بازاریابی از هر دری//داستان برند کافه بازاریابی به روایت محمود محمدیان

هر برندی داستانی داره. داستان برند شما چیه. برندهای بزرگ داستان خودشونو با مخاطبانشون مطرح می کنند و از این راه با اونها بیشتر دوست می شن. چرا شما داستان برندتون رو برای مشتریانتون مطرح نمی کنید. برندتون چه جوری شکل گرفت با چه مشکلاتی مواجه بودید. از کجا شروع کردید. فقط لطفا یه مقدار ذوق به خرج بدید و داستان برند خودتون رو جذاب بنویسید. البته دروغ و گزافه گویی از ارزش داستان برند شما می کاهد.

همین فردا داستان برندتون رو بنویسید و روی سایتتون بگذارید. فقط تو رو خدا این طور شروع نکنید. شرکت …. در سال … در زمینی به مساحت … ایجاد شد. این روش خوبی برای نوشتن داستان برند نیست. ضمنا فکر نکنید که در مورد کالاهای صنعتی داستان برند بی مورده اتفاقا اونجا هم خیلی مهمه.

پاورقی: راستی ما داریم داستان برند سیگماگروپ و کافه بازاریابی رو می نویسیم. اگه دوست داشتید داستان برندتون رو در قسمت کامنتها برای ما بفرستید.


8 thoughts on “بازاریابی از هر دری//داستان برند کافه بازاریابی به روایت محمود محمدیان”

  1. چقدر درس عبرت های زیادی رو از داستان زدندگی خودم گرفتم(برند شخصی )و قراره اونو طی یک مراسمی با یک فرمت جالبی ارائه بدهم و بقیه استفاده کنند… و در واقع مردم داستان ما رو می خرند و گرنه شاید محصول آن چنان دندان گیر نباشد…نمونه اش همین برایان تریسی و آنتونی رابینز تو تمام کتاب هاشون دارن اون داستان زندگیشون را واسه همه میگن و مردم عاشق داستانشون شدن و دارن ازشون محصول میخرن نه صرفا خود محصول!
    یا یه مثال دیگه دو تا چینی اومدن آمریکا و غدای کی اف سی(مرغ سوخاری) با اون برند معروف رو خوردن و بعد داستانش رو تعریف کردند و گفتند ما رفتیم آمریکا و مرغ سوخاری کی اف سی رو خوردیم،شما به این میگید مرغ سوخاری؟بیاید تا بهتون بگیم مرغ سوخاری یعنی چی و خودشون میاند یه مرغ سوخاری میزنند و الان رقیب سر سخت کی اف سی ای شدند که تو چند تا کشور شعبه داره و دومین برند معروف مرغ سوخاری تو آمریکا شدند…و همه این ها برمیگرده به یه داستان خوب که اون دو تا چینی واسه مردم گفتند…
    اینا به ما میگه که ارزش داستان سازی چه تو زندگی شخصی و چه کاری تاثیر به سزایی داره…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *