در کافه بازاریابی قدیم یادداشتی نوشته بودم با عنوان سوپرمارکتهای زشت شهر من و فضای تبلیغاتی در سوپرمارکتها را نقد کرده بودم. امروزه وضعیت سوپرمارکتها نه تنها بهتر نشده بلکه بسیار بدتر شده. به همین خاطر بد ندیدم آن مطلب را دوباره در این کافه جدید نیز درج کنم. واقعا چه بر سر سوپرمارکتها میاید.
یادم می آید آن قدیم ها، تبلیغاتی ترین وسیله ای که در بقالی ها یا سوپرمارکتهای امروزی دیده می شد تکه مقوایی بود که فروشنده عبارتی مانند “شیر رسید” یا “فلان محصول تمام شد” را با ماژیک روی آن می نوشت. اما امروز اشباع و یا گرانی رسانه هایی نظیر تلویزیون، توجه تولیدکنندگان را به تبلیغات فروشگاهی (In-Store Advertising) دوچندان کرد. اهمیت تبلیغ در نقطه خرید (Point Of Purchase -POP) به قدری بالا رفته که تولیدکنندگان بخشی از امکانات مورد نیاز سوپرمارکتها نظیر قفسه ، یخچال و یا تابلوی سردر فروشگاه را با برند شرکت خود برای صاحب سوپرمارکت تامین کنند تا از این طریق تبلیغی برای محصول نیز داشته باشند. این جنگ در بیرون از فروشگاه با تابلوی سردر ، سایه بان و انبوه پوسترهای سریالهای شبکه نمایش خانگی و فیلم های سینمایی چسبیده بر شیشه شروع می شود. پوسترهایی که تصویر شهر من را زشت کرده است. به محض ورود به سوپر مارکت به اولین چیزی که برخورد می کنید قفسه مقوایی با برند چی توز یا نان فورنی و یا محصولات یامی است که محصولات خودشان را در آن عرضه کرده اند. (شهرداری هم با سد معبر اصلا کاری ندارد). با ورود به فروشگاه یخچالهای میهن و کاله و یا یخچال نوشابه های خارجی نگاه مشتری را به سمت خود هدایت می کند و در نهایت انواع اقسامدنگرها، ووبلرها، گوندلاها و شلف استیکرها از سقف و کف و جناح های مختلف پیام خرید برای شما می فرستند.
آنچه که در حال حاضر شاهد آن هستیم هجوم بی قاعده برندها به شبکه فروش است. جایی که اعتقاد بر آن است که عمده تصمیم خرید در آنجا اتفاق می افتد. من اعتقاد دارم تبلیغات ما بیش از آنکه به تمام رسانه ها بپردازد صرفا دانش مخاطب را در چند حوزه رسانه مثل تلویزیون، روزنامه و تبلیغات محیطی تقویت کرده است و هیچ پرداختی به حوزه هایی نظیر In-Store Advertising نداشته است. این عدم پرداخت، بلایی سر فروشگاههای ما می آورد که در حال حاضر شاهد هستیم. یعنی انبوهی از عکسها و کاغذهای غرق در هم که مخاطب اندک توجهی به آن نمی کند. یادم می آید که با جمع شدن ناخواسته ویدئوکلوپ ها و باز شدن پای فیلمهای سینمایی به سوپرمارکتها این پوسترهای تبلیغاتی بودند که از دیوارهای یک سوپرمارکت بالا می رفتند. گرافیک ضعیف این پوسترها که احساس حماقت را در انسان رقم می زند به قدری منظره سوپرمارکتهای شهر را زشت کرده است که ضرورت پرداخت جدی به این موضوع را دو چندان کرده است. امروز با شنیدن واژه سوپرمارکت یاد عبارت “سری جدید قهوه تلخ رسید” می افتم. فیلمها و موسیقی هایی که تصویر سوپرمارکتهای شهر من را آلوده کرده است. گویی که نظم و زیبایی از اینجا فروشگاهها رخت بر بسته است.
هر روز تعدادی پوستر جدید بر روی قبلی ها سوار می شود و با این کار چهره سوپرمارکتها را نازیبا می کند.
آقای محمدیان سلام
سوال:
چرا مردم برای گرفتن بلیط قطار یا هواپیما، به سوپر مارکتها مراجعه نمی کنند؟
اولا مردم به این موضوع آگاهی یافته اند و د ضمن بعضی از سازمانها وظایف خود را به نحوی خوب رعایت کرده و رسیدگی می کنند.
حالا همانطوری که بهداشت برای رسیدگی بهداشت فردی و محیطی به فروشگاهها مراجعه میکند، برای همچنین مواردی هم اتحادیه یا سازمان خاصی باید نظارت کاملی را داشته و برای صاحبان و کارکنان این نوع فروشگاهها نیز آموزشهای دوره ای نیز برگزار نماید.
ممنون جناب احمدی بزرگوار. به نظر حضرتعالی چه سازمانی میتواند متولی انجام نوع نظارت پیشنهادی شما باشد؟؟
با سلام و احترام خدمت شما جناب محمدیان و دوستان کافه
من مطالب این کافه رو دنبال میکنم از اینکه به مسائل این فرمی نیز اهمیت میدید خوشحال شدم چون یه جورایی به مسائل اجتماعی و محیطی و انسانی (مثل زیبایی شهر ، راست گویی در تبلیغات و… ) نیز نیم نگاهی دارید
مخاطبان شما بازاریابان هستند با این مطالب یه تلنگر به ماها می زنید
واقعا تبلیغات به چه قیمتی؟ درسته که آلبوم یک خواننده مشهور کنار سریال ها یا فیلم های ضعیف و سطحی تبلیغ بشه؟