در راستای معرفی نویسندگان کافه بازاریابی در قالب مصاحبه در مطلب امروز میخواهیم به معرفی یکی دیگر از نویسندگان کافه بازاریابی بپردازیم. شیده میراشرفی از فعالان جوان صنعت تبلیغات، دارای تحصیلات مهندسی صنایع از دانشگاه تفرش و کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی از دانشگاه علامه طباطبایی است. در حال حاضر ایشان در شرکت تبلیغاتی آرام ایده گستر که مجموعه ای متشکل از افراد تحصیل کرده و با تجربه در شرکت های برتر تبلیغاتی است، بعنوان برنامه ریز رسانه و تحقیقات بازار و Marketing strategist مشغول به کار است. همچنین تدریس در دانشگاه و مشاوره تبلیغات و بازاریابی از دیگر فعالیت هایی است که خانم میراشرفی به آن مشغول هستند. در کنار فعالیت های تخصصی در زمینه های مختلف هنری هم فعالیت دارند و دستی هم به قلم دارند.
برای شروع با یک سوال پایه ای صحبت هامون رو شروع میکنیم، اصلا چرا در بین حوزه های مختلف کاری تبلیغات رو انتخاب کردید؟
من تا زمان فوق لیسانس هیچ دیدی نسبت به صنعت تبلیغات نداشتم و اصلا هیچ ایده ای نداشتم که در این صنعت چه اتفاقی داره میفته. همیشه علاقه زیادی به هنر داشتم و در کنارش علاقه زیادی به مباحث مدیریتی داشتم. وقتی با صنعت تبلیغات آشنا شدم فکر کردم به نقطه ی اشتراک بین دو موضوع مورد علاقه ام رسیدم و خب این مسئله خیلی برام خوشحال کننده بود و به خودم گفتم چی از این بهتر!
وقتی وارد این حوزه شدید چقدر این دیدگاه رو به واقعیت نزدیک دیدید؟
راستش با مطالعاتی که در حوزه صنعت تبلیغات داشتم دید من نسبت به تبلیغات با روندی که در دنیا در حال جریانه کاملن منطبق بود. دیدن تبلیغات خلاقانه شرکت های تبلیغاتی معتبر دنیا باعث شده بود حسابی ذوق زده بشم اما متاسفانه وقتی وارد این حوزه شدم چیزی که دیدم کاملا خلاف انتظاری بود که داشتم. شرکت های تبلیغاتی ما عمدتا به بیزینس صرف مشغول بودند و هستند. دغدغه ها اونقدر که روی خرید و فروش رسانه متمرکزه روی خلاقیت و نوآوری و تلاش برای ارائه یک کار ماندگار که محصول مورد تبلیغ رو جاودانه کنه اصلن متمرکز نیست و این خیلی آزار دهنده است.
به نظر شما مشکل اصلی صنعت تبلیغات در نبود خلاقیته؟
من فکر می کنم برای اینکه در این حوزه حرفی برای گفتن داشته باشیم باید دو گزینه رو مد نظر قرار بدیم ” تخصص” و ” خلاقیت“. اکثر افرادی که در این حوزه فعال هستند حداقل یکی از این دو گزینه رو ندارن. حتا شرکت های غول تبلیغات ایران هم این مشکل رو دارن کما اینکه در خروجی کارهاشون می تونیم این مسئله رو به خوبی ببینیم. خلاقیت منحصر به تیم creative نمیشه بلکه تک تک افرادی که در این صنعت دارن کار میکنن باید خلاقیت رو در دستور کار خودشون قرار بدن. از مدیر پروژه ها گرفته تا تیم بازاریابی و خلاقیت.
در مورد تخصص صحبت کردید، در این زمینه چه مشکلاتی میبینید؟
خوشبختانه در این زمینه ما کارشناسان و مشاوران خبره ی زیادی داریم که نگرانی ها رو کمتر میکنه. اما حقیقتش اینه که بازاریابی و تبلیغات از اونجایی که از همون اول از بین مردم بیرون اومده و هرکس که بازاری بوده یا شرکت تولیدی داشته در زمینه فروش و تبلیغات خودش دستی داشته باعث شده که هر کس فروشی داره این احساس بهش دست بده که متخصص بازاریابی و تبلیغاته! در بین صحبت هایی که با یکسری از دوستان بخصوص برای فعالیت های Public Relation و تبلیغات داشتم، اکثرا این دید رو داشتن که در این زمینه ها متخصص هستند و جالب اینجاست که متخصصان آکادمیک و حتا اساتید برجسته بازاریابی رو قبول نداشتن و ادعای این رو داشتن که خالق شیوه و مکتب جدیدی در بازاریابی و تبلیغات هستند! این دوستان من رو یاد تاتر سقراط می ندازن. یک فرد مدعی فیلسوف بودن با یکسری ادعای خنده دار سقراط رو به چالش و مناظره دعوت می کنه و خیلی ها هم طرفدارش میشن اما در پایان مناظره چیزی جز لبخند تمسخر بر صورتت به جای نمی ذاره!
فکر می کنید راه حل این مشکلات چیه؟
در کل باید گفت همون طور که می دونیم تبلیغات تنها بخشی از بازاریابی هست. برای خلق تبلیغات خوب باید از اولین گام قدم ها رو در جای صحیح گذاشت، قبل از تصمیم برای ارائه یک تبلیغ باید اول مخاطب رو شناخت، برنامه ریزی مناسبی داشت تا خروجی مناسب بدست بیاد و قطعا در همه این زمینه ها و بخصوص ارائه کار، داشتن خلاقیته که باعث تمایز کار میشه.
در پایان فکر می کنید آینده صنعت تبلیغات ما به چه شکلی خواهد بود؟
خوشبختانه کم نیستند دوستانی که دغدغه های من رو دارن و خودشون هم متخصص هستند و هم صاحب ایده که این مسئله چشم انداز خوشبینانه ای بهم میده. ضمن اینکه صادقانه من اعتقاد راسخی به کافه دارم و معتقدم به زودی کافه تبدیل به مرجع قدرتمندی در حوزه تبلیغات میشه که می تونه رو این صنعت اثر فوق العاده ای بذاره. در کل باید گفت در نا امیدی بسی امید است…
عالی بود، با تشکر
سلام آقای قاسمی ممنون از توجهتون خوشحال میشم اگه نظری در رابطه با موضوعات مطرح شده دارید بدونم.
مجدداً سپاسگزارم از شما. من شخصاً معتقدم که یکی از شروط موفقیت در هر حوزه ای، مطالعه تجربیات و خاطرات و سرگذشت افراد فعال در آن حوزه است. بنابراین این گونه مطالب را با علاقه مطالعه می کنم. بنابراین سعی می کنم بیشتر به KM رجوع کنم تا از نظرات شما و سایر دوستان بهره مند شوم.
بسیار عالی. امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید و البته با استفاده از تجربیات سایرین راه اختصاصی خودتون رو پیدا کنید.
عالی بود. ممنون
مشخصا آینده را ما میسازیم!
میماند شکل آن که بستگی به میزان تلاش دارد…
موفق باشید
سلام خانم ترحمی ممنون از توجهتون
خوشحال میشم اگه نظری در رابطه با موضوعات مطرح شده دارید بدونم.
با سپاس فراوان
مشخصا آینده را ما میسازیم!
میماند شکل آن که بستگی به میزان تلاش دارد…
موفق باشید
سلام آقای یزدانی مقدم قطعن همین طور هست که شما می فرمایید. فقط نکته مهم اینجاست که دچار عادت ها نشیم و بخایم که آینده جور دیگری باشه.
ممنون خانم میراشرفی از این مصاحبه خوب . ضمنا دوستان هر سوالی که از ایشون دارند می تونن بپرسند
سلام آقای دکتر نظر لطف شماست. ممنون از حمایت های همیشگی شما
سلام خانم میراشرفی
ممنون از مصاحبه خیلی خوبتون، واقعا استفاده کردم.
براتون آرزوی موفقیت روزافزون دارم.
سلام خانم کریمپور
ممنون از لطف شما. خوشحال میشم اگر نظری در رابطه با موارد مطرح شده داشته باشید بدونم
موفق و شاد و پیروز باشید
خانم میراشرفی
در ابتدا باید بگم خیلی خوشحالم که محل تلاقی بین علایقتون (هنر و مدیریت) رو در تبلیغات پیدا کردین. این خیلی اتفاق خوبیه. از اشاره تون به تاتر سقراط هم واقعا لذت بردم.
با توجه به موارد مطرح شده سوالی داشتم که البته مدتی هست که ذهنم رو درگیر کرده ..
به نظر شما برنامهریزی برای تبلیغات از کجا شروع میشه؟ یعنی چه واحدی در سازمان متولی این کار هست؟
آیا میشه برای ایدهپردازی و رسیدن به یه نتیجه مطلوب پروسه منطقی طراحی کرد؟ گاهی به نظر میاد که چون جنس کار تبلیغات از خلاقیته همه چیز باید توش بداهه اتفاق بیفته …
سلام خانم کریمپور
تا اونجایی که من میدونم این وظیفه مدیربازاریابی و یا اگر در سازمان مدیریا کارشناس تبلیغات وجود داشته باشه، هست که اعلام کنه نیاز به تبلیغات هست. معمولا در سازمانها بنابر حیطه کاریشون بودجه ای برای تبلیغات در نظر گرفته میشه که حالا افراد مسئول باید متناسب با بودجه و اهدافی که در شرکت دارن برای انجام تبلیغات برنامه ریزی کنن.
راستش از اونجایی که خلاقیت و ایده پردازی به نوعی با هنر و در نتیجه نیمکره راست مغز در ارتباط هستن پروسه منطقی طراحی کردن به نوعی جلوی خلاقیت رو میگیره. البته این منافاتی با برنامه ریزی و هدفمند بودن کار نداره. شما یک کانسپتی رو متناسب با اهداف سازمان در نظر میگیرید و برای اون از نظر نوع رسانه بودجه زمان بندی و… یک فرآیند تعیین میکنی اما برای ایده پردازی فکر نمیکنم همچین کاری جواب بده.
ممنون از مشارکت فعالتون
با سلام
تبریک میگم به خانم میراشرفی. مصاحبه بسیار جالبی بود که فکر میکنم حرف خیلی از کسانی هست که وارد صنعت مارکتینگ میشن. البته تا زمانی که مردم ما حتی من نوعی خودمو در هر زمینه ای متخصص بدونم، و از سیاست گرفته تا ساختمان سازی نظر کارشناسی بدم و تعصب هم روی نظرم داشته باشم، تغییر این وضعیت مشکل خواهد بود.
البته دیدم که جدیدا افراد میرن و در کلاسهای mba و بازاریابی و … شرکت میکنن و این خیلی خوبه. شاید متخصص نشن ولی حداقل وقتی بهشون یه موضوعی رو توضیح میدیم درک میکنن.
برای همین نظر شخصی خودم اینه که من و همه کسانی که رد حوزه مارکتینگ یا هر حوزه دیگه ای فعال هستیم هم باید بازار هدف خودمون و رفتار مشتریان و مخاطبامونو بشناسیم و راهکار مواجهه با اونها رو یادبگیریم. همونطور که همیشه شناخت رفتار مصرف کننده رو به مشتریان خودمون گوشزد میکنیم.
متشکرم از مطلب خوبتون
سلام آفای داورنیا
با مواردی که مطرح کردید کاملن موافقم و همیشه این موضوع برای من آزاردهنده بوده. من فکر میکنم یک متخصص در این حوزه علاوه بر اینکه می تونه به خوبی نیازهای مشتریانش رو بشناسه میتونه با دقت و زیربینی روی خیلی از این عادات و سلایق تاثیر بذاره و حتا به سمت بهتری سوقشون بده.
خیلی ممنون از توجه شما
سلام مجدد خانم میراشرفی
من هم با شما موافقم.
برای شما آرزوی موفقیت روز افزون دارم
درود بر عزیزان و سروران کافه بازاریابی ! خانم میر اشرفی را به شخصه به عنوان یکی از افراد نکته بین و نکته سنج حیطه بازاریابی و جمع دوستانه کافه بازاریابی ، می شناسم ! به نظرم ایشون با دقت نظری که داره ، مسایل بازار رو و رویدادهای محیط پیرامونی را به خوبی به بازاریابی و تبلیغات مرتبط می کنند !
در نهایت می خوام یه چند تا سئوال هم از ایشون بپرسم : ۱- بازاریابی و تبلیغات رو در ذهن خودتون چطور تصویر و تعریف می کنید ؟ (جدای از مدل های آکادمیک ، به دنبال تجربیات شخصیتون هستم ) ۲- با توجه به نکته ای که اشاره کردید در مورد نگاه کردن به فعالیت های تبلیغاتی بین المللی ، دوست دارم بهترین هایی رو که از نظر خودتون ارزیابی کردید ، معرفی کنید ( مثل بهترین کمپین ها ، بهترین تیزرها و یا طراحی های گرافیک )
سئوال سومم یکم جنجالیه : ۳- با توجه به تجربه و تخصصی که در زمینه تبلیغات و بازاریابی دارید ، اگر یک شرکت را در کشور می توانستید به عنوان فرصت اشتغال به آن فکر کنید ، کدام شرکت ها را انتخاب می کردید ؟ دوست دارم سه مورد رو اشاره بکنند !
سلام آقای مشایخی. ممنون از لطف شما. باعث خوشحالی منه که این دید رو نسبت به من دارید.
فکر میکنم بهتر از این کسی نمی تونست من رو به چالش بکشه :))
من فکر میکنم بازاریابی و تبلیغات به نوعی در خط مقدم چرخه صنعت قرار میگیرن. یه جورایی میشه گفت درصورتی که فعالیت های بازاریابی به خوبی انجام نشه همه تلاشهایی که صورت گرفته تا یک محصول یا خدمت تولید بشه به هدر میره. از طرفی صرف نظر از اتفاقاتی که در تبلیغات ایران میفته. فکر میکنم تبلیغات خوب مثل یک اثر هنری خوب می مونه که می تونه یک محصول رو جاودانه کنه. از اونجایی که محصولات و به تبع اون برند ما فارغ از اینکه به چه رده ای تعلق داشته باشن مخلوق بشر هستن و در صورتی که به محصول و یا خدمتمون اعتقاد داشته باشیم باید سعی کنیم برندمون رو جاودانه کنیم و مسلما تبلیغات نقش خیلی خیلی پر رنگی رو در این امر ایفا میکنه. مثلا خیلی از تبلیغات کوکا کولا انقدر زیبا هستن که نه تنها کوکاکولا رو به برندی پر قدرت تبدیل کردن بلکه خود این تبلیغات هم ماندگارشدن. اخیرا کمپین “جوان زندگی کنید” آب معدنی اویان تیزرهای فوق العاده ای داره که به شخصه خیلی ازشون لذت می برم. در ایران هم اخیرا از بیشتر کارهای بانک ملت و شهرتعطیل نیت بانک شهر واقعا لذت بردم.
در مورد سوال جنجالیتون:) حقیقتش اگه قرار باشه از بین کانون های تبلیغاتی یکی رو انتخاب کنم فکر میکنم با وجود اینکه ایران نوین داره تا حدی افول میکنه اما هنوز هم به نظر من بهترین کانون تبلیغاتی ایران هست. و اگه قرار باشه بیام اون طرف میز 🙂 با سلیقه و دانشی که در کارهای بانک ملت میبینم قطعا حوزه بازاریابی و تبلیغات بانک ملت رو ترجیح میدم. و سومین حوزه ای که خیلی خیلی بهش علاقه دارم حوزه تبلیغات و بازاریابی در حوزه هنر(هنرهای تجسمی و تاتر)هست که فکر میکنم به زودی در این حوزه کارهایی انجام خواهم داد 🙂
احسنت و درود بر شما ! چندتا نکته در مورد مسایلی که اشاره فرمودید ! ۱- تعریفتون از بازاریابی و تبلیغات ، کاملا درست و به جاست ! و متاسفانه در کشور ما اینطوری که شما اشاره فرمودید رخ نمی ده و ما سایر مراحل رو مقدم می دونیم و سر همین مساله شکست های زیادی رو در صنعت شاهدیم ۲- پس شما در دنیای تبلیغات رقابتی کوکا رو ترجیح می دید ! همیه از رقابت تبلیغاتی پپسی و کوکا لذت بردم ! به نظرم کوکا خلاقیت خوبی در این رقابت داره ولی به تهور و شجاعت پپسی نیست ! در مورد کمپین اویان بگم که فوق العاده است ! فوق العاده در یک کلام ! ۳- بیش از تمام مواردی که اشاره کردید مبحث بازاریابی حوزه های هنری از نظرم جذاب تر از همه بود ! می تونه آینده خیلی خوبی داشته باشه ! بازاریابی هنری در کشور ما بسیار بسیار ضعیفه ! و کم کم شاهد رشد استعداد های خوبی در زمینه های تخصصی هستیم ! مثلا خانم کریم پور در زمینه بازاریابی سلامت دارند قدم های بزرگی رو به سرعت بر می دارند و در آینده اتفاقات بزرگی رو به نظرم رقم خواهند زد ! خیلی از این بازاریابی هنر خوشم اومد !
به هر حال از صمیم قلب ، موفقیت و بالندگی رو براتون آرزومندم !
سلام آقای مشایخی
خیلی ممنون آقای دکتر. راستش من از کمپین share happiness کوکاکولا خیلی خیلی لذت میبرم. به نظرم عالیههه!
من با پتانسیل زیادی که در زمینه هنر میبینم فکر میکنم میشه این صنعت رو در کشور خیلی خیلی ارتقا داد و قطعا به زودی اتفاقات خوبی در این زمینه رخ خواهد داد. ممنون از آرزوی خوبتون خیلی انرژی گرفتم. من هم مطمئنم به زودی خانم کریمپور جزو برندهای مطرح در حوزه بازاریابی سلامت خواهند شد.
سلام میکنم خدمت شما
شخصا از خواندن مطالب شما در کافه لذت می برم.
در مورد موضوعاتی که در مصاحبه مطرح کردید باید بگم که نظرهای شما رو می پسندم. البته یه سوال دارم. با توجه به اینکه گاها تبلیغات و ایده های کپی برداری شده در صنعت تبلیغات ایران می بینیم (که خلاف روند خلاقیت بنظر میرسه) فکر میکنید این نوع تبلیغات برای صنعت تبلیغات ایران سود ده هست یا نه؟ به خلاقیت شکوفایی خلاقیت کمک میکنه یا نه!
( و اینکه صاحبان صنایع واقعا متوجه این کپی برداری ها خواه در طراحی بیلبورد خواه تیزر نمی شوند؟)
سلام آقای شهسواری
ممنون از لطفتون. راستش در این باره دو موضوع متفاوت وجود داره که متاسفانه در ایران به اشتباه ازشون استفاده میشه.
اولین گزینه ایده برداری هست که در کارهای هنری خیلی مرسوم هست به گونه ای که سالوادور دالی نقاش معروف و خالق سبک سورئالیسم بر این باور بوده که هنرمندان امکان نداره بدون دیدن کارهای هنری دیگران و ایده برداری از اونها کار جدیدی خلق کنن. در این شکی نیست که ما انسانها خواه ناخواه روی هم دیگه تاثیر می ذاریم و کارهامون عموما به نوعی بهم ربط داره و دنبال کننده همدیگه هستن. اما این ایده برداری صرفا برای این انجام میشه که ذهن انسان باز بشه و بتونه دست به خلق آثار جدید بزنه. همون طور که با نگاه کردن به طبیعت ازش الهام میگیریم و حتا تولیدات عظیم بشر مثل هواپیما هم از این راه خلق شده. مورد دوم کپی برداری هست که ما بیایم عیننا هر کاری رو با کمی دستکاری به نام خودمون ثبت کنیم. که این اتفاقی هست که متاسفانه خیلی در ایران رایج هست. و چیزی که ذهن رو به تفکر و خلق ایده های جدید منجر نشه قطعا کمکی به شکوفایی خلاقیت نمیکنه!
در مورد سوال دومی که مطرح کردید مسئله اینجاست که عدم آگاهی باعث میشه که کارفرمایان ما نسبت به این امر بی اعتنا باشن و عمدتا این مسدله وجود داره که دانش صاحبان صنایع نسبت به قدرت تبلیغات خیلی زیاد نیست. شاید تا حدی این نوع تبلیغات باعث فروش بشه اما باید به این هم فکر کرد که آیا این مقدار افزایش در فروش همه پتانسیلی هست که میشه از طریق تبلیغات بدست آورد و یا نه؟
ممنون از پاسخ خوب شما
سلام. مصاحبه خوبی بود.
امیدوارم صنعت تبلیغات و به طور کلی بازاریابی ایران روزبه روز به سطح جهانی نزدیک شه . و شما هم در راستای حرفه مورد علاقتون وهمینطور در سایر مراحل زندگی موفق باشید.
🙂
سلام خانم زرین اقبال ممنون از شما. من هم امیدوارم:)
موفق و پیروز باشید 🙂
با سلام و به امید موفیقت بیشتر شما
برام جالب بود که برا تبلیغات از کلمه صنعت تبلیغات استفاده کردین
سلام آقای بارنامه
ممنون از توجه و لطفتون
طبق تعریف صنعت: “مجموعه تمام واحدهایی که در تولید، توزیع یا مصرف یک محصول یا یک دسته از محصولات مشابه فعالیت میکنند. ” اگر خروجی تبلیغات رو یک محصول در نظر بگیریم میتونیم از تبلیغات بعنوان یک صنعت نام ببریم.
سلام
لذت بردم از خوندن این مصاحبه
سلام آقای عزیزی ممنون از لطف و توجه شما.
با سلام وخسته نباشید . موفقیت روز افزون برای شما خانم میر اشرفی از خدا میخواهم …اما یک سوال ؟؟؟ شما فرمودید تخصص و خلاقیت دو فاکتور مهم افرادی که حرفی برای گفتن دارند . من خیلی وقت پیش ها به شخصه فکر میکردم رفتار مصرف کننده وروانشناسی همراه یک تحقیقات بازار حرفه ای میتونه جوابگوی خلاقیت باشه اما یه مدتی دارم فکر میکنم تسلط افراد نظریه پرداز تبلیغاتی بر طراحی های حرفه ای گرافیکی چقدر میتونه تبلیغات خلاق کنه ایا لازم هست یکی برای پیش رفت دراین زمینه این نرم افزار های حرفه ای گرافیک یاد بگیریم ؟؟؟
سلام خانم تیموری
ممنون از لطف شما. خلاقیت چیزی خیلی خیلی بیشتر از شناخت رفتار مصرف کننده و یا روانشناسی هست. خلاقیت یک هنر و تکنیکه که با تلاش و از طریق روش های خاصی بوجود میاد. راستش من هم به سوال شما فکر کرده بودم. حتا خودم هم دنبال این بودم که این نرم افزارها رو یاد بگیرم اما به این نتیجه رسیدم که اینها صرفا ابزاری هستند که حالا در طرح های گرافیکی ازشون استفاده میشه تا ایده رو به تصویر بکشن و تا وقتی که ایده ای نباشه یادگیری این نرم افزارها اصولا چیز خاصی به آدم نمیده. مسئله شناخت رفتار مصرف کننده و روانشناسی مشتریان و هزاران مورد دیگه مواردی هست که در حیطه “تخصص” می گنجه.
برای افزایش خلاقیت تکنیک های زیادی وجود داره. مثلا در عکاسی و نقاشی اساتید همیشه تاکید می کنن که شما حتمن باید کارهای خوب و برجسته رو ببینید تا ذهنتون باز بشه و بتونید ایده های جدیدی را خلق کنید یا یک سری تمرین برای نقاشی هست که توی اون با خط خطی کردن روی کاغذ باید بتونید ازشون طرح های معنی دار پیدا کنید یا بنویسید و…. خلاقیت در تمامی مراحل زندگی به آدم کمک می کنه اما اگه توی کارهای دیگه درالویت چندم باشه قطعا در حوزه تبلیغات در کنار تخصص در ربطه اول قرار میگیره.
مرسی ازهمراهیتون
با سلام خدمت خانم میر اشرفی،
از شما به خاطر مطالبتون ممنونم و ارزوی موفقیت براتون دارم
سوالی ذهن من رو مشغول کرده و می خواهم به این بهانه بپرسم: آیا شما به عنوان یک شرکت تبلیغاتی از خدمات شرکت های تحقیقات بازار استفاده می کنید و حاضرید مثلا هزینه ای برای تست تبلیغ انجام بدید و فوکوس گروپ برگزار کنید برای این کار؟ اصولاً به مشتریان خودتون چنین خدماتی را پیشنهاد می کنید و تلاشی برای افزایش کیفیت از این جهت هم دارید یا خیر؟
سلام آقای شکرانی.
راستش من خودم در ابتدای کار با استفاده از نرم افزار TGI گزارش شناخت رفتار مصرف کننده رو انجام میدم و اگه لازم باشه فوکس گروپ هم برگزار میشه. بله این پیشنهادات انجام میشه اما متاسفانه در رابطه با سنجش میزان اثربخشی تبلیغات هنوز کاری صورت نگرفته. ب
از خواندن مصاحبه لذت بردم. بنده هم امیدوارم با افراد تحصیلکرده و خوش ذوق و با انگیزه ای مثل خانم میراشرفی و آقای داورنیا صنعت تبلیغات در ایران هم پیشرفت زیادی بکنه. مطمئنا امثال خانم میراشرفی رو در آینده در جایگاه هایی به مراتب بالاتر خواهیم دید.
ممنون
سلام آقای بردیا خیلی ممنون از لطفتون
سلام شیده جان.از خوندن مصاحبت واقعا لذت بردم.از اینکه چند صباحی در دوره ی ارشد هم کلاسی بودیم بسیار خرسندم.با جمله ای تاثیر گذار که در مصاحبه ات خوندم روحم تا حدودی آرام شد.تلاقی هنر و مدیریت که هر دو به واقع از علایق بنده هستن.
همیشه موفق باشی
سلام زینب جان. مرسی از لطفت برای من هم باعث خوشحالی هم کلاسی بودن با شما دوست عزیز. امیدوارم که در علایقتون هم موفق و پیروز باشید 🙂
سلام خانم میرزایی امیدوارم که در هر پوزیشنی که هستید موفق باشید . احتمالا از افراد برجسته علامه هستید
ان شاالله مصاحبه ها در آینده ادامه پیدا خواهد کرد
انشالله مصاحبه بعدی با اقای سلطانی در کنار دوستان خواهیم بود
سلام عرض می کنم جناب آقای دکتر محمدیان.امیدوارم همیشه سلامت باشید.یکی از آرزوهای بنده این بود که از کلاس های درس شما در دانشکده ی مدیریت علامه طباطبایی بهره ببرم ولی توفیق حاصل نشد.خوشحالم که از طریق کافه بازاریابی می تونم شاگردتون باشم.هفته ی پیش مزاحمتون شدم و برای مصاحبه دکترا ازتون راهنمایی گرفتم.سپاسگزارم.با آرزوی عمری با برکت برای شما.
عرض سلام و ادب
از اینکه جایی پیدا شد که به جایگاه تبلیغات و بازاریابی از دریچه دیگری نگاه کرده است واقعا خرسند شده ام تا جایگاه اصلی آن را از این تبلیغات های و بازاریابی های چاله میدانی تمایز دهد
تخصص در کنار هنر خلاقیت مهمترین اصل است که در جای جای کلام شما دوستان موج میزند
اما هنوز هستند بخشهایی که از نگاه همگان به دور افتاده است
چرا ما اصل موضوع را فراموش کرده ایم
خلاقیت در ابداع محصولات و خدمات
خلاقیت در فروش بازاریابی و یا تبلیغات صرفا مربوط به ارایه یک تیزر یا یک بنر یا هر اثر هنری دیگر نیست بلکه در نوع محصول است یعنی ما باید نیاز ایجاد کنیم .آن موقع همه چیز اتوماتیک دست به دست هم میدهند به طور مثال چرا نباید در بانک ها به جای کارت اثر انگشت شخص جای کارت را بگیرد
نه گم میشه و فراموش
نه دزدیه میشه
نه رمز میخواد
نه کپی میشه
و…
هر بانکی این خدمت را نجام دهد خوب میدونی چه اتفاقی در صنعت بانکش می افته
البته به تازگی در زمینه امضاء الکترونیک داره در کشور زمزمه هایی میشه
واین صرفا یک مثال بود
از طرفی پروسه کسب و کار روندی است که شامل تولید و نگرش صاحب کسب و کار نسبت به آن تا بازاریابی و تبلیغات، ویزیت وخدمات و خدمات پس از فروش می شود و اینها می باید طوری از هم حمایت و هم پوشانی کنند که اعتبار همه افزون شود نه تخریب