اگر اهل دیدن و دنبال کردن تیزرهای تبلیغاتی ایرانی و خارجی باشید یا یکی از دغدغه های زندگی شما مقایسه کیفیت ساخت و ایده پردازی تیزرهای تبلیغاتی ایرانی و خارجی باشه، حتماً موارد زیادی از کپی برداری های تبلیغاتی ایرانی را از روی نمونه خارجی می تونید مثال بزنید. تعدادی از این تیزر های در مطالب گذشته بررسی شدند. در تبلیغات چی امروز قصد داریم تا پرده از کپی کاری دیگری برداریم که اینبار آژانس تبلیغاتی بادکوبه زحمت ساخت آن را کشیده اند. انصافاً باید گفت که نمونه ایرانی بسیار تاثیرگذار و حرفه ای ساخته شده و مخاطب را برای لحظاتی به فکر فرو می بره، ولی خوب کار کپی، کار کپیه دیگه. نمونه ایرانی با تگ لاین “به قوانین احترام بگذاریم” از رسانه های دیداری مختلف پخش شده و احتمالاً تعداد زیادی از مخاطبان متوجه کپی برداری آن نشده است. با این حال از آن تاثیر گرفته اند.
نمونه خارجی با تگ لاین “Other people makes mistakes, slow down” به سفارش NZTransportAgency ساخته و در تاریخ پنجم ژوئن سال ۲۰۱۴ منتشر شد. این تیزر که ابتدا در کشور نیوزیلند و با هدف کاهش تلفات جاده ای ساخته و منتشر شد، پس از اکران و به دلیل بدیع و اثرگذار بودنش در فضای مجازی و برخی شبکه های ماهواره ای نیز نفوذ کرد و مورد اقبال مخاطبان قرار گرفت.
با وجود اینکه برخی از جلوه ها عیناً در نمونه ایرانیزه شده تقلید شده، حتی رنگ لباس و سرعت اتومبیل، اما باز هم کیفیت ساخت دو تیزر تفاوت فاحشی داره. پیش تر هم در مطلبی با عنوان “کدام قشنگ تر، کدام اثرگذارتر//تقلید یا الگوبرداری در ساخت تیزرهای تبلیغاتی//میهن در برابر کوکاکولا” به بحث کپی برداری محض در ساخت تیزر تبلیغاتی از یک نمونه خارجی پرداخته بودیم و دوستان نیز دیدگاههای ارزشمندی را ذیل مطلب مرقوم نمودند. امروز اما قصد پرسش این سوال را داریم که، اساساً شما به عنوان مخاطب، وقتی متوجه کپی بودن یک تیزر تبلیغاتی ایرانی می شوید، چه موضع و دیدگاهی نسبت به موضوع تبلیغ شده خواهید داشت؟. به نظر شما کپی کردن یه کار تبلیغاتی از ارزش یه شرکت تبلیغاتی (به عنوان یک بنگاه خلق خلاقیت) کم نمی کنه؟
.
.
.
پاورقی: هدف این مطلب به هیچ عنوان کوبیدن شرکت تبلیغاتی بخصوصی نیست، هدف بررسی این موضوع است که با توجه به این مورد که با رشد رسانه های دیجیتالی و اینترنتی، مخاطبان زیادی دسترسی به تیزرهای تبلیغاتی خارجی دارند، بعد از اینکه به کپی بودن یک تیزر تبلیغاتی ایرانی پی می برند، دیدگاهشان نسبت به موضوع تبلیغ و تیزر ایرانی چه تغییری می کند؟
.
مطمئنا با دیدن تیزرهای خارجی در مورد کار تبلیغاتی مورد نظر میتوان به یک سری دیدها دست یافت ولی تا این حد کپی کاری که حتی در بعضی صحنه ها عینا تکرار شده اشت؛ امری ناپسند می باشد. این ناپسند بودن خواه نا خواه باعث کاهش میزان اعتبار شرکت خواهد شد.البته ناگفته نماند که در مورد این تیزر خاص میتوان با درنظر گرفتن هدف مثبت و اجتماعی آن کمی ملاحضه نگری را هم اعمال نمود.
کاملاً موافق هستم، به هر صورت این تیزر حاوی استاندار رفتاری است و هدف خیرخواهانه ای را دنبال می کند
سلام آقاي حسيني
باتشكرازطرح موضوع بسيارجالب تون
خلاقيت به معناي توانايي تركيب ايده ها در يك روش منحصربه فرد يا ايجاد پيوستگي بين ايده هاست.
ازآنجايي كه كپي كاري باذات خلاقيت درتضاده مخاطب باديدن چنين تبليغاتي موضع تدافعي ميگيره.
شادوموثرباشيد
ممنون جناب ولی زاده.
سلام به جناب حسینی عزیز
آقا یه چند وقتی بود خودتون مطلب نمیذاشتید. متشکرم از مطلب بسیار جالبتون
این تبلیغ یکی از حال گیری های بزرگ من در زمینه تبلیغات بود. وقتی تیزر ایرانی رو دیدم خیلی خوشحال شدم که یه همچین تیزری رو یک شرکت ایرانی ساخته اما وقتی یکی از همکاران خبر از نمونه خارجیش داد و چنین شباهتی رو دیدم واقعا خورد تو ذوقم. درسته که تیزر ایرانی واقعا خوش ساخته و شاید هیچدکدام از مخاطبین عام ندونن کپی برداری بوده اما خودمون که دیگه میدونیم. الگوبرداری اکی، الگوبرداری نزدیک اما با مرتفع کردن نقاط ضعف و ارتقا نقاط قوت و در کل ارائه اثری بهتر هم اکی اما به نظرم دوبله تصویری اینجوری معادل ارزش نذاشتن برای مخاطبه. به عنوان یه مخاطب این حس رو بهم دست میده که انقد ارزش نداشته که با وجود هزینه های میلیاردی، زمان و انرژِی و خلاقیتی معادل یا حتی نزدیک به همون ارزش، گذاشته بشه که یک ایده نو خلق کنن. من به شخصه اگر جای کارفرمای تبلیغ باشم مردد میمونم که نکنه کاری که برای محصول یا خدمات من هم ساخته میشه روزی بخاطر نمونه خارجیش مورد انتقاد قرار بگیره
ممنون جناب داورنیای عزیز، در خصوص جمله آخرتون، چون کار فرهنگیه، احتمالا کارفرما نیز یک سازمان و نهاد دولتی یا وابسته به دولت است که به همین دلیل جمله آخرتون در مورد این تیزر موضوعیت پیدا نمی کنه. اما در مورد تیزر کوکاکولا و میهن (که لینک دسترسی به آن در مطلب قرار داده شده) کاملاٌ موضوعیت دارد. ممنون
موافقم جناب حسینی عزیز
ممنون از شما
سلام آقای حسینی
من این تبلیغ رو فکر میکنم توی سایت بادکوبه دیده بودم، یادمه کلی با همکارم تعریف کردیم از اینکه با اینکه خیلی فضای سرد و بی روحی داره ام چه ایده جالبی چه با مزه! مطلب شما رو که خوندم کلی تو ذوقم خورد. جدیدا کارهای جالبی از این آژانس میبینم و خوشحال میشم و چند روز بعد یه نقد از اینکه این که کپی بوده. حداقل از نظر ساختاری این آژانس به نظرم قویه کاش رو کارهاش بیشتر دقت کنه.
با سلام
هربار تبلیغ جالبی رو می بینم ناخودآگاه توی ذهنم این جمله حک میشه که : “این تبلیغ از کدام تبلیغ خارجی ایده گرفته؟!! ” شاید این نوع نگاه به تبلیغات داخلی به نظر بد بینانه باشه اما باید بگم که در اغلب موارد درست از آب در میاد.! من الان و با مطلب شما متوجه این الگوبرداری شدیدد شدم جناب حسینی… ذات الگو برداری نه تنها بد نیست ،بلکه در صورت رعایت اصول حرفه ای و همراه شدن با چاشنی خلاقیت ، می تونه یک نوع هنرپردازی محسوب بشه حتی.. اما فکر می کنم برخی از سازندگان تیزرهای تبلیغاتی در ایران بین واژه الگوبرداری و تقلید یه مقدار دچار سوء تفاهم شدند. وقتی تبلیغ عمو یادگار ایران رادیاتور رو دیدم متوجه الگوبرداری از تبلیغ خارجی شدم اما برام جالب بود چون احساس کردم کار سازندگان تیزر چیزی بیش از کپی برداری محض بوده.. اما در مورد این تبلیغ تاثیر گذار باید بگم فرقی نمی کرد اگر شرکت به جای زحمت و هزینه ساخت این تیزر ، تیزر خارجی رو پخش می کرد چون به غیر از تغییر بازیگرها ، جاده و مدل ماشین کار خاص دیگه ای انجام نشده.! به نظرم تقلید و تقلید و تقلید …. راحت ترین حرکتی است که یک شرکت تبلیغاتی می تونه برای از دست دادن اعتماد و نگاه پی گیر مخاطبانش انجام دهد.
سپاس
سرکار خانم محمد امینی به درستی به تفاوت بین الگوبرداری و تقلید اشاره کردید. کاراکتر تبلیغاتی ایران رادیاتور نمونه موفق یه الگوبرداریست که پیشینه تبلیغات شرکت و وضعیت حال صنعت رو در نظر گرفت و کار ارزشمندی رو ایجاد کرد. اما این تیزر یه تقلید صرف است که هیچ نبوغی در ساخت آن به کار نرفته و شاید اگر صرفاً تیزر اصلی ترجمه میشد، بلکه حتی کار ارزشمندتری ایجاد می شد. چون به طور ناخودآگاه ما سبک زندگی خارج نشینان رو برخوردار از استاندارد بالاتری تلقی میکنیم، قطعاً این تصور ذهنی، اثربخشی این ایده رو در ما بیشتر می کرد.
با سلام
با اینکه از نظر من کلیپ اثر تاثیر گذاری بود اما کپی برداری اونهم با این شیوه خلاقیت را از بین برده و به مخاطب توهین می کند .
ما باید یاد بگیریم برای خلق کردن ،فکر کنیم که در جائی مثل جنگل آمازون هستیم و به هیچ رسانه ای و هیچ چیز مشابه دیگری دسترسی نداریم ، حال برای خلق کردن فقط خودمان فکر کنیم و ایده را خلق کنیم و آنرا پرورش بدیم . من همیشه برای شروع هر کاری به این شیوه عمل می کنم و تاثیر بسیار زیادی در زندگیم داشته است .
سلام خدمت همه
جسارتا مطلبی دارم. امیدوارم کسی ناراحت نشه. بعضی چیزها کامل تو چشمند، مثلا وقتی در کشور همه چی گرون میشه شاید کسی حرف نزنه ولی وقتی راننده ماشین 100 تومن گرونتر کنه همه شکایت می کنند که آقا چه خبره و چرا اینقدر گرون میگیری؟
در کل بعض موارد طوری هست که مردم بهش حساسند و بعضی از موارد نه. یکی از مواردی که الان در جامعه ما مد شده اینه که خیلی از هم ایراد می گیریم. ولی چرا از بعضی ها ایراد نمی گیریم؟!!!!!!!
برای مثال، وقتی اساتید گروه بازاریابی یک مقاله علمی پژوهشی می نویسند همه میگند به به استاد!! چه مقاله ای!! استاد هم چنان کیفور میشه که انگار تولید علم کرده. الان در کشور ما در حوزه بازاریابی چندتا تئوری داریم که مخصوص ما باشه و ایده دهنده اولش ما باشیم؟ کل بازاریابی که ما الان در دانشگاه ها داریم بیسش از پروفسور کاتلره. در استراتژیک از مایکل پورتر و غیره. در برند از آکر و کلر. در صادرات از دشپانده و همکاراش. خب وقتی اساتید ما به غیر از بعضی ها این همه ادعا دارند یک تئوری نمی تونند تولید کنند انتظار دارید شرکت های تبلیغاتی ما طرح های جدید و بکر بدند؟ در جواب اساتید میگند ما داریم تئوری های دنیا رو بسط می دیم. چه بسطی؟ این که نشد بسط. الان به اساتید بازاریابی ما و خیلی از مشاوره ها چندتا تی تاب بدید میتونند برند تو خیابون و در عرض یک ساعت دو تا تی تاب بفروشند؟ نه نمیتونند. در کل منظورم اینه که بجای اینکه این همه از شرکت های داخلی ایراد بگیریم، اگر توان داریم بریم خودمون یک شرکت بزنیم و طرح های تبلیغاتی جدید رو به آحاد جامعه ارائه بدیم.
سعدیا گرچه سخن دان و مصالح گویی به عمل کار برآید به سخن رانی نیست
ممنون
ممنون جناب عبدالله پور، فرمایشات شما متین، اما دو نکته به نظرم رسید که ذیل فرمایشات شما مرقوم کنم:
نخست اینکه: در مورد پاراگراف اول دیدگاه شما، خوب همه از بسط گرونی در جامعه ناراحت هستند. مثلا همین گرونی 30 درصدی در قیمت نان، درگیری ذهنی خیلی هاست، اما خوب کاری در این خصوص نمی توانند انجام دهند. مملکت ما هم هنوز به اون حد نرسیده که مردم بتونند آزادانه و بدور هر گونه حاشیه سازی دور هم جمع بشن و به این افزایش قیمت ها انتقاد کنند. در حالیکه در برخی کشورها مردم بدور از حاشیه دور هم جمع می شوند و نظرشان را در مورد هر مساله ای بیان میکنند. اما همین که در این مملکت گروهی بخواهند به نشانه اعتراض گردهمایی کنند، دیگران به فکر سوء استفاده های شخصی خود می افتند و مساله را سیاسی می کنند.
دوم اینکه: یه استاد دانشگاه می تونه فروشنده خوبی نباشه ولی می تونه ایده پرداز خوبی باشه. همین طور شرکت های تبلیغاتی لازم نیست که پر از ادعا باشند، کافیه کمی خلاق باشند. ماهیت اصلی کار شرکت های تبلیغاتی خلاقیت است. جدای از این قضیه، ایده تیزر خارجی خیلی هم چیز خاصی نبود که شرکت های تبلیغاتی ایرانی نتونند اون را برای اولین بار طراحی و تدوین کنند. مسله چیز دیگریست. بسیاری از شرکت های تبلیغاتی ایرانی در اصطلاح به easy money عادت کردند و همین موضوع اونهارو از خلاق بودن دور نگهداشته است.
ممنون
باسلام وقت بخير خدمت دوستان و همراهان کافه مارکتينک
با ديدن اين کليپ سوالي پيش امد که جرا شرکتها دست به کپي برداري مي زنند؟ به نظر اين جانب کپي برداري در اغلب موارد مانعي جدي براي بروز خلاقيت و بروز ايده هاي بکر و جديد است. در مورد اين تبليغ بايد عرض کنم که فاقد جذابيت است . و احتمالا تاثير لازم در مخاطب ندارد. زيرا اغلب اين نمونه ها با آداب و فرهنک ما هم خواني ندارد و تاثير لازم را بر مخاطب نخاهد داشت. به نظر اين جانب شرکتها و سازمانها بهتر است بجاي کپي برداري و تقليد ، از خلاقيت و ظرفيت هاي بالقوه سازمان استفاده بهينه کرده و محصول/خدمت متناسب با فرهنک و آداب و رسوم جامعه ارايه دهند.
کپی کردن (تقلید)، ساده ترین راه است برای خلق هر اثری و همانطور که شما بدرستی اشاره کردید، مانعیست برای بروز خلاقیت و ایده های بکر. اما بنده بر خلاف شما معتقدم که تیزر جذاب و با فرهنگ رانندگی کشور مطابق است و کسی که آنرا ببیند، قبل از اینکه بخواهد در اتوبان دنده عقب بگیرد، به یادش می افتد، . این یعنی تاثیرگذار بودن این تیزر.
با سلام و تشکر از دقت شما
در تکميل توضيحاتتان بايد عرض کنم براي فرهنک سازي در رانندکي به يک يا جند کليپ تبليغاتي نبايد اکتفا کرد مثلا بستن کمربند ايمني براي سرنشينان خودرو فقط در تهران و جند شهر کشور الزامي ست و بيشتر افراد بخاطر جريمه نشدن خودرا ملزم به بستن کمر بند مي کنند نه بخاطر ايمني.
آقای حسینی سلام ممنون از مطلب شما و بیان منصفانه و محترمانه اتان. آقای حسینی همان طور که میثاق همه نویسندگان کافه است مطالب صحن علنی ، اگرچه منتقدانه اما همواره مودبانه است و کافه محل مطالب علمی ، محترمانه و دوستانه است. خواهش می کنم در مورد نظراتی هم که تایید می شود این ادب و احترام مورد توجه قرار گیرد . تا شاهد این نباشیم که بخش نظرات از جنبه ادبیات به طرفی برود که غیرمحترمانه باشد. ادبیات کافه، روزمره و دوستانه باید باقی بماند
با سلام به همه ی دوستان ارجمند کافه بازار
تقلید به معنی دنباله روی و پیروی،در تبلیغات می تواند قابل پذیرش باشد.در واقع یک کار خوب،قوی و حرفه ای ،می تواند زاویه ای جدید و نو در ذهن ما و نهایتا در کارما ایجاد کند.پس می توان تقلید را بدین شکل و بدین مفهوم قابل پذیرش دانست.اینکه با الهام از یک کار خوب ،بتوانیم زاویه ای جدید را ایجاد و از طریق آن ،پیام جدیدی را خلق کرد.
اما اینکه کاری را و تبلیغی را عینا اجرا نمایئم و به عبارت ساده تر کپی نمایئم،نمی تواند مورد پذیرش باشد.این مساله در زندگی روزمره هم صادق است.کافی است به یاد بیاورید مردم در مقابل فردی که رفتار و سخنان کسی را عینا تکرار می کند،چه واکنشی از خود بروز می دهند.
تبیلغ بر روی بستری متشکل از مولفه های گوناگون متولد می شود و رشد می کند،اگر تبلیغی را عینا تکرار کنیم ،بدین معنی ست که ما تبلیغ را یک موجودیت جدا از جامعه و مولفه های گوناگون اجتماعی-فرهنگی و…دیده ایم.و توجهی به مولفه های مهم که بستر تبلیغ ما را می سازند نداشته ایم.
با سلام
اولین بار است که با این سایت و مطالبش آشنا می شوم و از اینکه از زاویه دید دیگری به مسائل نگاه می کند خوشحالم. در خصوص این تبلیغ: ساخت تبلیغ به خلاقیت سازنده نیاز داره اما با تقلید این خلاقیت کنار گذاشته شده، و جذابیت لازم را در بیننده خصوصا فردی که تبلیغ اصلی رو مشاهده کرده ایجاد نمی کنه. هرچند با هدف تاثیرگذاری و فرهنگ سازی باشد.
کاملاً با شما موافق هستم
با سلام
فرمایشتون کاملا درسته آقای حسینیی و نظر بنده هم مغابر با حرف شما نیست. یه حکایتی رو عرض می کنم خدمتتون: یک ژنرالی بود به نام سن پیتر که انسان موفقی بود. از قضا در دنیای آخرت یک نفر میاد پیش این آقای سن پیتر و میگه سن پیتر جان، میخوام بدونم که بهترین ژنرال جهان چه کسی بوده؟ سن پیتر هم یک نفر رو نشون میده. طرف میگه من این آدم رو میشناسم اینکه یک کارگر معمولی بود. سن پیتر میگه خداوند می خواست و این توانایی رو به این شخص داده بود که بهترین ژنرال تاریخ باشه اما کارگری کرد و هیچوقت به خودش ایمان پیدا نکرد.
منظور من هم همینه آقای حسینی. متأسفانه دانشجوها و اساتید ما عرصه رو خالی گذاشتند و چسبیدند به تئوری ها. البته خب کسانی هم هستند که خوب کار می کنند. تئوری کافی نیست و این دانشجوها و اساتید باید بیاند وارد عرصه عمل بشند و کارو شروع کنند و بتونند نظرات و ایده های خودشون رو کاربردی کنند. از پیتر دراکر می پرسند علت موفقیتت چی بوده؟ میگه بچه بودم کنار خیابون نعلبکی می فروختم و فروشندگی رو با تمام وجودم حس کردم. یک گوشه نشستن و فقط نظر دادن، الگوی موفقی نیست و دیر جواب میده. دانشجوها و اساتید باید ترسشونو بریزند دور و وارد عرصه عمل بشند تا دیده بشند. تئوری تولید کنند و این تئوری رو به دنیا عرضه کنند.
به امید روزای خوب و قشنگ
ممنون از شما حسینی عزیز
سلام
درباره تفاوت الگوبرداری و تقلید دوستان به خوبی اشاره داشتند که دیگر تکرار مکررات نمی کنم. فقط سوالی دارم که چرا در تیزر ایرانی، راننده ماشین عقبی با افتخار پشت ماشین میشینه؟ 😀 به هر حال طبق قوانین ایران این فرد مقصر شناخته میشه! هرچند راننده ماشین جلویی اشتباه داشته! من متوجه حس افتخار و غرور راننده ماشین عقبی نمیشم! 😀
از نظر من تنها ایرادی که به این کلیپ وارده اینه که اگر کپی رایت و حقوق سازندگان اصلی اون رعایت نشده باشه می تونه محل بحث باشه .فرض کنید این شرکت تبلیغی با ایده خودش می ساخت ولی انقدر تاثیر گذار نبود آیا در انصورت کسی میگفت چه کار خوبی کردید که اون تبلیغ خارجی رو کپی نکردید؟
به نظر من پیدا کردن این کلیپ بین این همه تبلیغ و انتقال پیامش به کسانی که اون رو ندیدند کار خوبیه.
الان در هالیوود هر سال فیلمهای زیادی تولید می شوند که کپی فیلمهای اروپایی هستند یا در اسیا تولید شدند خیلیاشون رو هم کارگردانان بزرگی که از قضا خلاق هم هستند ساختند
با سلام
من نظرم رو با اين جمله ميخوان شروع كنم كه: “اگه مقلد خوبي نباشيم،هنرمند خوبي نخواهيم شد.”، منظور اين هستشه تا زماني كه بيس هر مطلبي رو نشه به طور كامل فراگرفت و بهترين راه هم براي اين فراگيري تقليده ، نميشه فرد خلاقي شد، اما نكته كار اينجاست كه شركت هاي ايراني چندين ساله نه فقط توي تبليغ باكه توي خيلي از فرايند ها تقليد ميكنن ولي هيچگاه نميان چيزي به اين تقليد اضافه يا از اون كم كنن، اينجاست كه خلاقيت زاييده نميشه و فقط صرفا يك گام روي گام هاي قبلي كه ديگران برداشتن ميشه،.
تقليد كردن خودش يك هنره اما زماني هنر به حساب مياد كه شخصيت اثر قبلي رو كاملا از لحاظ محتوا دگرگون كنه ، البته در راستاي تكامل ان اثر عرض ميكنم.اين هم درسته كه به قول دوستان خود امريكايي ها هم در ساخته هاشون تقليد ميكنن ويا ساخته هاشون رو به اثار قبلي ارجاع ميدن ولي نكته اصلي اينجاست كه اون ها نميان تقليد رو در قالب قبلي توسعه بدن بلكه ميان و تفسيري تازه از اون بوجود ميارن،حتي با اثر قبلي يك مكالمه بوجود ميارن و حتي گاهي اوقات اثر قبلي رو نقد هم ميكنن، ارتباطي جديد با مخاطب ميگيرن ، تقليد ميكنن ولي زواياي اثر رو تغيير ميدن چرا كه هر اثر هنري يك نقصي داره و حتي ذات هنر به قول ارنهايم ناقصه و زيبايي اثر در اينه كه از اين نقص استفاده كنه تا به اثر خودش تكامل نسبي ببخشه و بيانگرا تر باشه، نكته اي كه به ذهنم ميرسه اينه كه وقتي ما تقليد ميكنيم بايد از واقعيت دور شيم و توي يك فضاي خيالي تر به اون بعد ببخشيم تا اثري با زاويه و مفهومي جديد تر خلق كنيم چرا كه توي اين حالت از نواقص واقعيت دور ميشيم و از قالب اثر بيرون ميايم و از ارتفاعي بالاتر بهش نگاه مكنيم تا شايد نقطه جديد و ناگفته درونش پيدا كنيم كه قابل بازگويي باشه.
با تشكر
با سلام..
مسلما هیچ کس کاری که کپی باشه رو تایید نمیکنه…وقتی مخاطب یه تبلیغ مخصوصا تبلیغی با مضامین اجتماعی رو میبینه که اتفاقا تاثیرگذار هم باشه درگیری ذهنی براش ایجاد میشه اما مسلما اگه بدونه این تبیلغ یه کپی برداری از یه تبلیغ خارجی است نه تنها بهش توجه نمیکنه حتی تاثیر گذار هم نخواهد بود.البته که شرکت های سازنده تبیلغ شاید با این ذهنیت کپی برداری میکندد که اکثریت مخاطبان تبلیغ های خارجی رو نمیبینند و به شبکه های داخلی وفادارند..
همیشه به این فکر میکنم که ای کاش برای ساختن تبلیغات شرکت های سازنده به جای داشتن اتاقی که در اون به فکر کپی برداری از فلان تبلیغ خارجی باشند اتاق خلاقیت داشتن…..از این تبلیغ ها الهام میگیرفتند و از بارش فکری افراد در این زمینه استفاده میکردند..مسلما افراد خلاق و ایده ساز در این زمینه در کشور ما کم نیست اما نمیدونم چرا فکر کردن و اینقد سخت شده!!!!!!!! اگر یه سازنده تبلیغ بود قبل از ساختن شرکتم یه اتاق فکر می ساختم..
سلام
متاسفانه تبلیغ مورد نظر تقلید صرف بود و این برای یک شرکت تبلیغاتی که باید کمپانی خلاقیت باشه یک ضعف به حساب میاد و ارزش اون شرکت و کارکنان ان را پایین میاره.
این تبلیغ تاثیر فوق العاده ای در مخاطب داره و مخاطب رو جذب میکنه و کپی بودن کار از روی نمونه خارجی از اثرگذاریش کم نمیکنه چه بسا اگر مردم متوجه کپی بودن کار بشن نسبت به تبلیغ تعلق خاطر بیشتری پیدا کنند.به نظرم اگر نمونه خارجی اون پخش میشد بهتر بود و هزینه صرف شده بابت ساخت ان صرف بالا بردن خلاقیت کارکنان میشد.
ممنون از مطلب خوبتون
آقای حسینی همان طور که در متن گفتید آژانس ارزشمند بادکوبه در ساخت این تبلیغات فرهنگی و اجتماعی استادانه عمل می کند نمونه های اوریجینال کارهای این شرکت که زاییده اتاق فکر خودشان است موجود است. البته این مورد کپی برداری است که چون از فلسفه این کپی اطلاع نداریم نمی توانیم در مورد آن اظهار نظر کنیم. گاهی وقتها کارفرما شما را وادار به کپی می کند.
کپی برداری داریم تا کپی برداری
از آنجایی که من طرفدار تبلیغات اجتماعی و فرهنگ سازی از طرف شرکت های مختلف هستم، و از آنجایی که معمولا این تبلیغات ساخته کشورهای دیگر در ایران پخش نمی شوند، ((حالا به هر دلیل که شما بیشتر می دانید))، و در نهایت از آنجایی که ما مشکل ((خلقیدن)) داریم، مشکلی در کپی برداری تبلیغات اجتماعی و فرهنگ سازی نمی بینم.
مثلا برای این تبلیغ، شما هستید که به کپی برداری و یا به قول بعضی ها دزدی ایده پی برده اید و توی ذوقتان خورده، اما این تبلیغ به همان میزان و شاید بیشتر از آنچه که سازنده تصور می کند، به هدف خود دست یافته و تاثیرش را بر روی مخاطب می گذارد. آن هم در این جامعه ای که تبلیغاتش یا هایلیسیسم است یا کلاسیک است یا … و چنگی به دل نمی زنن هیچ کداااااام.
اما در مورد کپی برداری هایی مثل بانک ملت، فکر می کنم اصلا آن گونه که تبلیغ خارجی بر مخاطب خود اثر گذاشته است، بر ما تاثیری نداشته، و این یعنی کپی برداری با مزیت رقابتی کم!
دست آژانس بادکوبه درد نکنه من موافق کپی برداریش در این جور تبلیغات هستم
خدا قوت
من اولین نفر بودم که موافق این کپی برداری بودم؟!!
هدف در کافه بازاریابی کوبیدن صرف هیچ شرکت تبلیغاتی نیست، شرکت تبلیغاتی بادکوبه یکی از موفقها در عرصه تبلیغات است. در خصوص کپی برداری جناب مجتبی محمدیان به دسته بندی ای اشاره کردند که با توجه به وضعیت فعلی سرزمین ما درست است، اما سوال اینجاست که آیا این کار اخلاقیست؟؟. در تیزر، تبلیغ یه عمل اخلاقی صورت گرفته، اما آیا عمل اخلاقی “حفظ ارزش معنوی یک دارایی فکری” برای ساخت این تیزر رعایت شده؟. اگر رعایت شده، من هم مثل شما از شرکت بادکوبه تشکر می کنم، اما اگر نه، این حق را دارم که به اقدام این شرکت نقد وارد کنم. ممنون سرکار خانم زرگران از همراهیتان
سلام و خسته نباشید
من عمل کپی برداری را به صورت مطلق غلط نمی دانم و اعتقاد دارم برای یادگیری انسان باید ابتدا از روی سرمشق بنویسد واینکه یک کپی خوب می تواند تاثیری خوب نیز داشته باشد .
به نظر شما چند درصد آدم های اطراف ما به دنبال این می گردند که یک تبلیغ کپی است یا اینکه این تبلیغ را چه شرکتی ساخته؟
در نتیجه احساس می کنم اولا مخاطب عام تا حدودی برایش مهم نیست که شرکت سازنده که بوده و اکثرا وقتی تبلیغ کپی شده را می بینند شرکت سفارش دهنده را مخاطب طعنه ی خود قرار می دهند.
در مورد مخاطب خاص (متخصصین حوزه تبلیغات و بازاریابی ) نیز باید گفت آنها مسائل را بیشتر مورد بررسی قرار می دهند. یعنی آنها می دانند ممکن است یک تبلبغ توسط کارفرما سفارش شده باشد و از همه مهمتر آنها پیشینه ی یک شرکت تبلیغاتی را مدنظر قرار می دهند و تحلیل می کنند که آیا این شرکت تبلیغاتش اکثرا کپی برداری بوده یا خیر.
با احترام
“””آقای حسینی با یه حرف چالشی امدم”””
به اعتقاد من در حوزه قعالیتهای “غیر تجاری “بحث کپی با حوزه های “تجاری” کمی متفاوت است
هر دو تیزر را دیدم به ویژه تیزر دوستان خوبمان در شرکت بادکوبه
اگر تاریجچه این شرکت را بررسی کنیم می بینیم همیشه دغدغه فرهنگی داشته و این موضوع با تولید اثار فرهنگی تبلیغاتی همیشه عجین بوده. در مورد کار فرهنگی به دلیل تفاوت رسالت آگهی که هیچ منفعت اقتصادی ندارد کپی برداری و یا اقتباس از پیامهای خارجی به اعتقادم ایرادی ندارد. هر طور که شده با کپی یا بی کپی بتوانیم رفتار ترافیکی حودمان را اصلاح کنیم قابل تفدیر است. در واقع اینجا مساله و هدف با حوزه تجاری کمی متفاوت است.
به اعتقادم شرکت بادکوبه در این مورد بسیار قوی عمل کرده است. بحث در مورد کارهای تجاری بماند برای بعد که زمان زیادی می طلبد. یادمان باشد پرچم فرهنگسازی تا حد زیادی دست همین شرکتهای تبلیغاتی است. وگرنه شیوه های اطلاع رسانی دیگر دولت چندان موثر عمل نکرده است.
با دیدن پیام این اگهی و فکر کردن به این موضوع که جان چند نفر اختمال دارد نجات یابد بحث کپی بودن ان برایم کمرنگ تر می شود.
با سلام وخسته نباشید . گرچه مطلب برای دوستان تکراری است ازین با بت عذر میخوام ولی به عنوان یک مشتری با یک دید یه کوچولو علمی نظر میدهم .SSM تفکر سیستمی نرم است دیدگاه جالبی ارائه میکنه تو ssm یه whatداریم که ازش به عنوان ذهنیت یاد میشه و یه how داریم که به عنوان رفتار یاد میشه وقتی کپی داری به عنوان یک رفتار بین موسسات اپیدمی شده واقعا نمیشه با مدل ذهنی خودمون این مسئله رو تفسیر کرد در حقیقت رسیدن به ذهنیت واقعی از طریق مشاهده رفتار مستلزم شکستن مدل های فکریمان هستیم به عبارتی دیگر گرچه درسته که ما یه کار کپی از مدل خارجیو میبینیم ولی ان طرف قضیه هم باید ببینیم و یادمان باشد که الزاما قضاوت های این عقلانیت محدود درست نیست . ایا واقعا ایا این موسسات دوست ندارند خلاقیت داشته باشند ؟ , نکته دیگه ان است که شاید از نظر این موسسات تبلیغاتی برای مشتری عادی که واقعا اگر صادق باشیم اصلا تبلیغو نگاه نمیکنه کپی از خلاقیت معنی نداره فقط کار متفاوت باشه همین کفایت میکنه مگر بسته به شرایط ویا موسسات سفارش دهنده کار هم واقعا دخیل هستند به خاطر بودجه ای که می دهند و یا دخالت هایی که میکنند ویا دولت و عوامل دیگر که واقعا پی بردن به انها جز از طریق کار کردن وزندگی کردن با این موسسات و دغدغه هایشان حاصل نمیشود .به نظرم این مشکل پیچیده شده 🙁
سلام
من از هر دو تیزر خیلی خوشم اومد و اینکه شرکت محترم بادکوبه کپی کرده یا نه با اونش کاری ندارم.
این رو خوب می دونم که دوستان عزیزم در شرکت بادکوبه به بعضی از جزئیات توجه نکرده اند.
– در تیزر خارجی تصادف در خیابان اصلی صورت گرفته و راننده با سرعت بیش از 100 کیلومتر دارد، رانندگی می کند و راننده دوم از
خیابان فرعی وارد خیابان اصلی می شود که منجر به تصادف می شود.
اما در تیزر ایرانی آیا موقع خروجی از اتوبان سرعت خودرو بیشتر از 100 باید باشد یا نه؟ ( عینا راننده موسو هم این مورد را عینا می گوید که باز اگر سرعتم کمتر بود …
مهمتر اینکه در خروجی اتوبان به عقب بر نمی گردیم.
– در تیزر خارجی بچه کمربند بسته اما در تیزر ایرانی بجه کمربند نبسته که هیج دارد در پشت ماشین با اسباب بازی خودش بازی می کند.
ای کاش دوستان در شرکت بادکوبه به جزئیات اهمیت بشتری بدهند.
بنظرم علت اینکه اکثر تیزرهای خارجی موثر و موفق هستند همین موضوع هستش.
– لطفا دوباره به ثانیه های آخر هر دو تیزر توجه کنید و باز هم با همدیگر مقایسه کنید.
راستی ای کاش در مورد تیزر هود کن، یک تیزر خارجی هم برای تبلیغات هود قرار می دادید تا همه بتونند مقایسه ای با تیزر هود کن داشته باشند البته نه برای کپی برداری، بلکه برای دیدن جزئیات بیشتر و دادن اون حسی که اونجا نوشته ام، زیرا که در این دو تیزر تفاوت اون حسها کاملا مشهود هستش.
با تشکر
به نظر من کپی اخلاقا کار خوبی نیست . اما از دید تجاری اگر با فرهنگ و نگاه مخاطب داخلی نزدیک باشه چرا که نه؟!! همه که تبلیغات چی نیستن بفهمن کپیه :))
هدف تاثیر روی مخاطب عام مگه نیست؟اگر داره پس خوبه حالا کار هرکی هست،کارشو انجام میده چون مطمئننا یه کار حرفه ایه خارجی انتخاب میشه .این مهمه.ولی بازم میگم اخلاقی نیست
من کشته و مرده ی اون کلمه ی “Creative” انتهای تیزر بادکوبه هستم.