چه کسی هوای محصول ما را در هایپراستار دارد؟ //بیشتر بشناسیدش.

معمولاً از طرف شرکتهای تولیدی یا توزیعی (تامین کنندگان) دو طیف نماینده در سطح فروش فروشگاه های چون هایپراستار استقرار پیدا می کنند  Merchandiser  و   Poromotorها. اساساً کار این دو طیف شغلی کاملاً متفاوته. مرچاندایزرها در سطح فروش استقرار می گیرند که هوای کالای تامین کننده را داشته باشند، به سرپرستان یا مدیران فروش فروشگاه در تدوین الگوی چیدمان کالا کمک کنند، موجودی کالا در قفسه را بررسی و تکمیل کنند، روند فروش فروشگاه را به شرکتهای تامین کننده گزارش کنند، هوشمندانه کانال ارتباطی شرکتها و خریداران فروشگاهی باشند و بسیار موارد دیگر. این افراد همیشه در سطح فروش فروشگاه حضور دارند و معمولاً بخش بیشتری از حقوق شان ثابت است. در نقطه مقابل پروموتورها قرار دارند که حضورشان در سالن فروش فروشگاه مقطعی و منوط به استراتژی های فروش و ترویج تامین کنندگان است.

در واقع علت حضور این دوستان، افزایش گردش فروش تمام یا تعدادی از محصولات تامین کننده است. حضور این دوستان یه علت دیگه هم میتونه داشته باشه و اون BTL  است. بخش قابل توجهی از حقوق این دوستان بصورت درصدی از فروش است. بنابراین این دوستان تلاش زیادی برای افزایش فروش می کنند. با هر دو دلیل افزایش گردش فروش یا BTL، حضور این دوستان در سطح فروش، سکوت حاکم بر سالن فروش رو درهم می شکنه. اگر رفتار پروموترها از نرم اخلاقیش خارج بشه، قاعدتاً به تصویر ذهنی خریدراران از فروشگاه آسیب می رسونه.


7 thoughts on “چه کسی هوای محصول ما را در هایپراستار دارد؟ //بیشتر بشناسیدش.”

  1. همیشه این برام سوال بوده که :
    چرا وقتی تو فروشگاه هایی مثل هایپراستار یا شهروند برنامه های ترویج کالا میذارن و هزینه می کنن ؛ همه انرژی شون رو صرف ترغیب مشتری برای خریدن کالا می کنن. چرا سعی نمی کنن تو این فرصت از مشتری اطلاعات بگیرن . اطلاعاتی که برای به دست آوردنش باید دوباره هزینه کنن! مثلا در مورد کالای خوراکی که از مشتری می خوان تست کنه چرا ازش در مورد طعمش سوال نمی کنن ؛اینکه طعمش خوبه با نه؟ چه جوری بود بهتر بود و …
    به نظرم اگه کسب این جور اطلاعات در وظایف پروموتورها تعریف می شد نتایج خوبی داشت.

    1. کاملاً با شما موافقم سرکار خانم گیلانی نژاد. شخصاً دیده‌ام که برخی شرکت های هوشنمد طبق نظر شما اقدام کرده و می کنند.

      پایدار باشد

  2. جناب آقای حسینی
    سلام
    من معتقدم که امثال همچون فروشگاهها رو که اکثرا از کشورهای خارج مدل و نمونه اش کپی برداری شده، صرفا جهت درآمدزایی به کشور وارد می کنیم و بعد از زدن فروشگاهها دیگر دنبال آن نیستیم که فرهنگ های استفاده از اونها رو هم وارد کرده و یواش یواش به مردم آموزش بدیم. مهمتر اینکه وقتی این فروشگاه رو برپا کردیم بعد از مدتی از مد افتاده و مردم بدنبال بهتر از اون هستند زیرا که ذات انسان اینطوری است. ما به فکر این هم نیستیم که به زادگاه چنین فروشگاهای برویم و برای مشکلات موجود در فروشگاه خودمان از آنها کمک بگیریم و برای اینکه بتوانیم بیشتر و بیشتر درآمد زایی کنیم فقط ظاهر سایر فروشگاهای خارجی رو می بینیم و به فکر این نیستیم که آنها چرا و به چه دلیل دست به اقداماتی همچون Merchandiser و Poromotorها زده اند و آیا سایر مواردی رو که ما نمی دانیم رو اونها می دانند یا نه؟

    1. با سلام
      سرکار خانم یا جناب آقای احمدی، بسیار سپاسگذارم بابت نظرات ارزشمندی که مرقوم فرمودید. با شما موافقم. معمولاً زمانی که الگوبرداری (اگرنخواهیم بگوییم تقلید) اتفاق می افتد، معمولاً گمراهی هایی نیز در بکارگیری و فهم برخی فرآیندها و کارکردها وجود خواهد داشت. بدون تعارف بگم، فروشگاه های بزرگ خرده فروشی مستقر در ایران (به جز هایپراستار) هنوز نتونستند هزینه های عملیاتی خود را بهینه کنند و خریداران خود را از این بهینه سازی منتفع کنند. در شرایط عادی (غیر از فروش ویژه) طیف وسیعی از محصولات عرضه شده در فروشگاه هایپراستار که قیمت مصرف کننده روی آنها پرینت شده بین 5 تا 15 درصد زیر قیمت مصرف کننده برای فروش عرضه شده است. چرا؟؟
      دلایل زیادی را میتوان نام برد، از استراتژی های و وفاداری مشتری گرفته تا تغییر رفتار خرید و مصرف جامعه مصرف شعاع موثر فروشگاه. اما علت زمینه ساز تمامی این دلایل تنها یک موضوعست. و آن توانایی این مجموعه در پایین نگهداشتن هزینه های عملیاتی و مالیست. آقا میخوام بگم در این مجموعه ابتداییترین اصولی که بچه های مدیریت میخونن، یعنی کارایی، اثربخشی و بهروری، اگر نگم به بهترین شکل ممکن، لااقل با اختلاف قابل توجهی نسبت به سایر فروشگاه های بزرگ و کوچک خرده فروشی داره اجرا میشه. همین هفته پیش با کلی نقشه خرید رفتم به یکی از این فروشگاه های بزرگ زنجیره ای در مرکز شهر تهران، تقریباً قصد داشتم حدود 200 هزار تومان خرید کنم، اما نتیجه حضور من در این فروشگاه، تنها خرید یه شامپوی موی سر هد اند شولدرز بود که تازه اونم با اکره و دو دلی خریدم. میخوام بگم نتنها محیط تشویق کننده نبود، بلکه فوق العاده سردرگم کننده و به قول خارجی ها (Unfriendly) بود. فوق العاده. من کارمند هایپراستار نیستم، اما کیف میکنم وقتی میرم هایپراستار.
      همیشه تاسف خردم که چرا یه رقیب خیلی نزدیک به هایپراستار وجود نداره، مطمنم که اگر حداقل یه رقیب نزدیک برای هایپراستار تعریف شده بود، منافع بیشتری رو از پایین نگهداشتن هزینه های عملیاتیش به خریداران انتقال میداد. هر چند محیط فضای فروش هایپرسان (واقع در شهر ری) بزرگتر و شیکتر از هایپراستار است، اما نتونسته عملکردی مشابه هایپراستار داشته باشه و مطمئنم که میزان فروش روزانش دو تا سه برابر کمتر از مبلغ فروش روزانه هایپراستاره.

      خیلی مباحث دیگر میشه به این مجال اضافه کرد، اما مفاهیم و جزییات بیشتر انشاالله در کتابی که با عنوان “بازاریابی فروشگاهی” طی چند وقت آینده به قلم استاد دکتر محمود محمدیان و بنده حقیر به چاپ خواهد رسید، به بحث گذاشته خواهد شد.

      پایدار باشید

    1. سلام
      برای این موضوع با دفتر مرکزی هایپر تماس بگیرید
      اونجا به بخش تامین کننده ها مراجعه می کنید
      نمونه کالا می برید
      کمیته بررسی محصول شما را بررسی می کند
      بعد از تایید فاکتورها بارکد کالا تعریف می کنید
      قرارداد می بندید
      محصول در فروشگاه می نشیند
      البته این کلیات بود
      بهتر است با دفتر مرکزی تماس بگیرید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *