تبلیغاتچی // نقد حرفه ای و متفاوت تبلیغات // مقاومت در برابر آرمیتا یک ماموریت غیر ممکن

تبلیغاتچی // نقد تبلیغات حرفه ای و متفاوت در کافه بازاریابی

به خاطر دارید که شرکت محصولات غذایی آرمیتا، کمتر از یک ماه پیش کمپین تبلیغات تلویزیونی خود را با تک لاین “مقاومت در برابر آرمیتا، یک ماموریت غیر ممکن” آغاز کرد و اولین خروجی این کمپین که یک تیزر بسته (تیزینگ) بود در کافه به نقد شما عزیزان رسید. برای بررسی نظرات دوستان در خصوص نقد تیزینگ آرمیتا، لطفاً به [تبلیغاتچی//مقاومت در برابر آرمیتا] مراجعه کنید. با جمع بندی تمامی نظرات دوستان می توان به این نتیجه رسید که این تیزینگ دیده شده و با این تیزینگ، آرمیتا قدم محکمی را در راستای موقعیت یابی برند خود در بازار برداشته است. دوستان در نظرات و دیدگاه های خود به موارد و نکات ارزشمندی اشاره کردند که حقیقتاً یک کلاس درس پرمحتواست، به همین خاطر از دوستان دعوت می کنم که مطلب مربوط به تیزینگ آرمیتا را حتماً از نظر بگذرانند.

پس از گذشت دو هفته از شروع اکران تیزینگ، آرمیتا از تیزر باز خود نیز پرده برداشت. این تیزر ۳۹ ثانیه ای، ترکیبی است از دو سبک متفاوت تبلیغاتی. سبک سور رئال و سبک رئال (سبک زندگی). در دوازده ثانیه اول تیزر می خواهد به مخاطبان ایده اصلی تیزر را نشان دهد. مخاطب متوجه می شود که آنچه که در تیزینگ دیده، حاصل یک خواب بعدظهری است که شخصیت اول با شنیدن صداها و اتفاقاتی که در اطرافش در حال جریان بودن، آنها را در عالم خواب خود شخصیت پردازی و جمله پردازی کرده است. ادامه تیزر، یک تبلیغات به سبک زندگیست که در فضای پر نور و دوستانه تمامی اعضای خانواده در حال لذت بودن از میل کردن سالادهای آرمیتا هستند. شما را به دیدن تیزر این شرکت و نقد منصفانه آن دعوت می کنم.

.


108 thoughts on “تبلیغاتچی // نقد حرفه ای و متفاوت تبلیغات // مقاومت در برابر آرمیتا یک ماموریت غیر ممکن”

  1. آقای حسینی سلام . خوشحالم که شرکت آرمیتا روند علمی خود را پرتوان به پیش می برد از همه جامعه بازاریابی و تبلیغات کشور دعوت می کنم که نه تنها نظرات خود را در مورد این تیزر بگویند بلکه هر مطلبی که در مورد بازاریابی این شرکت هم به نظرشان می رسد مطرح کنند . پاینده باشید.

  2. نکات مثبت: خیلی خوشحال ام که تیزر قبلی واقعا یک خواب بود . هم جالب بود چون تاحالا این جوری رمز گشایی تخیلی توی تبلیغات ندیده بودم، و اینکه واقعا ان تیزر قبلی یک کاااااااااااااااااابوس بود.
    نکات منفی:
    باز هم همون خانواده های مرفه و دور هم جمع شدن ها
    باز هم غذای آماده توی ویلا! از 74 میلیون مردم ایرانی چند درصد وقتی دور هم هستند ان هم توی یک فضای سرسبز این چنینی غذاهای آماده را ((هرچند مقاومت در برابرش سخت باشه و عشق غذا آماده باشند)) به جوجه کباب و … ترجیح می دهد؟

    به نظرم یکم توی فضاسازی دچار تکرار مکررات شده ایم. یا تیزرسازان ما یکی هستند، یا فضایهای مورد استفاده محدود
    بهرحال فکر می کنم تنها تیزر جالب که فضای خانوادگی را البته با نوع صحبت خوب از آب در آورده بود، تیزر آب میوه سان استار بود. لااقل یک کم به واقعیت نزدیک بود.

  3. با عرض سلام
    متاسفانه من شخصا با دیدن تیزینگ این تبلیغ زود قضاوت کردم و شاید به این خاطر بود که تبایغ کامل نبود و یا دلیل بهترش این بود که تجربه بنده در مقابل شما اساتید تقریبا صفر هست. ترکیب دو سبک متفاوت و قرار دادن انها کنار همدیگه مثل تبلیغات تلویزیون ها ی سامسونگ و ال جی که دو جهان یا دو زندگی موازی رو کنار هم ترسیم میکنن حس جذابیت زیادی رو در مخاطب ایجاد میکنه که این در این تبلیغ خیلی خوب نمایش داده شده.امیدوارم تجربه من در این زمینه در کنار چیزهایی که از شما یاد می گیرم زیاد بشه.
    با تشکر .

  4. سلام
    در درجه اول باید بگم که این تبلیغ منو یاد سریال Lost می ندازه .. و قطعا هم ایده اون از همین سریال گرفته شده .. مخصوصا جایی که بازیگر اصلی تیزر دراز کشیده روی چمن‌ها و اتفاقات با نزدیک و دور شدن تصویر از دریچه چشم اون مرور می شن ..
    گرچه با تقلید موافق نیستم ولی در مجموع این الگوبرداری رو نکته منفی توی این تبلیغ نمی دونم! شاید به این خاطر که خودم خاطرات خوبی از تماشای این سریال دارم و شاید هم به این دلیل که فضاسازی‌ها و ترکیب دو سبک متفاوت تبلیغاتی توی این تیزر به شکل قابل قبولی انجام شده …
    اینکه از یک فضای رعب‌آور و تا حد زیادی عجیب و غریب به یک فضای دوستانه، گرم و خوشایند شیفت می‌کنیم جالبه.
    نکته دیگه در مورد ماهیت خود محصوله .. محصول ما غذای آماده‌اس و خب نمی‌تونیم انتظار داشته باشیم توی یک دور همی خانوادگی شاد اونم تو فضای آزاد .. کسی غذای آمادهرو به غذای خونگی ترجیح بده!
    البته باز هم معتقدم که نباید در مورد ایده تبلیغ زود قضاوت کرد .. شاید قصد این بوده تا با این اغراق‌گویی روی کیفیت و محبوبیت آرمیتا تاکید بشه .. یعنی آرمیتا اون قدر دوست داشتنیه که توی یه پیک‌نیک و دور همی خانوادگی هم میشه ازش استفاده کرد. فراموش هم نکنین که یکی از تکنیک‌های اصلی تبلیغات بزرگ‌نمایی توی بیان ایده‌هاس ..
    راستی ! چرا این قدر تکرار می‌کنیم که این تبلیغات فقط برای قشر مرفه ساخته شدن؟؟ اینکه خانواده‌هایی از قشر متوسط هم بتونن دور همی‌های این‌ چنینی داشته باشن چیز دور از ذهنی نیست ..
    به هر حال یه برند باید برای دیده شدن در ابتدای کار خودشو توی فضاهای زیبا و جذاب برای مخاطب نشون بده .. شاید توی تیزر بعدی، آرمیتا رو توی فضاهای دیگه‌ای ببینیم .. مثلا دست یک کارگر ساده .. یه معلم یا یه خانواده از قشر عادی جامعه!
    این نکته هم هست که کلا محصولی مثل غذای آماده معمولا قیمت خیلی بالایی نداره و صرفا برای قشر کلاس بالای جامعه تولید نمی‌شه ! به نظرم برای یه قضاوت منصفانه اینجا باید عنصر خیال رو از تبلیغ کنار گذاشت و به ویژگی‌های واقعی محصول هم توجه کرد ..

  5. با سلام
    تبلیغ از روش های امروزی بهره گرفته که نقطه قوت آن است، اگر محصول بتواند کیفیت بالا و مورد قبولی را حفظ کند ، به پشتوانه این تبلیغ می تواند موفق باشد.ناگفته نماند که با پذیرش سبک خوب آن نباید به چشم یک تبلیغ بلند مدت به آن نگاه کرد و با توجه به وضعیت محصول در ذهن مشتری در آینده تبلیغات جایگزین باید در نظر گرفته شود

  6. باسلام
    آرمیتا با ساختن قسمت دومی برای تبلیغ، در عین حال که به تصحیح اشتباهات تبلیغ اول می پردازد تلاش دارد اینگونه نشان دهد که این تبلیغ از ابتدا تبلیغی دنباله دار بوده و تنها عامدانه بخش اول آن را به ما نشان می دادند. سازنده تبلیغ بر این موضوع پافشاری می کند که پشت تبلیغ اول فکری وجود داشته و با اصرار بر تکرار بخش هایی از تبلیغ اول مانند دیالوگ ها و حرکات بازیگران، در تبلیغ دوم و با تصویرسازی هایی مثل باریدن باران، تنها تلاش بر بامعنی جلوه دادن بخش اول دارد، این در حالی است که سازنده تبلیغ نتوانسته تمام اشتباهات را پوشش دهد و مجبور به تغییر بخش هایی از آن شده مثلا شعار این محصول از “آرمیتا مأموریتی غیرممکن” به متن منتقل شده و شعار ” آرمیتا غذای زندگی” جایگزین آن شده. این صحبت گواه بر این موضوع است که سازنده تبلیغ تلاشی صادقانه برای تصحیح اشتباهات نکرده و تنها در پی توجیه آن ها است زیرا اگر تبلیغ از ابتدا قسمت دوم داشته، مهم ترین قسمت تبلیغ که شعار تبلیغ است را عوض نمی کردند.

    1. ممنونم سرکار خانم هاشمی از بیان نظرات. اگر به نظرات ذیل مطالب گذشته برگردیم به چند نکته میرسیم. نخست اینکه عبارت مقاومت در برابر ارمیتا، یک ماموریت غیر ممکن، تگ لاین کمپین است نه شعار تبلیغاتی. دوم اینکه همیشه تیزینگ و تیزر با هم ساخته میشوند، به عبارت دیگر، تیزر جبران اشتباهات تیزینگ نیست. با این وجود بنده نیز معتقدم تیزر تماما خالی از اشکال نیست، لذا برای منصفانه تر شدن نقد، خواهشمندم با قید مورد مرقوم بفرماید که اشتباهات در کجاست. ممنونم

  7. سلام به تمامی اهالی کافه بازاریابی
    این تبلیغ برای من جالب بود .تعدادی از ایراداتی که دوستان بیان کردند کاملا بجاست ، به همین علت از تکرار آن اجتناب میکنیم . فقط دو نکته :1- دنباله دار بودن این تبلیغ از همون تیزینگ اول کاملا مشخص بود و از نظر من این تبلیغ برای جبران اشتباهات گذشته ساخته نشده . 2- این تیزینگ مورد منفی خاصی نداره که بشه در موردش بحث کرد و البته مورد مثبت خاصی هم نداره

    1. ممنون خانم اژند، بدون داشتن حتی ذره ای تعصب، معتقدم که این تیزر اگرچه جای کار دارید و در چند مورد می توانست بهتر باشد، از تعداد قابل توجهی از تیزرهای تبلیغاتی که در حال حاضر در سیمای ایران پخش می شود جون دار تر و رسا تر است.

  8. درود بر شما

    نقدی رو که به این تیزینگ مینویسم نظر شخصی نیست بلکه جمع بندی نظرات مخاطبان می باشد که در یک مخفل نظرشون رو خاستم.
    متاسفانه بازخورد خوبی نداشت و تعداد زیادی آن را بی مختوا پنداشتند!! و قسمت دوم رو تکرار مکررات دانستند و باز هم خانواده های مرفه در فضای مرفه می باشند ایا اکثریت جامعه ما اینچنین لند??+!!!
    چرا تبلیغاتمون رو به واقعیت نزدیک نمیکنیم??+
    چند درصد از مردم ایران در مهمانی های خود خوراک اصلیشون خوراک های آماده است???!!!!این ایا واقعیت سفره ما ایرانی هاست??
    به نظر من بازار هدف اینگونه فست فودها دانشجویان خوابگاهی و کسانی است که زندگی مجردی دارند نه خانواده های این چنینی!!!

  9. آقای حسینی بزرگوار مگر قرار نشد با یکی از مدیران این شرکت مصاحبه ای را ترتیب دهید و علت یافت نشدن محصول این شرکت را بررسی کنید. من هنوز اثری از محصولات این شرکت در فروشگاهها نمی بینم . از شما تشکر می کنم . روی هم رفته تبلیغ خوبی ساخته اند اما در حسرت محصول هستیم……

      1. با عرض سلام استاد ممنون میشم اگه کتابی که شما را اینجوری جذب کرده رو معرفی کنید. در کل ممنون میشم اگه تو سایت یک بخشی باشه برای معرفی کتاب. چون میدونم دغدغه خودتون هم هست که تو ایران متاسفانه سرانه مطاله بشدت پایینه.

  10. عرض سلام و درود دارم به همه عزیزان و سروران گرامی ، و همچنین استاد گرانقدرم
    خیلی دلم می سوزه که نمی رسم بهتون سر بزنم ! خدا رو شکر می کنم که توی این روز قشنگش باز اینجا در کنار شماها هستم ! و چه جالب که باز امروز ماییم و یه لیوان و دو نیمه …………
    خوب بریم سر نیمه پره و اخلاق شماره گذاری من :
    1- اتصال موضوعی بسیار مناسبی بین فاز تیزینگ و رمزگشایی انجام شده که در تقویت تصویر می تونه خیلی تاثیر گذار باشه . 2-بر طرف شدن حس غریب و گناه گونه مصرف محصول با سبک زندگی خانوادگی و حس زیبایی زندگی 3- استفاده بسیار مناسب از همان کاراکترها که نشان از برنامه ریزی بسیار خوب سناریو پرداز بوده (اگه دقت کرده باشید ، بادی گارد ها در فاز تیزینگ به همان شکل در این مرحله در کنار پدربزرگ خانواده قرار گرفته اند و افرادی که در تیزینگ حضور داشته اند اینجا هم هستند ) 4- جلوه ها بصری بسیار زیبا ، به شخصه از مدیوم شات و کلوز شات به روی چهره کاراکتر خیلی خوشم اومد 5- بازی بسیار خوب کاراکتر نقش اول که در تونسه هر دو حس گناه و شادی را به خوبی به تصویر بکشه 6- استفاده مناسب از المان نور (استفاده از تکنیک نورهای حاشیه ای به منظور ایجاد حس زندگی رویاگونه و شاد و فرح بخش ؛ تصویر سازی شیرینی یک زندگی شیرین رویا گونه در کنار تلخی یک کابوس ) 7- استفاده مناسب از کاراکترهای نمادین سه نسل در این فاز
    نیمه خالی : 1-اشکال اول یه جورایی به ماهیت تیزینگ این کار بر میگرده ، اگه مثل من عادت داشته باشید که تو بررسی کاری که قراره روی آنتن بره صدم ثانیه ها رو هم در نظر داشته باشید ، متوجه می شید که 20 ثانیه طول می کشه که اتصال بین فاز قبل و این مرحله برقرار بشه . و این فرکانس تبلیغاتی کار رو پایین می آره 2- در شات های مربوط به میز غذا ، زاویه تصویری دوربین یک مقدار از پایین بوده . در سبک برشی از زندگی حضور محصول در کنار خانواده و تاثیر اون به تصویر کشیده می شه ! به خاطر پایین بود زاویه دوربین ، میز غذا و محتویات اون به خوبی دیده نمی شند . فقط در یک لحظه دختر جوانی در کنار محصول دیده می شه 3- شروع تیزر به یک باره با صحبت فرد سالخورده شروع می شه ! بهتر بود تیزر این مرحله با شات شهر تهران و نمای در صف ایستاده به مدت یک ثانیه آغاز می شد ، سکوت حاکمه تصویر می شد و بعد ایشون صحبت را آغاز می کرد . 4- جمله کی اینجا آرمیتا خورده ، خوب به تیزر دوم وصل نشده . اینکه به یکباره این جمله گفته شده نتونسته مفهوم موضوعی را ایجاد بکنه . مثلا می شد تصویر را بدین گونه در نظر گرفت که فردی سالخورده از پله های یک خانه قدیمی در مناطق متوسط شهر تهران پایین می آید ، در این حین با دیدن شادی اعضای خانواده خود و یا با استناد به عطر غذا این سئوال را بپرسد که ؛ کسی اینجا آرمیتا خورده ؟ یا اینکه ، کی اینجا آرمیتا خورده ! در حالی که ما در تیزر می بینیم که فرد سالخورده در کنار اعضای خانوادش و در کنار میز غذا می گه کی اینجا آرمیتا خورده ؟ پاشو پسرم ؟!؟!؟!؟!؟؟؟؟؟؟؟؟ ببخشید بازم پرچونگی کردم . دلم برای همتون تنگ شده بود ! بازم میام ان شا الله تعالی

    1. آقای مشایخی ممنون از مطالب علمی و ارزنده شما . ممنونم که دانش خوبی را در کافه تولید می کنید. می دونم شما کار دارید اما کافه پاتوق همه ماهاست. یه جوری براش وقت خالی کنید برای تمدد اعصاب خوبه. ما کافه ایها شما را دوست داریم. بچه ها سراغتون رو می گیرن

      1. استاد عزیزم ! در محضر شما حرف از علم زدن برای حقیر جسارتی بیش نیست ! در مورد کافه هم بگم که: کافه حکم خونه مارو داره ! نه من بلکه تمام کافه ای ها ! برنامه هایی که در این کافه اتفاق می افته به نظر من داره کم کم یک انقلابی را در عرصه بازاریابی و تبلیغات کشور رقم می زنه ! وقتی این هفته نظرات آقای سلطانی رو می خواندم ، نشانه های این انقلاب را به راحتی می تونستم ببینم ! و چقدر زیباست این پنل فعالان بازار که در کافه داره رقم می خوره و ایجاد میشه ! و رسالتی که بر دوش همه کافه ای هاست برای تداوم این فرایند و هر چه فاخر تر کردنش ! تلاش دارم تا حرکاتی این چنین را برای کافه رقم بزنم ! منتظر خبرهایی خوش از جانب حقیر باشید !

  11. تیزر آرمیتا به نظرم جالب بود. نکته ای که به نظرم بهتر بود بهش توجه بشه این بود که اگر روی میزغذاهای دیگه ای که دوستان هم اشاره کردند و در پیکنیک معمولا استفاده میشه مثل جوجه کباب و … هم بود و افراد آرمیتا رو به این غذاها ترجیح میدادند و فقط الویه می خوردن خیلی بهتر بود. اینکه اقایی که خواب دیده بود برای بقیه داشت خواب رو تعریف می کرد جالب بود اما فضا خیلی غیر طبیعی شلوغ شده بود و بازیگرا واکنششون خیلی طبیعی نبود.نکته دیگه شعار تبلیغاتی آرمیتاس که فکر میکنم با فضایی که در تیزر دیدیم خیلی همخوانی داشت. تیزر دورهمی خانوادگی رو نشون میداد که خیلی لذت بخش بود و با شعار آرمیتا غذای زندگی خیلی همخوانی داشت. فکر میکنم در تیزر های بعدی اگر فضاهای دیگه ای که روال زندگی رو خوب نشون میده بشه استفاده کرد. مثلن معمولا دانشجویانی که در خابگاه زندگی میکنن یا افرادی که سر کار مجبورن با خودشون غذا ببرن یا در دورهمی های دوستانه ی جوانانه خیلی بیشترازغذاهای آماده ای مثل الویه استفاده می کنن. فکر میکنم نمایش این محصول در این فضاها بعنوان غذای اصلی خیلی جالب تر و واقعی تر خواهد بود. البته در این تیزر این دورهمی فکر میکنم میخواست نشون بده که مشتریان هدف آرمیتا همه گروه های سنی هستند. میشه بگید این تیزرها در کدوم شرکت تبلیغاتی ساخته شده؟

      1. سلام
        ممنونم استاد یکم مشغله کاری زیاد شده، اما پیگیر مطالب خوب سایت هستم.
        ممنون آقای حسینی. ای کاش این امکان به وجود می اومد که نقدی از فعالیت های شرکت های تبلیغاتی هم داشته باشیم. این روزها شرکتهای زیادی هستن که با عنوان شرکت های تبلیغاتی کار میکنن اما چقدر این شرکت ها فعالیت هاشون علمی و استاندارد هست؟ فکر میکنم اگر به تعریف خوبی از فعالیت این شرکت ها برسیم و چارچوب درستی رو تعریف کنیم شاهد کارهای بهتری هم خواهیم بود.

  12. آقای حسینی به نظرم بد نیست با توجه به خواسته برخی از دوستان متنی از سوی شرکت محترم آرمیتا تهیه شود و در آن قید شود که در کدام مناطق تهران سیستم توزیع این شرکت فعال تر است و برنامه های آنها برای پوشش کل کشور چیست

  13. ضمنا خوبه دوستان محترم هم اظهار نظر کنند که آیا آرمیتا را در فروشگاههایی که مراجعه می کنند تاکنون دیده اند یا نه. من تنها جایی که آرمیتا را تاکنون دیده ام در شمال بوده است. در چند کیلومتری محمود آباد رفتم چیزی بخرم و در فروشگاه انواع الویه های آرمیتا را دیدم

  14. سلام
    این تبلیغی نیست که با دیدنش بشه گفت wow چون در حال حاضر اکثر شرکتهای صنایع غذایی از همین سبک استفاده میکنن.یک خانواده دور هم نشستن و از خوردن محصول لذت میبرن.
    وقتی میگه مقاوت در برابر آرمیتا غیر ممکنه خوب اینجا غذای دیگه ای وجود نداره که اونا بخوان آرمیتا انتخاب کنن.
    ولی این تیزر خیلی بهتر از اون تیزر قبلیه.

    1. ممنون سرکار خانم جوانی، به نظرم خیلی عالی خواهد بود اگر سرکار عالی زحمت بکشید و چند سبک تبلیغاتی محصولات غذایی این چنینی را با هم مقایسه کنید و برای کافه بفرستید تا با نام شما به اشتراک گذاشته شود

  15. با تشکر از شما جناب آقای حسینی که با نقد مطلب، دانش اینجانب را در حوزه تبلیغات گسترش دادید. با اشاره حضرتعالی به Tagline و جستجو در اینترنت، متوجه تفاوت این واژه با کلمه Slogan شدم.
    از نظر بنده، تبلیغ دوم در جهت اصلاح اشتباهات تبلیغ اول ساخته می شود. که شاید بتوان به “فضای تیره و تار” در تبلیغ اول و تغییر آن به فضایی شاد در تبلیغ دوم اشاره کرد و اشاره به “نوع محصول تولیدی” در تبلیغ دوم که در تبلیغ اول اشاره ای به آن نشده بود. و معتقد بودم که سازنده زمانی اقدام به ساخت تبلیغ دوم می کند که متوجه کم و کاستی هایی می شود و سعی در تغییر فضا و محتوا دارد، و با ساخت تبلیغ دوم، محیطی جدید را خلق می کند، درغیراینصورت اگر محتوای هر دو تبلیغ یکسان است و هدف اصلاح اشتباه نبوده چرا سازنده به تبلیغ اول اکتفا نکرده !! که به لطف راهنمایی های حضرتعالی در خصوص همزمانی ساخت تیزر و تیزینگ، ابهامات در این زمینه نیز برطرف گردید.
    در آخر فرصت را غنیمت می شمارم و از حضرتعالی برای اطلاعاتی که با نقد مطلب در اختیار بنده قرار دادید تشکر می کنم.

  16. من دیروز نظر مختصری را خدمت شما عرض کرده بودم ولی با توجه به ادعای وارده جا دارد که کمی نظر خود را بسط دهم.درمورد این تبلیغ اینگونه میتوان اضهار نظر کرد که از نظر جدید بودن کار میتواند موقتا به صورت موفقی عمل نماید ولی از ۳ نظر مورد ابهام است.اول اینکه میزان گفتار در آن زیاد است.دوم صداها مناسب نقش شخصیت ها نیستند و سوم آنکه قاطعیت هایی که ما از سخنرانی های هیتلر به یاد داریم را با خود ندارد.البته‌این موارد از نظر دیگران میتواند به گونه ای دیگر برآ‌ورد شود که قابل احترام است.در آخر باید عرض کنم که با توجه به رقبای قدرتمندی که شرکت در عرصه رقابت دارد؛ پیشنهاد میکنم که با ارائه مناسب محصولات به مشتریان ؛ پس از مقطعی تبلیغ قوی تری را جایگزین نماید.

  17. با سلام و احترام
    به نظرم این تبلیغ از چند منظر قابل تحسینه:
    اولا ترکیب دو سبک رئال و سورئال جذابیت کار رو افزایش داده
    درثانی با برقراری ارتباط باتبلیغ قبلی و رمزگشایی از آن اسباب ماندگاری تبلیغ در اذهان
    فراهم شده کما اینکه نباید از نظر دور داشت که رمزگشایی از یک ابهام پس از3ـ4هفته درگیر کردن ذهن مخاطب ماندگاری رو بیشتر میکنه همانگونه که بیننده یک سریال اغلب مشتاقانه منتظر قسمت بعدی است تا سرانجام داستان رو ببینه و اساسا از همین ویژگی ابهام گریزی برای جذب مخاطب استفاده میشه
    اما نکته منفی اینجاست که به نظر ابهامی که در ذهن بیننده ایجاد شده به حدی زیاد بوده که باور وجود تفکر پشت بخش قبلی و ایجاد ابهام عمدی برای مخاطب رو سخت کرده

  18. آقای حسینی این تبلیغ در مقایسه با تبلیغاتی که رقیب این شرکت در گذشته انجام می داد یک شاهکار است. البته ایرادهایی هم دارد که دوستان اشاره کردند. با این حال باید بگویم که من هنوز محصولات این شرکت را در فروشگاهها ندیده ام.

    1. کزازی عزیز، جالبه که در تیزر قبلی هم چند نفر از دوستان پیگیر عملکرد شبکه توزیع محصولات آرمیتا بوده اند، و الان با گذشت حدود یک ماه نیز هنوز دوستانی منجمله حضرتعالی پیگیر عملکرد شبکه فروش این شرکت هستند و این یعنی هنوز هم آرمیتا در این خصوص با یستی همت بیشتری بخرج دهد.
      بنده از همین جا مدیر شبکه فروش این شرکت رو به چالش آب سرد دعوت می کنم

  19. بنده بعد از دیدن تیزینگ نقدهایی بر آن داشتم که با دیدن تیزر تا حدودی مساله‌ی اصلی که همان فضای سرد حاکم بر کار بود رفع شد این تیزر کوتاه پر از ایده‌های خلاقانه است مثل پاشیدن آب توسط کودک و بیدار شدن مرد جوان یا تضادی که میان دو فضای کلی اثر وجود دارد. من با دیدن تیزینگ هم ذکر کردم که در مقام قیاس با دیگر تبلیغات ایرانی اثر به شدت قابل دفاعی است اما ایراداتی هم وارد هست ایراد اصلی اینکه بعد از پریدن از خواب باز وارد آن فضای کلیشه‌ای دیگر آگهی‌های تلویزیون می‌شویم یک جمع خانوادگی خوشحال در مکانی سرسبز که لبخند به لب آرمیتا می‌خورند این فضا نخ نماتر از آن شده که بتواند در ذهن مخاطب تاثیری آنچنانی بگذارد. باقی ایرادات جزئی هستند و خیلی به چشم نمی‌آیند که اشاره به آنها تکرار جملات دوستانی است که قبل از بنده نظراتشان را مرقوم نموده‌اند. فقط اینکه کپی برداری و یا مبالغه گویی ایراداتی نیست که محلی از اعراب داشته باشد ما با یک اثر سینمایی مواجه نیستیم و البته اغراق جزو جداناشدنی آگهی‌های تبلیغاتی است.
    یک نکته‌ی خارج از بحث آن هم اینکه فضای خوابِ تصویر شده بسیاری از المان‌های فضای سوررئال را ندارد. تفاوت‌هایی میان یک فضای غیرواقعی و فضایی فراواقعی وجود دارد و در اینجا استقاده از لفظ سوررئال مناسبتی ندارد.

  20. سلام و خسته نباشید

    به نظر من بینندگان این تبلیغ را می توان به دوقسمت تقسیم کرد کسانی که بخش اول این تبلیغ را ندیده اند و قسمت دوم کسانی که هر دو قسمت این تبلیغ را مشاهده کرده اند.
    در حالیکه احساس می کنم قسمت اول این تبلیغ آنقدر کم پخش شد که تعداد افرادی که دو قسمت را دیده اند بسیار پایین بوده و یا اصلا به خاطر ندارند بخش اول تبلیغ چه بوده است با این حال اگر بخواهیم جذابیت این تبلیغ را برای این دسته تحلیل کنیم این دو قسمت باعث می شود یک داستان پردازی در ذهن مخاطب ایجاد کند به طور مثال یک پدرزن کاریزماتیک که حتی توی خواب هم ول کن داماد نیست ، یا یک خانواده که تحت هدایت یک پدر با اقتدار قرار دارد که از این لحاظ احساس می کنم شاید خانواد های قدیمی یک حس همزاد پنداری با این تبلیغ داشته باشند که البته این موضوع در خانواده های امروزی کمتر قابل لمس است.
    اما درباره دسته دوم که تنها این قسمت را مشاهده کرده اند، برایشان این تبلیغ یک تبلیغ بی معنا و مانند تمام تبلیغات این حوزه است یک تم از قسمت قبل که هیچ چیز را به مخاطب القا نمی کند یک خانواده که دور میز نشسته اند ودر حال خوردن و صحبت کردن درباره خواب فرد هستند. ” کاملا یک تبلیغ معمولی”

    اما چطور بود بهتر می بود!
    به نظر من برای تبلیغات دنباله دار باید تعداد دفعات تکرار یک تبلیغ بسیار بالا باشد تا مخاطب آن را بشناسد و بر روی آن فکر کند
    دوم شعار تبلیغاتی به نظر من باید ثابت ، گویا ، با مفهوم و دارای خاصیت ماندگاری باشد در قسمت دوم این تبلیغ اثری که باعث شود به مخاطب بگوید به چه دلیل “مقاومت در برابر آرمیتا یک ماموریت غیر ممکن ” وجود ندارد که البته به همین دلیل یک شعار ” آرمیتا غذای زندگی” به تبلیغ اضافه شده که به نظر من یک شعار کلیشه است همه ی ما “پاک یادت نره!” را در ذهن داریم این شعار را می توان یک نمونه موفق در این زمینه دانست.

    خوبی ها ی تبلیغ:
    با فاصله گرفتن خانواده ها از هم در دنیای مدرن امروز و کمرنگ شدن روابط فکر می کنم این تبلیغ درصدد ادای مسئولیت اجتماعی خود است و شعار ” آرمیتا غذای زندگی ” نیز تا حدودی این مطلب را می رساند.
    استفاده از فضای پر نور ، رنگ های زنده ، کودکان خندان و خانواده شاد حس زیبا بودن زندگی را به مخاطب القا می کند و شاید ایجاد نوستالژی هم بکند.

    ممنون از توجه شما

  21. عبارت مقاومت در برابر ارمیتا، یک ماموریت غیر ممکن خیلی جذاب تر از ارمیتا غذای زندگی است. زیرا علاوه بر اینکه نسبت به سایر شعارهای مواد غذایی متفاوت تر بوده، امکان استفاده در محاورات روزانه عامه نیز وجود دارد.

    جبران اشتباه اصلا کار جایزی نیست، نقدها و تفسیرها در مورد هر تبلیغ و فیلمی به محض روی پرده رفتن نوشته می شود. مهم درس گرفتن از اشتباهات برای کار بعدی است. گاهی انچنان درگذشته غرق شده ایم که ممکن است کار جدید را نیز با اشتباهات تکراری و غیرقابل قبولی تحویل دهیم.

    پیشنهادم به ارمیتا و سایر شرکتها این است که نقدهای کافه و سایر محافل را بخوانند و از توصیه های دوستان برای کارهای جدید استفاده کنن.

    من از رمزگشایی ارمیتا و شعار مقاومت در برابر ارمیتا، یک ماموریت غیر ممکن بعنوان تغییری در تیزرسازی یاد می کنم اما همچنان از فضاهای تکراری آن انتقاد می کنم.

  22. با عرض سلام

    نکته اولی که به ذهنم رسید انتقال خوب مفهوم ارمیتا از صحنه خیالی به واقعیت بود که این پیوستگیش کار رو قشنگ تر و تاثیر گذار تر کرد،نوع نورپردازی و صحنه پردازیش بسیار خوب بود و لزوما نشون دهنده مرفه بودن اون خانواده نبود، همه ما میتونیم با گذاشتن یک میز در حیاط و به کار بردن یک دیزاین خوب این صحنه رو ایجاد کنیم .
    بیدار شدن نقش اول هم بسیاررارام و بدون استرس و شوک بود که خیلی خوب به تصویر کشیده شد، و میشه گفت انتقال تصویر از دلهره و فضای سیاه و خاکشتری به ارامش و سر سبزی توسط مفهوم ارمیتا که اینجا مثل یک پل معنایی و یک ماشین زمان انجام عمل کرد خیلی خوب تونست توی ذهن ناخود اگاه و احساس تاثیرگذار باشه که این میتونه میزان محبوبیت محصول و ماندگاریش در ذهن رو بال ببره،در واقع میتونم بگم مفهوم ارمیتا در اینجا بیشتر از یک لغت و معنی عمل میکنه و چیزی فراتر از یک مفهومو میتونه به تصویر بکشه.
    چیزی که برای یک تبلیغ مهمه حفظ ماندگاریش توی ذهن افراد هستش به همین دلیب همیشه تلاش میشه این تصویر از محصول به یک طریقی توی ذهن بیننده تثبیت بشه که توی لین تبلیغ با بزرگ کردن مفهوم ارمیتا از طریق فراتر از معنی جلوه دادنش خیلی خوب تونستن این کار رو انجام بدن.

    به نظرم یکی از ایرادات این تبلیغ استفاده بیش از حد از افراد میتونه باشه چرا که همهمه و شلوغی ایجاد شده دور میز توجه بیننده را از اصل موضوع که همان محصول ارمیتاست منحرف میکنه وبیننده ممکنه گیج بشه که الان دقیقا داره چی رو نگاه میکنه ، یک تبلیغ برای یک محصول و یا یک مهمونی ایرانی ؟؟

    نکته دوم به نظرم مشخص نبودن محصول در طول تبلیغ روی میز میتونه باشه چون اصلا معلوم نیست که افراد خانواده در حال خوردن چی هستن!! شاید اگه یک شات از بالا گرفته میشد و میز رو کامل از بالا تصویر میکرد و نشون میداد که افراد خانواده دارن از الویه ارمیتا برمیدارن و میل میکنن بهتر می بود. و ایراد بعدی دیزاین ضعیف محصول روی میز هست ،هیچ جا و توی هیچ مهمانی حتی اگر غذاهارو به صورت اماده تهیه کنیم حداقل اون رو با یک دیزاین زیباتر روی میز قرار میدیم . اینکه الویه رو با کاورش به همون صورت روی میز قرار دادن یکم ضعیف نشون داده شده،استفاده از یکوطراحی بهتر برای خود محصول و تصویر های بستهدگرفتن ازراون روی میز میتونست یکم قوی تر انجام بشه.
    با تشکر

  23. چندین بار تیزر را مشاهده کردم.و در هر بار تلاش کردم تا دقت بیشتری داشته باشم.نتیجه چند بار مشاهده و دقت،یک سوال بود که البته همچنان برای من بی پاسخ مانده است.تیزر به دنبال چیست؟
    یا بهتربگویم ،تیز چه چیز را می خواهد بگوید؟
    و روشن نیست تیزر ساخته شده است تا آرمیتا معرفی شود و یا اینکه در ضمن معرفی آرمیتا،تیزری هم ساخته شده است؟
    فرق است بین تیزری که ساخته می شود برای معرفی یک محصول ، با تیزری که ساخته می شود و البته جز نام و تصویری از محصول،دیگر پیوند و ارتباطی بین تیزر و محصول در ان دیده نمی شود.
    اجاز ه بدهید مثال بزنم.گاهی انسان حرف میزند و صحبت میکند.هدفی دارد و ان را از طریق صحبت کردن دنبال می کند.صحبت می کند برای نتیجه ای ، و گاهی انسان صحبت می کند که صحبت کرده باشد.
    تیزر برای محصول و هدفی ساخته شده است؟یا تیزر ساخته شده است تا صرفا تیزری ساخته شود؟
    وقتی قرار است تیزری برای یک محصول ساخته شود،فریم به فریم آن باید با محصول و هدفی که به دنبالش هستیم تناسب داشته باشد.و اجازه نداریم فریم اضافی-حرکت اضافی-شخصیت اضافی-دیالوگ اضافی و…داشته باشیم.
    تیزر آرمیتا برای آرمیتا ساخته نشده است.تیزری ساخته شده و از ان برای آرمیتا استفاده شده است.برای اثبات مدعایم از شما می خواهم تیزر را ببینید و آرمیتا را حذف کنید و محصول دیگری را جایگزینش کنید.خواهید دید که به راحتی میشود محصول دیگری را جایگزین کرد.
    تیزر از بعد ساخت و از بعد تصویر سازی،خوب ساخته شده است اما از نظر بنده روشن نیست که چه هدفی دارد و به دنبال چیست.یا حداقل بنده،از فریم ها و شخصیت ها و دیالوگ ها نمی توانم به هدف سازندگان تیزر پی ببرم.

    1. ممنونم شفیعی عزیز، حقیقتاً از خواندن دیدگاه شما مستفیض شدم. خیلی خوشحالم که در صحنه بازاریابی ایران جایی مثل کافه بازاریابی وجود دارد که دوستان چنین نظرات پرمغزی ارایه می دهند. از اینکه عضوی از این جامعه متخصص هستم، به خودم می بالم

    2. من با شما موافق هستم اما اگر بخواهیم این طور در نظر بگیریم، 90 درصد تبلیغات همین ویژگی را دارند و به راحتی می توان محصول را در تبلیغ جایگزین کرد.
      و تنها 10 درصد تبلیغات به دلیل نشان دادن محصول و زوم کردن بر روی آن و استفاده از شعارهای تبلغاتی ویژه خودشون در این دسته قرار نمی گیرند.
      در کل تبلیغ آرمیتا بیشتر بر تعریف خواب و رویایی است و صحنه ها و سکانس ها را بیشتر بر روی داستان تخیلی تمرکز داده به طوریکه کمتر خود محصول را تا پایان تیزر می بینیم و این باعث می شود فرقی نکند که نهایتا سالاد الویه ارمیتا باشد یا برای مثال نامی نو

      1. فراموش نکنیم،یکی از رسالت های بازاریابی بالا بردن استاندارد هاست.انچه من عرض کردم استاندارد،قاعده و هنجاری بود که التزام به رعایت ان را در تیزر ها باور دارم.اینکه اکثریت رعایت نمی کنن،دلیلی بر. اشتباه بودن استاندارد نیست.
        ما می خواهیم،و باید بخواهیم تا همه تیزرها جزو ان 10درصد به فرموده شما،باشند.

  24. باعرض سلام
    چندروز پیش که اولین تیزینگ پخش شدتوسایت به چندنفراز دوستان خوابگاهی که رشتشون غیرمرتبط بامدیریت بود نشون دادم ونظرشونو پرسیدم بادودسته نظر برخوردکردم اولین نظر وکسایی دادن که ماجرای حضرت موسی و قومش ودعابرای باران را میدانستند و ازین تلمیح آرمیتا راضی بودن و دسته دوم دوستانی که یا این ماجرای تاریخیو نمیدانستند ویا نمیتوانستن در آن لحظه ارتباطی بین این دو بیابند.برای این دسته تبلیغ گنگ بود ولی بعد پخش تیزر دوم و نشان دادن آن ب دوستان به نوعی نظرشون جلب شد.بنظراینجانب نکته مهم دراین تبلیغ بزرگنمایی واغراق آرمیتا است که خانواده ای رادرفضای سبز نشان میدهد که مشغول خوردن سالادالویه هستندوبهم تعارف هم میکنندکه میخواهدنشان دهد ارزش ترجیح خانوادها آرمیتاست.درمورد بحث طبقات اجتماعی درتبلیغات که بحث شدبین دوستان بایدعرض کنم تعریف ثروت وثروتمندباتوجه به سطح زندگی ونظرات افراددر درهرمنطقه ای متفاوت است مثلا دریک شهرکوچک ب کسی که خانه شیکی داشته بلشد ثروتمند کویند ولی همین شرایط درکلان شهر متوسط باشد.دربیشترتبلیغات هم همینگونه است و سعی براین است بیشترقشرمتوسط را در نظر بگیرددرهرحال این نظرشخصی بنده است.
    درمورد سوالی که استاد فرمودند هم باید عرض کنم نه خود منه دوستانم از سوالاتی که ازشان پرسیدم آرمیتارا در فروشگاه های بزرگ استانم گیلان مشاهده نکردیم .
    درکل میتوان گفت آرمیتا روش علمی و هوشمندانه ای را در پیش گرفته که این رادر وهله اول بامشاهده نشنان شرکت متوجه شد که ترکیبی است از سه رنگ پرچم کشورمان و بیان کننده این است که آرمیتا محصولی است برای همه مردم.

  25. با سلام..
    به نظر من این تبلیغ برخلاف تیزر قبلی که رعب و وحشت را به تصویر می کشید حس مثبت و قشنگی داشت،فضای سرسبز،صدای خنده ی کودک و یک پدربزرگ مهربان …
    اما فضای این چنینی در تبلیغات زیادی مثل کباب پز پلین و یا برنج طبیعت و یا موارد مشابه دیگری مشاهده شده است و درآن خلاقیتی وجود ندارد.
    و همچنین فکر می کنم این فضا برای این محصولات واقعی تر باشد تا الویه آماده در فضای باز و یا در پیک نیک ها که عموما غذاهایی مانند انواع کباب ها پرکاربرد یا مرسوم است البته این تفکرشاید یک عقیده شخصی باشد.

  26. با سلام
    در مورد تبليغ شركت آرميتا نكات زير به نظرم رسيد:
    1-اين تبليغ از دو بخش كاملا متفاوت تشكيل شده يكي بخش كه پسر جوان در تبليغ رويا مي بيند و در اين بخش از تبليغ از زمينه سياه استفاده شده و فضاي ترس را به بيننده القا مي كند و پدر در اين بخش تبليغ انسان روبه ياد ديكتاتور ها مي اندازد و بخش دوم تبليغ كه فضايي روشن و شاد و محيطي سرسبز و خانواده اي گرم را نشان مي دهد و اين تناقض بين دو بخش تبليغ به جذابيت و جلب توجه بيشتر بيننده كمك كرده است.
    يكي از رويكرد هاي نقد اثربخشي تبليغات روش AIDA است كه اولين متغير اين رويكرد جلب توجه است كه به نظرم تبليغ شركت آرميتا از اين بخش سربلند بيرون آمده جون هم خلاقيت بالايي دارد و هم مورد پسند و جالب است و از همه مهمتر متمايز از تبليغات رقبا است.
    2-بعد ازمتغير جلب توجه،بايد علاقه مشتري به دست آيد كه تبليغ در اين بخش هم نمره خوبي مي گرد چون مشتري بايد در اين بخش تمايل به دوباره ديدن تبليغ پيدا كند.
    اين تبليغ توجه من رو خيلي بهخودش جلب كرد و من براي توجه به جزئيات تبليغ چند بار پشت سر هم تبليغ رو ديدم.
    3.متغير بعدي تمايل است كه با ايجاد تصوير مثبت در مشتري و ميزان جلب اعتماد او و ايجاد احساس نياز در ارتباط است كه فضاي شاد وخانوادگي آخر تبليغ به جلب اعتماد مشتري و ايجاد تصوير مثبت كمك مي كند.
    4. در نهايت مشتري اقدام به خريد مي كند كه مي تواند شامل اقداماتي مثل پرس و جو از فروشگاه هاي توزيع محصول و توصيه خريد محصول به اقوام شود.
    5.توصيه بنده به شركت آرميتا اين است كه به مكان هاي توزيع محصول و ترويج بيشتر توجه كند(يعني محصول را در دسترس مشتري قرار دهد) چون من هنوز محصولات اين شركت را در فروشگاه ها نديده ام.

  27. با عرض سلام و احترام
    لازم دانستم نکاتی را در خصوص تیزر ارمیتا به عرض دوستان برسانم.
    1.در هر دو بخش این تیزر شرکت خواسته است مشتریان خود را معرفی کند که چه قشری را شامل میشود به عبارتی دیگر شرکت میخواهد بیان کند که کودکان و جوانان و بزرگسالان همه از خوردن ارمیتا لذت میبرند که در قسمت دوم تیزر همانگونه که مشاهده میکنید این موضوع با حضور همه اقشار یک خانواده در حال خوردن و لذت بردن از محصول به خوبی به نمایش گذاشته شده است.(نقطه قوت)
    2.در بخش اول تبلیغ فردی که عبارت “کی ارمیتا خورده” را بیان میکند عبارت را با لحنی بیان میکند که فردی جرمی را مرتکب شده است و سپس همه بنا به لذیذ بودن محصول ان را خورده و با جسارت بیان میکنند و این عبارت برای این صحنه کاملا مناسب است اما در بخش دوم تیزر هدف این است عبارت “کی ارمیتا خورده” به نحوی بیان شود که مخاطب تصور کند این محصول بسیار ایده ال است و ایا کسی تا کنون همچین لذتی را تجربه کرده است؟اما همانگونه که مشاهده کردید در بخش دوم دقیقا همان عبارت “کی ارمیتا خورده”تکرار شده است و بسیار بهتر بود اگر در بخش دوم برای ایجاد تصور تجربه مثبت از عبارت”کسی تا حالا ارمیتا خورده؟” استفاده میشد.
    3.در بخش اول تیزر میتوان نمایش آب و باران را به بخشش افرادی که آرمیتا خورده و جرمی را مرتکب شده اند نسبت داد اما در بخش دوم پاشیدن اب توسط کودک چه ذهنیتی را در فرد ایجاد میکند؟!!!(فکر میکنم در تیزر هر تصویری باید هدفی داشته باشد که من در بخش دوم متوجه هدف تصویر پاشیدن آب نمیشوم.)
    با تشکر فراوان

  28. با سلام
    بنده از خوبی های کار صحبت نمی کنم چون دوستان تقریبا نکات مثبت کار را کامل پوشش دادند. فقط چند نکته را با عینک منفی عرض میکنم:
    1) شخصیت جوان با ته ریش، صدای بچه ای که می خندد، و پیرمردی که شخصیت بزرگ خانواده را بازی می کنند، یه تعارض شناختی در مخاطب و یا حداقل بنده ایجاد می کنند و بنده هنوز درک نکرده ام که شخصیت برند آرمیتا چه سن و سالی دارد و در این تیزر دقیقا چه شخصیتی با من مخاطب صحبت می کند. یکی از اصول اولیه معرفی برندها اینست که بنده جواب “چه کسی” را بعنوان مخاطب دریافت کنم… صدای دیکتاتور صحنه اول و خنده های بچه بنده را بیاد فیلم های ترسناکی می اندازد که در برخی سکانس ها صدای بچه می آید و … و با وجود اینکه قسمت دوم تبلیغ فضا کاملا متفاوت شده است، ترس قسمت اول و خنده های مرموز بچه گانه به من اجازه نمی دهند که از ذهنیت منفی رها شوم و این دلهره تا انتهای تیزر با من می ماند.
    2)پیراهن صورتی مرد جوان و شال صورتی خانم وی می توانست با رنگ آرمیتا تطبیق داده شود. این رنگ صورتی زیبا برای بنده یک علامت سوال ایجاد می کند و تنها کمکی که می کند امکان پیدا نمودن همسر مرد جوان است که هیچ ضروری نداشت (البته شاید آن خانوم همسر وی نیز نباشد). لذا این ابهام بر ترس نکته اول اضافه می شود. حتی نمی دانم خانمی که شال صورتی بر سردارد همسر مرد جوان است یا خواهر او…
    3)در فرهنگ ما، پدر یا پدربزرگ به فرزند یا نوه ای که صاحب فرزندی 4،5 ساله است کمتر به این شکل صحبت می کند و با صدای بلند داد می زند و می گوید: پاشو چرا اینقدر می خوابی؟ لذا یک ناهماهنگی میان سن جوان، فرزند دار بودن او، و نحوه برخورد پدر با او نیز وجود دارد که بنده را بعنوان یک مخاطب آزار می دهد.
    4) با آغاز قسمت دوم که مرد جوان از خواب بلند می شود چرا پیرمرد دوباره سوال خود را مطرح می کند؟؟ چون وقتی مرد جوان بیدار شده دیگر خوابی در کار نیست…تکرار سوال در زمان بیداری به نظر به اتصال دو قسمت تیزر آسیب زده است.
    5)مقاومت در برابر آرمیتا غیرممکنه؟ از نظر فرهنگ مصرف خوراکی، مقاومت در برابر سالاد اولویه بسته بندی شده الزاما موضوع خوبی است یا بد؟ ذهنیت مخاطب این است که مقاومت در برابر سالاد اولویه بسته بندی شده چیز خوبی است یا نه؟ به نظرم شاید این شعار یادآور این امر به مخاطبان باشد که به این سوال نیز فکر کنند که برای خوردن چنین غذایی نوعا بایستی مقاومت کرد یا خیر؟ کاراکتر تیزر عملا می گوید که مقاومت در برابر این محصول غیرممکنه…این یعنی مخاطب فکر می کنه که قبلا همه افراد مقاومت می کردند و لذا پس زمینه ذهن همه مخاطبان این می شود که اساسا بایستی در برابر چنین محصولاتی مقاومت نمود، مگر اینکه برندی بگوید “من نمی گذارم در برابرم مقاومت کنید” که اساسا این جمله بار معنایی منفی دارد.
    متاسفانه شعار برند به بنده اینطور القا می کند که همان فرد دیکتاتور شخصیت اصلی برند آرمیتاست و اجازه نمی دهد بنده دربرابرش مقاومت کنم.
    شاید کمی گزافه گویی کرده باشم و بیش از حد بدنبال نقاط منفی بودم.

  29. سلام
    به نظر من شركت آرميتا تعمدا در تيزر اول ابهاماتي را براي بيننده باقي گذاشت تا حس كنجكاوي مردم و جذابيت تيزر رو بالا ببره، بنابراين نميشه گفت كه تيزر دوم براي رفع نقوص تيزر اول بوده. حس آرامش و خوشبختي كه با ديدن تبليغ به آدم دست ميده جالب توجهه ولي به جز گذر از خواب به واقعيت خلاقيتي توي اين كار نمي بينم. به نظر من در كل خوبه ولي خاص و ايده آل نيست. ضمنا من تاحالا توي هيچ فروشگاهي محصولات آرميتا رو نديدم و واقعا برام جاي سواله كه با اين همه ريخت و پاش و تيزينگ دادن چرا محصول هنوز بصورت گسترده وارد بازار نشده!؟

  30. با سلام خدمت اساتيد محترم
    واقعا در زمينه ي جلب توجه موفق عمل شده در اين تبليغ طوري كه تشويق مي شويم تا پايان مشتاقانه آن را دنبال كنيم
    به علاوه از جاذبه طنز هم در آن استفاده شده به نظر من اين دو نقطه قوت به خوبي نقاط ضعف مطرح شده توسط دوستان را كه من هم با آنها كاملا موافقم را پوشش داده
    هم چنين هما نطور كه استاد فرمودند تلفيق اين دو سبك واقعا در ايران كمتر سابقه داشته و به عقيده ي بنده نوعي احترام به شعور مخاطب است كه پيام را خيلي مستقيم و دستوري بيان نكرده و به صورت پازل وار به ذهن مخاطب منتقل نموده
    با تشكر

  31. سلام خدمت دوستان عزیز کافه بازاریابی
    قبل از همه باید بگم من واقعا از بودن در چنین فضای علمی ای لذت می برم و خوشحالم که هر روزه درکنار نگاه های علمی به موضوعات روز بازاریابی زندگی می کنم.
    درباره تیزر آرمیتا نظرم اینه که:
    1-تیزر خیلی شلوغ هست. تعداد افراد زیادی به نمایش درمیاد که ذهن من نمیتونه جایگاه همه شون رو در خانواده تشخیص بده. وجود دو فرد مسن در من این شک رو بوجود میاره که کدوم پدربزرگ خونوادس. اگر هدف نشان دادن اهمیت خونواده در فرهنگ ایرانی هس، میشه با نصف این افراد هم به این هدف رسید.
    2-من همیشه دوس دارم پیام تبلیغ رو سریع یا حداقل بعد چندبار دیدن تیزر بگیرم. اما در اینجا با اینکه چندبار تیزر رو دیدم، هنوز نفهمیدم گناه کسی که آرمیتا خورده چیه. و اگر خوردن آرمیتا یک شجاعت ستودنیه . یعنی بین سالادهای الویه جنگی برقراره که هرکی آرمیتا رو انتخاب کنه برنده ست. اما وقتی آرمیتا تازه به بازار وارد شده و هنوز کسی از اون نخورده چطور میشه به مخاطبمون بگیم تو برنده ای درحالی که هنوز آرمیتا نخورده. مگر اینکه هدف این بوده که آرمیتا نیومده خودش رو برنده معرفی می کنه. که در این صورت قابل توجیه است.
    3-یک جذابیتی که این تبلیغ داره اینه که آقای جوان داره آینده رو توو خواب می بینه یعنی هنوز آرمیتا نخورده ولی با شجاعت دستش رو بالا میگیره و این شجاعت با صدای خنده کودک و بارش باران نوید موفیقت رو میده. بنظرم نمایش جلو بودن از واقعیت جذابه.

  32. باسلام. من فکر میکنم آرمیتا با تیزر اول تونست توجه خیلیا رو به خودش جلب کنه.هر چند نظراتی که من از اطرافیانم شنیدم چندان مثبت نبود.با این وجود نام آرمیتا بر سر زبانها افتاد وفکر میکنم این یک قدم مثبت و رو به جلو برای آرمیتاست.تیزر جدید از این جهت که بیننده رو با فضای کاملا متفاوت مواجه میکند خود به خود فرد رو به تفکر وادار میکنه.اما من همچنان دنبال جهتی هستم که طراح تیزر می خواهد به مخاطب خود بدهد. چ ه ک س ی ا ی ن ج ا آ ر م ی ت ا خ و ر د ه ؟
    این جمله تاثیر گذار تبلیغات آرمیتاست؟ چطور این جمله قراره افرادی رو که حتی آرمیتا رو در فروشگاهای محل خریدشان ندیدند توجیه کنه که اون رو خریداری کنند.
    هر بار این تیزر رو میبینم این سوال رو نا خودآگاه از خودم میپرسم : چرا پرسیده نمیشه کی اینجا آرمیتا نخورده؟؟؟ یا چرا هیچ ماموریتی نشون داده نمیشه که کسی بخواد در برابرش مقاومت کنه؟؟؟ بنظرم حتی فضای دوست داشتنی و شاد تیزر جدید هم با این سوال دل نشین بنظر نمیرسه .

  33. با سلام…
    به نظر من مشکلی که این تبلیغ و متاسفانه اکثر تبلیغات ساخته شده دارند اینه که اول یه شعار تبلیغاتی به ذهن سازنده تبلیغ میرسه بدون اینکه درمورده این فکر کنه که چطور باید فضای تبلیغاتیشو هماهنک با این شعار بسازه یا حتی این تیزر چطور باید شعار رو تقویت کنه….شعار تبلیغاتی ضعیفی که برای یه مدت کوتاه هم ماندگاری نداره که مردم با شنیدن ماموریت غیرممکن اولین چیزی که به یاد میارند آرمیتا باشه.

  34. سلام خدمت دوستان خوبم در شرکت ارمیتا
    نظرات دوستان را خواندم و چیزی که بیش از نقد تبلیغ مهمتر برایم جلوه کرد چالش توزیع محصول است
    طبق چیزی که من دیدم تبلیغات مجموعه ارمیتا دیده شده است اما محصول ان در قفسه توزیع خیر
    به اعتقادم این چالس بایست در اولین فرصت و به طور ضربتی برطرف شود
    یادمان باشد تبلیغات برای بار اول بهترین فرصت برای نشاندن محصول در قفسه های فروش است
    فروشندگان محصولی تبلیغ شده را بهتر می پذیرند
    به اعتقادم تا فرصت از دست نرقته و یا به موازات جریان دوم تبلیغات که گمان می کنم در راه است بحث توزیع باید حل شود
    به ویژه در تهران
    برای شما ارزوی موفقیت دارم

  35. شما دوستان این احساس را در من بوجود آورده اید که گویی بر کوهی تکیه کرده ام، کوهی استوار که تیشه های فرهادوارتان نقش ماندگار عشق را بر آن حک کرده است. قدر این کوه را می دانم و همچون پرنده ای، در شیار های این کوه لانه ای خواهم ساخت و تا ابد با آرامش و اطمینان، در آن سکنی خواهم گزید. لانه ای امن، که دیگر هیچ تند بادی نخواهد توانست آن را متزلزل کند.
    درود مجموعه صنایع غذایی آرمیتا بر کلیه صاحبان قلم کافه بازاریابی نمیدانم چگونه و با چه زبانی شکرگزار این همه لطف و عنایت شما عزیزان باشم که با بیان دیدگاه های خود که از ارزشمندترین اطلاعات این شرکت است ما را در مسیر درست هدایت میکنید. آرزو داریم نگاه های شما دوستان را همواره در کنار خود داشته باشیم.
    وقتی دیدگاه های کارشناسان کافه را میخوانم با خودم میگویم :
    ای کاش میشد قبل از اکران تیزر در تلویزیون آنرا به چالش کشید و سپس به نمایش گذاشت.
    ای کاش میشد از قبل سناریو های ساخت تیزر به نقد گذاشته شود.
    ای کاش …
    من از همراهان کافه بازاریابی تقاضا دارم ما را در کمپین های تبلیغاتی که انشاء الله در آینده به اجرا درخواهد آمد نیز همراهی نمایند و ما را از ایده های نابشان در صنعت غذایی بهره مند کنند.
    در این راستا اگر جناب دکتر محمدیان و آقای حسینی موافق باشند با دیدگاه ها و ایده های کارشناسان کافه در طراحی سناریو تیزرهای بعدی آرمیتا و همچنین طرح های خلاقانه ایشان در عرصه عرضه محصولات در فروشگاه ها و … بیشتر آشنا شویم.
    و همچنین چنانچه مدیریت کافه بازاریابی موافق باشند صنایع غذایی آرمیتا به پاس قدردانی از این بزرگواران به قید قرعه به سه نفر از کسانیکه در نقد اولین تیزر این شرکت مشارکت داشته اند. هدیه ای ناقابل ( یک عدد نیم سکه ) تهیه و به آدرس ایشان ارسال و تقدیم نماید.
    بی صبرانه منتظر خواندن ایده های شما سروران گرامی هستیم.

    باتشکر
    مجتبی سلطانی
    مدیرعامل صنایع غذایی آرمیتا

    1. آقای مهندس مجتبی سلطانی. مجموعه کافه بازاریابی به مدیران ارزنده ای هچون شما بر خود می بالد. مطمئن هستم اندیشه های علمی جنابعالی و اعضای محترم هیئت مدیره آن شرکت در آینده نزدیک به بار خواهد نشست و شاهد موفقیت های بیشتر آن شرکت خواهیم بود

  36. با سلام
    تیزینگ اولیه ارمیتا را به شدت پسندیدم ، تیزر بعدی شرکت را از ان بیشتر ! اساسا هرانچه نماینده یک تلاش تیمی جهت ایجاد خلاقیت و ابداع و توجه به زمان و نگاه پرسشگر مخاطب باشد به دل می نشیند. به نظراین شیوه برای ادامه تیزینگ تبلیغاتی ،یعنی نمایش ان به صورت یک رویا و در یک جمع شاد و زنده خانوادگی ( اگرچه تکراری )، بهترین و تاثیر گذارترین راه بوده است. به خصوص انکه روحیه جمع گرایی و همراه خانواده بودن در میان ایرانیان یک ارزش ، تلقی می شود. اما انچه بیش ازتلاش برای ساخت تیزرهای تبلیغاتی و شعارهای تبلیغاتی جذاب و تاثیر گذار، اهمیت دارد ، توجه به کیفیت و سلامت یک غذای آماده است ، همان چیزی که همه ما از یک غذای آماده انتظار داریم : یک طعم خوب و سالم دوست داشتنی . امید است مدیران محترم شرکت ارمیتا با همان میزان وسواس و توجه به تبلیغات خود ، متوچه کیفیت محصولات خود نیز باشند تا مصرف کنندگان ارمیتا ضمن لذت بردن از تبلیغات محصول مورد علاقه خود ، تجربه یک طعم دلنشین را نیز احساس کنند.
    سپاس

  37. تفاوت فیلم تبلیغاتی – تیزر با فیلم سینمایی
    فکر می کنم کار آرمیتا بیشتر به سریال های ادامه دار شباهت داشه باشه
    بهرحال در یک فیلم سینمایی، مخاطب عام در هر صورت برداشت خود را از فیلم به دست می آورد و مخاطب عام علاقمند با خواندن نقد فیلم به برداشت صحیح و مورد انتظار فیلمنامه نویس دست می یابد و …
    در یک تیزر تبلیغاتی، مهم جلب و جذب مخاطب برای تهیه محصول و سپس مشتری مداری است. در فیلم های تبلیغاتی به غیراز مواردی که مسئولیت اجتماعی شرکت را نشان می دهد ((گاها نیاز به تفسیر دارد))، برداشت اولیه و ثبت در اذهان از اهمیت ویژه ای برخوردار است و خواندن نقد تیزر تنها برای تهیه کنندگان تیزر و درس گرفتن برای تیزرهای بعدی مطلوبیت دارد . بنابراین باید با توجه به محصول و سطح مخاطب و مشتریان بالقوه ((بسته به نوع محصول طبعا قشر خاصی از افراد جامعه را در بر می گیرد)) ساخته شود.
    محصولات غذایی از جمله تولیداتی هستند که کل جامعه را مخاطب خود قرار داده و باید برای همگان قابل فهم باشد. بنابراین استفاده از تیزرهای دنباله دار، مگر در موارد معدودی آن هم با در نظر گرفتن بازه زمانی مناسب و زمان پخش ((مثلا میان پخش یک سریال خانوادگی، یا پیش از اخبار ساعت مشخصی)) جالب نخواهد بود.

  38. به نظرم این تبلیغ نکات مثبت بسیاری دارد که دوستان اکثر آنها را ذکر کردند… چند نکنته ی بارزی که دوست دارم تاکید کنم ، صدای خنده ی بچه ، آب و بارون ، بالابردن دستها در سفره که بالابردنِ دست توی تیزرینگ رو یاداوری میکند…
    اما زمانی که که کاراکترِ مرد مسن می گوید “میگم کی اینجا آرمیتا خورده؟ پاشو بابا،پاشو پسرم چقدر میخوابی” این دو جمله کنار هم خیلی سازگار نیستند انگار جدای از هم اند، یعنی بدون اینکه جواب سوال قبلی رو بگیرد که کی اینجا آرمیتا خورده میگه پاشو پسرم چقدر میخوابی… به نظرم اگر مثلا کنار فردی که روی چمن دراز کشیده یه ظرف الویه آرمیتا که نصفه خورده شده می بود جالب تر بود و به شکلی انگار جواب سوال نشون داده میشد که ایشون آرمیتا خورده :دی

  39. با سلام
    با توجه به این نکته که دوستان کلیه نکات در رابطه با تیزر مانند فضاسازی تکراری ،نمایش قشر مرفه جامعه و… بیان کردنداز تکرار این نکات اجتناب کرده و به ذکر یک نکته بسنده میکنم و آن عدم تکرار تبلیغ است.
    متاسفانه با وجود توجه زیاد بنده به تبلیغات تلوزیونی تاکنون موفق به دیدن هیچ یک از این دو تیزر نشده ام و به نظرم تکرار موجب به اثر بخشی بیشتر تبلیغ خواهد شد.
    و درضمن من نیز این محصولات را حتی در فروشگاهای بزرگ مانند اتکا ندیده ام

  40. با سلام وخسته نباشید
    قبل از نقد به خود تیزر همون طور که دوستان اشاره کردن نکته مهم اینکه هنوز آرمیتا اون قدرکامل توزیع نشده وساخت تیزر برای افزایش فروش و جذب مشتریه، حتی اگر این تیزر توجه مخاطبش رو جلب کنه مخاطب هنوز محصولی از آرمیتا رو جلوی چشمش نمیبینه که یاد تیزر بیافته واز محصولات آرمیتا بخره ودر واقع هزینه واسه تیزر بی فایده میشه.
    در کل تلفیق دو فضای خواب وواقعیت در این تیزر جالبه اما در قسمت دوم به نظرم همهمه زیادی ایجاد شده که میشد آدمای کمتری در این تیزر باشندوبه جاش یه کشمکش بین چند نفر برای خوردن آرمیتا ایجاد میشد مثل تبلیغ دنت که چند نفر همدیگرو به خاطر خوردن دنت گول میزنن ویه پسر بچه به بهونه اینکه به خواهرش تلفن شده حواسشو پرت میکنه و…مثلا پدر داستان هم میتونست بگه پسرم پاشو الویه تموم شد همه خوردن تو موندی زود باش بیدار شو…

  41. جمله ای از کاتلر:
    مصرف کنندگان برای اینکه به یک تبلیغ هیچ توجهی نکنند، فقط به نیم ثاااااااااااااااااااااانیه وقت نیاز دارند.

  42. با سلام
    از دید من این تبلیغ مانند بسیار از تبلیغات صدا و سیما درگیر مسایل کلیشه ای بود و بجای اینکه طراحان آن نوآوری و ارائه یک ایده جدید را در متن قضیه لحاظ کنند، آن را در ظاهر قضیه لحاظ کرده اند
    .البته به درستی سایر عزیزان در بخش نظرات به خوبی به نقاط ضعف و قوت این تبلیغ پرداخته اند.
    آنچیزی که بنده در این تبلیغ میبینم
    تنها تشویقی سطح پایین به خرید محصول می باشد، نه معرفی درستی از محصول صورت گرفته است و نه به خوبی مخاطب محصول شناسایی شده است.
    مهمترین و برجسته ترین ویژگی های این تبلیغ عبارت است از استفاده از طیف وسیعی از سن و سال ها در تبلیغ (که ظاهرا نا آگاهانه به کار رفته است) و همچنین چهره های بشاش و رنگ های شاداب.
    و مهمترین ضعف آن استفاده از نمادهای دیگران بدون اطلاع و همچنین نداشتن نوآوری در متن تبلیغ و نداشتن یک روح واحد برای برند سازی می باشد.

  43. آقای دکتر محمدیان سلام تبلیغ آرمیتا را دیده ام هر دو خوب است اولی عالی است. پیشنهاد می کنم یک کمپین با نام آرمیتا کجایی را در کافه و کافه بیزینس راه بیندازیم تا بلکه سیستم توزیع شرکت راه بیفتد. این شرکت نیاز به مشاوره کافه دارد. ما هم از شهرهای مختلف کمک می کنیم. مطمئن هستم این کمپین جواب می دهد

  44. با سلام
    اگر بنده از دیدگاه یک مصرف کننده به این تیزر نگاه کنم دارای نکاتی است که قابل بیان است. در واقع من با پرسشی که از 20 نفر انجام دادم به نتایچی رسیدم :
    اول اینکه تیزر با یک دید کاملا رواشناسانه در یک لحظه با ایچاد تنوع توجه مخاطب را به خود جذب میکند(درست در لحظه پربدن از خواب وعوض شدن صحنه) و تبلیغ را از حالت یکنواختی خارج میکند.

    دوم اینکه ما باید در ایران به دنبال نواوری باشیم همان گونه که جناب افای استاد محمدیان درکتاب بازاریابی ایراتی ذکر کرده اند ایرانیان رفتاری نو جویانه دارند. در واقع اکثر تیزرهای تبلیغاتی در ایران خوانواده های مرفه را به نمایش میگذارند .

    نکته دیگر اینکه بازار هدف به خوبی مشخص نشده به طور واضح یعنی اینکه احتمال بسیار کمی وجود دارد افراد در یک مهمانی فامیلی سالاد الوبه و غذاهای این چنینی استفاده کنند و بیشتر این گونه غذا ها را دانشچویان و کارمندان و کارگران استفاده میکنند

    ودر اخر خواهشی که از مسولین سایت دارم اینکه در صورت امکان رسالت و بیاتیه شرکت ارمیتا را روی سایت به نمایش بگذارند تا با هدف و بازار هدف شرکت اشنا شویم وتحلیل مناسب تری ارائه دهیم.
    با تشکر

  45. باعرض سلام.
    به نظر من تیزر اول که با هدف در ابهام قرار دادن بیننده و تحریک حس کنجکاوی او طراحی شده بودخوب عمل کرد ولی به نظر من که بعد از دیدن تیزر اول منتظر تیزر قوی تری بودم تا پاسخ کنجکاوی و ابهام پیش رویم به بهترین شکل بگیرم تیزر دوم راضی کننده نبود.به نظر من تیزر دوم میتوانست بعد از کنجکاوی و آمادگی ایجاد شده در بیننده ضربه ی کاری تری را وارد کند!!!!!تیزر دوم تیزری بسیار معمولی که در تبلیغات دیگری نظیر تن ماهی ها ویابرنج و …که با به تصویر کشیدن یک محیط خانوادگی محصول را تبلیغ میکند که در این تبلیغ گویا بیشتر اصرار به نمایش اعضای متعدد!!!خانواده دارد تا نشان دادن ومعرفی محصول چون محصول در میان سفره نشان داده نمیشود واینکه افراد در حال خوردن چه هستند مشخص نیست.و در کل تیزر اول با خلاقیت بیشتری وارد شد برخلاف تیزر دوم گرچه به نوبه خود تبلیغ خوبی بود مخصوصا از نظر تصویر و کیفیت و نورو صدا اما باتوجه به تیزر اول انتظار بیشتری در زمینه خلاقیت بود.
    در ضمن جمله ی کی اینجا آرمیتا خورده ی پدربزرگ که در ابتدای تیزر شنیده میشود که شخصا نه متوجه منظور ایشان شدم و نه اینکه جوابی برای این جمله در تیزر شنیدم گویا این جمله گفته شد تا فقط دو تیزر به هم ربطی پیدا کنند. پدربزرگ این را میگوید و میرود!!!!
    ودر پایان به نظر من اگر آرمیتا شعار تبلیغاتی ماموریت غیرممکن را حفظ کند در آینده برای ساختن تیزرهم ایده های فراوانی در دست دارد و در ضمن جذابتر است نسبت به شعار غذای زندگی.

  46. با سلام خدمت تمامی دوستان
    تا جایی که نظرات دوستان رو خوندم،اکثر دیدگاه ها یی که به ذهنم می رسید داده شده بود.
    اما چند نکته هم بود که خیلی توجه من رو جلب کرد :
    1- صدای فردی که در انتها در کنار علامت تجاری ارمیتا صحبت می کند .از نظر من انتخاب خوبی نیست،این صدا بیش از اندازه لازم گرما و شادابی داره.
    2- قسمت اول تبلیغ خیلی فضای خاصی رو ایجاد کرده،از نظر من قسمت دوم هم می تونست خاص تر باشه ولی در فضای رئال هم باشه،لازم به گرفتن پلان های تکراری و این همه بازیگر در یه جا نبود. شاید نشان دادن پلان های مختلف از خونه های مختلف، با خانواده های واقعی تر، که کمتر تو تبلیغ های ایرانی می بینیم حس مشترک و پیوسته تری رو ایجاد می کرد.
    3-در قسمت اول بازیگر اصلی عالی انتخاب شده و واقعا صورت مناسبی داره، و لباس های یکدست حس اسیری رو به آدم القا می کنه ولی خانم ها و بچه این حسو نمیدن به نظرم جای کار بیشتر داشتن در طراحی لباس و انتخاب چهره.
    ولی در نهایت اینکه تلاش جدید و متفاوتی است و این تلاش و فکری ، باعث شده جز یکی از تبلیغ های خوب فعلی باشه.
    روز خوش

  47. با سلام
    قبل ازنقد به خود تیزر همان طور که دوستان اشاره کردن آرمیتا باید به توزیع محصولاتش بپردازد چون هدف اصلی تبلیغ جذب
    مشتریه وحتی اگر این تیزر نظر مشتری را به خودش جلب کنه مشتری باید محصولات آرمیتا را ببیند که یاد تیزر بیافته وازش خرید کنه
    تلفیق دو فضای خواب وواقعیت در این تیزر جالبه ،اما قسمت دوم زیادی شلوغه، میشد که تعداد نفرات کمتری در این قسمت باشند وبه جای اینکه پدربا اون لحن بگه کی اینجا آرمیتا خورده …میتونست بگه پسرم زود باش بیدار شو الویه آرمیتا تموم شد همه خوردن زود باش بیدار شو تا تموم نشده…که این نشون بده که چقدر آرمیتا خوشمزس..

  48. با سلام
    به نظرمن 2فضایی که در تبلیغ وجود دارد باهم همخوانی نداره.در فضای اول کاراکتر مردمسن می گوید :کی اینجا آرمیتا خورده به نوعی این سوال پرسیده میشود که انگار خوردن این محصول اشتباه است اما در فضای دوم برعکس پدرخانواده پسرش را به خوردن سالاد دعوت میکند

  49. با سلام خدمت تمامی دوستان
    تا جایی که نظرات دوستان رو خوندم،اکثر دیدگاه ها یی که به ذهنم می رسید داده شده بود.
    اما چند نکته هم بود که خیلی توجه من رو جلب کرد :
    ۱- صدای فردی که در انتها در کنار علامت تجاری ارمیتا صحبت می کند .از نظر من انتخاب خوبی نیست،این صدا بیش از اندازه لازم گرما و شادابی داره.
    ۲- قسمت اول تبلیغ خیلی فضای خاصی رو ایجاد کرده،از نظر من قسمت دوم هم می تونست خاص تر باشه ولی در فضای رئال هم باشه،لازم به گرفتن پلان های تکراری و این همه بازیگر در یه جا نبود. شاید نشان دادن پلان های مختلف از خونه های مختلف، با خانواده های واقعی تر، که کمتر تو تبلیغ های ایرانی می بینیم حس مشترک و پیوسته تری رو ایجاد می کرد.
    ۳-در قسمت اول بازیگر اصلی عالی انتخاب شده و واقعا صورت مناسبی داره، و لباس های یکدست حس اسیری رو به آدم القا می کنه ولی خانم ها و بچه این حسو نمیدن به نظرم جای کار بیشتر داشتن در طراحی لباس و انتخاب چهره.
    ولی در نهایت اینکه تلاش جدید و متفاوتی است و این تلاش و فکری ، باعث شده جز یکی از تبلیغ های خوب فعلی باشه.
    روز خوش

  50. با سلام
    منظوره من فردی است که میگه: ارمیتا غذای زندگی
    در واقع در همه تبلیغ سعی شده یک حس خاص و متفاوت به بیننده داده بشه،ولی صدای این فرد در عین خاص بودن حس کمدین بودن داره،به نظره من به کل نمی خوره،افراددیگری هم هستند که صداشون به نظرم مناسب تر بود.
    (راستی قسمت اول تداعی کننده کتاب 1984 )
    امیدوارم مطلب رسونده باشم جناب حسینی

    روز خوش

  51. با سلام و خسته نباشید به همه
    مشاهده تیزر شرکت ارمیتا بعد از ترکیب قسمت اول و دوم و در واقع تکمیل کردن پیام رسانه ای تیزر نکات ذیل را به ذهن متبادر میسازد:
    1- در هر دو قسمت تیزینگ و تیزر از نماد آب به صورت باران استفاده شده است که از لحاظ تصویری و سمبلیک بیانگر پاکی و طهارت است (اگر سازندگان با این ذهنیت استفاده کرده باشند)
    2-تیزر از چند مدیوم شات جدا جدا تشکیل شده است که به دلیل سینک نبودن صدا و تصویر به سکته های تصویری و گفتاری دچار شده است .
    3-در قسمت رئال تیزر تاکید برچهره کسانی که در تیزینگ نشان داده شده بود بیش از حد بوده و به نظر میرسد تیزر سعی داشت ارتباط خود را با قسمت سورئال همچنان محکم حفظ کند.
    4- طی دو هفته گذشته هیچ نوع تبلیغ رسانه ای ازارمیتا دیده نشده است و به نظر میرسد محصول آمادگی عرضه نداشته باشد,کما اینکه دوستان هم موردی مشاهده نکرده اندو به نظر میرسد باید مسئولان شرکت توجهی به این موضوع داشته باشند.
    با تشکر

  52. با سلام
    به نظر من ایده جالبی است زیرا دو سبک زندگی متفاوت و ارتباط انها به بهترین شکل ممکن را نشان می دهد و اینکه فرد در خواب به همان چیزی فکر می کند که دیگر اعضای خانواده او در واقعیت با آن درگیرند.صمیمیت، تغییر شخصیت مرد پیر،فضای ارامبخش وبا نشاط خانوادگی که در بخش دوم مشاهده می شود بر زیبایی این تیزر افزوده است.

  53. من از مدتها پیش منتظر آگهی جذب و ساخت ایده بودم و در یکی از نخستین نظراتم هم به ایده پردازی پرداختم الان هم خوشحال هستم که مدیریت شرکت آرمیتا از جذب ایده و نظرات کارشناسان سخن به میان آورد.
    بهرحال خوشحال می شم راه ارتباطی برای ارسال ایده را مشخص کنید. با تشکر

  54. سلام
    من یک مدتی نبودم ولی خیلی خوشحالم که می بینم مطالب همچنان جالب و پر محتوا هستند و همچنین این که فعالیت چقدر بیشتر شده به خصوص از طرف دکتر محمدیان و سایر اساتید که باعث می شود به سواد افرادی مثل من افزوده شود

    در مورد خود تبلیغ نیز با دوستان تا حدودی موافقم و اعتقاد دارم اگر به جای یک ویلا, همین جمع خانوادگی در یک پارک جنگلی آرمیتا مصرف می کردند در کنار سایر غذاها بهتر می بود

    با تشکر

  55. با سلام و احترام
    میگم
    “کی اینجا ارمیتا خورده؟”
    ” ارمیتا,غذای زندگی ” است ؟
    کسی هست از دوستان که ارمیتا خورده باشدو بتواند دیگران رامتقاعد کند تا از این محصول استفاده کنند نه ازمحصولات برندهای دیگر؟
    بیش از 80 درصد از نظرات کارشناسان محترم در خصوص فرم تبلیغ وقالب و چهارچوب استفاده شده در آن , نشان از خاص بودن,ابتکاری بودن,شیک بودن,ساخت هوشمندانه وبکار بردن ظرافت های تصویری در این تبلیغ داشت اما,بااین همه جلوه های سمعی و بصری ,آیا متقاعد شده اید که آرمیتا خوب است؟
    “متاسفانه تبلیغات ما از این معضل به شدت رنج می برد.یعنی ما به متقاعد کردن مشتری کم توجهی میکنیم”
    (مدیریت تبلیغات-دکتر محمدیان-ص24)

    با سپاس

  56. این روزها خیلی از مدیرعامل آرمیتا در تلویزیون خبر و گزارش می بینم. ایشان بعنوان کارآفرین نمونه انتخاب شدند.
    یک سامانه پیام کوتاه هم دارند که می شه باهاشون در تماس بود. اگر کسی خواست بهشون بدم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *