به نظر میرسه پس از اینکه دوست خوبمان جناب آقای شاهرخ داورنیای عزیز، نقد تبلیغات مینیمالیستی بانک ملت را در کافه بازاریابی به اشتراک گذاشتند، و این مطلب ظرف کمتر از ۲ هفته به یکی از پرنظر ترین مطالب کافه در سال جاری تبدیل شده است، رویکرد بسیاری از مخاطبان به تبلیغ مینیمال روشن تر شده است. در همین راستا جناب آقای ابولفضل زمانی، ضمن معرفی یک نمونه موفق از سبک تبلیغات مینیمال، به تشریح آن پرداخته اند.
تصویر تبلیغاتی فوق رو میشه در چند قسمت طبقه بندی و تحلیل کرد:
۱- از نظر طراحی و رنگ: به نظر من تضاد رنگی ایجاد شده بین رنگ زمینه و رنگ تبلیغ (فلفل) به خوبی صورت گرفته و تونسته مفهوم تبلیغ رو که جلوتر درباره اش صحبت خواهم کرد به صورت برجسته تر نشون بده. انتخاب رنگ آبی روشن در تضاد با رنگ قرمز غلیظ خیلی خوب صورت گرفته و در واقع میشه گفت روشن تر بودن زمینه نسبت به رنگ تبلیغ خصوصا فضاهای اطراف تبلیغ نوعی سادگی و عدم یکنواختی رو بوجود اورده که هرچقدر هم بهش نگاه بشه بیننده رو آزار نمیده و حتی نوعی آرامش هم ایجاد میکنه,در واقع سادگی رنگ زمینه و روشن تر بودنش نسبت به رنگ تبلیغ کمک بسیار زیبایی به مفهوم تبلیغ کرده که به نوعی خودش رو شارپ تر و اصطلاحا تیز تر نشون بده که در این تضاد صورت گرفته بسیار عالی این کار انجام شده.
۲- تحلیل مفهوم: خب این تبلیغ استفاده از مفهوم مینیمال رو نشون میده که یک تبلیغ هنری هم رو رقم زده, استفاده از مفهوم و المان های مربوط به مینیمال بسیار عالی در این تبلیغ رعایت شده (استفاده از فلفل,یک تکه چند طبقه), در واقع استفاده از فلفل میتونه نشون دهنده یک محصول غذایی جدید شرکت باشه که طعم تند و فلفلی رو داره و پیغام فلفل به کار رفته هم گویای این مساله است. همچنین تکه ای از فلفل که از بدنه جدا شده میتونه نشون دهنده سبک اصلی غذاهای شرکت باشه که داره به مخاطب میگه که شرکت سبک خودش رو که غذاهای چند طبقه است رو در این محصول جدید هم حفظ کرده که این میتونه یک وعده به مشتری های شرکت باشه که اصول تغییر نکرده و فقط طعم غذا عوض شده و همچنین میتونه نشون دهنده به صرفه بودن محصول از نظر مواد بکار رفته در مقابل قیمتش باشه که این عامل هممیتونه نوعی ایجاد انگیزه در مشتریان باشه , چون سیاست اصلی حفظ و وفاداری به مشتری های فعلی است و در ادامه جذب مشتری های جدید که شرکت با ایجاد یک تکه چند طبقه به مشتری های فعلیش این رو پیغام میده که سیستم غذا ثابته ودر کسانی که مشتری های دایم نیستن و یا اصلا غذاهای این شرکت رو مصرف نمیکنن نوعی علاقه یا تمایل برای استفاده از محصول رو ایجاد کنه.
در واقع میشه گفت رمز گشایی از محصول بدلیل استفاده به جا از المان های مناسب با هدف و مفهوم مورد نظر شرکت خیلی راحت میتونه انجام بشه و نمره شرکت از نظر انتقال مفهوم و کانسپت نمره بالایی است و شرکت تونسته مفهوم خودش رو به صورت وسیع به مخاطب انتقال بده که این انتقال مفهوم هم سریعه و هم اینکه رنگهای بکار رفته درش و همچنین استفاده از یک مینیمال طبیعی میتونه یک آرامش لحظه ای در بیننده ایجاد کنه که هرچند خیلی پایدار نیست ولی تاثیر محیطی که این تبلیغ از نظر ارسال پیام برای مشتری میفرسته بر خلاف شرکت های دیگه به نظرم خیلی ابتکاری تر و جالب تره و اون اینه که همیشه شرکت ها با استفاده از یک سری پیام های کلیشه ای مثل استفاده از بازیگران، شلوغی، تکرار، تناوب و غیره بیینده رو درگیر پیام و فضای محیطی تبلیغ و محصول خودشون میکنن در حالی که این تبلیغ به نظرم با ایجاد نوعی آرامش لحظه ای در مشتری و استفاده از فرم طبیعی و فیزیکی برای بیان مفهوم در مینیمال خودش او رو درگیری فضا و محیط تبلیغ خودش میکنه که فکرمیکنم خیلی ابتکاری هستش و بازخورد خوبی بگیره چون هرچقدر که به سمت جلو حرکت میکنیم تجربه مشتری ها از فضای تبلیغ ها به دلیل تعدد تبلیغ ها و پیام هاشون بالا میره و درگیر کردن اون ها و کشوندشون در فضای محیطی و اینکه به تبلیغ ما توجه کنن و اگه خواستن محصولی مشابه ما تهیه کنن با یک ارزیابی و تحلیل سریع در ذهنشون ناگهان پیام ما به ذهنشون بیاد و محصول ما را انتخاب کنن. پس میشه گفت ابتکار و خلاقیت حرف اول رو در این قضیه میزنه که شرکت خیلی خوب از پسش به نظرم براومده و تونسته بیننده رو با القای یک آرامش هرچند کوتاه درگیر فضای محیطی و مفهوم تبلیغ خودش بکنه.
۳- از نظر اندازه و رنگ: به نظرم اندازه و فرم فلفل در وسط صفحه مناسب و به جاست وکاملا گویا و شفافه. غلیظ تر بودن رنگ فلفل نسبت به رنگ زمینه این امکان رو فراهم آورده تا مخاطب به محض دیدن تبلیغ نگاهش ناخودآگاه ابتدا جذب فلفل بشه. قرارگیری فلفل هم در وسط صفحه بسیار بجا صورت گرفته.
نکته دیگری که به ذهنم رسید این بود که تبلیغ بسیار ساده و خلاصه است و در عین سادگی و آرامش و نرمی نوعی تندی و شارپ بودن رو همراه با خودش داره که رنگ آمیزی روشن و غلیظ و تضاد مناسب این امتیاز رو براش به ارمغان اوردن .
ضمنا شرکت میتونست بیاد و از چند فلفل استفاده کنه که به نظرم برای اینکه آرامش تبلیغ به هم نخوره و اینکه رنگ زمینه زیر شلوغی و تعدد فلفل ها به هم نخوره این کار رو نکرده چون به نظرم اگه از چند فلفل استفاده میشد غلظت رنگ فلفل ها دیگه زننده میشد و تمرکز بیننده هم خیلی نسبت به حالتی که یک فلفل با اندازه بزرگ در وسط صفحه قرار میگرفت کمتر می بود.
همچنین فکر میکنم بدلیل اینکه رنگ زمینه روشن و ارام هستش در فضای باز و در مقابل نور آفتاب اصلا مانع دید فلفل صفحه که مفهوم اصلی هستش نمیشه ,همچنین در شب هم بدلیل اینکه رنگ آبی بکار رفته روشنه اصلا تاریک نشون داده نمیشه و شاید ممکنه رنگ قرمز به سمت تاریکی بره.
.
پاورقی: شما آینده و اثربخشی تبلیغ از جنس مینیمال را چگونه پیش بینی و ارزیابی می کنید؟ دیدگاه شما نسبت به تبلیغ مینیمالی چیست؟
.
آقای زمانی ممنون از مطلب شما .
با تشکر آقای زمانی،واقعا تحلیل به جا و مناسبی بود.مخصوصا تحلیلی که در مورد رنگبندی داشتید.
با سپاس از شما.
سلام
مطلب بسیار خواندنی و مفیدی بود جناب زمانی، تبریک میگم. از جناب حسینی هم بخاطر لطفی که دارند سپاس گزارم
تقریبا به هر نوع تحلیل شما اشاره کردید جناب زمانی، حتی مواردی که بعید میدونم به ذهنم میرسید. راستش من با دیدن این تصویر اولین چیزی که به ذهنم رسید با توجه به اینکه شرکت رو نمیشناسم و سیاست هاش، بازار هدف و محصولاتش رو نمیشناسم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود: یه غذای خوشمزه و لذیذ تند
من به شخصه از تبلیغات مینیمال خیلی خوشم میاد و معمای نهفته در اونها رو دوست دارم و حل اونها برام لذت بخشه. فکر میکنم تبلیغات مینیمال در ایران پتانسیل ویژه ای می تونه داشته باشه و جای کار بسیار زیادی داره (البته امیدوارم از فردا همه بیلبوردها مینیمال نشن) قبلا هم مینیمال کار شده در ایران اما انقدری نبوده یا انقدری خوب کار نشده که مخاطب فرمول کار با این نوع از تبلیغات رو فرا بگیره و از دیدنش لذت ببره. چون به نظر من مهمترین مزیت این تبلیغ لذت بردن مخاطب با درگیر شدن با اونه، حتی از نوع عامش.
از طرف دیگه این تبلیغات اصول خاصی در زمینه های مختلف داره که برای ابعاد مختلف خصوصا بعد انتقال و ماندگاری پیام باید از اونها آگاهی داشت. اجرای این تبلیغات هم بعد بسیار مهمیه که میتونه روی میزان اثرگذاریش موثر باشه.
آقا پر رنگ شدن سبک تحلیلی جدیدی رو در کافه حس می کنم ! سبک تحلیلی مشایخیسم هم داره راه می افته ! سبک شماره نویسی و دیکانستراکشن محتوی ! 😀
با سلام ما آماده ایم آقای مشایخی. مرحله دکتری مرحله data producing است
با سلام
جناب استاد محمديان زمينه اين مطلب رو شما براي من فراهم كرديد،
از لطف شما سپاسگزارم
با سلام
آقاي داورنيا شما به من به من لطف داريد سپاسگزارم،
به نكته جالبي اشاره كريد و اينكه حتي با اينكه ممكنه شركت سازنده رو نشناسيم و از حوزه فعاليتش اگاهي هم نداشته باشيم، اما ميتونيم قسمتهايي از اهداف، فعاليت هاش و تبليغاتش رو رو با رمزگشايي مفهوم مينيمال اون شركت متوجه شيم، در واقع ميشه گفت مينيمال ميتونه يك زبان مشترك براي بيان ديدگاه ها و مفهوم افراد باشه حتي اگه همديگر رو نشناسن و يا زبان انها با هم مشترك نباشه
در مورد درگيري با مينيمال ها هم كاملا حق با شماست و بايد درگيري ايجاد شه با مفهوم اون به همين خاطره كه اكثر مفاهييم هنري مربوط به مينيمال ها حتي تبليغات شركت ها اكثرا در نمايشگاه ها به نمايش گذاشته ميشه تا افراد تمركز و زملن كافي براي درگيري با مطلب رو داشته باشن.
در مورد انتقال مفهوم مينيمال ها كاملا صحيح فرموديد ، شناخت هر مفهوم و يا هر زبان به شناخت ويژگي ها و عناصرش بستگي داره كه اين تاييد فرمايشات شماست،
تشكر از شما.
متشکرم از توجه شما
با سلام
جا داره از مديريت سايت جناب آقاي حسيني براي قرار دادن اين مطلب در سايت تشكر و قدرداني كنم و نظر خودشون رو هم در مورد اين مطلب بدونم.
با تشكر
با سلام
جناب اقاي مهدي ممنونم از لطف شما
اقاي مهدي ايا در نگاه اول فقط رنگبندي تبليغ نظر شمارو جلب كرد؟؟ تحليل شما از اين مفهوم چي ميتونه باشه؟
من خودم چون تو زمينه بازاريابي تخصص دارم با نظرات اين دوستمون مخصوصاً عرضه محصولات با رنگ لعبا جديد ولي با هومن طعم و مزه موافقم وتأييد نيكنم اين مطالبو
با سلام
مرسیی. از مطالب و تحلیل هاتون . اضافه میکنم که از نظر من این ورژن از تبلیغ مینیمال یک تضاد ذهنی را در ذهن مخاطب ایجاد کرده خصوصا با انتخاب رنگهای ایجاد شده که این خود به دریاافت هرچه بهتر پیام تبلیغی کمک شایانی میگنه.
با تشکر .
سلام خانم صادقي ، مرسي از اينكه نظرتون رو بيان كرديد، سوالي كه از شما داشتم اينه كه ايا اين تضاد ذهني ايجاد شده در ذهن به رمز گشايي مفهوم كمك ميكنه و يا اينكه مانع كشف جريان اون ميشه؟؟
ممنون مطلب و تحلیل بسیار خوبی بود. تا قبل از این علت طبقه ای بودن تکه ی جدا شده برای من نامفهوم بود، شما نگاه جالبی به این مورد داشتید.
راستی آقای زمانی حاضری من رو هم تو گروه طرفداران تبلیغات مینیمال بزنید.
ظاهرا کافه ای ها می نیمال دوستند. باید از این دفعه سفره هامون رو خلوت کنیم و سالاد رو حذف کنیم و فقط غذا بزاریم
به به، آقای دکتر محمدیان بچه های کافه راضی به زحمت نیستند (:
فقط یه سوال، این قضیه ی غذا، بعد از بستنی موعود آقای مشایخی باشه یا قبل از اون؟ (:
بالاخره هرچه از دوست رسد نیکوست.
اختیار دارید حضرتعالی خودتون میزبانید
ممنونم آقای زمانی تحلیل خوبی بود. به نظر من لوگو شرکت هم خیلی خوبه و به رمز گشاسی طرح کمک میکنه. با توجه با این که طرح خوب در ایران خیلی کم هست استفاده از این سبک خیلی جذابه فقط حس میکنم یه زودی شاهد هجوم از نوع تبلیغ مینیمال باشیم که جذابیت کار رو از بین میبره!
بله جناب اقاي دكتر ، اونطور كه پيداست ادبيات غذا خوردن و مقوله مينيماليسم كلا با هم در تضادن .
سلام خانم احمدي
ممنونم از لطف شما، البته هرفردي ميتونه تحليل خودش رو در اين زمينه داشته باشه و اونو عنوان كنه.
باعث افتخاره كه شما هم جزو طرفداران اين سبك تبليغات هستين.
نمیدونم برداشت من از این تبلیغ تا چه حد درسته، حسی که فلفل قرمزه به من انتقال داد بیشتر حس یک کیک شیرین بود. اینو به خاطر چند لایه بودن تکه جدا شده که شبیه یک قطعه از کیک هم می مونه عرض می کنم.
اما گوشه تصویر، از محصول کی اف سی داره آتیش بلند می شه، پس خیلی تنده.
یعنی محصولات دیگه یا مثلا حتی فلفل قرمز هم در برابر محصول ما شیرین اند و طعم محصول ما تندتره.
چه جالب یکی نظرش مثل نظر من بود
این فلفل شیرینه مثل کیک ولی نمیتونم تصورش کنم
برداشت بنده هم به برداشت خانم احمدی نزدیکه
تکه ای که از فلفل کنده شده به ناگهان تصور تندی که مخاطب از فلفل داره رو با تناقض تکه کیک شیرین به تناقض می رسونه چیزی که در شعار پایین سمت راست رمزگشایی می شه
لذت تبلیغ هم به همین تناقض تغییر تصور تند از یک کل به تصور شیرین از جزئی از همون کلّه
شعار گوشه تصویر دقیقا رمزگشایی کرده
طعم سایرین درکنار این شیرینه مثل فلفلی که پیش این همبرگر زینگر (اسم یه محصول کی اف سی) مثل کیک خامه ای می مونه
سلام خانم مير اشرفي
ممنونم از لطف شما
شما فرموديد كه در اينده نزديك شاهد هجوم تبليغات اين سبكي در ايران خواهيم بود، دليلش به نظر شما تقليد شركت هاي ايراني از تبليغات خارجي بدون درك دليل و مفهوم استفاده اون ها از اين سبك تبليغاته كه در ايران توي هر زمينه اي حتي غير از تبليغات رايجه، و يا اينكه فكر ميكنيد اين سبك تبليغات ميتونن در ايران به دليل جذابيت و ايجاد درگيري با بيننده موفق باشن؟؟؟ دليل خودتون چيه؟
ما ایرانی ها کلن استاد افراط و تفریط هستیم. تا میبینیم کاری با موفقیت روبرو شده انقدر اون رو تکرار می کنم که حال همه بد میشه. این اتفاق برای این طرح هم احتمالن خواهد افتاد
آقای زمانی تبلیغ جالبی رو انتخاب کردید ولی زیادی مثبت در نظرش گرفتید. یکم هم مثل من منفی گرا باشید!
به نظر من که برش فلفل که به صورت چند لایه ای است، شاید تا حدی به چند لایه ای بودن محصول ربط داشته باشه ولی بیشتر مخاطب را به یاد کیک و طعم شیرین می اندازه و در کنار آن همبرگر خووووووووووووشمزه کنار صفحه هم اشاره ای به طعم های مختلف دیگر شده است.
من دقیقا نمی دونم و اصلا نمی تونم تصور کنم ولی احتمال می دم که این همبرگر به جای اینکه تند باشه شیرین باشه!!!
تبلیغات مینیمال جالب هستند ولی به همون اندازه هم گیج کننده هستند، یک جاهایی باید در استفاده از آنها دقت کنیم وگرنه خودمون رو به قعر دره ورشکستگی پرت می کنیم.
تضاد آبی و قرمز هم زیاد جالب نیست. البته چون ترکیب رنگ بهتری سراغ ندارم نمره کم نمی کنم.
در مورد طرح همبرگر با طرح فلفل هم مشکل دارم. همبرگر خیلی طبیعی و رئال کار شده ولی فلفل دقیقا به شکل انیمیشن طراحی شده و … البته احتمال می دم که کلا نشان شرکت همان همبرگر و شاید شعارش هم همون طعم های دیگر باشه و به دلیل قسمت تکه شده فلفل مجبور به استفاده از طرح انیمیشنی و کارتونی شده.
چون اطلاعی ندارم فعلا نمره نمی دم ولی در اسرع وقت ته و توی این شرکت را در میاورم تا بهتر بتونم در بحث شما و تبلیغات مینیمال شرکت کنم.
خانم زرگران سلام
ممنونم از شما بابت مشاركتتون
مطالب جالبي رو بيان كرديد ، همونطور كه شما به خوبي اشاره كرديد ، زيبايي مينيمال ها در اينه كه هركسي بنا به سبك و زاويه ديد خودش مفاهيم رو تحليل ميكنه و مينيمال هم از اين قضيه مستثني نيست، اينكه اين برش ميتونه بيانگر چند لايه اي بودن باشه به قول شما و يا مفاهيم ديگري رو در برگيره، چون مبناي. تحليل ما مفهوم مينيماله و اون هم يعني همه راه حل ها ميتونن يك راه حل اصلي باشن، ولي لزوما همه نه..
در مورد گيج كننده بودن تبليغات مينيمال هم حق با شماست ، رمز گشايي و توقف بيش از اندازه روي هر موضوعي ميتونه مارو از مسير اصلي منحرف كنه چه بسا حتي ما از اين موضوع اگاه نباشيم.
در موردكاربرد رنگ ها نيز بايد بگم كنتراست بكار رفته از لحاظ منطقي درسته ولي اينكه تا چه حد شفافيت و غلظت اونها درسته با غلط جاي بحث داره،
در كل به نظر شما رمزگشايي اين سبك تبليغات تا كجا بايد انجام بشه كه مارو گيج نكنه؟ يعني شما معتقديد براي تحليل اين سبك تبليغات خط قرمزي رو بايد قرار داد تا بيش از اون نقد صورت نگيره؟؟
به نظر من نباید تبلیغات رو محدود کنیم. من از هر نوع تبلیغی با هر وسیله ای که استفاده کنه، استقبال می کنم. حرف من این بود که ریسک اش برای بعضی شرکت ها زیاده و معنای ریسک همیشه شکست نیست!!! ممکنه موفقیت آمیز باشه.
در کل نظرم راجع به نقد تبلیغات یا فیلم اینه که کلا ما در نقد مسائلی را مطرح می کنیم که شاید اصلا مد نظر طراح نبوده و خیلی به جزئیات نگاه می کنیم و تا جایی پیش می ریم که طراح برای شناخت اثرش از نقد ما استفاده می کنه!
حضور تبلیغات مینیمال، تبلیغات رمز آلود، سوال کننده و … امروزه خیلی بیشتر از تبلیغات ترانه ای مثل هایلی شده که جالبه ولی تا جایی که دل مخاطب را نزنه!!!
اصولا وقتی همه دارند راست می رند می تونی شما راهتو کج کنی اینجور توجه رو بیشتر به دست میاری یا اینکه کلا فراموشت می کنن. تصمیم با خودته
در مورد این تبلیغ: شما فکر نمی کنی این برش فلفل بیشتر به یک کیک خامه ای با رویه توت فرنگی شبیه باشه؟
سلام
در پاسخ به سوال جناب اقاي داورنيا و خانم زرگران بايد عرض كنم تبليغ مربوط به رستوران هاي زنجيره اي kfc هستش كه البته مرغ سوخاري هاش معروفترين محصولشه كه دستور تهيه اش محرمانست كه از زمان سرهنگ ساندرز موسس اين رستوران كه سال ١٩٥٠ اين دستور رو تهيه كرد هنوز افشا نشده.
البته خيلي ها هم ميگن كه شعبه كي اف سي تو تهران داريم كه شوخي اي بيش نيست، رستوران كي اف ….
خيابان كاج ابادي كه هنر خيلي زيادي به خرج داده و c رو برداشته و به جاش سه تا نقطه قرار داده نمونه بارز اين قضيه است.
سلام خانم زرگران
در مورد جمله اولتون كه گفتين ممكنه تو نقد مسايلي مطرح بشه كه مد نظر طراح نبوده حق با شماست، توي مقوله هنر و سينما و حتي تبليغات اين بحث كاملا رايجه كه ممكنه ما از زوايايي يك اثر رو ببينيم كه اصلا مد نظر طراح يا سازنده اون اثر نبوده ولي براي اينكه اين تناقض رو كه صاحب اثر اون رو ساخته ولي خيلي از مفاهيم مد نظرش نبوده و ما توي نقد اون ها رو مطرح كرديم ، اين مفاهيم مطرح شده در تحليل هارو به ذهن ناخودآگاه اون سازنده اثر نسبت ميديم و ادعا ميكنيم كه درسته صاحب اثر از بعضي مفاهيم ممكنه غافل باشه ولي در ذهن ناخودآگاهش با توجه به همه اين مفاهيم اثر رو ايجاد كرده.
در مورد سوالتون بايد بگم اگه مطمعن نبودم اين تبليغ براي كي اف سي نيست شايد برداشتم از اون تكه بريده شده يه پنكيك توت فرنگي چند لايه خوشمزه بود.
سلام آقای زمانی ..
ممنون از مطلب خوبتون، خیلی استفاده کردم هر چنداز این واقعیت نمیتونم بگذرم که نگرش مثبت شما نسبت به این تبلیغ خییلی توی نوشتار به ذهن خواننده جهت میداد و بعضی جاها نمیذاشت آزادانه و بدون شرط فکر کنم .
دریافتی که من از این تبلیغ دارم اینه: یه کیک تند !! البته چون بحث غذا و همبرگره خب محصول نمیتونه شیرینیجات باشه … پس یه غذای هیجان انگیزو و خوشمزهاس که هم تنده و هم مثل کیک دوست داشتنی.
فکر نمی کنم یه بیننده عادی تبلیغ بدون داشتن اطلاعات تکمیلی از شرکت و محصولاتش اونو جوری که شما دیدین تحلیل کنه … اینو در مورد تحلیل تون از چند طبقه بودن محصولات می گم.
چیزی که من میبینم دو نوع تضاده که خیلی جالب و ماهرانه ازش استفاده شده .. یکی تضاد آبی و قرمز که گیرایی خیلی بالایی داده به طرح و دومی تضاد بین کیک و فلفل که در یک لحظه همزمان حس شیرینی و تندی رو منتقل میکنه و در ذهن مخاطب به معما تبدیل می شه.
سلام خانم كريم پور
ممنون كه نظرتون رو. بيان كرديد
در مورد تحليل كاملا حق با شماست ، من اگه اطلاعاتم راجع به محصول كافي نبود ممكن بود برش فلفل رو يك كيك برداشت كنم و اين برميگرده به استفاده المان ها كه شايد الان كه ميبينيم كمي نقص داشته باشه.
در مورد رنگها هم كاملا درست گفتين تضاد رنگي بكار رفته خيلي خوبه چون به بيننده ميدان ديد ميده و حتي اونو گسترشش هم ميده ، و خيلي خوب بيننده رو با فضاي محيطي خودش درگير و همراه ميكنه و ميتونه مفاهيم ديگه اي كه شما فرموديد هم در خودش داشته باشه.
تشكر از شما
با سلام. من هم تبلیغ رو مثبت میدونم و چیزی رو که در این تصویر دوست دارم اینه که مستقیم مخاطب رو به اصل مطلب هدایت میکنه .فلفل نماد تندیه و یکی مثل من که از تندی فراریه وقتشو بیخود هدر نمیده بهش فکر کنه اما کسی که عاشق غذای تند باشه نظرش به این تبلیغ جلب میشه و از لوگوی شرکت متوجه میشه این یه فسف فوده که با توجه به تکه جدا شده، لایه ای وپر مخلفاته . یه تبلیغ کاملا هدایت کننده که تمام تکه های پازل رو در خودش داره و ابهامی ایجاد نمیکنه. یه تبلیغ مینیمالی خوب میتونه دعوت کننده خوبی برای امتحان یک محصول باشه
سلام خانم قاسمي
مرسي كه نظرتون رو بيان كرديد
حق با شماست، يكي از ويژگي هاي يك مينيمال خوب استفاده از المان هاي مناسب و منطبق با هدف براي بيان مفهومه، كه شما خيلي خوب بهش اشاره كرديد.
تشكر از شما
درود بر دوستان و اساتید. بنده به عنوان یک مهمان ابتدا تقاضا دارم فعلا سالاد برداشته نشه 🙁 با سس خوبه
نکاتی که در زمینه تبلیغات مینیمال به ذهنم میرسه اینه که اغلب دارای رنگ پس زمینه یک دست و متمایز از طرح اصلی هستند
دوم اینکه شعار تبلیغاتی با فونت ریز در گوشه تصویر مشاهده میشه. سوم اینکه میشه این سبک رو در بازاریابی پارتیزانی به خوبی به کار برد.