چند روز پیش دوست عزیزم جناب آقای یوسفی فر مدیرعامل محترم شرکت نوین چرم که از کارآفرینان برجسته کشور می باشد من را به یک صبحانه کاری در جمع برخی از مدیران خود دعوت کردند. در بین بحثها و تبادل نظری که داشتیم من را در جریان فعالیتهای شرکت نیز قرار دادند.
تصویر جناب یوسفی فر و رضا یزدانی
چندین سال است که ایشان را می شناسم و برای مجموعه اشان احترام خاصی قایل هستم زیرا به شدت در حال رشد و بهبود مستمر هستند.
در صنعت چرم ایران برخی از شرکتها نظیر چرم مشهد، درسا، مارال و … در حال کار حرفه ای هستند که جای خوشحالی دارد اما من سرعت پیشرفت شرکت نوین چرم را بالا می دانم و این شرکت را مبتکر برخی از فعالیتها از جمله استفاده از افراد مشهور نظیر خواننده محترم رضا یزدانی و هنرمند ارجمند بهرام رادان می دانم .
انتخاب بهرام رادان – به عنوان سفیر برند نوین چرم – طبق فرمایشات مسوولان شرکت برای طرفین منشا خیر و برکت بوده است. به علاوه شرکت در محیط مجازی در حال توسعه فعالیتهای خود است که شما عزیزان خودتان می توانید با جستجوی کلمات مرتبط به این امر پی ببرید. در این صبحانه کاری مطالبی تبادل شد که مطمئنا می تواند منشا پیشرفتهای آتی شرکت در حوزه تبلیغات باشد. علاوه بر اینها در خصوص جوهره برند این شرکت نیز رفته رفته مطالعاتی انجام خواهد گرفت که کافه هم با تمام توان کمک خواهد کرد.
به نظر شما انتخاب افراد مشهور در تبلیغات شرکتها در ایران تا چه حد موثر است. آیا اثر آن را صرفا بر روی برند می دانید یا بر روی فروش.

با عرض سلام. به نظر بنده انتخاب افراد مشهور در تبلیغات شرکتها تاثیر خودش را بیشتر بر برند آن شرکت دارد.چهره هنرمند محترم آقای رادان ناخودآگاه تصویر برند نوین چرم را در ذهن تداعی می کند و بالعکس.قدرت گرفتن برند نوین چرم در درجه ی اول به دلیل استفاده از افراد مشهور در تبلیغات بود.درجایی که صنایع چرم در ایران ذهن مخاطب را ابتدا به سمت برند چرم مشهد می کشاند و شاید برند دیگری به ذهن نمی آمد،برند نوین چرم با انتخاب این استراتژی در تبلیغات به سرعت خود را به رقیبان خود رساند و جای به خصوصی را در ذهن مخاطب باز نمود.
ممنون استدلال زیبایی بود
سپاسگزارم.
با عرض سلام خدمت جناب دکتر محمدیان و دوستان هم کافه ای
خاطرم هست قبلا هم مورد نوین چرم به طور مفصل صحبت شده بود و به این موضوع اشاره کردم که نوین چرم در خیلی از موارد جزو اولین ها بوده… یکیش همین بحث celebrity…. فارغ از بحث انتخاب افراد مشهور (حامی برند، سفیر برند یا …) و تناسبی که بین برند و این افراد داره، با توجه به نقل قولی که جناب دکتر داشتن، گویا نوین چرم از این استراتژی (یا تاکتیک!!!) سود برده…. در خصوص اثربخشی این موضوع در برند یا فروش نقل قول زیاده (مثلا اتکین و بلاک ۱۹۸۳، پتی ۱۹۸۳، اهانیان ۱۹۹۱ تو بررسیشون می گن که بر قصد خرید تاثیر داره از طرف دیگه میناگان۱۹۹۸، اردوغان ۱۹۹۹ می گن که باعث محبوبیت برند می شه و تصویر برند رو تحت تاثیر قرار می ده، ( ببخشید که یه مقدار آکادمیک شد!)) چیزی که منطقی تر به نظر می آید اینه که رو هردوش تاثیر داره. حالا اینکه صرفا روی برند تاثیر داره یا روی فروش ، فکر کنم روی هر دو هرچند که من تبلغاتی از آقایان مشایخی، میرزاپور و… دیدم، خرید از برند نداشتم ولی خب قاعدتا به برندسازی کمک کرده… با توجه به ریسک هایی که استفاده از سفیر برند داره مثل تحت شعاع گرفتن قرار گرفتن برند ( وقتی شخصیت حامی از برند بیشتر به چشم بیاد) خدشه دار شدن اعتبار حامی برند، حامیان چندگانه و … قاعدتا هدف مهمتر باید برندسازی باشه تا فروش موقت….
می دونم که نظر زیر مربوط به این گزارش نیست ولی :
یک پیشنهاد داشتم به شرکت های فعال در صنعت چرم، اخیرا در حوزه مدیریت برند داخلی مفهومی مطرح شده به عنوان رفتار شهروندی برند ( BCB) که در اون مدلهایی کاربردی برای انتقال مفوم برند به مشتری از طریق کارکنان (کلیه کارکنان اعم از خط مقدم یا مدیر عامل) مطرح شده. مبنای این مدل ها هم متنوعه ( از مدیریت دانش و الگوهای رضایت شغلی گرفته تا روابط سازمانی و سلسله مراتب تعهدات درون سازمانی) که بر حسب نیاز می تونن ازش بهره بگیرن.( شخصا پژوهشی در صنعت بیمه انجام دادم که هم مدل ها رو تایید کرد و هم اینکه مدیران بیمه مربوطه از نتایج بررسی و نظرات ارائه شده راضی بودن، که فکر کنم از مهر ۹۴ نتایج در قالب مقاله ای که توسط پژوهشنامه بیمه چاپ می شه قابل دسترسی باشه) در این مفهوم به این موضوع توجه می شه که قبل از اینکه مشتری با ارزش برند آشنا بشه، کارکنان آشنا بشن و مشتری بیشتر از اینکه تحت تاثیر کمپین های خارجی سازمان باشه تحت تاثیر روابط کارکنان خط مقدم هست و کارکنان خط مقدم هم به صورت بک وارد تا مدیرعامل تحت تاثیر قرار می گیرن… حالا فرض کنید که یه حلقه مفقوده باشه مثلا عدم آشنایی مدیر منابع انسانی!! با ارزش مد نظر برند.. این موضوع تا مشتری ادامه پیدا می کنه… جالبه که خیلی از سازمان های کمپین تبلغاتی رو محدود به مشتری خارجی می کنن ولی باید به این موضوع اشاره بشه که کمپین تبلیغاتی با همون تعاریفی که داره برای کارکنان هم به صورت درون سازمانی قابلیت اجرا رو داره ( برای مثال در همون بررسی ای که انجام دادم یکی از مدیران سطح بالای بیمه، چشم انداز شرکت خودش رو نمی دونست…)
سپاسگزارم
آقای اسحاقی ممنون از آقای مجتبی محمدیان خواهش می کنم مطلب شما را در صحن علنی در دو تکه یا یک تکه اکران فرمایند
سپاسگزارم جناب دکتر
سلام به دوست خوبم صادق اسحاقی عزیز
بسیار مطلب جالب و آموزنده ای بود و به شخصه استفاده کردم
متشکرم
خواهش می کنم شاهرخ جان
نظر لطف شماست
آقای مجتبی محمدیان سلام با توجه به این که در سالهای اخیر این شرکت با بهرام رادان وارد قرارداد شده اند اگر امکان داشته باشد که از تصویر بهرام رادان استفاده شود ممنونم . البته این عکس ازآقای یوسفی فر و آقای یزدانی بسیار زیباست .
حتما اقای دکتر
با سلام و ارادت خدمت جناب آقای دکتر محمدیان
به نظر من استفاده برند ها از افراد مشهور در ایران بیشتر برروی Brand Image تاثیر می گذاره و ممکنه تا حدودی بر ذهنیت طرفداران اون شخص مشهور تاثیر بگذاره و این تاثیر منجر به خرید بشه اما در ایران من اثر این کار رو تو کفه ی برندینگ سنگینتر میبینم
اما اگر قدرت رسانه های داخلی و سیطره آنها در ایران بیشتر بشه خب بالطبع اثرگذاری در فروش می تواند قوی تر بشه، مثل اثری که حضور جرج کلونی در تبلیغات شرکت “Nespresso” داشت و فقط در یک دوره در فقط فروش این محصول در بریتانیا باعث افزایش ۳۵% فروش شد.
لینک خبر افزایش ۳۵% فروش “Nespresso”
http://www.theguardian.com/business/2010/apr/09/nespresso-uk-sales-soar
میثم خان سلام ممنون از نظرات علمی و خوبتون
ارادتمند آقای دکتر
با سلام
از نظر اینجانب ،انتخاب افراد مشهور می تواند تاثیر مثبتی روی برند داشته باشد به شرط آنکه دید کلی جامعه نسبت به آن فرد نزدیک به جایگاه مد نظر شرکت برای برند خود باشد برای مثال انتخاب شخصی مانند بهرام رادان می تواند برای نوین چرم مناسب باشد اگر نوین چرم قصد آنرا دارد که برندی لوکس و با کیفیت شناخته شود زیرا بهرام رادان جز بازیگران است که حاضر به ایفای نقش در هر فیلمی نیست و به قول معروف تجاری نمی باشد ، در واقع شخص معروف انتخاب شده به ایجاد شخصیت برند در ذهن مصرف کننده کمک می کند نکته دیگر در انتخاب افراد مشهور اینست که تا حدی انحصاری باشند یعنی برای تعداد زیادی از برندها تبلیغ نکند تا بتواند تاثیرگذاری خود را در ذهن مصرف کننده داشته باشد.
با تشکر
جناب فراهانی از شما ممنونم درست است
من از شما ممنونم استاد بزرگوارم ،از زمانی که فارق التحصیل شدم و مشغول کار متوجه شدم چقدر مطالبی که به ما یاد دادین کاربردی است ، با تمام وجود دوست دارم زمان برگرده و دوباره سرکلاس درس شما بشینم تا تک تک مطالبی رو که درس دادین با جون و دل حفظ کنم .
از تمامی زحمات بی دریغتون مچکرم
جناب فراهانی عزیز بزرگوارید ممنون
با سلام خدمت استاد بزرگوار
استاد اول اشاره کنم به این مورد که آیا در ایران منع قانونی برا تبلیغات بازیگران و هنرمندان و فوتبالیست ها وجود دارد یا نه
دوم اینکه استفاده از هنرمندان و بازیگران در تبلیغات در ایران مقطعی است یعنی به نوعی برند اون شرکت که با شرایط بحرانی مواجه است بیشتر کارایی دارد چرا که وفا داری بازیگران و هنرمندان به یک برند دراز مدت نیست
پس بیشتر توجه شرکت های ایرانی رو فروش است تا برند سازی رو بازیگران و هنرمندان
سلام جناب بختیار بخش اول به رسانه بستگی داره و بخش دوم موافق نیستم
با سلام یکی از مسائلی که باید در این خصوص در نظر گرفته شود درجه قدرت برندهایی است که کنار هم قرار می گیرند. که از همه لحاظ در یک سطح باشند و یا متناسب باشند که اگر عدم تعادلی وجود داشته باشد در میزان قدرت برندها باعث می شود برند قوی تر به زیر کشیده شود. متاسفانه در قانون تبلیغات هیچ وقت برند ضعیف تر در کنار برند قوی بالاتر نیامده که باعث افت برند قوی شده است. حال باید دید این افراد که برندنوین چرم از انها در تبلیغات خود استفاده می کند قدرت برندشان در چه حد است؟ آیا با قدرت برند نوین چرم متناسب است؟
ممنون خانم بیدگلی قابل تامل است
با سلام خدمت استاد محترم
به نظر من استفاده از این شیوه نه تنها روی برند اثر میزاره بلکه باعث میشه من به عنوان مخاطب ناخودآگاه اون کالا را باارزش بدونم چون تو ذهنمون این نقش بسته که هنرمندان همیشه بهترین هارو میخرن و از بهترین چیزها استفاده میکنن در نتیجه موقع خرید محصولات چرمی به خاطر اینکه این ذهنیت رو مخاطب شکل گرفته که هنرمنده مورد نظر من هم ازین محصول استفاده میکنه ،اولین گزینه ی من برای انتخاب میشه پس به نظرم این شیوه در فروش هم تاثیر گذاره.
ممنون خانم مطلبی استدلال جالبیه
سلام.
البته برای خود من این تاثیرو نداره، جون میدونم سفیر برند قصعا در ازای دریافت قراردادی این محصولاتو استفاده میکنه که او تاثیر مثبت رو روی من نخواهد داشت. منظور اینه که بیشتر در برندینگ تاثیر گذار است تا در فروش
ممنون جناب نیما موفق باشید
ضمن عرض ادب خدمت استاد ارجمند جناب آقای دکتر محمدیان و دوستان اهل کافه.
سپاسگزارم که چنین بستری برای جامعه تبلیغات ایران فراهم کردید که کلاس درسی برای ما علاقمندان به دنیای تبلیغات باشد.
بیان نظر در محضر شما بزرگوار مایه مباهات است وامیدوارم اگه خطایی در نظراتم بود اصلاح بفرمایید.
تحقیقات نشان داده که ۸۰ درصد تصمیمات منجر به خرید از طریق نمادهای بصری اتفاق می افتد و خریداران نیازمند مرجعی جهت تایید و تضمین خرید خود هستند؛ بر این اساس استفاده از گروه های مرجع در بازاریابی و تبلیغات کالاها بخشی از هزینه های سازمان ها را در راستای پیشبرد اهداف فروش محصولات تشکیل داده است. افراد مشهور به عنوان بخشی از گروههای مرجع به سبب قابلیت های ویژه و منحصربه فرد خود می توانند باعث ترغیب مصرف کنندگان به استفاده از محصولی خاص گردند.
در کشور ما علی رقم محدودیت های استفاده از چهره های مشهور در تبلیغات، می توان با توجه به عواملی مثل شهرت و محبوبیت فرد در بین گروه هدف، مانوس بودن فرد با مخاطبان، کاربر بودن فرد مشهور از محصول، تناسب فرد مشهور با محصول، سابقه حضورفرد در تبلیغات مختلف و … به خصوص در تبلبغات برای قشر جوان، به صورت اثربخشی از این ابزار تبلیغاتی بهره مند شد که این امر می تواند تاثیر مثبتی بر روی تصویر برند و فروش محصولات داشته باشد. اما به نظرم با توجه به حساسیت های اجتماعی که در جامعه ما وجود داره باید در استفاده از این ابزار ریسک خدشه دار شدن تصویر برند در اثر خدشه دار شدن تصویر فرد مشهور را نیز در نظر داشت.
خانم عابدینی ممنون از مطلب علمی و ارزشمند شما
با عرض سلام و خسته نباشید
به نظر من اثر اصلی انتخاب افراد مشهور برای تبلیغات بیشتر بر روی برند است چرا که باعث تداعی هرچی بیشتر نام برند در کنار دیدن تصاویر تبلیغاتی که شامل آن شخص مشهور است خواهد شد. من به شخصه هر وقت بیلبورد تبلیغاتی قرمز رنگ با عکس آقای بهرام رادان که لباس های چرمی بر تن دارد را میبینم بلافاصله فقط و فقط به یاد نوین چرم میفتم. به نظرم اثر تبلیغات این برند بر ذهن مخاطبان خود بسیار زیاد است.
خانم زرعکانی سلام ممنون از نظرتون . فعال تر باشید
درود بر آقای دکتر محمدیان عزیز
مثل همیشه لذت بردم.
با ارزوی توفیق روز افزون
ارادتمند.
آقای نوریان عزیز ممنونم از شما . باعث افتخار است که در خدمت شما هستیم
با عرض سلام وادب خدمت استاد بزرگوار و ارجمند جناب اقای دکتر محمدیان
اینکه استفاده از شخصیت های مشهور در برند سازی موفق است یا نه به نظر بنده ابتدا باید مشاغل را بخش بندی کرد. انتخاب اقای رادان در نوین چرم به علت اینکه محصول چرم نوعی کالای لوکس است در برند سازی موفق بوده است. اما بعضا در بسیاری از تبلیغات مشاهده میشود که از افراد رسانه ای جون فوتبالیست ها استفاده میشود ولی نوع کالا جوری نیست که باعث افزایش فروش شود.به عنوان مثال به نظر بنده من فکر نمیکنم که تبلیغ سیم کارت تلفن همراه ارتباط انچنانی با فوتبال داشته باشد چه بسا بسیاری از اینگونه تبلیغات میتواند به طور عکس عمل کند و علی رغم هزینه نتیجه منفی نیز داشته باشد. جون بحث در رابطه با نوین چرم است از همین شرکت مثال عرض کنم که به نظر بنده نوین چرم به صورت کاملا حرفه ای شخصیت متناسب با محصول خود را انتخاب کرده و همچنین کار متمایزی که به نسبت سایر رقبا (چه محصولات مشابه چه محصولات جایگزین) انجام داده این است که به جای تبلیغ عده ی کثیر جزء شده و فقط بر روی یک شخصیت کار میکند.
با تشکر
ممنون آقای اصلانی خوشحالم که افراد باسوادی مثل شما با کافه همراه هستند
سلام.
به نظرم خیلی وقت ها شاید انتخاب سفیر مرتبط امکان پذیر نباشد. مثلا در ارتباط با همین همراه اول، چه سفیری باید انتخاب کرد؟ البته پارس انلاین در کمپینی به جای انتخاب معمول از سفیر ورزشی محبوب فوتبال، به حمایت از ورزش لوکس اسکی پرداخت. که البته شاید هدف این کمپین لوکس نشان دادن پارس آنلاین بود ولی فکر کنم به دلیل ناشناخته بودن سفیران، هدف همسان سازی برندها برای ارتقاء یکدیگر نبود. به طور خلاصه به نظرم برای خیلی از خدمات و کالاها انتخاب سفیری که پیام برندش (مثل شیک لوکس بودن نقش های آقا رادن) با پیام برند سازمان(لوکس بودن برند نوین چرم) یکی باشد، شاید امکان پذیر نباشد. حال سوال این است، با توجه به تاثیر گاها منفی انتخاب سفیر برای این سازمان ها (مثل همین همراه اول که شما فرمودید) آیا آنها باید استفاده از سفیر برند را کنار بگذارند ؟
به نظر من باید به این موضوع توجه داشت که نوین چرم چه گروه مخاطبینی رو هدف گرفته؟ رادان در چند سال اخیر در فیلم خاصی بازی نکرده و بیشتر پروژه های اخیرش شکست خوردند، بنابراین فقط نوجوانانی یا جوانانی که علاقه مند چهره ایشون هستند طرفدارانش هستند و به نظرم مخاطبین اصلی کالاهای چرم (که تقریبا جنس لوکسی هستش) با ان نوع تبلیغات فقط BRAND AWARENESS بالاتری پیدا می کنند و در مورد قصد خرید شاید بیشتر به سمت درسا برند که فروشگاه های شیک تر و یک شکل تری داشته باشه یا چرم مشهد که سابقه بیشتری داره بروند(البته شاید!!)
آقای شکرانی سلام و عرض ادب فرضیه هایی که شما طرح فرمودید به نظرم باید توسط شرکتها مورد توجه قرار بگیرد ممنون
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد گرانقدر جناب دکتر محمدیان و سایر دوستان کافه بازاریابی
در اول کار بگم که من یکی از طرفداری سرسخت رضا یزدانیم، سبک موسیقیش پاپ_راک هست و اگه دیده باشید کسایی که سبک راک میخونن اکثرا لباس و کت چرم به تن می کنند، به عبارتی انتخاب رضا یزدانی (تنها راک استار ایران که مجاز هم هست!) یک انتخاب حساب شده و حرفه ای از طرف نوین چرم بوده، دوم اینکه رابطه ای بین حس خوب شنیدن رضا یزدانی و خرید از نوین چرم ایجاد شده مثلا من و سایر دوستانم هممون نوین چرم خریدیم فقط و فقط به خاطر رضا یزدانی!! در حالی که چرم تبریز که ارزان ترم هست در دسترسمان بود در آخر عرض کنم که نوین چرم برندش رو با حس خوب شنیدن آهنگای رضا یزدانی و استایل چرمی و خستش پیوند زده که هم فروشش بالا میره و هم برندش..
جناب ادیب پور ممنون مطمدن هستم مدیر عامل محترنوین چرم ، مطلب حضرتعالی را می خونه و لذت می بره . موفق باشید ممنون
ممنون استاد. شما همیشه به من لطف داشتین. و واقعا شاگردی شما باعث افتخاره بندست.
با سلام خدمت جناب آقای دکتر محمدیان
به نظر من اگر انتخاب افراد مشهور به درستی صورت بگیره می تونه تاثیر مثبتی در تبلیغات شرکت ها داشته باشه.فرد مشهوری که انتخاب می شه باید هم فرد محبوبی باشه و هم با ماهیت شرکت تبلیغ کننده سازگار باشه، که انتخاب بهرام رادان در تبلیغات نوین چرم انتخاب درستی بوده.استفاده از افراد مشهور بیشتر روی برند شرکت ها تاثیر می گذاره .من خودم فورا با شنیدن نام نوین چرم تصویر آقای بهرام رادان در ذهنم نقش می بنده و بالعکس.البته این امر روی فروش هم تاثیر می گذاره اما آنچنان محسوس نیست.
ممنون خانم حسینی با آرزوی موفقیت برای شما
سلام و احترام خدمت استاد ارجمند،دکتر محمدیان.
در مطالب دوستان یه نکته تقریبا مشترک بود که “خاص بودن آقای رادان (به دلایل مختلف)و لوکس و خاص بودن برند نوین چرم” باعث پیوستگی زیادی بین این هنرمند و شرکت شده است. حال سوال من اینجاست که آیا در صنعت چرم برند لوکس دیگیری نداریم؟ فکر میکنم در انتخاب یک چهره معروف یا محبوب وجود تناسب شرایط اجتماعی،کاری،شخصیتی و نوع عملکرد شخص با هویت برند آن شرکت خیلی مهم است.
احساس میکنم تا زمانی که خیلی از شرکتهای ما هویت برند روشنی ندارند ،یک چهره معروف میتوند بر تداعیات ذهن مخاطب تاثیر بگذارد. مثال برای شفاف تر شدن این موضوع… بهرام رادان میتوانست بجای نوین چرم با چرم درسا همکاری کند و همین تاثیرات فعلی را نیز داشته باشد.
گذشته ار بعد هویت برند، از لحاظ بصری نیز فکر میکنم چهره آقای رادان برای کت و شلوار ( بطور عمومی محصول پارچه ای) مناسب تر است.
آقای جعفری ممنون مطالب خوبی فرمودید. احتمالا مدیر عامل نوین چرم این مطالب را می خوانند شما چه توصیه های روشنی برای موفقیت در استفاده از افراد مشهور برای این شرکت دارید
البته جسارتِ که در حضور حضرتعالی بنده نظر بدم اما از دید یک مشتری نوین چرم باید عرض کنم، بد نیست بعد از مدتی که از چند چهره معروف استفاده شده است،تحقیقی برای تشخیص تصویری که از برند نوین چرم در ذهن مردم نقش بسته ،صورت گیرد( حتی با ٢یا٣سوال : به نظرم حتی بد نیست در صحن علنی کافه مطرح شود که به نظر شما نوین چرم اگر یک انسان بود، چه ویژگی هایی داشت؟چند ساله بود؟…) از مقایسه المان های به دست آمده با ویژگی های اجتماعی ،فرهنگی و حتی ظاهری شخص مشهور به یک تعادل یا عدم تعادل نسبی خواهیم رسید/ نتایج تحقیقاتی از این دست ، حداقل نشان می دهد با توجه به هدفی که قبل طراحی شده ،تا چه میزان به همان کیفیت از سوی مخاطب ، درک و دریافت شده است.
در کل فکر میکنم در حال حاضر در کشور ما ، استفاده از افراد مشهور بیشتر بر فروش تاثیر دارد تا برند.
ممنون آقای جعفری
جناب جعفری به تحقیقات بازار اشاره کردید و من گل از گلم شکفت 🙂
بله با شما کاملا موافقم با چند تا فوکوس گروپ به راحتی میشه دیدگاه ها رو کشف کرد
با سلام خدمت استاد ارجمند جناب آقای محمدیان
با توجه به سوال مطرح شده به نظر بنده استفاده از افراد مشهور بیشتر بر تصویر برند در ذهن مخاطب تاثیرگذار است همچنین شرکت ها قبل از استفاده این تاکتیک در جهت افزایش هویت برندینگ باید به زیرساخت ها توجه داشته باشند ، بدین معنا که اگر مشتری با توجه به فرد مشهور خرید خود را انجام دهد باید رضایت کامل را از خرید خود داشته باشد در غیر این صورت تصویر ذهنی وی بر آن برند و آن فرد مشهور خدشه دار می گردد .
با تشکر از سایت بسیار مفیدتان که این بستر را برای ما جوانان فراهم نموده تا در کنار اساتید بزرگی نظیر شما بهره مند شویم .
ممنون جناب ابیضی با تشکر کاملا درست است
با سلام
بنده در زمینه فروش محصولات چرمی اگاهی دارم و با برند های این حوزه در ایران اشنا میباشم
دقیقا تنها وجه تمایز برند نوین چرم با برند های دیگر در این حوزه از قبیل چرم مشهد ، چرم نگار ، مارال و …
استفاده از چهره یک سوپراستار در تبلیغات هست که به نظر بنده با توجه به عدم اشباع این تاکتیک تبلیغاتی در ایران ، تاثیر استفاده از چهره های سرشناس بازیگری و موسیقی و … هم روی ارزش برند تاثیر گذار میباشد و هم روی میزان فروش و هم ماندگاری در ذهن مشتری ، که صد البته هرنوع عدم وجود کیفیت مناسب در محصول باعث خدشه دار شدن ارزش برند ، شخصیت مدلینگ ، میزان فروش و ذهن مشتری می شود .
جناب امینی ممنونم کاملا درست فرمودید
با سلام و عرض ادب به شما آقای دکتر و ارادت به حامیان این کافه. راستش برخی از دوستان معتقدند که استفاده از سوپر استارها موجب می شود که روی یک عامل مثلاً بیشتر بر brand image تأثیر بگذارد. من فکر می کنم که استفاده از اشخاص مشهور (celebrity) بر روی مجموعه ای از عوامل به صورت زنجیره ای تأثیر گذار است. با مثالی به توضیح می پردازم. به عنوان مثال، استفاده از سوپر استار جز monetary promotion است و این عامل چون برای آن هزینه زیادی شده است بر مجموعه ای از عوامل مثلا تداعی برند تأثیر گذار است که نهایتا به قصد خرید و خرید و رفتار پس از خرید و رضایت (عدم رضایت) منجر می شود. به عنوان یک نتیجه گیری، هم بر برند تأثیر دارد و هم بر فروش، اما فکر می کنم بیشتر در فروش اثرگذاری آن بیشتر باشد. همانطور که شما فرمودید این برند نسبت به سایر رقبای خود نرخ رشد سریع تری دارد، این امر به دلیل قدرت برند نوین چرم است که توسط این سوپراستار ها به وجود آمده است که من فکر می کنم که رویه ی نسبتاً خوبی است زیرا رشد این برند براساس استراتژی ویروسی کششی است نه مویرگی فشاری! نکته ای دیگر که می توان در رابطه با این برند اذعان داشت این است که استفاده مناسب از سوپر استار (یعنی یک خواننده با یک سبک خاص و یک بازیگر شایسته و محبوب) باعث شده که توجه بیشتری نسبت به آگهی های این برند ایجاد شود زیرا به قشرهایی خاص از مردم تمرکز شده است. البته نباید از جنبه های تاریک استفاده از سوپر استار نیز غافل شد. مثلاً اگر آقای رادان هم سفیر نوین چرم باشد و هم سفیر بیگ بیر به شدت اثر منفی بر برند نوین چرم می گذارد و یا ممکن است رفتار ناشایستی از این سوپراستارها رخ دهد و رسانه ای شود که ممکن است افراد این رفتارهای نامناسب را به برند تعمیم دهند. با تشکر
ممنون آقای مجتبی قاسمی استدلال زیبایی کرده اید
با تشکر از شما
شاید بعضی ها استفاده از افراد معروف را نوعی کلاهبرداری بدانند! اما واقعیت این است که اگر برند به حد قابل قبولی برسد، این شیوه سبب رشد خواهد شد، مخصوصا در کشور ما که برندهای خارجی(حتی اگر ضعیف تر باشند) اقبال بهتری دارد و این کارها در صورت استفاده مطلق فرد معروف از این برند سبب مقایسه بین فرد معروف و مصرف کننده می شود که در نتیجه مطلوبیت را بالا خواهد برد.
ممنون آقای یزدانی مقدم شما از همراهان ارزنده کافه هستید ممنون
با سلام؛
جواب این سوال نه الزاما نزد بازاریابی و تبلیغات خوانده ها، که در دو جا نهفته شده
۱٫ آمار فروش نوین چرم (که به صورت تلویحی آقای دکتر گفتند موید تاثیر مثبت بر فروش بوده)
۲٫ تغییر نگرش شناختی، عاطفی، و رفتاری مشتری بالقوه (که سنجش آن چندان مشکل نیست)
اما اگر مراد از سوال تمرین فکری و مباحثه طلبگی باشه، یکی از شیخ الشیوخهای بازاریابی و برندینگ لوکس، یعنی کاپفرر نظرش اینه که اولا بدون برند و برندسازی هیچ محصول لوکسی وجود نداره، ثانیا معتقده در برندهای لوکس تبلیغات نقشی در فروش ایفا نمی کنند و نباید ایفا کنند، ثالثا معتقده ، توصیه می کنه برند لوکس، تا حد امکان ستاره ها را بیرون از دایره تبلیغات نگاه دارند، از نظر ایشان برند لوکس به دنبال بی زمانی و جاودانگی است، در حالیکه اتصال به یک ستاره که فروغ شهرتش میرا است می تواند بسیار خطرناک باشد. برند لوکسی که از یک ستاره برای ترویج خود بهره می گیرد، خود را به یک لوازم مصرفی تنزل رتبه داده است.
البته برندهایی هستند، که کاپفرر اصولا انها را لوکس نمی داند. معروفترین آنها ورساچه است که از ابتدا هم بنیانگذارش جانی ورساچه، این برند را مخصوص ستاره های هالیوودی ایجاد کرد و به نحوی به جای اینکه به اصول لاکچری یعنی هنر دست، رعایت حداکثر ظرافت، کیفیت و استادکاری و مواردی از این دست را رعایت کند، به تبلیغ از طریق سلبریتیهای هالیوودی تکیه کرد، البته پس از مرگ جانی ورساچه، دخترش هرگز نتوانست جایگاه رو به افول ورساچه در برابر برندهایی نظیر شنل، دیور، لویی ویتن، آرمانی، هرمس، پرادا و … را با تکیه بر ستاره هایی نظیر جنیفر لوپز، اوا لانگوریا، و آنجلینا جولی و … حفظ کنه
حال آیا نباید نوین چرم از ظرفیت سلبریتیها بهره بگیره؛ شاید با کمی ظرافت بیشتر
آقای سرافرازیان عزیز واقعا لذت بردم و باید بگم جانا سخن از زبان ما می گویی . از بهترین منابع ریفرنس آورده اید. با این تفاوت که در مورد سلبریتی کاپفرر در کتاب نظر محکم ارایه می کند اما در جاهای دیگر ان قلتهایی هم می آورد.
آقای مجتبی محمدیان لطفا دیدگاه ایشان در متن اصلی قرار بگیرد ممنون
حتما در نوبت درج قرار می گیرد
جناب دکترمحمدیان، به نظر میاد کاپفرر با نگاه فرانسوی به عنوان مهد لاکچری بین لاکچری اصیل و ایده آل اروپایی و لاکچری آمریکایی و آسیایی تفاوت می گذاره
به ویژه نگاه آمریکایی رو نقد می کنه اما در عمل وجود لاکچری آمریکایی رو می پذیره
جناب سرفرازیان کاملا درسته ممنون
سلام به استاد گرامی جناب آقای دکتر محمدیان و همه بزرگواران
بنده نظرات دوستان رو خوندم و واقعا از بحث های کارشناسانه یاد گرفتم. تشکر از همه
من به عنوان یکی از مشتریان نوین چرم می خواهم به این بحث وارد بشم. در اوایل آشانایی با این برند متاسفانه دو خرید داشتم که کیفیت لازم رو نداشتند و الان که دارم فکر می کنم شاید به دو دلیل این برند از سبد خرید من کنار نرفته: ۱٫ تنوع محصولات نسبت به برندهای مشابه، ۲- تاثیر گذاری سفیر برند. البته در مورد دوم نه به خاطر علاقه من به آقای رادن بلکه احساس می کنم “نوین چرم” به روز هست و در برندینگ پیشگام. (منظورم اینه که این سقیر به شخص من احساس لوکس بودن نمیده بلکه یه جورایی استفاده از این سفیر باعث شده نوین چرم سهم بیشتری از ذهن منو بگیره)
اگر واقعا نوین چرم از اقای رادان برای هدف گیری بازار لوکس استفاده کرده، من فکر می کنم خیلی خوب کار نکرده. ممکن سفیر لوکس انتخاب کرده باشه ولی در عناصر دیگه به این موضوع توجه نکرده. چیدمان قفسه های فروشگاه، انتخاب رنگ قرمز جیغ برای رنگ سازمانی ،دکوراسیون و جانمایی کالاها (مثلا شعبه پاسداران اصلا به یک فروشگاه لوکس که متشکل از دو طبقه باریک و فشرده هست نمی خورد) و در نهایت شاید فروشنده هایی که صرفا به یک فروش معولی پرداخته اند (البته خیلی گرم و خوش رفتار هستند اما شاید به قول معروف لوکس فروش نیستند). آخرین مورد هم فکر می کنم کارت های وفاداری باشه که برای طبقه بالای جامعه اصلا جذاب نیست.
برای روشن تر شده قضیه به عنوان مثال من فقط یکبار در فروشگاه درسا حضور داشتم و هیچ خریدی هم نداشتم، اما چیدمان، دکوراسیون داخلی، ظرافت در طراحی محصولات، نورپردازی، تعداد کم محصولات اما با کیفیت ، موسیقی مناسبی که در فروشگاه پخش می شد، مکان یابی مناسب فروشگاه و در نهایت فروشنده ها با رفتار لاکچری، باعث شد همون یکبار این برند در ذهن من به عنوان یک برند لوکس قرار بگیره و اگه قرار باشه سبد خرید من لاکچری باشه حتما درسا را انتخاب خواهم کرد که در عیم حال به قول آقای سرافرازیان کمترین تبلیغات و سر و صدا را در بین برندهای صنعت چرم دارد.
البته در آخر باز هم اشاره می کنم که با اینکه درسا و چرم مشهد را از نوین چرم بیشتر قبول دارم، اما همچنان سهم خرید من از نوین چرم بیتشره!!! شاید اصلا هدف نوین چرم قرار دادن افراد جوان جامعه باشد که حضور در فروشگاه های نوین چرم بیشتر به من این حسو می ده: هر کالایی که می خوام بر می دارم لمس می کنم، فروشنده هایی که خیلی باهاشون احساس راحتی می کنم و بعد از کلی اذیت کردن می تونم کالایی نخرم و بیام بیرون ، کارت های وفاداری که خریدمو اقتصادی تر می کنه و در نهایت سفیری که به قول آقای شکرانی بیشتر مورد قبول جوانان و نوجوانان هست.
جناب نیما مطالب ارزشمندی را فرمودید قطعا مورد استفاده مسوولان شرکت قرار می گیره ممنون
به نظر من حضور افراد مشهور در تبلیغات شرکتها تا حد بسیار زیادی موثر است و دلیل آن هم متمایزشدن تبلیغات اون شرکت از رقیبانشه. به دلیل اینکه هنوز هم شرکتهای زیادی در ایران نیستند که حاضر باشند بابت همکاری با افراد مشهور هزینه کنند. بعنوان مثال اشاره می کنم به همکاری ایکات و گلزار،اجنرال و جمشید مشایخی و میرزاپور که به سرعت اسم این دو برند رو از دیگر رقباش متمایز کرد. و بخصوص در مورد ایکات،جایگاه ذهنی بالاتری از کیفیت محصولاتش در مصرف کننده ایجاد کرد.
ولی در مورد تاثیر این نوع تبلیغات بر برند یا فروش، تاثیر مستقیمش بر فروش غیرقابل انکاره. ولی معتقدم که بر فروش هم تاثیرگذاره . شاید بیشتر بطور غیرمستقیم. یعنی ابتدا جایگاه برند تقویت میشه و همین باعث افزایش فروش می شه. ولی نکته ای که به شدت بهش معتقدم اینه که اگه وجوه دیگه ی برند از جمله کیفیت محصولات در حد تصویری که تبلیغاتش ساخته نباشه روی فروشش اثرمعکوس داره. نمونه اش جایگاه لوکسی بود که برند ایکات با تصاویر گلزار ساخت.ولی به دلیل عدم تناسب محصولاتش- که هم به لحاظ کیفیت و هم به لحاظ قیمت محصولاتی متوسط هستند -با نوع تبلیغات و جایگاه یابی آن -استفاده از مشهورترین ستاره ی سینمای اون سالهای کشور، به مرورجایگاه برندرو تضعیف کرد و به عبارت دیگر مصرف کننده رو دچار تشتت ذهنی کرد.
ولی در مورد نوین چرم این اتفاق نیفتاده و جایگاهی که نوین ساخته با کیفیت محصولات، بسته بندی و به خصوص به خصوص خدمات پس از فروش و رفتار کارکنان دفترمرکزیش متناسبه وهمدیگرو تقویت می کنه .
در صورت رعایت تناسب، قائل به تفاوت تیزر ها به تیزرهای برندینگ و تیزرهای فروش نیستم. چه اینکه تیزرهای برندینگ هم درنهایت می بایست باعث تغییر رفتار مصرف کنندگان _ انجام و تکرار خرید از سوی آنها – بشن.
جناب احسان از مطالب ارزشمند شما ممنونم
سلام خدمت همه بزرگواران و استاد محمدیان
لوکس شدن هر برندی به شرایط و برنامه هایی نیاز مند هست که ما بعضی از اونهارو توی ایران نمی تونیم داشته باشیم بسته به فرهنگ و قوانینی که داریم در اجرا و پیاده سازی یک سری برنامه ها برای برند هامون محدودیت هست. بنابر این من بعید میدونم توی ایران برندی دنبال لوکس بودن باشه و یا بتونه بشه
اما مطرح شدن به عنوان برند اول در صنعت خود رو میشه برنامه ریزی و پیاده سازی کرد. در این شرایط استفاده کردن از منابع پیام معتبر در تبلیغات کار خوبی به نظر میاد به شرطی که اون پیام از اعتبار مناسب در بین عاممه بازار هدف برخوردار باشه و اینکه شخصیتش با شخصیت برند همخوانی و تجانس داشته باشه. چون توی این تبلیغات مشتریها تحت تاثی منبع پیام و شخصیتش قرار می گیرند و تناقض ایجاد شده نمی تونه باعث شکل گیری تداعیات مناسب باشه.
در مورد صحبت دوستمون هم موافقم. اولین اصل برند سازی یکپارچگی عناصر هست. اگر ما دنبال برند اول و جوان پسند هستیم و دیزاین و مکان فروشگاهی مناسبی نداشته باشیم این اصل مهم و بنیادی نادیده گرفته شده و IMBC رو در نظر نگرفتیم
تشکر از همه
جناب شهاب ممنونم از مطالب ارزشمند شما
سپاس از شما استاد
سلام به جناب دکتر محمیدیان و دوستان خوب کافه ای
بحث بسیار جالبیه و البته در کشور ما پرچالش. پر چالش از نظر تصمیماتی که هر روز برای این نوع تبلیغات گرفته میشه. ممنوعیت ها و عدم ممنوعیت ها. یادمه آقای گلزار اون زمانها برای ایکات این نقش رو بازی میکرد و در تبلیغات ایکات هم بسیار موفق بود. به نظرم این مساله استفاده از celebrity ها اول روی برند و تصویر برند و غیره تاثیر میگذاره. این شخصیت ها حجم برند رو در ذهن به میزان قابل توجهی بالا میبرن. زمانی که ما به نوین چرم یا ایکات یا کاسپین فکر میکنیم فقط لوگوی این برندها در ذهنمون نمیاد بلکه توسط تصویری از بهرام رادان، آقای گلزار یا جواد نکونام فضای خیلی بیشتری از ذهنمون اشغال میشه و چون برند و شخصیت مکمل هم میشن ما بدون تصور یکی به دیگری نمیتونیم فکر کنیم. پس هم افزایی جالب توجهی رخ میده مفید خواهد بود. از طرف دیگه اینکه تصویر بزرگتری در ذهن ما ساخته میشه ناخودآگاه این تصویر ترکیبی برندهای دیگر رو حجم کمتری در ذهن دارند به راحتی کنار میزنن و تنها تصویری که در ذهن میمونه همان تصویر مرکب از برند و شخصیت مشهورشه. البته ناگفته نماند که عملکرد هرکدام روی دیگری تصویر مستقیم میگذاره و میتونه باعث ارتقا یا خدشه دار شدن جایگاه دیگری در اذهان بشه.
حالا وقتی تصویر بزرگتر ساخته شد اون شخصیت میشه رهبر جامعه استفاده کنندگان اون محصول. بطور مثال آقای رادان الان در اکثر اذهان به صورت خودآگاه و ناخودآگاه رهبر چرم پوشانه. پس بنابراین وقتی نوین چرم میپوشه، انتظار میره جامعه چرم پوشان هم به طبع ایشون برن سراغ نوین چرم یا حداقل اولین انتخابشون برای بازدید نوین چرم باشه. فکر میکنم اینجاست که فروش بالا خواهد رفت. البته ضربه نهایی رو باید فروشنده ها بزنن.
آقای داورنیا ممنون مثل همیشه بحثهای خوب و پرمایه
جناب دکتر محمدیان لطف دارید،
درخدمتیم استاد
با درود
به نظر من افراد مشهود خیلی جای کار بیشتری دارند برای استفاده تبلیغاتی ولی خوب یک سری محدودیتهای قانونی که مشخص نیست بر چه مبنایی لحاظ شده ! خیلی محدود کرده این نوع تبلیغات رو .
استفاده درست از این سبک تبلیغاتی باعث برند سازی نمیشه اما باعث میشه که برند خیلی سریعتر جای خودش رو در ذهن مردم پیدا کنه و یک جور کاتالیزور میتونه باشه برای جایگاه یابی؛ مثلا شخصیتی مثل بهرام رادان یا رضا یزدانی که دراخبار و تصویراونها در سینما و مجلات و فضای مجازی حضور مستمری داره نام و تصویر برند رو هر بار به ذهن مخاطب میاره .
ممنون آقای قانعی بسیار ارزنده بود
با سلام خدمت همه دوستان خوب کافه بازاریابی.
بنده در خصوص این تبلیغ چند نکته رو خواستم عرض کنم. همه بر این مورد اتفاق نظر داریم که استفاده از سفیر برند منجر به ارتقای آگاهی برند می شود، اما آنچه که مهم تر است کیفیت آگاهی از برند و تصویر برند و اتفاقاتی است که بایستی همراه آن بیفتد تا در نهایت به سودآوری سازمان کمک نماید:
۱- بهرام رادان سفیر خوبی برای معرفی یکی از محصولات یا دسته محصولات جدید برند نوین چرم می توانست باشد، چرا که در اینصورت می توانست محرک فروش نیز می باشد و نوین چرم کاملا از این موج سواری بگیرد، اما در حال حاضر شما می دانید که بهرام رادان با نوین چرم وارد قرارداد است و چندین ماه است که یک طرح مشابه در خیابان ها مشاهده می گردد و بدیهی است بعد از چندبار دیدن اثر این تبلیغ بر فروش از بین خواهد رفت و صرفا در حد یک آگاهی و تصویر ذهنی باقی خواهد ماند. لذا چاشنی نمودن سفیر برند با یک رویداد جدید برای برند (مانند ریبرندینگ یا توسعه محصول جدید و …) منجر به تقویت می گردد.
۲- سوال اساسی اینست که، این تبلیغ چقدر می تواند Brand recall ایجاد کند؟ چرا که بهرام رادان حضور زیادی در رسانه ها نداشته و کمتر در معرض دید قرار می گیرد که بتواند یادآوری برند (brand recall) ایجاد نماید. در نتیجه ایجاد آگاهی برند یا افزایش نفوذ برند بدون استفاده از سفیر برند نیز قابل انجام بود و بعقیده بنده یکی از معیارهای انتخاب سفیر برند، حضور مستمر سفیر برند در رسانه هاست. علاقه مندم مثال تویوتا را بزنم که برای خودروی کرولا ۲۰۱۴ خود کریستین رونالدو را بعنوان سفیر برند برگزید. معیارهای انتخاب این سفیر فیزیکی عضلانی (مانند خودروهای تویوتا)، محبوبیت، و … و همچنین حضور مستمر این سفیر در رسانه هاست. این بازیکن فوتبال هر بار که در تلویزیون دیده شود برای مردم یادآور برند تویوتا و خودروی کرولا و یاریس خواهد بود…لذا حضور مستمر سفیر برند در رسانه های یکی از نکات اساسی است که در خصوص بهرام رادان صدق نمی کند.
۳- سوال بعدی اینکه، نوین چرم به میزانی که در تابلوهای خیابان حضور دارد، همین قدر در دسترس خرید نیز می باشد یا خیر؟ در این خصوص خواهشمندم مدیران نوین چرم توضیحاتی را ارائه نمایند. چرا که با توجه به اندک اطلاعاتی که بنده دارم، وضعیت تامین محصولات و در دسترس پذیری محصولاتش به اندازه ی رقبای اصلی اش نیست.
۴- استراتژی استفاده از سفیر برند هم در این مورد خاص قابل نقد است که در قالب نظر دیگری بطور کامل تشریح خواهم نمود.
آقای هاشمی بسیار ممنون از مطالب ارزنده شما
با سلام
با توجه به فرهنگ ایرانی که می توان گفت کمی اسطوره پرستی در آن حاکم است لذا استفاده از الگوهای جامعه در تبلیغات می تواند در همسان سازی شخصیتی افراد موثر بوده و در ابتدا بر روی تمایز برند و سپس در فروش آن موثر باشد این الگو ابتدا افراد را جذب می کند تا برند ها بهتر ببینند و چهره فرد معروف را در نظر بیاورند و برند را با آن فرد بشناسند حال اگر آن فرد محبوب نیز باشد افراد کالای این برند را حتی شاید بدون توجه به کیفیت می خرند چون استدلال استفاده فرد محبوب من از این کالا را دارند پس افراد معروف هم در برند سازی هم در فروش موثر هستند اما این موضوع که کدام مهم تر است و تاثیرپذیر تر بسته به فرهنگ جامعه دارد که به نظر من در فروش موثر تر است چون همانطور که می دانیمم فرهنگا تولید کنندگان نیز در صدد سود می باشند و دیدگاه ماکیاولیستی در این کار در ایران حاکم است پس نتیجه این است که ما برند خیلی خوب در ایران نداریم و بازاریابی افراد مشهور نیزابزاری برای کسب سود بیشتر است نه برند سازی محصول
با تشکر
خانم جدیدی از وقتی که گذاشتید ممنون هستم
دکتر محمدیان عزیز سلام.از شما متشکرم. نظرات همراهان کافه را با دقت خواندم کلاس درس پرباری بود.بی تعارف دانشجویی کردم.خدا قوت .
آقای دکتر درگی سلام حضرتعالی محبت دارید و خیلی از دوستانی که نظر داده اند از شاگردان شما هستند. ممنون از قوت قلب شما
با سلام به مجموعه کافه مارکتینگ
به نظر من نوین چرم جز معدود شرکت هایی بود که استفاده از عکس های celebrity هارا متداول کرد و من همیشه با دیدن بهرام رادان در هر فیلم یا حتی عکس هایش در گوشه کنار شهر به یاد نوین چرم می افتم.پس در زمینه برند سازی توانسته موفق باشد.اما فروش پدیده ی خیلی وسیعی است که به خیلی چیزها بستگی دارد که تبلیغات خوب یکی از این موارد به شمار می آید.نظر شخصی من این است که طراحی و نوع دوختن خوب این چرم ها خیلی با اهمیت تر است که متاسفانه ایران در این زمینه ضعیف است.با وجود اینکه نوع چرم ایران از چرم ترکیه و خیلی جاها مرغوب تر است اما من به شخصه با دیدن چرم های ترکیه به خصوص deri mode خیلی بیشتر به وجد آمدم برای خریدنش تا چرم های مرغوب اما با طراحی ضعیف ایرانی.صنعت چرم این سال اخیر رو به پیشرفت بوده اما به نظر من هزینه ای که برای این افراد مشهور می کنند را بر روی طراحی های خلاقانه و شیک بکنند فروش بیشتری می کنند.
عرض سلام وادب دارم خدمت سرورعزیزم جناب اقای دکتر محمدیان وهمه دوستان بزرگواری که طی هفته های گذشته با نظرات کارشناسی خودتوانستند برای بنده وهمکارانم در نوین چرم چراغ راهی برای اینده باشند،اینجانب از صمیم قلب برای جناب اقای دکتر محمدیان وهمکاران عزیز ایشان در کافه بازاریابی وهمه بزرگوارانی که با رهنمودهای خود باعث رشد صنعت این مرزوبوم می شوند ارزوی توفیق و سلامتی از خداوندبزرگ خواهانم ،و برای پاس داشت از ان عزیزانی که در این بحث شرکت کرده اند از جناب اقای دکتر محمدیان تقاضا دارم به سه نفر از دوستانی که بهترین نظرات را داده اند انتخاب کنند تا نوین چرم با هدیه ای ارزنده از شرمنده گی این دوستان دراید ،در ضمن جناب اقای دکتر محمدیان ازشما می خواهم مثل همیشه با مطرح کردن چنین موضوعاتی وبه اشتراک گذاشتن ان ، گامی مهم برای کشور عزیزمان ایران بردارید.
درپایان نظرشما عزیزان را به مطلبی بر گرفته از مجله مد در رابطه با اهمیت استفاده برندها از سلبریتی ها در دنیا جلب می کنم.
ضرورت و تأثیر استفاده از چهرههای مطرح در تبلیغات مُد
صنعت مد و لباس ارتباط تنگاتنگی با تبلیغات، بازاریابی و رسانهها دارد. رقابت تنگاتنگ برندها و تولیدکنندگان برای دستیابی به بخشهای بزرگتری از بازار سبب شدهاست تا شرکتهای محلی و چندملیتی برای بهبود فروش از انواع روشها برای تبلیغ و ترویج کالای خود استفاده نمایند.
استفاده از چهره ها برای تبلیغات یکی از راهکارهای مناسب برای بازاریابی مد میباشد.
از جمله روشهای مرسوم که به نوعی میانبر سایر روشهای تبلیغاتی نیز محسوب میگردد، به کارگیری چهرههای خاص اجتماعی(سلبریتی celebrities) جهت تسریع در روند معرفی و فروش است. در این مقاله با معرفی کوتاهی پیشینه استفاده از گروههای مرجع اجتماعی در تبلیغات بیان شده و نمونههای مشابه در ایران، موانع و مزایای استفاده از این شیوه بیان خواهد شد.
پیشینه استفاده از چهرههای مشهور
استفاده از چهره های تبلیغاتی نوسط برندها امروزه به یک سنت تبلیغاتی تبدیل شده است.
چارلز فردریک ورث(Charles Worth) اولین فردی بود که در اواسط قرن نوزدهم میلادی اهمیت استفاده از چهرههای مشهور در تبلیغات و بهبود فروش را دریافت. وی برای افزایش فروش خانه مد خود از چهرههای مشهور و مدلهای زنده استفاده میکرد. از جمله مهمترین افرادی که وی مورد استفاده قرارداد میتوان از همسر ناپلئون بناپارت نام برد. در دوران معاصر از مرلین مونرو(Marilyn Monroe) هنرپیشه و خواننده مشهور آمریکایی به عنوان اولین سلبریتی حرفهای در دنیای برندینگ، بازاریابی و تبلیغات نام برده میشود.
۲۰ سلبریتی مشهور حال و حاضر دنیا بر اساس اعلام مجله فوربس بر اساس میزان تأثیرگذاری و پولسازی عبارتند از: اپرا وینفری، لیدی گاگا، بیونسه، مدونا، تیلور سوئیفت، کریس رونالدو، لیونل مسی، جاستین بیبر، راجر فدرر، جنیفر لوپز، هیو جکمن، ریحنا، تایگر وودز، لورون جیمز، سایمون کاول، کیتی پری، دیوید بکهام، رابرت داونی جونیور و لئوناردو دی کاپریو.
اهداف و بهرهمندی از چهرههای مشهور در برندینگ
سلبریتی برندینگ (Celebrity branding) و تبلیغات از طریق چهرههای مشهور نوعی از برندینگ یا تبلیغات است که در آن چهرههای مشهور از گروههای مرجع اجتماعی به عنوان سفیر یا عامل یک برند یا تولید کننده با استفاده از محبوبیت و جایگاه اجتماعی خود به تبلیغ برای یک محصول، خدمات و یا یک رویداد خیریه میپردازند.
مشاوران و کارگزاران صنعت تبلیغ با آگاهی از محبوبیت بالای چهرههای فرهنگی، ورزشی در میان عامه مردم، سالهاست که پای این نامداران و مشاهیر را به آگهیهای بازرگانی باز کردهاند. شرکتهای بزرگ و بینالمللی چون«آدیداس»، «نایک»، «پوما» و… با پیشنهاد رقمهای حیرت انگیز از بزرگان ورزش به عنوان معروف و مروج کالا و خدمات خود بهره میبرند. درچند سال اخیر فوتبالیستها، بسکتبالیستها، رانندگان فرمول یک و تنیسورها و… پولی که از راه تبلیغات عایدشان میشود، بسیار بیشتر از قراردادهایی است با تیمهای ورزشی خود منعقد میکنند.
عقد قراردادهای متعدد و کلان با کمپانیهای چند ملیتی بود که موجب شد «دیوید بکام» فوتبالیست شهر انگلیسی، راهی آمریکا شود و برای هرثانیه زندگی در این کشور ۲ دلار دستمزد دریافت کند.
سلبریتی برندینگ اشکال مختلفی دارد، از جمله حضور ساده یک چهره مشهور در تبلیغات یک کالا، خدمات و یا مراسم خیریه یا حضور این افراد در رویدادهای روابط عمومی و یا راهاندازی خط تولید یک محصول یا خدمات توسط خود فرد که ممکن است تنها محدود به استفاده از نام یک شخص برای یک محصول باشد. شایعترین نوع استفاده از این شیوه تبلیغاتی در حوزه مد، پوشاک و لوازم مد میباشد. تعداد زیادی از خوانندهها، هنرپیشهها، مدلهای مشهور، ورزشکاران و سایر چهرههای مشهور هم اکنون حداقل یک محصول تحت لیسانس دارند که نام آنها را یدک میکشد.
در برخی موارد برای بازاریابی و تبلیغات به این شیوه حتی ممکن است از شخصیت یا خصوصیت خاصی از افراد مشهور استفاده شود. به طور مثال استفاده از صدای چهرههای مشهور. برخی از چهرهها با داشتن صدایی خاص بدون نمایش تصویرشان میتوانند تداعی کننده یک تصویر از خویش باشند. به طور مثال هنرپیشه مشهور شان کانری(Sean Connery) و یا مرحوم خسرو شکیبایی.
استفاده از چهرههای ورزشی میتواند تأثیر بسیار زیادی بر فروش و بهبود جایگاه برندهای ورزشی داشته باشد به طور مثال پس از حضور تایگر وودز در تبلیغات شرکت نایک فروش این شرکت ۱۰۰ درصد افزایش یافت. از مشهورترین چهرههای فعال در حیطه تبلیغات ورزشی میتوان از کرستیانو رونالدو، تایگروودز، آسامی پاول نام برد.
به تازگی روشهای جدیدی برای حضور چهرهها در تبلیغات استفاده میشود و با بررسیهای دقیق علم بازاریابی تأثیر حضور چهرهها بر تصویر برند و تغییر رفتار خریدارن مد نظر قرار میگیرد. در کشورهایی نظیر هندوستان استفاده از این شیوه تبلیغاتی سبب شده است تا مردم تمایل بسیار زیادی برای استفاده از تولیدات داخل پیدا کنند. به طور کلی موفقیت و سطح کاری چهرههای مشهور اثر بسیار زیادی بر توفیق برند خواهد داشت. بر طبق آمار از سال ۱۹۹۵ تا کنون استفاده از چهرههای مشهور بیش از دو برابر شده است.
با گسترش رسانههای مجازی به تازگی نوع جدیدی از چهره های مشهور به عنوان چهرههای مشهور مجازی ایجاد گردیدهاست. سایبرلبرتیز(Cyberlebrities) عنوانی است برای کسانی که با استفاده از رسانههای مجازی و طرفداران خود از سراسر دنیا شناخته میشوند. این نوع از چهرهها میتوانند شخصیتهای غیر واقعی نظیر شخصیتهای کمیک استریپها، داستانها و یا کارتونها نیز باشند. موفق وپیروز باشید
جناب آقای یوسفی فر گرامی
با قدردانی از زحمات شما و ایجاد برندی فراگیر و آرزوی موفقیت های روز افزون
مطالب ذکر شده در بالا صحیح می باشد. در اکثر برندهای لوکس یا فعال در این گستره به خصوص صنعت آرایشی و پوشاک، استفاده از چهره های معتبر به عنوان منبع پیام و سفیر برند کار مناسبی است. اما توجه به یک سری نکات ضروری می باشد
۱- همخوانی شخصیت منبع با شخصیت برند به منظور ایجاد هویت مناسب برند الزامی می باشد
۲- پیشینه قوی و مقبول اکثریت بازار هدف منبع پیام، چهره ای مناسب از برند را می سازد
۳- منبع پیام یا سفیر بند علاوه بر تبلیغات، در عمل نیز باید استفاده از برند را اجرا نمیاد و فقط محدود به تبلیغات نباشد
۴- شرکت نوین چرم چهره جذاب و جوان پسندی را برای برند خود انتخاب نموده است اما همانطور که میدانید امروزه یکی از عوامل ایجاد شخصیت برند و تصویر قدرتمند از برند و همچنین نفوذ در ناهشیار جمعی مخاطبین، استفاده از کهن الگوها می باشد. با توجه به قدمت ایران باستان و وجود کهن الگوهای بسیار، شرکت نوین چرم در این راستا قدم بر خواهد داشت؟
سپاس از شما
آقای یوسفی فر عزیز مدیر عامل محترم نوین چرم ، خدمت شما سلام عرض می کنم و مثل همیشه رفتار حرفه ای شما را ستایش می کنم . به نمایندگی از همه اعضای کافه از شما تشکر می کنم . با اجازه شما چند روز دیگر سه نفر را معرفی خواهم کرد . شاید در این روزها هم نظر جدیدی برسد. بی نهایت ممنونم. از مطلب علمی شما هم سپاسگزارم و از آقای مجتبی محمدیان می خواهم که آن را در صحن علنی قرار دهد.
خانم بهرامی مهر ممنون مطمئنم مسوولان شرکت همه نظرات را می خوانند
چون مهم هستید…
شعاری که در ذهن ماند و احساس خوبی را برای مصرف کنندگان و مشتریان ایجاد کرد! (حداقل برای من)
ضمن عرض تبریک (البته با کی تاخیر) به علت دریافت لوح و تندیس دهمین جشنواره قهرمانان صنعت به این سازمان و برند، پیرو توضیحات سایر دوستان در خصوص چیدمان فروشگاه، فضا و رده بندی این برند در جایگاه لوکس یا غیره ( آقایان نیما و شهاب و احسان ) یادمان باشد نوین چرم از جمله تولیدکنندگانی بود که به طور هوشیارانه حداقل از ده سال قبل در اکثر کنفرانس ها و همایش های مدیریتی نیز حضوری فعال داشت و علیرغم انتخاب آقای بهرام رادان به عنوان سفیر، خود نیز در بین مصرف کنندگان خاص ( مدیران – دانشجویان و اهل علم ) جایگاهی را بدست آورد، هر چند هنوز هم وقتی وارد فروشگاه های این برند دوست داشتنی می شویم ، فضای سنتی، چیدمان عادی و به دور از تجمل و …. به چشم میاد؛ اما برخورد خوب، دلسوزانه و صبوری پرسنل فروش از بابت راهنمایی و توضیحات کیفی محصول (مثلا شعبه یوسف آباد) را نمی شود نادیده گرفت که صد البته سهم بسزایی در جایگاه یابی برند در ذهن مصرف کننده خواهد داشت (خصوصا برای بنده که تجربه اندکی ناخوشایند از محصولات رقیب داشتم و در بحثی جداگانه به توضیح آن خواهم پرداخت)
ممنون جناب ساحل از بحث خوب و ارزشمندتون
با سلام وخسته نباشید خدمت اهالی کافه بازاریابی و مدیرعامل محترم شرکت نوین چرم.
من یک مشتری هستم و از دید یک مشتری این روند رو نقد میکنم .من حداقل به عنوان مشتری فکر میکنم کمتر مشتری که ادعا کنه موقع خرید دنباله جنس خوب و البته منحصر به فرد نباشه همچنین این مشتریان به شخصه (به عنوان مشتری) به چهار دسته تقسیم میکنم : ۱- مشتریانی که از جنس های نامرغوب و غیر استاندارد حتی با پرداخت مبلغ زیاد برای خرید آن خسته شدند این دسته کارمندان و شاغلان هستند که راحتی کیف و کفش و لوازم چرمی براشون بیشتر از طرح مهمه .۲- خریدارانی با شخصیت برند زندگی میکنند . ۳- مشتریانی که دنبال طرح منحصر به فرد کیف و کفش و لوازم چرمی نسبت به محصولات بازاری هستند .
اما دسته چهارم جوان هایی که به دنباله تنوع محصول با قیمت معقول هستند . استفاده از سفیری مثله اقای بهرام رادان و رضا یزدانی و محبوبیتشان که قطعا هوشیاری انتخاب از طرف شرکت نوین چرم بوده قطعا قشر جوانی را تحت تاثیر قرار میدهد که بازهم به چند دسته تقسیم میشوند : جوانان شاغلی که پول دارند اما طرح ها برای انها اقناع کننده نیست در این حالت چنانچه احساساتی نباشند تاثیر سفیراز بین رفته اما اگر احساساتی باشند که صرفا به خاطر احساسشان به سفیر برند رو خریداری میکنند . در طرف مقابل جوانان دانشجو وغیر شاغل با وضعیت مشابه شاغلین هستند فقط با این تفاوت که انها هزینه فرصت از دست رفته بیشتری نسبت به شاغلین دارند چون پول محدودتری دارند اما قطعا احساسی تر از دسته شاغلین برخورد خواهند کرد و تبلیغات دهان به دهان بیشتری انجام میدهند …کاری که شرکت نوین چرم میکنه اینه که یک سفیر محبوب انتخاب میکنه در نتیجه اش مشتری خصوصا نسل جوان تحریک میشوند اما اگر نوین چرم نتونه ضعف هایش در هریک از دسته های بالا رفع کنه (طرح نامناسب و مشابه بازار و یا قیمت بالا برای همین محصولات با طرح مشابه بازار ) قطعا پیامش خیلی گنگ و تکه تکه به هر دسته میرسه ..نوین چرم حداقل میتونه همراه با این تبلیغ قیمتهایش تا سطح محصولات معمولی برای گیر اندختن و معتاد کردن مشتری خصوصا نسل جوان احساساتی دانشجو و غیر شاغل بکنه نتیجه اش این است که این نسل در دوره های بعد که به جرگه شاغلین میپیوندد و قدرت خرید محصولات بیشتری رو پیدا میکنه بازهم به محصول وفادار و معتاده که البته همه اینها مستلزم توجه به تنوع محصولات هم میشود …اما همیشه شعاع موفقیت رویه یک نقطه متمرکز میشه پس بهتره رضایت همه مشتریان رو فراموش کنیم ….
با سلام
پاسخ روشن بنده به عنوان یکی از مشتریان چرم داخل کشور به سوال “به نظر شما انتخاب افراد مشهور در تبلیغات شرکتها در ایران تا چه حد موثر است. آیا اثر آن را صرفا بر روی برند می دانید یا بر روی فروش.” مثبت است.
البته با خلاصه ای وارد بحث اصلی خود می شوم، من از ابتدای شناخت چرم با چرم مشهد آشنا شدم و از مشتریان این شرکت بودم، به دلیل برخی مسایل که خارج از موضوع بحث است بررسی ای بر روی سایر شرکت های چرم داشتم.
یکی از دلایل انتخاب شرکتی با نام تجاری معتبر از نظر من خدمات رسانی پس از فروش شرکت است چون عمدتا فروشنده های متفرقه تضمینی قابل اعتمادی برای کالای خود ارایه نمی کنند ولیکن منطقا شرکت هایی که دارای نام تجاری معتبر هستند اولین موردی که پس از فروش باید مورد توجه قرار دهند رضایت مشتری و خدمات پس از فروش به مشتری است.
من تاکنون در خریدهایی که از نوین چرم داشتم نیاز به خدمات پس از فروش پیدا نکردم، که قطعا یکی از دلایل آن کیفیت بسیار خوب کالا است ولیکن تضمین های ارایه شده توسط فروشنده برایم قانع کننده بوده که خدمات پس از فروش قابل قبولی توسط این شرکت ارایه می شود تا حدی که اگر به کشورهای دیگر نیزسفر کنم ترجیح میدهم خریدهای چرم خود را در داخل و از نوین چرم داشته باشم.
نکته بعد که به اصل سوال طرح شده توسط استاد بزرگوار بر میگردد این است که من به عنوان یک خریدار از انتخاب شخصیت آقای رادان برای تبلیغ بسیار خرسند هستم. قطعا در کشور ما جای خالی بهره گیری از شخصیت های هنری در تبلیغات خالی بوده که این خلا در حال جبران است.
اصولا رایج است که کار انجام شده دارای هزاران نقد است ولی اصل موضوع انتخاب هنرمندان در تبلیغات قابل ارزش می باشد ضمن اینکه در تمامی دنیا هنرمندان نقشهای مختلفی ایفا می کنند، نقش منفی یا مثبت ولی اصل چهره هنرمند در شخصیتی است که برای خود در کنار شخصیت هنری خود می سازد که می تواند تاثیر مثبت بر تصویر سازی از برند در ذهن مخاطب باشد.
نظر شخصی من این است که علاوه بر ایجاد تصویر مثبت ، در فروش نیز تاثیرخواهد داشت. چون با دیدن تبلیغ، چنانچه تبلیغ خوب و موفقی باشد که تبلیغات نوین چرم اینگونه بوده ، ترغیب در خرید ایجاد می شود.
این امر در خانواده ما اثر مثبت در خرید داشته است.
پیشنهاد من به عنوان یک مشتری وفادار به نوین چرم این است که راههای ارتباطی با مشتریان قوی تر شود. ارسال اس ام اس برای مشتریان خوبست ولی کافی نیست. می توان راههای بهتری را پیدا کرد و قطعا می شود از تخصص شما اساتید بزرگوار و فعال در سایت برای این امر بهره بیشتر از صبحانه کاری گرفت.
موفق و پیروز باشید
خانم غفاری از نظر ارزشمند جنابعالی سپاسگزارم
خانم تیموری ممنون از تحلیل جنابعالی
با عرض سلام وتشکر.ممنونم بابت مطالب خوبی که در سایت قرار دادید.
از همه عزیزان همراه سپاسگزارم ده نفر را انتخاب کردیم قرعه کشی کردیم و سه نفر انتخاب شدند به زودی به شرکت نوین چرم معرفی می شوند. ملاک هم پاسخ خوب و هم همراهی با کافه در این قسمت و سایر قسمتها بود ممنون
امروز در تاریخ نهم تیرماه مراسم اهدای جوایز برگزار شد که متعاقبا اطلاع رسانی می شود
با سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان