مصاحبه با شاهرخ داورنیا // نویسنده چالش برانگیزترین مطالب کافه بازاریابی

در مطلب امروز می خوایم در قالب یک مصاحبه، به معرفی یکی از نویسنده های کافه بازاریابی بپردازیم و در چارچوب بحثی صمیمی که البته شما دوستان خوب کافه ای هم میتونید در اون شرکت داشته باشید، با دیدگاه و دغدغه های نسل جوان صنعت بازاریابی و تبلیغات ایران، بیشتر آشنا بشیم. در اینده با سایر نویسندگان هم مصاحبه ای خواهیم داشت.

 

ابتدا با شاهرخ داورنیا اشنا شویم

شاهرخ داورنیا با قلمی قوی نویسنده مطالب چالش برانگیز و پرنظری چون تبلیغات مینیمال بانک ملت (دومین مطلب پربازدید و پرنظر در کافه بازاریابی)، تبلیغات دیجی کالا، موسسه عسکریه، نوه عمو یادگار ایران رادیاتور و … بوده که اصولا با به چالش کشیدن تبلیغات تلویزیونی و محیطی ایرانی، بحثهای گرمی رو در کافه به راه انداخته و با تعاملی دوطرفه با مخاطبان بخش نظرات مطالبش رو پربار کرده. وی قبلا هم طبق نظر سنجی از خوانندگان کافه در تابستان در بخش نظرات در کنار آقای مشایخی به عنوان بهترین نظردهندگان معرفی شدند. آخرین چالش رو هم با تبلیغات نرم کننده لطیفه در شبکه جم در صحن علنی کافه ارائه کرد. داورنیا دارای تحصیلات کارشناسی مهندسی صنایع از دانشگاه آزاد کرج و کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی با گرایش بازاریابی از دانشگاه علامه طباطبایی است و در حال حاضر هم در یکی از آژانسهای تبلیغاتی رده بالای مدعی فول سرویس بودن به نام کانون تبلیغات مات مشغول به فعالیت در زمینه IMC Plan و توسعه کسب و کار تبلیغاته و در کنارش به مشاوره بازاریابی و تبلیغات هم میپردازه. علاقه زیادی به تبلیغات داره و حتی دستی هم به سناریو نویسی تبلیغات اجتماعی تلویزیونی در زمینه سیگار برده. از مسیر تحصیلی و شغلی که تا به اینجا اومده خوشحاله و تاکید داره در یکی از بهترین دانشگاه های مدیریت ایران تحصیلات تکمیلیش رو گذرونده و همچنین معتقده آژانسش کیفیت بسیار بالایی رو در رسانه های تلویزیون و محیطی ارائه می کنه و هر روز در زمینه رسانه های دیگر خصوصا نوین در حال پیشرفته. به بهانه گفتگو با او و اگاهی از دیدگاهش با او به مضاحبه نشستیم

 

کافه بازاریابی: آقای داورنیا بذارید از سوالات رایج . مقدماتی یک مصاحبه بگذریم و بحث رو درباره دیدگاهتون نسبت به تبلیغات ایران شروع کنیم. دیدگاه شما به عنوان کسی که در صنعت تبلیغات فعالیت می کنه، نسبت به تبلیغات ایرانی چگونه است؟

راستش اول از همه نسبت به انرژی، هزینه و زمانی که برای تبلیغات ایران صرف می شه افسوس میخورم، چرا که چیزی بیش از اونچه که مخاطبان تصویر میکنن داره برای تبلیغات زحمت کشیده میشه، کانونهای تبلیغاتی و نیروهای انسانیشون وقت و انرژی زیادی رو صرف میکنن و برندها و سازمانها هزینه های گزاف.

 

کافه بازاریابی: پس مشکل رو کجا می بینی؟

مشکلی که اینجا هست اینه که نه تنها درصد کمی از نتایج دیده میشه بلکه در بسیاری از مواقع اون درصد کم هم به عنوان یک نتیجه مثبت بهش نگاه نمیشه و البته در اکثر موارد بی راه هم نیست.

 

کافه بازاریابی: یعنی به عنوان مثال در بخش ایده اصلا مشکلی نمی بینی؟

در تبلیغات ما ایده پردازی و اتاق فکر و … زیاده اما ایده ی ناب و منحصر به فرد کمه، تیزر با کیفیت و خوش ساخت کم نیست اما از یه طرف تیزرهای بی کیفیت هم تعدادشون قابل توجهه و از طرف دیگر اون با کیفیتاش هم جذابیت زیادی ندارند. فقط در تهران هزاران تابلوی تبلیغاتی داریم اما به ندرت تبلیغاتی اکران میشه که از دیدنش دهنمون باز بمونه و یا حتی از ته دل تحسینش کنیم. اکثر بسترهای تبلیغاتی خصوصا ابزارها مهیاست اما عکس العمل مخاطبان نشون داده به نسبت حجم تبلیغات در ایران، تبلیغات کمی در طی یک سال در ذهن مخاطب میمونه. ما استعدادهای قدرتمند و متعددی داریم اما پتانسیل واقعیشون دیده نمیشه.

 

کافه بازاریابی: با توجه به اینکه در دانشگاه و کتابهای دانشگاهی مثالها اکثرا کیس های ایده آل تبلیغات آمریکایی بوده و در نتیجه فارغ التحصیلان با دید متفاوتی وارد بازار کار میشن، شما جایگاه صنعت تبلیغات ایران رو در دنیا چطور می بینید؟

توی دانشگاه همیشه از کیس هایی مثل کوکاکولا، فورد، P&G و … حرف میزدیم و تبلیغات اونها رو میدیدیم، روشها و متدهای بازاریابی و تبلیغات بسیار جالب و ایده آل بودن. راستش الان همچنان بازاریابی و تبلیغات به همون اندازه برای من جذابیت داره البته درسته که واقعیت کاری، چیزی دیگری بود اما حقیقت اینه که همیشه بازاریابی و تبلیغات پل ارتباطی بین برند و مشتری و مخاطبشه و اصطلاحا یک تبلیغاتچی یا مشاور مارکتینگ و تبلیغات، آرشیتکت این پله. تبلیغات ایرانی با تبلیغات آمریکایی و اروپایی فاصله بسیار زیادی داره

 

کافه بازاریابی: خوب، این قبول که فاصله زیاده. دلیل این فاصله رو چی می دونی؟

یکی از مهمترین دلایلش هم اینه که برعکس اونها، برای برندها و صنعت تبلیغات ما، تبلیغات قبل از علم و هنر بازاریابی قرار میگیره. ما چیزی به نام مارکتینگ نداریم. دقیقا داستان همون کوه یخه که ۸۰ درصدش زیر آبه و ما فقط ۲۰ درصدش رو میبینیم. در ایران متاسفانه علی رغم فعالیت های مثبت و فراوانی که روی اون ۲۰ درصد میشه ولی در مورد اون ۸۰ درصد فقط در حد استفاده از نام سرفصلهای کتابهای بازاریابی، فعالیت میشه.

 

کافه بازاریابی: به عنوان نسل جوان صنعت تبلیغات ایران، چه چیزی از اون میخای؟

در تبلیغات ایران ما شرکتهای تبلیغاتی خوبی رو داریم و از طرف دیگه مشاوران بازاریابی و تبلیغات توانایی داریم، برندهای زیادی هم به دنبال تبلیغات هستن. به شخصه دوست دارم در این پتانسیل فعالیت کنم اما فضای تبلیغات ایران رو محدود به ابزارهایی که هست نبینم، ابزارهای تبلیغاتی ما در همه کمپینها و برنامه های بازاریابی و تبلیغات شامل تلویزیون، بیلبورد، روزنامه و مجلات و سایتها میشه.

 

کافه بازاریابی: مخالف این ابزار که نیستی؟

من اصلا مخالف این ابزارها نیستم و معتقدم بنا به نیاز باید حداکثر بهره رو از پتانسیل این ابزارها برد اما دوست دارم در برنامه های تبلیغاتی پیشنهادیم ابزارهای نو و حتی روشهای نو رو هم ببینم. میدونم که با تمام محدودیتهایی که ازش حرف میزنیم جا برای کار در صنعت تبلیغات بسیار زیاده و هنوز اول راه هستیم.

 

پاورقی: شما دوستان خوب کافه ای نظرتون در مورد سوالات مطرح شده چیه؟ چه به عنوان نسل نو و چه به عنوان با تجربه های جمع، چه به عنوان فعال در زمینه تبلیغات و چه به عنوان یک مخاطب. لطفا همگی مشارکت کنید بحث پرباری رو داشته باشیم.

هر سوال غیر شخصی که از آقای داورنیا دارید می توانید در بخش کامنتها بپرسید و ایشان هر لحظه فرصت کردند پاسخ می دهند


53 thoughts on “مصاحبه با شاهرخ داورنیا // نویسنده چالش برانگیزترین مطالب کافه بازاریابی”

  1. آقای مجتبی محمدیان ممنون از شما و جناب داورنیای عزیز. اگر امکان دارد یک سوال دیگر هم اضافه کنید که عبارت است از : هر سوال غیر شخصی که از آقای داورنیا دارید می توانید در بخش کامنتها بپرسید و ایشان هر لحظه فرصت کردند پاسخ می دهند.

  2. سلام
    در ابتدا تبریک می‌گم به آقای داورنیا به خاطر انتشار مصاحبه‌شون در کافه بازاریابی و براشون آرزوی موفقیت می‌کنم.
    در مورد سوالات مطرح شده چند تا نکته به نظرم می‌رسه:
    1- اول اینکه از اونجایی که جنس تبلیغات از جنس خدماته، چیزی که این صنعت بیشتر از هر چیز دیگه بهش نیاز داره نیروی متخصص و خوش‌فکره.
    در واقع دوست دارم کمی از دیدگاه مدیریت منابع انسانی به این موضوع نگاه کنم .. نیروی انسانی یک آژانس تبلیغاتی به عنوان باارزش‌ترین داشته اون غیر از داشتن تخصص و دانش نیاز داره که بهش اعتماد بشه و فضا برای ایده‌پردازی و خلاقیت بهش داده بشه.
    مطمئنا فضای ذهنی کسی که ایده پردازی می‌کنه یا درگیر خلق یه ایده تبلیغاتیه واگراتر از اونه که بتونه تمام جنبه های امر رو به خوبی مدیریت کنه و اینجاست که نقش مدیران ما به عنوان کسانی که باید این عرصه رو هدایت و رهبری کنن پررنگ می‌شه.
    البته اگه بشه اونها رو از آفت “همه چیز دان بودن” مبرا کرد !!
    2- در چند سال اخیر اتفاقات خوبی توی تبلیغات داخلی افتاده .. کاش فرصتی کنیم و این دستاوردها رو توی یک کتاب یا مجموعه جمع‌آوری کنیم تا بشه از اونها به عنوان کیس در کلاس های بازاریابی استفاده کرد. البته فکر می‌کنم کافه بازاریابی داره تا حد زیادی این خلا رو پر می‌کنه، اما نیازه که این مثال ها برای جامعه بزرگ‌تری مطرح بشن.
    3- در مورد اینکه مارکتینگ در ایران از حد یک اسم فراتر نرفته با آقای داورنیا موافقم، به شخصه شاهد بودم که مدیران سازمان های ما برای تبلیغ اشتیاق زیادی نشون می‌دن اما وقتی صحبت به تدوین استراتژی و تدوین اهداف می‌رسه، این چیزها رو تشریفاتی قلمداد می‌کنن.
    امیدوارم که با وجود مشاورهای بازاریابی باسواد و خبره بتونیم این مشکلات رو پشت سر بذاریم و شاهد افق‌های خیلی روشن‌تری برای تبلیغات ایران باشیم.

  3. با سلام دوست عزیز
    میشه در مورد شعار جند شرکت بزرگ در امر بازاریابی که انتخاب کردند بنویسید و موفق بوده اند ؟
    چند راهکار برای پیشرفت بازاریابی تبلیغات در زمان اکنونی اریه بدن اگر امکانش هست ؟
    سیر روند تبلیغات در کشور را با استفاده ازنمودار را اگر زحمت نیست بفرماییند؟
    اینده شرکت های تبلیغاتی ؟
    سوال اخر
    ایا شرکت های تبلیغاتی های معروف در ایران را اگر امکانش هست بفرماییند؟و دلایل موفقیتشان در این حرفه ؟

    ممنون میشم دوست عزیز هر چه زودتر جواب بدید چون ضرروی هستش
    و اگر مفاله ای وکتابی در این زمینه برای راهنمایی بیشتر سراغ دارید ممنون میشم ارایه بدید

    خداقوت

    1. سلام به محمد حسین عزیز
      سری سوالهای جالبی رو پرسیدید. تشکر میکنم. راستش اگر منظورتون اینه من برای شرکتی شعار طراحی کرده باشم باید بگم متاسفانه این اتفاق نیافتاده. فکر میکنم بهترین راه کارم این باشه که هم شرکتها و هم مشاوران و کانونهای تبلیغاتی، بازاریابی رو قبل از تبلیغات بذاریم و تبلیغات رو جزئی از 8 فاکتور اصلی ارتباطات بازاریابی یکپارچه بگذاریم. در خصوص آینده شرکتهای تبلیغاتی هم کانونهایی موفقترند روشهای نوین بازاریابی و تبلیغات رو به مشتریانشون عرضه کنن.
      برای کسب اطلاعات در خصوص شرکتهای تبلیغاتی هم پیشنهاد میکنم سری به مطلب بهترین برند شرکتهای تبلیغاتی در لینک زیر بزنید
      http://kafemarketing.com/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA%DB%8C/

  4. با سلام و وقت بخير
    آقاي داورنيا يك اخلاق بسيار خوب دارند اون هم اينه كه از مطلبي كه ميذارن خيلي خوب مراقبت ميكنند.
    سريع به هر كامنتي كه بچه ها ميذارن جواب ميدن
    احساس مسئوليتشون رو از همين فاصله هاي دور هم ميشه متوجه شد
    براشون آرزوي بهترين ها رو داريم

  5. با سلام به شاهرخ خان داورنیا

    من سوال خاصی ندارم چون هر سوالی باشه بغل دستمی خودم ازت میپرسم!!! فقط خواستم از همین تریبون اعلام کنم که مطمئنم یه روزی از اینکه در کنار شاهرخ داورنیا مینشستم بعنوان یکی از افتخارات زندگیم یاد میکنم.

    والسلام…

        1. سلام جناب دکتر. والا گفتیم ریا نشه استاد ((:
          چون به هر کسی میگم باور نمیکنه میگه به قیافت نمیخوره دیگه منم پذیرفتم که نمیخوره!!!
          به هر حال ممنون از لطف و بزرگواریه شما.

      1. آقا فضای خیلی احساسی شده. این یکی از مزایای کافه بازاریابیه که دوستان میتونن علاوه بر نقد و بررسی و مباحث علمی، به راحتی احساساتشونو ابراز کنن ((:

  6. با سلام
    من از استادم جناب دکتر محمدیان عزیز که زمینه این مصاحبه رو فراهم کردن و آقای مجتبی محمدیان عزیز برای فراهم کردن این مصاحبه نهایت تشکر رو دارم و میدونم که افتخار ارزشمندی نصیبم شده.
    از حمایت کافه بازاریابی از بازاریابی و خصوصا جوان ها در این حوزه بسیار سپاسگزارم

  7. سلام خدمت اهالی خوب کافه
    فکر میکنم شرط اصلی موفقیت در هر کاری قبل از هرچیز علاقه و اعتقاد به کاری هست که انجام میدیم و این شرط می تونه وجه تمایز انسانهای موفق و ناموفق باشه. و من این موضوع رو در همه نوشته های آقای داورنیا می بینم و فکر میکنم فارغ از تخصص و دانش ایشون در زمینه تبلیغات این مسئله بیشتر از هر چیزی باعث میشه مطالبشون خوندنی و پر نظر باشه. با دیدن آدمهای اینچنین حرفه ای و متخصص واقعا به آینده تبلیغات امیدوار میشم:)
    در زمینه مسائلی که مطرح کردید از اونجایی که خودم تا حد زیادی در جریان اتفاقات تبلیغات هستم فکر میکنم مشکل عمده اینه که ما بیشتر از اونی که دنبال ارائه کارهای ماندگار و جذاب باشیم به دنبال فروش صرف هستیم. و از اونجایی که ad liking= ad succses دیدگاه بازاری به حرفه تبلیغات باعث دیدن کارهایی میشه که هممون ازش ناراضی هستیم.
    براتون ارزوی موفقیت روز افزون دارم:)

  8. درود بر عزیزان و سروران کافه بازاریابی ! شاهرخ جان تبریک عرض می کنم ! به جد آینده بسیار بسیار روشنی رو در آینده برای شما می شه تصویر کرد ! فکر و بیان خارج از چهارچوبهای قالب فکری و چالش برانگیز و آسیب شناسی مرحله ای و حسن ارتباط گیری حتی در فضای مجازی از شاهرخ داورنیا یک نماد از استعداد رو ساخته که مطمئنا موفقیت های چشمگیری رو در آینده براش رقم میزنه ! از اینکه این فضا باعث آشنایی حقیر با اساتیدی چون شما شده خداوند رو شاکرم و همچنین نهایت تشکر رو از جناب دکتر ، آقای مجتبی محمدیان و جناب حسینی دارم ! موفق و پاینده و پیروز باشید !

    1. سلام به مسعود مشایخی عزیز
      شما همیشه به من لطف زیادی دارید و حرفهاتون بسیار روحیه بخشه. اختیار دارید جناب دکتر. من مطالب بسیار زیادی رو از نظرات و مطالب پربار شما یادگرفتم.
      بسیار ممنونم و آرزوی سالی پر از موفقیت و خوشی رو برای شما دارم

  9. سلام به تمام بزرگواران و دوست خوبم شاهرخ،
    من فکر میکنم توی هر زمینه ای علاقه و لذت بردن از کار، مهم ترین عامل برای پیشرفت هست. شاهرخ جان خوشحالم که این زمینه برای تو فراهمه.
    راستش در حال حاضر با هر تحصیل کرده ی رشته ی بازاریابی صحبت میشه میگه که توی ایران بازاریابی به معنی واقعی وجود نداره و هزار تا دلیل دیگه برای ادامه دادن مسیر اشتباهی که همه بهش اذعان دارند.
    میخوام بدونم شاهرخ عزیز چه روندی رو توی برنامه کاریش داره تا مسیر صحیح بازاریابی رو طی کنه، و چطور تونسته توی شرکتی که مشغول به فعالیت هست مغلوب روشها و بستر نادرست نشه؟
    چند روز پیش مصاحبه ای با مدیر روابط عمومی یکی از بزرگترین هلدینگ ها میخوندم، فقط به عدم درک صحیح بازاریابی و کارایی اون اشاره کرده بود و تقریبا تسلیم شرایط پیش رو بود یا لااقل این شرایط رو بهانه ای برای تلاش کردن و فعالیت صحیح قرار داده بود! واقعا تعجب کردم و کمی هم نگران شدم البته! (هم برای شرایط بازاریابی و البته بیشتر برای اون هلدینگ!!)

    1. سلام به حامد عزیز دوست قدیمی و خوبم
      خیلی ممنونم از لطفت حامد جان. راستش رو بخوای من خودمم همیشه این موضوع توی ذهنم هست که چطور باید با این موضوع برخورد کنم. تا الان چیزی که در ذهنم هست اینه که باید هم خواسته صنعت بازاریابی ایرانی رو شناخت هم نیازشو. خواسته صنعت بازاریابی ایرانی میگه تبلیغات باید پیشونی بازاریابی باشه و بودجه اصلی برای اونه. نیاز بازاریابی ایرانی میگه باید مباحث بازاریابی رو عملی کرد و مدیران رو متقاعد کرد که بازاریابی خیلی از مباحثش در بلند مدت اتفاق می افته. نیاز بازاریابی میگه حرکتی که میهن برای اینستاگرامش میکنه، PR و توزیعی که دیجی کالا میکنه و خیلی از کارهای مثبت دیگه در حوزه ها مختلف بازاریابی، میتونه و باید انجام بشه. مقاومت در برابرش هست اما لازمه.
      اتفاقا حامد جان به نظر من الان صنعت بازاریابی ما در پارادایم قرار گرفته. خیلی اتفاقات کوچیک و بزرگ مثبتی داره می افته. شاید کم سو و کم اثر توی اونها زیاد باشن اما به نظرم میتونیم منتظر روزهای بهتری باشیم. البته فکر میکنم مهمترین موضوع اینه که خودمونم کیس ها و الگوهای موفق و غیر موفق ایرانی و خارجی رو بررسی کنیم و به دنبال راه حلهای جدید و کم هزینه تر و اثربخش تر باشیم. به نظرم هزینه های بسیار بالای تبلیغات روتین، مسیر رو برای راهکارهای جدید و کم هزینه هموار میکنه.
      نظرت خودت در این خصوص چیه حامد جان؟

      1. معذرت میخوام که اینقد دیر بهت جواب میدم،
        من فکر میکنم نقش اصلی رو مدیران مجموعه ها و شرکت ها بازی میکنند، در واقع یا باید به جایگاهی برسیم که نقش تاثیر گذاری روی تصمیمات اونها داشته باشیم و یا روند آگاهی بخشی بازاریابی رو به سمتی هدایت کنیم که نوع نگاه مدیران به بازاریابی همسو و هم جهت با نگاه بازاریابان باشه! این مسیر ساده نیست و فکر میکنم مستلزم زمان باشه.
        گرچه کارهای خلاقانه ی بازاریابی که کارایی لازم رو داشته باشه و دیده بشه، این مسیر رو قطعا کوتاه میکنه.

  10. ورود جوونای باسواد و خلاق مثل آقای داورنیا به عرصه تبلیغات و مارکتینگ باعث دلگرمیه، مخصوصا طراحی های اخیری که از کانون مات در خصوص تبلیغات برند دوو دیدم خیلی لذت بخش بود.
    مزیت رقابتی آقای داورنیا از مطالبی که از ایشان خواندم اینه که ایشان نگاه ایرانی به تبلیغات و صنعت بازاریابی ایرانی رو همیشه داشتند. خوشحالم که در یک دانشگاه و در یک رشته تحصیل کردیم!

  11. ازین که در جمع خوبانی همچون شاهرخ ، حامد شهسواری،ارمان دیلمی، صادق اسحاقی،و خانم کریمپور و وحیدی نیا و باستانی (دوستانی رو ذکر کردم که تو کافه دیدمشون و بقیه دوستان احتمالا میشناسنشون) و در محضر استاد عزیز دکتر محمدیان کسب علم کردم خیلی خیلی خوشحال و مسرورم. کلن ما دوست داریم شاهرخ جان:)

  12. سلام خدمت دوست خوبم جناب آقای داورنیا
    چند منظوره تبریک می گم بهت، اول اینکه قلمت رو دوست دارم و پی گیرم ( هرچند که همیشه نظراتم رو نمی زارم 🙂 ولی همیشه دیدگاهت رو می خونم) دوم اینکه ذهن پویایی داری و سوم اینکه در حوزه ای که بهش علاقه مندی فعالی و این باعث خوشحالیه…
    فکر کنم همه منتظر نقدهای بعدی شما هستن
    موفق تر! باشی

    1. سلام به صادق اسحاقی عزیز
      عذر میخوام که انقدر دیر این کامنت رو دیدم. خیلی ممنونم از لطفی که به من داری. کامنتت انرژی خوبی بهم داد. ممنونم و من هم برای شما آرزوی موفقیت های روز افزون در زندگی و کسب و کارهات رو دار دارم.
      شاد و موفق باشی

  13. سلام آقای داورنیا
    بسیار مسرورم که در چنین زمینه تخصصی که خوشبختانه جای صحبت در کشور عزیزمان را تا حد زیادی داراست، مصاحبه ای از شما می خوانم.
    در زمینه صحبتهای شما خواستم مطلبی در زمینه کپی برداری و تاثیر تکرر یک تیزر بر مخاطب بگویم. در دهه های اخیر از آنجا که حجم زیادی از تبلیغات کشورمان کپی برداری از تیزرهای دیگر کشورهاست و یا بسیار نزدیک به آنها ساخته شده است و چون حجم این تیزرها بالا است متاسفانه تیزرهای ساخت افکار ناب جوانان ایرانی بدلیل تعداد کم آنها از طرف مخاطب نادیده گرفته می شود.
    از طرفی باید یادآور شد که تاثیر تیزرهای تبلیغاتی در مخاطبین رسانه های کشورمان بیشتر بدلیل تکرر تیزرها می باشد تا کیفیت آنها که این امر متاسفانه برای گروه بارایابی در بخش تبلیغات ما زیاد اتفاق خوبی نمی باشد.
    به امید تجاری شدن افکار ناب تبلیغات در ایران

    1. سلام به خانم دکتر وحیده طبسی
      بسیار خوشحالم که کامنت شما رو در زیر این مطلب میبینم اما متاسفانه خیلی دیر دیدم. اما در هر حال متشکرم.
      به نکات ارزشمندی اشاره کردید و همینطوره که شما اشاره داشتید. البته به شخصه معتقدم که تبلیغات ایرانی در مرحله گذری قرار گرفته شاید سردرگمی هاش بیشتر از راه راست رفتنش باشه. اما معتقدم که راه رو داره طی میکنه.
      امیدوارم افکار نابی که اشاره کردید زودتر و بیشتر دیده بشن
      با سپاس فراوان از شما و آرزوی شادی و موفقیت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *