این روزها برخلاف گذشته ها بحث نقد تبلیغ در ایران خیلی در محافل علمی رایج شده که خوشحال کننده است. وقتی سرکی به سایتها و یا شبکه های اجتماعی و یا روزنامه ها و مجله ها می زنیم با تحلیل تبلیغات ، زیاد مواجه می شویم.
به نظر من این کار خیلی می تواند به صنعت تبلیغات کشور کمک کند. وقتی شرکتهای تبلیغاتی می بینند که چشم بینایی در بیرون وجود دارد که حرکات آنها را به طور کامل رصد می کند ، بیشتر تلاش می کنند تا آثار بهتر و اصیل تر و خلاقانه تری ارایه کنند.
اما اتفاق عجیبی که در اغلب این نقدها و تحلیل ها می افتد این است که متاسفانه ها برخی نگارندگان تمایل عجیبی ( دوست داشتم بگم بیمارگونه ) دارند که به جای نقد، اصطلاحا تبلیغات را بزنند. این بازی که به شدت شیوع پیدا کرده قطعا هیچ برنده ای ندارد حتی نویسندگان این نوع متن ها هم اگر ناعادلانه این گونه نقد کرده باشند بازنده این بازی خواهند بود.
متاسفانه الان به گونه ای تبلیغات همکاران متخصص خود را می کوبیم که هیچ راهی برای او وجود ندارد جز این که در آینده انتقام خود را با نقدی ناجوانمردانه از ما یا دیگران بگیرد.
ادامه این روش نابخردانه برای جامعه غیر تبلیغاتی یک سوال را مطرح خواهد کرد که اگر همه تبلیغات ایرانی بد است و همه مجریان صنعت تبلیغات بی سوادند پس چه لزومی دارد با شرکتهای تبلیغاتی ایرانی کارکنیم . خودمون دست به کار بشیم و تبلیغات را تولید کنیم اتفاقی که الان به شدت می افتد و اگر هم خارجیها آمدند با آنها کار کنیم.
با ادامه این روند جامعه غیر تبلیغاتی هیچ گاه برای حرف شمای منتقد هم ارزشی قایل نخواهد شد چون شما را هم یکی از همان بی سوادها تلقی خواهد کرد وقتی که فضای کاری ما آلوده می شه ما هم در معرض داوریهای نادرست دیگران قرار می گیریم.
جمع بندی حرف من: اگر تبلیغی بد است محترمانه و انسانی ضعف ها و نکات منفی او را مورد بررسی قرار دهیم. این نوع تبلیغات در ایران کم نیست اما در گفتن ضعف های آنها اخلاقی رفتار کنیم .
اگر تبلیغی متوسط است به نکات مثبت آن هم اشاره کنیم.
اگر تبلیغی خوب است بی جهت دنبال ایرادهای الکی و ناجوانمردانه نباشیم و بگوییم خوب است و نکات خوب آن را بگوییم.
در نهایت از خودمان سوال کنیم که من با پشتوانه کدام کتابهای خوانده و کدام مقاله های ارایه کرده و کدام تجربیات واقعی تبلیغات ، دست به این نقد زده ام.
در پایان خاطر نشان کنم که سیزن جدید نقد تبلیغات در کافه بازاریابی به قلم یکی از دوستان به زودی با شکل و شمایل جدید ارایه خواهد شد. سیزن یک را من پیش بردم که مطالب آن در سایت هست و ادامه آن را من به کلاسهایم موکول می کنم و سیزن دو توسط یکی از همراهان ادامه خواهد یافت.

جناب محمدیان عزیز ممنون بابت این مطلب
وضعیت تبلیغات در ایران اسفناک است. ای کاش جایی بود که خوب را از بد تشخیص دهیم
پاراگراف اخر را خیلی دوست داشتم بارها تبلیغاتی برای کسب و کار های کوچک نوشته ام و در ارزیابی خوب بوده است ولی دوستان منتقدین کاری کرده اند که کارفرما دو دل شود و دیگر با ما کار نکند این در مقیاس کوچک بود دلم برای برندهای بزرگ می سوزد و فقط وظیفه خودم می دانم مطالعه و یادگیریم را در این زمینه بیشتر کنم
جناب باباخانی عزیز ممنون از مطلب شما . دوستان حرفه ای هم در صحنه تبلیغات در حال رشد هستند امیدوارم آینده بهتر از الان بشود
سلام آقای دکتر
دست بر روی نقطه ای حساس گذاشتید. بنده در این باره قریب ۳۰ خط نوشتم ولی ترجیح دادم فضا را ملتهب نکنم و همه را پاک نمودم.
خلاصه عرض می کنم: زمانی که زیربنای فرهنگی در مورد نقد پذیری انجام نشده و هدف نقد بیشتر از سازنده بودن، نمایانگر یک مد تقلیدی از کشورهای پیشرفته می باشد پس شاید بیراه نباشد اگر ببینیم که صحنه نقد تبدیل به میدان جنگ و خارج کردن رقیب به هر قیمت گردد. چه در سیاست چه در اقتصاد چه در هنر و … چه در تبلیغات!
کمی حسادت به همراه اندکی دروغ و تزویر و مقدار زیادی “ذهن تناقض یاب” معجونی را می سازد که در صحنه نقد، هر کودکی را مبدل به شیرمردی جنگاور می نماید.
بهرحال ما ایرانی هستیم جناب دکتر !!
در نهایت، بقول سعدی شیرازی:
خانه از پای بند ویران است …
جناب جاوید ممنون چند خط پایانی شما را چند بار خواندم ممنون
عالی بود آقای جاوید بهره بردم
ارادتمندم قربان. این نظر لطف شما و جناب دکتر است
با عرض سلام و صبح به خیر. دقیقاً با شما موافقم آقای دکتر. چند وقت داشتم نقد تبلیغات سیاه و سفید بانک ملت را می خواندم، صادقانه بگم، نقد مملو از انتقادهای زننده بود. امیدوارم با انتشار چنین مطالبی از سوی شما و سایر دوستان و همکارانتان شاهد بهبود یافتن این امر باشیم. من نیز منتظر سیزن جدید هستم و چیزی که خوشحال کننده است این است که در کانال های تلگرامی تبلیغاتی که از سوی سایرین مدیریت می شود، مطالب شما با ذکر رفرنس بیان می شوند من جمله همین مطلب. با تشکر
ممنون جناب قاسمی ببخشید که با من تماس گرفته بودید و جواب ندادم
ارادتمندم جناب دکتر
سلام و تشکر ازین مطلب به حق ..از طرف یک مشتری کم حوصله گاهی من تو شلوغی مترو و اتوبوس و زندگی های پر دردسر با خودم فکر میکنم اگر تبلیغ خلاق هم باشد کدوم حواس سر حال و خوشحال از دیدنش ذوق میکنه یا تو ترافیک های بی وقفه پر از مه دود کسی نگاه میکنه اصلا؟؟؟ شاید به عنوان یه مشتری وقتی از دریچه این زندگی معمول اکثر ادمای متوسط به محصولات نگاه میکنم به خودم میگم همین که تبلیغ اگاهی دهنده از یک محصول خوب باشه و منصفانه کیفیتش با ادعاش یکی باشه کفایت میکنه راستی نقد به چه کار مشتری میاید اگر گوش مسئولی به آن شنوا نباشد ؟؟؟؟بزرگترین ضرر تبلیغ کنندگان تبلیغ خوب برای محصول بده…جدایی از نقد که از دانش من خارجه ولی اگر منصف باشیم با حال و حوصله کم مشتری من به زعم کوچک خودم فکر میکنم الان اکثر تبلیغ های ایرانی خوب و کافی هستند …
ممنون از همراهی موثر شما خانم تیموری
سلام مجدد جناب دکتر
چندی پیش، حضرتعالی در قسمت نظرات یکی از نوشتارها، اشاره ای به عدم وجود “اخلاق” داشتید که بنده هم در آنجا اشاره ای کوتاه به ARETAS در زمان یونان باستان داشتم. واژه ای که متاسفانه امروزه معادل دقیقی برای ترجمه آن نمیبینیم!!! به اعتقاد حقیر، حلقه مفقوده در چنین معضلاتی می تواند همان عنصر “اخلاق” باشد.
بنده تلویزیون نگاه نمیکنم ولی چند شب قبل که پای کامپیوتر مشغول کار بودم ناخواسته از شنیدن صدای کارشناسان هنری در یک میزگرد، از اتاق بیرون آمده و پای تلویزیون نشستم. صحنه ای ناراحت کننده و میدان جنگی بود در قالب جملات زیبا! حملات کوبنده و زدن “برجک” های یکدیگر در قالب نقد! تازه، این مورد، رودررو بود و مثلاً کمی مراعات حال یکدیگر را حداقل بخاطر چشم توچشم بودن داشتند! چه برسد به نقدهای اشخاص ثالث آنهم بقول حضرتعالی بیمارگونه!
تا جایی که ما می دانیم و به ما می گفتند حتی در زمان جنگ نیز، ما ایرانیها در “زدن مواضع دشمن” آنقدر ناجوانمردی نداشتیم که امروزه “در زدن تبلیغات هموطن” !!! می ترسم جناب دکتر …
می ترسم شاهد روزگاری باشیم که فرزندانمان با شنیدن واژه ای مثل “تواضع” قبل از اینکه ذهنشان درگیر “صفات عالی روح انسانی” شود به یاد تابلوی سردر آجیل فروشی خیابان ولیعصر بیفتند …
ممنون جناب جاوید که با قلم قوی خود به جامعه خدمت می کنید.
سلام استاد عزیز
خوشحالم که بعد از مدت ها اومدم و دارم اینجا کامنت میذارم.
دقیقا نکته حائز اهمیت هنر انتقاد کردن هستش که بی توجه به آن هستیم.
هم هنر نقد کردن رو بلد نیستیم و هم اینکه نمیدونیم که این هنر رو نداریم.و میشیم حکایت همین شعر: آن کس که نداند و نداند که نداند/ در جهل مرکب ابد الدهر بماند…
البته اینکه میگم بلد نیستیم و نمیدونیم منظورم خودم و افرادی شبیه خودم هست. خدایی نکرده جسارت نشه.
ممنون از مطلب خوبتون.
جناب گیوه کی سلام ممنونم از مطلب خوبتون. خوبه دوستان کافه بدانند آقای گیوه کی از مدرسان سخنرانی هستند که کلاسها و کارگاههای متعددی برگزار کرده اند.
سلام خدمت جناب اقای دکتر محمدیان
در یکی از سکانس های فیلم مرد پرنده ای (Bird man) یکی از بازیگران خطاب به منتقد روزنامه Times (که برای نقد تئاتر انها امده است) این حرف را می زند: “یه ادم وقتی منتقد می شود که نمی تواند بازیگر شود”
بنظرم وقتی منتقدی با زدن چند برچسب به یک تبلیغ، شروع به یک نقد ناجوانمردانه می کند بیشتر به این معناست که ان منتقد دست به یک کار بدون ریسک زده است. شاید حتی اگر از او بخواهیم یک گل را نقد کند، نتواند زیبایی های ان راببیند و شروع به له کردن ان گل کند.
بسیار خوشحالم که بعد از سیزن اول کارگاه نقد تبلیغات، سیزن جدید ارائه خواهد شد.
بی صبرانه منتظر سیزن جدید هستم.
جناب یعقوبی ارادتمندم . کارهای ضعیف تبلیغاتی در ایران زیاده که منتقدان حرفه ای و با اخلاق ما اگر دست به کار نشوند اصلاح صورت نمی گیرد. اما نقد از روی حسادت خیلی بده.
سلام استاد گرامی،
قبلا شاهد این گونه نقدها و اصلاحا “زدن” ها در فضای غیرکارشناسانه و غیرعلمی بودیم که هر کس در هر زمینه ای بطور خیلی قاطع اظهار نظر میکرد و انگار حالا شاهد سرایت این موضوع به محافل علمی شده ایم!
شاید عمده دلیل اینگونه نقادی ها این باشه که افراد بخواهند خودی نشان دهند! به هر حال همه میدونیم که در جامعه ی ما در جاهایی با تعریف و تمجید میشه خودی نشان داد و به جایی رسید و در جایی هم با زیر سوال بردن تمام زحماتی که برای یک اثر کشیده شده! خود من هر وقت به نقدی به یک موضوع می شنوم اولین چیزی که میگم اینه که “بیا اول نکات مثبت ش رو بشمریم!”
بطور کلی فکر میکنم این موضوع ریشه در فرهنگ اجتماعی ما داشته باشه که اغلب خودمون رو علامه میدونیم!
ای کاش محافلی در جهت کشف نکات مثبت آثار برگزار بشه تا به رشد فکری هم منجر بشه!
ممنون آقای شهسواری کاملا درسته . بعضی از ما با تخریب دیگران می خواهیم برای خود شخصیت بسازیم. باز هم تاکید می کنم در ایران کار ضعیف تبلیغاتی زیاده که حتما باید مورد نقد قرار بگیره اما نه ناجوانمردانه چون دوستمون پروژه بزرگ داره و ما نداریم او را تخریب کنیم
جناب دکتر مطالب شما واقعا آموزنده و کارگشاست. ارداتمندیم
جناب آقاى دکتر سلام و عرض ادب؛
با سپاس از مطلب خوب و ارزنده اى که عنوان کردید و فکر میکنم موضوع عنوان شده درد مشترک همه صاحب نظران این عرصه است و بى شک هوشمندى شماست تا قبل از این که به بیمارى نا علاج تبدیل بشه مطرح فرمودید که چنانچه همه دست اندرکاران همت کنند به امید حق درمان بشه، اما من فکر میکنم که یک سوى انتشار این رویه اشتباه بى شک صاحبین برندها هستند، معتقدم چنانچه مالکین برندها در انتخاب مدیران تبلیغات دقت لازم را داشته باشند و افرادى را که تحصیل در علوم مربوطه را دارند و تبلیغات را خوب میشناسند در سمت مسئولین تبلیغات قرار دهند تا سره را از ناسره تمییز بدهند بى شک نقد بى ربط نقادان جعلى مردود میشه و جماعت اشتباهى یا بصورت طبیعى از درجه اعتبار و چرخه صنعت خارج میشند یا با مواجهه با عدم پذیرش نقدشان به فکر ارتقاء دانش و توان خود میفتند که میشه گفت: مطلوب است هر دو مورد فوق.
با سپاس
جناب حسینی عزیز ممنونم
استاد گرامی جناب آقای دکتر محمدیان
سلام و درود
در ابتدا لازم میدونم تشکر ویژه ای داشته باشم برای مطالب خیلی ارزشمندی که شما و سایر دوستان کافه زمان میگذارید و مینویسید و ما بهره میبریم.
فکر میکنم در خصوص نقد مهمترین مطلب رعایت اخلاق و انصاف است. و همیشه این نکته را خودم باور دارم که نقد کردن خیلی ساده تر از ساختن است. از طرف دیگر گاهی مرز نقد یا غیر نقد یا حتی ضد نقد مخدوش میشه و تاثیر گذاری خودش را از دست میدهد. در این موارد تنها اخلاق سنگ محک تشخیص نقد راستین است. امیدوارم شاهد نقدهای راستین باشیم تا به رشد و توسعه صنعت تبلیغات کمک کنیم.
سرکارخانم اردلانی ممنون از همراهی شما و مطالب ارزشمند شما
جناب آقای دکتر محمدیان علم آموزی در محضر حضرتعالی باعث افتخار و مباهات من است.
محبت دارید
جناب آقای دکتر سلام و عرض ادب
نقد در زمینه تبلیغات اصول و قواعد خاص خود را دارد. نقد هم می تواند پیدا کردن خوبی در میان بدیهای یک اثر باشد و هم می تواند قضاوت منفی ولی در عین حال واقع بینانه در رابطه با یک موضوع و اثر مشخص. هر دو اینها خوب هستند و اگر بدرستی وهمراه با قضاوتهای سالم و منصفانه انجام شود نقش سازنده ای در پویایی تبلیغات خواهد داشت. ولی چنانچه حریم و چارچوبی برای نقدها وجود نداشته باشد و بدون رعایت اصول اخلاق حرفه ای و دیدی کارشناسانه نسبت به تخریب یک اثر صورت پذیرد, اثر نامطلوبی از خود بجای می گذارد.
جناب حبیب پور عزیز ممنونم کاملا درسته
سلام آقای دکتر،
فکر می کنم اون قدر شنیدن عبارت “نقد تبلیغ” برای کارشناسان ما جذابه که همه علاقه دارن یکباره واردش بشن و دستی در این حوزه داشته باشن. نتیجه اش هم میشه همین ناجوانمردانه قضاوت کردن ها …
آقای دکتر ممنونم که همیشه اهمیت یادگرفتن و آگاهانه نوشتن و نظر دادن رو به ما یادآوری می کنید.
خانم کریمپور ممنونم از حضور موثر شما در کافه
با سلام خدمت آقای دکتر و بقیه اساتید ارجمند حاضر
بهانه ای شد تا با موضوعی که آقای دکتر مطرح نمودند درد دل ناچیزی هم بنده داشته باشم. هر سخن کز دل براید لاجرم بر دل نشیند. در منطقه جغرافیایی که فعالیت مشاوره و تبلیغات انجام می دهم شرایط به همین روال زننده و درگیرانه وجود دارد. اکثر مواقع منتقدین اطراف همکاران تبلیغاتی می باشند. بنده در سالهای گذشته شاهد چنین برخوردهای تندی چه به صورت حضوری و چه به صورت غیر حضوری بوده ام. برداشت شخصی بنده که به نظرم بسیار غم انگیز می باشد، ریشه فرهنگی برخورد ما ایرانی ها به فرایند توسعه و پیشرفت است. برداشتم این است که آدم های فعال در زمینه تبلیغات عموما تبلیغات را یک نوع تجارت از نوع کوچه بازاری میدانند و اکثریت این صنف را با این دیدگاه تشکیل داده اند و نتیجه این شالوده سازمانی این است که انسان های با دانش کم و ناچیز برای بزرگ جلوه دادن خود سعی در کوچک کردن دیگران دارند و از سر بی خردی جایگاه تبلیغات و بازاریابی را در کشور ضعیف تر نموده اند. با کمی گستاخی باید بیان کنم که دورب جامعهدعام ما از دانش های به روز نیز به رشد این دسته از افراد دامن زده است، که به حق باید گفت خلایق هر چه لایق. معتقدم آنچه در تبلیغات انجام می شود علاوه بر اینکه باید به شکلی اخلاقی مورد نقد قرار گیرد، باید نقدها همراه با راه حل ها نیز باشد. روشن بگوییم اگر فرزندمان را نصیحت به نخوردن چیزی مضر می کنیم وظیفه خود را با ارایه یک خوردنی سالم و جایگزین بهتر راهنمایی کنیم. از ایراد گرفتن به صرف هیچ پیشرفتی حاصل نمی شآد و نتیجه آن بی میلی در تبلیغات و نوعی افسردگی تجاری در جامعه خواهد بود. به قول سعدی علیه رحمه به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل. نقد تند و زننده با هدفی ناخالصانه سیب کاشتن در راه بهشت است و ما را به منزل گمراهی و فنا خواهد رساند.
یاحق
پایدار باشید
جناب ذبحی ممنونم از مطلب ارزشمند شما
با سلام و احترام
اینجانب از دانشجویان بازاریابی آقای دکتر محمدیان در دانشکده مدیریت در سال ۷۷ میباشم
مقاله ذیل مورد علاقه من و برای بیس پایان نامه ارشد بازاریابی قرار گرفت
من نیازمند پرسشنامه مقاله مربوطه هستم
چنانچه محبت بفرمایید کمک بسیار بزرگی به من خواهید نمود
دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
دوره ۵، شماره ۴
زمستان ۱۳۹۲
۶۱- ص. ۷۸
بررسی تأثیر بازارگرایی صادرات و مزیت رقابتی بر عملکرد صادرات
( (مورد مطالعه: صادرکنندگان نمونه ایران در سال ۱۳۹۰
محمود محمدیان ۱، مصطفی الله وردی ۲، امیر سلیمی
با تشکر فراوان
عبدالوهاب صحنه (گرگان) وروردی مدیریت بیمه سال ۷۵ علامه طباطبایی که اکنون ارشد بازاریابی غیرانتفاعی حکیم جرجانی گرگان میباشم
جسارتاً منتظر پاسخ هستم