در فنجان های قبل، درباره تعریف برند و جایگاه یابی آن کمی صحبت کردیم. بیانیه جایگاه و Brand Mantra را بررسی کردیم و کارکرد آن ها را شناختیم. در فنجان ششم درباره المان های برند صحبت خواهیم کرد. عناصر تشکیل دهنده یک برند چیست؟ با ما همراه باشید.
المان های برند مواردی هستند که یک برند را تعریف می کنند و آن را از برند دیگر متفاوت می کنند. مهمترین المان های یک برند را می توان نام برند، لوگو، سمبل، کاراکتر، بسته بندی، رنگ، آدرس اینترنتی و شعار آن برند در نظر گرفت. چند فنجان درباره المان های برند صحبت خواهیم کرد و سعی دارم درباره چند المان با هم کمی علمی صحبت کنیم. مدیران و مشاوران برندینگ، المان های برند را جهت افزایش آگاهی برند و شناخت آن بین مشتریان بازار هدف به کار می برند. هر کدام از این المان ها می توانند افکار قبلی مدیران را در زمینه جایگاه یابی عملیاتی کنند. پس المان های یک برند و شناخت آن و همچنین چگونگی ترکیب این المان ها از وظایف خطیر یک مدیر برند است. چگونگی استفاده از هر کدام از این المان ها بر ارزش ویژه یک برند تاثیرگذار است و وظیفه یک مدیر برند حداکثرسازی ارزش ویژه برند با استفاده از ابزارها و مواردی همچون المان هاست.
قبل از بررسی چند المان، باید معیارهایی برای بررسی معرفی کنم تا بتوانیم این المان ها را براساس آن معیارها در شرایط مختلف مقایسه کنیم و به عنوان مدیر یا مشاور برندینگ، بهترین تصمیم را اتخاذ کنیم. به طور عمومی، شش معیار برای المان های برند معرفی می شود که در ادامه هر کدام را تا حدودی بررسی خواهیم کرد:
1. Memorability
برای رسیدن به ارزش بالای یک برند، باید برند شما در خاطر بماند. باید به راحتی به خاطر بیاید و ذاتا این قابلیت را داشته باشد. پس المانی که طراحی می کنید باید این قابلیت را داشته باشد. این معیار یکی از مهمترین معیارهای المان های برند است.
2. Meaningfulness
المان شما باید معنی دار باشد. علاوه بر اینکه اطلاعات عمومی درباره طبیعت و طبقه بندی کالا یا خدمت برند در بر داشته باشد؛ بتواند اطلاعات مشخصی از وضعیت و فواید کالا یا خدمت خاص شما را نیز به بازار منتقل کند. به نظر شما آیا المان نام موسسه ریحانه گستر مشیز طبقه بندی یک موسسه مالی را منتقل می کند؟
3. Likability
به طور مجزا از دو معیار قبلی، آیا المان شما از نظر ظاهری، کلامی و یا موارد دیگر دوست داشتنی هست؟ جدای از دو مورد قبلی، آیا المان نام برند کیک شاداب مهر دوست جذاب است؟ هر کدام از المان ها باید این معیار را داشته باشند. المانی که طراحی می شود باید بتواند در ذهن مشتری جایگاه یابی کند. باید زیبا باشد.
4. Transferability
المان ها باید طوری طراحی شوند تا اگر مدیران کسب و کار تصمیم گرفتند کالا یا محصول جدیدی را در طبقه بندی های مختلف، ارائه کنند، برند پتانسیل پشتیانی داشته باشد. پفک های اشی مشی یادتان هست؟ کدامیک از دیدن لوگوی اشی مشی بر روی نوشابه کولا احساس خوبی داشتید؟ آیا برند اشی مشی پتانسیل انتقال را داشت؟ از این گذشته، در دنیای پر رقابت امروزی که مرزهای تجارت درحال کمرنگ شدن هستند؛ باید المان ها طوری طراحی شوند که در مرزهای جغرافیایی و فرهنگی دیگر نیز پتانسیل پشتیبانی از محصول و خدمت ما را داشته باشند. در ترجمه نام، شعار و یا بسته بندی خود دقت کنید! در این باره بیشتر صحبت خواهیم کرد.
5. Adaptability
ارزش ها و عقاید مشتریان در گذر زمان تغییر می کنند. المان هایی که طراحی می شوند باید قابلیت به روز رسانی داشته باشند. هر چقدر بهتر المان ها طراحی شوند؛ در آینده راحتتر به روز می شوند. اما اینکه چگونه به روز شوند را باید خوب بررسی کرد.
6. Protectability
المان هایتان را طوری طراحی کنید که قانونی باشد و بتوانید از آن ها در دادگاه ها دفاع کنید. مخصوصا اگر کسب و کاری در خارج از مرزهای جغرافیایی اش فعالیت می کند؛ باید مدیر برند و مشاورانش به این معیار اهمیت فوق العاده ای بدهند. ممکن است المان نام یا لوگوی شما در کشوری دیگر ثبت قانونی شده باشد و یک عدم بررسی اولیه، سازمان را در ادامه کار با بحران رو به رو سازد. چند روز پیش بود که خبر رسید شرکت مایکروسافت نام سرویسSkyDrive را به OneDrive تغییر می دهد چون شرکت بریتانیایی BSkyB از مایکروسافت شکایت کرده است! به همین سادگی برندی که ماه ها برای آن تلاش شد تغییر نام یافت. و این برای مدیر این برند به هیچ وجه اتفاق خوشایندی نیست!
در این فنجان به طور خلاصه درباره معیارها صحبت کردیم. معیارهایی که در عین سادگی، هر کدام می توانند نقش حیاتی در موفقیت یک برند بازی کنند. در ادامه شنبه های یک فنجان برندینگ، برخی از المان ها را بررسی خواهیم کرد و نقش این معیارها را بازخواهم گفت. برندهای ایرانی متاسفانه خیلی به این معیارها اهمیتی نمی دهند. آیا می توانید مثال هایی از برندهای ایرانی بزنید که برخی از این معیارها درباره آن ها صدق نمی کند؟
پی نوشت 1: ممکن است در کتاب ها یا سایت های دیگر معیارهای دیگری هم معرفی شده باشند. به نظر من مهم تعداد این معیارها نیست؛ کارکرد آن هاست. معمولا معیارهای معرفی شده دیگر، جزء زیرمعیارهای این معیارهای اصلی است. به همین دلیل در این فنجان به همین شش معیار بسنده کرده ام.
پی نوشت 2: دوستانی که تازه به جمع یک فنجان برندینگ ملحق شده اند؛ فنجان های قبلی را جست و جو کنند و بنوشند. در ادامه یادداشت ها، از مطالب بررسی شده قبلی استفاده خواهم کرد. لطفا شنبه های قبلی را جست و جو کنید و از این به بعد شنبه ها با یک فنجان برندینگ همراه باشید.
آقای عزیزی سلام
امیدوارم که همیشه و در همه حال موفق و شادکام باشید.
در اینکه نوشته های شما خوب و بی نظیر هستند، اصلا شکی نیست. اما ای کاش کمی هم در مورد آمار زیر فکری بکنید.
من رک و پوسکنده بگویم که این سایت محل بی نظیری هستش و شما به راحتی می توانید از بعضی موارد نکات ریز و ارزنده ای را بیاموزید و جا داره از برادران محمدیان که زمات زیادی را می کشند، کمال تشکر خودم را نیز در اینجا ابراز نمایم. در ضمن من هم
می دانم که خیلی عوامل می تونه اثرگذار باشه. اما ای کاش فکری برای این موضوع بکنید.
در هر صورت این گوی و این میدان.
درس معلم گر بود زمزمه محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را.
فنجان اول: 9 نظر
فنجان دوم: 17 نظر
فنجان سوم: 10 نظر
فنجان چهارم: 9 نظر
فنجان پنجم: 1 نظر
فنجان ششم: ؟
سپاس
سلام جناب آقای احمدی عزیز
نسبت به فنجان های برندینگ لطف دارید
تعداد کامنت ها را زیر نظر دارم
خوشحال می شوم اگر حضرتعالی و سایر دوستان در ارتباط با تعداد کامنت ها هم نظر دهید
به نظر شما چرا کامنت ها روند نزولی داشته است؟
حضرتعالی از فنجان اول همراه بودید. نظر شما و سایر دوستان برای بنده یادگیری خواهد داشت.
سپاس از همراهی شما
آقای عزیزی سلام
آیا برای فنجان اول و دوم شما نظری نوشته است؟ خوب جواب نه هستش. چرا؟
این موضوع را برای آقای محمدیان هم نوشته بودم و فکر می کنم که برای مطالب شما نیز مفید خواهد بود، زیرا که به نطرم بسیار مهم هستش.
“اگر مطالبی از صفحه اول سایت به صفحات دیگر انتقال می یابد، دیگر خواننده ندارد و نظری برای آن نوشته نمی شود و این یعنی خواننده ندارد. من خودم الان بیش از چند ماه هستش که این موضوع را زیر نظر دارم.”
مثال بارزش دو مطلبی که من برای سایت ارسال کرده بودم. کسی دیگر نظری ننوشته است. چرا؟
چون به چند صفحه دیگر منتقل شده است.
در مورد کامنتها و نظریات نوشته اید.
در فنجان اول و دوم مثال های بی نظیری آورده بودید و این در حالیست که بعداً آدرس سایت و لینک می دادید تا کاربران مراجعه کنند.
از یک روان ساز استفاده می کردید بهتر بود.
منظورم اینکه بعد از یک فنجان برندینگ در شنبه هفته دیگر باز هم مثال دیگری مربوط به اون موضوع می آورید و فنجان دوم و … را برای هفته بعد می انداختید. یعنی هر فنجان دو هفته طول می کشید اما با دو یا سه مثال مفید و پر از انرژی و انگیزه همانند تیزر اپل و حتی در طول هفته.
اگر خاطرتان باشد در مورد تبلیغات اپل نوشته بودید ” تغییر می دهند”.
سوال
چه چیز رو؟
جواب
تیزر خودش کاملا مشخص می کنه چه چیزی رو.
منظورم اینکه مثال ها خیلی مهم هستند و مهمتر از اون اینکه مردم چه چیزی رو باور دارند و کدام نوع مثالهایی رو دوست دارند.
” مردم آنچه که شما انجام می دهید را نمی پذیرند، بلکه اونها دلیلی که آن کار را انجام می دهید، می پذیرند.”
خوب حالا دلایل شما برای نوشتن مطلب تحت عنوان یک فنجان برندینگ چیه؟
در موردهای بعدی دلایل شما کم رنگ و کم رنگتر شده است.
حالا در طول اون دو هفته، هم فرصت کافی خواهید داشت که برای فنجان دیگر مثالهای خوب جمع آوری کنید و هم فرصتی دو هفته ای برای مرور دوباره مطالب هفته بعد و خصوصا نمایش مثال و تبلیغات مربوط به اون.
آیا خبر دارید که مردم دیگر کتاب و مطلب نمی خوانند؟
از این مورد باید کمال استفاده رو کرد یعنی اینکه به عوض نوشتن مطالب زیاد و توضیح در اون مورد، با زدن مثال و تبلیغات و حتی استفاده از نوشتار داستانی کوتاه و حتی خیلی کوتاه.
آقای عزیزی نمی دانم که شما در چه شغلی هستید، اما این را بگویم که این سایت، سایت خوبی هستش و من تنها با نگاه کردن به موضوعات می توانم نتایجی رو در اون بدست بیارم.
از همه مهمتر اینکه، حالا هم دیر نشده است شما به راحتی می توانید موضوعات را تغییر و تعدیل نمایید.
در آخر از اینکه به نوشته هایم توجه کردید، ممنونم.
امیدوارم که موفق و شادکام باشید.
با سپاس
سلام،
مرسی از مطالب بسیار خوبتون.
یکی از برندهای مطرح ایرانی که المان Transferability را نقض کرده است، برند “تک ماکارون” است. این برند با تولید ماکارونی وارد بازار شد و نام برند کاملا با نوع محصول سنخیت داشت. اما بعد از مدتی وارد تولید طبقه بندی محصولات دیگر نیز شد که دیگر این نام تجارتی سنخیتی با محصولات دیگر نداشت. به عنوان مثال آرد تک ماکارون. به عقیده من این یکی از بزرگترین خطاهای بازاریابی این شرکت محسوب می گردد که از ابتدا نامی انتخاب نکردند که قابلیت گسترش داشته باشد.
با تشکر
با سلام
گیلدای عزیز، نظر و عقیده شما کاملاً محترم. اما من متفاوت از شما فکر می کنم. برای مثال شما با واژه Apple آشنا هستید، بعد از شنید این کلمه، ابتدا محصولات اپل به ذهنتان می رسد یا سیب. مطالبی که من دنبال می کنم، نشون میده که تعداد قابل توجهی از امریکایی ها با شنیدن Apple، ذهنشان به سمت محصولات اپل جهت می یابد. و این یعنی قدرت برند. یه مثال دیگه، Icepack که نوشیدنی گرم و ذرت مکزیکی هم صرف می کنه، با اینکه اسمش نا خودآگاه بیستی رو به ذهن متبادر می کنه.
البته در مثال تک ماکارون که شما بیان کردید، معتقدم که طیف محصولات خیلی گسترده و از هم دور نیست. من اشتباه بازاریابی این شرکت رو انتخاب نام تک ماکارون نمی دونم، بلکه به نظرم استراتژی این شرکت که باعث شده برند “تک ماکارون” تنها با نماد یک محصول (یعنی رشته ماکارونی) تصویرسازی بشه، مناسب نبوده. اما مطمئن هستم که شرکت تولیدی تک ماکارون، به عنوان یکی از اولین ها در صنعت خودش، جای خودشو بین مصرف کنندگان باز کرده.
سلام مجدد،
آقای حسینی در قوی بودن برند تک ماکارون هیچ شکی نیست، من خودم یکی از مشتری های وفادار این برند هستم. ولی با وجود توضیحات شما، کماکان معتقدم این برند یک اشتباه بازاریابی داشته. به نظر شما چه رابطه ای بین آرد گندم و ماکارونی به عنوان یک مصرف کننده وجود داره؟
برند اپل یک مقوله کاملاً جداگانه است. اپل یک نام کاملاً نا مرتبط با محصولات خودش انتخاب کرد، بنابراین وقتی محصولات خودش رو گسترش بده، با توجه به جاافتادن برند، مشتری ها به راحتی محصول جدید با برند اپل را می پذیرند. اما تک ماکارون یک نام کاملاً مرتبط با محصول اولیه خودش انتخاب کرد و بعد از جاافتادن برند در ذهن مشتری، محصولات خودش رو گسترش داد و برخی از محصولات جدید به عقیده من ارتباط مستقیم با نام برند ندارد.
با سلام و درود و سپاس از مطالب زیبا و پر مغز جنابعالی
بنده خواهشمندم که جناب عزیزی چند نمونه از پروژه هایی که در مورد برندینگ انجام داده اند را معرفی کنند ؟؟
با سپاس فراوان