📣پرده اول: زندگی با تبلیغ زیباتر است
من، مجتبی محمدیان، باور دارم حضور تبلیغات در سطح شهر، به زیبایی زندگی شهری میافزاید. برای من دیدن یک مسابقه فوتبال با تبلیغات دور زمین (در حد معقول) زیبایی بیشتری دارد تا دیدن فوتبال بدون تبلیغ. از این روست که جایگاه برندی مثل ایمپلنت روشا به عنوان اولین برندی که با شروع آتش بس جنگ اخیر، قدم به میدان تبلیغات محیطی گذاشت، جایگاه قابل احترامی است. می دانم حال این مردم مثل حال قبل از جنگ نیست! همین کار روشا را ویژه می کند!

📣پرده دوم: خداحافظی با خامه روی کیک
در روزگاری هستیم که ابهام بر سر کسبوکارها سایه انداخته، بیشتر شرکتها فعالیتهای قبلی را متوقف کردند و صرفاً به بقا فکر میکنند. تبلیغات که روزگاری خامه روی کیک بازاریابی بود، حالا کمتر خاطرخواه دارد. رسانههایی که روزگاری میدان رقابت برندها بودند، حالا خالی ماندهاند. اما در این میان، توجه به برندهایی جلب میشود که برخلاف جریان “توقف”، مسیر نوینی برمیگزینند. «ایمپلنت روشا» که پیشتر با سه آگهی در شبکه نمایش خانگی، حضوری پررنگ داشت، حالا نخستین برندی در تهران است که در دوران آتشبس به سراغ تبلیغات محیطی رفته؛ حرکتی جسورانه و متفاوت. کمپینی منسجم که در سایر رسانه مثل فیلیمو، پیام رسان های داخلی، پیامک هم تداوم داشته است.
📣پرده سوم: پیام فرامتنی؛ پیشرو و الهام بخش
شاید تصمیم مدیران برند «ایمپلنت روشا» نگاهی ویژه به افزایش فروش داشته باشد که حتما هم محقق شده است، اما این کمپین به اعتقادم پیامی فرامتن برای کل اکوسیستم کسبوکار داشته: اینکه برند جسور است و از یک مجموعه صرفاً کلینیکی به یک برند الهامبخش تبدیل شده. برند جریان می سازد و آغازگر است. این چیزی نیست جز تاثیر کمپین بر پوزیشن برند. روشا این گونه خلاف جهت بازار حرکت می کند. این شروع تبلیغاتی از برندی بر می آید که استحکام خودش را حفظ کرده، ساختار نیروی انسانی اش را حفظ کرده و جریان فروشش را پایدار نگه داشته. آن هم در شرایطی که عمده کسب و کارها درگیر تعدیل نیرو هستند. روشا به نظر می رسد از ایده تاب آوری که معمولا با تعدیل نیرو همراه است عبور کرده و پیام حفظ ثبات مجموعه را به بازار می دهد! مگر با این حرکت روشا، می توان تصور تعدیل نیروی انسانی را هم داشت! هرگز! این ایده اصلی ایملنت روشاست.
گمان می کنم این شروع تبلیغاتی روشا را بزرگترین برندهای این مملکت دیدند و از اینجا بود که رفته رفته جرات شروع کردن و حرف زدن با مخاطب دوباره در برندها به وجود آمد.