تا کنون در کافه مارکتینگ جدید، تیزرها و تصاویر تبلیغاتی زیادی از شرکت ها و برندهای مختلف ایرانی و خارجی مورد بررسی و گاهاً نقد قرار گرفت. همراهان کافه هر کدام نظرات ارزشمندی را مطرح کردند. این نظرات گاهی صرفاً نظر شخصی بود و گاهی نقد کارشناسانه و علمی. برخی از دوستان هم حین بررسی و نقد اثر تبلیغاتی توامان به هر دو جنبه علمی و هنری تبلیغات توجه داشتند.
نقدی درست و منطقیست که بدور از هرگونه جانبداری و اعمال صرف احساسات باشد. گاهی اوقات ممکن است که منتقد با سبکی که اثر تبلیغاتی بر مبنای چارچوب آن تدوین شده است، آشنا نباشد و همین موضوع نقد وی را جهت دار کند. کتاب سبکهای تبلیغاتی که به قلم شیوای دکتر محمود محمدیان و جناب علی خویه تدوین و تالیف شده است، کتابی بسیار ارزشمند در شناسایی همین چارچوبهای تدوین آثار تبلیغاتی میباشد. این کتاب به دلایل مختلفی اکنون در بازار ایران تقریباً نایاب شده است. لذا با توجه به اهمیت موضوع و علاقه بسیاری از همراهان کافه بازاریابی به تهیه و مطالعه این کتاب، تصمیم گرفتم تا در قالب مجموعه مطالب سریالی، فرازهای ارزشمندی از این کتاب را به همراه چند اثر تبلیغاتی مرتبط با موضوع هر بحث مطرح کنم. امیدوارم که مورد قبول دوستان واقع شود. شما می توانید با لایک و دیسلایک کردن؛ حمایت خود را از ادامه این مطلب در کافه بازاریابی بیان کنید.
اگر به تبلیغات نگاهی ساختاری داشته باشیم، می توانیم بگوییم که تبلیغات عنصری است که از هنر و علم سرچشمه میگیرد تا بتوان به هدف فروش و بازاریابی یک محصول کمک کند. در این میان برقراری توازنی بین آنها برای آنکه هیچ کدام قربانی دیگری نشود، بسیار مهم است. هنر را میتوان در کیله قالبهای هنرهای تجسمی و غیر تجسمی، بیانی و غیر بیانی در نظر گرفت و بازاریابی را می توان علم گسترده ای که به مطالعه نیاز مصرف کننده و پاسخگویی به آن نیاز می پردازد، دانست. اما چون بیان و نحوه ارایه یک اثر تبلیغاتی به هر صورت با هنر در ارتباط است، پس می توان با نگرشی هنری برای تبلیغات، سبکهایی را در نظر گرفت. در کتاب سبک های تبلیغاتی، تلاش شده است از دیدگاه بازاریابی، سبک هایی را از منظر هنری برای تبلیغات تهیه، تبیین و تدوین کرد. همچنان که علوم و تکنولوژیهای هنری پیشرفت می کنند و سبک های هنری یا مکتب های مختلف زیبایی شناسی دگرگون میشوند، تبلیغات نیز تحت تاثیر این تغییرات متحول میشود. دو عامل زیبایی و اثربخشی، نقش به سزایی در نحوه ارایه تبلیغات دارند. زیبایی یک تبلیغ ضرورتاً به مفهوم اثربخش بودن آن نیست. برقراری توازن و ارتباط همگون بین این دو متغییر کار بسیار دشواری است که لازمه آن داشتن ازطلاعات و آشنایی کامل با هر دو متغییر است. این واقعیت هدفیست که از این پس، دوشنبه هر هفته در مجموعه مطالب سبکهایی تبلیغاتی پی خواهیم گرفت. پس با ما همراه باشید.
سبک کلاسیک در تبلیغات

سبک کلاسیک، سبکی است که وضوح، سادگی و زیبایی هندسی کامل در رنگها، تصاویر و صحنه هایی که تبلیغ می شود، وجود دارد. در این نوع آثار که با تقلید کامل از کالا یا خدمت تهیه می شود، زیبایی قانونمند، هندسی و ظاهری از اهمیت ویژه ای برخوردار است. برای نمونه برنامههای تبلیغاتی که به طور واضح و زنده، بدون هیچگونه اغراق در کالا و خدمت با استفاده از فیگورهای عادی انسانی تهیه شود، سبک کلاسیک است. تبلیغات کلاسیک یعنی یک تبلیغ انسانی و نشان دادن انسان به هر صورتی در ارتباط با کالا و محصول. گرایش به مکتب کلاسیک در بین مردم عادی بسیار زیاد است، به همین منظور در مورد کالاهایی که بازار هدف آنها بیشتر عامه مردم هستند، از این سبک تبلیغاتی استفاده میشود. این نوع تبلیغ معمولاً برای کالاهایی مناسب است که بیشتر بدیداری باشد و زیبایی کالا، خدمات و ایده بتواند در اثر تبلیغاتی به راحتی نشان داده شده و مخاطبان با دیدن اثر تبلیغی بتوانند خود کالا، خدمات یا ایده را لمس کرده و ببینند. این سبک معمولاً برای تبلیغ کالاهایی که در زندگی روزمره به کار می روند نتیجه خوبی میدهد.
پی نوشت: به نظر شما کدامیک از تیزرهای زیر اصلالت بیشتری در کلاسیک بودن دارد؟؟ توجه، کلاسیکتر بودن به معنی بهتر بودن نیست!!
.
.
.
.
.
سلام
آقای حسینی خیلی ممنون، این بخش عالیه، لطفا حتما ادامه بدید. اینکه هم تبلیغ چاپی و هم تلویزیونی گذاشتید خیلی خوبه، کارتون حرف نداشت.
سرکار خانم احمدی ممنونم از اظهار لطفتون
بروی چشم
سلام
خیلی مطلب خوبی بود مرسی.
در مرود تبلیغات هم فکر میکنم تبلیغ صحت کلاسیک تر بود
منتظر مطالب بعدی این بخش هستم
ارادت داریم جناب داور نیا
دقیقاً در خصوص شامپو صخت با شما هم نظرم.
جدای از این موضوع، انتظارم بر این بود که حداقل 10 الی 15 نفری در این نظرسنجی شرکت کنند تا بتوانیم بحث تخصصی خوبی را با حضور شما ترتیب بدهیم. اما نشد، به امید خدا مطالب بعدی بتواند نظر مخاطبان را جلب کند
امیدوارم که این بخش ادامه پیدا کند، مطلب جذابی بود.
در موردتبلیغات هم به نظر من تبلیغات خودکار در میان این تبلیغات های نامبرده رتبه اول رو داشت، چهره و تیشرت شخص خیلی سادست ، و بدور از هرگونه ابزار جلب توجه خاصی. همچنین نوشتن با خودکار را به طور واضح به نمایش گذاشته و اینکه از خط پیوسته دستنویس لاتین استفاده کرده که افراد انگلیسی زبان در نوشته های روزمره خود نیز به صورت پیوسته نگارش میکنند.
بعد از آن فکر میکنم تبلیغات شامپوی صحت است که به رنگها خیلی دقیق پرداخته شده است و حس تازگی و سادگی زیادی به همراه دارد.
بعد از آن تبلیغات. کارتخوان پارسیان که از صحبت میان افراد همان حس سادگی را تا حدودی انتقال میداد،
از تبلیغات چای کاپیتان هم اصلا خوشم نیومد، 🙂