موسم حج فرا رسیده است دوست داشتم این مطلب را بنویسم با این نیت که ما انسانها مثل شرکتها دارای مسوولیت اجتماعی هستیم و هر کس در هر جایی که هست می تواند کارهای ارزشمند انجام دهد تا خلق را از آن بهره آید.
در کتاب تذکرة الاولیاء از شخصی بنام عبدالله روایت شده که: در بیت الله الحرام وقتی از حج فارغ شده بود. ساعتی در خواب شد. به خواب دید که دو فرشته از آسمان فرود آمدند. یکی از دیگری پرسید : امسال چند خلق آمده اند ؟ یکی گفت: ششصد هزار. گفت: حج چند کس قبول کردند ؟ گفت: از آن هیچکس قبول نکردند. عبدالله گفت: چون این بشنیدم اضطرابی در من پدید آمد. این همه خلایق که از اطراف و اکناف جهان با چندین رنج و تعصب از راههای دور آمده و بیابانها قطع کرده، این همه ضایع گردد؟. پس آن فریشته گفت: در دمشق کفشگری نام او علی بن موفق است او به حج نیامده است اما حج او را قبول است و همه را بدو بخشید، و این جمله در کار او کردند . چون این بشنیدم از خواب درآمدم، و گفتم: به دمشق باید شد و آن شخص را زیارت باید کرد. پس به دمشق شدم و خانه آن شخص را طلب کردم و آواز دادم. شخصی بیرون آمد. گفتم: نام تو چیست؟. گفت: علی بن موفق. گفتم: مرا با تو سخنی است. گفت: بگوی. گفتم: تو چه کار کنی؟ گفت: پاره دوزی می کنم. آن واقعه با اوگفتم. گفت: نام تو چیست ؟ گفتم: عبدالله مبارک. نعره ای بزد و بیفتاد و از هوش شد . چون بهوش آمد گفتم: مرا از کار خود خبر ده. گفت: سی سال بود تا مرا آرزوی حج بود و از پاره دوزی سیصد و پنجاه درم جمع کردم. امسال قصد حج کردم تا بروم. روزی زنم که در خانه است حامله بود. از همسایه بوی طعامی می آمد. مرا گفت: برو و پاره ای بیار از آن طعام. من رفتم به در خانه همسایه و آن حال خبر دادم. همسایه گریستن گرفت و گفت: بدانکه سه شبانروز بود که اطفال من هیچ نخورده اند. امروز خری مرده دیدم. پاره ای از وی جدا کردم و طعام ساختم، بر شما حلال نباشد، چون این بشنیدم آتش در جان من افتاد. آن سیصد و پنجاه درم برداشتم و بدو دادم. گفتم: نفقه اطفال کن که حج ما این است.
اي كاش معناي حج را اينگونه مي فهميديم.
سپاس از استاد بزرگوار.
با سلام
خیلی داستان جالبی بود اقای دکتر. امیدوارم روزی انقدر اگاهی و بینش داشته باشیم که بدونیم واقعا هر سرمایه ای رو چطور و کجا باید هزینه کنیم .
ممنونم
من از شما ممنونم
ارادتمندیم استاد
داستان بسیار زیبا و تامل برانگیزی بود. کاش همه به این دید عمیق برسیم.
با اهداء سلام و ارادت
ممنون از جناب عالی ،جناب دکتر مطلبی بسی مفید و تامل بر انگیز بود.آری ،همه ما گامهایی داریم کوتاه ولی تاثیری به بلندای آسمان.
متشکر.
ممنون از همه عزیزانی که به من محبت دارند
چرا امشب کافه ساکته