کافه بازاریابی اعتقاد دارد دانش و تجربه ای ارزشمند در بین مدیران آژانس های تبلیغاتی برجسته کشور است که می تواند برای همه فعالان جوان و علاقه مندان به تبلیغات کلاس درس باشد. از این رو کافه بازاریابی قصد دارد هر بار به بهانه ای خاص به گفتگویی با مدیران ارشد آژانس های فعال و برجسته کشور بپردازد. برای اولین مصاحبه به بهانه آگهی های فرهنگی و کنکاش نگاه فرهنگی یک مدیر، بـــــا آقای بابک بادکوبه مدیر آژانس تبلیغاتی بادکـــوبه ترتیب دادیم. محور اصلی گفتگو رویکرد فرهنگی آژانس بادکوبه و چگونگی ساخت این آگهی ها بود با این حال در لابه لای بحث ها در مورد موضوعات مختلف نیز صحبت شد. قسمت دوم این گفتگو را با هم بخوانیم.
برای خواندن قسمت اول گفتگو اینجا کلیک کنید.
کل گفتگو (خلاصه نشده) در قالب یک فایل کامل ۱۱ صفحه ای در پایان همین قسمت در اختیار شما قرار خواهد گرفت. خواندن این مصاحبه ها را از دست ندهید که حاوی اطلاعات جذاب، تامل برانگیز و راهگشاست.
….. چند تیتر از این مصاحبه …..
-
تیزری که برای تیم ملی ساختیم به جشنواره کن هم رفت و جزء سه کار برتر جشنواره کن شد، به علت تحریم ها ما رو حذف کردند.
-
ما افتخار این رو داریم که به تمام خیریه هایی که بتوانند وارد آژانس بادکوبه بشوند، رایگان مشاوره می دیم.
-
اصولا مشتری هایی که پیش ما میان دغدغه فرهنگی هم دارند، اون ها هم به بهتر کردن زندگی بشر احترامی می گذارند.
-
…[در زمان جام جهانی فوتبال] ما بیایم به عنوان جامعه شناس، روان شناس و ژورنالیست جامعه، کانتکست رو عوض کنیم. کسی که این دیالوگ رو فهمید و خیلی هوشمندانه گرفت خود “کارلوس کی روش“ بود.
در قسمت قبل، از سابقه فرهنگی آژانس، فعالیت های اولیه فرهنگی دست اندرکاران آژانس و برخی رویکردهای فرهنگی گفته شد و لیستی از موضوعات فرهنگی که آگهی آن ساخته شده را از نظر گذراندیم. اما ادامه گفتگو …
کافه بازاریابی: سوالی که برای من پیش میاد نگاه مشتری های تجاری شما به آژانس بادکوبست. آیا مشتری ها تون از اینکه با آژانسی دارند کار می کنند که این دغدغه هارو دارند، خوشحال ترند؟ مزیت برای شما به حساب میاد؟ شما توی جلساتتون میگید که راجع به کارهای فرهنگی کار میکنید؟
جنس با جنس جور میشه. نه خیلی از مشتری ها سمت ما نمیان. ما هم خیلی از این موضوع استقبال میکنیم. مشتری هایی که سوسیس کالباس دارند، چیپس دارند، پفک دارند یا توی کالاشون استفاده میکند یا مشتری هایی که اصول اخلاقی و انسانی رو رعایت نمی کنند، یا کالای خوب تولید نمی کنند، کلا ما رو دوست ندارند و قشنگ میدونم کدوم آژانس میرن. میرند یک آژانس دیگه. اصولا مشتری هایی که پیش ما میان، اون ها هم دغدغه فرهنگی دارند، اون ها هم به بشریت علاقه دارند، اون ها هم به بهتر کردن زندگی بشر احترامی می گذارند و هم زبان هستیم با هم.
کافه بازاریابی: با این تغییر ذائقه مخاطب که داریم میریم به سمت شبکه های اجتماعی شما اون ماموریت فرهنگیتون رو چطور میخواهید تغییر بدهید؟
ما به شدت، ۴ ساله تقریبا با کم و زیادش، داریم روی دیجیتال مارکتنیگ کار میکنیم و دو سال پیاپی هم هست که داریم جایزه میگیریم. ما اومدیم یک تیزر برای تیم ملی ایران ساختیم، تیزر رو برای ورزات ورزش ساختیم. دادیم به شبکه ۳ پخش کرد، عادل فردوسی پور پخش کرد، دادیم شبکه دو پخش کرد، سه روز بعد از وزارت ورزش اجازه گرفتیم، گذاشتیم توی آپارات، و تمام شبکه های خارجی که اسم آوردم، اومدن از توی آپارات این رو دانلود کردن و به نفع جمهوری اسلامی ایران و تیم ملی این رو پخشش کردند. این رو بذار کنار، خود این موردکاوی تیم ملی که جشنواره لاینکس هم رفت و جزء سه کار برتر جشنواره کن شد، به علت تحریم ها ما رو حذف کردند، که خبرش رو هم خبرگزاری ها کار کردند، که چرا؟ چطور فیلم سینمایی هامون تحریم نیست حالا تبلیغاتمون تحریم شد. ولی میدونم به خاطر یک مدیر عرب بود که اون باعث شده بود که باید ایران حذف شه. این آگهی در اینترنت موفق شد که در عرض دو هفته یک میلیون بار در معرض پیام قرار بگیره که الان توی یوتیوب و آپارات و فیس بوک وجود داره این کار. همین کار رو برای مشتری هامون هم کردیم. یعنی ما ماکارونی مک رو خیلی توی دیجیتال قدتمند کردیم، محصولات غذایی برتر رو این کارو کردیم، چای شهرزاد رو این کارو کردیم، آپ، کمپین آسان پرداخت، کمیپن های خیلی بزرگی ما توی دیجیتال براش برگزار کردیم، خیلی موفق بوده و تونستیم این ها رو به هم لینک بدیم. ما ۴ سال توی دیجیتال مارکتینگ شروع کردیم و در این راستا به یک موفقیت هایی هم تقریبا رسیدیم.
کافه بازاریابی: شما در بین بحثتون گفتید شما از وزارت ورزش اجازه گرفتید که این رو پخش کنید، در صورتی که به نظرم خیلی مشتاق هم باید باشند. موضوعات رو چطوری انتخاب میکنید؟ خود ارگان ها سفارش میدهند؟ چون الان نصف این موضوعاتی که دارید کار میکنید خودش بانی داره. وزارت ورزش بجای اینکه خودش بیاد ورود پیدا کنه، به برندی اومده براش کار کرده باید استقبال هم بکنه. چرا این اتفاق می افته؟
اون ها خیلی گرفتارند و به علت سیستم ها و روند ها توی ارگان ها و سازمان های دولتی و غیردولتی ما خیلی اون ها گرفتارند و اون ها اصلا تمرکز این کارو ندارند. چندروز پیش دیدم آقای پیروانی گفت ما پیراهن نداریم، لباس تیم ملی ما آماده نیست. حالا مدیریت یا گروهی که لباس تیم ملی رو هنوز نتونسته تعبیه کنه و آماده کنه، چطور میتونه فکر کنه به روان بازیکن ها؟ اتفاق این بود که ما با وزارت ورزش صحبت کردیم، گفتیم که آقا این گروه تیم ملی که افتاده خیلی قوی هستند، گفتیم که این ها روحیه شون خرابه. اتفاقا با کیروش صحبت کردیم، کیروش گفتش که حتی دو تا از دفاع های ما حالت ضعف گرفته شون. بعد گفتیم خب، ما بیایم به عنوان جامعه شناس، روان شناس و ژورنالیست جامعه، کانتکست رو عوض کنیم. کسی که این دیالوگ رو فهمید و خیلی هوشمندانه گرفت خود کیروش بود. گفت آره این تغییر کانتکست و تغییر بستر خیلی قدرت میده. گفتم بیاید ما بازی رو از برد و باخت تبدیل بشه به لذت بازی. کیروش گفت دوستش دارم. فیلم نامه ش رو بنویسید. داشتن میرفتن اتریش برای اردو تازه. فیلم نامه ش رو پویا بادکوبه با کمک من نوشت در مورد تغییر کانتکست مردم از بردن به لذت بردن نه بازی بردن. بعد کیروش که از اتریش برگشت ما این رو بهش دادیم اینقدر که توی فشار عصبی بودند گفت اصلا فراموش کنید؛ نمیخوام. تمام شد دیگه گفت ما نمیخواهیم و خداحافظ. یهو ساعت هفت شب بود مترجم کیروش با برادر من تماس گرفت که کیروش میگه بیاید این رو بسازید. بعد گفتیم باشه ما فردا میایم گفت فردا نه ما پنج صبح میریم. میخواهیم بریم برزیل. دیگه تیم رو ما جمع کردیم از استدیو تولید بادکوبه رفتن هتل آزادی و خداوکیلی هتل آزادی هم همکاری کرد؛ یک اتاق به ما داد، ما اتاق رو کردیم پلاتو و بک گراند و زدیم و نورپردازی کردیم؛ حالا ۹ شب هست و بازیکن ها خوابیدن. ۵ صبح میخوان برند. مدیر تولید ما آقای ذنوزی دونه دونه میرفت اتاق این بازیکن ها اینا رو بوس میکرد و ماساژ میداد و که آقا پاشو، بیدار شو و لباس تنشون میکرد و میاورد جلوی دوریبن. این ها هم جلوی دوربین وامیستادن و میگفتیم این متن رو بگو.
کافه بازاریابی: یعنی بازیکن های تیم ملی از ماحصل کار از قبل خبر نداشتن؟
اصلا نمیدونستن چیه. فقط میگفتیم فقط این جمله رو بگو. اون بنده خداها هم این جمله رو میگفتن و میرفتند. بعد این تیزر ساخته شد، کیروش دید، خودش هم بازی کرد توی تیزر. بعد ما اومدیم این رو ادیت کردیم و خدا رو شکر تاثیر خیلی خوبی هم توی ذهن مردم داشت که آقا برد و باخت مهم نیست. مهم اینه که باهم خوشحال میشویم و باهم غمگین. شما دیدید از آرژانتین باختیم اما ملت جشن گرفتند توی خیابان. مردم فهمیدند که لذتش مهمه حالا باخت و برد حالا غصه بخوری که چی بشه؟ و خیلی مورد کاوی خوبی بود و ما وظیفه داشتیم از وزارت ورزش که بالاخره که صاحب فدراسیون فوتبال هست اجازه بگیریم و گرفتیم و بعد شبکه ها پخش کردند، و ما اول دادیم به شبکه های ایران و بعد میدونستیم بگذاریم شبکه های اجتماعی، سریع میره. حتی پیامی که تیم ملی داد از برزیل این بود که میشه این رو انگلیسی هم بکنید؟ ما این رو انگلیسی هم کردیم و از طریق یوتیوب ارسال کردیم برای رقبای ایران. که آرژانتین بود.
ما افتخار این رو داریم که به تمام خیریه هایی که بتونند وارد آژانس بادکوبه بشوند، رایگان مشاوره میدیم. به طور مثال زنجیره امید، سه چهار سال هست که رایگان افتخار داریم که در خدمتشون باشیم. محک، در خدمت شون هستیم و همین الان که من دارم با شما صحبت میکنم برای محک داره یک تیزر تولید میشه. طلوع، افتخار داریم به اون ها مشاوره میدیم و واقعا ما افتخار داریم که به اون ها مشاوره میدیم. بهنام دهش پور، مشاوره میدیم. و کمیته امداد. افتخار داریم بهش مشاوره میدیم و سال هاست، الان هم که آقای فتاح اومده، پرقدرت تر و با انرژی تر. یعنی آژانس بادکوبه همیشه یک لاین داره برای خیریه ها.
کافه بازاریابی: بار مالی که داره براشون…
نه دیگه
کافه بازاریابی: اینجوری باشه که از فردا همه خیریه ها میان…
نه دیگه ورود یعنی باید وارد شوند. یعنی مثلا زنجیره امید رو ما رزومه ش رو بررسی میکنیم، عملکردش رو بررسی میکنیم، نیازهایی که داره رو بررسی میکنیم، عملکردش اوکی باشه. مثلا الان محک، مورد تایید ماست زنجیره امید مورد تایید ماست. کمیته امداد مورد تایید ماست. بعد اگر خودشون مایل باشند، پول بدهند ما رد نمی کنیم.
کافه بازاریابی: … و فقط هم مشاوره ش رایگانه دیگه، قسمت های دیگه ش که رایگان نیست. درسته؟
نه ما اگر تیزر بسازیم رایگان میسازیم برای محک ولی مثلا زنجیره امید گفت من برای تیزرم پول میدم، چاپ ها رو رایگان انجام بدید، قبول کردیم. اگر بخواهند پول بدهند ما نمیگیم پول ندید، ولی اگر واقعا بودجه ای برای این کار نداشته باشند، ما از اون سقف بودجه ای که توی آژانسمون تعریف شده بابت خیریه، از اون برمیداریم.
عزیزی: مشتاقم بدونم که در آینده خیلی نزدیک چند تا کار فرهنگی می بینیم؟ کار محک که داره ساخته میشه و به امید خدا می بینیمش، کار دیگه الان در دست ساخت دارید؟
ما مدام داریم کار فرهنگی میکنیم. ما الان برای کمیته امداد داریم تیزر میسازیم، برای محک داریم تیزر میسازیم. برای زنجیره امید قراره تیزر بسازیم و برای ایدز از طرف وزارت بهداشت قراره تیزر بسازیم و این ها کارهای فرهنگی ماست.
کافه بازاریابی: این آگهی کمیته امداد فک کنم ویروسی ترین آگهی فرهنگی شما بود؟
کمیته امداد بادکوبه با تمام وجودش، با تمام قامتش وارد شده. یعنی وقتی آقای فتاح آمدند کمیته امداد، میدونید کمیته امداد خیلی نهاد محترم و ارزشمندیه، و خیلی لطمه دیده و خیلی مظلوم واقع شده در ذهن مردم. ما تمام قد وایسادیم پشت خیریه هایی مثل محک، زنجیره امید، کمیته امداد، که علمی و اصولی بتونند. مثلا خود محک، خانم کامکار، اونجا مدیر روابط عمومی هستند که دختر استاد کامکار بزرگ و شهرزاد اسفرجانی. شهرزاد خودش استاده بالاخره در بسته بندی و طراحی و تبلیغات هست و استاد کامکار هم که هستند. اونجا خانم کامکار، به شدت توی محک موثر هستند و کار ارزشمند میکنند. خود محک که ارزشمنده و کار ارزشمند میکنه، بنیانگذارش آدم ارزشمندیه و خود خانم کامکار هم آدم ارزشمندی هستند. دکتر علیزاده، خود آقای فتاح ارزشمند هستند، دکتر علیزاده هم ارزشمند هستند. جاهایی که ما ببینیم زمین آماده کشت هست و و امکان رونق هست؛ حتما وارد میشیم.
کافه بازاریابی: یه ذره از بحث فرهنگی فاصله گرفتیم، با این توضیحاتی که دادید این نگاه فرهنگی توی بدنه بادکوبه هم هست؟ یا مثل بعضی از سازمان ها در سطح مدیریت خلاصه می شه؟
نه هست. هرچیزی که توی رهبر باشه، توی رهبرهای یک سازمان و کشور باشه، توی مردمش هم نشات میگیره. اگر شما نگاه کنید رفتار مردم توی دوره آقای خاتمی با دوره آقای احمدی نژاد با دوره آقای روحانی متفاوته. فرق میکنه. ما سبزی مون رو توی باغچه بادکوبه میکاریم و بچه ها ناهار میخوان بخورند با سبزی خود آژانس بادکوبه میخورند. گوجه اینجا داریم. شما اگر از این بالا نگاه کنید ما یه ظرفی داریم، غذای پرنده ها. هر روز پرنده ها اون تو، گندم دارند صبح ها، ظهر ها مابقی ناهار مونده بچه ها، این ها هیچ کدوم کارهای من نیست ها، ظرف پرنده کار منه اما مابقی نه، مابقی برنج غذای بچه ها میره واسه پرنده ها توی اون ظرف مخصوص که گوشه حیاط هست، میبینینش حالا
کافه بازاریابی: چیزی باقی مونده که دوست داشتید بگید؟
نه، دعوت میکنم که کار فرهنگی ظاهرش شاید سخت باشه اما اگر نیت درست باشه حتما منافع مالی هم توش داره خدا قول داده و وعده داده که من کار خوب شما رو حتی به اندازه ته سوزن باشه یا تو دل کوه، تو تخته سنگ باشه می بینم.
کافه بازاریابی: سخن پایانی شما رو می شنویم.
من انتهای مصاحبه میخوام تشکر کنم از تمام کسانی که توی این ۱۵ سال با ما کار کردند که یکیشون رضا ژاریو هست که به رحمت خدا رفته و تمام کسانی که زنده هستند. یا الان توی بادکوبه و توی هلدینگ روزگار طرفه هستند یا بیرون این صنعت دارند کار میکنند. اون هایی که نوشتند، ساختند، کار کردند، دونه دونه آجر چیدند، تشکر میکنم. این افتخاری که ۱۰۰ تیزر فرهنگی، خلاقترین آژانس کشور، آژآنس بین المللی، اولین آژانس خلاق کشور بدون مدیا، از لحاظ بودجه بندی هم ما اولیم. همه این ها واقعا هیچ ربطی نداره، درسته اسم اینجا روزگار طرفه یا بادکوبه ست ولی خروجی کار این ۱۰۰۰ نفری که توی این پروسه بودند و زحمت کشیدند و حتی کلاینت های خوبی که داشتیم. لذا واقعا هیچ چیزی مربوط به بادکوبه نیست. فقط اسم رو گذاشتیم فقط به خاطر اینکه گم نشه. اینقدری که آژآنس های تبلیغاتی بعضی هاشون بد عمل میکردند، ما فامیلی مون رو گذاشتیم روی آژانسمون که نتونیم بد عمل کنیم. یعنی توی رودروایستی ای که داریم، یک دلیلی این هایی که کت شلوار میپوشند این هست که یه ذره شیک وایستند دیگه، ما اصلا فامیلی مون رو گذاشتیم روی آژانسمون که بگیم فامیلی مون هستا! یعنی دیگه خیلی باید مواظب باشیم و درست عمل کنیم. لذا این فقط فامیلی ماست. وگرنه تمام این افتخارات فرهنگی و تیزرها و اثربخشی ها، برندهایی که آباد شدند و اقتصادهایی که چرخیده، واقعا مربوط به این حدود ۱۰۰۰ نفریه که توی آژانس بادکوبه کار کردند و من همه رو هدیه میکنم به اون ها. و ازشون هم تشکر میکنم. چه هستند، چه رفتند، چه اون دنیا، چه این دنیا واقعا ازشون تشکر میکنم. و جدا برای شما هم آرزوی موفقیت میکنم. خیلی سایت ارزشمند، کار ارزشمند، و برای ما افتخاریه که هرجور بتونیم از سایت شما و همکاری شما استفاده کنیم. حتی اگر یه جایی هم ما اشتباه کردیم، حتما ما رو نقد کنید، هم خودمون، هم اگر دیدید گوش نمیکنیم، توو سایتتون، خیلی خوشحال شدم.
نسخه کامل این گفتگو را می توانید از اینجا دانلود کنید.


سلام و عرض ادب و خسته نباشید در مورد تهیه این گزارش عالی.
به آقای بادکوبه به دلیل این نوع نگرش و طرز تفکر تبریک می گویم و جا دارد که بگم تیزرهای فرهنگی ساخته شده توسط این آژانس بسیار تأثیرگذارو موفق هستند.
سلام .از کافه بازاریابی و بادکوبه عزیز بخاطر این مصاحبه دلی سپاسگزارم
آقای دکتر درگی عزیز بدون شک حضرتعالی در موفقیتهای علم بازاریابی در کشورزحمات زیادی کشیده اید
خیلی برام عجیبه که مطلب این چنینی که می تواند سوالهای زیادی را به سمت خود بکشد ، بدون نظر می ماند
سلام
بنظرم این که سعى کردید صمیمت گزارش حفظ بشه خیلى خوب هست، فقط بهتر بود روى نحوه ویرایش متن دقت نظر بیشترى داشتید تا خوانایى و فهم متن بیشتر شود.
ان شالله از سری بعد گفتگوها روی ویرایش حتما کار می کنیم. اساسا در یادداشتهای اخیر سعی کردیم یپمطالب به لحاظ ویرایشی کمی بهتر شود.
ان شالله از سری بعد گفتگوها روی ویرایش حتما کار می کنیم. اساسا در یادداشتهای اخیر سعی کردیم که مطالب به لحاظ ویرایشی کمی بهتر شود.
تفاوتى که در نگاه مدیریت این آژانس در این مصاحبه دیدم تعمل برانگیز و جالب است، اینکه حاضر نیستند براى چیپس پفک و کالباس تبلیغ کنند. از اون سمت آژانس هایى داریم که با رشوه ویلا در شمال، کلید ماشین و هزاران شیوه کثیف دیگر در مذاکرات با مدیران برندها به توافق مى رسند تا در یک پیچ تبلیغاتى برند شوند و در نهایت آثار شاخص جهانى رو کپى مى کنند و به صنعت تبلیغات ایران توهین مى کنند.
جناب تنهایی آیا حضرتعالی از فعالان حوزه تبلیغات هستید
به جناب بادکوبه بابت زحماتی که در راستای ارتقای سطح فرهنگی جامعه میکشند، خسته نباشید میگم. به حق ایران ما نیازمند چنین تلاشهای فرهنگی ایست.
گذشته از این همونطوریکه آقای کاتلر در کتاب بازاریابی ۳ عنوان کردن، مصرف کننده های امروزی نگرانی هایی دارند ” برای تبدیل دنیا به مکان بهتری جهت زیستن ” و به دنبال شرکتهایی هستند که ارزشها و چشم اندازهای خودشون رو روی نیازهای شدید اجتماعی، زیست محیطی و … معطوف کنن. اونها به دنبال تحقق روح انسانی در محصولات و خدماتی که انتخاب می کنند هستند. این نیاز از طرف آژانس بادکوبه به خوبی شناسایی شده وشرکتهایی که با این آژانس همکاری می کنند به خوبی از این مزیت رقابتی بهره خواهند برد.
با درود
جناب بادکوبه یک برند نوستالژیک و پر خاطره برای متولدین دهه شصت هستند.
سرفراز و پیروز باشند