مشتریان متخصص// مدیریت تجربه مشتریان را جدی بگیریم

کافه بازاریابی // مشتریان متخصص
کافه بازاریابی // مشتریان متخصص

مطلبی به قلم مسعود مشایخی؛ ضمن عرض درود به سروران عزیز در کافه بازاریابی!. بعد از مدت ها تصمیم گرفتم که برای اولین بار به خودم اجازه دهم که در کافه به عنوان نگارنده ، دست به قلم شوم!. پس اگر ضعفی در نگارش حقیر می بینید به بزرگواری خود ببخشید!.

همه شما بهتر از من می دانید ؛ یکی از مسایل مهم در فرایند های بازایابی اثر بخش ،مدیریت تجربه مشتریان است!. در حقیقت می توان این گونه این مساله رو مورد بررسی نمود که کلیه فرایند های بازاریابی را می توان در نهایت به عنوان مدیریت تجربه مشتری (Customer Experience Management) یه پکیج منحصره کرد. از ارتباطات و ایجاد آگاهی از برند گرفته تا تعاملات و ارتباطات فی مابین سازمان و مشتری و همچنین فرایند وفادارسازی مشتریان همه در این فرایند قرار می گیرند!. البته همانطور که می‌دانید مدیریت تجربه مشتریان یک فرایند معطوف به فرد است و میتوان آن را زاییده فلسفه بازاریابی فردی در نظر گرفت. از یاد نبریم که بسیاری از مشکلاتی که ما در فضای بازاریابی کشور مشاهده می کنیم از نگاه سوء به بازاریابی کلان است، چه رسد به مسایل بازاریابی های انفرادی و معطوف به فرد.

در کل می توان مساله مدیریت تجربه مشتریان را در یک کلمه ساده ی سخت تعریف کرد یا همون سهل ممتنع!. همه ما در زندگی روزمره با اقدامات متفاوت سازمانهای بسیاری در حیطه بازاریابی و فروش روبرو می شویم و به شکلی همه ما به نوعی قشر مشتریان این سازمان ها رو شکل می دهیم و عضوی از جامعه مشتریان کسب و کارها هستیم. حال حقیر پیشنهاد میدهم که برای بهینه سازی فرایند های اجرایی بازاریابی در کشورمون دست به کار بشیم و تجربیات و اجراییات بازاریابی سازمان های متفاوت رو به بوته نقد بزاریم و در انتها از فعالان اون سازمانی که مورد نقد واقع میشه بخواهیم که لحضه ای پای حرف اون دسته از مشتریانشون بنشینند که خودشان متخصصین بازار هستند. با اجازه این روند رو خودم شروع می کنم و اولین موضوع رو در این حیطه به موازات شروع به کار این قسمت ارایه می کنم. با اجازه شما دوستان عزیز این بخش رو “مشتریان متخصص” نام گذاری می کنم و از شما خواستارم که تجربیات مواجهه خود را با فرایند های بازاریابی سازمان ها و نقصان های مربوطه به فرایند های اجرایی آنان را در این بخش مورد بررسی قرار دهید.

.

پاورقی از مدیر کافه بازاریابی: همانطور که مستحضرید، تجربه مشتری از یک بنگاه ، با چهار P تعیین می شود؛ مهارت‌های کارکنان ( People skills)، ویژگی های محصول (Product)، نحوه ارائه محصولات و خدمات (Presentation)، روش‌ کارآمدی و دوستانه بودن. سیستم‌ها و روش‌ها جهت سرعت و دقت در کار. لذا شما نیز می توانید تجربیات خود را در قالب یک یا تعدادی از این چهار مولفه مرقوم نمایید.

.


48 thoughts on “مشتریان متخصص// مدیریت تجربه مشتریان را جدی بگیریم”

    1. درود بر جناب ولی زاده ! ممنون از اینکه ما رو در این بحث همراهی می کنید ! به شخصه اعتقاد دارم ، فرایند مدیریت متناسب بر تجربه مشتریان می تواند منبعی از منحصر به فرد بودن فعالیت های سازمان باشد که در عرصه زمان ، تبدیل به یک مزیت رقابتی در سطح صنعت و در بین رقبا خواهد بود .
      در ضمن به منظور متمرکز نمودن بحث ، قصد داریم ، تجربیات مشتری محور-تخصص محور اعضای کافه را بر مجموعه فروشگاه های زنجیره ای شهروند متمرکز کنیم ! خواهشمندم در این بخش با ما همراه باشید .

  1. اقای مشایخی ممنون بحث بسیار ارزنده ای است من خودم در گذشته تحت عنوان بازاریابی خاطره ساز از آن یاد می کردم لذا از کافه ای ها می خوام که بهترین تجربه ها و خاطرات خود را برای کافه بفرستند. بهترین ها در صحن علنی به نام نگارنده درج خواهد شد.

    1. درود بیکران بر شما استاد ! اصطلاحی که شما در این حیطه از آن استفاده می کنید را بی اندازه می پسندم !بازاریابی نوین دیگر متمرکز بر عواطف و احساسات هست !برای همه ما پیش آمده که در نقطه ای مثلا در دامان طبیعت ، با تجمیع المان های زیبای طبیعی خاطره ای زیبا را از عجین کردن احساسات مختلف به وجود آورده ایم و آن را در ذهن خود حفظ می کنیم ! اعتقاد دارم همین روند در حیطه بازاریابی به کل قابل اجراست ! چه در مورد خاطرات مثبت و در حیطه خاطرات منفی !
      هفته آتی در نظر دارم ، دوستان تجربیات مشتری محور-تخصص محور خود را در حیطه فروشگاه های زنجیره ای و با تمرکز بر فروشگاه شهروند بررسی کنیم !
      در صورت تایید شما ، ایمیل خود را به روی سایت می گذارم تا فیلتراسیونی از خاطرات مثبت و منفی انجام دهم و به صورت یک پکیج این مبحث را بررسی کنیم ! با تشکر از توجه شما

  2. با سلام و خسته نباشید
    از آنجایی که تجربه مشتریان بیشتر با احساسات افراد در ارتباط است, معمولاً افراد تجربیات خود را در قالب خاطراتی که دارند بیان می کنند.از این رو از بین مواردی که در مطلب ذکر شده, نحوه ارائه محصولات و خدمات و همچنین مهارت های کارکنان بیشتر تآثیر را در ذهن و خاطره مخاطب خواهد گذاشت.از انجایی که در ایران رستوران از اولویت های تفریحی افراد است در نتیجه من هم مانند دیگران بیشترین تجربه ای که به نحوی برایم خاطره ساز باشد را می توانم در مورد رستوران ها بیان کنم.

    1. سرکار خانم آتش سخن ! اول از همه ممنون از همراهی شما با موضوع ! با نظر شما موافقم و می خواهم در نوبت سوم این موضوع متمرکز بر مدیریت رستوران ها صحبت کنیم ! البته این روند حتی در مورد محصولات محض (در طیف محصول-خدمت ) نیز قابل بررسی است ! از این به بعد هر هفته یک بررسی در این حیطه خواهیم داشت ! هفته آتی موضوع معطوف به بررسی فروشگاه زنجیره ای شهروند خواهد بود ! با تشکر از توجه و همراهی شما !

  3. سلام
    تبریک میگم بهتون جناب مشایخی عزیز و مطمئنم که این بخش هم بخش جالبی از آب درخواهد آمد. اصولا بعد از ارتباط با مشتری تحلیل متشری و صحبتهاش رو باید داشته باشیم، حالا این بستر در اینجا هست که یه مشتری که خودش میتونه به این تحلیل کمک کنه و این اتفاق جالبیه. البته قبلا در کافه بحث خاطرات بازاریابی اتفاق می افتاد که بحثهای جالبی هم داشت ولی چندین ماه هست که خبری ازش نیست برای همین فکر میکنم این سری از مطالب میتونه دوباره استارت نویی باشه برای این بحثهای بسیار مفید
    تشکر میکنم از شما جناب مشایخی
    شاد و موفق باشید

    1. درود بر داورنیای خوش ذوق و خوش سخن ! بحث هایی که در کافه مطرح می شه همگی از دیدگاه تخصص محوری ما هست ! اما می دونیم که هر فرایند بازاریابی در نهایت معطوف به مخاطب خاص خودش هست ! پس می خوام یک ترمینولوژی جدیدی را تحت عنوان نقد مشتری محور-تخصص محور ایجاد کنیم !
      در این بخش خاطرات خودمون را متمرکز بر یک محصول و یا مجموعه خدماتی خواهیم کرد و سعی می کنیم از خاطرات بازاریابی خودمان ، کمکی هر چند ناچیز به صنعت کشور خودمان به عنوان پیشنهاد های بهینه ساز داشته باشیم !
      از همراهیتون بی اندازه سپاسگزارم و روی کمک شما در راه اندازی مناسب این بخش حساب باز کردم برادر !

  4. دوستان و سروران عزیزم در کافه بازاریابی ! از این پس و با اجازه مدیریت سایت ، می خواهیم هر هفته یک برند و یا یک سازمان تولیدی خدماتی را در ایران به بوته نقد بگزاریم و تجربیات مشتری محور خود را از دیدگاه تخصص بازاریابی بررسی کنیم !
    برای هفته آتی با اجازتون می خواهیم نقد فعالیت های بازاریابی رو آغاز کنیم ! من پیشنهاد اولم نقد مجمعه فروشگاه های زنجیره و به صورت متمرکز فروشگاه زنجیره ای شهروند هست !
    لطفا پیشنهادات خودتون رو با این آدرس ایمیل با حقیر هماهنگی کنید : mashayekhi.mas@gmail.com
    منتظر آپدیت های این بخش باشید !

  5. با سلام
    به نظرم فرايند مديريت تجربه مشتري چيزي فراتر از مديريت ارتباط با مشتريه، در واقع. برايندي است از نحوه ارتباط و كيفيت محصول و … كه فرايند ارتباط بخشي از اون رو تشكيل ميدهو ميتونه بر كيفيتش اثر گذار باشه.
    همونطور كه فرمودي تجربه مشتري از ٤ تعريف ايجاد ميشه، اما نكته مهم اين هستش كه فراين تجربه مشتري در اين تعاريف جاري و پيوسته است و به هيج كدوم محدود نميشه ، پس در واقع ميشه اين طور گفت كه در اين ٤ فرايند ميشه شاخص هايي رو شناسايي كرد كه با بهبود اونها ميشه تجربه مشتري رو كاملا مثبت ارزيابي كرد.
    به نظر من يكي از مهمترين فرايندهاي ايجاد تجربه مثبت مهارت كاركنان بنگاه هستش چون كه اون ها در خط مقدم ارتباط با مشتري هستن و بيشترين تاثير محيطي رو ميتونن بر مشتري داشته باشن ، مشتري بيشتر از خريد دنبال چي هست؟ احترام ، حفظ ارزش و حفظ شانش پس اول بايد روي بحث ارتباط با مشتري متمركز شد ، فرض كنيد محصول در يكي از ٣ فرايند ديگه مشكلاتي داره حال چگونه ميشه اين نقص هارو جيران كرد؟؟ ايا ما سيستم كنترل و ارزيابي يا بهبود فعاليت براي اون ٣ فرايند تعريف كرديم؟؟ قاعدتا پاسخ نه است. ولي ميشه در قسمت مهارت كاركنان نميگم به صورت كامل ولي تا حد زيادي اين اشكالات رو رفع كرد، پس اگه روي اين قسمت سرمايه گذاري بشه ضرر نميكنيم.
    نكته ديگه اي هم كه هست اين هستش كه ايا ميشه مثل پيش بيني تقاضاي مشتري ،شاخص هاي موثر بر تجربه مشتري رو هم پيش بيني كرد؟ يعني اينكه اصولا ميشه فرايند تجربه مشتري رو از سازمان تغيير داد و مثبتش كرد؟ به نظرم اين كار شدنيه و خيلي مهمه وبستگي به انجام اون ٤ فرايند داره، يعني به نظرم بايد بيايم و يك مديريت اثربخش فرايند ٤گانه تعريف كنيم و توي يك سيستم ارزيابي يا يك الگوريتم قرار بديم تا بتونيم بيشتر اين شاخص هارو شناسايي و تاثيرش رو بر تجربه مشتري بسنجيم، اما چون اين شاخص ها در فرايندهاي ٤ گانه پراكنده شدن شناسايي همشون نياز به يك تفكيك و در انتها كار سيستماتيك براي ايجاد ماكسيمم اثربخشي داره به نظرم.
    نكته بعدي به نظرم تغييرات خواسته هاي مشتريان هستش، ما ميدونيم نياز هاي مردم هرروز تغيير مسكنه ولي ايا اين بر تجربه مشتري اثر نداره؟؟ قطعا داره، چون كه فرايندهاي ايجاد تجربه مشتري اساسا از نياز مشتري تبعيت ميكنن و دايما خودشون رو با خواسته هاي مشتري تطبيق و تغيير ميدن تا بتونن بهترين جوتب رو داشته باشم براي مشتري تا او تجرابش از برند مثبت باشه چون هرچيزي رو كه ميخواد برند به سرعت براش مهيا ميكنه.
    نكته بعدي به نظرم اينه تجربه مشتريصرفا در يك تعامل پيوستهبا ما شكل ميگيره يعني اگه ارتباط به صورت مستمر برقرار بشه و مثبت هم باشه خب تجربه در طول زمان تقويت ميشه و وفاداري مشتري به ما زياد و انتقال اين حس مشتري به ديگران هم اتفاق ميوفته .
    به نكته اخري كه به ذهنم رسيد اين هستش كه تجربه مشتري صرقا بر اساس رنگ و لهاي و تبليغات محيطي زود گذر شكل نميگيره بلكه به نظرم اين تجربه يك تجربه كاملا عقلاني و حساس و منطقي هستش و نيازه كه براي ايجادش از مسيري مركزي باش متري ارتباط برقرار بشه، مسيري كه تمام ويژگي هاي مثبت ما و محصولمون، نكات كليدي، ارزش هاي اساسي ، باورهاي درست و صادقانه نسبت به برند و محصول توش شكل ميگسره و مشتري رو مجاب ميكنه كه ما صرفا با شلوغ بازي نميخوايم ترغيبش كنيم باكه داريم يك ارزش پايدار و منطقي از محصول ارايه ميكنيم.
    با تشكر

    1. جناب زمانی عزیز ! حرف به حرف نوشته های شما را خواندم ! یک حسی بهم می گفت اسم نوشته های شما رو به غیر از دل نوشته های یک متخصص چی میشه نام گذاشت ! حرفی که از دل یک متخصص میاد لحن و متنش کاملا مشخصه ! من هم موافقم که با مدیریت صحیح این فرایند حتی می شه تجربه مشتری را تغییر داد و اعتقاد دارم در الگوریتمی که اشاره کردید ، در صورتی که سازمان ضریب اهمیت هر کدام از مسایل را به دقت بشناسد و در بهینه سازی آن همت بگذارد ، حتما بهینه سازی تجربه و در ادامه اون تکرر خرید به خاطر تصاویر مثبته رخ خواهد داد !
      از هفته بعد می خواهم با بسط این موضوع سعی کنیم در قالب بررسی های موردی ، اقدام به کسب فیض در محضر دوستان کنیم ! هفته آینده بحثمون معطوف به فروشگاه زنجیره ای شهروند خواهد بود ! لطفا در ادامه نیز با ما همراه باشید آقای زمانی .(در ضمن دوست بسیار بسیار عزیزی داشتم که دقیقا هم نام با شما بودند ؛ ابوالفضل زمانی ، که اصالتا از فرزندان نیک سلطانیه بودند ؛ البته ایشان تخصصشان HR بود. این تشابه اسمی شما ، خاطرات بسیاری شیرینی را در ذهن من نوعی تداعی می کند )

  6. سلام و خسته نباشید

    به نظر من هر چهار فاکتور مانند 4 دیواری هستند که مشتری را در یک اتاق مربع شکل محصور می کنند و اگر این دیوارها آنقدر بلند نباشند (انتظارات مشتری را برآورده نکند) ویا آجرهایی بسیاری در بین این دیوارها خالی باشد که مشتری بتواند پشت دیوار را ببیند آنگاه ممکن است محصول شرکت های دیگر بیشتر به نظرشان بیاید.
    منظور مثال بنده به صورت خلاصه این بود که هر چهار فاکتور نه تنها از اجزایی (آجر) تشکیل شده اند، بلکه اینها با یکدیگر یک هم افزایی (اتاق مربعی ) ایجاد می کنند. خوب در این وضعیت وظیفه ی CEM این خواهد بود که نه تنها این آجرها را جوری بچیند که کمترین دید خارجی را به مشتری ایجاد کند ، بلکه باید همه ی دیوارها را متناسب با قد ( انتظارات) مشتری بالا ببرد و این کار همیشه ادامه دارد زیرا مشتری همواره در حال قد کشیدن است و دیوارهای ما هم باید همواره بالا بروند!

    با احترام

    1. جناب آقای بیاتی ؛ درود . همیشه استفاده از استعاره ها در شناخت پدیده ها ، یکی از روش های پرکاربرد و پرمغز بوده است ! و چه استعاره زیبایی را شما به کار بردید!
      دقت کردید همیشه وقتی بعد از یک روز سخت کاری و یا حتی بعد از یک مسافرت پر لذت به منزل خود بر می گردیم ، همیشه این جمله کلیدی را با خود داریم که “هیچ جا خونه خود آدم نمیشه ؟!!!” چه چیزی در یک چهارچوب محصور می تونه باشه که همچین حسی را بوجود بیاره ! خواسته های متعددی که به اونها جامه عمل پوشوندیم ! حالا به نظر من می شه همین دیدگاه را در مورد محصولات و خدمات هم داشت ! به شرطی که فرد محور باشند ! به نظر من خیلی موضوع و استعاره ای که فرمودید جای بحث داره ! و راستش خودم دارم همین الان روی این موضوع اتد می زنم ! بی نهایت از مشارکتتون و استعاره زیباتون متشکرم ! لطفا در ادامه با ما همراه باشید ! هفته آینده دیوارهای فروشگاه زنجیره ای شهروند را به بوته نقد خواهیم گذاشت !

      1. سلام و ممنون از توجه شما ؛ امیدوارم بتوانید خانه های گرم برای مشتریانتان بسازید!
        من هم در حال حاضر در حال مطالعه در همین زمینه هستم البته در دنیای مجازی یعنی (user experience ) به همین دلیل مطلب شما برای من بسیار جذاب بود .
        بی صبرانه منتظر مطلب بعدی شما هستم
        با احترام

        1. جناب بیاتی عزیز ، این حسن تصادف را به فال نیک می گیریم ! بدم نمیاد بعد از اتمام روند بررسی و نقد فروشگاه های زنجیره ای کشور ، اقدام به بررسی کسب و کارهای آنلاین بکنیم ! حیه ای نوین که خوشبختانه داره سعی می کنه با استانداردهای بین المللی خودش رو تطبیق بده !
          لطفا در فاز اول با ما همراه باشید بعد از بررسی این روند در فروشگاه های زنجیره ای به شخصه علاقه بالایی به ادامه روند به روی تجار الکترونیک در کشور دارم ! با ما همراه باشید ! با تشکر

    1. با سلام، ممنون که با نکته سنجی خود به کافه کمک می کنید. در خصوص دو تصوی که ارسال کردید، خدمت شما عارضم که کافه بازاریابی به تعدادی از دوستان این امکان را داده تا مطلبشان را برای کافه ارسال کنند تا با نام خودشان (تصویر اول، دیدگاه قبلی شما) در کافه به اشتراک گذاشته شود. سپس بر اساس بازخوری که از همراهان کافه بازاریابی دریافت می شود، در خصوص اینکه این دوستان به جمع نویسندگان ثابت کافه بازاریابی بپیوندند یا خیر، تصمیم گیری خواهد شد. در واقع تعداد نظرات و لایک ها، در این خصوص تعیین کننده خواهد بود. بنابراین تا آن زمان مطالب دوستان با نام خودشان، اما با نام کاربری یکی از نویسندگان کافه بازاریابی به اشتراک گذاشته خواهد شد.

  7. سلام آقای مشایخی خیلی خوشحالم که مطلبی به قلم خودتون رو می خونم. خیلی فکر کردم ببینم راجع به این مسئله چه تجربه ای دارم. مثالی که به ذهنم رسید مربوط به کتاب فروشی هاست. در خیلی از کتاب فروشی ها افرادی هستند که به قصد راهنمایی در کتابفروشی هستند و فکر میکنم برای رضایت مشتریان این کار رو میکنن اما در عمل خیلی وقتها واقعا آزار دهنده هستند. خیلی از کسانی که به کتابفروشی ها می رن صرفا برای خرید یه کتاب از قبل تعیین شده نمی رن. دوست دارن بین قفسه ها بچرخن، کتاب های مختلف رو ببینن و ورق بزنن و این کتابفروشی گردی به نوعی حکم تفریح رو هم داره اما وقتی این دوستان پا به پای آدم حرکت میکنن و با دادن اطلاعات درباره کتابها (در صورتی که خودت این خواسته رو نداری) آرامش آدم رو بهم می زنن و این حس رو القا می کنن که هر لحظه تحت نظری. من به شخصه هیچ وقت به این جور کتابفروشی ها بر نمی گردم. نکته دیگه در خدمات پس از فروش کالاها هست فروشگاههایی که این خدمات رو دارن و با روی خوش این امکانات رو ارائه می دن به نظرم مشتریانشون رو راضی نگه میدارن.

    1. سرکار خانم میر اشرفی ؛ ممنون از نظر لطفتون ! راستش در تلاش هستم تا دیدگاه اصلی در این مورد را با سایر دوستان یکسان سازی کنم ! هدف بنده این هست که موضوع مدیریت تجربه مشتری به یک بخش در کافه تبدیل بشه ! چیزی که من بهش بازاریابی در عمل می گم ! هدف اصلی حقیر این هست که هر هفته تجربیاتمون را از یک محصول و یا یک خدمت با هم به اشتراک بگذاریم و خاطرات خوب و بد را در اون حیطه مطرح کنیم ! علت چه هست ؟! تا اینکه بتونیم هم کمکی به صنایع و خدمات کشور عزیزمون داشته باشیم و هم اینکه ، تفکر تخصص محور بازاریابی را در عمل به این دوستان نشان بدهیم ! البته بسیرا هستند سازمانهایی که دیگه با این تفکر آشنا شده اند ولی به علت مشغله بعضا برخی مسایل خرد و درشت را فراموش می کنند ! شاید بتوانیم لحظه ای توجه آنها را به مسایل مهم و کاربردی بازاریابی در عمل و به قول استاد بازاریابی خاطره ساز معطوف کنیم ! هفته آینده قصد داریم فروشگاه زنجیره ای شهروند و مدیریت تجربه مشتری را در این فروشگاه به بوته نقد بگذاریم ! خواهشمندم در اون بحث هم با ما همراه باشید ! با تشکر

      1. آقای مشایخی ایده ی خیلی خوبی هست که مطمئنم اجراش نتایج خیلی جالبی رو به همراه خواهد داشت. بله حتمن مشتاقانه منتظر این بحث هستم، واجب شد سری به فروشگاه های شهروند بزنم 🙂

        1. درود بر سرکار خانم میر اشرفی ! احساس می کنم دقیقا دارید با مسیر واقعی این بخش هم مسیر می شید ! موردی که فرمودید سری به فروشگاه شهروند بزنم ، نشان مشخص از این مساله هست !
          یادمون نره که اینجا ما یک پنل تخصصی بازاریابی هستیم ! پس می تونیم خدمات ارزنده ای را در بعد زمان به سازمان های مختلف ارایه بدیم ! یکی از همین مصادیق همین دسته خدمات هستند .

  8. جناب آقای حسینی عزیز ، ضمن عرض درود ! یک سئوالی داشتم ! من در نظرم بود که این موضوع به عنوان یک بخش ثابت باشه ! و حتی برای اون اسم مشتریان متخصص را انتخاب کرده بودم (expert customers) اما ، مبحث با موضوعیت دیگه ای مطرح شده ! عکس اصلی موضوع را هم بر همین اساس انتخاب کرده بودم اما الان هیچ بار معنایی نداره !

    1. جناب مشایخی، طبق نظرسنجی ای که چند صباح در کافه انجام شد، نظرات شما و جناب شاهرخ داورنیا به عنوان بهترین نظرات انتخاب شد. بنابراین در صلاحیت شما هیچ جای تردیدی وجود ندارد. مشتریان متخصص، قطعاً با همکاری شما و همراهی دوستان کافه بازاریابی، بخشی ثابت در کافه خواهد بود. تیتر مطلب اصلاح شد. ارادتمند

      1. جناب آقای حسینی عزیز ! ممنون بابت تمامی زحماتی که برای کافه می کشید ! به شخصه شما را به عنوان مرد کم مدعای کافه که همیشه نظارت نافذی هم داره قبول دارم! بابت عنوان مطلب هم من از شما و از خدمت استاد کسب اجازه کرده بودم ! ان شا الله در عرض مدت کوتاهی این بحث جای اصلی خودش رو پیدا می کنه ! و می تونیم شاهد رویکرد بازاریابی در عمل باشیم ! مجددا از لطف و زحمات جنابعالی سپاسگزارم !

    1. درود بر شما جناب دکتر ! باشگاهی که من دنبالش هستم ؛ باشگاه صد تایی هست ، ولی نه باشگاه 100 کامنت ، باشگاه 100 کسب و کار ! ان شا الله می خواهیم با هم و در کنار هم کافه را به پاتوقی برای صنایع و کسب و کارها هم تبدیل کنیم ! در این مسیر به همکاری همه دوستان عزیز هم نیازمند هستم !
      و از همه مهمتر شما استاد و جناب مجتبی محمدیان و آقای حسینی عزیز !

        1. ارادتمندم استاد ! شرمنده نفرمایید !
          حقیقت امر من اعتقاد دارم بعضا علم، آدمی را در مرزهای خودش محصور می کنه و متاسفانه و یا خوشبختانه حصار و مرز علم ، مرز بی مرزی هستش ! کاربرد علمی که ما در موردش اینجا حرف می زنیم و مسایل مختلفش را به بوته نقد می زاریم ؛ در بیرون این کافه ، نیاز به اونها بیداد می کنه ! بعد از حدود 11 سال سابقه فعالیت در حیطه فروش و بازاریابی به حتم یقین می گم این مملکت هنوز دیدگاه در مورد جامعیت بازاریابی و کاربردهای آن ندارد ! پس اینجا باز کافه هست و رسالت های کلیدیش !
          معتقدم اوج شکوفایی کافه در تعامل با کسب و کارها رخ می ده ! بالاخره حرفای ماها هم اینجا یک تارگت آودینس خاص خودش رو داره ! می خواهم بخش مشتریان متخصص یک بخش با آپدیت های دوبار در هفته باشه تا به جامعیتی که مد نظرم هست دست پیدا کنیم !

  9. آقای مشایخی تبریک می گم موفق باشید.
    یک سوالی که برای من پس از خواندن کامنت های بچه ها پیش امد این بود که بالاخره در مورد 4 تا pصبحت کنیم، یا اینکه تجارب و خاطرات خود یا اطرافاینمان را در رابطه با این چهار عنصر و … بیان کنیم.

    1. سرکار خانم زرگران ! تشکر می کنم بابت نظر لطفی که به حقیر دارید ! فعلا از همه سروران کافه خواهشمندم که شمشیرهاشون رو حسابی تیز کنند ! بحث مشتریان متخصص را با هدف غایی عارضه یابی و ارایه پیشنهادات برای صنایع و کسب و کارها پایه گذاری خواهیم کرد ! کافه تونسته که جای خودش را در بین جامعه تخصصی فعالان بازاریابی و تبلیغات بدست بیاره ! حالا وقتشه که تارگت آودینس اصلیمون رو وارد بازی کنیم ؛ صنایع و کسب و کارها ! وقتی اونها اومدند با همون رویه مدل های مدیریت تجربه مشتری به بررسی مدل P ها خواهیم رفت ! با ما در این مسیر همراه باشید ! با تشکر

    1. چه ایده ی جالبی! خوب می شد هر از گاهی دوستان کافه ای غیر از کافه مجازی در کافه حقیقی هم دور هم جمع می شدیم و بحث های مارکتینگی می ذاشتیم البته با اسپرسو 🙂

          1. سرکار خانم میر اشرفی ، قبل از این یک کافه ای بود که واقعا پاتوق مارکتینگ کارها بود ! در پاساژ جام جم ! البته جمع شد ! به نظرم بد نیست یک پاتوق فیزیکی و یک گروه وایبری داشته باشیم !
            در این مورد می خوام از آقای حسینی و استاد بزرگوار کسب اجازه کرده باشم !

    2. عرض درود بر مهندس طاهر زاده عزیز ! لطف تمامی نوشیدنی های گرم به مباحث چالشی و سنگین علمی و کاربردی با یک دوست پرسواد مثل شماست ! اول از همه ، از این که به جمع دوستان خودتون در کافه مجددا ملحق شدید به شما تبریک ورود مجدد می گم و امیدوارم حضور شما را در این حیطه پررنگ تر شاهد باشیم ! اونوقت یه منو از نوشیدنی های گرم را با مباحث علمی و عملی در خدمت شما خواهیم بود !
      نمی دونم چرا چند وقته تو کافه ما شدیم مسئول تامین و تدارکات ؛ دکتر یه سری بستنی برای بچه های کافه و حالا هم شما با یک فنجان اسپرسو ( یاد یک فنجان برندینگ خودمون افتادم اگه بشه به همون حساب از ما قبول کنید) ! خدا به خیر بگزرونه !

  10. سلام آقای مشایخی
    با توجه به این که شما برای ارائه ی اطلاعات نابتون همیشه از ترمینولوژی منحصر به فردی استفاده می کردید، خیلی علاقه داشتم مطلبی را به قلم شما بخونم که خوشحالم محقق شد.
    برای این بخش آرزوی موفقیت می کنم، به قول بازاری ها، بازار باشه :))) که برگردان به زبان کافه میشه اینکه مطالبتون پربازدید، پرلایک و پرنظر باشه.

    1. آقای دکترقطعاً بدون حضور شما این جمع ها لطفی نداره، صادقانه من در به شخصه همیشه شاگرد شما هستم و آماده برای یادگیری. خیلی اتفاق خوبی خواهد بود. اگه بقیه دوستان هم موافق باشن به زودی این جمع رو راه بندازیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *