بی شوخی، به تبلیغ توجه کنید و بدان عمل کنید//راهکار جالب روابط عمومی شرکت گاز ایران

بی شوخی، تیتر جدیدیه که شرکت گاز برای تبلیغات آگاهی دهنده در سطح مترو استفاده کرده. به نظرم ایده قابل توجهی بکار بسته. همونطور که در تصویر می بینید در کادر سمت راست نوشته شده که “دمای رفاه، بین ۱۸ تا ۲۱ درجه سانتیگراد است. دمای رفاه، دمایی است که افراد در آن احساس راحتی می کنند. میتوان بجای کم کردن لباس درجه ی بخاری را پایین آورد”. این پیام، پیامی تکراری است که هر ساله و طی ماه های سرد سال، شرکت گاز بواسطه ابزارهای ارتباطی و تبلیغاتی گوناگون سعی میکنه به اطلاع عموم مردم برسونه. اما این بار به نظرم من از ایده جالبی کمک گرفته.

حقیقتش، من بعضی روزا، فاصله بین محل کارم و منزل رو با مترو طی می کنم. امروز عصر هم یکی از اون روزا بود که خسته و با فکر مشغول بین جمعیت این طرف و اون طرف می رفتم که بطور ناگهانی چشمم به این تصویر خورد، و برعکس خیلی از تصویر تبلیغاتی که در محیط ایستگاههای مترو به چشمم میخورد، چشمم بهش دوخته شد و متقاعد شدم که تا آخر متن آگاهی دهندش رو بخونم. و تازه بعدشم یه چند دقیقه ای به مفهوم پیام اون فکر کنم. بعد که از نگاه یه منتقد داشتم رفتار خودم رو بررسی میکردم، به این نتیجه رسیدم که “بی شوخی” منجر به جلب و ادامه یافتن توجه من به تصویر شد. میدونید، لفظ”بی شوخی” یه جورایی باحاله، شاید خودمون هم چندین بار در روز و حین مکالمه با دوستان عزیزمون ازش استفاده می کنیم. بنابراین خیلی راحت با لفظ “بی شوخی” ارتباط برقرار می کنیم. بنابراین ناخودآگاه احساس کردم که انگار یکی از دوستان صمیمیم که با گوش جان به صحبتاش و گاهی نصایحش گوش می دم، تصویر داره باهام صحبت می کنه.

جدای از شخصیت آقای گازی، که شرکت گاز تونست بواسطه اون در دوران بچگیم، با من ارتباط برقرار کنه،پیام های ایمنیش رو در ذهنم بنشونه، بعد سالها، “بی شوخی” تونست به نحوی دیگه همین کار رو انجام بده. حالا بی شوخی، نظر شما در مورد این تیتر و تصویر تبلیغاتی چیه؟


6 thoughts on “بی شوخی، به تبلیغ توجه کنید و بدان عمل کنید//راهکار جالب روابط عمومی شرکت گاز ایران”

  1. سلام.
    به نظرم تیتر جالبی داره و در عین اینکه توجه ادم رو جلب میکنه و نمی ذاره بی تفاوت از کنارش رد شیم این معنی رو هم سعی داره القا کنه که گاز و لوازم گازسوزی که همه از اون استفاده میکنیم با کسی شوخی نداره و بی شوخی با شوخی باید مراقب شوخی های این وسایل گازسوز باشیم و همینطور دقت کنیم در استفاده ی درست از این منبع و رعایت حتی نکات استفاده ی صحیح..!!
    در کل با کلمه ی دوپهلویی که به کار برده هم نوعی راحتی در بیان و ارتباط با مخاطب رو نشون میده و هم پیام خودش رو در ذهن مخاطب جا میندازه.!
    ممنون.

    1. با سلام
      رویکرد تبلیغات در مترو داره عوض میشه، اگر مترو تشریف ببرید، متوجه میشید. سوژهای تبلیغات مترو رو رصد کنید و با تمامی کافه بازاریابی ها به اشتراک بزارید.
      ممنون که با کافه هستید

      1. سلام آقای حسینی
        از سوژه های جدید تبلیغاتی در مترو گفتید، راستش
        من این چند وقته یه مجموعه تبلیغات تو مترو دیدم که همه یه تم خاص داشتن، تیترها هم این طوری بودن که همه به “باش” ختم می شدن:
        عاقل باش
        مرد باش
        بخشنده باش
        ….. باش
        بعد هم کلی توضیح زیر هر کدوم نوشته شده بود.
        اتفاقا هر بار که این تبلیغات رو می بینم فکر می کنم این متن های طولانی رو مگه می شه خوند! از این همه آدم در حال عبور، چند نفر تونستن تا آخرش رو بخونن!؟ همه در حال دویدن هستن که!!! به نظرم موقع تنظیم آنها به سرعت حرکت مردم کم توجهی شده!
        من یکی دوتاشون رو با سرعت نور خوندم، بد نبودن جالب بودن، ولی فکر می کنم تبلیغات تو ایستگاه های مترو بهتره متن های کوتاه تری داشته باشن. حتی اگر بهترین حرفها رو هم بزنیم، مسافر در حال حرکت در ایستگاه فقط چند ثانیه زمان داره به تبلیغات ما نگاه کنه و پیام رو دریافت کنه.

        1. سلام سرکار خانم احمدی، امیدوارم که امتحانات رو یکی پس از دیگری با موفقیت سپری کنید. دلم برای دوران دانشجوییم تنگ شده…!
          بگذریم، تصاویر تبلیغاتی “باش” رو معاونت فرهنگی شهرداری تهران با کمک معاونت فرهنگی متروی تهران در فضای مترو پیاده سازی کرده و مدیریت می کند. من یه یه سالی هست که زیر نظر دارم این اتفاق رو. اوایل پیام ها متنی و یه جورایی آمرانه بود و صرفاً در ایستگاه ها نصب می شد. اما به مرور زمان، پیام های “”باش” سعی کرد که الگوسازی کنه، یعنی در غالب مثال و روایت زندگی بزرگان بگه خوب چیه، بد چیه و بعد انتخاب رو بزاره به عهده خواننده. علاوه بر این ایت تصاویر به داخل واگن ها هم کشیده شد. شاید به همون خاطر که شما هم اشاره کردید. یعنی به مرور زمان فهمیدن که افراد هنگامی که در واگن نیستند، توجهی کمی به اطراف خود در سالن ایستگاه ها دارند، و زمان بسیار اندکی را صرف خواندن پیام های تبلیغاتی گوناگون می کنند.
          متن آخرین تبلیغات “باش”ی که خوندم و به نظر جالب امد، این بود. “کاغذهای مچاله شده در کیف ها، هیچ ارزشی ندارند، اما باعث می شند که کیف غالب خودش رو حفظ کنه، اگر اون کاغذها نباشن، کیف با وقار به نظر نمیرسه. خشم و عصبانیت هم مثل همون کاغذهای باطله در وجود انسان میمونه. زمانی که خشم و عصبانیتت رو می ریزی بیرون، وقار و صلابتت رو از دست میدی……………”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *