مطلبی به قلم آزاده ایزدگشسب؛ شهرموشها برای ما دهه شصتی ها یک نوستالژی شیرینه. حالا با گذشت سی سال، شهرموشها ۲ اکران شده و موفقیت اون تا به این لحظه چیزی کمتر از فیلم قبلی نبوده. به غیر از زحمت زیادی که برای فیلم کشیده شده، از سناریو گرفته تا طراحی عروسک ها و دکور و خلاقیت در شخصیت پردازی ها و … ، کمپین تبلیغاتی حرفه ای برای فیلم اجرا شده که به نظر من سهم زیادی در فروش بالای این فیلم داشته. تلاش هایی که کمتر در صنعت سینما به چشم می بینیم.
چندماه پیش یک وب سایت اطلاع رسانی برای پروژه سینمایی شهرموشها به نام «خبرگزاری موشنا» راه اندازی شد. در این وب سایت اخبار، مسابقه، گزارش، خاطرات و نظرسنجی های مرتبط با فیلم قرار می گیرد. جالب است که در یادداشت هایی سعی شده تا بخشی از سناریوی فیلم برای تحریک کنجکاوی مخاطبین مطرح شود. با عضویت در این وب سایت، فرد به عنوان یک موشوند (شهروند افتخاری شهر موشها) درآمده و از طریق ایمیل از اخبار و رویدادهای فیلم باخبر شده و به قید قرعه در مراسم رونمایی فیلم در شهرهای مختلف شرکت داده می شود.
پس از آن بیلبوردهای جذابی از فیلم در سراسر شهر دیده شد. نکته قابل توجه حضور حامیان مطرحی چون بانک گردشگری، شرکت کرمان موتور، مینو و تاژ است که حضوری پررنگ از ابتدای پروژه داشته اند. نکته دیگر ذکر نام حامیان به طور خلاقانه در خلال فیلم است مثلا مستخدم خانه آقای کپل و خانم نارنجی، خانمی به نام «تاژ بانو» است!. بلافاصله پس از اکران فیلم، عروسک های شهرموشها به بازار آمدند که جذابیت بیشتری را برای مخاطبین کودک ایجاد می کند. همچنین به تازگی یک بازی آنلاین به نام موشوندان راه افتاده است که داستان آن از انتهای فیلم شروع می شود. داستان بدین قرار است که موشوندان باید موشکده خودشان را بسازند و امنیت شهرشان را بالا ببرند تا برای همیشه از دست اسمشو نبر خلاص شوند و به هدف بازی که جشن صلح و دوستیه برسند.
پاورقی: به نظر شما علت اینکه چنین تبلیغات گسترده و برنامه ریزی شده ای را کمتر در صنعت سینما می بینیم چیست؟
سلام و شاد باش به مدیر محترم دوست گرامی آقای حسینی عزیز
خیلی متشکر هستم . از این اطلاع رسانی و مقالات مفید.چنین به نظر می رسد که مدیران موفقیت و فرهنگ سازی به همراه موفقیت را ببینند و در آنها ذوقی پیش آید و جنب جوشی کنند و گامی بردارند.گامی در ترویج فرهنگ های درست و البته …………..آپدیت ……………
اما این نوستالوژی زیبا و خاطره ساز به خصوص برای ما دهه 60 ها،دوست داشتنی است.اگر با آموزه دینی و یا آموزه شعر و ادب نشود فرهنگی را ساخت،و یا از تخریب جلوگیری نمود،ولی فکر خوبی است از دیدگان محو تماشای افراد در برنامه ای خاطره انگیز ،حرف هایی را هم گفت و فرهنگی را هم مراقبت نمود.من خیلی خوشحال هستم که شما هم با عنوان طعم فرهنگ این مطلب را آورده اید.
بزودی دفاتر مدرسه،قلم و خودکار ها،و غیره برای بچه مدرسه ای ها هم با موشوندانی ها ترکیب می گردند.
ممنون .
سپاس جناب آقاجانی. امیدوارم موفقیت این پروژه موجب ادامه این تلاش ها برای غنای فرهنگی کودکان سرزمینمان شود.
ممنونم جناب آقاجانی و از سرکار خانم ایزدگشسب که با دید تیز بین خود این مطلب را مرقوم کرده اند سپاسگزارم. منم هم به مانند شما معتقدم که این کمپین تبلیغاتی به زودی نوک پیکان خود را به سمت لوازم تحریر و بچه مدرسه ای ها هدف خواهد گرفت.
جناب حسینی ممنون از لطف شما. حدس شما و آقای آقاجانی کاملا درست است و لوازم التحریر شهرموشها خیلی به موقع و قبل از شروع سال تحصیلی جدید به بازار آمده است.
سپاس از اطلاعات جامعي كه مطرح كرديد.
واقعا چه كمپين تبليغاتي قوي در اين راه گام برداشته.خيلي عاليه.
در بسياري از فيلم ها ديديم كه اسپانسرها جز جدانشدني در جريان فيلم هستند به عنوان مثال فيلم دوخواهر و خيلي فيلم ها كه داراي يك سناريو تكرارري هستند و يك نفر مدير اون كارخونه است.
به نظر خودم علت اينكه چنين برنامه ريزي انجام نشده شايد پي نبردن به موثربودن اين نوع برنامه ريزي هاست.شايد بازاريابان ما صنعت سينما رو ناديده گرفته اند كه به نظرم با شروع اين كمپين شهر موشها احتمالا گام هاي بهتري خواهند برداشت.
ممنون خانم توانا. بله حق با شماست متخصصین بازاریابی کمتر به این حوزه پرداخته اند و سینماگران ما نیز انگار طول می کشد تا به این همکاری ها و نتیجه بخش بودن آنها اعتماد کنند. به نظر من هم موفقیت این پروژه به ایجاد این فضای اعتماد کمک خواهد کرد.
خانم ایزدگشسب ممنون از مطلب خوب جنابعالی. خوشحالم که در حوزه بازاریابی فعالانه تلاش می کنید ارتباط خود را با کافه حفظ کنیدو پیوسته مطلب بنویسید. ممنون
لطف دارید استاد بزرگوار. به روی چشم.
سلام
متاسفانه وضعیت تجاری سینمای ما اصلا خوب نیست به خاطر اینکه سینمای ایران هنوز جایگاه خودشو بعنوان یک رسانه ازاد که باید پولشو از جیب مردم دربیاره پیدا نکرده. هنوزم درصد بالایی از فیلم های سینمایی ما با کمک های دولتی و فارابی ساخته می شوند. این میشه سینمای سفارشی که برگشت سرمایه و سوداوری اخرین هدفشه. مدیر دولتی که براش مهم نیست فیلم بفروشه مهم اینه که بتونه تو دوره کاری خودش این کارم تو پروندش داشته باشه.
هر زمان که بخش خصوصی بطور واقعی تو سینما فعال بشه و نیاز به سرمایه مردم داشته باشه اون موقع میشه انتظار خلاقیت و نواوری در بازاریابی و تبلیغات سینمایی داشت.
ممنون آقای موسوی درست می فرمایید. البته به نظرم آن بخشی هم که از بودجه های دولتی استفاده نمی کنند به دلیل عدم آگاهی از نتیجه بخش بودن روش های علمی بازاریابی، تمایلی به گرفتن مشاوره در این زمینه ندارند. شاید هم این یک فرصت برای مشاوران بازاریابی است که به این حیطه وارد شوند و اعتماد سینماگران را به این روش ها جلب کنند.
سلام
از خانم ایزدگشب برای مطلب بسیار جالبشون تشکر میکنم.
اگر خاطرتون باشه قبلا تبلیغات سینما خیلی بیشتر بود خصوصا درتلویزیون. البته کمپین تبلیغاتی شهر موشها واقعا مثال زدنی بوده و اصولا تبلیغات این چنینی نداشتیم اما به هر حال قدیمها تبلیغات پربارتری رو از سینما شاهد بودیم. به مرور با بالا رفتن هزینه تبلیغات اونم به شکل سرسام آور و از طرفیم تورم و بالا رفتن هزینه و به عبارت دیگر پایین آمدن ارزش بودجه ها، تبلیغات حتی در پاره از مواقع حذف شد. در کنار همه اینها مشکلاتی که برای صنعت سینما و خانه سینما، بازیگران و … پیش اومد همه و همه دست به دست هم داد تا این صنعت به سمت نابودی تدریجی بره. البته در یکی دو سال اخیر تبلیغات سینما کمی بهتر شده اما خب همچنان زخم خورده این جور مسائل هست.
امیدوارم این صنعت دوباره بتونه به جایگاه اصلیش برگرده
ممنون آقای داورنیا از اظهار نظرتون
اخیرا متوليان تبلیغاتی به حوزه ی سینما علاقمند شدند و کم کم حضورشون پر رنگ تر هم خواهد بود. حضوری که با سرمایه گذاری در فیلمهایی مثل رد کارت و آرایش غلیظ شاهد اون هستیم. خیلی خوب میشه که این حرکت تبدیل بشه به برنامه ریزی و اجرای کمین های تبلیغاتی برای فیلم های خوب. مدرسه موشها به دلیل نوستالژي و جذابیت اون برای همه ی سنین در این زمینه موفق ظاهر شده. این حرکت برای فیلمهایی که ارزش هنری دارند قطعا تاثیر گذار خواهد بود. ممنون خانم ایزد گشسب بابت دقت نظرتون. مثل همیشه عالی.
سپاس خانم میراشرفی. من هم امیدوارم شاهد پررنگ تر شدن حضور متخصصین تبلیغات در این حوزه باشیم.
با تشکر از مطلب به جا و خواندنی جنابعالی. همانطور که اشاره فرمودید، بازاریابی و تبلیغات یک صنعت بسیار گسترده و رو به رشد در دنیاست که راهکارهای خلاقانه آن بصورت روزافزونی در تبلیغات به چشم می خورد. گاه به منظور جذب مخاطب از تکنیک های مختلفی جهت تحت تاثیر قرار دادن احساسات افراد استفاده می شود که توجه مخاطب را به سمت یک محصول و یا خدمت خاص منعطف نماید. همانطور که در مطلبتان اشاره نمودید، در تبلیغات گسترده فیلم شهر موشها2 این تکنیک ها به نحو خلاقانه و چشمگیری مورد استفاده واقع شده که استفاده از بیلبوردهای زیبا به همراه شخصیت های جذاب داستان بر تعداد تماشاگران این فیلم سینمایی می افزاید.آنچه که مشخص است این است که مطالعات گسترده تر بر استفاده از نوآوری بیشتر در تبلیغات و همچنین راهکارهای مبتکرانه می تواند در سطح وسیع تری به موفقیت صنعت سینمای ما که متاسفانه طی چند سال گذشته شاهد رکود در این صنعت پول ساز بودیم، منجر شود.
با سپاس فراوان از مطلب ارزشمندتان
خانم باقری از اظهارنظر جنابعالی ممنونم
من فكر مي كنم صنعت گران سينما به دستاوردهايي كه تبليغاتي اين چنيني براي بالا بردن حجم فروش فيلم آنها از طريق ايجاد حس علاقه چه در برزگتر ها و چه در بچه ها مي تواند داشته باشد بسيار كم توجه هستند و همچنين حوزه بازاريابي در كشور ما به اين صنعت كمتر پرداخته است.اميدوارم در آينده شاهد كمپين هاي تبليغاتي ديگري در اين حوزه باشيم.
با تشكر ازتحليل هاي تيز بينانه شما در خصوص اين كمپين تبليغاتي .
ممنونم خانم ملاحسین
کمپین تبلیغاتی شهر موشها علاوه بر هدف اولیه خودش که افزایش فروش این فیلم بوده است ، هم زمان کارکردهای مثبت دیگری را هم داشته است. از جمله : شروع یک جوش تبلیغاتی هم از طریق رسانه ملی و هم از طریق انواع تبلیغات محیطی که این خود حرکتی بدیع در جهت استفاده از تبلیغات ، به عنوان یک ابزار با کارکرد مثبت است.
و نیز الگوسازی برای سایر تهیه کنندگان و فیلم سازان تا از طریق ایده پردازی مناسب برای تبلیغات ضمن افزایش فروش فیلم خود ، به پر رونق شدن صنعت سینما و نیزاستفاده هرچه بیشتر ازدانش متخصصین علم تبلیغات ، مبادرت نمایند.
ممنون خانم محمد امینی، به نکات خوبی اشاره کردید.
خواهش می کنم خانم ایزدگشسب عزیز.
درود به تمام کافه بازاریابی های عزیز…
سینمای هالییود رو در نظر بگیرید منتظرن یک کتاب یا قصه یا کمیک بین مردم گل کنه،در کمترین زمان از این فرصت استفاده میکنن و با یه برنامه ریزی خوب و یه فیلمانه قابل قبول فیلمشو میسازن و چرخ اقتصادی سینماشون رو می چرخونند؛اما تو سینمای ما خبری از این ها نیست یا اگر باشه اینقدر انگشت شماره که به چشم نمیاد…
به نظر میرسه سینمای ایران خیلی وارد چرخه محصولات مختلف نمیشه؛یا میترسن یا قدرت ریسک ندارن یا…
مثلا فیلم هایی مثه مرد عنکبوتی/هری پاتر و.. در سینمای هالییود به انوع فرمت های محتلف تبدیل میشه؛ از فیلم و کتاب گرفته تا پازل و بازی های آنلاین و تی شرت و کلاه و…،اینقدر ورژن های مختلف می سازند که اونا رو میکنن اسطوره ای برای ما ایرانی هایی که خودمون کم اسطوره نداریم؛کار به جایی رسیده که بچه 5 ساله ما تا تی شرت انگرزی برد نپوشه خوابش نمیبره،تا نیاد نیم ساعت بازی انگرزی برد انجام بده افسرده است؛تبلیغاتشون گستردست،ابزار هم دستشونه،راه و روش و اصول رو هم بلدن و خیلی راحت مانور میدن…
اینطرف ما چند نمونه از این جور کارها انجام دادیم؟خیلی کم…در حدی که وقتی بخوایم لیمیت بگیریم ازش به صفر میل میکنه…
شهر موش ها/کلاه قرمزی و… اینقدر کم هستند که به زور به تعداد انگشت های دست می رسند؛فاصله عمیق اکران دوباره شهر موش ها رو ببینید از دهه 60 تا الان،حدود دو دهه میگذره تا نوستالژی برخی ها به وجد بیاد..
یا برخی فیلم ها که ادامه دار شد و به سرنوشت نه چندان خوبی رسید و به بی راهه رفت و با دنباله ای نامید کننده همه رو ناامید کرد…
انشالله که شهر موش ها بتونه تلنگری باشه به این صنعت تا دوباره جان تازه ای بگیره و بتونه یکه تازی کنه،مردم ما سینما زده شده اند،نباید اجازه دهیم سینما با کله بخوره زمین،بیاییم با قدمی هر چند کوچک دست سینما رو بگیریم…