کوته نوشته های دکتر محمدیان (۷) //قله بانکداری ایران کجاست؟

دکتر محمود محمدیان: در ایران شما در هر بانکی که فعالیت می کنید بحث بر سر این است که می خواهند موفق شوند که البته بالذات تفکر خوبی است . به عبارت دیگر آرزوی هر بانکی در ایران این است که بر بالای قله بانکداری ایران بنشیند. اما این قله کجاست؟ تعریف آن چیست ؟ این قسمت در بانکهای ایرانی اغلب مبهم است . در واقع آنها تصویر واضحی از قله بانکداری ایران ندارند. اگر ما به عنوان یک بانکی به دنبال آن هستیم که جایگاه رقابتی خود را در صنعت بانکداری حفظ کنیم و آن را ارتقا دهیم اول باید بدانیم این جایگاه یا وضعیت مطلوب دقیقا چیست و بانک ما در حال حاضر در صحنه بانکداری ایران کجا نشسته است. وقتی ما می گوییم جایگاه رقابتی، این مفهوم، دارای چند بعد است. در گذشته بانکیها در کشورمان جایگاه رقابتی را تک بعدی می دیدند امروزه جایگاه رقابتی چند بعدی است. نکته بعدی این است که این جایگاه چگونه باید حفظ شده و در نهایت ارتقا یابد.


16 thoughts on “کوته نوشته های دکتر محمدیان (۷) //قله بانکداری ایران کجاست؟”

  1. ممنون جناب دکتر محمدیان. هر چقدر در رابطه با بحث بانکداری صحبت شود, باز هم کم است.
    اگرچه این صنعت نسبت به سال های گذشته پیشرفت هایی داشته ولی همانطور که شما فرمودید, متاسفانه تعدادی از بانکهای ایرانی حتی جایگاه فعلی خود را نمیشناسند چه برسد به جایگاه مطلوب و درک قله !!
    مشکلی که من در فضای تبلیغات بانکها میبینم, حرکاتی است که حالت تقلیدی و واکنشی دارد و تفکری خاص پشت آن ها نیست. برای مثال بانک الف تبلیغاتی را آغاز میکند و پس از آن بانک های رقیب نیز برای جا نماندن از قافله و از دست ندادن منابعشان کارهایی انجام میدهند. در صورتی که صنعت بانکداری دانشی فرای این گونه تصمیمات را میطلبد.

  2. اصولا برای سیستمی که از اساس دارای اشکاله و کار ربوی انجام میده و خودش هم میدونه با پول اشکال دار کار می کنه چه فرقی می کنه که هدف و قله کجاست؟ فقط می دونه که باید بالا بره اینکه چقدر مهم نیست فقط بالا رفتن مهم است! جنگ با خدا که بالا و پائین ندارد...

    به قول هنری فورد: چه خوب است که مردم از سیستم بانکداری سر در نمی آورند. چون اگر سر در می آوردند طلوع صبح فردا انقلاب می کردند...

  3. سلام جناب دکتر
    من فکر میکنم یکی از مهمترین عواملی که این مساله رو پیش میاره اینه که عمیقا اهداف مدیران عامل، هیئت مدیره و تصمیم گیرندگان بانکها با رسالت واقعی بانکداری خیلی متفاوت است. به عبارتی آنچه که برای آنها مهم و ضروریست منافع دیگریست که فاصله زیادی با اهداف یک بانک ایده آل که در جلسات کاری و عمومی در موردش با عنوان قله بانکداری صحبت میشه داره. این موضوع فقط در بانکها نیست. در هر سازمان عمومی و خصوصی و شخصی که نیت از رسالت فاصله داشته باشه این اتفاق خواهد افتاد. حتی اگر یک پزشک مطبی رو صرفا برای منافع شخص خودش تاسیس کنه نهایتا نتایجی از کارش دیده میشه که با رسالت یک پزشک مغایره. مثلا بی خود بی جهت دارو تجویز میکنه و یا برای برخی بیماران خاص وقت بیشتری صرف میکنه
    فکر میکنم این یک اصل انکار ناپذیره

  4. سلام خدمت استاد بزرگوار
    بدون در نظر گرفتن مسایلی مانند ماهیت اجرایی بانک ها که آقای پرهیزگار به آن اشاره کردند ، بنده با صحبت آقای داورنیا هم عقیده هستم. اینکه قله یک کسب و کار از هر نوعی که باشد باید بر اساس ماهیت آن معین شود و ارتباط مستقیم با دلایل راه اندازی آن دارد. اکثر مشاغل بزرگ و متوسط در کشور ما از این بیماری رنج می بر ند. ماموریت سازمان از دید که باید به عنوان یک وسیله و مشکل مورد توجه قرار بگیرد. یعنی برای تعیین آن باید طرح مسیله شده، راهکارها و ریشه های آن و بقیه مسایل مشخص شود و در پایان آنرا هدفمند معلوم نمود. در بیشتر کسب و کارها هدف اصلی و بزرگ مدیران و صاحبان، درآمدزایی و منافع شخصی است و کمتر نگاه درازمدت و پایدار وجود دارد. تنها تفاوت این کسب و کارها در مواردی مانند گستردگی آنها، گستره اجتماعی آنها ، حساسیت مصرف کالا و خدمات و موارد دیگر است و بالطبع در مورد بانکداری این عارضه عواقب بسیار بدی برای جامعه خواهد داشت. در نظام بانکی کشور ما هم جدا از قوانین موجود ، اکثر فرآیندهای تصمیم گیری چه در زمینه نظریه سازمان یا رفتار سازمانی و چه از نظر مشتری مداری تبلیغات و غیره قله اصلی در اطراف اهداف کاربردی می چرخد و خلا وجود اهداف راهبردی و ماموریت های جامع بانکداری وجود ندارد و این باعث می شود تا عارضه هایی مانند موردی که خانم مایلی فرمودند به وجود می آید. بانک های ما امروز فقط به دنبال استراتژی هایی هستند تا سهم بازار خود را افزایش دهند و کمتر به فکر ایجاد نقاط مشترک با مشتریان خود هستند.
    ایام بکام

      1. با عرض سلام و ادب خدمت استاد ارجمند
        معتقدم نوشتن و مطرح نمودن نظرات باعث ارزش افزوده دانش خواهد شد و این موضوع را در وجود شخصیم درک کرده ام. خواندن نظرات اساتید حاضر در کافه برای من کلاس درسی است که واقعا اثرگذار است. سعی می کنم تا آنچه را به نظرم میرسد، هرچند غلط بیان کنم و اعتقاد شدیدی به مدیریت دانش دارم. با اطمینان عرض می کنم : کافه یک مهندسی دانش کامل در زمینه تبلیغات و بازاریابی است.
        ایام بکام

  5. ممنون جناب دکتر محمدیان
    باتوجه به گفته های دوستان درنظرات قبلی, یکی دیگر از مواردی که به چشم دیده میشود شعارهای انتخابی و تبلیغات بانک هاست. بطور مثال بانکی خودش را آینده نگر یا مطمـءن معرفی میکند, این کلمات بسیار جالب بنظر می آیند اما سوال اینجاست که آیا واقعا آینده گر بودن بانک برای مشتری ارزش دارد؟!در واقعیت سپرده گذار به دنبال حداکثر بازدهیست وممکن است شعار انتخابی چندان انگیزه خاصی را ایجاد نکند.گاهی اوقات تبلیغات در بانک طعم تقلید میدهند و حجم این نوع بمباران تبلیغاتی نامناسب هرروز درحال گسترش است و جای اقدامات خلاقانه خالیست, البته طرح های اخیر بانک اقتصاد نوین در زمینه تبلیغات یا تبلیغ اخیر بانک دی در زمینه ارزش آفرینی سنت تقلید را تا حدی شکسته - آنچه که بانک ها را ازهم متمایز میکند خدمات متمایز هست .ازطریق فراهم کردن شرایط رقابت پذیری و بسترسازی مناسب رای ورود مؤثر بخش خصوصی نقش تعیین کننده در رشد بانکهای کشور دارد که ممکن است نتیجه آن شعارهای شفاف ,امورات مالی توسعه یافته,امنیت خاطر سپرده گذاران,بهبود مؤلفه های ارتباطی اطلاعاتی ,افزایش مطلوبیت داخلی محیط بانک, افزایش مهارت نیروی انسانی و تنوع و کیفیت خدماتی و... باشد .البته گزارش بانک جهانی در مورد ارتقای کسب و کار در ایران در چند سال اخیر هم میتواند در این زمینه خبر خوشی باشد.

  6. با سلام و عرض ادب
    در دنیا بانک ها با جذب منابع و سپس تخصیص درست منابع به دنبال سودآوری هستند، البته بیشتر کسب درآمد بانک ها در دنیا بر پایه کارمزدهایی است که بابت ارایه خدمات بانکی به مشتریان عرضه می کنند. اما در کشور ما بانک ها از رسالت بانکداری دور شده اند و هدف اصلی خود را فقط جذب منابع و سپس سرمایه گذاری در پروژه های عمرانی برای به دست آوردن سود بیشتر می دانند که این کار با ماهیت بانکداری همسو نیست و این قضیه باعث می شود که بانک ها وظیفه اصلی خود که ارایه خدمات بانکداری مدرن است را با تجارت صرف که بر پایه سودآوری یک طرفه است اشتباه بگیرند.
    در واقع بانک ها در ایران رسیدن به قله موفقیت را فقط جذب منابع و سپس سرمایه گذاری در پروژه ای عمرانی و ساختمانی می دانند که این قضیه کاملا با ساختار و ماهیت بانک متضاد است.

  7. با تشکر از استاد محمدیان ولی به نظر میرسد با این وضعیت اقتصادی بیشترین ضربه را بانکها می خورند و مسئله اصلی بودن است تا در قله بودن و تازمانی که دولت تکلیف خودش را در رابطه با بانکها و بانکداری مشخص نکند اصلا چیزی به نام قله و در قله بودن رویایی بیش نیست و این مسئله باعث شده سیستم بانکی صرفا راهی را پیش برود که برایش مشخص شده و هیچ امکان خلاقیت وبرنامه ریزی راندارد و تقریبا همه به نوعی خدمات و تبلیغات محدود یکدیگر را کپی می کنند

  8. با سلام خدمت دوستان در کافه بازاریابی
    جناب کیا در دنیا الان چندین ساله که بانک ها به سمت بانکداری اجتماعی حرکت کرده اند که در این شیوه بانکداری سرتاسر خلاقیت، نوآوری و برنامه ریزی وجود داره اما در ایران بانک ها صرفا فقط به دنبال سود بیشتر هستند و اینکه شما به صورت صرف فقط به سودآوری خود فکر کنید و مشتریان خود را نادیده بگیرید نتیجه اش می شود شیوه بانکداری بانک های ایران و اینکه فقط خود را محدود کردن به یک سری خدمات روتین روزانه.
    همچنین شایان ذکر است در ایران بانک هایی هستند که اسم بانکداری اجتماعی را یدک می کشند اما هنوز به نظر بنده قدم بر پله اول بانکداری اجتماعی هم نگذاشته اند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *