قرار بود در مورد آدمهایی که دوستشان دارم برای شما بنویسم . این بار نوبت به دکتر ابوالحسن نجفی رسید. یک برند شخصی قدرتمند در صحنه ادبیات فارسی .
او را با کتاب بسیار ارزشمند غلط ننویسیم که بارها و بارها چاپ شده است شناختم. توصیه می کنم حتما این کتاب را بخوانید بسیار ارزشمند است. من به شدت از این کتاب بهره مند شدم . اگر بخواهیم کوتاه در مورد ایشان بگوییم ، می توان این چنین صحبت کرد :
ابوالحسن نجفی در سال ۱۳۰۸ در نجف به دنیا آمد. به گفته خودش، او تنها عضو خانواده نجفی بود که در شهر نجف متولد شد، زیرا پدرش برای تحصیل علوم دینی به آن شهر آمده و مجتهد جامعالشرایط بود. چند سال بعد، همراه خانواده به ایران آمد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در اصفهان گذراند و در سال ۱۳۲۶ در رشته ادبی دیپلم گرفت. از جمله معلمان او در دوران دبیرستان، جعفر آلابراهیم بود که کلاسهایش بر نجفی بسیار تأثیر گذاشت.
سپس برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در رشته زبان فرانسه مشغول به تحصیل شد. در دوران دانشگاه، از استادانی مثل پرویز ناتل خانلری، فاطمه سیاح و موسی بروخیم تأثیر پذیرفت. او به دلایلی دو سال ترک تحصیل کرد و در سال ۱۳۳۲ با ارائه رسالهای به زبان فرانسه درباره صادق هدایت فارغالتحصیل شد.
نجفی پس از فارغالتحصیلی، به عنوان دبیر دبیرستانهای اصفهان مشغول به کار شد. در همان سالها همراه با عبدالحسین آل رسول و احمد عظیمی، انتشارات نیل را در تهران پایهگذاری کرد. کار این انتشارات با انتشار کتاب سادهدل از ولتر با ترجمه محمد قاضی آغاز شد.
در سال ۱۳۳۸ برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و تحصیلات خود را تا مقطع فوقلیسانس در رشته زبانشناسی در دانشگاه سوربن پاریس ادامه داد.
پس از انقلاب، در دوره فترت دانشگاهها، به مرکز نشر دانشگاهی رفت و با نصرالله پورجوادی همکاری داشت که این همکاری تا سال ۱۳۸۲ ادامه داشت. در سال ۱۳۶۲، بنا به حکم وزارت علوم، در گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی مشغول به کار شد و تا سال ۱۳۶۶ کار تدریس در این دانشگاه را ادامه داد.
او هماکنون عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی است و به صورت منظم در جلسات فرهنگستان حضور مییابد.
جامعه ای که به بزرگان خود احترام بگذارد و ارج نهد ، به آن جامعه باید امید زیادی داشت و بالعکس.
ممنون از شما استاد عزیز.