نقد کتاب شتاب دهی // دستیابی به چابکی استراتژیک برای دنیایی پرشتاب‌تر

ساعت از نیمروز گذشته بود. اکثر کارکنان سازمان در جلسه¬ای حول کابوس¬ها و رویاهای سازمان گرد هم آمده بودند. حتی از روانشناسان صنعتی هم دعوت شده بود. بیرون از دیواره¬های شیشه¬ای اتاقی که در آن جلسه تشکیل شده بود، طوفانی شروع شد و باران شدیدی درگرفت. بعد از چند لحظه طوفان تمام شد و رنگین¬کمانی ظاهر شد. همهمه¬ای در دل حاضران به پا شد. همان افرادی که با شروع طوفان سریعا پنجره¬ها را بسته بودند، با دیدن رنگین¬کمان دوباره به پشت پنجره¬ها آمدند. ناگهان یکی از مدیران ارشد فریاد زد یافتم، یافتم! توجه¬ها به او جلب شد. او با همان لحن بلند ادامه داد که پدیده¬ای که سازمان در حال تجربه هست را کشف کرده است. سازمان ما روز و شب با همین چند لحظه¬ای از آشوب و آرامش که ما تجربه کردیم مواجه می¬شود. اینها همان کابوس¬ها و رویاهای سازمان ماست. چند لحظه سکوت کرد، دوباره فریاد زد، ولی چه باید کرد!

بلی، سوال اینجاست، چه باید کرد؟ مسلمآ مدیران در چنین مواقعی دست به دامن اقدامات استراتژیک می¬شوند، بهترین نیروهایشان را بسیج می¬کنند و سعی دارند به بهترین نحو با بکارگیری فرصت¬ها رویاهای سازمان را عملی کنند و با پس زدن تهدیدها از وقوع کابوس¬ها جلوگیری نمایند. ما اتفاقی که معمولآ می¬افتد، اینست که یا  سازمان در انجام این فرآیند به اندازه کافی چابک نیست، و یا فرایندها به اندازه کافی شکل اثربخشی به خود نمی¬گیرند. در نتیجه ارزش واقعی¬ای که سازمان در پی آن بوده از دست می¬رود و باز روز از نو، روزی از نو ... .

چرا این سناریو در اغلب سازمان¬ها و صنایع در حال تکرار است و اکثر فرصت¬های سازمان به دلیل نبود چابکی و نوآوری از دست می¬رود؟! آیا فرصت¬ها و تهدیدهایی که در اثر تغییر فضای کسب و کار و ظهور کسب ¬و کارهای مبتنی بر وب و شبکه¬های اجتماعی ایجاد شده است به اندازه کافی نیستند تا هرچه سریع¬تر فکری اساسی به حالشان شوند؟!

جان کاتر در کتاب شتاب¬دهی که بر اساس مقاله برنده جایزه سال ۲۰۱۲ شرکت مکنزی برای کاربردی¬ترین و درخشان¬ترین تفکر در قلمرو کسب¬و¬کار و مدیریت، نوشته شده است، در این باره صجبت می¬کند و چارچوب قدرتمندی را برای برنده شدن در جهان پر از تغییرات همیشگی امروزی معرفی می¬کند.

دکتر جان پی کاتر از اساتید دانشگاه هاروارد و از جمله رهبران فکری شناخته شده و اثر گذار حوزه مدیریت، کسب وکار و تغییر در دنیا است که کتاب¬هایش از جمله کتاب-های پرفروش نیویورک تایمز به شمار می¬رود. کتاب شتابدهی را جناب آقای میثم کاشی¬پور ترجمه و انتشارات آریانا قلم، پاییز سال جاری با قیمت ۲۳ هزارتومان، به چاپ رسانده است. انتخاب¬ چنین کتاب¬هایی برای ترجمه از سوی انتشارات آریانا قلم، هوشمندی و توجه این مجموعه به نیازهای جامعه مدیریتی را نشان می¬دهد.کتاب شتاب¬دهی در ۱۰ فصل تنظیم شدهاست.

طرح جلد کتاب با توجه به محتوی آن بسیار هوشمندانه انتخاب شده است؛ طرحی شبیه صفحه کلید آسانسور با ترکیب رنگ نقره ای و قرمز که به خوبی حس اضطرار و لزوم سرعت بخشیدن را به خواننده القا می¬کند. تعداد طبقاتی که این آسانسور نشان می¬دهد به تعداد فصل¬های کتاب است و شما با خواندن هر فصل یک طبقه بالاتر می¬روید. فونت استفاده شده در طرح جلد یک فونت پیکسلی می¬باشد که به نظر در پی آن است تغییرات ایجاد شده به واسطه حضور در دنیای دیجتالی را یادآوری کند.

در پیش گفتار نویسنده از داستان نوشتن کتاب شتابدهی با خوانندگان صجبت کرده و تا حدودی از ایده اصلی کتاب رونمایی می¬کند . آقای کاتر در پایان پیش¬گفتار کتاب را برای رهبرانی که هم می¬خواهند و هم می¬توانند حقایق عریان و بی¬پرده کسب¬وکار کنونی را ببینند، تغییر جسورانه را به عنوان یک باید بپذیرند و رهسپار این سفر شوند، می¬داند. داستان اصلی از اواسط فصل ابتدایی کتاب جایی که نویسنده به معرفی و مقایسه ساختار شبکه¬ای و سلسله¬ای مراتبی می¬پردازد و به صراحت بیان می¬کند که دوران استفاده صرف از ساختار سلسه مراتبی به سر امده است، شروع می¬شود. در پایان فصل اول ذهن شما پر از سوالاتی در مورد ساختار جدیدی است که نویسنده به صورت نسبتا مختصر از آن صحبت کرده است؛ ساختار دو وجهی!

فصل دوم کتاب همان¬طور که از عنوانش پیداست، قرار است راه به دست آوردن فرصت¬ها را با کمک ساختار دو وجهی به خوانندگان نشان دهد. در این فصل اطلاعات شما از سیستم دو وجهی بیشتر شده و ضرورت استفاده از آنرا بیشتر احساس می¬کنید. این فصل که از فصل¬های بسیار مهم کتاب است، قواعد سیستم دو وجهی و در پایان شتاب-گرهای هشت¬گانه¬ای را معرفی می¬کند که قرار است در فصل پنجم کتاب بیشتر به آن¬ها پرداخته شود. فصل سوم کتاب با روایت یک حکایت شروع شده و تا پایان فصل بحث حول آن می¬چرخد، حکایت مطرح¬شده در واقع قرار است مهر تاییدی باشد بر عدم اثربخشی سیستم¬های سلسله مراتبی. شاید بهتر آن بود مثال این بخش از نمونه های داخلی بود تا خواننده ارتباط بیشتری برقرار کند. در هر صورت اتفاقی که خواهد افتاد اینست؛ که خواننده در خلال این فصل بیشتر فکر کرده و در واقع احتمالا همذات پنداری خاصی را تجربه خواهد کرد.

واقعیت اینست که در دهه¬های اخیر، پیشرفت¬های فناوری و یکپارچه¬سازی جهانی، طوفانی به راه¬ انداخته¬اند که هر لحظه بر شدت آن افزوده می¬شود، به راستی سازمان¬های ما برنامه خاصی برای جان سالم به در بردن از این طوفان دارند؟! آیا کارگروه¬های موقت می¬توانند راه حل¬های مناسبی برای موفقیت سازمان در برهه¬های زمانی مختلف بیابند؟! نویسنده در فصل چهارم کتاب به این مساله می¬پردازد و از کج¬فهمی¬هایی می¬گوید که ممکن است جان سازمان را در این طوفان به خطر اندازد.

در طبقه پنجم این کتاب آسانسور جایی می¬ایستد که شما با مورد کاوی سازمان دیویدسون به صورت ملموس، استفاده از قواعد پنج¬گانه و شتاب¬گرهای هشت¬گانه را در عمل مشاهده کنید. این فصل یکی از فصل¬های هیجان¬انگیز و مفید کتاب است که به خوبی خواننده را همراه کرده و باعث تامل بیشتر او در احوالات سازمان¬ها می¬شود. شاید پیشنهاد بدی نباشد که خواننده این کتاب اگر سازمان دیگری را مدنظر دارد، گام به گام در ذهنش گریزی به سازمان خود و مسئله اش بزند و سناریوهای احتمالی را بچیند.

طبقه بعدی کتاب کلیدی را برای قفل¬های شتاب¬دهی معرفی می¬کند و آن چیزی نیست جز: ایجاد و الگوسازی مداوم حس اضطرار در میان خیل انبوهی از مدیران و کارمندان. به مدیران سازمان¬ها توصیه می¬کنم این فصل را با دقت بخوانند و به جزییاتی که نویسنده به آن¬ها اشاره کرده توجه کنند. جان کاتر معتقد است نیروهای سازمان فوق¬العاده¬ترین عناصری هستند که می¬توانند فرایند شتاب¬دهی سازمان را سر و سامان دهند و در این فصل بیان می¬کند که چگونه سازمان¬های بزرگ و موفق با تمرکز بر انرژی و توان نیروها از پس تغییرات عمده برآمده¬اند.

فصل هشتم کتاب که فصل حساب¬شده¬ای به نظر میرسد، پرسش¬های رایجی را مطرح می¬کند که اغلب افراد پس از مطرح شدن ایده¬های این کتاب از مدعیان تغییر و مدافع سیستم دو وجهی می¬پرسند. این فصل را با دو دید می¬توانید مطالعه کنید؛ اول اینکه اماده پاسخ¬گویی به سوالات سایر ذینفعان بوده و دوم اینکه سوالات و پرسش¬های مطرح شده به اشراف کامل شما به موضوع کمک می¬کند. البته باز هم به علت نوشته شدن کتاب در فضای کسب و کاری خارج از فضای کسب و کار کشور، سوالات و پاسخ¬های ارائه شده ممکنست تا حدودی خواننده را راضی نکند. فصل نهم کتاب، فصل کوتاهی است که عمده مطالبش در سایر فصل¬ها تکرار شده است و بهتر بود با سایر فصول ادغام گردد. فصل اخر کتاب پیوست است و به جمع¬بندی مباجث مطرح شده کمک می¬کند.

کتاب را انتشارات آریانا قلم با متن روانی ترجمه کرده است، ضمن اینکه مترجم با دادن پانویس¬های به جا و مناسب برای کلمات و اصطلاحاتی که گاها معادل دقیق برای آن¬ها در زبان فارسی وجود ندارد، مفهوم دقیق را به او رسانده است. مسئله¬ای که شاید هنگام خواندن کتاب برای مخاطبان پیش بیاید، روبه رو شدن با فضای نسبتا جدی کتاب و اصلاحات مدیریتی نسبتا زیاد است. بنابراین به خوانندگان پیشنهاد می¬کنیم کتاب را با ذهن آماده و متمرکزتری بخوانند. مسئله دومی که شاید به چشم آن¬ها بیاید، تکرار مفاهیم اصلی کتاب در فصل¬های مختلف است که تا حدودی صدای خواننده را در می¬آورد؛ البته به نظر می¬رسد اقای کاتر با قصد قبلی و برای جا انداختن ایده جدیدش بر آن اصرار داشته است. کتاب شتاب¬دهی با اینکه دارای مثال های نسبتا خوبی است که نویسنده به کمک آن¬ها، موضوع مورد نظر خود را بیان کرده است و مفاهیم بسیار خوبی بیان می شوند اما مثال های استفاده شده بیشتر در فضای خارج از کشور رخ داده و بین المللی هستند. ممکن است در نگاه اول، این طور تصور شود که مخاطب کتاب فقط شرکت¬های بزرگ چند ملیتی با صدها هزار نیروی انسانی هستند اما دقت در ایده¬های کتاب، اثر و منفعت آن را برای کسب¬و¬کارهای  متوسط و حتی کوچک را نیز نمایان می¬کند. کلام آخر آنکه؛ ممکن است مخاطبان فارسی زبان، محتوای کتاب را جلوتر از فضای کسب و کار ایران بدانند، شاید این طور باشد؛ اما سرعت تغییرات و اثر آنها که سنگ بنا و پیش فرض تمام استدلال¬های کتاب است، کاملا با شرایط کنونی کشور مطابقت دارد.

 


8 thoughts on “نقد کتاب شتاب دهی // دستیابی به چابکی استراتژیک برای دنیایی پرشتاب‌تر”

  1. سلام. خوشحالم که کتاب مورد توجه‌تون قرار گرفته و سپاسگزارم از اینکه نظرتون رو درباره کتاب نوشتید. چند موضوع به ذهنم رسید که فکر می‌کنم توضیح‌شون کمک‌کننده باشه.
    در مورد مثال‌هایی که در کتاب آورده شده، با شما هم‌عقیده هستم که اگر از مثال‌های بومی استفاده می‌شد، ممکن بود درک موقعیت‌های مورد اشاره کتاب برای مخاطب ساده‌تر می‌شد، اما از اونجا که تصمیم درست انتشارات بر این بود که کتاب با عنوان ترجمه چاپ بشه و نه تآلیف، کاملا نسبت به متن کتاب امانت‌دار موندیم و هیچ تغییری در محتوا ندادیم. شاید اگر یکی از خوش‌فکران حوزه کسب و کار دست به قلم ببره و با الهام از موضوعات این کتاب، نسخه بومی اون رو تآلیف کنه، مطالب جذاب بومی رو هم بتونه در خلال موضوعات اضافه کنه.
    نکته دیگه‌ای که به نظرم لازم هست باز اشاره کنم، ترجمه زمینه و بافتار فرهنگی‌ای هست که موضوعات کتاب درش اتفاق می‌افته. نوع روابط انسانی و کاری در کشوری مثل آمریکا بسیار متفاوت از ایران هست و بنابراین، لازم هست مخاطبان عزیز به این نکته توجه داشته باشند. در واقع ترجمه این زمینه و تنظیم روابط انسانی با توجه به فرهنگ ایرانی، هنریست که کمک می‌کنه مطالب کتاب در سازمان‌های ایرانی هم قابل اجرا و پیگیری باشه.
    نکته آخر که دیدم به درستی اشاره کرده بودید، موضوع تکرار چندباره موضوعات کتاب در بخش‌ها و فصل‌های مختلف هست. البته که نویسنده کتاب برای جا انداختن موضوع و از اونجا که داره موضوع جدیدی رو معرفی می‌کنه، از ابزار تکرار کمک گرفته؛ اما این رو هم نباید از یاد ببریم که آقای کاتر سال‌های سال هست که معلم و استاد دانشگاه هست و این شغل، معمولا کاری می‌کنه که تکرار چندباره مطالب، عادت فرد بشه که البته نسبت به خوب یا بد بودنش، مخاطب باید اظهار نظر کنه.
    باز هم سپاسگزارم از شما و همه دوستان عزیزی که کتاب و این نقد خوب رو مطالعه کرده‌اند.

    1. سلام اقای بهاروند
      خوشحالم که در جمع کافه ایها نظر جضرتعالی را میخوانم.
      همانطور که اقای محمدیان فرمودند، متاسفانه این یادداشت از قلم افتاد.
      در مورد جلد خلاقانه کتاب کاملا با شما موافقم.

  2. چندی پیش یه سخنرانی از اقای دکتر محمدیان دیدم که تاکید داشتند اینکه ما منتظر باشیم فقط کسب و کار خودش را به صنعت برساند درست نیست. کسب و کار باید استاندارد بالاتر ارایه دهد. صنعت هم تلاش کند تا ارتقا یابد. به نظرم اینکه این مفاهیم با کسب و کارها فعلا سازگار نیست نمی تونه خیلی تحلیل درستی باشه چنین مفاهیم و کتابهایی می تونه سطح نگرشی و کارکردی برندها رو بالاتر ببره.

  3. خانم دهکانی عزیز ...
    از مطالعه مطلب خوب شما خیلی لذت بردم. به نظرم به روز بودن و جلو بودن مطالب این کتاب یکی از نقاط قوتش محسوب میشه ... چرا که اگه همیشه مبنا رو وضعیت فعلی مون قرار بدیم و فکر کنیم در شرایط فعلی از رقبا جلوتر هستیم قطعا افق های بزرگ تر رو نمی بینیم.
    مشتاقم که کتاب رو بخونم و حتما در اولین فرصت تهیه اش می کنم.

  4. جناب اقای کاوه سلام
    خیلی ممنونم از اشتراک نظرتون
    بله بنده هم با شما هم عقیده ام و به نظر تحلیل درستی نیست، کلام اخر یادداشت بنده هم مصداقه فرمایش حضرتعالی است.
    کلام آخر آنکه؛ ممکن است مخاطبان فارسی زبان، محتوای کتاب را جلوتر از فضای کسب و کار ایران بدانند، شاید این طور باشد؛ اما سرعت تغییرات و اثر آنها که سنگ بنا و پیش فرض تمام استدلال¬های کتاب است، کاملا با شرایط کنونی کشور مطابقت دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *