گزارش یک برند به روایت دکتر محمود محمدیان // رستوران ستاره شاندیز ((((از نوبت آینده گزارش یک برند با شکل و شمایل جدید ارایه خواهد شد))))

در سالهای گذشته بسیاری از قرارهای کاری “بیزینس من” های ایرانی به صورت قرار ناهار و یا شام در رستورانهای مختلف تنظیم می شد. نزدیک به یکسال است که به تبع زندگی غربی به ویژه امریکاییها قرارهای صبحانه کاری در بین بیزینس من ها رشد پیدا کرده است و می رود که تبدیل به یک کسب و کار پررونق برای رستورانها شود. برای مثال دوست خوبم مدیر رستوران برج میلاد می گفت که استقبال از صبحانه بسیار بالاست. طبیعتا این بیزینس می تواند مورد توجه علاقه مندان کسب و کار قرار گیرد.

این مقدمه را گفتم تا در مورد تجربه خودم صحبت کنم. با چند تن از دوستان، قرار کاری داشتیم تصمیم گرفتیم که صبحانه را در یکی از همین رستورانها بخوریم. رستوران ستاره شاندیز را انتخاب کردیم که صبحانه سرو می کند.

این رستوران که من برای اولین بار به آنجا می رفتم ، صبحانه را در پشت بام سرو می کند که من از محل آن در عین سادگی خوشم آمد. اما متاسفانه علیرغم این که قیمتها در استاندارد بالا بود در استاندارد پایینی هم به لحاظ کیفیت و هم به لحاظ تنوع صبحانه سرو شد . ضمنا کارکنان آن هم بسیار سنتی اما مهربان بودند و توانایی سرویس دهی خوب در شلوغی را نداشتند. حتم دارم که توانایی این رستوران محترم از این که من می گویم بالاتر است. حالا ممکن است در روزی که من رفته ام و به دلیل شلوغی این اتفاق افتاده است. اما جان کلام من این است که هنوز رستورانهای ما علیرغم مدرن شدن به لحاظ آمبیانس ، از نظر سرویس دهی و پرسنل ، سنتی و نیازمند آموزشهای حرفه ای بازاریابی هستند.

شما چه تجربه های از رستورانها و فست فودهای ارزان قیمت و یا گران قیمت دارید. مهمترین ضعف های بازاریابی آنها را در چه می بینید. بیایید با مرور تجربه ها و پیشنهادهای خود برندهای خوب ایرانی را حمایت کنیم تا بهتر بتوانند مشکلات خود را برطرف کنند. در پایان برای این رستوران و مدیران ارزنده آن ، آرزوی موفقیت بیشتر را دارم.


50 thoughts on “گزارش یک برند به روایت دکتر محمود محمدیان // رستوران ستاره شاندیز ((((از نوبت آینده گزارش یک برند با شکل و شمایل جدید ارایه خواهد شد))))”

  1. یک مشکل اساسی در بیشتر رستوران ها و فست فود ها به گمان بنده موقتی بودن کار از دیدگاه پرسنل آن مکان هاست(توجه شود که منظورم مکان های دارای دو، سه نفر پرسنل نیست)، ارزش گذاری پایین این مکان ها برای کار همواره عدم انگیزش را برای نیروی انسانی بهمراه خواهد داشت که خود عامل مشکلات بعدی است

  2. سلام جناب دکترمحمدیان

    سوالی در ذهنم ایجاد شد:
    به نظر حضرتعالی، استفاده از نام “شاندیز” که یادآور شیشلیک مخصوص در منطقه ای خاص می باشد برای چنین رستورانی که در آن صبحانه سرو می شود می تواند ارزش آفرین باشد؟
    چون اینطور به نظرم رسید اگر این رستوران فقط سرویس صبحانه ارائه می دهد نه کلمه “ستاره” و نه کلمه “شاندیز” شاید نتواند نام بامسمایی برای آن باشد. و اگر در کنار ناهار و شام، صبحانه هم سرو می کند بازهم کلمه “شاندیز” انتظار مخاطب را درباره آن دوچندان می نماید. البته این نظری شخصی است.

    ممنون از شما

    1. جناب جاوید عزیز این مجموعه در سه راه فرمانیه واقع شده و ناهار و شام هم دارد در مورد پاسخ سوال شما نیاز به اطلاعات بیشتر از این مجموعه است که در حال حاضر من تجربه بیشتری از آنجا ندارم . حرف شما قابل تامل است .

  3. چندی پیش برای یک ماموریت کاری و بازدید از نمایشگاه به یزد سفر کرده بودم. با اینکه در هتل محل اقامت هرروز صبحانه ی مفصلی برپا بود ولی به توصیه یکی از بازرگانان یزدی برای یک جلسه ی کاری و صرف صبحانه به یکی از رستوران های جدید یزد به نام (ژوانی) دعوت شدیم. همه چیز بسیار مرتب و عالی بود . روی میز دکمه ای تعبیه شده بود که با فشردن آن گارسون به سر میز می آمد و با لحنی بسیار محترمانه ، آرام و تعلیم دیده صحبت میکرد.
    در نهایت بعد از صرف صبحانه کاری و صحبتهای و مذاکره ها ، مدیر سالن با یک برگه در قطع A5 بر روی یک زیر دستی کلاسور سر میز آمد و پرسشنامه ای را به همراه خودکار به ما داد و با احترام فراوان از ما درخواست کرد این پرسشنامه را تکمیل کنیم و ضمنا اگر اشکال واقعی ای را از رستوران یا گارسون یا اغذیه ذکر کنیم یک هدیه از طرف مدیریت رستوران دریافت خواهیم کرد.
    که البته من یک اشکال گرفتم و یک فلش مموری با بسته بندی شکیل دریافت کردم.
    اشکال هم این بود که بر روی میزی که ما نشسته بودیم کلید زنگ گارسون کار نمیکرد و ما مجبور بودیم گارسون را خودمان صدا کنیم.
    باور من این است مدیریت این رستوران در مدت کوتاهی بسیاری از اشکالات رستوران خود را دریافت میکند و درصدد رفع آنها بر می آید و به زودی تبدیل به یکی از رستوران های بی همتای شهر یزد میشود.
    ضمنا شهر یزد دارای رستورانهای بسیار زیاد میباشد و رقابت بین رستورانهای این شهر بسیار زیاد است.

    1. سلام و روز بخیر
      دوست عزیز شاید خراب بودن زنگ گارسون هم عمدی بوده باشه تا خاطره ای خوش را برای شما بعد از پرشنامه وق دریافت هدیه داشته باشه و شاید هم نه… اما جالب بود.
      مرسی

  4. با سلام

    بنده همین امروز به جمع شما پیوستم و از این بابت خوشحالم.
    من هم برای برنامه ای کاری به جزیره کیش سفری داشتم و بهمراه همکاران و به پیشنهاد یکی از مدیران به رستوران “کوه نور” رفتیم. فضای رستوران مانند غار دکور شده بود و آرامش و نورپردازی خوبی داشت. همچنین برخورد پرسنل هم پسندیده بود. اما نکته ای که برای من جالب و خوشایند بود ترفند ساده برای سفارش گرفتن غذا بود که من در هیچ جای دیگر ندیده بودم (البته بنده خیلی اهل رستوران رفتن نیستم) و به نظرم نکته کوچک ولی بسیار مهم در جهت احترام به مشتری بود. در هنگام سفارش گرفتن متوجه شدم گارسون روی کاغذی نقشه میز و افراد دور آن را دارد و با استفاده از آن هنگام سرو غذا، سفارش هر کسی حتی نوشیدنی مستقیم برای همان شخص سرو میشد.

  5. سلام. به نظر من اولین اتفاقی که باید در کسب و کارهای خدماتی نظیر رستوران یا آرایشگاه ها بیفتد این است که خود پرسونل با برند درگیر شوند و نسبت به برند حس و علقه پیدا کنند. و بدانند که مخاطب نه برای خدمات که برای دریافت حس خوب و ایجاد خاطره به آنها مراجعه می کند وگرنه که خدمات انها را می توان در چند کوچه بالاتر و پایین تر با کیفیت و هزینه ای نه چندان متفاوت دریافت کرد و این به قول شما آمبیانس و حس حال است که می ماند و وظیفه اصلی آنها ایجاد حال خوب برای مشتری است. و این میسر نمی گردد مگر اینکه خودشان، کارشان و برندشان را باور داشته باشند. اما چند مشکل وججود دارد یکی تفاوت طبقاتی بین مشتری ها و پرسنل که باعث کنش و واکنش های ناخودآگاه هر دو گروه می شود و دیگری عدم آموزش دقیق پرسنل در خصوص برند و برندسازی داخلی. حداکثر چیزی که گفته می شود شاید لبخند زدن و سلام کردن و یک سری پروتکل های اولیه است و نه حتی روانشناسی و شخصیت شناسی که به نظر من باید حتما مبانیش را به پرسنل این کسب وکارها آموزش داده شود. پرسونل همانطور که جناب یزدانی گفتند نسبت به کارشان حس خوبی ندارند. شاید تنها گروه موفق ، پرسنل کافه نادری باشند که می توان تاثیر برند را روی کارکنانش دید. و با افتخار اعلام می دارند که ما گارسون کافه نادری هستیم.
    به هر حال در رستوران سه فاکتور کیفیت غذا، فضا و رفتار پرسونل و صد البته قیمت اهمیت دارد که بنا به نیاز و مقتضیات مخاطب انتخاب می کند. اگر برای رفع جو باشد که ساندویچی بهاران و آزدر کفایت می کند. واگر امبیانس بخواهد سراغ رستوران های لوکس می رود و یا لواسانات و دربند و …. ولی اگر هر سه را باهم بخواهد کار سخت می شود. چون حکایت قیر و قیف است معمولا ولی خوشبختانه کم کم تعداد این رستوران ها زیاد شده حداقل در تهران و بعضا در مشهد و شمال تجربه شان کرده ام.
    ولی مثلا رستوران خانه کوچک توی خیابان فاطمی غذای خوبی دارد ولی به بدخلقی پرسنلش مشهور است که حتی بشقاب نصفه را از جلویت بر می دارند و بهانه شان هم شلوغی و افراد منتظر است . که حتی در شرف الاسلام بازار این بلا را سرت نمی آورند.و باز هم خود من باز هم به دوستان می گویم می برمتان یک جایی که غذای خوبی دارد ولی حالتان را می گیرند و می دانم آنجا جای نشستن و دور هم بودن نیست و اعصاب ندارند.
    به هر حال معتقدم رستوران ها با برندسازی می توانند تاثیری روی فرهنگ غذا و کار در این حیطه بگذارند که تحول زیادی در این زمینه ایجاد شود.

    1. خانم بیدگلی فک میکنم از اخرین باری که کافه نادری رفتید خیلی میگذره!چون رفتار بدو غیرحرفه ای گارسونهای کافه نادری تقریبا تبدیل به مثال همیشگی در بین مشتریانش میشه!در واقع رفتاری که گارسونهای این رستوران میکنن کم کم داره برند کافه نادری رو از بین میبره و این خیلی تاسف باره که یک برند با این همه قدمت به خاطر رفتار زشت گارسونهاش خاطره خوبش رو داره محو میکنه

  6. سلام و عرض ادب
    یکی از مواردی که همیشه در بازاریابی خدمات و مخصوصا رستورانها حائز اهمیت است توجه به ایحاد تجربه ای لذت بخش برای مشتریان است ،
    شاید اولین فاکتور انتخاب یک رستوران کیفیت غذا و تمیز بودن آن رستوران و سپس رفتار شایسته و سرعت عمل پرسنل است.
    و تازه با رعایت موارد بالا به سطح تعداد زیادی رقیبانمان خواهیم رسید ، ولی برای انتخاب شدن و پیروزی در بازار لازم است آن حس خوب و ایجاد تجربه لذت بخش را جدی بگیریم.
    فکر میکنم رستوران شاندیز با شیشلیک معروفش در جردن ، رستوران مسلم بازار ، کباب ترکی نشاط ستار خان از جمله رستوران های خوبی بوده اند که همیشه به دوستان توضیه میکنم.
    به اضافه دنده کباب حیدری و رضایی کرمانشاه.
    یکی از نقاط قوت رستوران مسلم حضور خود مدیر رستوران در صف مشتریان و خوشامد گویی و تشکر از صبوری آنهاست+سرعت عمل خوب پرسنل.

  7. سلام به جناب دکتر محمدیان عزیز
    متشکرم از حرکت شما در مسیر برندهای خوب ایرانی. رستورانها و کافی شاپهای کوچک و بزرگ با ملیتهای مختلف زیاد شده و این البته که خوبه. من تجربه های خوبی داشتم برای صبحانه. رستوران سان لیو ونک، خاقان، قلهک، جام جم و البته اردک آبی. مساله بزرگی که اینجا به شخصه باهاش مشکل دارم اینه که اکثر رستورانهایی که صبحانه ارائه می دهند کیفیت و میزان سرویسشون به اندازه قیمتی که میگیرن نیست. البته ملاک ارزیابی من همون اردک آبیه. قیمتی که میده با سرویسش کاملا میخونه ولی برخی از رستورانها و خصوصا کافی شاپها با نصف این سرویس همون قیمت را از مشتری میگیرن. کامل نبودن سبد صبحانه و یا اغراق زیادی در تبلیغات برای گرفتن مشتری یکی از ضعف های بزرگه.
    در یکی از این رستوران ها ۱۵ نوع املت داشت و مدعی بود هرکدام متعلق به یک کشور است ولی موضوع اینجا بود که احساس کردم هر کدام ترکیب تخم مرغ با یک ماده دیگره که فقط یک اسمی روش گذاشته شده و من پول هیچی رو دارم میدم.
    این اصلا جالب نبود.
    فکر میکنم ایجاد ارزش در این زمینه خیلی سخت نباشه و میشه به راحتی ارزش فراتر از انتظار مشتری ایجاد کرد.
    مورد دیگه ای هم که بهتره بهش توجه بشه شلوغی اون مکانه. مطمئنا گذاشتن یک قرار کاری در چنین محیطی کار سختیه.

    اما جناب دکتر با این مطلب بدجور هوس صبحانه به دلم افتاد
    متشکرم از مطلب خوبتون

  8. با سلام و احترام خدمت استاد محمدیان
    اگراز من پرسیده شود که، فاکتور اساسی برای جذب مشتریان در رستوران چیست؟ به کیفیت اشاره خواهم کرد. البته کیفیت به تنهایی بی معناست . کیفیت در کنار سه مقوله “قیمت غذای سرو شده” و “مکان رستوران” و “نحوه ارائه خدمات ” معنا می یابد. با توجه به اینکه رستوران ها معمولا در ایران به بخش وسیعی از جامعه خدمات رسانی می کنند به نحوه ارائه خدمات توجه چندانی ندارند زیرا ارائه خدمات با پرستیژ بالا مستلزم آموزش کارکنان است که این امر در نهایت باعث بالارفتن قیمت غذای سرو شده می گردد که نزد بخش وسیعی از مردم قیمت دارای ارزش بالاتری نسبت به نحوه ارائه خدمات است.
    اگر رستورانی مشتریان خود را گروهی خاص قرار دهد آن گاه است که میتواند به هر سه مقوله مذکور در حد فراتر از استاندارد دست یابد.
    زیاد اهل رستوران رفتن نیستم اما یکی از رستوران های که رفتم و به نظرم دارای کیفیت فراتر از استاندارد است رستوران “برادران کریم” در مشهد واقع در برج آلتون می باشد.

    1. با اجازه از محضر جناب دکتر:

      سلام آقای حسین پور؛ البته نام این رستوران “پسران کریم” می باشد که روش پخت منحصربفرد گوشت و ماهیچه ایشان بسیار معروف می باشد. شعبه اصلی آن در بلوار خیام مشهد و شعبه دوم در برج آلتون (که حضرتعالی تشریف بردید) می باشد.
      خاطره جالبی هم دارم : مدیر منطقه شرق یکی از برندهای بزرگ مواد غذایی کشور در هرماه بیش از ۴ مرتبه به مشهد سفر میکرد که این تعداد زیاد سرکشی به شعبه مشهد کمی عجیب بود و زمانی که علت آن را پرسیدم، متوجه قدرت بالای برند “رستوران پسران کریم” در راستای وظیفه شناسی این بزرگوار گردیدم!!

  9. با عرض سلام و ادب خدمت دوستان و جناب دکتر محمدیان
    نکته ای که مسلم است این تجارت نیز از مبحث بخش بندی بازار مستثنی نمیباشد. بنده قبل از این که بخواخم وارد این جریان شوم اول باید بدانم که رستوران مورد نظر من در کجا قرار دارد و بازار هدفش چه کسانی هستند. همانطور که فرمودید رستوران هایی چون برج میلاد و شاندیز بیشتربه مکان مناسبی برای بیزینس من ها تبدیل شده است. خب این خیلی خوب است که رستوران بداند مشتریانش چه کسانی هستند و به چه خدماتی احتیاج دارند. به عنوان مثال یک رستورانی که بخش عمده ی مشتریانش خانواده ها برای صرف یک شام و یا حتی جشن های خانوادگی است مسلما با رستوران دیگری که بخش عمده ی مشتریانش افراد تجاری و بیزینس من ها هستند خدمات مورد نیاز انها متفاوت خواهد بود. در کل من اصلانی فکر میکنم این حوزه کسب و کار تا حدودی مانند بانک های ما عمل میکنند چرا که بانک های ما( به جز چند بانک) یک سیستم مغشوش دارند. هم مشتریان خرد،هم مشتریان شرکتی، و… را با هم دارند و مشخص نیست که در چه حیطه ای تخصص دارند و به چه دسته ای از مشتریان خواهان ارائه خدمت هستند.
    رستوران ها نیز کم و بیش این مسیر را طی میکنند. و میخواهند که همه چیز را با هم داشته باشند و یک سیستم اشفته ای برخوردارند.
    نکته ی دیگر اینکه گاها مشاهده میکنم که برخی از رستوران ها تمایل به ایجاد محیط سنتی دارند که حرکت جالبی است اگر خدمات خودشان را نیز در همین راستا ارائه دهند تا از شرکت صداهای مختلفی به بیرون نیاید( یا سنتتی سنتی یا مدرن مدرن).
    درکل نظر اخری که دارم این است که چنانچه رستورانی تمامی نکات را رعایت کند و سرمایه گذاری زیادی انجام دهد اگر نحوه برخورد با مشتریان خود را به کارکنان خود نیاموزد تمامی سرمایه خود را هدر داده است. این برخورد کارکنان با مشتری در تمام صنایع امری مهم و ضروری است اما در بخش رستوران امری حیاتی است.
    با تشکر

  10. نکته جالب در مورد رستورانها و کافه ها در ایران و علی الخصوص شهر تهران رشد بسیار تصاعدی و عجیب مخصوصا کافه ها هست.در هر کوی و برزن چندین کافه و رستوران افتتاح شده و هر کدام هم ادعای خاص بودن دارند !حالا چطوری میشه که یک رستوران در این بازار پررقیب بتونه خودش رو متمایز کنه به نظرم کار بسیار سختیه و فعالیتهای بازاریابی رستورانها و کافه ها به نظرم میتونه خیلی مثالهای جالبی باشه

  11. با سلام
    آقای یعقوب زاده وخانم دهکانی عزیز بنده هم به نوبه خودم خوش آمد می گویم
    در مورد صحبت آقای یعقوب زاده باید بگویم در تهران خیابان سمیه رستوران و هتل قناری قرار دارد که آنجا هم غذای سفارش داده شده دقیقا برای همان افراد سر میز سرو شده و سوالی پرسیدهدنمی شود . یکی از اصول ارتباط با مشتریان در رستوران های موفق دقیقا همین مطلب است که مخاطب درک کند برای رستوران ارزشمند است و گارسون بادقت کامل به حرف های آنها توجه می کند. اینکه یک گارسون ارزش برند و شخصیت برندی که در آن کار می کند را بداند امری است بسیار موثر در موفقیت آن سازمان. نمونه دیگر فست فود آپاچی در فرشتهدتهران. اگر گذری داشته باشید علی رغم کیفیت خوب فست فود متاسفانه شما ارتباط مشتری پسندی بین کارکنان نخواهید دید. مشتریان به نظر می رسد فقط به چند دلیل سطحی به آن مراجعه می کنند: نزدیک بودن فست فود، کیفیت خوب محصول، اجبار نبودن فست فودی در آن نزدیکی. به نظرم هیچ کدام در ایجاد وفاداری مشتریان به برند اثر چندانی ندارد چون اگر فست فودی با همین کیفیت محصول و در همان نزدیکی باز شود بسیاری از مشتریان به آنجا مراجعه نخواهند کرد. در مورد اینکه آموزش در بین گارسون یک رستوران خاصی انجام نشده است سوالی دارم: آموزش مربوطه کجا و توسط چه کسی باید داده شود. اصلاذشرایط احراز شغل گارسون ها در کشور ایران چیست. آیا شغل و پست سازمانی گارسون ها کامل یا صحیح تعریف شده است و دقیقا چهدهویتی در کشور ما دارد. در اکثر رستوران هایذکشور ما گارسون ها که حکم ویترین رستوران ها را دارند ارزشی برابر با کارگران ساده و یا دیگر پرسنل در دید صاحبان رستوران ها دارند. کمتر رستورانی وجود دارد که بر روی منابع انسانی خود زمان کافی صرف کرده باشد. سالهاست که دیگر به منابع انسانی، سرمایه های انسانی سازمان ها گفته می شود. واقعا چند درصد از رستورانهای سطح کشور از فیلترینگ های مناسبی گذشته اند. چند درصد از ابتدا بزرگ بوده اند. چند درصد مطالعات کافی بر روی حرفه خود دارند. این ها بخشی از چالش های موجود در این شغل هستند.
    ببخشید من بلندگو که دستم می افته زیاد حرف می زنم و در مقابل اساتید هم به جای کم رو شدن برعکس عمل می کنم. در هر صورت از اطالهدمطلب پوزش می طلبم. امیدوارم به این گونهدمشاغل اهمیت بیشتری داده شود. در کشور ایران بخش بسیاری اژ تفریحات مردم را خرید، خوردن، تلوزیون دیدن و موارد دیگر تشکیل می دهد و این ها می توانند بر فرهنگ کشورمان اثرات مثبتی داشته باشند . شما چطور فکر می کنید؟
    باتشکر
    موفق باشید

  12. باعرض سلام وخداقوت
    اتفاقا چند روز پیش با دوستام به یه کافه رستوران رفته بودیم همه چیزش خوب بود میزبانانی بسیار خوش پوش و خوش برخورد داشت که به شما احترام می گذاشتند.در ادامه موسیقی مناسب داشت که همهمه رستوران را از بین می برد. نور و دکور بسیار خوبی داشت که در کل باعث میشدآمبیانس رستوران نمره خوبی بگیره.
    مهماندار با احترام کنار شما حاضر میشد و منو را به شما تحویل می دهد. منو خوب و شکیل اما مشکل از این جا شروع می شد نوشیدنی ها و دسر ها ی با نام های عجیب ذکر شده بود بدون اینکه توضیحی از مواد تشکیل دهنده آن داده شده باشه.کیفیت غذا و مواد تشکیل دهنده آن اصلا مناسب نبود فقط سعی شده بود با دکور و تزیین، غذا خوشمزه جلوه داده بشه.
    خواستم بگم درسته سرویس دهی و پرسنل و زیبایی و اسم های شیک و… مهم اند ولی نباید باعث بشه از اصل قضیه دور بشیم چرا که تو این تجربه من لذت تمام سرویس دهی رستوران با کیفیت پایین غذا از بین رفت.

  13. سلام مجدد

    دوستان عزیز: آنقدر صحبت از غذاهای خوشمزه شد که هوس نوشتن خاطرات گذشته هم در بنده زنده گردید!هرچند خودم زیاد اطلاعاتی درباره این رشته کاری ندارم ولی به مدد دوستان و همکارانی که شاخه تخصصی آنان هتلداری و رستوران است چند خطی را برسم یادبود(!) تقدیم حضور می کنم:

    اولاً : مدیرعامل اسبق بنده که سالها افتخارهمکاری با او را داشتم ( و ارتباط ما بیشتر حکم برادری داشت تا کاری) شخصاً یک هتلدار باسواد و کاربلد و همچنین دارای سابقه مدیریت رستوران و تحصیلات در انگلستان بود (البته بنده در قسمت بازرگانی کارخانه هایشان با وی همکاری داشتم ولی دفتر اصلی ما و جلسات کاری اکثراً درهمان هتل ایشان در مشهد بود) ضمن اینکه سابقه تدریس در دانشکده های توریسم و هتلداری را هم دارند.

    ثانیاً : مدیرداخلی هتل ایشان هم از اساتید این رشته و فرزند یکی از مشاورین تخصصی “غذا و نوشابه” در گروه هتلهای هایت ایران (قبل از انقلاب) بود. بطوریکه هنوز هم نام پدر بزرگوارایشان یک برند مطرح در زمینه غذا و نوشابه حتی در خارج از کشورشناخته می شود. به عبارت عامیانه تر پدر و پسر هردو تخصصی اینکاره بودند!

    اینها را برای این خدمت دوستان گفتم تا بحث تخصصی بودن قضیه ملموس تر شود. به عبارت دیگر این عزیزان کسانی بودند که علاوه بر مشاوره راه اندازی رستورانها، بهتر از هرکسی تعریف کیفیت در غذا را می دانستند.

    بجز زمانهایی که جلسات کاری با افراد غریبه در خود هتل یا رستوران های معروف مشهد برگزار میشد، زمانی که غریبه ای در بین ما نبود، این جمع سه چهارنفری ما (که بجز بنده بقیه متخصص همین موضوع بودند) پاتوقهایمان جاهای دیگری بود! جاهایی که فقط و فقط برایمان “کیفیت غذا” مطرح بود و نه چیز دیگر

    در مورد کباب کوبیده:
    علیرغم اینکه غذاهای هتل ایشان فوق العاده باکیفیت و معروف بود بطوریکه سرویس دهی به رستوران بیش از ۲۰ هتل آپارتمان دیگرمنطقه جزء کارهای روزمره آنان محسوب می شد، ولی هر زمان که هوس کباب کوبیده گوسفندی می کردیم به قهوه خانه ای متروک(!) در حاشیه شهر که مالک و تنها پرسنل آن پیرمردی بسیار بداخلاق(!) به نام دایی قاسم بود می رفتیم. اصلاً هم جای به ظاهر تمیزی نبود! همیشه هم سیگار گوشه لبش بود!خدا رحمتش کند، گوشت خالص گوسفندی را آنچنان تبدیل به کوبیده می کرد که مشابه آن را در هیچ کجای دیگر نخورده بودیم. خبر دارم دوستان بنده بعد از درگذشت دایی قاسم هنوز هم فانوس به دست به دنبال مکانی جایگزین با این کیفیت می گردند!

    در مورد دیزی:
    بعضی وقتها هم هوس دیزی به سرمان می زد و علیرغم رستورانهای مثلاً سنتی فراوانی که از گوشه و کنار شهر روییده اند بازهم مکان تجمعمان در منطقه گاراژدارهای مشهد و دیزی سرای معروف “علی سبیل” بود! در اینجا هیچ نشانی از “کلاس” وجود نداشت! ولی کیفیت … هزار ماشاءالله !

    در مورد شیشلیک:
    علیرغم تمام اسمهایی که با پسوند معروف “شاندیز” که یادآور شیشلیک منحصر بفرد شهر مشهد می باشد، به هوس خوردن شیشلیک اکثراً در رستوران “حسین صفدری” پاسخ می دادیم!

    در مورد قرمه:
    قرمه نیشابوری رستوران ۲ در ۱ مشهد چیز دیگری بود. جالب اینجاست که این رستوران دراصل یک فست فود باکلاس است(!) ولی مدیر آنجا در کنار غذاهای عجیب و غریب غیرایرانی (که هیچکدام را دوست ندارم) یک پاتیل کوچک سنتی هم برای درست کردن قرمه برای تعداد محدودی مشتری خاص داشت و طبخ آن هم توسط خود مدیر محترم فست فود انجام می شد!

    دل و جگر:
    در خیابان جم، “سنتی سرای عسکری” (که در آن موقع رئیس اتحادیه صنف مربوطه هم بودند ولی الان را نمی دانم) در محیطی تمیز، دل و جگر و قلوه و(خلاصه : لوازم یدکی گوسفند!) به همراه نان تازه از تنور درآمده، برایمان ساعاتی خوش را رقم میزد. هرچند قورمه گوسفندی ایشان هرگز به مورد اشاره شده فوق نمی رسید.

    و اما صبحانه های کاری:
    صبحانه های ما معمولاً در همان هتل بود ولی بنده و مدیرعامل و مدیرهتل چندان علاقه ای به این میزهای زیبا نداشتیم! “کله پاچه حجت” در خیابان گاراژدارها(مخصوص رانندگان زحمتکش خودروهای سنگین) برایمان یک روز خوب کاری را رقم می زد! یادش بخیر

    باقالی پلو با گوشت:
    برخلاف شیشلیک و ماهیچه، این غذا بهیچوجه در مشهد نتوانست مدعیانی برای طبخ پیدا نماید. بهترین کیفیت این غذا همچنان در بعضی از رستورانهای تهران است که شما بهتر از بنده می دانید.

    البته در کنار اینها چند فست فود و رستوران ایتالیایی هم بود که دوستان به عنوان مشاور و راه اندازی به آنجا سرکشی می کردند و بنده هرگز آنجاها نرفتم. چون ضمن اینکه علاقه ای به خوردن فست فود و غذاهای غیرایرانی ندارم، شدیداً هم از آرد سمولینا چه در ماکارونی و چه در لازانیا بیزارم و از طرف دیگر در تمام زندگی، بجز گوشت گوسفند، علاقه ای به مصرف گوشت هیچ جاندار دیگری ندارم!

    باری…
    در سال ۹۲ بعد از ورشکستگی کارخانه ها که منجر به فروش زیر قیمت هتل در راستای پرداخت بدهی های بانکی گردید(!) از یکطرف این جمع زیبا و دوستانه ما را متفرق نمود و از سوی دیگر ابتلای مدیرهتل به بیماری چربی خون به همراه بستری بنده و مدیرعامل در بیمارستان و آنژیوگرافی قلب، کم کم به ما ثابت نمود که بهتر است بچه های خوبی باشیم و به سمت گیاهخواری سوق پیدا کنیم! الان هم همزمان با نوشتن، درحال جویدن ساقه کرفس هستم! لذا چندسالی است که به اجباراز این محیطهای خاطره انگیز(!) دور بوده و اگر مشاوره ای در این باره بخواهید فقط می توانم آدرس سبزی فروشیهای خوب مشهد را بدهم! ناگفته نماند بشقاب سبزیجات رستوران هانی عباس آباد یکی از انتخابهای همیشگی بنده در سفر به تهران بوده است!

  14. با سلام . جناب اقای شکرانی درست می فرمایید. رفتار شان از بالا به پایین است و این هم دقیقا به خاطر این است که خود را برند می بینند.
    استاد گرامی جناب آقای دکتر محمدیان راستش را بخواهید من چون آدم نیمه خالی هستم متاسفانه نیسان آبی کفاف نمی دهد باید تریلی بیاوریم وگرنه که در خدمتتان هستم از آرایشگاه تا همایش های مدیریتی خاطرات هزارویک شب بگویم.

  15. سلام مجدد خدمت همه دوستان و جناب آقای دکتر محمدیان
    بنده در پاسخ به مطالب ارزنده آقای احمدی و با اجازه استاد گرانقدر توضیحاتی میدهم. در صفحات دیگر کافه مباحثی مطرح شد پیرامون موضوع دون دون میدونم هرچی بخوای میدونم. برخی هموطنان ما متاسفانه دون دون هستند و با اندکی دیدن و شنیدن استاد شده و به خوبی کپی های برابر اصل می سازند. به ترکیه می روند مد هتلداری می آورند و پوز میدهند آنجا اینطوری و آنطوریست. به عمان و فطر می روند توشه دیگر می آورند. به ایتالیا می روند دکه مجلل سرو غذاهای ایتالیایی می زند البته آن هم با صدف های تازه تولید باغچه های ایران. بگذریم. در مفاهیم برند و برندسازی مواردی وجود دارد که از الزامات یکدبرند است مانند ارزش برند، شخصیت برند و موارد دیگر. داشتن ظاهر مناسب ولی با فاصله زیاد از ارزش ها و شخصیت برند نتیجه ای جز شکست برای اینگونه افراد ندارد و به صرف ساختن یک فضای مناسب نمی شود گفت موفق هستیم. ارایه خدمت درست و مرغوب لازمهدساخت یک برند است. به نقل قول از آقای دکتر محمدیان در یکی از کتابهایشان: باید قبل از اینکه تبلیغات خوبی داشته باشیم، محصول خوب تولید کنیم.
    امروزه در برند سازی و تبلیغات موفق کیفیت ملاک قرار نمی گیرد زیرا این دو مقوله در نبود کیفیت مفهوم ندارند. کیفیت محصول یا خدمت لازمه موفقیت است نه یک مزیت و ویژگی خاص.
    با عرض شرمندگی بنده کم گوی و گزیده گوی چون در را هیچ موقع درست درک نکردم.
    موفق باشید

    1. با سلام خدمت جناب آقای دکتر محمدیان
      آقای دکتر جنابعالی با ارتباط صمیمانه خود بنده و بقیه دوستان را دلگرم میکنید و احساسی از بهشت را در جهان بازاریابی ایجاد نموده اید. آرزومند دیدار شما به صورت حضوری هستم تا بتوانم در محضر حضرتعالی کسب فیض کنم. بنده از جنابعالی قلبا سپاسگذارم
      با تشکر

  16. سلام
    من فکر مینکم بیشتر رستورانهای داخل کشور بجای تمرکز بر نیاز مشترها که اغلب غذای خوب (خوشمزه و پاکیزه و تازه ) همراه با رعایت نزاکت و ارایه خدمات بسته به نیاز و نوع مشتری اعم از خانواده ها مدیران یا جوانان وزوجهای جوان می باشد تمرکز بر جبران هزینه ها و کسب سود در کوتاه مدت هستند .
    اغلب این دوستان یا درک مناسبی از بازاربی و درک نیازهای مشتری و تعیین بازار هدف نداشته یا اگر هم دارند باورهای مشتری مداری را به کارکنان خود انتقال نداده اند. آموزش میتواند اولین گام توسعه این کسب وکار باشد که همه ما در همه مشاغل بطور مستمر به آن نیازمندیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *