نیسان آبی // این بار “فروشگاه برند کفش ورزشی” سوژه یک خاطره شده است // خاطره ای از آقای خطیبی

مشخصا می توان گفت رفته رفته برندگرایی بین نسل جوان به عنوان یک رفتار رایج شناخته می شود. همین موضوع رونق فروشگاهای برندهای مختلف به ویژه پوشاک را توجیه می کند. از جمله فروشگاههای پوشک ورزشی که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود و محصولاتشان هم محبویت خوبی بین مخاطبانشان دارد. در این بین اما همیشه همه چیز به خوبی پیش نمی رود. با هم خاطره خانم یا اقای خطیبی رو می خوانیم که می گویند: 

تجربه خرید از فروشگاه‌های برند کفش ورزشی مثل سالامون، ریبوک، اسکچرز، نایک برای همه ما کم و بیش اتفاق می افتد. متأسفانه اکثر مواقع من یا دوستانم که به این فروشگاهها مراجعه می‌کنیم رفتار نامتعارف جدیدی به‌عنوان فروشنده از هر یک از این فروشگاهها می‌بینم. برخی از این موارد برای خود من اتفاق نیفتاده اما به‌واسطه حضور و دقت در نحوه برخورد آن‌ها موارد ذیل به نظرم می رسد که در بخش نیسان آبی آن را برای شما می نویسم.

۱- هنگام ورود به فروشگاه اکثر کارکنان آنجا از صندوق دار گرفته تا فروشنده ها و… سلام گرمی دارند.
۲- اگر بعد از امتحان یک یا دو مدل کفش (نه بیشتر) مدلی را نپسندی و بخواهی در فرصت بعد خرید کنی یا از برند دیگری بازدید کنی رفتار و نگاه نامناسبی را دریافت می‌کنی! و بدون خوش‌آمد گویی گرم و نگاه‌های نامناسب و گاهی پوزخند، از فروشگاه بدرقه‌ات می‌کنند؛ و بعد از این که مشتری از فروشگاه خارج شد مورد قضاوت قرار می‌گیرد.
۳- اما شکل دیگری نیز وجود دارد و آن هم بعد از خرید است که رنگ به رخسارشان می آید و بشدت مورد احترام و تکریم هستی. معمولاً شماره تماسی می‌دهند و یا به‌عنوان مشتری شماره‌ای می‌گیرند برای دریافت اخبار حراجی یا محصولات جدید (که هیچ‌وقت چنین اخباری دریافت نمی‌شود.)
۴- اگر مشتری که در سال چند بار از ایشان خرید کند در فروشگاه باشد، اکثر فروشنده‌ها مشغول ارائه نمونه و مدل‌ها و گفتگو راجع به آب‌وهوا و سفر و… با آن‌ها هستند و مشتری جدید باید منتظر باشد تا حضورش در فروشگاه دیده شود. فروشنده‌های جالبی هستند! متأسفانه اکثر شعبه‌ها همین مسئله‌دارند.
به نظرم من این برند محصول و تولیدکننده آن است که بزرگ و معتبر است، این‌که فروشنده یک برند فلان و بهمان هستید باعث برتری شما نسبت به خریدار نیست! لباس‌های متحدالشکل دارند، اما فراموش می‌کنند. فروشنده و حتی خودشان را آموزش دهند. خریدار به هر دلیلی برای خرید و بازدید از محصولات مراجعه می‌کند، قرار نیست حتماً و در همان لحظه خرید داشته باشد.

به این مورد هم توجه کنید: علت خرید این محصولات کیفیت کفی و استانداردهایی است که رعایت شده اما جدیداً و اگر دقت نکنید برخی از شعب اصلی بین مدل‌های اصلی کفش فیک را هم ارائه می دهند که بعد از اینکه متوجه قضیه شده ام و با گفتن آن به فروشنده ایشان فقط لبخند زده اند. لبخند صادقانه ای بود!


6 thoughts on “نیسان آبی // این بار “فروشگاه برند کفش ورزشی” سوژه یک خاطره شده است // خاطره ای از آقای خطیبی”

  1. نجربه شخصی من از برخورد با این برندها نه همراه که در اکثر موارد خوب بوده است. اگر دقیقا مشخص می کردید چه برند یا برندهایی چنین رفتاری دارند بیشتر می شد درباره ان بحث کرد.

  2. از همه دوستانی که برای بخش نیسان آبی مطلب می فرستند خواهش می کنم که برند را مشخص کنند در غیر این صورت می شود یک مطلب کلی .
    ضمنا من هم به فروش محصول قلابی و فیک در فروشگاههای برند ایرانی پی برده ام و حتی غیر مستقیم هم عنوان کرده ام که باعث تاسف است

  3. چند تجربه هم من در این گونه فروشگاه ها دارم:
    ۱- اگر سر و وضع آدم پولدار را نداشته باشی، خیلی تو را تحویل نمی گیرند. البته شاید به این دلیل باشد که خیلی ها ممکن است از سر تفنن و کنجکاوی به این فروشگاه ها سر بزنند و خرید نکنند و به همین دلیل معیار مشتری بودن و یا نبودن رااز نوع لباس و سر و وضع تشخیص می دهند.
    ۲- اگر دور کالاهای ارزان باشید، زیاد توجهی به شما نمی شود.
    ۳- در هنگام حضور خانمها، فروشندگان مرد توجه بیشتری به آنها دارند و کمتر به سایر مشتریان می پردازند. این مسئله جای بررسی جدی دارد.

  4. فروشندگانی که در این برندها هستند معمولا از جوانانی تشکیل می شوند که به صورت پاره وقت در این مراکز مشغول له کار هستند و اکثرا هم از طبقه متوسط به بالا انتخاب می شوند و به نوعی عشق مارک و برندباز(البته نه اصطلاح علمی) هستند. تفکر غالبشان نارسیسیم برند وطبقه اجتماعی است و نوعی از اصحاب داشته و مصرف گرا هستند که همین باعث می شود کسانی که از این قشر نیستند حس خوبی در این مراکز پیدا نکنند. این افراد علاوه بر بی تجربگی در ارتباط از فقدان تخصص لازم برای فروش برخوردارند و همین باعث می شود که گاه و بیگاه رفتارهای دور از اداب در پس پرده از ایشان مشاهده شود که متاسفانه مشتری ها خیلی خوب این سیگنال ها را دریافت می کنند ولی با توجه به اینکه استراتژی این برند ها تارگت خاصی است و برایشان گروه هدف مشخص اهمیت دارد مدیریت خیلی به این رفتارها با سایر مشتری ها بها نمی دهد و سعی در جذب مشتری گروه هدف است که از جنس و قماش خاصی هستند و کاملا مشخص است که رفتار پرسنل در مواجهه با این افراد دوگانه می شود. من تنها در فروشگاه های اکو و دنیلی رفتار مناسب و مبتنی براحترام از فروشندگان در اکثر شعبات دیدم ولی در فروشگاههای برندهای ورزشی حق را به جناب خطیبی می دهم که حس رضایت از برخورد پرسنل نداشته باشند. و البته این سوال برایم بوده که آیا ما حق داریم چون مشتری جزو تارگت و گروه هدف ما نیست به راحتی انکارش کنیم ؟ و چه کسی صلاحیت قضاوت دارد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *