چند برند خمیردندان به یاد می آورید؟ چند برند تولیدکننده دستمال کاغذی؟ چند برند تولیدکننده ژل ضدعفونی کننده دست؟ چند برند تولیدکننده ضدیخ؟ یا چند برند تولیدکننده بلبرینگ؟ ذهن ما جای چند برند دارد؟ چرا باید با دیدن این حجم از تبلیغات، بسیاری از برندها را فراموش می کنیم و تنها تعداد محدودی برند در ذهن ما جای می گیرند؟ هر روز به تعداد تولیدکنندگان افزوده می شود. شرکت های جدید ثبت می شوند و محصولات و خدمات جدیدی به بازار عرضه می گردد. رسانه ها، ما را بمباران تبلیغاتی می کنند و هر روز به حجم این بمباران افزوده می شود. جامعه ما، همانند هر جامعه انسانی دیگری روی کره زمین، ارتباط زده است. با این حجم از ارتباطات، باید چه کرد؟ چگونه با برندهای دیگر باید جنگید؟ در ذهن مشتری چطور باید نفوذ کرد؟ کتابی که برای نقد انتخاب شده، قرار است پاسخگوی این سوالات باشد: جایگاه سازی: نبردی در ذهن، نوشته ال ریس و جک تراوت و با ترجمه ترانه قطب توسط انتشارات سیته روانه بازار شده است.
ترجمه فارسی کتاب، در 224 صفحه و در 22 فصل تنظیم شده است:
- همه چیز درباره جایگاه سازی
- حمله به ذهن
- نفوذ به ذهن
- نردبان کوچک در سر شما
- از اینجا نمی توانید به آنجا برسید
- جایگاه سازی یک برند پیشرو
- جایگاه سازی دنباله رو
- تغییر و بازسازی جایگاه رقابت
- قدرت نهفته در نام
- تله بی اسمی
- تله سواری مجانی
- تله تنوع محصولات
- زمانی که تنوع محصولات می تواند موثر باشد
- جایگاه سازی یک شرکت: مونسانتو
- جایگاه سازی یک کشور: بلژیک
- جایگاه سازی یک کالا: میلک دودز
- جایگاه سازی خدمات: میلگرام
- جایگاه سازی بانک: لانگ آیلند
- جایگاه سازی کلیسای کاتولیک
- جایگاه سازی خود و خط مشی تان
- شش گام تا موفقیت
- چگونه ترفند جایگاه سازی را به کار ببریم؟
کتاب با یادداشت ناشر و پیشگفتاری از نویسنده شروع می شود. نویسنده در پیشگفتارش سعی دارد مفهوم جایگاه سازی را برای خواننده روشن کند. نویسندگان این کتاب، مفهوم جایگاه سازی را اولین بار در مقالاتی معرفی نمودند و سپس پس از موفقیت آن مقالات، این کتاب را به بازار عرضه کردند. در فصل اول، اهمیت جایگاه سازی برای خواننده کاملا روشن می شود. افزایش تولیدات، افزایش روزافزون تبلیغات، پیدا شدن رسانه های جدید و… همگی این عوامل، دست در دست هم، کار را برای کسب و کارها سخت تر می کنند. نویسندگان سعی داشتند که مفاهیم را با مثال هایی ساده به مخاطب القا نمایند و باید گفت در این کار موفق بوده اند. فصول بعدی ذهن انسان را کمی بررسی می کند. “حدود 450 هزار علامت تجاری فعال در اداره ثبت اختراعات ایالات متحده وجود دارد و سالانه 25 هزار علامت جدید نیز به آن اضافه می شود”. اما ذهن انسان توانایی حفظ چند برند را دارد؟ این برندها باید برای ذهن مشتری با هم بجنگند و تلاش کنند که به ذهن مشتری نفوذ کنند. البته برای پیروزی در این رقابت، شناخت ذهن و رفتارهایش الزامی است. “ذهن انسان نه تنها اطلاعاتی را که با دانش یا تجربه های قبلی اش همخوانی نداشته باشد، رد می کند، بلکه دانش یا تجربه قبلی چندانی هم برای آغاز به کار ندارد”. ذهن انسان ظرفی ناکافی برای حفظ این همه برند و شناخت این همه کسب و کار است. این یعنی باید جنگید!
پس از بررسی کوتاهی از ذهن، نویسندگان در چند فصل به بررسی جایگاه سازی می پردازند. جایگاه سازی برای برندها در جایگاه های مختلف رقابتی، با هم متفاوت است. همچنین ایجاد جایگاهی برای خودتان در ذهن مشتری هم قواعد متفاوتی دارد. در این فصول مثال های موفق و ناموفقی را می خوانید که داستان هر کدامشان می تواند برای کسب و کار شما اتفاق بیافتد. سپس نویسندگان به اهمیت نام مناسب در جایگاه سازی به عنوان یک المان بسیار مهم برند، تاکید می ورزند. در بین تمامی نام های برندهای مختلف، برخی نام ها بهتر در ذهن حک می شوند. برخی نام ها هم توانایی داشتن یک جایگاه مناسب در ذهن مشتری را ندارند. نویسندگان مثال هایی از جنس جامعه خودشان می زنند. اما وقتی این قسمت از کتاب را می خوانید، شما هم به یاد نام های عجیب و غریب برخی از برندهای ایرانی می افتید. واقعا مدیران موسسه ریحانه گستر مشیز، به چه دلیلی این نام را انتخاب کرده بودند؟
بحث بعدی تنوع محصولات و رابطه آن با جایگاه سازی است. بسیاری از مدیران وقتی با موفقیت در محصولی روبرو می شوند، دوست دارند محصولات شان را متنوع کنند. ریس و تراوت در این کتاب، با مثال های زیادی، شما را به تامل بیشتر دعوت می کنند. جایگاهی که برای یک محصول اولیه موفق بدست آورده اید، احتمالا نخواهید توانست برای محصول دوم بدست آورید! البته این قانون همیشگی نیست و دقیقا در فصل بعدی مثال هایی از موثربودن تنوع محصولات آورده می شود. نویسندگان کتاب، تنوع محصولات را تله می دانند نه اشتباه. و معتقدند تنوع محصولات در شرایطی می تواند موثر باشد. البته رویکرد کلی، عدم متنوع ساختن محصولات است.
فصول بعد به بیان مثال هایی از جایگاه سازی در سطح مختلف می پردازد. شرکت، کشور، کالا، خدمات، نهادهای عمومی و فرد، سطوح گوناگونی هستند که جایگاه سازی در آن ها می تواند موثر باشد. در هر کدام از این فصول، نویسندگان آن نمونه را به طور مناسبی بررسی کردند و سعی داشتند که از جوانب گوناگون به آن موضوع بنگرند. نهایتا در دو فصل انتهایی اجرای جایگاه سازی، مورد بحث است. در این دو فصل کمتر از مثال ها استفاده شده و بحث ها به سمت کلی گویی کشیده شده است.
پس از مطالعه این کتاب شما به یک متخصص جایگاه سازی تبدیل نخواهید شد. اما از اهمیت فوق العاده این مطالب آگاهی خواهید یافت. این کتاب، جزء کتب کلاسیک در حوزه بازاریابی دسته بندی می شود. امروزه کمتر کتابی درباره برند خواهید یافت که درباره جایگاه سازی خطی در آن نوشته نشده باشد. مفهوم در جامعه ارتباط زده ما از اهمیت بالایی برخوردار است. اما کتاب هم به گونه ای نوشته نشده که دقیقا پس از آن، قدم به قدم، به یک فرد متبحر در این حوزه تبدیل شوید. بخشی از جایگاه سازی هم هنرمندانه است و برای فهم این بخش از آن، باید تجربه کسب کرد.
کتابی که سیته به بازار نشر عرضه کرده است از کیفیت قابل قبولی برخوردار است. کیفیت چاپ کتاب و تصاویر و خطوط خوب است. علاوه بر آن، در حاشیه کتاب نکاتی چاپ شده که نشاندهنده تلاش مترجم و ناشر به متن اصلی کتاب است. طرح روی جلد کتاب هم، علامت سوالی است که برای این کتاب، مناسب ارزیابی می شود. در کل، از به دست گرفتن این کتاب لذت خواهید برد.
همان طور که در بالا اشاره کردم، این کتاب جزء آثار کلاسیک بازاریابی است. یک بار مطالعه آن را به علاقه مندان بازاریابی توصیه می کنم. شاید بلافاصله پس از مطالعه کتاب، از مثال ها شگفت زده شوید ولی زمانی که برای کسب و کار خودتان به جایگاه سازی می اندیشید، کمی سرخورده شوید که چرا کتاب کار نمی کند! جایگاه سازی امری طولانی مدت است. باید صبور باشید.
لطفا نظر خود را در مورد این کتاب و مفهوم جایگاه سازی با ما و دیگر همراهان کافه به اشتراک بگذارید. علاوه بر این، اجازه دهید موضوع سوال پایان این نوشته را، انتشارات سیته قرار دهیم. یکی از صنایعی که در کشور ما بازیگر زیاد دارد، صنعت چاپ و نشر کتاب است. به عنوان سوال پایانی، جایگاه انتشارات سیته به عنوان یکی از انتشارات فعال در حوزه بازاریابی در ذهن شما کجاست؟ آیا منتشر کننده کتاب جایگاه سازی، خود توانسته در ذهن علاقه مندان در حوزه بازاریابی جایگاه مناسبی کسب نماید؟


ممنون آقای عزیزی موفق باشید
ارادتمندم
سپاس
جناب محمدیان سلام من سوالی از جنابعالی دارم
در بازار سنتی ایران چقدر به نقش علم در بهبود کسب وکار اعتقاد دارید ؟ ممنون
احتمالا منظور تون اقای دکتر محمدیان است و ما منتظریم ایشان جواب دهند.
البته ولی از نظرتان اساتیدی چون شما هم بهره میبریم
سلام
ممنون آقای عزیزی، این یکی از کتاب های بازاریابی موردعلاقه م بود.
من همه ی کتابهایی سیته رو نخوندم، ولی انتشاراتی محبوب منه، سرفرصت بقیه کتابهاشو هم حتما میخونم.
مرسی از نقد خوب شما
انتشارات سیته از خوشنامان عرصه نشر هستند و من هم کتابهایی که توسط این انتشارات چاپ می شه رو همواره با دقت بیشتری بررسی می کنم
جناب آقای محمدیان عزیز
سپاس از نظر حضرتعالی
سلام
سپاسگزارم از نظر شما
خانم احمدی چه انتشارات دیگری در ذهن شما به عنوان رقبای جایگاه انتشارات سیته به حساب می آیند؟
سلام وخسته نباشید . من واقعا تشکر میکنم مطلب خیلی مفیدی بود .واقعا معتقدم سیته با پر کردن خلا نیاز به مباحث برند به خصوص با چاپ استراتژیک برند کلر در برهه ای که دسترسی به لاتین این کتاب هم خیلی سخت بود و بعد انتشار کتاب زاگ که خود شماجناب عزیزی انرا معرفی کردید که به نوعی تکمیل بحث های جالب برندی بود و در نهایت کتاب های تبلیغات جالبش خیلی دقیق به نیاز افرادی که مثله من الفبا برند هم بلد نبودند خیلی کمک کرد …
مبحث برند خیلی اهمیتش واضحه و گفتنش تکرار مکررات فقط من به شخصه واقعا جدیدا برام این سوال پیش امده همانطور که در بخش بندی٫ برند بعد از بخش بندی وبازار هدف مطرح میشه در ایران واقعا شرکتها چقدر به بخش بندی درایجاد برند مطلبشون توجه میکنند ؟ پایدار باشید
سرکا رخانم تیموری سلام و سپاس از نظر شما
برخی از کتاب های سیته واقعا دلپسب هستند و در افزایش دانش بازاریابی (در حوزه های گوناگون)، سیته نقش پررنگی را ایفا نموده است
اما در مورد سوال شما، توجه به این نکات در برندینگ، در لایه های زیرین و عمیق و بعد از مطالب ظاهری هستند که متاسفانه در بسیاری از سازمان های ما، فعلا برندینگ در لایه ظاهری آن در حال پیگیری است. امیدوارم کم کم شاهد توجه به لایه های بعدی برندینگ هم باشیم. البته در این مورد دیگر همراهان و بزرگواران کافه هم نظر دهند، بحث خوبی را خواهیم داشت
خانم تیموری چه انتشارات دیگری در ذهن شما به عنوان رقبای جایگاه انتشارات سیته به حساب می آیند؟
تشکر جناب عزیزی . انتشارات سازمان مدیریت صنعتی هم خیلی قوی است و در زمینه های جالب و متنوعی کتاب داره و به نوعی احساس میشه که خیلی خوب دغدغه نسل امروز رو میدونه البته کتاب فروشی خود سازمان تمامی کتابهای مفید از انتشارات دیگر علاوه بر کتابهایش داره که برای من به شخصه این رقابت جالب قابله تحسینه
سپاسگزارم خانم تیموری
جایگاه یابی تمرکز بر محصول نیست، جایگاه یابی تمرکز بر ذهن مشتریان است.
چند ماه پیش وقتیکه با ال ریس در مورد جایگاه یابی صحبت میکردم نکته جالبی را اشاره کرد گفت ایده ای که در سال 1980 مطرح کردند تا سال 2007 کسی به آن توجه نداشت. متاسفانه این موضوع در ایران هنوز مطرح نیست. اگرچه تعدادی از متخصصین بازاریابی و برندسازی در کشور به تازگی به اهمیت موضوع پی برده اند و شروع به فعالیت کرده اند.
“اول بودن در ذهن مشتری بهتر از اول بودن در بازار است” موضوعی کاملا درست و اثبات شده که اکثر مدیران شرکتها و گروههای تبلیغاتی و بازاریابی به آن روی خوشی نشان نمیدهند و دلایل اصلی آن ” بسیاری از مدیران برای گسترش بازار خود در تله گسترش خطی کالا و خدمات خود میافتند و تمرکز بر محصول و خدمات را از یاد میبرند”.
به عنوان مثال شرکت مک دونالد با تعریف جایگاه اولین فروشگاه همبرگر سازی توانست به یکی از مطرحترین برندهای صنایع غذاییتبدیل شود اگرچه در سالهای اخیر با اضافه کردن خط فروش قهوه مک کافی و خط فروش بستنی خواسته بازارش را گسترش دهد ولی آمار نشان داده است ، مک دونالد نتوانسته رقیبی جدی در قهوه برای استارباکس و در بستنی برای هوگن داز باشد. از این دست مثالها در کشورمان به وفور پیدا میشود.
یکی از راهکارهایی که ال ریس پیشنهاد میدهد که جواب سوال شما در خصوص “زمانی که برای کسب و کار خودتان به جایگاه سازی می اندیشید، کمی سرخورده شوید که چرا کتاب کار نمی کند!” باشد اینست که قریب به اتفاق شرکتها فکر میکنند که موضوع اصلی آنها برندسازی است ، در صورتیکه موضوع اصلی خلق دسته کالا و یا خدمات است و سپس ساخت برند بر اساس آن (کاری که شرکتها اساسا به آن فکر هم نمیکنند).
چرا خلق دسته مهم است ، چون مردم در هر دسته برند اول و تا حدودی برند دوم را بخاطر میسپارند.
بهترین برند خودرو از لحاظ ایمنی ولوو است (دسته خودرو ایمن)
بهترین خودرو اسپورت پورشه است (دسته اسپورت)
اگر میخواهید از رانندگی لذت ببرید بی ام دبلیو بخرید (دسته لذت بردن از رانندگی)
اگر اتوموبیل لوک میهخواهید لکسوس بخرید (دسته لوکس)
اگر اتوموبیل ارزان میخواهید هیوندایی بخرید (دسته ارزان قیمت)
اگر به دنبال کلاس و پرستیژ هستید به سراغ بنز بروید (دسته پرستیژ)
در صورت نیاز به توضیحات بیشتر لطفا مرا در جریان بگذارید.
با تشکر
لطفیان
پارتنر شرکت ریس اند ریس در ایران
09123212376
جناب لطفیان خوشجال می شیم از تجربیاتتان بیشتر در اختیار اهالی کافه بازاریابی بگذارید
قلم شیوا و خواندنی دارید
سلام جناب محمدیان
ممنون از لطفتان حتما دو نمونه از کارهای تیم ریس را در چین و کانادا برایتان شرح خواهم داد. امیدوارم بتوانم با کمک دوستان و متخصصین علاقمند به برندهای ایرانی نیز کمک کنم.
نمیدانم چرا نظر اولم دوبار انتشار پیدا کرد به هر حال عذرخواهی میکنم
بي صبرانه منتظريم
جناب آقای لطفیان عزیز
سپاس از همراهی شما
فرمایشات حضرتعالی کاملا دقیق است. نکته ای که می خواهم اضافه کنم، پیچیدگی مبحث جایگاه یابی است و این نکته که هر فردی صرفا با مطالعه این کتاب، متخصص جایگاه یابی نخواهد شد. این موضوع زمانی نمود پیدا می کند که سوالاتی از جنس چگونگی و چرایی در فضای عملی کسب و کار پیش آید. اضافه کنید به تمامی این موضوعات، اینرسی فکری بسیاری از مدیران ما را!
مطمئنا قلم بزرگوارانی چون شما به پیشبرد این تفکرات کمک خواهد نمود
منتظر نوشته های حضرتعالی هستیم
ارادتمند
با سلام به دوستان
جایگاه یابی تمرکز بر محصول نیست، جایگاه یابی تمرکز بر ذهن مشتریان است.
چند ماه پیش وقتیکه با ال ریس در مورد جایگاه یابی صحبت میکردم نکته جالبی را اشاره کرد گفت ایده ای که در سال 1980 مطرح کردند تا سال 2007 کسی به آن توجه نداشت. متاسفانه این موضوع در ایران هنوز مطرح نیست. اگرچه تعدادی از متخصصین بازاریابی و برندسازی در کشور به تازگی به اهمیت موضوع پی برده اند و شروع به فعالیت کرده اند.
“اول بودن در ذهن مشتری بهتر از اول بودن در بازار است” موضوعی کاملا درست و اثبات شده که اکثر مدیران شرکتها و گروههای تبلیغاتی و بازاریابی به آن روی خوشی نشان نمیدهند و دلایل اصلی آن ” بسیاری از مدیران برای گسترش بازار خود در تله گسترش خطی کالا و خدمات خود میافتند و تمرکز بر محصول و خدمات را از یاد میبرند”.
به عنوان مثال شرکت مک دونالد با تعریف جایگاه اولین فروشگاه همبرگر سازی توانست به یکی از مطرحترین برندهای صنایع غذاییتبدیل شود اگرچه در سالهای اخیر با اضافه کردن خط فروش قهوه مک کافی و خط فروش بستنی خواسته بازارش را گسترش دهد ولی آمار نشان داده است ، مک دونالد نتوانسته رقیبی جدی در قهوه برای استارباکس و در بستنی برای هوگن داز باشد. از این دست مثالها در کشورمان به وفور پیدا میشود.
یکی از راهکارهایی که ال ریس پیشنهاد میدهد که جواب سوال شما در خصوص “زمانی که برای کسب و کار خودتان به جایگاه سازی می اندیشید، کمی سرخورده شوید که چرا کتاب کار نمی کند!” باشد اینست که قریب به اتفاق شرکتها فکر میکنند که موضوع اصلی آنها برندسازی است ، در صورتیکه موضوع اصلی خلق دسته کالا و یا خدمات است و سپس ساخت برند بر اساس آن (کاری که شرکتها اساسا به آن فکر هم نمیکنند).
چرا خلق دسته مهم است ، چون مردم در هر دسته برند اول و تا حدودی برند دوم را بخاطر میسپارند.
بهترین برند خودرو از لحاظ ایمنی ولوو است (دسته خودرو ایمن)
بهترین خودرو اسپورت پورشه است (دسته اسپورت)
اگر میخواهید از رانندگی لذت ببرید بی ام دبلیو بخرید (دسته لذت بردن از رانندگی)
اگر اتوموبیل لوک میهخواهید لکسوس بخرید (دسته لوکس)
اگر اتوموبیل ارزان میخواهید هیوندایی بخرید (دسته ارزان قیمت)
اگر به دنبال کلاس و پرستیژ هستید به سراغ بنز بروید (دسته پرستیژ)
در صورت نیاز به توضیحات بیشتر لطفا مرا در جریان بگذارید.
با تشکر
لطفیان
پارتنر شرکت ریس اند ریس در ایران
09123212376
در مورد این کتاب می تونم بگم که این دو نویسنده از بهترین های حوزه کسبو کار هستند
قطعا خوندن کتابهاشون و نه فقط این کتاب از لذتبخترین کارهاست
به ویژه کتاب “تجارت جنگ است”
تجارت جنگ است واقعا فوق العاده است! کاملا با فرمایش حضرتعالی موافققم
آقای عزیزی من هنوز فکر می کنم رغبت جامعه به کتاب خواندن سنتی کاهش پیدا کرده تعداد نظرات این را می گوید نظر شما چیست
باید بگویم متاسفانه این چنین است و باید واقعیت را پذیرفت تا بتوان برای آن چاره ای اندیشید. کافه بازاریابی را متخصصان این حوزه دنبال می کنند. نظرات بخش نقد کتاب به نسبت دیگر نوشته ها، کم است و این موضوع رغبت ناکافی جامعه متخصصین را به مبحث کتب تخصصی حوزه خود نشان می دهد. در بروز این اتفاق گمان کنم بسیاری از بازیگران، با تغییرات تغییر نکردند. اکثر نویسندگان ما کتاب های مانا نمی نویسند. برخی از انتشارات ها که فوق العاده اند! کیفیت کتاب هایشان با کتاب هایی که دهه 60 چاپ می کردند، تفاوت خاصی ندارد!! و این یعنی باید زجر کشید تا کتابی را خواند. چند روز پیش کتاب اقتصاد منتشره یکی از انتشارات ایالات متحده را دیدم. جناب آقای دکتر لذت بردم از کتاب! کتاب اقتصادی با موضوعات پیچیده اما زیبا و چشم نواز. انتشاراتی ها وظیفه دارند کالای خود را جذاب کنند همانطور که سن ایچ دغدغه نمایان شدن آبمیوه هایش را در یخچال سوپر مارکت ها دارد. البته نگذریم از فرهنگ کتاب نخوانی که بین ما ایرانی ها در حال شیوع است. ویروسی که مطمئنا تاثیرات بر خودش را خواهد گذاشت.
من گمان کنم برای رفع این نامناسبی در فرهنگ کتابخوانی، انتشاراتی های ما باید حرفه ای شوند. دیگر صرفا با عشق به کتاب نمی توان خوب کتاب فروخت. باید حرفه ای شد و اصول حرفه ای شدن را آموخت
لطفا دیگر دوستان هم به سوال مهم چناب آقای دکتر پاسخ دهند. چرا رغبت ما به کتاب خواندن سنتی کاهش پیدا کرده است؟
با سلام جناب آقای دکتر محمدیان
به نظر بنده علت کمی مطالعه در ایران خصوصا کتابهای تخصصی ، عدم توانایی افراد جهت تبدیل علم به عمل است. بسیاری از مدیران کشور با جمله “این را که تو دانشگاه گفتند توی کار چه باید کرد” براین مدعا صحه میگذارند. البته متاسفانه ضعف عملی افراد تحصیلکرده نیز به این موضوع دامن میزند. بنابراین کتابها ، سمینارها و مجامع علمی که همراه با مثالهای عملی است از مخاطب بیشتری برخوردار است اگرچه کپی برداری صحیح از مثالها نیز کاری مشکل است.
با تشکر
سلام مجدد به دوستان
دو نمونه ای که قول آن را داده بودم در زیر آمده است
شرکت اول شرکت خودروازی گریت وال چین
در سال 2009 تیم ریس را جهت توسعه بازار استخدام کردند. در آن سال شرکت گریت وال 9 مدل ماشین تولید میکرد.
بعد از بررسی انجام شده پیشنهاد ما به گریت وال تمرکز بر ماشینهای شاسی بلند بود و خلق دسته ای جدید ماشینهای شاسی بلند ارزان قیمت (قیمت این ماشینها 16000 دلار آمریکا بود).
نتیجه حاصله تا سال 2013
فروش شرکت گریت وال 5 برابر شد،
سود شرکت 8 برابر و
ارزش سهام شرکت 12.3 برابر!!!
سود شرکت گریت وال به تنهایی در سال 2013 معادل 1347 میلیون دلار بود درصورتیکه مجموع سود 4 شرکت خودرو ساز دیگر چین (جیلی، چری، جک و بی وای دی) 848 میلیون دلار.
دو نکته مهم 1- ساخت دسته کالای جدید 2- تمرکز بر روی آن
شرکت دوم شرکت بومگار (نت ورک استریم قدیم)
چهارمین شرکت در زمینه تولید ریموت های کامپیوتری شرکتهای رقیب (وب ایکس – لاگ می این – سیتریکس)
در اول سال 2007 این شرکت تیم ریس را استخدام کرد. بعد از بررسی های انجام شده پیشنهادات ما به شرکت نت ورک استریم به شرح زیر بود:
1- تغییر نام نت ورک استریم به بومگار
2- تمرکز بر یک نوع ریموت که برای شرکتهای بزرگ مناسب بود
3- حذف بازار شرکتهای کوچک و متوسط
نتیجه حاصله:
فروش شرکت بومگار در آخر سال 2006 معادل 5.7 میلیون دلار بود در آخر سال 2013 به 43.4 میلیون دلار رسید (افزایش 7.6 برابری طی 7 سال!!!)
نکته اصلی 1- تمرکز بر روی شرکتهای بزرگ
این مسیری است که بنظر میرسد باید برندهای ایرانی طی کنند.
با تشکر
لطفیان
پارتنر شرکت ریس اند ریس در ایران
09123212376
سلام جناب لطیفیان
در مورد کالاهای جزئ همانند محصولات سیسمونی این نوع رویه میتواند صادق باشد
سلام جناب دلیری
این موضوع یکی از اصول پیش از شروع به فعالیت برندسازی است بنابراین نوع کالا در اصل آن تاثیر خاصی ندارد.
به عنوان مثال خمیردندان crest(محصول شرکتP&G) اگرچه اولین خمیر دندان ساخته شده در دنیا نبود و (شاید اولین برند خمیردندان به شکل امروز را بتوان colgateمعرفی کرد) ولی با ایجاد دسته “خمیردندان از بین برنده کرم خوردگی” توانست بازار را از colgate بگیرد و برند اول خمیردندان شود.
مدیران crest در تله “گسترش خطی” افتادند و شروع به تولید دهان شویه کرست، مسواک برقی کرست کردند(هر کدام میتوانست با برند مجزا وارد بازار شود) بعد از این توسعه حالا کرست چیست؟
پیش بینی اتفاقات بعد خیلی سخت نیست Crest لیدری بازار را دوباره به Colgate واگذار کرد.
در مورد لوازم سیسمونی نیز داستان میتواند به همین شکل باشد. اگر برندی خاص مد نظر است لطفا مطرح کنید تا با هم تحلیل کنیم.
با تشکر
لطفیان
پارتنر شرکت ریس اند ریس در ایران
09123212376
ممنون جناب لطفیان، تا جایی که من اطلاع دارم، Colgate اولین تولید کننده شناخته شده صابون و خمیرداندان صنعتی می باشد.
سلام جناب حسینی
کولگیت هم اکنون هولدینگی است که خمیردندان، صابون مواد شوینده و… تولید میکند
در بحث خمیردندان، آخر سال 2010
کولگیت %32 سهم بازار را داشت و کرست %27
آمار جدید را ندارم و باید پیدا کنم.
سلام جناب لطیفییان وممنون از جوابتان وعذر خواهی بابت تاخیر در تشکر سفری پیش آمده بنده به اتفاق همکاران برندی را در ایران ثبت کردیم وچند سالی است که تولیدات خودمان در کشور چین را تحت همین برند به فروشگاهها عرضه میکنیم نکته بسیار مهم برای من این است که واقعا این نوع کالاها شرایطی برای مطرح شدن دارند و یا ما مجبوریم که کپی برداری که عمومیت دارد را انجام دهیم البته من عقیده دارم که کیفیت خوب وزمان شاید به محصولات وبرند کمک کندولی اصولا هزینه ها رو افزایش است و قسمت زمان کمی مشکل است در ایجاد وتثبیت برند ممنونم
parkado.ir
سلام به جناب عزیزی
مطلب بسیار عالی و خواندنی بود. از همین نقد کتاب لذت بردم و مطمئنم کتاب بسیار جذابی خواهد بود.
متاسفانه اخلاقی که در صنعت بازاریابی ما به شدت فراگیر و حکمفرماست مدگراییه. در حال حاضر برندینگ خیلی مده. مساله آزاردهنده عمق این مدگراییهاست که واقعا کمه. الان اگر به کسی بگی جایگاه شما در ذهن مشتری کجاست تقریبا اکثرا بدون کوچکترین اشاره ای به جایگاهشون میرن در مورد برندینگ صحبت میکنن و اگر بپرسین برنامه برندینگتون چیه به چیزی بیش از تبلیغات اشاره نخواهد شد. البته متخصصان حرفه ای کم نیستن در این حوزه ها اما کسانی که به اجرای درست و عمیق جوانب مختلف بازاریابی باشند واقعا کمند.
سیته در ذهن از اولین جایگاه ها برخورداره، البته برخی از کتاباش گرونه ولی خب کتابای خیلی خوبی رو با کیفیت قابل قبول روانه بازار میکنه
از مطلب خیلی خوبتون متشکرم جناب عزیزی
اقای داورنیا سلام نظر شما در مورد علت ایجاد برندینگ چیست ؟ممنون
سلام به جناب دلیری عزیز
عذرخواهی میکنم بخاطر تاخیر در پاسخگویی. اگر نخوایم خیلی بحث رو پیچیده کنیم و نریم سراغ استراتژی و مدل و برنامه کسب و کار و غیره، باید بگم برند رو ما ایجاد میکنیم تا به کسب و کارمون شخصیت بدیم. منظور من این نیست که صاحبین کسب و کاری که روی برندینگ کار نمیکنن یا کسب و کارشون برند مشخصی نداره کسب و کار بی شخصیتی دارند، خیر، اما فرق برند بودن و نبودن مثل آدم معروف بودن و آدم معروف نبودنه. حتی اگر هر دو به یک اندازه در کارشون موفق باشند. وقتی شخصی در یک زمینه در کنار موفقیت به معروفیت حتی نسبی برسه اعتبارش بیشتر از شخصی خواهد بود که در عین موفقیت به علت محافضه کار بودن یا هرچیز دیگری اون معروفیت نسبی رو نداره. برند بودن برای ما اعتبار بیشتری میاره حالا ما هرچقدر بیشتر بر روی ابعاد برندمون کار کنیم اعتبار و مقبولیت ما بیشتر میشه. قیمتون هم بالاتر میره. اگر دو نفر دانش یکسان داشته باشند، حق مشاوره اون کسی که معروفتر و معتبرتره خیلی بیشتر خواهد بود. پس بنابراین ما میایم و روی برندینگ برنامه ریزی و کار میکنیم و در ادامه اصلاحا care و مراقبت میکنیم ازش. ارزشی که برند بودن به ما و کسب و کارمون میده از لحاظ مادی و معنوی میتونه بسیار بسیار زیاد باشه در حدی که میتونید این رو در تفاوت بین تعصب و وفاداری به برندی مثل اپل ببینید، از لحاظ مادی هم میبینید که قیمتهای محصولات اپل اصلا پایین نیست.
برند خوب چیزی بیش از یک محصول یا خدمات رو به مشتری میده، حس رضایتی که ورای استفاده از محصول و خدماته. اگر شما یک پیکان رو فرض کنید با کیفیت یک ماشین مرسدس بنز سوار شید که ظاهرش کاملا ساده باشه حس رضایتتون زمانی که سوار خود اون مرسدس بنز با ظاهر منحصر به فردش میشید کاملا متفاوت خواهد بود. برند به مشتری هم اعتبار میده. این رو خصوصا در جامعه ایرانی هر روز میتونیم مشاهده کنیم.
در کل ما روی برندمون کار میکنیم تا ارزشی فراتر از دو دوتا چارتای خودمون و کسب و کارمون ایجاد کنیم، چه به صورت مادی و چه به صورت معنوی
سلام جناب داورنیا ممنون از جواب زیبا وساده وعمیقتان من هم بابت تاخیرم عذر خواهی میکنم سفری پیش آمده بود
جناب داورنیای عزیز
سلام و سپاس
اسیر مد بودن رو به زیبایی به چالش کشیدید. ما از این مدگرایی ها بسیار ضربه خوردیم. و این مدگرایی ها تنها در حوزه بازاریابی و تبلیغات هم نیست. یک روزی می رویم و صدها میلیون تومان خرج ERP می کنیم و تمامی آنچه استفاده می کنیم صرفا در حد نامه نگاری های معمول درون سازمانی است و یک روز هم برند مد می شود و به دنبال این مدها می رویم و قردا؟ نمی دانم!
ما جامعه کوتاه مدت ایم و این موضوع بسیار دردناک است
ارادتمند
کاملا با شما موافقم جناب عزیزی
امیدورام این قضیه تغییر کند
ارادتمندیم
باسلام وقت بخير
مطلب جالبي روبه بحث کذاشتيد و دوستان کامنتاي جالب و مفيد کذاشتن که نشان از سواد بالاي همراهان کافه ست.
کتاب جالبي به نظر مياد و ترغيب شدم اين کتاب تهيه کنم.
جناب دکتردر مورد کم شدن ميل مردم به مظالعه اشاره داشتن به نظر من علتش اينه اغلب مردم ما بي هدف شدند و درروز مرکي خود کرفتار شدند.اکه اشکال نداره مخام پيشنهادي بدم اکه ممکنه باصلاحديد خودتان بخش معرفي،کتاب هادر حوزه مارکتينک هم مثل بخش اشنايي با انشکده هاي بازاريابي جهان و…. اضافه بشه تابا کتب جديدوبروز تواين حوزه بيشتراشنا بشيم. باتشکر
خانم مکاره چیان
سپاس از پاسخ شما و پیشنهاد شما
منظور شما از معرفی کتاب های به روز، معرفی کتاب های حوزه بازاریابی به زبان اصلی است؟
منظورم هم ترجمه شده و زبان اصلي. تشکرازشما
با سلام خدمت شما دوستان و تشکر ویژه جهت پرداختن به این موضوع مهم و همچنین معرفی این کتاب ارزشمند.
صحبت در مورد اهمیت جایگاه یابی (positioning) تکرار مکررات می باشد. اما یکی از مفاهیم بنیادین در بازاریابی است و همانطور که شما ذکر کردید، مفهومی است کلاسیک. همانطور که در کتاب اعتراف های یک تبلیغات چی آمده است جایگاه یابی یکی از ابزار های قدرتمندی است که اگیلوی از طریق آن شعار های تبلیغاتی خوب تهیه می کرد و نگرش مخاطبین را تحت تأثیر قرار می داد. براساس صفحه 58 این کتاب، اگیلوی از طریق صداقت با مخاطبان میان این دو یعنی شعار تبلیغاتی و جایگاه یابی توازن برقرار می کرد. که نکته ای بسیار مهم است زیرا اطلاعات بیشتر و مبتنی بر صداقت موجب تأثیر گذاری بیشتر مخاطبان و ایجاد علاقه مندی در آن ها می شود. همچنین کتاب جعبه ابزار بازاریابی نوشته بارویز و لیوک ترجمه دکتر کامبیز حیدرزاده و امین اسداللهی انتشارات سیته، زمانی فرآیند جایگاه یابی را اثربخش می دانند که تبدیل به یک شعار خوب شود تا از طریق آن ملکه ذهن مشتریان شود. مثالی در این مورد که ذکر شده است شعار معروف رادیو زنیت می باشد که در سال 1927 این شعار خلق و سال ها ملکه ذهن مشتریان و عموم بود: کیفیت پیش از شهرت حرکت می کند! البته من لاتین این شعار را ملاحضه نکردم تا دقیقاً آن را بررسی کنم زیرا به ترجمه خوب این کتاب بسنده کردم. نکته ای دیگر که لازم می دونم بیان کنم این است که در کتاب law of exclusivity که اثری دیگر از آل رایس و تروت است به جایگاه یابی نیز اشاره ای کرده است و بیان کرده است که : وقتی یک رقیب دارای کلمه یا جایگاهی در ضمیر ناخودآگاه است، می شود سعی کرد آن کلمه یا جایگاه را از آن خود کرد (منبع: جعبه ابزار بازاریابی ص 94). اما به عقیده من همانطور که شما بیان داشتید این امر فرآیندی است دشوار و زمان بر و می بایست کمی صبور بود. با تشکر
جناب آقای قاسمی عزیز
لذت بردم از دانش ما و تسلط شما و نظر شما
قلم شیوایی دارید
با فرمایشات حضرتعالی کاملا موافقم
لطفا درباره سوال آخر نوشته هم نظر خودتون رو بیان کنید. جایگاه سیته در ذهن شما کجاست؟
ارادتمند
ممنون آقای عزیزی. من معمولاً به انتشارات کتاب کمتر توجه دارم و بیشتر روی نویسنده و عنوان کتاب متمرکز می شوم. با گذشت زمان متوجه شدم اکثر کتاب های خوب در حیطه بازاریابی و رفتار مصرف کننده توسط این انتشارات با لوگوی جالبشون به چاپ می رسد و الان می تونم بگم که نسبت به این انتشارات حساس تر و دقیق تر شدم. همچنین کتاب های خوب و معتبر لاتین که توسط سرشناس ترین اساتید بازاریابی ترجمه می شوند، اکثراً در این انتشارات به چاپ می رسند. بنابراین من به سیته نگرش مثبت دارم.
سپاسگزارم جناب موسوی عزیز از پاسخ به سوال
سلام آقای عزیزی این بخش از بخش های مورد علاقه منه. کتاب خیلی خوبی رو معرفی کردید در اولین فرصت حتمن به سراغش می رم. در کل انتشارات سیته در زمینه بازاریاب و تبلیغات کتابهای ارزشمندی رو ارائه می کنه که جای تقدیر داره. مرسی از این بخش خوب
سرکار خانم اشرفی سلام و سپاس
داستان غم انگیز کتاب و کتابخوانی در کشور ما حتی در حوزه های تخصصی تبدیل به مساله شده. امیدوارم این فرهنگ کم کم تغییر کند. نظر شما درباره سوال آقای دکتر چیست؟ جناب آقای دکتر معتقدند رغبت جامعه به کتاب خواندن سنتی کاهش پیدا کرده و تعداد نظرات این را می گوید نظر شما چیست؟
با سلام
جناب آقای عزیزی
با تشکر از معرفی این کتاب… نکته ای که من می خواستم اشاره کنم اینه که مباحثی مانند جایگاه سازی یک برند business problem هایی هستند که بایستی با رویکردهای علمی که از روشهای کمی نیز بهره می گیرند بایستی پاسخی برای آنها ایجاد نمود… فکر می کنم بحث جایگاه سازی را می توانیم با مدلسازی perceptual map و یا نقشه ادراکی مشتریان نسبت به برندهای بازار پاسخ داد… من تخصصم مهندسی صنایع (دانشجوی دکترا) و در حوزه داده کاوی مشغول هستم… به راهکار جالبی برای مساله جایگاه یابی رسیده ایم و قرار است برای صنعت چای در کشور این کار را انجام بدهیم… نقشه ادراکی با جمع اوری اطلاعات ترجیحات مشتریان نسبت به مشخصه های یک کالا و البته مشخصه های دیگری که مربوط به امیخته بازاریابی یک برند است شروع میشود … برندهای مطرح در بازار انتخاب می شوند و نمونه ای از مشتریان هر برند… آنوقت شما می توانید با بکارگیری تکنیک های داده کاوی ابعاد مختلف مربوط به امیخته بازاریابی برند را در چند بعد خلاصه نمایید ( با بکارگیری تکنیک های ریاضی که از ترکیب ابعاد مربوط به برند بعد های جدید و جامع می سازند) و برندهای مختلف را در این نقشه ادراکی مشتریان به تصویر بکشید… آنوقت می توان نسبت به جایگاه برندهای مختلف در ذهن مشتریان به درک درستی رسید و اگر قرار باشد برندی جدید وارد شود می توانیم آمیخته بازاریابی که بایستی داشته باشد تا در نقظه مورد نظر ما قرار گیرد را مشخص نماییم…
در صورتی که دوستان توضیحات بیشتری خواستند می توانم ارائه نمایم
سلام و درود
خیلی خوشحالم که ذیل این بحث، حضرتعالی هم دانش ویژه خود را به اشتراک گذاشتید
موضوع بسیار جالبی را برای مطالعه و تحقیق در نظر گرفته اید
موضوعی که مطرح فرمودید خیلی جالب به نظر می رسد و شخصا مشتاقم درباره این موضوع و البته توانمندی آن در بکارگیری واقعی بیشتر بدانم. خوشحال خواهم شد اگر توضیحات بیشتری درباره این موضوع بدهید. پرسش های زیادی در ذهنم نقش بسته که گمان کنم پاسخ بسیاری از آنان در توضیحات بیشتر حضرتعالی نهفته است.
ارادتمند
Good