سین مثل سامسونگ // آیا هیچ خط قرمزی برای برندهای خارجی وجود ندارد؟

مطلبی به قلم امیر موسوی: چند روز پیش در اتوبان مدرس با یک بیلبورد شرکت سامسونگ مواجه شدم که ظاهراً در ارتباط با جشنواره نوروزی محصولات بود. جمله ای که خیلی برجسته خود نمایی می کرد :”امسال هم سین اول سامسونگ”. دیدن این عبارت من رو به فکر فرو برد که برندها تا چه اندازه حق دارند و توانایی دارند که وارد آیین ها و اعتقادات مخاطبان شوند.

home_hp71_Promotion

هفت سین دارای ریشه های کهن تاریخی است که در برخی منابع حتی آن را به دوران ساسانیان منتسب می کنند. برای هر کدام از عناصر سفره فلسفه و دیدگاه عمیقی وجود داشته است. حتی انتخاب خود عدد 7 دارای ریشه ای تاریخی است و از قداست این عدد برای ایرانیان باستان نشأت گرفته است. حالا با در نظر گرفتن این ریشه های عمیق اعتقادی، آیا استفاده یک برند خارجی از این عنصر برای تبلیغ لوازم خانگی تا چه حد در نگرش مخاطبان تأثیر مثبت داره؟ این که برندهای خارجی زمانی که وارد کشور مقصد می شوند سعی می کنند از عناصر فرهنگی داخلی آنجا استفاده کنند و خودشان را با فرهنگ محلی آنجا هماهنگ کنند، درست است ولی این محلی سازی تا چه حد باید انجام بشه؟ آیا هیچ خط قرمزی وجود نداره؟ دیدگاه شما بعنوان کسی که ممکن است با این تبلیغات مواجه می شوید، چگونه است؟ آیا این باعث نزدیکی بیشتر شما با برند سامسونگ می شود یا حس دافعه در شما ایجاد می کند؟


25 thoughts on “سین مثل سامسونگ // آیا هیچ خط قرمزی برای برندهای خارجی وجود ندارد؟”

  1. سوال اصلی این است که “برندها تا چه اندازه حق دارند و توانایی دارند که وارد آیین ها و اعتقادات مخاطبان شوند؟” منظورم این است که خارجی و داخلی بودن برند مهم نیست، بلکه نوع استفاده یا سوء استفاده مهم است. استفاده از آیین ها و اعتقادات تا زمانی جایز است که صرفا باعث بخاطرآوری بهتر برند شود، به عبارتی برند باید وارد قالب آیین ها شوند نه اینکه برندها آیین ها را در قالب خود درآورند…

  2. با سلام
    برندها تا جایی حق دارند وارد ایین و اعتقاد یک فرهنگ شوند که خدشه و تغییری در ان ایین و اعتقاد ایجاد نکنند.(البته فکر کنم به این سوال متخصصین تاریخ باید جواب بدن ولی نظر شخصیم اینه)
    ولی اینکه این تبلیغ چه تاثیری روی من داشته باید بگم که هیچ تاثیری نداشت .من زمانی که این تبلبغ رو از نزدیک دیدم در وحله اول به یاد هفت سین افتادم ولی هفت سین سنتی و ایینی ایرانی نه هفت سین با سامسونگ.من فکر میکنم برای نزدیکی یک برند به یک فرهنگ و اداب و رسوم زمان زیادی لازمه و در کوتاه مدت جواب نمیده. چون باید ان برند در ان فرهنگ رسوخ کنه و همانطور که همه اساتید کافه بازاریابی میدانند ایجاد یک فرهنگ و تغییر ان یک فرایند مستمر و کند و بسیار زمانبره.
    البته همیشه در طراحی یک تبلیغ از المان های اون بازه زمانی استفاده میشه. من چند برند دیگه هم دیدم که از المان های نوروز در تبلیغاتشون استفاده کردند و باید منتظر تبلیغ های بیشتر هم باشیم…

  3. با سلام
    اصل بر این هست که محصولات ،خدمات یا تبلیغات یک شرکت در کشور ثالث ، با توجه به فرهنگ و شرایط تجاری آن کشور ،بومی سازی شود. اما در کشور ما ظاهرا رسوخ در فرهنگ توسط شرکتها با فرآیندی که عرض کردم،اشتباه گرفته شده و حتما وظیفه مسئولان ناظر هست که از این موارد قبل از انتشار جلوگیری کنند.

  4. با سلام به دوست خوبم جناب امیرخان موسوی
    متشکرم از مطلب خوبی که ارائه کردید. راستش اگر من هم جای این برند بودم سعی میکردم همین کار رو بکنم خصوصا اینکه قراره محصولات این برند در خانه متشریان ایرانی قرار بگیره و جزئی از زندگی یک ایرانی بشه. برای همین من فکر میکنم که تلاش برای نفوذ در اذهان ایرانی طبیعیه و اینکه سعی بکنه خودش رو به عنوانی بخشی از زندگی ایرانی معرفی کنه استراتژی مناسبی باشه. در نمونه های خارجی مک دونالد میاد نه تنها طعم و نوع پخت غذاهاش رو بومی سازی میکنه بلکه اندازه غذاها، تبلیغات و پروموشن و حتی تا حدودی فضای رستورانهاش رو هم تغییر داده. من فکر میکنم که این قضیه حدود به نوع محصول یا خدمات بستگی داره. شاید سامسونگ هیچوقت برای موبایلهاش این استراتژی رو نداشته باشه

    1. ممنونم شاهرخ خان از نظر حرفه ای تون
      به نظر شما سامسونگ روش مناسبی رو برای اینکه جزئی از زندگی ایرانی بشه انتخاب کرده؟ شما با خود تبلیغ مورد نظر ارتباط برقرار کردی؟

      1. امیرجان شما لطف داری. راستش تبلیغ سامسونگ چیز خارق العاده ای نداره که حالا خیلی جالب توجه باشه و فقط مبلغ هدیه اشه که جذابش کرده البته اگه واقعا با قیمتهای الان جذابیتی براش مونده باشه.
        از طرف دیگه دیروز توی بزرگراه مدرس تابلوی رقیب سامسونگ یعنی LG رو دیدم که به شکل کاملا محسوسی با سامسونگ کل کل کرده بود و با هدیه 2 میلیون تومانی مشتریان رو دعوت به خرید میکرد. واقعا سیاستی که اجرا شده بود برام جالب بود که LG صبر کرده تا سامسونگ هدیه اش رو بذاره بعدیه چیزی بالاتر رو کنه

  5. با سلام. به نظر من این مطلب با یکم سخت گیری نوشته شده شاید این اعتقاد ی که شما مطرح کردید در مورد بعضی برند ها صادق باشه ولی به جرات میگم که در مورد سامسونگ درست نیست . دلایل متعددی هم داره از جمله اینکه این برند سالیان بسیار زیادی است که در ایران حضور داره و اگر کمی دقت بکنیم میبینیم که در خونه های ما دست کم یکی دو محصول از محصولات این برند وجود داره و این برند خودشو کاملا د ر سبک زندگی ایرانی جا انداخته و از طرفی با در نظر گرفتن اینکه این شرکت نزدیک به 7000 نفر کارمند در ایران داره و تعداد بسیار بیشتری در حدود 10000 نفر به صورت غیر مستقیم (مثل قسمت های پشتیبانی حمل و نقل و فروشنده ها ی لوازم خانکی و تعمیرکارانی که نماینده رسمی این شرکت نیستند ولی ا محصولات اون امرار معاش می کنند ) با این شرکت در تماس هستند دیگه سامسونگ رو نمیشه یک برند غریبه حساب کرد . از طرفی الان نزدیک به یک دهه است که این برند و برندهای مشابه اقدام به برگزاری جشنواره های نوروزی می کنند و به نظر من هم ال جی و هم سامسونگ یه جورایی ایرانیزه شدند. در پایان باید بگم که این نظر بنده در مورد این برند بود و شاید در مباحث کلان نظر شما کاملا درست باشه و من خودم رو ذیصلاح نمیدونم که نظر کلی بدم. یقینا دانش بنده در این زمینه از متخصصان امر کمتر هست .ا

    1. سلام جناب حقیقی
      متشکرم از نظر حرفه ای شما. البته هدف من طرح مساله بود. من قضاوت نکردم. بیشتر علاقمند بودم این سؤال مطرح شه که در برخورد با چنین تبلیغاتی باید چه واکنشی نشان دهیم.

  6. با سلام خدمت همه اهالی محترم کافه
    به نظر من اینکه شرکتی از مفاهیم و المان های نوستالژیک در بازار ایران استفاده کنه و بخواد به نوعی با تحریک ضمیر ناخودآگاه یک ایرانی حس خوبی نسبت به یک برند ایجاد کنه مخصوصا با توجه به سنتی بود ن بازار مصرفی در ایران یک استراتژی هوشمندانه به حساب میاد.

    من هم موافق نظر آقای حقیقی هستم ایرانی برند سامسونگ را دیگر غریبه به حساب نمیاره و اونو به عنوان یک شهروند خوب پذیرفته.

    اشاره به این موضوع که این بیلبورد در اتوبان نصب شده مطلبی است قابل توجه یعنی بیننده به صورت لحظه ای و گذرا به این تبلیغی که آمیخته با نماد های فرهنگ ایرانی است نگاه میکند و چون فرصت فکر کردن و تحلیل تبلیغ را نداشته به صورت کاملا ناخودآگاه در ضمیر بیننده مستعد خرید تاثیر میگذارد که این هوشمندانه است و هدف شرکت را تامین میکند.

    پیشنهاد: اگر سامسونگ را هشتمین سین خانواده ایرانی اعلام میکرد تاثیر گذاری بیشتری داشت…

  7. سلام، من این بنر تبلیغاتی رو دیدم. خب باید گفت که کار خیلی خاص و ویژه ای نیست. یعنی خیلی از شرکت ها برای دو ماهه آخر سال سعی میکنند با برقرار کردن جشنواره فروش ویژه نوروزی، اهرمی برای افزایش فروش خودشون ایجاد کنند. این کار تبلیغاتی هم بیشتر جنبه اطلاع رسانی داره تا ایجاد انگیزه برای خرید.

  8. حقیقتا با دیدن این تبلیغ این حس به من غالب نشد که به ارزشها و فرهنگ نوروز و سفره نوروز سوئ برداشتی ایجاد شده. فکر می کنم که دو برند کره ای ال جی و سامسونگ بواسطه حضور مستمر و پررنگ خود در بازار مصرف ایران، یه جورایی برای ما ایرانی جماعت خودمانی شده است.

  9. برند هایی مثل سامسونگ و ال چی سال های سال است که در خانه های ما ایرانیان خودنمایی می کنند. می توان گفت دیگر خودی به حساب می آیند . ولی بنده به عنوان یک مخاطب حس خوبی از این جمله دریافت نمی کنم. هر سینی، سین هفت سین نمی شود ، هفت سین از جایگاه خاصی نزد ما ایرانی ها برخودار است. بگزاریم لااقل این نماد اصالت خود را حفظ کند. در تبلیغات نوروزی می توان از جملات بهتری برای سامسونگ استفاده کرد.جملاتی که این مفهوم را به مخاطب القا کند: “سالهاست ایرانیان نوروز را در کنار سامسونگ جشن می گیرند” سین مثل سامسونگ، هم به نوعی کلیشه است هم در واقع نا ملموس.

  10. با سلام و عرض ادب،
    به نظر بنده برند سامسونگ طی مدتی که در بازار ایران فعالیت داشته، به خوبی توانسته خود را با بازار ایران تطبیق بدهد و در نظر مصرف کننده ایرانی مانند یک برند ایرانی جلوه کند، نکته ای که در استراتژی تبلیغاتی این شرکت هم قابل مشاهده است( به طور مثال استفاده از صدای آقای محمد اینانلو در تبیلغات شرکت که نمونه کامل صدای گرم، گیرا و پر جذبه مرد ایرانی است).
    با این تفاسیر به نظر نمی رسد استفاده از المان های فرهنگ ایرانی و بکار بردن این عبارت در تبلیغ سامسونگ در ذهن بیینده تصویر بدی ایجاد کند، حداقل در مورد شخص خود من که اینگونه بوده است.

  11. یادمه وقتی بچه بودم این قدر ناسیونال و سونی دیده بودم که باورم نمیشد ایرانی نباشن .فکر می کنم بچه های ما الان بیش تر این حس رو نسبت به ال جی و سامسونگ داشته باشن . ما اینقدر راحت این ها رو پذیرفتیم که بعضیا از خودشون در مورد این برندها حتی تعصب نشون می دن. فکر نمی کنم واکنش هیچ کس به این تبلیغات منفی باشه.

  12. سلام
    ممنون از مطلبتون
    با نظرات بعضی از دوستان مثل،آقای داورنیا ،آقای حقیقی و… موافقم
    چراکه به نظر بنده نیز این یک استراتژی هوشمندانه بوده . سالهای خیلی زیادی است که محصولات سامسونگ در ایران است و هم موفق شده مشتریانش را راضی نگه دارد(چرا که پیشنهاد خیلی از افراد برای لوازم منزل برند سامسونگ است) و هم اینکه خود را با مردم عجین کرده است. چرا 20 سال پیش این کار نکرد ،یا 10 سال پیش. آنقدر خودش را وارد کرد، و آنقدر رضایت ها را برانگیخت و امروز هم از لحاظ فرهنگی خود را نزدیک می کند. مگر غیر از این است که برای کار در کشورهای دیگر باید فرهنگ آنها را به خوبی بشناسیم و وقتی آن لحظه فرا رسید از طریق فرهنگشان به آنها نزدیک تر شویم. حتی بنده فکر می کنم سامسونگ شاید خیلی بهتر از یعضی از ما ایرانیها ریشه فرهنگ ما را مطالعه کرده و میداند.

    شکوفه علیمحمدی

  13. سلام
    خدا قوت
    همیشه در کشورهای پیشرفته پشت هر کاری یک روانشناس یک جامه شناس اقتصاددان وجود دارد برای فروش محشولاتشان بدانند جه جیزی تولید کنند وچطور تبلیغ کنند که محصولاتشان مورد توجه قرار گیرد .این نقطه قوت برای این کشورهاست همیشه با این حربه محصولاتشان درایران قالب کرده اند به قول استاد آرانی ما درسال 79میگفت توجه به این مطلب داشته باشید که ژاپن چطور ویدیو را به مردم القا کرد وبعد دستگاه سی دی را چطور طراحی کردند وحالا با استفاده از چیزی که ایرانیها توجه خاص دارد چطور توانسته اند که نظر جلب کنند.ماچرا در کشورها نمیتوانیم برای محصولات خود ای جور تبلیغ داشته باشیم راستی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟وچرا ما درتبلیغات تلویزیونی از فرهنگ خود استفاده نمیکنیم واز فیلمه وسریالهای خارجی استفاده میکنیم چون قدر داشته خودرانداریم یا برایش ارزش قائل نیستیم

  14. با احترام به نظرات تمام دوستان و شرکت سامسونگ، هنوز معتقدم بومی سازی چارچوب های خاص خودش رو داره.
    مثال خوبی از پروموشن های مخصوص نوروز ، مربوط به محصول پرسیل هست…
    فکر میکنم شرکت سامسونگ هم می توانست فعالیت مناسبتری نسبت به شعار کنونی انتخاب کند.

    اما نکته دیگه ای که به ذهنم رسید که البته ارتباطی به این بحث نداره اما فکر کردم مطرح کردنش خالی از لطف نیست.
    طبق مطالعات صورت گرفته، اختلاف کیفیت بسیاری از محصولات شرکتهای کره ای (که در حال حاضر خط تولید بسیاری از محصولاتشون در داخل ایران هست و محصولات عرضه شده در بازار ایران منظور هست)با مدلهای مشابه تولید داخل کمتر از 10% است.
    میخوام بگم اختلاف در بحث تنوع محصولات و برندیگ جهانی این شرکتها ست و بهتره از شرکتهایی نظیر اسنوا ، پاکشوما ،… حمایت های بیشتری بشه چون فعالیت هاشون در زمینه تولید ،قبل تقدیر هست
    دولت کره جنوبی در تمام زمینه ها از تولید کننده هاش حمایت میکنه. بد نیست ،من نوعی که مصرف کننده هستم شبیه دولت کشورم عمل نکنم و به اندازه سهم خودم از تولیدات داخلی حمایت کنم.

  15. سلام آقای جعفری
    این عرق و تعهدشما نسبت به تولید و تولید کننده ی ایرانی که از نوشته تان دیده می شود، واقعا” قابل ستاش و ارزشمند است. مطمئنا” عزت نفس و باور از خودمان شروع می شود.

    اما آیا به نظر شما گاهی به اشتباه ،حمایت جایش با نپذیرفتن نقاط ضعف عوض نمی شود؟ گاهی نداشتن کیفیت و سرسری گذشتن از بعضی نکات به ظاهر ریز و بی اهمیت(اما مهم)باعث می شود تا کالایی که واقعا” برای آن زحمت کشیده شده ، به جایی نرسد و یا نتوان آن را با کالاهای خارجی دیگر مقایسه کرد چه برسد به اینکه بخواهد خود را وارد فرهنگ جوامع دیگر بکند.

    اما برای مثال همین محصولات بهداشتی چشمک واقعا” با خیلی از محصولات بهداشتی کشورهای دیگر که خیلی هم گرانتر هستند رقابت می کند.

    با تشکر
    شکوفه علیمحمدی

    1. با سلام
      در مورد رعايت نكردن برخي نكات ريز در توليد با شما موافقم اما برخي از اين موارد مربوط به كيفيت مواد اوليه و برخي به پيچيدگي تكنولوژي توليد برميگرده… به شخصه معتقدم به نسبتي شرايطي كه كشور ما داره ، واقعا توليداتمون در صنعت لوازم خانگي قابل احترام هست.
      چون بحث در مورد سامسونگ و لوازم الكترونيك بود ، نتيجه برخي تحقيقات عرض كردم. وگرنه مطمئنا بسياري از توليدات داخلي فاصله زيادي با استانداردهاي بين المللي دارند

  16. با سلام.
    به عقیده من برندها ی قدرتمند و معروف و البته محبوب،به راحتی میتونند تا هرجا که
    امکانش باشه در فرهنگ و اعتقادات یک کشور نفوذ کنند.سامسونگ با قدرت نفوذی که بین مردم ایران داره،این کار رو انجام میده و به نظر من با استقبال مردم هم روبرو میشه.حتی اگر ما نگرانی به جایی از این قضیه داشته باشیم،باز هم در این نفوذ بی تاثیره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *