فیلمی که باید دید // توصیه یکی از اهالی کافه به دیدن این فیلم // ساخت فیلم با هدف مارکتینگ

مطلبی به قلم شاهرخ داورنیا“: حدودیکی دو سال پیش برنامه مستندی رو در تلویزیون دیدم که در مورد کارخانه و شرکت لگو ساخته شده بود. در این برنامه داشت در مورد نحوه ساخت لگو ها ( که خیلی جالب بود) و چالشهایی که برای فروش لگو با اون در سالهای اخیر مواجه هستند صحبت میکرد. مشکل عمده ای که با اون مواجه بودن رقابت با سرگرمی های نسل های جدید بود و هست. بازیهای ویدئویی بزرگترین چالش اونهاست و اینکه چطور بتونن با این جذابیت بزرگ رقابت کنن مساله ای بود که بیشتر تمرکز رو به خودش معطوف کرده بود. یکی از مسولین لگو در صحبتهاش به این اشاره می کرد که ما باید بتونیم جذابیتی ایجاد کنیم که قادر باشه بچه ها رو به سمت این بازی قدیمی بکشونه. بزرگترین مزیت ما اینه که بازی با لگو خلاقیت و ایده پردازی بچه ها رو پرورش میده در حالی که بازیهای کامپیوتری یه همچین کاری رو به ندرت میتونن انجام بدن. در نتیجه ما استراتژیها و برنامه های متعددی رو در نظر داریم که باید در آینده اجراش کنیم.

امسال فیلم یا بهتره بگم کارتونی به بازار اومد به نام “لگو مووی” (THE LEGO MOVIE). بعد از اینکه فیلم کمپانی رو دیدم کمپانی لگو رو برای این استراتژیی مارکتینگ بسیار جالبش تحسین کردم. البته قبلا هم فیلمهایی با هدف مارکتینگ ساخته شده بود. در این فیلم پیامهای کاملا مشخص و واضحی هم برای بزرگسالان، خصوصا والدین و هم بچه ها در نظر گرفته شده بود. اینکه چقد لگو جذابه، کاراکترهایی مانند بت من، سوپرمن و خیلیای دیگه که کمپانی لگو ارائشون میده، شرکت داشتن، کاراکترهایی که بچه ها آرزو دارن جای اونها باشن. اینکه بچه ها هرچیزی رو که بخوان میتونن با لگو بسازن و فقط کافیه قوه تخیلشون رو بکار بگیرن. فیلم بچه هارو تشویق به ایده پردازی میکرد و بهشون یاد میده که هر ایده ای دارن با لگو بسازن حتی اگر به نظر احمقانه بیاد و به هیچ وجه از اجرای ایده هاشون نترسن. با سازه های لگویی نشون میداد که قطعات لگو چه توانایی هایی در ساخت ایده های کوچک و بزرگ دارن. و البته به بزرگترها این پیام رو میرسوند که لگو که یک بازی دستی است تا چه میزان نامحدودی میتونه خلاقیت فرزندانشون رو پرورش بده. از والدین میخواست جلوی خلاقیت بچه ها رو نگیرن و همواره اونها رو تشویق به اجرایی کردن ایده هاشون از طریق بازی کنن و حتی در این امر شریک اونها بشن.

من مطمئنم کمپانی لگو با این فیلم فروش بسیار خوبی رو خواهد داشت و البته به شما دوستان کافه مارکتینگ هم پیشنهاد می کنم این فیلم رو به عنوان یک کلاس درس کامل مشاهده کنین و خب فیلم هم فیلم جالب و با مزه ایه.


9 thoughts on “فیلمی که باید دید // توصیه یکی از اهالی کافه به دیدن این فیلم // ساخت فیلم با هدف مارکتینگ”

  1. با سلام.
    مطلب جالبی بود.نکته جالب ترش اینه که همین فیلم توی Box office بود و از پر فروشهای این روزهاست.
    اما هالیوود پا رو از تبلیغات ساده واقعا فراتر گذاشته.در حال حاضر سینما ، سریالهای تلویزیونی و حتی بازیهای ویدئویی آمریکا در حال یکپارچه شدن هست و همه با هم یک داستان رو جلو می برند.
    سریال بسیار محبوب Walking Dead که در مورد زامبی هاست رو مورد نظر قرار بدید.تا به حال 4 فصل از این سریال پخش شده و از روی این سریال ، بازی ویدئویی هم داره تولید میشه که اتفاقا اون هم در چند فصل و مطابق فصول سریال قراره منتشر بشه و فعلا یک فصلش منتشر شده.
    نکته بسیار جالب اینه که چون تاریخ پخش سریال در کشورهای مختلف متفاوته ، زمان انتشار بازی ، تاریخ رو طوری تنظیم کردن که در هر کشور ، بازی بعد از پایان فصل منتشر بشه تا داستان سریال لو نره.
    همچنین به صورت رسمی ، برای سریال نرم افزار موبایل هم طراحی شده.
    این یکپارچگی که طرفدار ژانر زامبی رو بعد از دیدن سریال ، درگیر بازی و احتمالا موقع خواب درگیر گوشی تلفن همراه میکنه ، به نظرم یک نوع بازاریابی فوق العاده است که از یک داستان مشخص(و خیلی معمولی و ساده) میتونه حجم انبوهی از مشتری رو برای تهیه کنندگان تامین کنه.

  2. بنظر من روانشناسی در تبلیغات اهمیت خیلی زیادی داره. وقتی بتونیم بر مشتریان تاثیر مثبتی راجع به محصول بذاریم . مشتری به سوی محصول جذب میشه. یادمه یه فیلم ترسناک دیدم که خیلی زیبا و به صورت نا خودآگاه روی بیننده کار کرده بود. وقتی یکی از بازیگران میخواست در امان باشه فقط یکجا در امنیت بود و اون ماشین شاسی بلندی بود که سازنده آن از بزرگترین سازنده های خودرو در جهان بود.
    نشان دادن بخش های مختلف خودرو و ایمنیش در قالب صحنه های پر آب و تاب . ذهن بیننده رو به خودش درگیر میکرد.
    فکر میکنم تبلیغات مخصوصا در صدا و سیمای ما خیلی کم از شاخصه های روانشناختی و روانشناسی در تبلیغات استفاده میکنه هدف خاصی نیست و فقط میخواد نشان بده فلان محصول موجود است.که فکر میکنم این شیوه تبلغات در جهان کمی دمده شده باشه.

    1. صحبت از روانشناسی شد حیفم اومد از فروید یادی نکنم که میگه: نگاهت را به درون برگردان، به اعماق خود بنگر، یاد بگیر اول خودت را بشناسی. (theories of personality. duan p Schultz p 67))از اونجایی که رفتار ما بیشتر تحت تاثیر ذهن ناخودآگاه ما شکل میگیرد شناخت این جنبه از ذهن و تاثیر گذاری بر آن میتواند به ما در شناخت ترجیحات مصرف کننده و تهیه تبلیغ مناسب کمک کند. از نظر بنده شناخت ما باید معطوف بر درون و ذهن ناخود آگاه مصرف کننده باشد چون رفتار به شدت تحت تاثیر آن می باشد. و همچنین تبلیغات ما هم باید به دنبال تاثیر بر آن باشد.
      با تشکر..

  3. سلام
    بنظرم این نکته خیلی خوبه که خود شرکت لگو خودش به این ایده ی خلاقیت و گام را فراتر از مرزهای مجازی نهادن واقعا اعتقاد داشته که دست به همچین عملی میزنه. شاید برای خیلی از ما با ظهور صنعت سرگرمی بازیهای الکترونیکی این ذهنیت پیش بیاد که دیگه صنایع سرگرمی قدیمی جایی برای رشد نداردند و رو به انقراض هستند. اینکه لگو با نوآوری و پانهادن در عرصه های جدید، موقعیت و جایگاه خودش را حفظ میکند تحسین برانگیزه. این واقعا یک جنگه! جنگ فناوری.

    نکته دیگه اینکه ، بشخصه وقتی بچه هایی را می بینم تو سنهای مختلف ، از 2سال گرفته تا برو بالا! که سرشون توی موبایل و تبلت ساعت ها گرم بازی و… است خیلی تاسف میخورم.این فناوری ها از ما چه می سازد؟؟

    جایگزین های اینها در گذشته خودمان چه چیزهایی بودند؟ چه شرکت های ایرانی بودند که سرگرمی های بی ضرر و مفید برای ما می ساختند و حالا نابود شده اند؟؟
    باید کمک کنیم چنین شرکت هایی با این رویکرد ، حتی قوی تر از گذشته پا در عرصه بگذارند تا آینده مان را خودمان بسازیم….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *