آیا آگهی های تبلیغاتی به کارکرد اصلیشون وفادارند؟ // و حالا معنای بی معنی “تازگی” در تبلیغات ایران

تبلیغات طیف وسیعی از فعالیت ها و بهتر بگم، ارزشهای جامعه انسانی متمدن رو در بر مگیره. کارکرد اصلی و اصولی تبلیغات اینه که یک کالا یا خدمت یا یک فرد یا گروه را به صورت صحیح و دقیق معرفی کند تا مخاطب رسانه نسبت به آن کالا، خدمت یا فرد، شناخت واقعی پیدا کند. اما آنچه که در واقع رخ می‌دهد متأسفانه در اکثر موارد خلاف این کارکرد اصولی است. روشنفکرانه که به موضوع نگاه کنیم، میبینیم که این موضوع متاسفانه در بسیاری از کشورهای دنیا رواج داره. رواج این موضوع ارتباط بسیار مستقیمی با سطح دانش، آگاهی (با نیت نگفتم سطح سواد) و شعور فردی و جمعی افراد جامعه داره. هر چه قدر سطح دانش، آگاهی و شعور فردی و جمعی افراد جامعه بیشتر باشه، میزان پخش، گسترش و تعداد آگهی ها تبلیغاتی که به کارکرد اصلی و اصولی خودشون وفادار نیستند، کاهش پیدا میکنه یا به طور کل ریشه کن میشه. نیتم از نوشتن این مطلب رو خیلی کلی عرض کردم و قصد ندارم به مقایسه مصداقی کشورها بپردازم.

من اینجا به نمایدنگی از یه قشر خاصی از جامعه، به قشر خاص دیگری از جامعه می خوام بگم که “آفات آگهی‌های تبلیغاتی‌ای که به کارکرد اصلی و اصولیشون پایبند نیستند، خیلی گستردست”. بارها و بارها در آگهی های تبلیغاتی شنیدیم که گفته شده “با یک پیس کثیف‌ترین شیشه، وان یا سطح اجاق گاز را پاک کنید”، “با یک قطره چربی ها را دور کنید”، “با … سالم بمانید و سالم زندگی کنید”، “بدون مواد نگهدارنده”، “سالم ترین و بهترین”. متاسفانه به نظرم تعدادی قابل توجهی از این آگهی های تبلیغاتی به کارکرد اصلی و اصولیشون توجهی ندارند. در مورد عدم وفاداری آگهی ها تبلیغاتی به کارکرد اصلیشون، پیشتر در کافه و در مطلبی تحت عنوان “کرم حلزون” مراودات و نظرات زیادی بین شما دوستان کافه ای رد و بدل شد. امروز میخوام به یه مورد دیگه اشاره کنم.

دیروز مسیر منزل به محل کارم رو طبق روال بعضی روزها، با تاکسی طی می کردم. زمان سوار شدن و پیاده شدن بنده از تاکسی طوریه که معمولاً یه چند دقیقه میتونم شنونده اخبار رادیویی باشم و چند دقیقه هم بعد از اخبار، شنونده تبلیغات رادیویی. میون چندتا تبلیغی که شنونده اون بودم، یکیشون توجهم رو بیشتر جلب کرد. نمیدونم، شاید چون تو اون زمینه تجربه کاری داشتم توجهم بیشتر به اون تبلیغ جلب شد. اون تبلیغ، یه فضای بحث خانوادگی رو برای شنونده متصور میکرد که در اون بحث، مادر خونه از اعضای خونه میپرسه که چه غذایی رو دوست دارید. پدر، دختر و پسر، هر کدوم اسم یه غذایی رو بردند که با ماهی درست می شد. در نهایت مادر خونه به شور و عشق خاصی انتخاب اونا رو تحسین میکنه و در ادامه گوینده مدعی میشه که اون محصول از ماهی بسیار تازه تهیه شده و میتونه جایگذین ماهی تازه بشه. در حال حاضر نامی از برندی که در تیزر، تبلیغ شده رو نمی برم اما جای بحث داره.حتماً متوجه شدید که محصولی که هدر تیزر، تبلیغ شده بود، کنسرو ماهی تن (Tuna Fish Can) بود. متاسفانه در تیزر به جای اینکه گفته بشه، کنسرو ماهی تن، گفته شد “تن ماهی”. “مامان من تن ماهی میخوام”. تن (Tuna) اسم یه نوع ماهی دریاییه که در آبهای آزاد و عمیق زندگی میکنه و کنسرو ماهی تن رو از کوشت اون تهیه می کنند. اضافه بر اون، این محصول به هیچ عنوان نمیتونه جایگذین ماهی تازه بشه. معمولا ماهی تن از آبهای جنوب شرق آسیا صید میشه و به ایران وارد میشه. معمولاً گشت این ماهی بصورت پیش پخت شده و وکیوم وارد مرزهای ایران میشه و به دست تولیدکنندگان میرسه، که با توجه به روش پیش پخت و زمان صید ماهی، میزان هیستامین در گوشت میتونه از کم تا خیلی زیاد متغییر باشه. اما یه چیزی را باقطعیت میتونم ادعا کنم، و اون اینکه گوشت استفاده شده در کنسرو ماهی تن هرچند بسیار لذیذ و خوشمزست، اما اصلاً تازه نیست و میتونه سرشار از هیستامین باشه. همون طور که میدونید هیستامین میتونه مولد انواع حساسیتها در بدن انسان باشه. بخاطر همین سعی کنید تا حد امکان، محصولات کنسروی رو با آبلیموی طبیعی میل کنید. هرچقد لکه های سیاه رنگ در گوشت کنسرو ماهی تن بیشتر باشه، یعنی هیستامین بیشتری درش هست و گوشت ناسالم تره. حال چطور تولیدکننده محترم، با دونستن تمامی این موارد میتونه مدعی بشه که محصولش تازست و میتونه جایگزین ماهی تازه بشه. حساسیتم بیشتر شد، زمانی که در تیزر یه پسر بچه میگه “مامان من تن ماهی میخوام”.


3 thoughts on “آیا آگهی های تبلیغاتی به کارکرد اصلیشون وفادارند؟ // و حالا معنای بی معنی “تازگی” در تبلیغات ایران”

  1. نمونه عینیشو خود من هم دیدم.. کمپوتها یا ابمیوه های بسته بندی که با بسته های شیک و جذاب میخوان مشتری جذب کنند بیشترشون از میوه های پلاسیده و خراب درست میشن ولی باز تبلیغاتشون پره از مطالب فریبنده ..برای من جای سواله که چرا تبلیغات ما هنوز به عرصه اخلاق و امانتداری توجه نمیکنه؟؟؟

  2. در مورد تازگی ماهی تن کاملاً درست می گید. دروغ های شاخداری که همیشه در تبلیغات به کار گرفته می شه. ولی حقیقتش در مورد تن ماهی یا ماهی تن، بنده کمی شک دارم. حقیقت اینه که تن ماهی یه اشتباه بسیار رایج در گفتار ماست، که من خودم به شخصه همیشه شنیدم که مردم می گن تن ماهی نه ماهی تن حتی اگر دقت کرده باشید تو سوپرمارکت ها مشتری ها میگن یه تن ماهی مثلاً شیلان بدین. حالا سوال من اینه آیا باید اون چیزی که در میان مردم رایجه در تبلیغات استفاده کرد یا اون چیزی که صحیحه؟؟ بعضی وقتها که شما یه چیزی رو که همه اشتباه میگن، درست بیان می کنید باعث خنده بقیه می شید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *