش تلاقی دارن, به نظر شما این تفاوت در برداشت هارو که در نهایت به یک نقطه مشترک یعنی آرامش منتهی میشن چطور میشه به یک رفتار در افراد تبدیل کرد تا اینکه این حس صرفا برای چند لحطه در افراد ایجاد بشه و بعد از مدت کوتاهی از بین بره؟؟
      تشکر از شما

      1. ممنون از لطف شما جناب زمانی
        همانطور که گفتم این بیلبورد یک قدم اولیه خوب است. به نظرم نتیجه نهایی موفقیت یا عدم موفقیت این نوع تبلیغات و با این موضوعیت (مسئولیت اجتماعی) ، به ادامه دار بودن آنها بستگی دارد . فکر می کنم در زمانه ای که نمی شود به صورت محسوس و مستقیم در میان مردم فرهنگ سازی نمود، یکی از راه کارهای نهادینه سازی یک رفتار مثبت و تقویت آن ، استفاده از همین نوع تبلیغات وهمین جلب توجه های چند لحظه ای است ، با تعداد دفعات تکرار مناسب همراه با پیام های اخلاقی ای که مخاطب خود در جستجوی یافتن پاسخ مناسبی برای ان باشد.

        1. سلام خانم محمد امینی
          سپاس از شما که مارو با نظرات ارزشمندتون همراهی می کنید.
          دقیقا به نکته مهمی اشاره کردید.وجود تکرار در بیان مفاهیم ضمنی بوسیله ابزارهای ارتباطی خیلی میتونه در بستر سازی فرهنگی موثر باشه,اما به نظر شما تنها برانگیختن این حس مسیولیت اجتماعی توسط تکرار اون کافیه و یا اینکه باید از ابزارهای مکمل هم برای به ثمر بخشیدن میوه فرهنگ در تک تک افراد استفاده بشه؟؟ ابزارهای پیشنهادی شما چی میتونه باشه؟؟
          تشکر از شما

          1. همراهی با اهالی کافه باعث افتخاره جناب زمانی.
            آموخته ایم که تکرار باعث یادگیری خواهد شد . منظورم از ادامه دار بودن این نوع تبلیغات هم دقیقا همین نکته بود. اما در عین حال تکرار، آن هم تکرار یک پیام ثابت و با ابزارهای یکنواخت ، این یادگیری را متوقف خواهد کرد. این ابزارهای مکمل می تواند استفاده از همین شکل از تبلیغات محیطی اما با یک پیام متفاوت باشد و یا کاتالوگ ها و بروشورهای تبلیغاتی حاوی پیام های اجنماعی ، قابل توزیع در مترو یا اتوبوس های تندرو. می توان از آگهی های تلویزیونی با حس و حال مسئولیت اجتماعی استفاده نمود. تا هم به جامعه وسیع تری دسترسی داشته باشیم و هم از یکنواختی ها و تکرارهای بی نتیجه اجتناب کرد.
            سپاس

  12. سلام
    آقای زمانی ممنون واسه این مطلب جالبتون. چون من هم وقتی اولین بار این بیلبورد رو دیدم ذهنیتی از مینیمالی بودن آن پیدا کردم.
    من فکر می کنم بیشترین هدف شهرداری از این بیلبورد مربوط به تراکم و ترافیک شهری بوده وخواستار استفاده بیشترمردم از حمل و نقل عمومی است، تا جاهای خالی تهران با وسایل نقلیه شخصی پر نشود. اما فقط یک بیلبورد خلاقانه و صرفا جلب توجه کوتاه و گذرای مردم نمی تونه دردستیابی به اهدافی که درورای این تبلیغ است موثرباشد. زمانی تبلیغی را اثربخش می خوانیم که تاثیرگذاری آن بر روی مردم بالا باشد و در این مورد به خصوص مشارکت بالای آن ها را موجب شود.
    با تشکر

    1. سلام خانم رضایی
      مرسی از لطف شما و ممنونم به بخاطر همراهی و بیان نظرات ارزشمندتون
      کاملا حق باشماست دیدن این تبلیغ یک حس مینیمال گونه رو منتقل میکنه و ذهن رو درگیر فضای محیطی و مفهوم خودش میکنه.
      به نکته زیبایی اشاره کردید و این که یک بیلبورد صرفا نمیتونه یک اثر دایمی در مقوله فرهنگ سازی در افراد داشته باشه,به نظر شما برای ایجاد یک اثر دایمی و تبدیل یک حس مسیولیت چند ثانیه ای به یک نگرش بلند مدت در کنار استفاده از این بیلبورد ها از چه ابزارهای دیگری می توان استفاده نمود؟؟؟
      البته با توجه به اینکه این نوع از تبلیغات یک حس موقتی رو در فرد تحریک نموده و او را آماده پذیرش مفاهیم وسیع تر میکنه که متاسفانه زمانی که مرحله القا نگرش و رفتار میرسیم قضیه رو به کل رها میکنیم و همه چیز ناگزیر از ابتدا آغاز میشه.
      تشکر از شما

      1. ممنون جناب زمانی از لطفتون. مشکل ما در اینجاست که به این تبلیغات نگاه کوتاه مدت و سطحی داریم وخیلی سریع از آن می گذریم بدون تفکر عمیق درباره آن، که هدف از این نوع تبلیغات واقعا چیست!
        رسیدن به اهداف این تبلیغات و مشارکت مردم در آنها احتیاج به فرهنگ سازی دارد اما متاسفانه مسئولان ما به این مقوله شدیدا بی توجه هستند و صرفا با یک تبلبغ انتظار برطرف شدن مشکلات و حمایت مردم را دارند. تا این فرهنگ در مردم ما نهادینه نشه هیچ تبلیغی به تنهایی اثربخش نیست و چون فرهنگ سازی نیاز به زمانی طولانی دارد تلاشی در رابطه با آن نمی شود.پس به نظر من این تبلیغات اثربخشی لازم را ندارد چون فرهنگ آن وجود ندارد.
        با تشکر

        1. سلام خانم رضایی
          ممنونم از بیان نکات ارزشمندتون
          در مورد دید کوتاه مدت کاملا درست می فرمایید متاسفانه ما عدت دارم نسبت به حل تمام معضلات هدفی کوتاه مدت داشته باشیم و نگاه ریشه ای به حل مسایل نداشته باشیم,
          اما اگر کمی خوش بینانه تر به قضایا بنگریم و با بازخوردهایی که از این سبک تبلیغات از جامعه دریافت کنیم میتونیم اثربخش بودن یا نبودن آنهارو تعیین کنیم.
          سپاس از شما

          1. سلام خانم رضایی
            ممنونم از بیان نکات ارزشمندتون
            در مورد دید کوتاه مدت کاملا درست می فرمایید متاسفانه ما عدت دارم نسبت به حل تمام معضلات هدفی کوتاه مدت داشته باشیم و نگاه ریشه ای به حل مسایل نداشته باشیم,
            اما اگر کمی خوش بینانه تر به قضایا بنگریم و با بازخوردهایی که از این سبک تبلیغات از جامعه دریافت کنیم میتونیم اثربخش بودن یا نبودن آنهارو تعیین کنیم.
            سپاس از شما

      1. سلام جناب دکتر محمدیان از توجه تون سپاسگزارم.
        رضایی هستم از دانشجوهای اجراییتون.این مدت که کلاسا تموم شدن ما هم فراموش شدیم استاد، ولی همیشه دلتنگ شما و کلاسای پربارتون هستیم و قطعا فراموش نشدنیند. ایشاالله باز هم افتخارحضور در کلاس های شمارو خواهیم داشت.
        تشکر فراوان از شما استاد گرانقدر

  13. سلام
    نظرات متفاوت از نگاه های متفاوتی به این طرح رو دوستان بیان کردند. دیدگاه ها بعضا جالب بود و نگاه ها ابتکاری. سوالی که در ذهنم به وجود اومد، این بود که این تعدد برداشت نکته مثبتی به حساب می آد یا نکته منفی؟
    فقط در نظر بگیریم که این تبلیغ برای افراد عام در شهر تهران طراحی شده و برای قضاوت باید شرایط موجود رو در نظر گرفت. اینکه شهروندان تهرانی من چقدر حوصله فکر کردن دارند، چقدر دوست دارند فکر کنند و چقدر علاقه به کشف معماهای تبلیغاتی دارند.

    سپاس از جناب زمانی عزیز بابت پرداخت به این موضوع

    1. سلام آقای عزیزی
      ممنون از لطف شما و نظر ارزشمندتون
      راستش من خودم شخصا به سوال شما خیلی فکر کردم , اینکه آیا این تععد برداشت ها و تفاوت ها در نهایت میتونن منجر به یک نقطه مشترک نهایی بشن و یا اینکه هر کس بر اساس برداشت خود مسیری رو در این شاهراه پی گیری کنه,اصلا آیا هدف شهرداری از این تبلیغ رسیدن به وحدت موضوع بوده و یا نه و اینکه هرکسی آزاده هر بردشاتی رو از موضوع داشته باشه.و اینکه آیا این تعدد برداشت ها و تفاوت های دیدگاهی نتیجه برعکس ممکنه داشته باشن و باعث واگرایی بشمن,دقیقا موضوعی که من بهش برخوردم که برداشت عده ای از این تبلیغ توهین به شهروندان شهرستان ها بوده و باعث واگرایی زیادی شده.
      با تشکر از شما

  14. سلام
    آقای زمانی مطلب بسیار خوبی بود ممنون. راستش خیلی وقت بود میخواستم در مورد این بیلبوردها بنویسم و امروزم داشتم میومدم سر کار داشتم سناریوشم تو ذهنم میچیدم که دیدم شما مطلبو گذاشتی و اعتراف میکنم که مطلب شما رو بیشتر دوست داشتم تا مطلب خودم 🙂 و بهتونم تبریک میگم با این سرعتی که مطلبتون داره نظر میگیره حتما فردا یا پس فردا وارد باشگاه صدتاییها میشه. عالی
    در مورد این تبلیغات یا به عبارتی طرح ها، موضوعی وجود داره که خب در بین کانون های تبلیغاتی و رسانه دارها و سازمان زیباسازی اتفاق افتاده و اون مزایده های پکیج های بیلبوردها و بریجبوردها و فضاهای تبلیغات محیطی بوده که در طی یکی دو ماه پیش اتفاق افتاد (این مزایده هر سال یا دوسه سال یک بار برگزار میشه) طبیعتا تابلوهای زیادی در بین رسانه داران و کانون های تبلیغاتی جابجا شد و در نتیجه تا این جابجایی ها صورت بگیره یه زمان کوتاهی رو میگیره
    اما دلیل بزرگتر بالا رفتن قیمت های پایه ی فضاهای تبلیغاتی بوده که البته خب سازمان زیباسازی پایه قیمتها رو مشخص میکنه. اما به هر حال بالا رفتن قیمتها اونم با درصد قابل توجه، طبیعتا شوک به بازار وارد میکنه و مشتریها پا پس میکشن. برای همین در واقع میشه گفت الان تابلوهای تبلیغاتی اصطلاحا خالی هستند. از طرفی شرکتهای تبلیغاتی و رسانه دارها باید یک ماه از سال رو تابلوشون رو در اختیار طرح های شهرداری بگذارن.
    در نتیجه همه این حرفها الان در اکثر تابلوهای تبلیغاتی، طرح های شهرداری تهران رو میبینید.
    از طرف دیگه تا جایی که اطلاع دارم شهرداری طرحی رو تصویب کرده به نام پیرایش شهر تهران و حذف زوائد بصری که در اون طرح سعی داره چهره شهر رو از شلختگی در هر زمینه ای در بیاره. از شکل ظاهر پیاده رو ها گرفته تا نمای برخی ساختمانها و حتی فضاهای تبلیغاتی. نمیدونم دقت کردید یا نه ولی امسال چندین عدد از تابلوهای تبلیغاتی کلا برداشته شدند. شهرداری در این طرح اهداف زیادی رو دنبال میکنه که امیدوارم بتونه واقعا چهره بهتری به شهرمون بده. البته این طرح هیچ ربطی به هموطنان مهاجرمون نداره اصلا.
    و اما نظر خودم روی طرح ها 🙂 به نظرم طرح های جالبی بوده که تونسته جلب توجه کنه اما اگه تیزینگه بهتره دیگه بازش کنن چون خیلی طولانی شده اما بعید میدونم باز شدنی در کار باشه چون تابلوهای تبلیغاتی دوباره دارن یواش یواش پر میشن. اما برداشت خاصی نداشتم چون بیشتر منتظر بودم ببینم بعدش چی میشه.
    بازهم ممنونم از مطلب خوبتون جناب زمانی عزیز
    موفق باشید

    1. سلام
      جالبه در رابطه با طرحی که میگید شهرداری تصویب کرده چیزی به ذهنم رسید.اینکه تبلیغات نخستین جشنواره مبلمان شهری رو با عنوان “دایره خلاق” هستش که فراخوانش رو دیدم.این هم میتونه جزئی از زیر مجموعه های این طرح باشه
      http://www.zibasazi.ir

      1. سلام خانم شیخ محمدی
        خیلی از شما ممنونم که مارو همراهی میکنید و از پی گیریتون هم کمال تشکر رو دارم.
        در مورد سایت هم ممنون,حتما سر میزنیم از اسمش مشخصه که به طرح پیرایش شهر کاملا مرتبطه و موضوعات جالبی رو دنبال میکنه.
        تشکر از شما

      2. سلام خانم شیخ محمدی
        ممنون از اشاره خوبی که داشتید. من هم فکر میکنم حتی اگر به صورت رسمی هم به هم ربط نداشته باشن غیررسمی به هم مرتبطن،
        کلا به نطر طرح جالبی میاد اما باید دید چطور اجرا میکنن

    2. سلام جناب اقای داورنیا
      ممنونم از شما,جنابعالی به من محبت دارید, بودن در کنار شما و یاد گرفتن ازتون افتخاری بزرگ و بسیار ارزشمندیه برای من.
      از توضیحاتی که دادین واقعا خیلی لذت بردم و استفاده کردم و دلیل اینکه چرا انقد بیلبوردهای شهرداری مدت های طولانی بالا میمونه رو هم فهمیدم.و واقعا برای خودم هم جای سوال داشت که چرا انقد زمان موندگاریش طولانیه این بیلبورد که از فرمایش های جنابعالی پاسخم رو گرفتم.
      در مورد هدف طرحم که توضیحات شما کاملا گویا و کامل بود و نکته های جدیدی رو در این بیلبورد روشن کرد.
      سپاس از شما

    3. سلام آقای زمانی
      عالی، مطلب شما خیلی به جا و جالب بود.
      من هر وقت این طرح رو میدیدم مثل خیلی از دوستان اولین موردی که به ذهنم میرسید مسئله ی ترافیک و خودروها بود، بعد از اون به موارد دیگه فکر می کردم ولی آقای زمانی موضوعی که آقای داورنیا عنوان کردند واقعا هیچ وقت به ذهنم نرسیده بود. چقدر برداشت ها از یک طرح متفاوت می تونه باشه. برام خیلی جالب بود. هم از شما و هم از آقای داورنیا به خاطر این اطلاعات دقیقشون سپاسگزارم.

      1. سلام خانم احمدی
        ممنونم از لطف شما
        بله حق با شماست یکی از اهداف این تبلیغ میتونه مربوط به ترافیک باشه که سرکار عالی بهش اشاره داشتید.
        من هم از نکات جناب داورنیا واقعا استفاده کردم و جواب بعضی از سوالاتم رو گرفتم.
        سپاس از شما

      2. سلام خانم احمدی
        خیلی ممنونم. به نظر میاد این تبلیغ شهرداری خواسته یا ناخواسته یک تیزینگ بوده و فکر بسیاری از مخاطبین رو مشغول کرده، ای کاش شهرداری از این فرصت استفاده بهتری ببره. چون طرح پتانسیلش رو داره

  15. ممنون آقای زمانی شما لطف دارید. من با نظر آقای داورنیا موافقم. مطمئنا این طرح، طرح جالبیه که ذهن افراد رو به چالش می کشه و انسان را به فکر فرو می برد. حال باید دید واقعا هدف شهرداری از این تبلیغ چه بوده است و آیا خواسته با یک تیر چند نشان را بزند؟ در صورتی که جواب این سوال مثبت باشد این نوع تبلیغات که قضاوت را به مخاطبان واگذار می کند و حس مسئولیت پذیری آنها را بالا می برد می تواند موثر باشد چون هر فردی با توجه به شرایط خودش می تواند به نتایج متفاوت و گسترده ای برسد. اما اگر شهرداری با این طرح هدف خاصی را دنبال می کرده است این طرح بهتر بود به صورت تیزینگ باشه که در نهایت با باز شدن طرح پیام مورد نظرش را به مخاطبان انتقال داده و به هدف خاصش برسد.

    1. سلام خانم حسینی
      دقبقا این بحثی بود که در بالا با دوستان ادامه میدادیم,اینکه آیا هدف مشخصه یا نه؟؟ اگر نیست در ادامه باید به صورت سریالی تبلیغات رو انجام بدن تا به نقطه واحدی برسن در نهایت و یا اینکه اگر هدف کاملا مشخصه در برخی نقاط تفاوت برداشت ها باعث واگرایی میشه بین افراد و این میتونه اثربخشی تبلیغ رو پایین بیاره.
      سپاس از شما

  16. سلام جناب زمانی و ممنون بابت زحمتی که کشیدید.
    به طور خلاصه عرض کنم که طرح “پیرایش شهر تهران” از اواسط سال قبل در سازمان زیباسازی شهر تهران به شکل جدی مطرح شد و از اوایل سال 93 با آیین نامه مشخصی که شامل مواردی نظیر جمع آوری پلاکارد های غیرمجاز، سر وسامان دادن به تابلوی فروشگاه ها، بالکن منازل، سایه بان مغازه ها ودر مجموع حذف زوائدبصری بود اجرایی شد. تا جایی که می دونم در برخی مناطق این کارها به شکل جدی انجام شده و مردم هم همکاری کردن. به هر حال این بیلبوردها می توانند یک تیر برای سه نشان باشند!
    گروه اول: اونهایی که تجربه مستقیم از این موضوع دارن و با ماهیتش کاملا آشنا هستند که براشون جنبه یادآوری داره،
    گروه دوم: افرادی که آشنایی با موضوع ندارن ولی کنجکاو میشن که موضوع چیه.این دسته با توجه به کلیدی که در طرح هست یعنی عبارت “طرح پیرایش شهرتهران” بررسی می کنن و درارتباط با موضوع آگاهی پیدا می کنن…
    و گروه سوم: کسانی هستن که با موضوع آشنایی ندارن و وقت و حوصله ای هم برای جستجو و کنجکاوی ندارن. این ها از ظن خودشون یار موضوع میشن و مسائل و معضلات مختلف شهر تهران رو که بیشتر باهاش مواجهن و به نظرشون مهم میاد رو از تبلیغ برداشت می کنن و با پر کردن جای خالی اون طوری که می خوان این حس اهمیت دادن به جایی که زندگی میکنن درونشون تقویت میشه…بنا بر این نکات جذاب زیادی در این طرح وجود دارن. اما….
    به مظر می یاد فرم این کار تقلیدی از شهرداری اصفهان باشه!این پیام پیش از این(چند ماه قبل) توسط شهرداری اصفهان با کمپینی تحت عنوان: “جای خالی را با کتاب مناسب پر کنید” که در جمله بالایی جای خالی با واژه کتاب پر می شد…اینجاست که برای من سوال پیش می یاد که چنین کاری؛ یعنی استفاده از یک ساختار برای دو موضوع متضاد خوب و بد (کتاب و زوائد) در یک بازه زمانی کوتاه توسط دو نهاد با ماهیت یکسان (شهرداری) کار درستی هست؟! و اگر کسی اون کارها رو دیده باشه و بعد با این بیلبورد مواجه بشه در ذهن خودش جای خالی رو با کتاب پر نمی کنه؟!
    تصویر طرح شهرداری اصفهان که از سایت http://mohiti.com/ اخذ شده به پیوست این پرگویی خدمتتون ارائه میشه///سپاس فراوان

    1. سلام جناب آقای خوروش
      مرسی از نظر حرفه ای و جامعی که عنوان کردید
      جناب اقای خوروش شما در فرمایشتون از دسته بندی های متفاوتی برای مخاطبین این بیلبورد استفاده کردید که بسیار جالب و جامع بود ,اما سوالی که من از جنا بعالی دارم اینه که اگر فرض بر این باشه که هدف شهرداری در نهایت پیرایش شهر و همراه کردن شهروندان در این مسیره ,برای اینکه بتونه بین این 3 دسته مخاطبان یک همگرایی ایجاد کنه که همشوندر نهایت در یک مسیر قدم بردارن تا هدف شهرداری هم قسمتیش محقق بشه باید چه اقداماتی علاوه بر این نوع تبلیغات صورت بده شهرداری؟؟

      1. سلام. ممنون شما لطف دارید.
        به نظر من در دو گروه اول به شرط تداوم همگرایی ایجاد میشه و پیام یکسانی رو در نهایت دریافت خواهند کرد، فقط مراحل زمانی متفاوتی دارند و برای گروه اول جنبه یادآوری و گروه دوم جنبه آگاهی دهنده داره. ولی برای همگرایی گروه سوم با اون دو گروه و همچنین محقق شدن هدف “اثرگذاری و اقدام مخاطبین”واقعیت موضوع اینه که این بیلبوردها باید بخشی از یک کمپین یکپارچه باشن تا اثرگذاری لازم اتفاق بیافته و مطمئنا یک طرح و چند عدد بیلبورد به نتیجه کاملی منجر نخواهد شد؛خصوصا این که این طرح از معدود موضوعاتیه که می تونه مخاطب هدفی به وسعت یک شهر داشته باشه، پس استفاده از ابزارهای مکمل (مثل توزیع وسیع بروشور، یا رویدادی نظیر یک مسابقه عکس با موضوع “از پر تا خالی” و انتخاب هفتگی عکاس و شهروند نمونه ای که این کار رو انجام دادن و در زیباسازی شهر کمک کردن و اون رو به نمایش گذاشتن وپوشش خبری وسیع به موضوع و غیره ) می تونن مثمرثمر باشن.
        البته همه این ها به شرطیه که هدف شهرداری واقعا همین بوده باشه و فقط فانتزی های من نباشه، چون خیلی از اوقات کارهای ما اونقدرها هدفمند نیست 🙂
        باز هم از شما ممنونم که منو به پرحرفی وادار کردید.

        1. سلام جناب اقای خوروش
          ممنونم از اطلاعات ارزشمندی که ارایه دادین
          در مورد قسمت سوم و روش همگرا کردن اون ها و استفاده از کمپین های تبلیغاتی بسار لذت بردم و ممنونم که بسیار حرفه ای این تفکیک رو به یک نقطه اشتراک تبدیل کردید
          تشکر از شما

  17. با سلام خدمت اهالی کافه بازاریابی
    آقای زمانی شما از قلمی روان و هوشی سرشار برخوردار هستید.امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق باشید.
    من این تبلیغ رو چند بار در خیابان مطهری و شهید بهشتی طبق معمول صبح ها می دیدم. به نظرم این تبلیغ بیشتر به شلوغی و ترافیک شهر تهران اشاره دارد و اینکه ازدحام شهر آنقدر بالا رفته است که جایی برای پارک نمانده است. همچنین تفسیر دیگر این تبلیغ مهاجرت بی حد و حصر به تهران است که مشکلات زیادی را برای ساکنین این شهر ایجاد کرده است. ذکر این نکته ضروری است که برداشت از این نوع تبلیغ آزاد است و هر کس با توجه به نگرش ها و پیش فرض های خودش تبلیغ را تفسیر می کند.
    با احترام

      1. سلام آقای دکتر.ارادت مندم. نظر لطف شماست. چشم انشالله مطالبی در مورد پست مدرنیسم و بازاریابی و مباحث فلسفی بازاریابی به زودی آماده می کنم.
        با احترام

    1. سلام آقای شجاعی عزیز
      ممنونم از لطف شما,محبت دارید.امیدوارم شما هم میشه موفق و شاد باشید.
      ممنون جناب شجاعی مطلبتون خیلی به فضایی که توش رفت و آمد دارید میخوره و ظرافت دید شمارو میرسونه, به نظرم حق کاملا با شماست ,فضا و عوامل محیطی و فیزیکی که افراد درش قرار دارن بسیار میتونه در برداشت ذهنی اون ها از این تبلیغ موثر باشه که جنابعالی به خوبی اشاره کردید.
      سپاس از شما

  18. جناب زمانی عزیز، شیوایی قلم شما بنده رو متقاعد کرد که مطلب شما را پیش از موعد در کافه منتشر کنم. کار و اثر خوب همیشه بازخور زیادی به خود جلب میکند. کافه به داشتن همراهانی چون شما افتخار میکند. موفق باشید

    1. سلام جناب آقای حسینی
      ممنونم از لطف شما و خوشحالم این مطلب برای شما و دوستان جذاب بوده, باعث افتخار بنده است که میتونم در کنار شما و دوستان از نظرات حرفه ای و ارشمندتون چیزهای جدیدی یاد بگیرم.
      امیدوارم بتونم در ادامه این مسیر به کمک شما موفق باشم.
      سپاس از شما.

  19. سلام جناب زمانی.ممنون از گزینش مناسب ومطلب جالبتون . من این بیلبورد رو خیلی دوست دارم. چون اولین بار که دیدمش یاد امتحانای دوران ابتدایی افتادم و ابن که سختیای اون موقع چقدر آسون بودن. فکر می کنم از همون دوران به ما یاد دادن که همیشه باید همه جاخالی ها رو پر کرد و کسی از همه زرنگتره که زودتر از همه پر کنه. بعضیا جیبشون رو پر کردن .بعضیا مغزشونو بعضیام دلشونو بعضیام ذهنشونو از قضاوت دیگران پر کردن.بعضیا میدونستن با چی باید پر کنن بعضیا هم پر کردن چون نمی خواستن خالی باشه.نمیدونم منظور شهرداری چی بوده توجه به محیط زیست بوده فضاهای شهری بوده یا هر چیز دیگه ای.اما من این پیام رو دوست دارم چون یه تلنگره به این که همه جاخالی هایی رو که پر کردیم درست نبودن یه وقتایی نمره اونی بیشتره که سفید گذاشته

    1. سلام خانم قاسمی
      ممنون از شما که نظر ارشمندتون رو عنوان کردید
      من شخصا خیلی لذت بردم از نظر شما چرا که ادبیاتش منو به فکر فرو برد تا از زاویه دیگری به این مفهوم نگاه کنم و نتایج جدیدی بگیرم. نکات خیلی جالبی بیان فرمودید که هرکدوم میتونن استعاره ای از شرایط کنونی شهر و جامعه باشن که هرکدوم به نوعی تصویر گر فضایی متفاوتن که شما به زیبایی اون هارو به تصویر کشیدید.
      اما سوالی که من از سرکارعالی دارم این هستش که مناسب ترین استعاره ای که میتونید از برداشت ذهنی که از ایت تبلیغ ارایه بدید چی میتونه باشه؟؟
      سپاس از شما

  20. طرح مبارزه با افزایش جمعیت کلان شهر تهران
    بیش از یک دهه از این طرح می گذرد با عناوینی نظیر:
    پایتخت جابجا می شود
    وزارت خانه ها انتقال می یابند
    دور کاری
    طرح امتیاز برای رفتن به شهرستان
    و … الان اینکه جای خالی را پر نکنید!!!
    توی یک نگاه به این طرح های مختلف می شه به یک نتیجه رسید : روند ملایم شدن ضد مهاجرتی به تهران
    جابجا شدن پایتخت یا طرح های امتیازی با مردم ارتباط خوبی برقرار نکرد. بیم و اضطراب و گاهی افکار سودجویانه تنها رهیافت این طرح های سوخته است.
    این بیلبورد شهرداری با این برداشت شما، اخر هم دلی و ایجاد پیوووووووند با مردم است حتی اگر تاثیری در مهاجرت از شهرستان به تهران نداشته باشد، مردم به نگرانی دووووستانه شهرداری واقف شدند و در مشکلاتی که برای شهرشان پیش می آید صبور تر شده و خود را سهیم می دانند.
    در ادامه بهتر است در راستای اینگونه تبلیغات ، مراتب بالاتر از شهرداری تهران، با بهبود زیرساخت های شهری برای شهرستان ها مثل اوضاع کار و دانشگاه های معتبر با بهترین اساتید و امکانات رفاهی ، به این طرح کمک کنن و شهرداری تهران نیز، مطمئنا می داند که تا روزی که این طرح جوووواب بدهد، تهران به اصفهان می رسد و باید پیش بینی های صحیح امنیتی رفاهی و .. را ترتیب ببنید.

    1. سلام خانم زرگران
      مرسی از اینکه در این بحث همراه ما هستید
      به نکات خیلی ظریفی اشاره داشتین خانم زرگران و احساس میکنم اصلی ترین برداشت شما از این بیلبورد توقف روند مهاجرت به تهران میتونه باشه.
      البته برداشت های متفاوتی میتونه از این تبلیغ صورت بگیره و هرکدانم استدلالی منطقی برای اثبات خودشون داشته باشن,اما سوالی که مطرحه این هستش که ایا ممکنه با این طرح هایی که به گفته شما روند ملایم ضد مهاجرت هستن به نتیجه رسید؟؟ با توجه اینکه طرح های خیلی شدید تری بودن که به سرانجام نرسیدن آیا به نظر شما وجود این چنین طرح های ملایمی میتونه بر کاهش ااین پدیده اثرگذار باشه؟؟
      تشکراز شما

      1. آقای زمااااااااااااااااانی به باشگاه 100 تایی ها خوش آمدین
        من اولین نفری هستم که بهتون تبریک می گم امیدوارم توی این راه موفق باشین و دست ما رو هم بگیرین
        راستش منم روی این تبلیغ مطلب نوشته بودم که خلاصه اش رو در بالا اوردم. اتفاقا هی تاکید می کردم که آقای داورنیا شما فعلا سرتون به دیجی کالا گرم باشه که رو دست خوردم و …

        از اینکه یک چیز توجهمان رو جلب کرد خوشحالم مهم این بود که به نقد گذاشته بشه و خوشبختانه کافه جایی هست که اگرچه سرعت عمل مهمه ولی در هر صورت نقدت رو می تونی توی نظرات هم جاااا بدی

        اما در مورد تبلیغ:
        به نظر من فقط شهرداری داره مسئولیت اجتماعی اش رو انجام می ده ولی واقعا موفق عمل کردن اش به این راحتی نیست و استراتژی های اساسی و البته بلند مدت می خواد. همکاری مردم نیز حرف اول رو می زنه.
        ولی
        جا داره از این روش شهرداری و البته اقدامات مقتضی دیگه ای که انجام داده تشکر به عمل بیاوریم جمعیت تهران از جمعیت بسیاری از کشورها بیشتره و … داره کشورداری می کنه!
        قرار نیست هر عملی که مدیری انجام می ده در جا جواب بده،
        گااااااااااااااهی رسیدن به هدف سالها طول می کشه و جرات می خاد کسی که موقت بر سر مسندی نشسته ، دست به کاری بزنه که نتیجه احتمالا مثبت اش در بلند مدت و زمانی که کسی دیگری بر مسند است، به هدف مطلوب می رسه و
        لایک من برای شما بخاطر سرعت عملتان و ورود به باشگاه 100 تایی ها و برای شهرداری برای اقدام زیبایش

        1. سلام خانم زرگران
          ممنونم از لطف شما , محبت دارید به من.
          چنتا از دوستان عزیز هم مطالبی رو میخواستن قرار بدن و من امیدوارم تونسته باشم نقطه نظرات اون عزیزان و نیز شما رو پوشش بدم.
          سپاس از شما

  21. همان طور که امروز هم شاهد بودیم وجود یک چرایی محرک بسیار خوبی برای توجه است. ضمن تشکر از آقای زمانی برای بیان شیوای موضوع؛ میخواستم عرض کنم نکته ای جالب در میان دیدگاه های دوستان وجود یک هم آوایی در مورد مشکلات اساسی شهر تهران است که به نوبه خود‌ نشان دهنده یک موضوع با ابعاد زیاد است.حال سوال من این است که این موضوع به سود تبلیغ بیان شده است؟یعنی سبب رسیدن به اهداف تبلیغ شده است؟

    1. سلام اقای یزدانی مقدم عزیز
      ممنونم از لطف شما
      اقای یزدانی دقیقا در مورد این سوال جنالعالی با دوستان بحث کردیم و نتیجه گرفتیم که برداشت های متفاوت جامعه میتونه باعث نوعی واگرایی بشه و یا همگرایی رو در مورد هدف به همراه داشته باشه.
      ولی دوست دارم نظر جناب عالی رو بدنم , شخصا فکر میکنید این تبلیغ به سود شهرداری و در جهت تحقق اهدافش بوده و یا اینکه نتیجه ای معکوس داشته؟؟
      سپاس از شما

      1. سلام آقای زمانی
        در مورد سوال شما باید عرض کنم که نتیجه معکوس در مورد اینگونه تبلیغ ها که تفکر بیننده را هدف گرفته اند بسیار کم اتفاق می افتد و در مورد این تبلیغ به نظر شاهد یک واگرایی هستیم.سوال من این است که شهرداری این تبلیغ را به عنوان یک اقدام موردی انجام داده و یا یک برنامه پیوسته با اقدامات دیگر را در برنامه دارد؟

        1. سلام جناب یزداتی عزیز
          مرسی از پی گیری و بیان نکات ارزندتون
          بله حق با شماست در صورتی که نتیجه این تبلیغات ایجاد نوعی واگرایی در جامعه باشد منجر به نتیجه عکس هم خواهد شد.
          در مورد سوالتون هم به نظرم چون طرح تبلیغ نوعی حالت معما گونه داشته خواسته یک آمادگی ذهنی در مخاطبان خودش بوجود بیاره تا تبلیغات بعدیش اثربخشی بیشتری داشته باشن.
          سپاس از شما

          1. اگر برنامه های بعدی در مورد این تبلیغ وجود داشته باشد؛ قابل توجه خواهد بود چراکه کشف درست معما از تبلیغ در موارد بعدی؛ آن هم به صورت جذاب کار راحتی نیست…
            شاید مطلبی دیگر در راه است…!

  22. احساس من این بود که شهر تهران دیگه سرو ته نداره به اصطلاح و زنجیرش در رفته و پاره شده!در واقع مرثیه ای برای تهران هستش که طول و عرضش انقدر کشیده شده که از هم باز شده

    1. سلام آقای شکرانی
      ممنون از ارایه نظر ارزشمندتون, شخصا از تعبیری که برای این مفهوم به کار بردید با اینکه خیلی غمناک ولی کاملا موضوعی واقعی بود بسیار لذت بردم و به شما تبریک میگم بابت ذهن باز و خلاقی که دارید.
      سپاس از شما.

  23. سلام. به نظر من این تبلیغ بیشتر برای برانگیختن حس مشارکت جویی شهروندان در بهبود شهر است. اگرنه خود شهرداری مسئول مستقیم پر کردن فضاها و جای خالی در شهر است و این که از همشهریان چنین انتظاری را با این تبلیغ داشته باشد منطقی به نظر نمی رسد. همچنین بساز بفروش ها هم بدون همکاری شهرداری کاری از پیش نخواهند برد. پس باز هم اگر روی سخن با ایشان باشد منطقی نیست.

    1. سلام خانم طارمی
      خیلی خوشحالم که در این بحث همراه ما هستید
      خیلی ممنونم که به این روشنی اولویت هارو از هم تفکیک کردین و در مورد نظرتون هم کاملا با شما موافقم,اصلی ترین هدف شهرداری میتونه برانگیختن حس مشارکت افراد جامعه باشه.
      سپاس از شما

  24. با سلام بر همه دوستان عزیز کافه بازار ،و تبریک و ارزوی موفقیت برای دوست ارجمندم اقای زمانی،
    تهران باید نفس بکشد،تهران باید همچو رودی که اگر بایستد گند می زند و نابود می شود و نابود می کند ،جریان یابد،جاهای خالی به تهران کمک می کنند تا هوای تنفسش را دریافت کند.جاهای خالی به تهران کمک می کند تا جاری شود.
    پر شدن جاهای خالی ؛تنفس،جاری بودن و نهایتا زنده بودن را از تهران می گیرد.تهران باید زنده بماند…

    پاورقی:((هر رفتاری که)) جلوی تنفس تهران را بگیرد و مانع و سدی در مقابل جاری بودنش باشد،جاهای خالی را پر کرده است!
    جاهای خالی را پر نکنید.

    1. دوست عزیزم :جناب شفیعی سلام
      خیلی از شما ممنونم و متقابلا من هم براش شما آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
      واقعا استفاده از یک بیان ادبی گونه در بین نظرات دوستان خالی بود که شما به نحو احسن این کار رو انجام دادین.
      ایجاد هوایی برای تنفس تهران خیلی بیان جالبی بود و به نظرم میتونه استعاره از خیلی چیزها باشه چرا که شما تهران رو به مثابه موجودی زنده و دارای حیات در نظر گرفتین که نیاز به هوای تنفس داره, هوایی که اگر پاکیزه نباشه به دوستان تهران یعنی ما صدمه میزنه.
      سپاس از شما

  25. شاید منظور این بوده است که جاهای خالی در میان ساختمان های بلند را با اینگونه ساختمان ها پر نکنید…
    البته احتمال درستی کلیه گفته های دوستان وجود دارد و این هم صرفا یک احتمال است

    1. سلام جناب یزدانی مقدم عزیز
      ممنونم از پی گیری و بیان نظر ارزشمند شما
      بله کاملا حق با شماست ,یکی از برداشتهای خیلی مهم از این تیلیغ میتونه بیان شما باشه.
      سپاس از شما

  26. خواهش میکنم آقای زمانی
    قطعا توجه به این موضوع وظیفه اصلی شهرداری هر شهری هست اما دیدی که نسبت به شهرداری وجود داره به غلط یا درست این هست که شهرداری برای تأمین مالی خودش حتی سیاستهای خودش رو هم نقض میکنه و به طریقی اونهارو دور میزنه و شاید این تصور وجود داشته باشه که قوانین برای همه یکسان اجرا نمیشه ….
    ولی آگاه شدن مردم و واگذاری مسئولیت به شهروندان تأثیر قابل توجهی خواهد داشت چون اگر هرکسی خودش رو مسئول بدونه دست به خیلی از کارها نمیزنه … چند وقت پیش بک بحثی در تلویزیون مطرح بود با حضور اعضای شورای شهر تهران در مورد مجوز دادن به افراد برای تغییر کاربری فضاهای سبز به مناطق مسکونی که بحث طولانی و مفصلی بود
    ولی دو نکته ای از اون بحث بخاطرم هست یکی این بود که میگفتن وقتی ما مجوزی رو صادر نمیکنیم اشخاص با ترفندهای مختلف و از مسیرهای دیگه اقدام میکنند و آخر سر مجوز خودشون رو دریافت میکنند و دومین نکته که متداول هم بوده وواقعا جای تأمل داره این بود که افرادی که خواستار ساخت و ساز در فضاهای سبز و باغها هستند برای اینکه راحت تر مجوز بگیرند اقدام به اسیدریختن و خشک کردن درختان میکنند و بنظرم اینجاست که جایگاه جلب مشارکت شهروندان مشخص میشه ….

    1. سلام خانم شریعتی
      سپاس از همراهی شما
      تمام نکاتی که فرمودین کاملا به جا و درسته, ای کاش شهرداری مردم رو از ابتدا با خودش همراه می کرد تا دچار این تناقضات رفتاری نشه که هر روز بیشتر از دیروز به جامعه و فضای اون آسیب وارد نکنه.
      تشکر از شما

  27. سلام و باتشکر از مطلبتون….اون طوری که از کامنتها متوجه شدم اکثرا این بیلبوردو دیدن یعنی بیشتر افراد خواسته و ناخواسته درگیر یه سوال و جوابی توی ذهنشون میشن و به دنبال ربطه اون با شهرداری میگردن…از این بیلبورد خیلی خوشم اومد چون باعث میشه بهش فکر کنم وهمین باعث ماندگاری بیشتر تو ذهن میشه…این که واقعا قرار ما کاری نکنیم یا شهرداری کاری نکنه؟؟؟یا اینکه ما قرار چه کار کنیم که جاهای خالی تهران و پر نکنیم یا شهرداری قرار چی کار کنه؟؟؟
    وآخره همه این سوالا این میشه چقد تهران به جای خالی نیاز داره پس بهتر همه ما باهم به شهرداری کمک کنیم تا جاهای خالی ؛خالی بمونن

    1. سلام خانم منتهایی
      خیلی خوشحالم که همراه ما هستین
      کااملا حق با شماست وجود چنین تبلیغاتی ذهن رو خیلی خوب درگیر خودش میکنه و بستری ذهنی رو برای تحقق اهداف بعدی ایجاد میکنه.
      سوالات جالبی مطرح کردین که هر کدوم میتونه بر اساس منطق ذهنی و برداشت ما شکل بگیره و مارو برای پاسخ دادن به چالشی ذهنی دعوت کنه.
      سپاس از بیان نظر ارزشمندتون

  28. سلام
    اگر من اشتباه نکرده باشم جایی این بیلبورد رو با جمله ” این با ر جای خالی را شما پرکنید ” احتمالا در اتوبان کرج دیدم . و چون بار اول جمله رو به دقت خوندم برای دفعات بعد همیشه به این فکر میکردم که من چطور میتونم جاهای خالی تهران رو پرکنم ، به عبارتی “اگر به من یک جای خالی بدهند من چطور ان را پر میکنم ؟” و همیشه با توجه به حس و موقعیت جوابم متفاوت بوده .
    آقای زمانی ، شما هم بیلبوردی با این متن مشاهده فرمودید یا اشتباه من بوده که اینطور برداشت کردم و در ذهنم ثبت شده ؟

    1. سلام خانم اژند
      خیلی ممنون که در این بحث مارو همراهی می کنید
      من خودم شخصا چنین بیلبوردی رو با پیامی که شما خوندید رو جایی ندیدم, اما دوستمون جنا ب خوروش عکس هایی رو فرستادن که تبلیغ مربوط به شهرهای دیگه بود که پیامی شبیه پیام شمارو داشتن,
      در مورد نظرتون هم کاملا با سرکار عالی موافقم , هر بار که این تبلیغ رو میبینیم بسته به حس و موقعیتمون میتونیم واژگان مختلفی رو برای پر کردن این جاهای خالی به کار ببریم که شما به خوبی اشاره کردید
      سپاس از شما

    1. سلام جناب اقای ولی زاده
      ممنونم از لطف شما,
      دوستان لطف کردند و این بحث رو با نظرات حرفه ای و ابتکاری خودشون تبدیل به یک موضوع جذاب کردن,
      ممنون از شما

  29. با سلام
    من بار اول که چشمم به این بیلبورد افتاد مثل خانم اژند اشتباها تصور کردم که باید جای خالی را پرکنم ولی دفعات بعد متوجه اشتباهم شد. به نظرم خیلی تاثیرگذار و خلاقانه بود. من برداشتم ازش ترافیک و شلوغی بیش از حد تهران و عدم مهاجرت به این شهر بود.
    باتشکر

    1. سلام خانم
      مرسی از مشارکتتون
      بله حق با شماست ممکنه اشتباه تصور شده باشه.
      در مورد نظرتونم هم حق با شماست یکی ار مهم ترین برداشت ها میتونه ترافیک باشه, و برداشت مربوط به عدم مهاجرت هم یکی از برداشت های چالش آفرین بوده که ممکنه باعث ایجاد واگرایی در ایجاد یک نقطه ذهنی و کاهش اثربخشی تبلیغ بشه.
      سپاس از شما

      1. سلام خانم صادقی
        مرسی از مشارکتتون
        بله حق با شماست ممکنه اشتباه تصور شده باشه.
        در مورد نظرتونم هم حق با شماست یکی ار مهم ترین برداشت ها میتونه ترافیک باشه, و برداشت مربوط به عدم مهاجرت هم یکی از برداشت های چالش آفرین بوده که ممکنه باعث ایجاد واگرایی در ایجاد یک نقطه ذهنی و کاهش اثربخشی تبلیغ بشه.
        سپاس از شما

  30. آقای زمانی لذت بردم از این غوغایی که به پا کردید. واقعا ورود به باشگاه صدتاییها سخته . سالهاست داره از عمر کافه می گذره کمتر مطلبی به این باشگاه وارد شده. کم کم باید باشگاه دویست تاییها رو راه بیندازیم. دست داورنیا و شما رو می بوسه . بین همه مخاطبان و نویسندگان ببینیم چه کسی چراغ اول را روشن می کنه و اولین دویست تایی را می نویسه.

    1. سلام جناي آقاي دكتر
      ممنونم شما به من لطف داريد، راستش خودمم واقعا خوشحال شدم كه به لطف شما و دوستان مطلبم تونست وارد باشگاه صدتايي ها بشه ، اميدوارم بتونم وارد باشگاه ٢٠٠ تايي ها هم بشم به كمك شما.
      با تشكر

  31. با سلام و ادب و حترام خدمت دوستان

    به نظرمیاد که هدف شهرداری تهران به فکر وا داشتن شهروندان تهرانی بوده که به نظر میاد موفق بوده.اگه من بجاشون بودم در ادامه این کار یه مسابقه هم میذاشتم تا فکر شهروندان مکتوب بشه و بیشتر تو ذهن بمونه تا انگیزشی باشه برای فعالیت و رعایت مسائل شهری و شهروندی

    1. سلام اقاي سواري
      ممنون كه با نظر ارزشمندتون مارو همراهي ميكنيد
      بله حق باش ماست به نظر من و دوستان هم احتمال داره شهرداري براي رسيدن به يك نقطه واحد در بيان مفهوم تبليغش دست به ادامه اين تبليغات بزنه و ايده جنابعالي هم ميتونه در افزايش اثربخشيش موثر واقع بشه
      تشكر از شما

  32. یه قانون در کافه وجود داره که اگه یک مطلب تونست در روز اول پنجاه نظر جلب کنه یک روز دیگه هم بعدش مطلبی نمی گذاریم و مادامی که در هر روز پنجاه نظر جلب کنه بعدش مطلب نخواهد آمد. نمی دونم این کار در مورد شما انجام گرفت.

  33. سلام
    خوشحالم که بالاخره فرصت کردم پای این مطلب جذاب نظر بذارم .. البته باید عنوان کنم که الان ساعت 2:45 دقیقه بعد از نیمه شبه .. 😉
    آقای زمانی باید بگم از وقتی این بیلبوردها رو توی سطح شهر دیدم ذهنم واقعا درگیرش بود که منظور شهرداری از این تبلیغ چی می‌تونه باشه .. ؟؟ راستش من شخصا برداشت خاصی از این تبلیغ ندارم و به نظرم اگه نظر دوستان صحیح باشه و هدف اشاره به آلودگی و فضاهای پر تردد شهری و اقدام برای اصلاح رفتار شهروندان بوده شهرداری با این تبلیغ به هدفش نرسیده ..
    چون تگه قصد به چالش کشیدن ذهن مخاطب با یک پیام رمزآلود بود باید دیگه تا الان از قضیه پرده‌برداری می‌شد و مطلب برای همه باز می شد که خب این اتفاق نیفتاده.
    امروز بیلبوردهای دیگه‌ای رو از شهرداری دیدم تحت این محتوا که “آسمان آبی، زمین پاک” .. احتمال داره این تبلیغ‌ها در ادامه تبلیغ فعلی ساخته شده باشن ..
    به هر حال فکر می‌کنم حرکت به سمت طرح‌های مینیمالیسم به سرعت در حال شکل‌گیریه که باید مراقب عواقب مثبت و منفی‌اش هم بود.

    1. سلام خانم كريم پور
      ممنونم كه مارو همراهي ميكنيد با بيان حرفه اي تون
      من هم با شما موافقم كه هركس ميتونه برداشتي متفاوت از اين نقاط خالي رو داشته باشه و اگه در ادامه اهداف شهرداري واضح بيان نشه ممكنه برداشته هاي متفاوت باعث ايجاد واگرايي ذهني در برداشت واحد از اين مفهوم بشه كه بهتره ديگه مشخص كنن چي چيزي مورد نظرشونه.
      بله حق با شماست من هم همين ديروز بيلبورد رو توي سه راه ضرابخانه ديدم كه احساس كردم ادامه روند قبلي باشه و كم كم داره از مفاهيم به صورت واضح قبلي پرده برداري ميكنه.
      سپاس از شما

  34. با سلام
    از اونجایی که من بیشتر این بیلبوردها را در مکان های پر ترافیک دیده ام فکر میکنم مقصود شهرداری از جاهای خالی ترافیک های شهری و تراکم اتومبیلهاست ولی خود من جای خالی را با انبوه سازی پر کردم واز نظر بنده خود شهرداری به عنوان یکی از اصلیترین بازوهای اجرایی مسئول کنترل این موضوع است

    1. سلام خانم ابطحي
      مرسي كه نظر ارزشمندتون را عنوان كرديد
      بله كاملا حق با شماست بسته به شرايط برداشت هر فرد نسسبت به جلهاي خالي ميتونه متفاوت باشه كه شما به خوبي اشاره كرديد
      تشكر از شما

  35. با سلام مجدد
    سوال زیر را در جواب پیغام بنده فرمودید:
    که آیا فقط تداوم تبلیغات میتونه این فرهنگ رو درون مردم نهادینه کنه؟ به نظر شما از چه ابزارهای دیگه ای هم میشه برای درونی سازی این فرهنگ استفاده کرد که هم اثرگذاریش بیشتر باشه و هم مقبولیت بیشتری نزد عامه مردم داشته باشه؟
    در جواب به این سوال ای شما نظر من به این قرار است:
    فقط تداوم تبلیغات موجب نهادینه شدن یک فرهنگ درون آدم ها نمی شود، موارد متعددی تاثیرگذارهست که شاید اولین موردش این باشد که باید شاهد عملی شعار را مشاهده کنی . باید ببینی که به طور مثال در سطح شهر تابلوهای اضافی ، سردرهای زشت فروشگاه ها ، مبلمان شهری همه و همه دارد به سمت زیبایی می رود و زوائد جمع آوری می شود. اگر این اعمال به همراه تبلیغات به کار بسته شود آنوقت تاثیرگذار می شود. و همچنین دوره تاثیر را نباید کوتاه مدت فرض کرد و مرتبا این عمل باید تکرار گردد.
    در سوال دومتون درباره ابزارهایی غیر از بیلبود : شبکه های اجتماعی در حال حاضر خیلی دارند تاثیرگذار ظاهر می شوند. دوم اینکه به نظر من پیام مستقیم خیلی زود از ذهن خارج می شود و بهتر است مفاهیم به صورت غیر محسوس در مطالب مورد علاقه مخاطبان گنجانده بشود. به طور مثال به صورت نهان در یک فیلم یا سریال.یا با حمایت از برنامه های اجتماعی.

    1. سلام سركار خانم بخشي
      مرسي از اينكه توي اين بحث فعالانه نظرات حرفه ايتون رو با ما به اشتراك گذاشتيون
      كاملا حق با شماست در تكميل يك هدف موارد متعددي بايد دست به دست هم بدن تا اون هدف رو محقق كنن، تنها يك بيلبورد به عنوان كار فرهنگي ازش انتظار نميره بتونه كار خاصي رو براي به حركت واداشتن مردم انجام بده
      اين كار نيازمند همكاري و كار مستمر و ايجاد بسترهاي ذهني مناسب براي پذيرش و انجام اين موضوع است كه شما به خوبي اشاره داشتيد
      سپاس از شما

  36. سلام واحترام محضر استاد محمدیان،اهالی کافه و دوست خوبم آقای زمانی
    با دیدن این بیلبورد اولین چیزی که به ذهنم می رسه اینه که تهران با همه بزرگیش و علی رغم پایتخت بودنش کمبود زیاد داره.هدف این بیلبورد اینه که از مخاطب بخواد او هم سهم خودشو در آبادانی این شهر ایفا کنه
    به نظرم هنر این تبلیغ اینه که همزمان میتونه چند گروه مخاطب داشته باشه بدون این که تناقضی ایجاد کنه
    پایدار باشید

    1. دوست گرامي جناي امامي سلام
      مرسي از بيان نظر ارزشمندتون
      حق با شماست يكي از مهمترين ويژگي هاي اين بيلبورد بييا هدف هاي متعدد و برداشت هاي مختلف است كه جا داره در مورد واگرايي و يا همگراييشون صحبت بشه كه ايا در راستاي تحقق هدف هستن يا خير
      تشكر از شما

    1. سلام جناب اقاي دكتر محمديان
      ممنونم از شما، به من محبت داريد. جناب دكتر كن خيلي دانش خاصي توي اين زمينه جذاب و دوست داشتني بازاريابي ندارم ولي همين مقدار رو هم از جنابعالي ياد گرفتم، اميدوارم بتونم كنار شما دانشم رو روز به روز افزايش بدم.
      تشكر از شما

  37. سلام به دوستان عزیز،
    چقدر خوشحالم که این طرح تونسته بحثی به این داغی رو راه بیندازه و این همه نظر متنوع درباره ش داده بشه. واقعا جای خوشحالی داره.
    درباره این طرح خدمتتون عرض کنم که از تابستان امسال طرحی تبلیغاتی برای کمپین پیرایش شهر تهران با استودیو چپ چین مطرح شد. پس از کلی مطالعه و گفتگو ایده طراحی یک مجموعه بیلبورد تبلیغاتی تا آخر امسال به استودیو چپ چین سپرده شد. هرچند ایده های ما بسیار فراتر و جذاب تر از این بود،‌با تمام کج سلیقگی های دولتی پروژه با طرحی که درباره اش صحبت می کنید شروع شد. به زودی طرح دیگه ای تو همین حال و هوا تهران رو پر خواهد کرد و به سوالات متنوع شهروندان پاسخ خواهد داد. این نکته رو اضافه کنم که ایده این طرح کاملا اوریجیناله و هرگونه شباهتی با سایر طرح ها کاملا تصادفیه. ممنون که اینقدر دقیق به تمام جوانب این کار ظاهرا ساده نگاه می کنین. خوندن نظرات شما خیلی دلگرم کننده و هیجان انگیزه.

    اگر مایلین بقیه کارهای ما رو ببینید به این سایت ها سری بزنین. خوشحال میشیم.
    https://www.facebook.com/ChapChinStudio
    http://www.vimeo.com/chapchinstudio
    http://chapchinstudio.tumblr.com

  38. سلام
    دیدن این مطلب در کافه مارکتینگ برایم جالب بود. چند روزی می شد که این تابلو به چشمم می خورد و درس جمله نویسی دوره ابتدایی را تداعی می کرد . با این تفاوت که این دفعه نباید پر شود.
    فکر می کنم از آنجایی که معمولا” از زبان کودکان و فکر آنها چیزی را بشنویم یا ببینیم تأثیرگذار تر است(به خاطر سادگی)، از این جمله ،البته به شکل منفی آن استفاده شده است.(از آن جهت از زبان کودکان را می گویم که تداعی کننده درسد دوره بتدایی بوده)که تأثیرگذاری آن را بیشتر کرده و باعث شده تا خیلی ها از کنار آن بی تفاوت رد نشوند. واما آنچه برداشت کردم این است که انگار تهران شبیه یه ساک دستی شده که پر از وسیله است و هر لحظه ممکن است به خاطر زیاد بودن وسایل درونش منفجر شود. پس بهتر است فضای خالی و والبته کمی که از آن مانده را با استفاده از خودروهای تک سرنشین پر نکنیم، درخت را قطع نکنیم چون به فضای آزاداحتیاج دارد و به جای آن بنایی بسازیم که از تمام فضا به بهترین نحو(!)استفاده شده است.

    با تشکر شکوفه علیمحمدی

  39. دوباره سلام. من در کنار همکارم در استودیو چپ چین طراح این بیلبورد هستیم. عنوان کار را گوگل می کردم که با این تاپیک برخورد کردم و برایم جالب بود آمدم تا نظرات مردم را در مورد کار بخوانم. در لینک هایی که در ادامه همان کامنت گذاشته بودم دیگر آثار استودیو را می توانید پیدا کنید تا درباره شان صحبت کنیم. تبریک برای همتی که دارید.

  40. با سلام
    من با دیدن این بیلبورد اصلا گزینه مهاجرت شهرستانی ها به ذهنم نرسید.
    چیزی که در نظر اول توجهم رو جلب کرد این بود که منظور این بیلبورد حذف تبلیغات و بیلبورد های بی کیفیتی است که علاوه بر اینکه به نقش زیادی در تبلیغ ئمحصول نداره باعث زشت شدن منظره شهر میشه.
    تبلیغاتی مثله چسباندن پوستر و تراکت هایی که ایجاد آلودگی در شهر و زحمت اضافی برای کارگران شهرداری میکند.
    موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *