تبلیغات چی // دلپذیر ، تن سالم و دل خوش

دلپذیر // تن سالم و دلی خوش

تبلیغات چی این هفته مطلبی است به قلم زهره هاشمی، تبلیغی که این هفته توجه من رو به خودش جلب کرد تبلیغ کنسرو لوبیای دلپذیر بود که در آن کودکی مصرانه از مادر خود تقاضا میکند که تغییر محسوس قد او را مشاهده کند، در این تبلیغ، سازندگان، خواست و علایق کودکان برای رشد سریع و بزرگ شدن را به نحوی طنزگونه به تصویر کشیده اند به طوری که لبخندی ناشی از مشاهده ی سادگی کودکانه، بر لب مخاطب می نشیند. سازندگان، ضمن حفظ جذابیت تبلیغ، پیام مورد نظر خود درباره تغذیه سالم و فواید آن را به مخاطب منتقل میکنند. به عبارت دیگر سازنده از ساده ترین زبان ممکن برای انتقال مهترین مفهومی که دغدغه ذهنی بسیاری از خانواده ها برای خرید محصولات کنسروی است، استفاده کرده است. سوالی که اینجا باقی می ماند این است که این شکل از انتقال مفهوم، تا چه اندازه در ذهن مخاطب تاثیرگذاری دارد. اگر هدف این است که به واسطه سالم و مفید بودن محصول خود، انگیزه خرید ایجاد کنیم، خوب قاعدتا خیلی مهم است که بدانیم روشی که برای ایجاد این انگیزه در مخاطبان تیزر تبلیغاتی خود به کار می بریم، چه میزان کارایی دارد. نظر شما چیست؟. شما این شیوه انتقال انگیزه خرید را تا چه حد اثرگذار می پندارید؟
.

.


29 thoughts on “تبلیغات چی // دلپذیر ، تن سالم و دل خوش”

  1. با سلام و ممنون از مطلب خوبتون

    اینکه در این تبلیغ از بیان این نکته‌ی مهم که حبوبات برای سلامتی و رشد لازم هستند استفاده شده قابل تحسینه و بسیار هم تأثیرگذارهست اما نه برای خرید کنسرو دلپذیر!!! البته قطعاً این نظر شخصی من هست و برمیگرده به طرز تفکرم که دید مثبتی به کنسرو در هیچ حالتیش ندارم.

    اما در جایگاه نقد تبلیغ و پیام و نحوه بیان موضوع، بنظرم بیان این نکته در قالب طنز و محتوای متیتش میتونه خیلی خیلی تأثیرگذار باشه و هم بزرگترها و هم کودکان رو جذب کنه و پیام تن سالم و دل خوش هم بسیار دلنشین و برگرفته از واقعیت هست که به تأثیرگذاری بیشتر کمک میکنه

    1. باسلام خدمت سرکار خانم شریعتی
      ضمن تشکر از شما بابت توجه به تمامی ابعاد محتوایی و ظاهری این تبلیغ، به نظر شما سازندگان این تبلیغ از چه شیوه ای برای جلب توجه مخاطبان به برند “دلپذیر” واثرگذاری بیشتر می توانستند استفاده کنند؟

  2. همانطور که شما فرمودید؛ نیاز به خوبی شناسایی شده است ولی تبلیغ به صورت مناسب این نیاز را پوشش نمی دهد..البته این یک نظر شخصی است و جای بحث دارد. آنچه که در مورد بچه ها تاثیر گذارتر است؛ وجود جلوه های جذاب تر میباشد که کمی اهمال در این تبلیغ حس می شود.
    منتظر نقد دوستان در مورد تبلیغ و یادگیری بیشتر هستم

        1. با نظر شما کاملا موافق هستم، زیرا در این تبلیغ با به کارگیری سبک رئالیسم و استفاده از کودک و برانگیختن احساسات مصرف کننده فقط توانسته ذهن مخاطب را منحرف کند.
          ممنون از ارائه پیشنهاد شما، موفق باشید.

  3. خانم هاشمی تبریک می گم که توانسته اید مطلب خود را راهی صحن علنی کنید. خیلی دوست دارم نظر خودتون را در مورد بالا شفاف تر بیان کنید. همچنین ممنون می شوم که به نظراتی هم که توسط افراد ارایه می شود بازخور بدهید . با تشکر

    1. با عرض سلام و وقت بخیر خدمت جناب آقای دکتر محمدیان
      در ابتدا لازم می دونم که از حضرتعالی بابت فراهم کردن فرصت برای ابراز نظرات و کمک به بهبود نقد تبلیغات تشکر کنم. در آخر تلاش می کنم با بحث حول نظرات مطرح شده به شفاف سازی موضوع بپردازم.

  4. سلام خانم هاشمي
    من ميخوام مطلبي رو كه شما عنوان كرديد رو به دو قسمت تقسيم كنم:
    ١- خب براي همه ما بديهي و روشنه كه مصرف حيوبات بدليل داشتن فيبر و پروتئين و انواع و اقسام املاح و مواد معدني براي رشد و سلامتي بسيار مفيده

    ٢- تيزر داره با استفاده از مفهوم بالا يك فرايند شرطي شدن رو توي ذهن مخاطب شكل ميده، به اين صورت كه خب حبوبات براي سلامتي مفيده و ماهم داريم حبوبات توليد ميكنيم پس حبوبات مارو مصرف كنيد تا سالم بشيد، خب ايا توي اين فرايند شرطي شدن تونسته نقش خودش رو به صورت تاثير گذار در ذهن مخاطب ايجاد كنه؟؟ به نظر من نتونسته چون اين كار نياز به ساخته شدن يك پيش زمينه دهني در مخاطب داره، به اين صورت كه :
    اولا تصوير ذهني مردم از كنسرو خب يه نصوير ذهني تقريبا منفي و حداكثر خنثي هستش ، چرا كه انقد از اين محصولات ما بد شنيديم يا مواجه شديم كه ديگه جايي براي صحبت نداره، به نظرم با اين تبليغ شركت داره سر خودش رو به نوعي كلاه ميذاره و به جاي اسنكه بياد مسعله رو حل كنه داره صورت مسعله رو پاك ميكنه، واضح تر بگم به جاي اينكه تصوير ذهني مردم رو تغيير بده و به سمت مثبتي متمايل كنه (كه نوضيح ميدم) مياد و يه چسز كاملا متضاد با تصوير ذهني ارايه ميده ، و اون چيز هم تاثير كنسرو بر سلامتي و رشده.
    خب چطور ميتونه اين تصوير ذهني منفي رو كاهش بده و متمايل به مثبت شدن بكنه؟؟
    بايد بياد قبل از انجام اين تبليغاتي كه فقط سرپوشي هستن بر تصاوير گذشته نوع فرايند رو تشريح كنه، “ثابت” كنه كه داره محصول با كيفيت توليد ميكنه، كيفيت حبوبات اگه ١٠٠٪ مثل حبوبات طبيعي نيست ولي نزديك به اونه، مواد نگهدارنده و مضر رو كاهش داده و….،
    در نهايت نظر من اين هستش كه اين چنيم تبليغاتي بايد به صورت يك فرايند مرحله اي توليد بشن، يعني ابتدا تشريح محصول در يك تبليغ، تشريح فرايند، و در تهايت تاثير مثبيتش بر سلامتي.
    با تشكر

    1. باسلام جناب آقای زمانی
      از دقت نظر شما ممنونم.
      ایدۀ خوبی رو مطرح کردید، ابتدا این شرکت باید ببیند که توانسته در “القای مفاهیم ” به طور مؤثری عمل کند یا خیر. اگر شرکت از جایگاه خوبی برخوردار نیست می تواند با استفاده از سبک ناتورالیسم اعتماد مصرف کننده را به خود جلب کند، و همانطور که شما هم اشاره کردید تغییر دیدگاه و جایگاه امری زمان بر است.
      موفق باشید.

  5. سلام
    نكته ديگه اي كه فراموش كردم بگم اين يود كه انتقال اين نوع مفاهيم كه با سلامتي و شادابي مردم گره ميخورن اونجايي ميتونه كامل صورت بگيره فرستنده پيام ، پيامي رو كه داره ارسال ميكنه يا مفهوم پيام يكسان باشه، مثلا اگه تك ماكارون بياد و پيامش رو اينگونه مطرح كنه كه به سلامتي كمك ميكنه تاثير گذاريش به نظرم بيشتره چرت كه سازنده پيام، محصولش داراي نوعي پيش زمينه ذهني مثبت بين مردم به واسطه محصولاتشه و باور اين مفهوم براشون اسون تره چرا كه پيوند زدن يك تبليغ با سلامتي كار خيلي سختيه و اون محصول واقعا بايد در جايگاهي باشه كه مردم بتونن باورش كنن، چون خيلي اثبات اين مفهوم كار سختيه و پيش شرطش داشتن اعتماد از طرف مخاطب به شركته.
    با تشكر

  6. باسلام خدمت جناب آقای حسینی
    لازم می دونم از شما جهت چاپ مطلب تشکر کنم.
    امیدوارم همچون همیشه بتونم از راهنمایی های شما استفاده کنم.

  7. با سلام وقت بخير و تشکر بابت اين مطلبتون
    در ابتدا بايد عرض کنم به سختي تونستم اين کليپ ببينم.
    در ادامه بايد بايد اضافه.کنم که دلپذير با اين سابقه طولاني و درخشان، تبليغ بهتري مي تونست ارايه بده. با ديدن اين کليپ اول فکر کردم دلپذير محصولي مخصوص کودکان توليد کرده. در پايان کليپ اعلام مي کنه حبو بات براي سلامتي مفيده، موضوع براي همکان مشخص وواضحه که حبوبات براي سلامتي مفيده، ولي نه نوع کنسروي ، که بخاطر داشتن موادافزودني براي سلامتي مضر هم هست. ولي به نظر من دلپذير با سابقه طولاني و درخشانش تو ذهن مردم جايکاه خوبي داره و در قفسه فروشکاهها مردم محصولات اين برند را نسبت به ساير برندها ترجيح مي دهند حتي اکر قيمت بالاتري داشته باشد. در پايان هم از شما بخاطر ابن مطلبتون تشکر مي کنم. موفق و پيروز باشيد.

    1. باسلام و وقت بخیر
      فرمایش شما کاملا صحیح است، با عنوان کردن موضوعی کاملا بدیهی این مفهوم را در ذهن جا می اندازند که محصولات کنسرو شده هم به اندازه محصولات غیرصنعتی مفید است.
      یک سری از شرکت ها هم مانند پپسی باوجود صرف مبالغ هنگفت، هدف از تبلیغاتشان فقط اعلام حضور است، و از مزایا و ویژگی های محصول سخنی به میان نمی آورند، با توجه به اشاره ای که شما به جایگاه خوب “دلپذیر” در ذهن مردم کردید، می توان برداشت کرد که هدف “دلپذیر” از ساخت تبلیغ فقط یادآوری نام بوده.
      موفق باشید.

  8. باسلام.من فکر نمیکنم مادری حاضر باشه به پسر یا دختر کوچولوش به جای یه غذای خوب و کاملا سالم خونگی کنسرو بده و این تبلیغ به این صورت یه خورده بدآموزی هم داره.شاید بهتر بود دلیلایی بیان میشد که چرا مادر با خیال راحت این غذا رو به پسرش میده.فکر میکنم خیلی باورپذیر می شد اگر از یه مادر میشنیدیم که این کنسرو برای سلامتی خطر نداره و بعد فوایدش گفته می شد. در ضمن اگه قراره این محصول رو یه کودک بپسنده باید بسته بندی متناسب با اون سن رو هم داشته باشه.در آخر قبل از این که کودک از کنسروها برای بلندتر بنظر رسیدن استفاده کنه باید ارتباطی بین بلند شدن و حبوبات برقرار میشد.مثلا کودک از جایی میشنید که حبوبات باعث رشد سریعتر میشه .موفق باشید خانم هاشمی

    1. باسلام و تشکر سرکار خانم قاسمی
      با فرمایشات شما کاملا موافق هستم، از زمان های دور این باور و فرهنگ که “هیچ چیز جای غذای خونگی رو نمیگیره” در ذهن ما نقش بسته، ولی تصور میکنم در جامعه هایی که در حال تغییر هستند (فرهنگی، تکنولوژیکی و …)، عده ای با توجه به مشغله زیاد والدین سعی در ایجاد یک باور جدید دارند که کنسرو هم می تواند یه جایگزین مناسب باشد، در کنار آن زمانی که میشنویم “فست فود برای سلامتی مضر است” پس چه چیزی بهتر از یک جایگزین سریع و آماده !
      در رابطه با ظاهر کالا هم معتقدم که سازندگان تبلیغ روی مخاطبی که تصمیم نهایی خرید را می گیرد یا خرید را انجام میدهد سرمایه گذاری میکنند، که معمولا با افراد بزرگسال سروکار دارند. پس فقط کافی به آن ها بقبولانند که این کالا مفید است. هرچند که کودکان در واداشتن والدین به خرید اجناس بی تأثیر نیستند.
      در آخر ضمن تحسین تیزبینی شما، برایتان آرزوی موفقیت میکنم.

  9. سلام .. از مطلب خوبتون سپاسگزارم ..
    به نظر من تبلیغ از نظر ساخت مشکل خاصی نداره .. دلنشینه و پیامش رو هم به سادگی منتقل می‌کنه ولی برای تغییر طرز فکر خانواده‌ها نسبت به خرید کنسرو کافی نیست.. حتی اگه محصول دلپذیر باشه.
    برای خود من کنسرو غذاییه که فقط درسفر یا زمانی که چیز دیگه‌ای برای خوردن نباشه ازش استفاده می‌کنم (یعنی به عنوان آخرین راه‌حل) .. اگه قرار باشه حبوبات رو مصرف کنم مطمئنا چیزی که در خانه تهیه بشه رو ترجیح می‌دم.
    صرف‌نظر از خوش ساختی تبلیغ فکر می‌کنم هدف اون محقق نشده. به هر حال تغییر عادات مخاطب و نفوذ در اداراک اون کار ساده‌ای نیست.

    1. باسلام خدمت خانم کریم پور
      ممنون از ابراز لطفتون
      به نکته ظریفی اشاره کردید، همانطور که شما هم فرمودید تغییر عادت کار ساده ای نیست، به طور کلی می توان گفت تغییر فرهنگ زمان بر است.
      با ایده شما کاملا موافق هستم که کنسرو جای غذا را نمیگیرد ولی لازم می دونم به این نکته اشاره کنم که می توان از آن به عنوان میان وعده یا در کنار دیگر غذاها استفاده کرد.
      ممنون از اینکه نظرتون را ابراز کردید.

  10. چیزی که شما ان بالا نوشتید با چیزی که توی کلیپ دیدیم زمین تا آسمون فرق داشت!
    به نظرم بهترین بازاریابی از طرف شما بود، چون خوب قصه رو تعریف کردید ان قدر که من فکر کردم اوووووووووووووه چه تبلیغیه حتما بچه می خوره و هی قدش بالا و بالاتر می ره و ….
    ولی در عوض باز هم همون خونه های تجملی و غذای حاضری!!! یعنی تمام امکانات آشپزخانه فقط می تونه یک کنسرو گرم کنه بده به بچه؟
    در کل طرح اش خوب بود ولی اجراش ضعیف و داستانی که شما تعریف کردید از همه قشنگ تر

    1. باسلام سرکارخانم زرگران
      ممنون از اینکه نظر خود را ابراز نمودید.
      به تناسب کالایی که تبلیغ می شود location درخور را انتخاب می کنند و همانطور که شما هم اشاره کردید، از این تجهیزات و امکانات آشپزخانه برای زیباسازی و جذابیت تبلیغ استفاده شده است.

  11. جمع بندی

    سؤال: این شکل از انتقال مفهوم که به واسطه سالم و مفید بودن محصول، انگیزه خرید ایجاد کنیم، چه میزان کارایی دارد و تا چه اندازه در ذهن مخاطب تأثیرگذار است؟
    هدف: تقویت دیدگاه و یادآوری
    (بستگی به جایگاه محصول در چرخه عمر محصول دارد.)
    پیام: تن سالم، دل خوش
    جاذبه: منطقی + طنز
    (منطقی: سعی در ذکر صریح مزایای کالا دارد.)
    (طنز: این نوع از جاذبه بیشتر از بقیه به یاد می ماند و جهت جلب توجه، ایجاد تمایل، تغییر نگرش و ایجاد احساس مثبت و افزایش اثربخشی پیام مورد استفاده قرار می گیرد. این نوع از جاذبه موجب از دست رفتن محتوای پیام و دور کردن ذهن مخاطب از مارک و خود کالا می شود.)
    سبک: کلاسیک + رئالیسم
    (کلاسیک: بدون هیچ گونه اغراق در کالا، با استفاده از فیگورهای عادی انسانی، تهیه می شود. در مورد کالاهایی که بازار هدف آن ها بیشتر عامه مردم هستند کاربرد دارد و در این سبک، انسان به هر صورتی در ارتباط با کالا نشان داده می شود. در این تبلیغ خطر انحراف توجه به ویژگی های انسانی وجود دارد. برای تبلیغ کالاهایی که در زندگی روزمره به کار می روند نتیجه خوبی می دهد.)
    (رئالیسم: همان روحیه کلاسیک است که انسان ها نقش اساسی در این سبک دارند. هیچ اغراق و دستکاری بصری وغیربصری دیده نمی شود و به جنبه های درونی کالا می پردازند.)

    در این تبلیغ نیاز به خوبی شناسایی شده ولی مسائلی که در این زمینه مطرح می شوند عبارتند از:
    1- بیان موضوعی بدیهی (خواص مصرف حبوبات)
    2- مسأله باورپذیری مفهوم ذکر شده.
    سازندگان با بیان موضوعی بدیهی، “مصادره به مطلوب” (از مقدمه صحیح به نفع خود نتیجه می گیرند) کرده اند، که در شکل زیر نشان داده شده است:

    این نتیجه گیری می تواند صحیح یا ناصحیح باشد. از آنجایی که کارخانجات تولیدکنندۀ کنسرو از مواد افزودنی و نگهدارنده و… استفاده می کنند نمی توانند ادعای کیفیت برابر محصولاتشان با حبوبات خام را داشته باشند ولی اگر کیفیت محصولات در فرایند تولید و توزیع تغییر نکرده باشد این نتیجه گیری صحیح است.
    میزان اثرگذاری این نتیجه بستگی به باورپذیری نقش دلپذیر به عنوان تولیدکنندۀ خوب دارد که آن هم به نوبۀ خود به اعتماد، جایگاه و پیش زمینۀ ذهنی مصرف کنندگان بستگی دارد. اگر از جایگاه خوبی برخوردار باشد این مفهوم اثرگذار خواهد بود و مخاطب این ارتباط را می پذیرد، در غیراینصورت مفهوم القا شده باورپذیر نخواهد بود.
    پیشنهادات:
    1- می توان برای ساخت این تبلیغ سبک ناتورالیسم را به کار گرفت (تشریح جزئیات مزایای کالا و خدمات به زبان علمی و نشان دادن تمامی مراحل تولید).
    2- تغییر بسته بندی متناسب با سن مصرف کننده به منظور جلب توجه کودکان که می توانند بر تصمیم گیرنده (بزرگسالان) در فرایند خرید اثر گذار باشند.
    شاید بتوان گفت این تبلیغ سعی در تغییر باور(هیچ چیزی نمی تواند جای غذای خانگی را بگیرد) داشته، با توجه به تغییرات سریع جوامع و مشغله والدین، کنسرو لوبیا را به عنوان وعده غذایی جایگزین (سریع و آماده) معرفی کرده، هرچند تغییر باور امری زمان بر است.

    در آخر از همه عزیزانی که نظر خود را ابراز نمودند تشکر میکنم.

  12. سلام خدمت دوستم عزیزم خانم هاشمی…متاسفانه به ارسال نظر دیر رسدم و نتیجه گیری انجام شد…خیلی از مطالب خوبتون استفاده کرد واقعا نتیجه گیری و تحلیل خوبی انجام دادید به ذهن تحلیلگر شما احسنت میگم..موفق باشی

    1. باسلام خدمت دوست عزیزم سرکار خانم منتهایی
      از اظهار لطف شما بسیار سپاسگزارم.
      جای خالی اظهارنظر گرانبهای شما محسوس بود.
      شاد و موفق باشید.

  13. نوید معزز
    با سلام و عرض ادب خدمت دوستان
    دوستان باید به این موضوع توجه داشته باشیم که فرهنگ جامعه وقشر هدف قرار داده شده در ساخت تیزر بسیار مهم است
    همچین کاربرد محصول در تیزر باید به درستی نشان داده شود
    از انجایی که در تیزر خانواده ی مرفح رو نشان میداد یه خانواده مرفح به ندرت به فرزند خود برای وعده غذایی لوبیا میدهد و به نظر من این تیزر نتوانسته به درستی نیاز مشتری را تحریک کند
    و همچنین در جامعه ی ما مصرف کنسرو زمانی صورت میگیرد که شخص در جایی است که دسترسی به مواد غذایی دیگر ندارد
    خلاصه نیازسنجی و تحریک مشتری برای مصرف کالا باید در ساخت تبلیغات مورد توجه قرار بگیرد
    با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *