در مطلب قبلی گفتم این که توجه به نقد تبلیغات و بازاریابی زیاد شده خوب است و من به فال به شدت نیک می گیرم . اما آیا دقت کردید که تا به امروز که من این مطلب را برای شما می نویسم چه کسانی بیشترین آسیب را از مسیر نقدهای عجولانه ، غیرکارشناسی و بعضا ناجوانمردانه دیده اند.
اجازه بدهیم من پاسخ آن را بدهم. بیش ترین آسیب را کسانی دیدندکه تلاش کردند و می کنند تا کاری متفاوت و جسورانه انجام دهند. چون ما اساسا با تبلیغات خنثی که بخش زیادی از تبلیغات ما را در برمی گیرد کاری نداشتیم و نداریم. در صورتی که باید به آنها بپردازیم تا ارتقا یابد. کسی که آمد و در تبلیغ خود از یک سلبریتی استفاده کرد و یا ریبرندینگ کرد آسیب دید. کسی که شعار جسورانه استفاده کرد آسیب دید.ما با برخی از نقدهای خود ریشه جسارت را در صنعت می خشکانیم و جرات را از رفقا و همکارانمان که می خواهند کار نو انجام دهند می گیریم.
من یادمه در مورد ریبرندینگ اسنوا (که البته من به آن ایراد علمی داشتم و هیچگاه در هیج جا ننوشتم و نگفتم تا در این حرکت جسورانه خدشه ای وارد نشود) آن قدر به همکاران علمی خود که من به غیر از یک نفرشان بقیه را نمی شناختم فشار آوردیم و بد گفتیم که انرژی شدیدی از آنها گرفت. پروژه ای که علی القاعده و آن طور که من شنیدم از نظر اهل فن هم بهره می برد و باید حرمت آنها حفظ می شد به شدت درگیر حاشیه شد. شما فکر می کنید اگر بعد از این اتفاقات سراغ یک شرکت بروید و پیشنهاد ریبرندینگ بدهید راحت تر می پذیرد و یا عطایش را به لقایش می بخشد.ظاهرا تا کسی در تبلیغ خود از یک سلبریتی استفاده نکند یا خلاقیت به خرج ندهد یا جسور نباشد برخی از دوستان هیچ حرفی در مورد آن نمی زنند. این کارهای برخی از منتقدان باعث می شود که هم متخصصان تبلیغ جسارت خود را از دست بدهند و هم کارفرماها محتاط تر شوند.

بیاییم کاری کنیم که خلاقیت و جسارت تقویت شود و در آخر یک سوال از خود بپرسیم که ما به مدد کدام کتابهایی که خواندیم ، مطالبی که بررسی کردیم و تجاربی که داشته ایم این گونه بی پروا در مورد آثار دیگران صحبت می کنیم. پایه علمی حرف ما چیست؟
باز می گویم اگر کاری بد است یا غیراصیل است یا دزدی و سرقت هنری و تجاری است با احترام و حرفه ای، بد آن را در لحظه درست بگوییم. اگر این گونه عمل کنیم حرفه ای تر به نظر می رسیم.
.
یادم رفت این سوال را در پایان مطرح کنم لذا این جا مطرح می کنم . خیلی دوست دارم نظر جامعه بازاریابی و تبلیغات را در مورد بحثهای بالا بشنوم. آیا شما هم این گونه فکر می کنید.
به نظرم ما بعد از سالها سکوت و تفریط و نقد نکردن تبلیغات ، به دامن افراط کشیده شدیم و هر دو چقدر بد است. بدون نقد تبلیغات نمی تواند راه خود را بیابد ، اما نقدی حرفه ای و منصفانه
دوست دارم تاکید کنم که واقعا فضای تبلیغات ایران بیش از همه از نقد های ناجوانمردانه و عجولانه رنج می برد. نمونه اسنوا که من هم به لحاظ رصد نقد ها در گیر ان بودم نمونه خوبی بود. واقعا این حرکت خوب و قابل احترام در فضای نقد مورد بی مهری قرار گرفت. یا حتی ویستا بست و …
به هر حال این مژده را می دهم که کارگاه نقد تبلیغات در فصل دوم یواش یواش در حال اماده سازی برای اجرا در شکل و شمایل جدید است
ان شالله برنامه ویزه ای برای شکل پیاده سازی ان هم خواهیم داشت (هر چند شما در جریانید، بیشتر برای دوستان گفتم)
تشکر جناب دکتر محمدیان
این مطلب را دوست داشتم که فرمودید نقد باعث می شود جسارت کم شود واقعا الان بزرگترین معضل شده دلیل بیشتر کپی کاری ها همین است چند وقت پیش پنبه ریز یک کمپین تبلیغ در تلویزیون داشت فاز اول اجرا شد هر جا رفتم در موردش نقد شنیدم و بسیار ناجوانمردانه در صورتی که خبر از فازهای بعدی نداشتند و نمیدانم چرا یکهو پنبه ریز محو شد و تبلیغ نکرد برایم عجیب بود من بعنوان یک تازه کار( ۹ سال فعالیت ) چند وقتی است برای کسب و کار خودم کمپینی ۲ مرحله ای نوشته ام در یک لوکیشن کوچک ولی بدلیل که کار جدید است ۱ ماه است عقب انداخته ام بدلیل اینکه می ترسم وجسارتش را ندارم بیشتر دلیلش هم منتقدین عزیز هستند که اکثر آنها منتقدین تکی خطی هستند . خدا حفظشان کند
جناب باباخانی عزیز من خودم به شدت به بسیاری از تبلیغات معترضم ولی واقعا ادب و احترام همکاران ما واجب است.
سلام جناب دکتر
حقیقتاً این نوشته حضرتعالی، جور دیگری برایم تکان دهنده و ناراحت کننده بود و می طلبید که بر اساس خصلت فرصت طلبی خود، درددل را در این محرم خانه اسرار، آغازکرده و مثل همیشه صفحه را با جملاتی بی ربط به موضوع، بیهوده سیاه نمایم ولی خوشبختانه(!) چون تا دقایقی دیگر عازم سفرهستم، فرصتی نیست.
در عصری که “اخلاق” حکم کیمیا داشته و جزء معدود عناصری است که درازدستی کوته آستینان از آن کوتاه است، این حقیر، در پیشگاه انگشت شمار کیمیاگرانی همچون شما که دغدغه این گوهر ارزشمند را دارند، جز کرنش و تعظیم و ادای احترام، کاری از دستم بر نمی آید.
خداوند شما را برای جویندگان و تشنگان چشمه حقیقت، حفظ نماید.
جناب جاوید عزیز ممنونم همیشه قلم و اندیشه شما برای کافه ایها راهگشا بوده
درود بر جناب آقای دکتر محمدیان عزیز
سپاس از یادداشت های همیشه جذاب شما
آنچه بیش از هر چیز به فضای نقد تبلیغات آسیب می زند، اظهار نظرها، کج فهمی ها، و بعضا تنگ نظری هایی است که همگی تحت عنوان نقد قلمداد می شوند و عملا نقد به شکل حرفه ای و صحیحش هنوز به ندرت دیده می شود.
با این حال تذکرات راهگشای شما در این فضا می تواند بسیار روشنگر و اصلاح گر باشد.
خوشحالم که اخیرا بیشتر می نویسید.
ارادتمند
نوریان
جناب نوریان عزیز اولا که دلم برای شما خیلی تنگ شده ثانیا وقتی افراد حرفه ای مثل شما به شکل مستدل نقد می کنند هم کلاس درس است و هم صحنه تبلیغات ما را ساماندهی می کند. جناب نوریان افرادی مثل شما باید پرکارتر باشند اگر چه می دانم هستید تا تبلیغات بتواند در این مملکت پا بگیرد
سلام به جناب دکتر محمدیان عزیز و دوستان خوب کافه ای
من به شخصه فکر میکنم ما الان به حرفها و نوشته های شما احتیاج داریم. شاید در مرحله اول بخاطر اینکه بتونیم نقدهای تیغ دار و بی مهابا رو کنترل کنیم. خود من وقتی برخی از مطالبم رو دوباره میخونم میبینم چه اشتباهاتی داشتم. شاید اگر الان دوباره مطالب قبلیم رو بنویسم اصلاحات زیادی روی اونها داشته باشم.
در خصوص تبلیغات خنثی یکی از عواملی که باعث میشه منتقدین کاری باهاشون نداشته باشن اینه که شاید حرفی برای گفتن ندارن. در واقعی ابعادی برای بحث در مورد اونها پیدا نمیشه که به گفتگو گذاشته بشن.
من فکر میکنم از اینجا به بعد که نقد تبلیغات داره به افراط کشیده میشه کار منتقدین حرفه ای در کنار سازندگان و برندها سخت تر از قبل خواهد بود
متشکرم از مطلب خوبتون جناب دکتر
جناب داورنیا شما همیشه قلم دقیق ، منصف و خوبی داشته اید . یادمون باشه به قول حمید مصدق حرف را باید زد ، درد را باید گفت البته به شکل حرفه ای . اگر سکوت کنیم تبلیغات رو به اضمحلال می ره . اما باید حرمت نگه داریم
سلام به همراهان ارجمند کافه و جناب دکتر محمدیان. آقای دکتر دقیقاً با شما موافقم و این مطلب را تأیید می کنم. در مورد پروژه ریبرندینگ اسنوا به یاد دارم که مسئولان آن پروژه اعلام کردند که این طرح با موفقیت اجرا شده ولی نیاز به زمان است که به ثمر بنشیند. متأسفانه فضای نقد، شرایط را برای این پروژه به قدری سخت کرد که عواقب آن در جملات شما نمایان است. در کشور های دیگر، از اثر تبلیغاتی، به سبکِ صاحب اثر می رسند و متوجه می شوند که چه کسانی در پشت این اثر هستند. ولی متأسفانه در کشور ما این امر کمتر یا اصلا اتفاق نمی افتد، تمامی کارفرماها دوست دارند همرنگ دیگران باشند و همان طور که شما فرمودید محتاط تر می شوند که خلاقیت و جسارت متصدیان را خدشه دار می کند.
جناب قاسمی عزیز ممنونم برای شما آرزوی موفقیت دارم
استاد گرانقدرم، جناب آقای دکتر محمدیان
با درود
با نکات ارزشمندی که حضرتعالی مطرح فرمودید این مسئله به ذهنم رسید که نقد نابجا یا حتی از آن بدتر مغرضانه تیشه به ریشه صنعت تبلیغات این سرزمین خواهد زد. امیدوارم با چراغی که شما در این مسیر روشن کردهاید منتقدان تبلیغات در مسیر درست گام بردارند.
خانم اردلانی ممنون از همراهی شما با کافه . این حرکتها نیاز به کمک همه جامعه بازاریابی دارد
سلام
با تشکر از روند خوبی که در بخش “نقد تبلیغ” طی میکنید.
چقدر جمله اخر خووب و کامل و عالی بود؛
اگر کاری بد است یا غیراصیل است یا دزدی و سرقت هنری و تجاری است با احترام و حرفه ای، بد آن را در لحظه درست بگوییم. اگر این گونه عمل کنیم حرفه ای تر به نظر می رسیم.
.
خانم دهکانی ممنون از همراهی موثر شما با کافه
سلام جناب دکتر
در خصوص مطلب اسنوا باید بگم که من خودم کامنت ها رو هر روز و با دقت دنبال می کردم ولی اونقد حجم کامنت ها و نقدها زیاد بود که به خودم اجازه کامنت گذاشتن نمی دادم چون احساس می کردم تکراری میشه! پنهان نمیکنم که گاها با خودم می گفتم بیچاره (اسنوا)!
امیدوارم ادامه مطالب در خصوص نقد بتونه به همه مون کمک کنه که هم منصف باشیم و هم محدودیت های همکارامون در حوزه تبلیغ رو هم حین نقد در نظر بگیریم.
جناب شهسواری عزیز ممنونم امیدوارم تیغ نقد کردن ما کماکان بران بماند اما مودبانه و غیر کینه ورزانه
با سلام و تشکر خدمت استاد فرهیخته جناب آقای دکتر محمدیان
مانند همیشه نکات ارزنده ای را ارائه فرمودید. متاسفانه افراط و تفریط در تمامی زمینه ها گربانگیر سازمان ها، افراد و جامعه شده است. در برخی مواقع ، هیچگونه انتقادی را نمی پذیریم و کلا کار را بدون نقد می دانیم و اجازه حتی وزیدن یک نسیمی از نقد را نمی دهیم و یا نقدی نمی کنیم و صرفا به تعریف و تمجید می پردازیم و برخی اوقات چنان بیرحمانه فعایتها و اقدامات را زیر سوال می بریم و بدان میتازیم که اجازه هرگونه خلاقیت و نواوری را میگیریم و ان را از ریشه میخشکانیم و جالب است این گروه اغلب اهل فن نیز نیستند و تحقیر را با نقد اشتباه می گیرند.
آقای احمدی زاد عزیز ممنونم کاملا درسته
اول از همه منتقدین چه درزمینه تبلیغات و چه در زمینه های دیگر نباید اصل رسالت خود ، که هدایت شخص یا سازمان مورد انتقاد به سمت عملکرد درستتر و اثربخش است، را فراموش کنند.و همیشه در پس هر انتقادی باید پیشنهادی باشد.از طرفی به نظر بنده اگر شخص یا سازمانی که مورد انتقاد درست و سازنده قرار گرفته به راستی به دنبال پیشرفت باشد،بایستی بررسی بازخوردها را در راس قرار دهد.و در این مواقع نه تنها نباید از جسارت خود بکاهد بلکه باید چاشنی آنرا تاحدی بیشتر کند تابا دفاع از خود و حضور در مناظره های مسالمت آمیز طرح خود را توجیه کند. و گاها این جسارت را باید انقدر بالا ببرد و اشتباه خود را بپذیرد.و در صدد اصلاح بر آید.
خانم کیمیایی راد نظرات بسیار عالی ارایه فرمودید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی جناب دکتر محمدیان.
مطلب ارزنده ای نگارش فرمودین و مثل همیشه از صحبتهای حضرتعالی آموختم.
خوشحالم که این روزها بیشتر از گذشته ما را از نوشته های ارزشمند خود ، بهره مند می فرمائید.
سپاس
جناب جعفری عزیز به من محبت دارید ممنونم
استاد گرامی، درود بر شما
از آنجا که اینجانب بخش آسیب شناسی تبلیغات در ایران را دروبسایت وزین کافه بازاریابی کار می کنم، در این زمینه سکوت می کنم. { لبخند}
اما در حقیقت این نیت را دارم که مجموعه ای از دوره های هم اندیشی تبلیغات را با حضور استادان گرانفدری چون حضرتعالی ، آقای مجتبی محمدیان و سایر دوستان فرهیخته در “سان ” بزودی آغازکنم. این بخش هم اگر تبلیغاتی شد پوزش می طلبم.
پاینده و برقرار باشید.
جناب شهربانویی عزیز سلام و ارادت ممنونم از مطالب ارزشمند شما
با سلام و عرض ارادت
جناب دکتر محدیان عزیز به نکته کاملا درستی اشاره فرموید و در توضیح صحبتهای جنابعالی خاطرم هست روزی مرحوم حجازی در مقابل عادل فردوسی پور که در ارتباط با بحث فساد در فوتبال ازا ایشان سوال کرده بودند جوابی دادن که فکر میکنم گویای بحث مشکلات نقدهای نامحترمانه و ترس افکن در همه بخشها و صنایع مختلف جامعه است …مرحوم حچازی عنوان کردن کدام بخش از جامعه را می توانید مثال بزنید که پاک باشد و توقع پاکی از فوتبال داشته باشید ؟؟!!!
در سینما وقتی کارگردانی برای شکستن کلیشه های از پیش تعیین شده بازیگری که مردم همه تا پیش از این بازی کمدی از آن دیده اند به اونقش جدی می دهد کمتر پیش می آید که حمایتی صورت گیرد برای این ساختارشکنی و عموما با واکنشهایی مواجه می شوند که عطای این کار را به لقای آن می بخشند هرچند در موارد بسیار استثا این تغییر با واکنش مثبت و گرفتن جوایز مواجه می شود (سعید آقاخانی در نقش جدی برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فجر)
در ورزش مربی مثل مجید جلالی که علاقه مند به کار با جوانان و بازیکنان آینده دار است بعد از سالها و فشارهای گوناگون به ایشان در نهایت به این نتیجه می رسد که استفاده از میوه رسیده در شرایط کنونی کشور نتیجه بهتری خواهد داشت و حداقل آن این است که نگاه روزنامه های بعضا زرد کشور به آن بازیکنان می باشد و از دام انتقادهای گوناگون در امان خواهد ماند.
در بحثهای کاری عادت کرده ایم بدون اینکه از مسیر طی شده توسط مدیر یا مقام بالاتر آگاه باشیم و سختیهای کاری ایشان را ببینیم خود را در جایگاه قضاوت قرار داده و بدون کمترین آگاهی نسبت به شرایط کاری ایشان اورا از هر نظر نقد کنیم….
و مثالهای فراوان دیگر…….
حال سوالی که مطرح می شود چرا اینگونه است ؟؟؟
به نظر می رسد ضمن اینکه ما عادت کرده ایم قالبهای ذهنیمان تغییر نکند تا استرس کمتری از فضای ناشناخته داشته باشیم از دیگران نیز چنین توقعی را داریم که البته این قسمت مثبت و اخلاقی این نگاه است و در قسمت منفی که وجه قالب جامعه ما می باشد در بحث انتقاد ما عادت به این امر داریم که موضوعات را شخصی کرده و حتی در کوچکترین بحثهای عادی با دوستان به جای سعی بر روشن کردن مساله سعی بر این داریم که حرف خود را به کرسی بنشانیم یعنی به دنبال رابطه برد -باخت بوده ایم و طبیعی است که در بحثهای انتقادی تبلیغات اندکی به این مساله فکر نمی کنیم که آیا زمان درستی را برای نقد هرچند درست خود استفاده کرده ام ؟آیا ادبیاتی که من برای این نقد استفاده کرده ام موجب رشد کار خواهد شد یا نقش سرکوبی و تخریبگری دارد و سوالهایی دیگر که اگر پرسیده بودیم با جامعه ای تکرار شده در همه ابعاد سیاسی ، اجتماعی ، صنعتی و اقتصادی …. مواجه نبودیم