کارگاه نقد تبلیغات جلسه پنجم// مدرس: دکتر محمود محمدیان

تاکنون چهار جلسه در حوزه نقد تبلیغات با کمک شما صحبت کرده ام که اگرکلیک کنید به آنها  “جلسه اول“، “جلسه دوم” و “جلسه سوم” و “چهارممی رسید.امروز بخش پنجم را می خواهیم شروع کنیم.

اگـــــــر خاطر شریفتان باشد در بخش قبل گفتم که در نقد تبلیغ به سبک محمود محمدیان باید در ابتدا به نکته های مثبت بپردازیم و بعد به نکات منفی اشاره کنیم. امروز می خوام قدری همون قدم را توضیح بدهم و با یک مثال منظورم رو بیشتر تبیین کنم .

یادمه چند سال پیش برای حسابهای قرض الحسنه بانک ارزشمند ملت قرار بود کمپین تبلیغاتی تدوین و ارایه شود. در این خصوص جلسه های متعددی بین تیم تخصصی تبلیغات بانک ملت و کارشناسان شرکت محترم ایران نوین برگزار شد. تیم تخصصی تبلیغات بانک ملت مرکب بود از برادر من و همکاران دیگرش و کارشناسان شرکت محترم ایران نوین هم زیر نظر آقای سعید سبحانی کارگردان برجسته تبلیغات ، فعالیت داشتند .

پس از تبادل نظرهای فراوان قرار شد که مجموعه تیزرهای به هم پیوسته ای ساخته شود  که تیزر زورو یکی از آنها بود. سناریو را خواندم و با تبادل نظر با آقای سبحانی ، کارگردان حرفه ای تبلیغات ، قدری در آن تغییر دادیم و سناریو به نقطه نسبتا خوبی رسید. سناریو آماده ساخت بود.

مقدمات ساخت و تولید تیزر فراهم شد . به نظرم محل تولید تیزر ، جایی نزدیک شهریار یا کرج بود که در آن سوله ای زده شد و تیم های متعدد از سوی شرکت ایران نوین در آن مشغول انجام کار بودند. دکوراسیون سخت و پیچیده ای داشت و نیاز به کار فراوان بود. خوشبختانه با دقت و کنترل آقای سعید سبحانی همه چیز خوب پیش می رفت.

من کمتر فرصت می کنم که سر صحنه ساخت تیزرها حضور پیدا کنم ، اما این پروژه فرق داشت . یادمه یک روز صبح به اتفاق مدیر محترم روابط عمومی وقت بانک ملت و آقای سیفی – که به همراه خانواده اشان بنیان گزار شرکت ایران نوین هستند -تصمیم گرفتیم که از نزدیک محل ساخت تیزر را بازدید کنیم و در جریان کار قرار بگیریم. بازدید انجام گرفت و خوشبختانه همه چیز خوب پیش می رفت .

 

اتفاقا چند روز پیش به طور تصادفی در سایت ایران نوین به پشت صحنه آن برخورد کرده ام و به نظرم رسید پشت صحنه آن را برای شما نمایش دهم. بنابراین می توانید با کلیک بر روی عکس زیر پشت صحنه آن را ببینید. در عکس عزیزی که پهلوی من ایستاده آقای سعید سبحانی و کنار او آقای سیفی می باشد. دوست دیگر را نمی شناسم.

تبلیغ وقتی بیرون آمد و روی آنتن رفت تاثیر خوبی هم در جامعه و هم بر روی حسابهای قرض الحسنه بانک داشت. از کار همه راضی بودیم و در نوع خود توانست دیالوگ خوبی ایجاد کند. البته مثل هر کار دیگری دارای کاستی هایی بود که نیازمند گوشزد افراد کاربلد و منتقدان حرفه ای بود. خیلی دوست داشتم افراد حرفه ای در مورد آن نظر دهند و ابعاد ضعیف آن را تشریح کنند.

یادمه در آن موقع برخی از دوستان همکار در جاهای مختلف – نقد که نه – ایرادهایی را گرفته بودند و با تبلیغ به گونه ای برخورد کرده بودند که انگار هیچ نکته مثبتی در آن نیست و بدون در نظر گرفتن نقاط مثبت آن  فقط نگاه منفی به آن داشتند. تبلیغی که تحقیقات ما نشان می داد اثرگذار بوده این گونه مورد نقد منفی برخی از دوستان قرار گرفته بود.

مثلا عزیزی گفته بود که چرا به جای استفاده از اسطوره های ایرانی از اسطوره غربی استفاده شده است. معتقد بود ما باید از اسطوره های ایرانی در تبلیغ استفاده کنیم. ظاهرا یگ چیزی شنیده بود نمی دانست کاربرد آن کجاست.

واقعیت امر این بود که در این تبلیغ به نوعی با زورو شوخی کرده بودیم و قصد دست انداختن او را داشتیم. نمی دانم با چه دانشی این عزیز عنوان کرده بود که باید از اسطوره های ایرانی استفاده شود. مثلا اگر آرش کمانگیر یا رستم دستان را دست می انداختیم بهتر بود؟ در جهت اعتلای نام میهن بود؟ اسطوره نوازی بود؟

با فرض این که اگر این کار را می کردیم بهتر بود آیا هیچ نقطه مثبتی در تبلیغ نبود که به آن اشاره شود. بدفهمی منتقد بعضی مواقع ، اذیت کننده است و آدم می گوید ای کاش این منتقد یک کلاس مقدمات تبلیغات می رفت و یا یک کتاب تبلیغات می خواند. یا حداقل فهم اسطوره داشت.

این جاست که می گویم منتقد با اشاره صرف به نقاط منفی در جایی که موارد مثبت هم هست ، هنرمند را مقاوم می کند و ترغیب به عدم پذیرش می نماید. مایی که علاقه مند به شنیدن نقطه نظرات افراد حرفه ای بودیم در برابر این حرفهای غیرکارشناسانه سکوت کردیم و تاسف خوردیم .

یعنی تبلیغی که ماهها برای تولید آن تلاش شده بود و یک کارگردان قوی ، شرکت قوی ، بانک شناخته شده در تبلیغات و … پشت آن بود یک نکته مثبت نداشته که منتقد به آن اشاره کند. مردم از قلم ما ، نیت ، دانش و توان ما را درک می کنند. مردم می فهمند که ما چقدر فرد مغرض یا پخته یا …. هستیم . ما در پشت زبان و قلم خود پنهان هستیم. با گفتن و نوشتن هویدا می شویم.

این نگاه منفی به همه چیز نمی تواند حرفه ای باشد باید منصف باشیم و اعتراضهای احساسی تین ایجری را از فضای نقد خود دور کنیم و حرفه ای حرف بزنیم. شخصیت منتقدانه خود را با منفی گویی صرف به زیر سوال نبریم.

 از اینها بگذریم به نظر شما یک منتقد از نظر شخصیتی چه دانش و مهارتهایی را باید داشته باشد تا بتواند نقد موثری را انجام دهد. برای این که بتوان حرفهای منتقد را خواند او باید چه ویژگیهایی داشته باشد. قصد ندارم در مورد خوبی یا بدی تبلیغ زورو صحبت کنیم . نمی خواهم مسیر بحث منحرف شود.

می خواهم از شما یاد بگیرم . بخش ششم را بعد از این که ۱۳۰ نظر برای این مطلب جمع شد می نویسم. به سوال من لطفا پاسخ دهید و ضمنا حرفهای من را به چالش بکشید.

 


114 thoughts on “کارگاه نقد تبلیغات جلسه پنجم// مدرس: دکتر محمود محمدیان”

  1. با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار
    به نظر بنده یک منتقد خوب باید قبل از نقد، اطلاعای داشته باشد. هم اطلاعاتی از خود شرکت، هدف و ماموریت شرکت و هم اطلاعاتی از هدف تبلیغ . چرا که همانطور که میدانید تبلیغات اهداف مختلفی دارد برخی برای یاداوری شرکت به مشتری است و برخی برای بیان یک مزیت رقابتی که شرکت داراست و ان را از سایر رقبا متمایز میکند که به نظر بنده اینگونه تبلیغات اسان تر است چون حرف جدبدی برای گفتن وجود دارد و به مشتری میگوید که چرا باید به سمت شرکت ما حرکت کند. دوست عزیزی که فرمودید بیان میکند که چرا از اساطیر ایرانی استفاده نشده با اندکی پرس و چو و کسب اطلاعات میتوانست متوجه شود که جامعه ایران (مخصوصا جوانان) تمایل بیشتری به اساطیر بیگانه دارند دلیلش را نمی دانم ولی فکر میکنم به خاطر تبلیغاتی باشد که در فیلم هایشان به صورت غیر مستقیم بر ما القا میکنند. به نظر بنده این نکته رو نباید فراموش کنیم که ما در شرکت های خصوصی هدف اصلی مان کسب سود است و تقویت فرهنگ و … وظایف سایر گرو هاست.
    نکته ای که نباید فراموش کرد ما در بسیاری از مواقع به قول معروف لقمه رو درو دهان خود میجرخانیم، برخی از تبلیغات نیازی به اطلاعات انچنانی ندارد و کافی است تا خودمان را به عنوان یک مشتری در نظر بگیریم تا بتوان نکات مثبت را برای تقویت بیشتر و نکات ضعف را برای اصلاح وبهبود بیان کنیم. موفق باشید

    1. با سلام خدمت آقای اصلانی، دو نکته درباره ی نظرتون دارم که مختصر عرض میکنم
      1-فرمودید جامعه ی ایرانی تمایل بیشتری به اساطیر بیگانه دارند و علتش را نمی دانید، سوال من اینست که آیا در حوه ی اساطیر در سینمای ایران کار فاخر و تاثیرگذاری را سراغ دارید؟ آیا هزینه های هنگفتی که برای ساخت یک فیلم اسطوره ای در هالیوود صرف می شود، قابل مقایسه با بودجه های ایران است؟ مثلا بودجه ی فیلم هالیوودی “نوح”130 میلیون دلار بوده و بودجه ی فیلم حضرت سلیمان که در این اواخر در ایران ساخته شد( که ادعای استفاده از پیشرفته ترین تکنولوی را داشت) به زحمت به 6 میلیارد تومان می رسید.

      2-اینکه فرمودین تبلیغات نیاز به اطلاعات چندانی ندارند و فقط کافیست از دید مشتری نگاه کنیم،اتفاقا تبلیغات نیاز به اطلاعات “بسیار فراوان دارد” به زعم بنده! و اینکه خود را جای مشتری قرار دهیم ، از بعد توجه به خواسته ی مشتری سودمند ولی باعث نزدیک بینی شدید میگردد و کاهش خلاقیت… مشتاق شنیدن نظرتون هستم.

      1. با سلام خدمت اقای ادیب پور
        سپاسگزارم از اینکه نظر بنده رو نقد میکنید
        در مورد نکته اولی که فرمودید کاملا بانظر شما موافقم ونکته ای را که میخواهم بیان کنم تکمیل کننده سخن شما اینکه متاسفانه ما هزینه زیادی را صرف شناساندن اساطیر خود نمیکنیم حتی هزینه هایی که در فیلم حضرت یوسف و سلیمان شده علی رغم اینکه با فرهنگ ما ایرانیان پیوند خورده باز هم اساطیرایرانی نیستد . نکته دیگر اینکه شرکت های بازرگانی انها اساطیرشان را که تبلیغ نمیکنند انها از شرایط و زیر ساخت های ایجاد شده در جامعه در جهت هدف خود که کسب سود است استفاده میکنند ما باید بتوانیم بخش ها را از یکدیگر تفکیک کنیم. فرهنگ سازی و… وظایف سایر گرو هاست.

        اما در مورد نکته دومی که فرمودید بنده در بیان خود تاکید کردم که برخی از تبلیغات نه تمام انها و این هم باز به هدف تبلیغ شرکت برمیگردد که ایا مخاطبان خاصی را مد نظر داشته یا نه
        ممنون ازنظر خوبتون

  2. با سلام و درود بر شما استاد گرامی
    به نظر بنده برای ورود به عرصه نقد ، بعنوان یک منتقد علاوه بر دارا بودن خصائص اخلاقی و حرفه ای ، جامعه شناسی ، شناخت رسانه ، آگاهی از مسائل روز ، فرهنگ و مخاطب شناسی ، آگاهی از هدف تبلیغ ، آشنایی با موضوعات هنری ، آشنایی با محصول و مخاطبان آن ، دانستن قوانین و در نهایت داشتن روحیه انجام کار تبلیغی ، لازم میباشد .
    با سپاس

      1. با سلام و سپاس از شما .
        به نظر من ، همانطور که عرض کردم برای نقد حرفه ای مجهز بودن به موارد ذکر شده لازم است . البته هر کس میتواند نظرش را عنوان کند مثلا بنده هم میتوانم نظرم را در ارتباط یک کار تبلیغاتی بدهم اما چون به مواردی که گفتم اشراف کامل ندارم آماتور هستم پس عیار صحبت هایم بالا نخواهد بود . ولی یک منتقد حرفه ای باید اشراف کافی داشته باشد و بداند نقد کار ساده ای نیست . و این عرصه آدم خود را میخواهد .

  3. با سلام و احترام خدمت شما استاد ارجمند
    به نظر من داشتن انصاف شرط اول هر منتقدی است . تشریح انصاف در یک جمله این است که منتقد خود را در مقام سازنده قرار دهد
    شرط دوم داشتن تخصص در حوزه مورد نقد است – داشتن اطلاعات عمومی تبلیغات برای منتقد این صنعت به نظر ضروری است
    شرط سوم اطلاع از وضعیت بازار برند مورد نقد است . برای مثال برای نقد یک تیزر شوینده باید تبلیغ مورد نظر در مقایسه با سایر تیزر ها و موقعیت صاحب آگهی در بازار موجود مورد توجه قرار گیرد . اینکه تبلیغ مورد نقد برای رهبر بازار و در جهت دفاع از موقعیت ساخته شده و یا برای برندی تازه وارد است و با این تبلیغ در صدد کسب سهم بیشتر از رقبا است
    شرط چهارم شناخت مخاطب و چگونگی دریافت پیام آگهی است . منتقد باید بتواند خود را در موقعیت مخاطبین مورد نظر تبلیغ قرار بدهد و سپس به تحلیل پیام ارسالی بپردازد بعد از این چرخش او (منتقد) می تواند برداشت درستی از منظور آگهی داشته باشد – شاید یک آگهی به لحاظ فنی و ساخت بسیار با کیفیت باشد اما نتوانسته پیام مورد نظر خود را به مخاطبین هدف خود ارسال کند
    شرط پنجم یک منتقد با ارائه پیشنهاد و راه حل تنها به نقد منفی اثر نپردازد بلکه با بیان جزئیات مغفول مانده و بیان دلایل، مسنتداتی برای نقد خود داشته باشد تا نقد از خطر سلیقه دورشده و به معیارهای اساسی نزدیک شود

  4. اصولا هدف نقد اصلاح یک فرآیند و منتقد باید منصف باشه تا نقدش قابل خوندن باشه ؛ بعضی از نقدها از همون اول با جهت گیری و تخریب شروع میشه و خواننده رقبتی به تا پایان خوندن نقد هم پیدا نمی کنه . خیلی کم پیش میاد که یک کار 100% ایراد باشه در نتیجه نقدی که یک نکته مثبت رو هم در نظر نگیره نقد خوبی نیست .

  5. سلام
    به نظر بنده دو عنصر تخصص و تجربه در کنار هم بسیار مهم است. یعنی کسی هم علم و تخصصش را دارد و هم بارها و بارها در آن زمینه خاص کار کرده ، محصول تولید کرده و کار را از نزدیک لمس کرده تا جائیکه وقتی کار فرد دیگری را می بیند ،چیزی از نظرش دور نمی ماند و تمام هدف ها را تشخیص می دهد. مثل مادر با تجربه ای که به محض شنیدن گریه کودک خود دقیقا” می داند مشکلش چیست و نوع گریه او را تشخیص می دهد یا از نگاه و حرکت و حرف زدن فرزند خود همه چیز را متوجه می شود. دلیل اینکه مثال مادر و فرزند را به کار بردم ، زیرا به عقیده بنده هر کاری و محصولی که فرد در جهت تولید آن تلاش می کند و نهایتا”آن را تولید می کند مثل فرزندش هست.
    در بسیاری از کارهای هنری، دیده ایم داورانی هستند که واقعا” ماهر هستند و اینها خودشان هنرمند و تولید کنده هنر هستند یا مؤسسات تولید هنر دارند و به همین خاطر است از لحظه ای که فرد بر روی صحن می آید تا آخرین لحظه ، متوجه تک تک نکات و پیامهایی که فرد می خواهد برساند هستند.
    یا حتی در نکات منفی،مثلا” حتی کسی که دزد خوبی باشد، به راحتی دزد را می شناسد و نقاط قوت و ضعف او را به خوبی می گوید. و این افراد پلیس های خیلی خوبی می توانند بشوند.
    و خیلی از مثالهای دیگر هم هستند که این را نشان می دهند که داشتن تخصص و تجربه در کنار هم برای یک منتقد امری بسیار بسیار لازم و ضروری است. البته به عقیده بنده.

    با تشکر
    شکوفه علیمحمدی

    1. خانم علیمحمدی پس با این حساب یک تابلوی نقاشی رو تنها یک نقاش میتونه نقد کنه یا فیلم رو فقط یک فیلمساز میتونه به بهترین شکل نقد کنه؟

      1. آقای شکرانی

        ممنون که نظر بنده را خواندید.
        اینکه وقتی وارد یک گالری نقاشی و یا یک نمایشگاه عکس می شوم، بیشتر نظر و حسی که تجربه کرده ام را می گویم و یا اگر جشنواره فیلم فجر برگزار می گردد و تماشاچیان به فیلمی رأی می دهند که بیشتر تحت تأثیر قرار گرفته اند،فکر می کنم با نقد فاصله دارد. اساسا” بنده به عنوان یک فرد معمولی می توانم نظرم را بگویم و حتی بگویم که در فلان قسمت ،فلان اصول رعایت نشده است. اما فکر نمی کنم بحث نقد همین قدر باشد. فکر می کنم گسترده تر از این حرفها باشد که من با مثلا” یسکال حضور مستمر در کافه بازاریابی و خواندن و یادگرفتن از مطالب استادان و دوستان ،بتوانم در جایگاه یک منتقد قرار بگیرم. چرا که هنوز کاری نکرده ام،هنوز برایم ملموس نشده است.
        شما در نظر بگیرد که مثلا” به عنوان یک فرد عادی به نمایشگاه نقاشی تشریف می برید، اگر سررشته ای از سبک ها نداشته باشید،ولی ذوق هنر داشته باشید و از هنر هم تا حدودی سر در بیاورید،و حتی تا حدودی(سطحی) هم می توانید بگویید که چه سبکی کار شده است، آیا به نظر جنابعالی،در مقام نقد می توانید قرار بگیرید؟

        شکوفه علیمحمدی

        1. خانم علیمحمدی ،به نظر من بستگی به موضوع داره .وقتی که بحث در حوزه علوم فنی هستش فقط کسی که سررشته داره میتونه نقد کنه ولی در حوزه علوم انسانی هر کس با توجه به دانسته هاش قسمتی رو نقد میکنه و این اجتناب ناپذیره چون علوم انسانی این خاصیت رو دارن.بنابراین نمشه گفت اگر من نقاش نیستم پس نباید انتقادی به یک اثر نقاشی کنم چون قراره یک احساسی در من بوجود بیاره پس من میتونم راجع به اون احساس صحبت کنم

  6. با سلام
    کار نقد کار پیچیده و حساسی هست..فقط یه سازنده تبلیغ نیست که بتونه یه تبلیغ رو نقد کنه..من در مورده خودم میگم..من برای اولین بار وقتی با این سابت آشنا شدم تبلیغات مختلف رو نقد میکردم یعنی یاد گرفتم از همه دوستان کافه ای..حرفم اینه برای نقد حداقل دانشی برای شناسایی بازار و محصول و شیوه تبلیغ نیاز هست الیته با جانب بی طرفی .من اگر قرار هست تبلیغی رو نقد کنم اول باید یاد بگیرم نقد مغرضانه نکنم بعد براساس دانشم فضاوت کنم.حداقلش این هست بفهمم سبک تبلیغی که نقد میکنم چیه تا بنونم بر اون اساس ابعاد مختلفشو واکاوی کنم.وقتی حتی نمیدونم تبلیغی که میبینم با شیوه ای داره با مخاطب ارتباط برقرار میکنه و به صرف اینکه خوشم اومده یا بدم اومده اون تبلیغو نقد میکنم بهتر خودمو کنار بکشم تا اهلش اونو نقد کنن

    1. خانم منتهایی شما از افراد توانمند جامعه بازاریابی ایران هستید و لازم است عرض کنم ما در کافه یک نقد حرفه ای داریم و یک نقد عمومی بنابراین دوست دارم همه عزیزان با جسارت کامل در این نقدها شرکت کنند و حرف بزنند که عیار حرف آنها توسط سایرین سنجیده شود و آنها ایرادات خود را بفهمند ممنون. همیشه در بحثها لطفا کافه را همراهی کنید

  7. با سلام خدمت استاد محترم
    من عقیده دارم که یک منتقد باید از حب و بغض و یکسو نگری پرهیز کند، کاملا بر روی نظر خودش قاطع نباشد،به تئوری های جدید در حوزه نقد آگاهی داشته باشد و بر روی موضوعی که قصد دارد مورد نقد قرار دهد بصیرت کافی داشته باشد و به جزئیات موضوع آگاه باشد.در نظر من منتقد باید پیش از اظهار نظر در مورد اثر به طور کامل از هدف سازنده با خبر باشد تا بتواند نقد درستی داشته باشد زیرا ممکن است از نظر منتقد نکته ای منفی باشد ولی در راستای هدف سازنده به صورت نکته ای مثبت جلوه گر شود.
    همچنین نکته ی بسیار مهمی دیگری که در نظر من منتقد حتما باید به آن توجه کند به دست آوردن درک درستی از طرف مقابل است که قصد دارد اثر او را نقد کند(به نوعی بتواند طرف مقابل را روانشناسی کند) البته عملی کردن این موضوع بسیار دشوار است. همه ما این تجربه را در زندگی داشتیم که یک موضوع را از فردی نپذیرفتیم در مقا بل آن جبهه گرفته ایم اما همان موضوع را از فرد دیگری که نوع بیانش برای ما دلنشین تر بوده است آن را پذیرفتیم. به طور مثال در همین تبلیغی که شما مثال زدید شاید اگر ابتدا نکات مثبت عنوان می شد و در کنار آن اگر نکته منفی هم وجود داشت عنوان می شد برای شما قابل قبول تر بود.
    استاد در این حین برای من سوالی پیش امد که به طور مثال اگرهدف تبلیغی افزایش فروش محصول باشد و به این هدف رسیده باشد اما تبلیغی که استفاده کرده نکات منفی آن بسیار زیاد باشد در این شرایط منتقد باید چگونه رفتار کند،چون سازنده به هدفش رسیده باید آن نقاط منفی را نادیده گرفت؟

  8. سلام به استاد محمدیان.
    منتقد قبل از همه به عقیده من باید بتونه تعصباتش رو کنار بذاره و این که باید این فرصت رو به خودش بده که نقد خودش رو نقد کنه .به قول شما آدما پشت زبان وقلمشون پنهان هستن و با این کار بیش تر از این که به صاحب اثر احترام گذاشته باشه به خودش احترام میذاره. اگه بعد از دیدن یه اثر نقدی به ذهن منتقد رسید بهتره منتقد به این 3سوال پاسخ بده :صاحب اثر چه مفاهیمی رو می خواد منتقل کنه ؟به چه کسانی این پیام قراره منتقل بشه؟آیا ابزار درستی به کار گرفته شده یا خیر؟منتقد باید این توانایی رو داشته باشه که اگر نقدی به ذهنش رسید اون رو چند بار بررسی کنه و این سوالات رو از خودش بپرسه ، ببینه ایا باز هم گفتن حرفش ضرورت داره ؟ آیا در نقدش عدالت رو رعایت کرده؟ و این که شیوه ای که قراره حرفش رو بیان کنه درسته یا نه؟

  9. با سلام خدمت اهالی محترم کافه

    درباره صفات منتقد باید اشاره کرد که علاوه بر صفات شایسته انسانی ازقبیل صداقت، اخلاق، حسن نیت و … که اهالی کافه به طور کامل بر این صفات اشراف دارند باید دارای صفات تخصصی نیز باشد از قبیل قدرت قلم، فهم هدف تبلیغ، درک امکانات و کمبود ها، آشنایی با موضوع و جامعه تبلیغ شده، ترجیحا آشنایی با سازنده و …

    مطلب بعدی که بعد از صفات منتقد باید مورد توجه قرار گیرد جایگاه نقد است به این معنی که آیا فرد منتقد در حال نقد موضوع تبلیغ است، درحال نقد شرکت تبلیغ شده است، درحال نقد شرکت سازنده تبلیغ است، در حال نقد فرد سازنده تبلیغ است و… که اگر هرکدام از این موارد باشد تحلیل و هدف منتقد از نقد متفاوت میشود

    پس تعیین جایگاه نقد باید یررسی کرد که هدف منتقد از نقد این اثر چیست آیا نقد منتقد با هدف اصلاح و پیشرفت است یا هدف آن تخریب و ابراز وجود است؟ آیا منتقد بدون قرار گرفتن در هیچ فشار و توصیه ای دست به نگارش نقد برده یا به اصطلاح نقدی سفارشی نوشته است؟

    فردی که بدون در نظر گرفتن نکات مثبت فقط سخن از نکات منفی میزند باید در حسن نیت او شک کرد. به نظر من تبلیغ بانک ملت با توجه به پایین بودن سطح کیفیت تبلیغات در آن دوره تبلیغی هوشمندانه و با ایده بوده است و توانسته به خوبی مخاطب را با خود همراه سازد. ساخت چنین تبلیغی در آن زمان سبب جریان سازی در عرصه تبلیغات تلویزیونی گشت و به پیشرفت صنعت تبلیغات کشور کمک شایانی کرد

    در پایان، فعالیت اعضای کافه نیز نوعی نقد است. چقدر از مطالبی که در رابطه با نقد و صفات منتقد مطرح شد را دارا هستیم ؟

  10. با سلام و احترام
    از نظر من از بحث انصاف و تاثیر ویژگی انصاف در میزان موثر بودن و پذیرا شدن منتقد از طرف صاحب اثر که بگذریم. در راستای بیان سایر ویژگی‌های منتقد باید گفت که نقد و انتقاد کردن کاری کاملا تخصصی است و صرف اینکه فقط نکاتی در اثر از نظر ما خوب نباشد صاحب اثر را به باد انتقاد بگیریم امری کاملا غیر حرفه‌ایست، لذا قبل از نقد هر اثری بهتر است منتقدبا مهارت‌ها و ویژگی‌های مورد نیاز آن رشته آشنایی کامل داشته باشد به طوریکه کار نقد حرفه‌ای در هر رشته نیازمند تخصص در آن رشته است. و همان‌طور اگر نقد به قول شریف شما با ایرادگیری و سوگیری و قضاوت‌های شخصی انجام شود تاثیرگذار نیست و صاحب اثر را ترغیب به عدم پذیرش می‌کند.
    از نظر بنده این عمل نه تنها باعث رفع کاستی‌ها نمی‌شود که همین عدم پذیرش باعث تکرار و بدتر شدن وضعیت از قبل می‌گردد لذا بهتر است نقد را به منتقدین متخصص بسپاریم تا به جا و موثر واقع گردد و سبب پیشرفت شود.

  11. با سلام خدمت دکتر بزرگوار
    كار منتقد اين است كه مستقل از هياهو و سيل تحسينها و جوايز . در جست و جوي حقيقت باشد و نگذارد سر خودش و تماشاگر كلاه برود و بدلي را به جاي اصل بگيرد.
    به نظر من در قدم اول برای نقد باید به شرایط زمانی و مکانی توجه شود.مثلا اینجا ایران است و به دلیل بسته بودن و داشتن موانع نمی توان انتظار خیلی زیادی از هنرمندان داشت.و این که کلا برای هرکاری و بیشتر برای نقد کردن باید از تعصب های بیجا سعی کنیم دوری کنیم.واز روی غرض ورزی و مچ گیری اقدام به انتقاد نکند مثلا همین نمونه ای که گفتید که شخصیت اول تیزر چون زرو بوده،مناسب نمی باشد.در مورد یک نقد خوب به لحاظ محتوایی بایستی به روش ‌مند بودن و مستدل بودن آن توجه کرد.یعنی فرد برای بیان نقد خود دلایل قانع کننده ای داشته باشد.به نظر من نکته ای دیگر که در یک منتقد خوب حائز اهمیت است این است که منتقد باید در دل نقد خود راه حل هایی نیز ارائه دهد.من شخصا این تیزر را در بین تیزرهای معمولی ایران از استاندارد بالاتری برخوردار،می دانم. و این که منتقد باید هدفش اصلاح باشد نه تخریب.اگر هدفش اصلاح باشد ناخودآگاه منصفانه با اثر و صاحب اثر برخورد می کند.و همچنین یک منتقد در سخنانش حق هیچ گونه بی احترامی و کاربرد الفاظ غیر محترمانه ندارد.در مورد منتقد خوب من مثالی را در نظر دارم که دوست دارم در اینجا بیان کنم:هنر، مديون نقد است. اگر ميلتون- اولين منتقد شكسپير- نبود، امروز كسي شكسپير را نمي شناخت. شكسپير را مديون ميلتون هستيم.

  12. با سلام
    به نظر من منتقد باید هم علم داشته باشه هم هنر.علم و دانش در زمینه ای که می خواهد اثری را نقد کند و هنر در زمینه چگونه نقد کردن آن. اینکه منتقدی بتواند به گونه ای نقد کند که صاحب اثر به جای مقاومت، تحت تاثیر قرار بگیرد و سعی در اصلاح نکات منفی بیان شده کند هنری می خواهد که متاسفانه بسیاری از منتقدین از آن بی بهره اند.یکی از ملزومات داشتن چنین هنری، داشتن انصاف است.

  13. دکتر جان سلام. یادداشت حضرتعالی و نظرات عزیزان را با دقت خواندم.از صمیم قلب به شما تبریک میگویم .حقیقت این است که نقد بعضی عزیزان از مواردی از تبلیغات شرکتها که در کافه پررونق بازاریابی مطرح میشد اذیتم میکرد.حال که میبینم کلاس درس کافه ای شما ثمرات پرباری چون این یادداشت ها را دارد بی نهایت خوشحالم.همانطور که قبلا نوشتم نقد با نق متفاوت است.این یادداشت ها نقد حرفه ای را به من آموختند. از شما و گردانندگان کافه ممنونم.چای تان گرم و گوارا باد.

  14. سلام آقای دکتر
    موضوع نقد کردن در بین ما آدمها خیلی بحث جالب و جذابیه. همه ما هر روز در رابطه با هر موضوعی که در سطح خرد و کلان اتفاق میفته شروع به نقادی میکنیم. بدون توجه به اینکه چه میزان دانش وتجربه و سواد داریم آدمهایی رو میبینیم که خیلی راحت کارهای بزرگی رو زیر سوال میبرن برای مثال تقریبا در کشور ما همه خودشون رو سیاست مدار می دون و طوری در تاکسی و مغازه و مهمونی ها کارهای سیاست مداران بزرگ ایران و حتا دنیا رو نقد می کنن که گویی از ازل خودشون سیاست مدار زاده شدن! این خصلت قطعا در همه موضوعات رایج هست و خب تبلیغات هم از اون در امان نیست. خیلی وقت ها وقتی تبلیغی میبینم و وسوسه میشم که دست به قلم بشم و نقدش کنم با خودم میگم آیا واقعا صلاحیت این کار رو دارم یا نه؟ چقدر این محصول و شرکت سازنده اش رو میشناسم؟ چقدر از هدف این تبلیغ آگاه شدم و چطور مطلبی بنویسم که تلاشهای زیادی رو که سازندگان این طرح تقبل کردن ولو اینکه طرح ضعیف بوده رو نادیده نگیرم و خیلی موارد دیگه. مسئله اینجاس که من به شخصه هرچی بیشتر با کارهای مختلف روبرو میشم و میبینم چقدر برای یک طرح حتا ساده زمان و انرژی گذاشته میشه به خودم میگم نباید بی انصاف بود و فقط کاستیها رو دید.
    حقیقت اینه که دیدن بدی ها و گیر دادن به اونها توی همه مسائل کاری و زندگی کار سختی نیست هنر آدمهای بزرگ و حرفه ای در اینه که در کنار کاستی ها خوبی ها و نکات مثبت رو هم ببینن تا بشه روی حرف اونها حساب باز کرد و در کنار اون به کسانی که زحمت می کشن گفت همه این زحمات تو دیده شده اما دفعه بعد بهتر باش!
    به شخصه به شدت معتقدم فردی که در هر زمینه ای صحبت میکنه، حتا فقط صحبت و نه نقد باید از دانش و اطلاعات کافی در اون زمینه برخوردار باشه وگرنه حرف زدن و ایراد گرفتن صرف هنر نیست!

  15. با سلام خدمت استاد گرامی و همه دوستان عزیز
    چیزهایی که به ذهن من رسید اینکه بیطرفانه نقد کند، نشان دهد به دلیل تخریب یا تضغیف یک طرف نقد نمیکند، خوبی ها و بدی ها را ببیند ، با پیش زمینه فکری قضاوت نکند، در نوشتار یا کلام خود ادب را رعایت کند، خیلی مواقع فرد باید زمان مناسبی را برای بیان نقد انتخاب کند و در تایید فرمایشات استاد یاد مصرعی افتادم:
    منتقد گر بیسواد افتد ، تحمل بایدش!

  16. سلام به استاد عزیز جناب دکتر محمدیان و دوستان خوب کافه ای
    اول از همه چیزی که در طول مدتی که این کلاسها رو دنبال کردم دستگیرم شده اینه که صرف اینکه ما این مطالب و نظرات پربار رو بخونیم نمیتونیم یک منتقد خوب باشیم. به شخصه معتقدم برای اینکه بتونم نکاتی که در این کلاسها مطرح میشه رو به درستی بکار ببندم هم باید نقدها رو بخونم و هم اینکه در نقد کردن تمرین کنم و هر دفعه عملکردم رو با دفعات قبلی و نکات کلاس مقایسه کنم. در کشورهای اروپایی و آمریکا نقادهای حرفه ای ازجایگاه ویژه ای برخوردار هستند و حتی مجلات و روزنامه ها و سایتها با پرداخت هزینه از اونها دعوت میکنند تا فلان موضوع رو نقد کنن و اون نقد اعتبار فراوانی براشون خواهد آورد. این موضوع از نقد عملکرد سرآشپزان رستورانها گرفته تا فیلم ها و حتی سیاست مداران، گستردس و اینکه فلان منتقد تراز اول، عملکرد، محصول یا خدمات شما رو نقد کنه سعادت بزرگی نسیب شما شده.
    در نتیجه من فکر میکنم که ماهم اگر میخایم نقد حرفه ای رو یاد بگیریم و حرفه ای دنبال کنیم و حتی به یک نقاد تراز اول تبدیل بشیم باید حرفه ای عمل کنیم. یک حوزه رو انتخاب کنیمو توی اون حوزه کار کنیم، تخصص پیدا کنیم، تجربه کسب کنیم، کارهای دیگران رو ببینیم و حتی خودمون مجری باشیم تا همه ابعاد رو حتی الامکان تجربه کنیم، فکر میکنم اون موقعس که نقد ما ارزشش بیشتر و بیشتر میشه. بنابراین به نظر بهتره اگر قراره نقد بکنیم اول باید خصوصیات یک نقاد رو داشته باشیم. که مهمترینش تخصص و تجربه در زمینه ای است که میخوایم نقد داشته باشیم حتی حوزه های علوم انسانی که به صورت سطحی بسیار قابل لمسه. اما اگر قرار نیست نقد کنیم و یا نقاد باشیم با نظر خانم سپیده منتهایی موافقم و معتقدم در اون زمان میتونیم نظر شخصیمون رو بگیم، نه اینکه نقد کنیم.
    آخرین نکته ای که به نظرم میرسه اینه که فرق یک نقاد با نظر دهنده اینه که نقاد نماینده ی مخاطبان اثر یا عملکردی است که مورد نقد واقع میشود اما نظردهنده، صرفا نظر شخصی رو اعلام میکنه. در نتیجه ارزش این دو دیدگاه تفاوت زیادی با هم خواهد داشت. البته البته البته که نظر هر شخص بسیار بسیار محترم خواهد بود و ارزیابی این نظرات مرتبط همیشه بسیار با اهمیت است.
    متشکرم از کلاس بسیار جذابتون استاد

    1. با احترام بسیار به سرکار خانم منتهایی و نظر ارزشمندشون، من در متن اشتباها به نام ایشون اشاره کردم ولی در واقع میخواستم به به نظرات سرکار خانم شکوفه علیمحمدی اشاره داشته باشم. گرچه که نظر خانم منتهایی رو مطالعه کردم و موافقم

  17. با سلام خدمت همه
    ممنون از مطلب بسیار خوبتون آقای دکتر.
    دوستان مطالب خیلی خوبی رو یاد آور شده اندو همان طور که در جلسه پیش این بحث اشاره کردم نظر من اینه که منتقد واقعی علاوه بر داشتن آگاهی علمی و مهارت های حرفه ای راجع به موضوعی که می خواد نقد کنه ،باید بتونه خودش رو مثل عموم مردم در جایگاه یک مخاطب قرار بده ، در این صورت راحت تر و بهتر میتونه نسبت به نقاط قوت وضعف یک محصول اشاره کنه ، ومانند یک بیننده یا مصرف کننده معمولی نسبت به کار نظر بدهد .
    چون انواع محصولات و برنامه های رسانه ای مخاطبانی از عموم مردم و قشرهای مختلف رو در بر میگیره.فکر می کنم خواننده یا شنونده ی نقد با آگاهی به این ویژگی های منتقد بهتر بتونه حرف های اون رو درک کنن.

  18. مرسی استاد خیلی جذاب بود ویدئوی پشت صحنه

    شاید برای پی بردن به خصوصیات یک نقد خوب، باید یک قدم به عقب برگردیم و دلیل نقد کردن رو پیدا کنیم: احتمالا یک منتقد به دلایل زیر نقد می کند البته ممکن است دلایل دیگری نیز دوستان به این فهرست اضافه کنند.
    * نقد می کنیم تا ان شخص یا چیز بهبود پیدا کند، گاهی نقدمان یک بازخورد دوستانه “واقعی” نسبت به شخص یا چیزی است که مورد انتقاد ماست و قصدمان پیشرفت ان است.
    ** نقد می کنیم تا تغییر “دلخواهمون” ایجاد شود. فرض کنید که ما مخاطب یا مصرف کننده وفادار یک شرکت باشیم، این احتمال وجود دارد که در محصول، تبلیغ یا … چیزهایی جزئی یا کلی مثل عبارات و عناوین به کار رفته، وجود داشته باشد که ما را اذیت می کند و دلخواهمون نیست. پس نقد ما به معنی کمک به تغییر آن چیزی است که الان وجود دارد و نمی خواهیم.
    *** نقد می کنیم که بحث را پیش ببریم. در اینجا نقد می تواند ارائه کننده راهی خوب و هوشمندانه باشه که ما را به کشف مباحث جدید و نهایتا دانش جدید برسونه (مثل همون بحث انتقال دانش ضمنی و دانش صریح)
    *** متاسفانه ممکنه نقد کنیم تا آسیب برسونیم. شرکت های رقیبی که ما دوستشان نداریم و می تونیم توی نقد به آنها حمله کنیم که این نقد مخرب است.
    **** ما نقد می کنیم که سرخوردگی های خودمون را بپوشانیم. فرض کنید که شرکت ما ورشکست شده یا دچار بحران مالی و اقتصادی شدیم، شاید نقد بتواند ضرر را بین همه شرکت ها تقسیم کند حتی آنهایی که خوب عمل کرده اند!! که این نقد هم مخرب است.
    ***** گاهی هم افرادی هستند که نقد می کنند تا خودشان را باهوش تر و قدرتمند تر نشان دهند، معمولا به چالش کشیدن دیگران بدون اینکه منافع مادی مد نظر باشد، بیشتر برای حفظ و تقویت نفس خودشان هست. معمولا نقدهای سنگین و پر از کلمات قلمبه سلمبه در این دسته قرار می گیرند.
    کسانی نیتشان از نقد کردن موارد اول تا سوم باشد، نقدشون قابل خواندن و بحث کردن است. اما دو مورد اخر، اگرچه ممکن است تاثیرات مخرب خود را داشته باشند، ولی یک منقد واقعی نخواهند بود.

  19. اما مردم (( حتی منتقدهای متخصص)) اغلب صحیح نقد نمی کنند، حتی اگر که دلیل نقد کردنشان یکی از همون سه مورد اول ((در کامنت قبلی) باشد. در زیر دلایلی که به ذهنم می آمد را ذکر می کنم:
    * خود ((حرفه نقد کردن)) نفرت انگیز است، در همین حال اگر ناخودآگاه هم از کلمات و عبارات توهین آمیز و تحقیر کننده استفاده کنید، شخص و کار مورد نقد، بر روی همون نکته متوقف می شود و معمولا نقد را تا آخر نمی خواند و شما به هدفتون از تغییر و اصلاح نمی رسید.
    ** نقد شخصی. بدین معنی که بجار نقد تبلیغ ((یا به طور کلی اثر و محصول)) به شخص انجام دهنده نقد را وارد کنیم. مثلا به جای ایراد گرفتن از طرح بسته بندی، به شخصیت طراح انتقاد کنیم.
    *** اکثرا حتی وقتی در مورد کار و اثرشان انتقاد می شود، آن را به خود می گیرند و نمی توانند مرزی بین نقد به کالای تولیدی شان و خودشان قائل بشوند. حتی ممکن است نقد کاملا مودبانه و بر روی کالا انجام شود ولی … ((در اینجا اشکال از شخص مورد انتقاد است))
    **** در این مورد هم باز اشکال عدم تاثیر گذاری نقد به شخص مورد انتقاد بر می گردد. در جایی که فکر می کند که حق با اوست و کارها و اثرش را به خوبی انجام داده و جای هیچ گونه انتقادی نمی گذارد.

    در نهایت یک منتقد با توجه به اینکه (( حرفه اش فوق العاده نفرت انگیز است)) بهتر است:
    * پیشنهاد بده تا اینکه انتقاد کنه
    ** مهربون و عادل باشه
    *** متخصص باشه
    ***مثبت نگر باشه
    **** نقدش کاملا بر اثر باشه نه بر شخص
    ***** و از عباراتی نظیر (( پیشنهاد می کنم که، بهتر است که، من فوق العاده خوشحال می شوم که، ما دوست داریم که و … )) بیشتر استفاده کند. ((از نظر روانشناسی))

    1. سلام استاد عزیزم
      چشم حتما،
      از انجایی که مطالب ارسالی بنده برای صحن علنی ، مورد علاقه بچه های کافه نبود، دلسرد شدم!!!
      باید یک موضوع جالب پیدا کنم،
      ایشالا نتیجه مقاله ام را برای نظر خواهی به کافه ارسال می کنم.
      ممنون از لطفی که به من دارید

  20. سلام آقاي دكترعزيزودوستان بزرگوار
    نقدعلمي هم آداب واصولي دارد،دانستن آن ميتواندكمك شايسته اي به ناقد ونقدشونده كند.
    در نقد علمی، ناقد در پی بیان درستی‏ها و نادرستی ‏های یک اندیشه است، نخستین شرط این است که آن سخن را به درستی فهمیده باشد پس هیچ‏کس اخلاقاً مجاز نیست پیش از فهم درست و دقیق یک مدعا و به صرف داشتن یک تصور مبهم و اجمالی از آن، دست به کار نقد شود. البته باید توجه داشت کسی که اندیشه گفتار یا کردار او نقادی می‏شود نباید فوراً ناقد را به عدم فهم، عجله در نقد و امثال آن متهم کند. این آفت بزرگی است که متأسفانه در عرصه نقد و نقادی و مناظرات علمی مکتوب جامعه ما از هر دو سو به وفور مشاهده می‏شود. در بسیاری پاسخ‏هایی که نویسندگان و گویندگان به نقدهای ناقدان می‏دهند نخستین مسئله این است که “نکته‏ ها چون تیغ پولاد است تیز” و کسی که سپر ندارد و توانایی فهم این ظرایف و دقایق را در خود نمی‏بیند بهتر است یا پس کشد و عِرض خود نبرد و نویسنده و خوانندگان را به زحمت نیندازد!
    یکی دیگر از مهم‏ترین مسائلی که رعایت آن شرط اصلی فهم سخن گوینده یا نویسنده و نیز شرط اصلی درک حقیقت یک گفتار یا رفتار است کنار نهادن حب و بغض ‏هاست. تأثیر حب و بغض تا آنجاست که می‏تواند هنر را عیب و عیب را هنر جلوه دهد.
    کسی که به قصد مچ‏گیری به نقد یک اندیشه یا رفتار می‏پردازد قطعاً از درک حقیقت آن عاجز خواهد بود؛ نه تنها مشکل که محال است کسی بتواند با نگاه عاشقانه یا با دیده مغرضانه و مبغضانه همه ابعاد و جنبه‏ های یک فکر یا رفتار را به درستی درک کند و بتواند سره و ناسره آن را تشخیص دهد. اصولاً برای چنین کسی درک مسئله موضوعیت ندارد بلکه مسائل دیگری در میان است که او را به نقد واداشته است. البته باز هم باید توجه داشت که شخص یا اشخاصی که اندیشه یا رفتار آنان نقد شده اخلاقاً مجاز نیستند که ناقد را به سوء غرض و داشتن حب و بغض نسبت به خود متهم کنند. آنان موظفند به بررسی ادله ناقد بپردازند و درستی یا نادرستی آنها را بنمایانند.
    یکی دیگر از اصول اخلاقی لازم که مراعات آن نقش مهمی در تولید علم دارد پرداختن به اندیشه ‏هاست؛ نه اندیشمندان. نقد انگیخته ‏هاست؛ نه انگیزه‏ها. نگریستن به گفته ‏هاست؛ نه گوینده‏ها و این اصلی است که متأسفانه در جامعه ما به ندرت مراعات می‏شود. کسی که نقد می‏شود به جای آنکه به پاسخ نقدهای ناقد بپردازد به کالبد شکافی نیت و انگیزه او مبادرت می‏ورزد تا جایی که هر گونه نقدی را به اندیشه ‏های خود بخشی از یک توطئه بزرگ علیه اندیشمندان و فرهیختگان جامعه می‏پندارد. در حالی که اگر ما واقعاً به دنبال حقیقتیم و دغدغه سعادت خود و دیگران را داریم نباید در این عرصه به انگیزه‏ها اهمیت دهیم.
    شادوموثرباشيد

  21. با سلام خدمت شما
    خیلی ممنون ازنظر لطفتون استاد .خوشحالم از اینکه که شرایطی برای افراد نو پایی مثل من فراهم شده تا از اساتیدی خبره وبرجسته مانند شما وصاحب نظرانی که در کافه بازار حضور دارند،نهایت یادگیری را داشته باشم و ای کاش قبل تر از این ها با این مجموعه ارزشمند آشنا می شدم.
    امیدوارم این مجموعه بیش از پیش موفق باشه.

  22. با عرض سلام و خسته نباشید :
    به نظر من بی طرفی، آگاهی کامل نسبت به موضوع مورد نقد داشتن، داشتن بصیرت نسبت به روش های تحقیق جدید، دارای قوه ی تفکر بودن، بر پایه ی استدلال صحبت کردن و توانایی پذیرش انتقاد سایر افراد نسبت به خود را داشتن از جمله ی ویژگی هایی است که یک منتقد باید داشته باشد.

  23. درود بر شما استاد گرامی و سایر دوستان.
    بنده جدیدا با سایت شما آشنا شدم و کم و بیش نظراتی دادم . برای افرادی مثل بنده که به استادی مثل شما از نزدیک دسترسی ندارند این سایت جای امیدیست برای یاد گیری از شما
    با اجازه در حد چند خط بنده هم در نطرات شریک می شوم
    اولین ویژگی که هر منتقدی باید داشته باشد داشتن روحیه صداقت و مثبت اندیشی است تا دید منفی گرایانه
    اما در راستای انتقاد تخصصی من چند علم رو برای منتقدان تبلیغات مناسب و لازم میدانم. دانش تبلیغات و بازاریابی. دانش روانشناسی. دانش گرافیک و دانش جمعیت شناسی. به نظر یک تبلیغ خوب و حتی یک منتقد خوب باید تا حدی با این علوم آشنا باشد. به خصوص دو دانش اول.
    در کنار تسلط به این علوم باید با دلایل تبلغات و اهدافش آشنا باشد تا بداند این تبلیغ در راستای چه هدفی اجرا گردیده است تا بتوان نقد بدون جانب داری ارائه داد

  24. سلام جناب آقای دکتر محمدیان، آنچه که اینجا مینویسم نقل قول از آقای آیدین آغداشلو هست،
    اول اینکه نقد سنت ما نبوده و در 80 سال اخیر آن را فراگرفته ایم، چراکه متوجه شده ایم که جامعه با نقد و نو کردن خود می تواند به حیات خود ادامه دهد و به نوعی تجدید حیات کند.هرچند ما سنت نقد نداریم و سنت تفسیر کردن و حاشیه‌نویسی در ایران به جای نقد وجود داشته است، منتقد بزرگ هم به اون معنا که نقش تعیین کننده ای داشته باشد در کشور نداریم،ولی به هرحال یک منتقد بزرگ نباید نقش توصیه کننده به مخاطب و هنرمند را ایفا کند،بلکه باید واسطه بین یک اثر تولید شده و مردم باشد،
    و در آخر یک منتقد باید 4 خصوصیت ضروری داشته باشد: سواد، شعور، عاشقی و شم، که شاید از همه مهم تر همان شم باشد.

  25. با سلام.
    از نظر تعریف نقد میشه گفت که نظریه ای برای نشون دادن نقاط ضعف یک کار به حساب میآد.
    برای نقد تبلیغات باید گفت که شخص ناقد باید در زمینه های زیر به توانمندی رسیده باشه تا بتونه نقد بکنه:
    1-آشنایی کامل با محصولی که تبلیغ میشه.
    2-آشنایی با مراحل ساخت یک تیزر تبلیغی
    3-آشنایی با تاریخچه ساخت تیزر و تبلیغات حرفه ای
    4-درک درست معیارهای حرفه ای تبلیغات
    5-بی طرف بودن و مغرض نبودن در باره محصول یا سازنده تبلیغ
    6-شناخت جامعه هدف که خریداران اصلی این محصولند
    7-داشتن یک چارچوب ذهنی که بتونه ازش به عنوان یک الگو برای سنجش حرفه ای بودن تبلیغ استفاده کنه
    8-فن بیان و ارائه قوی تا سخنش رو و نظرش رو صریح و بی پرده اعلام کنه

  26. باسلام خدمت استاد عزیز و گرامی جناب دکتر محمدیان:
    به نظر بنده یکی از اصولی که هم منتقد و هم کسی که از کار وی انتقاد میگردد باید رعایت نمایند پرهیز از نگاه احساسی و شخصی انگاری مسائل می باشد.
    مورد دیگر آنکه نقد امری دردناک برای خالق یک اثر می باشد.تصور کنید ساعت ها وقت و انرژی صرف یک کار می گردد و منتقد به راحتی آن را زیر سوال می برد! فرض کنید که منتقد از سواد کافی هم برخوردار نباشد! می گویند در دربار سلطان اکبر گورکانی نقاشی پیدا شد که مدعی بود می تواند تصویر سلطان را به بهترین نحو ترسیم کند. نقاش چیره دست که نامش بیربال بود بعد از 6 روز پرتره ی! سلطان را کشید. آنگاه سلطان هشت تن از مشاورانش را فراخواند و از آن ها خواست تا درباره ی آن نظر بدهند.هر یک از مشاوران هم در هرجایی از نقاشی که فکر میکرد عیب و ایرادی دارد نقطه ای گذاشت. پادشاه از بیربال خواست که پاسخ منتقدان را بدهد.وی اندکی فکر کرد و هشت تابلو نقاشی درخواست نمود و از مشاوران خواست که خود شخصا تصویر پادشاه را بکشند و پرتره ی وی را ترسیم کنند.اما هیچ یک از آنان پا پیش نگذاشت.
    امپراتور با دیدن این ماجرا با دلخوری زیر لب گفت: “ایراد گیرهای حرف مفت زن!”
    نتیجه ای که میشه گرفت اینه که ایراد گرفتن همواره آسان است ولی اگر بخواهیم خود آن کار را انجام دهیم، آنجاست که سختی های کار درخواهیم یافت و نقد باید با این دید انجام بشه…

  27. نقاد باید بداند که نقد کردن بی شک با مجادله, هتاکی و بی حرمتی و هتاکی متفاوت است و از سوی دیگر پاسخ هر انتقاد نباید برخورد چکشی باشد. نقد خوب به محتوا , مضمون, مستدل بودن و مستند بودنش بستگی دارد. در خلال نقد حرفی وجود دارد که ممکن است بدرد بخورد ! منتقد اگر نقد همراه با ارائه راه حل داشته باشد خیلی بهتر است, قالب نقدش محترمانه و مودبانه باشد بهتر است, دلسوزانه و با نیت خیرخواهانه باشد بهتر است. اما این مورد هیچ ربطی به نقد خوب ندارد چون همون داستان دوستی خاله خرسه میشه. یعنی کسی میتونه کاملا دلسوز باشد اما در پس این دلسوزی آگاهی و نقد عالمانه وجود نداشته باشد که نتیجه عکس هم می دهد.

  28. با عرض سلام خدمت شما
    آقای دکتر به نظر من فردی اجازه نقد دارد که خودش کاملا نسبت به موضوع اشراف داشته باشد و اطلاعات و تجربه کافی در مورد موضوع مورد نقد داشته باشد.
    فرد منتقد نباید فقط جنبه های منقی را در نظر بگیرد بلکه باید جنبه های مثبت و منفی را کنار هم قرار دهد و آن ها را بررسی کند و ببیند که آیا ویِژگی های مثبت تا حدی می توانند باعث شوند که جنبه های منفی کمرنگ تر شوند یا نه؟
    یعنی باید بررسی کند ناثیر هرکدام از جنبه های منفی و مثبت چقدر است.
    فرد نقاد باید دانش و تجربه مربوط به موضوع را داشته باشد.

  29. باسلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی
    بار ها شده است که مورد نقد قرار گیریم و همین طور دیگران را به نقد بکشیم. اطمینان دارم که همه تجربه ی شنیدن انتقاد را داشته اند. گاهی پس از شتیدن نقد به این فکر می کنیم که خوب گفت ولی کاش جور دیگری می گفت. فن بیان یکی از مواردی است که کمتر بدان اشاره شد. از نظر من یک نقاد خوب باید از فن بیانی خوب برخوردار باشد. منظورم در لفافه سخن گفتن و تعارف کردن نیست. بلکه بیان مسئله به بهترین نحو ممکن است. طوری سخن بگوید که تاثیرگذار باشد. مدافع خوبی برای گفته هایش باشد. با قدرت و نفوذ صحبت کند. این افراد می توانند از نیروی کاریزماتیک زبان خود برای سخن گفتن استفاده کنند. خیلی وقتها برخی افراد زبان نقد تند و تیزی دارند ولی در عین حال دوست داشتنی می نمایند و خیلی تاثیرگذار. این افراد بجا و در بیان مسئله قدرت مند عمل می کنند. ولی همانطور که دوستان هم اشاره کردند قطعاَ و حتماَ نقد باید مستدل و نقاد باید بی طرف باشد . سوگیری و حمله به فرد مورد نظر در نقد نه تنها بی تاثیر است بلکه به طور عجیبی شخصیت نقاد را زیر سوال خواهد برد. همچون تیری که به سوی خود نشانه می رویم تنها دامن خود منتقد را می گیرد. فرد بی دانش همان بهتر که سکوت کند.

  30. سلام آستاد گرامی و دوستان عزیز
    بابت پاسخگویی بنده با تاخیر عذر می خوام.
    بنده تاج نسائی هستم. دانشجو ارشد بازاریابی. امیدوارم بتونم در محضر شما و سایر عزیزان به نحو احسن درس پس بدم

  31. سلام به استاد بزرگوارم دکتر محمدیان
    خیلی خوشحالم که با برگزاری آزمون دکترا باز هم سعادت دارم بر سر کلاس درس شما بنشینم.
    خیلی خوبه که به شخصیت، ویژگی‌ها و مهارت‌های یک منتقد فکر کنیم، چرا که گاهی اوقات که خودمون با تکیه به دانش و دانسته‌هامون بر مسند نقد می‌نشینیم پس آگاهی از صفاتی که یک منتقد باید واجدش باشه باعث می‌شه حداقل برای خودمون جایگاهی تعریف کنیم.
    در درجه اول فکر می‌کنم که یک منتقد باید دانش کافی از تبلیغات داشته باشه. حتی به نظر من تحصیل توی یک رشته تخصصی مرتبط جزئی از الزاماته ..
    نه تنها دانش پایه‌ای که به‌روز کردن و مطالعه روز به روز باید جزئی از برنامه زندگی یک منتقد باشه ..
    دچار سوء‌گیری نشدن و پرهیز از خطاهای ادراکی هم موضوعاتی هستن که باید هنگام نقد بهش توجه داشت.
    اتفاقی که برای اکثر تبلیغات ایرانی میفته اینه که به محض دیدن، فقط به گناه وطنی بودنشون سخت‌گیرانه از اونها انتقاد می‌کنیم و کلیشه‌ای برخورد می‌کنیم. خیلی وقت‌ها این برخورد منصفانه نیست ..
    همون طور که استاد عزیز فرمودن باید ابتدا نکات مثبت رو دید … انتقادی فکر کردن فقط شامل نکات منفی نیست، نقد کردن ابعاد وسیعی داره و اتفاقا پرداختن به نکات مثبت گواه خبرگی و حرفه‌ای بودن یک منتقده ..
    ممنونم استاد که ما رو از دانش‌تون بهره‌مند می‌کنید.

  32. به نظرم اعتبار نقد به دو عامل سطح سواد منتقد در زمینه ی اثری که می خواد نقد کنه و میزان انصافشه.. منتقد اگه سواد بالائی در زمینه ی اثری که قراره نقد کنه داشته باشه و توانائی ارائه ی یه نقد جامع رو داشته باشه و البته به دور از تنگ نظری و تعصب باشه، به مرور صاحب جایگاهی می شه که صاحب اثر افتخار می کنه که توسط اون نقد شه و حتی در کارهای بعدیش ازش تاثیر می گیره. مثلا در زمینه سینما میشه به اعتبار نقدهای راجر ایبرت از نظر هنری و حتی تا اندازه ای بر فروش فیلمها در سینمای جهان اشاره کرد . در سینمای ایران هم در سالهای دهه ۴۰ و ۵۰ تاثیر نقدهای پرویز دوایی بر ارتقاء سطح دانش و نوع نگاه نسل فیمسازان جوان ایجاد کننده موج نوی سینمای ایران در اواخر دهه ۴۰ از جمله مسعود کیمیایی، امیر نادری، ناصر تقوایی، هژیر داریوش، فریدون گله و … طبق گفته خود این بزرگواران فراتر از یک نقد و در حد تاثیرپذیری و یادگیری بود و موج نوی سینمای ایران بخشی از دلیل وجودی اش قطعا به وجود پرویز دوائی و رفاقت و اثرگذاریش بر یک نسل جوانان عاشق فیلم اون دوره برمی گرده.
    با مجموعه منتقدینی جوانی که در کایه دو سینما و نشریه ی خودشون لاگازت دو سینما نقد فیلم می کردن و بعدها با فیلم هاشون موج نوی سینمای فرانسه رو راه انداختن : ‍ژان لوک گدار، کلود شابرول، فرانسوا تروفو و اریک رومر
    و اما در مورد نقد تبلیغات نکته مهم هدف تبلیغاته که طبیعتا چیزی فراتر از ارائه ی صرف یک اثر هنریه که در هنگام نقد باید به اون توجه کرد. برای نقد یه تبلیغ، چه تبلیغ تصویری، چاپی یا هر نوع دیگر، می بایست علاوه بر جنبه های مختلف هنری، به جنبه های دیگر از میزان تاثیر گذاری بر مخاطب و تغییر رفتار مخاطب هدف گرفته تا جایگاه سازی و تقویت قدرت برند توجه کرد که طبیعتا برای رسیدن به این مقصود نیاز به سواد و تبحر منتقد در تمامی این موارد هست.
    نقطه ی ضعفی که در نقد تبلیغات همانند برنامه ریزی و مدیریت تبلیغات در کشور ما وجود داره همین نگاه یک جانبه به موضوعیه که اساسا چند بعدیه. همونطوریکه در مدیریت و برنامه ریزی و تدوین کمپین تبلیغات متخصصین و کارشناسان بازاریابی و برندینگ از یک سو و هنرمندان هم از سوی دیگر صرفا خودشونو صاحب حق می دونن، در نقد تبلیغات هم همین رویه برقراره. اما واقعیت اینه که از اونجا که تبلیغات ترکیبی از هر دوی اینهاست هم در تدوین و اجرا وارزیابی کمپین تبلیغاتی وهم در نقد تبلیغات به هر دوی این تخصص ها نیازه. این نیاز چند جانبه باعث می شه در شرکتهای تبلیغاتی ترکیبی از متخصصین بازاریابی براساس تحقیقات بازار چهارچوب های تبلیغاتی رو طراحی کنند و متخصصین هنری اونها رو به زبان هنری ترجمه کنند. ولی از اونجائیکه معمولا نقد رو یکنفر می نویسه، شخص منتقد تبلیغات می بایست هم به مهارتهای بازاریابی وبرندینگ و هم بهمقولات هنری و زیبائی شناسی تا حدودی تسلط داشته باشه که من از این دست آدمها کم دیدم. شاید به دلیل اینکه اصولا جنس این دو مهارت تا حدی (نمی گم کاملا) باهم تفاوت داره و نیاز به انسانهای چند بعدی. به نظرم این یک جانبه نگری در مقولات وابسته به تبلیغات، از مشاوره و برنامه ریزی و تدوین و اجرا گرفته تا ارزیابی و نقد وجود داره

  33. با سلام، در رابطه با نقد تبلیغات به نظر بنده ما دو نوع نقد باید داشته باشیم:
    ۱٫نقد از منظر متخصصین و حرفه ای ها
    ۲٫ نقد از منظر افرادی که مخاطب تبلیغ و به قولی جزء بازار هدف تبلیغ هستند.
    در رابطه با گروه اول که ایشان باید از بسیاری جهات حائز شرایط خاص باشند تا نقد و مطالبشون ارزش خوندن رو داشته باشه.من جمله این که باید درک هنری بالایی تو زمینه سناریو و موسیقی و کارگردانی و … و هم درک علمی بالایی تو زمینه بازاریابی و تبلیغات و … داشته باشن و بحث انصاف و عدم حب و بغض هم که ازبدیهیات و پیش زمینه انتقاد. که بدین ترتیب تعداد اندکی از افراد وجود دارن ک میتونن نقد تخصصی و حرفه ای روی تبلیغ داشته باشن.
    اما دررابطه با گروه دوم بنظرم خب به تعداد افرادی که جزو مخاطبین تبلیغ هستن میتونن نظرشون را ابراز کنن و از منظرخودشون بعنوان مشتری تبلیغ رو نقد کنن و نقدشون رو با پاسخ به این سوال که چقد تحت تاثیر این تبلیغ قرار گرفتن و چقدر ترغیب به اقدام عملی شدن کامل کنن.

    1. آقای جعفر بگلو من معتقدم نظر با نقد متفاوته.
      البته که هر کسی می تونه نظر خودشو راجع به هر پدیده ای بیان کنه، ولی مسلما هر نظری به عنوان نقد به حساب نمی یاد. نقد مختصاتی داره که اونو از “نظر” متفاوت می کنه. گرجه در خیلی از مواقع کاربرد نظر بالاتر از نقده. مثلا در زمانی که می خوایم میزان اثرگذاری یک تبلیغ بر روی تغییر رفتار گروه هدف روپیش بینی کنیم، بیشتر از اینکه نیاز به نقد تبلیغمو داشته باشیم، نیاز به نظر افراد گروه هدف داریم.

  34. با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار و تمامی دوستان
    استاد حقیقتا من برای مدت کوتاهی سال گذشته به کافه مارکتینگ میومدم وبحث های کاربردی را اینجا شاهد بودم ولی متاسفانه مدتی به دلایلی نتونستم به سایت سر بزنم …..ولی خوشحالم که بالاخره شاهد اینطور بحث هایی در زمینه ی بازاریابی هستیم و مطمئنم که نتایج بسایرمثبتی در پی خواهد داشت خصوصا به قلم استاد بزرگواری مثل شما.بنده هم نظراتی در مورد نقد دارم هرچند در مقابل بزرگانی همچون شما و دیگر دوستان مبتدی هستم ولی امیدوارم قدمی هرچند بسیار کوچک در عمق بخشیدن به موضوع بردارم.
    از نظر بنده اینکه موضوع تعصبات را در نقد کاملا کنار بگذاریم عملی نمی باشد زیرا هیچکدام از ما در یک فضای ایزوله و خلا نیستیم که بتوانیم بدون جهت گیری و تعصبات به نقد بپردازیم و مطئنا همیشه جهت گیری هایی در نقد وجود خواهد داشت.و به نظر بنده هر اثر یا کاری را می توان از دو بعد ظاهری و محتوایی نقد نمود و گاهی اوقات این ابعاد حالت هم پوشانی داشته و ممکن است ضعف بعد دیگر را جبران کند مثلا ممکن است تبلیغی از لحاظ محتوایی چندان مناسب نباشد ولی به قدری زیبا ساخته باشد که تمام مشتریان مورد نظر را تحت تاثیر قرار دهد. ولی یک اثر در صورتی می تواند کامل و جامع باشد که هردو بعد را کاملا مد نظر قرار دهد.و از لحاظ شخص نقاد نیز کاملا با نظر آقای بگلو موافق می باشم و معتقدم ما باید در ابتدا بدانیم که چه کسی با چه تخصصی دارد به نقد کار می پردازد.ولی در زمینه بازریابی چون اکثر مخاطبان مردم عادی می باشند ما باید به بیشتر کارها از دید آنها نگاه کنیم.و درجهت غنی تر کردن کارها از نظرات افراد آگاه بهر ه مند شویم..وجالب است بدانیم که در طول تاریخ اثبات شده که نقادان خوب هیچوقت هنرمندان خوبی نبوده اند پس نباید همواره از افرادی که نقد می کنند انتظار خلق اثر داشته باشیم وباید از افرد باریک بین و نکته سنج تقاضای نقد نمود تا هرچه بیشتر در مسیر پیشرفت قرار بگیریم.با کمال تشکر از همگی…

    1. ممنون استاد نظر لطف شماست نسبت به بنده امیدوارم با حضور در کنار بزرگانی همچون شما و دیگر دوستان و کسب علم از تجارب ارزشمند شما بتوانم از آنهاهمچون چراغ راه استفاده کنم..باتشکر

  35. با سلام و عرض ادب به شما آقای دکتر. بنا بر تقاضای شما،فقط به سوال درخواستی شما پاسخ می دهم. به اعتقاد من اولین شرط یک منتقد خوب، نداشتن هرگونه ذهن تعصبانه و بدون هیچ جهت گیری است. بر این اساس فکر می کنم اگر از اسطوره های ایرانی مثلاً زال و رستم وسهراب استفاده می شد، باز هم کسانی بودند که خرده می گرفتند. من شخصاً در تلاشم که با دیدن یک تیزر، تمامی جوانب رو در نظر بگیرم. مثلا اگر تیزر ما دراهداف اطلاع دهنده و متقاعد کننده موفق بود چه اشکال داره از تیزرهای این چنینی استفاده کرد. براساس قانون مورفی افراد منفی باف با وجود جنبه های مثبت نیز در تلاش یافتن نقصانی هستند. به عقیده من نیز شرط دوم یک منتقد، داشتن اطلاعات کامل چه تکنیکی و چه آماری (از لحاظ آمارهای موفقیت) می باشد. با تشکر

    1. سلام و عرض ادب جناب دکتر
      با تشکر فراوان از نظر لطف حضرتعالی
      اگر رخصت فرمایید در بعضی از مباحث، بنده حقیر فقط خواننده باشم و یادگیرنده

      بهرحال در جایی که بزرگان حضور دارند: ” جایی برای پیرمردها نیست ” !!
      ممنون

  36. یا سلام خدمت تمام دوستان و استاد عزیز آقای دکتر محمدیان
    از منظر نقد نوعا باید نگاهی به جایگاه نقاد داشت. وی در مسند معلمی می نشیند و گاهی در مسند یک قاضی اما در هر دو مسند نگاهی سازنده دارد. در برخی موارد سخت گیری بسیار خواهد کرد چراکه موضوع بسیار حساس و تاثیر گذار بر مخاطب خواهد بود. برای مثال تبلیغی با تکنیک سبک زندگی می تواند تاثیرات منفی جبران ناپذیری در سطح جامعه داشته باشد و یا بالعکس. در جاهایی همچون معلمی سعی بر بررسی و آنالیز جنبه هایی دارد که می تواند تبلیغ و به دنبال آن مالک تبلیغ را موفق تر کند. این جایگاه بسیار ارزسمند است و در عین خال پرمسئولیت. به همگان ثابت شده است که جوامع مترقی به همان اندازه که تولید کننده دارند، منتقد نیز دارند و البته منتقدینی متخصص در امور مربوط. در برخی جوامع نیز ! همه منتقدند…
    منتقد لازم است قبل از هر نقدی خود را در گام اول ساخت یک تبلیغ بیابد و خودش آن کار را انجام دهد، آن زمینه تبلیغ را بشناسد و سپس با در نظر گرفتن ویژگی های اخلاقی مناسب نسبت به نقد اقدام کند.
    با تشکر از همه دوستان
    موفق باشید

  37. استاد ما که نمی دانم منتقد باید چه ویژگی داشته باشد و داریم از شما یاد می گیریم
    اما همان اصل اول که فرمودید در نقد اول خوبی ها را بگویید بعد ضعف را
    یعنی اون عزیزی که از شما نقد کرد در نقدش هیچ نقطه مثبتی نبود که شما مستقیم رفتید سراغ نقطه ی ضعفش 🙂

    دوستدار شما
    از شاگردان دانشگاه علامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *