علیرضا سلطانی که در حوزه تبلیغات به عنوان مدیر خلاقیت و همچنین کارگردان در شرکتهای تبلیغاتی متعددی فعالیت دارد در این نوبت دعوت ما را برای مصاحبه پذیرفته و با ما و شما همراهان کافه بازاریابی همکلام شده است. همه شما را به خواندن این مصاحبه دعوت می کنم.
………………………………………………………………………………………………………………………………
کافه بازاریابی: بذار مصاحبه رو با یک سوال نامتعارف شروع کنیم، چون من از سابقه کاریت خیلی می دونم چرا کلا آدم چراغ خاموشی هستی؟ خیلی تو حوزه ایده پردازی دنبال برندسازی و اسم در کردن و … این حرفا نیستی؟
سلام خدمت شما و دوستان خوب کافه بازاریابی. راستش رو بخوای برندسازی شخصی خیلی برام تو اولویت نبوده و البته خیلی وقتها هم از این بابت آسیب دیدم البته همکارانی هستند که با همین برندسازی و هیاهو تونستند خیلی بیشتر از توانمندی شون موفق بشن ! از طرف دیگه اگر بشه با انجام کار با کیفیت برند شد و اسم در کرد اتفاق خوب و ماندگاری می افته
کافه بازاریابی: بد نیست برای اشنایی خوانندگان یه ذره از خودت و کارات بگو؟ مخصوصا از کارهای اخیرت که مخاطبان کافه بیشتر تو ذهنشون مونده؟
خوب من برای برند های زیادی کار کردم و اساسا من با ساخت تیزر وارد تبلیغات شدم برای برندهایی مثل ملت ، پارسیان ، سایپا، رایتل، نامی نو تیزر ساختم و در سال اخیر برای مجموعه برندهای فعال در گروه صنعتی گلرنگ مثل اکتیو ، اوه ، اویلا ،گلرنگ و سافتلن کار ایده پردازی انجام دادم. کمپین روغن سرخ کردنی شفاف اویلا و یا قبل تر از اون کمپین تبلیغاتی شوینده های خانگی گلرنگ با عنوان شیشه مهم نیست شیشه پاک کن مهمه رو می تونم مثال بزنم .
کافه بازاریابی: بررسی کارنامه کاریت نشون می ده به مشتری و فهمیده شدن ایده خیلی توجه داری در واقع ایده بیشتر از اینکه خودت را بازاریابی کنه به کار مشتری می یاد. بذار پس این رو بپرسم که ایده قشنگ یا ایده بفروش؟ بیشتر طرفدار کدوم هستی؟
خیلی وقت ها ما ایده خلاقانه و یا به قول شما ایده قشنگ به ذهنمون می رسه توی اتاق فکر مطرح میکنیم همه با اون موافق هستند با یک طرح گرافیکی و تو یک مجلد زیبا به مشتری ارائه می کنیم . مشتری به گونه ای ایده های ما رو ورق میزنه انگار که مشغول ورق زدن گزارش آزمایشگاه هستش بدون کوچکترین نشانه ای از جذابیت و فهم خلاقیت ! خوب این از ایده قشنگ ! ایده بفروش هم اگر منظور شما ایده های سطحی ، مستقیم و عموما بر پایه سلیقه مشتری باشه که اتفاق قابل افتخاری برای یک تبلیغات چی نیست . من طرفدار ایده درست هستم .ایده درست هم چند ویژگی داره اول از همه خودم به عنوان یک فعال در صنعت تبلیغات دوستش داشته باشم یعنی بتونم به همکاران خودم در صنعت تبلیغات با افتخار نشون بدم دوم مشتری دوستش داشته باشه یعنی بتونه با اون نیاز تبلیغاتی خودش رو برطرف کنه و سوم مخاطب دوستش داشته باشه و بتونه با اون تبلیغ ارتباط برقرار کنه. حالا اینکه ایده درست چطور به دست میاد خودش یک بحث مفصل هستش !
کافه بازاریابی: روش خاصی هم تو برگزاری کارگاهها و ایده پردازی پیش می گیری؟ یا کلا کارگاههای ایده پردازیت خودجوش برگزار می شه؟
خوب من به دلیل شرکت تو جلسات متعدد ایده پردازی نقاط ضعف و قدرت سیستم سنتی ایده پردازی رو به صورت تقریبی می دونم برای همین یک مدتی هستش که سیستم طوفان فکری نوشتاری رو دارم تو کارگاه هام پیاده می کنم که می تونم با شجاعت بگم از سیستم اتاق فکر سنتی که دوستان و اعضای کارگاه بیشتر گفت و گو می کنند مفید تر و کاربردی تره استفاده بهینه از زمان ، مشکل ثبت ایده، مشکل بانک ایده ، مشکل صاحب ایده که جدا یکی از چالش های جدی بچه های ایده پرداز شرکت کننده در اتاق فکر هستش در این سیستم به صورت بسیار زیادی برطرف شده . تعداد ایده های بدست اومده توی این سیستم هم به دلیل زیاد بودن غیر قابل مقایسه با سیستم سنتی هستش. به صورت خلاصه بخوام یک تعریفی از این سیستم داشته باشم می تونم بگم در طوفان نوشتاری همون طور که از اسمش پیداست ایده ها به جای بیان شدن نوشته میشن تکنیک های بسیاری با این شیوه وجود داره که این سیستم مورد استفاده من تقریبا تلفیقی از تمام اون تکنیک ها هستش
کافه بازاریابی: تو ایده پردازی چقدر به ذائقه مشتری و سلیقه اش باید فکر کرد؟
این دقیقا یکی از شاخصه های ایده درست هستش که من تو یکی از جواب ها بهش اشاره کردم یک سوال می پرسم شما بهترین ، پیشرفته ترین و لوکس ترین ریش تراش موجود در دنیا رو به یک زن هدیه میدید ؟ پیشنهاد شما به لحاظ کیفیت در بالاترین سطح خودش قرار داره اما اساسا به فرد درستی ارائه نشده. دقیقا توجه به ذائقه مشتری و سلیقه اون بسیار مهمه اما یک مرز باریکی در این میان وجود داره که یک سمتش وادادگی به مشتری و تسلیم محض شدن تبلیغات چی هستش و یک سمتش خودخواهی و دیکتاتوری تبلیغات چی که در هر دو سمت این مرز همکارانی هستند که موفق هستند و دارند تو سرزمین وادادگی یا دیکتاتوری کار می کنند اما من آب های بین اللملی رو انتخاب کردم ! جایی که متعلق به همه و هیچکس هستش . من سلیقه مشتری رو می فهمم شخصیت و ذائقه هنری و بصری اون رو شناسایی می کنم بعد با شناخت مخاطب هدف مورد نظر مشتری ایده خودم رو در بهترین شرایط خلق می کنم و رگه هایی از علاقه مندی های سفارش دهنده رو به اون اضافه می کنم اینجوری همه راضی میشن !
کافه بازاریابی: ببین حوزه ایده پردازی یه جوری که همه فکر می کنند می تونند واردش بشن که البته به نظرم دیدگاه درستی نیست اما برای تقویت توان ایده پردازی راهکار خاصی را به این جماعت کثیر می توانی پیشنهاد بدی؟
من هم موافقم که هرکسی می تونه ایده پردازی بکنه اما یک نکته ظریف وجود داره ! یک ایده پرداز اگر استعداد داشته باشه اما ذهنش رو تربیت نکنه نمی تونه موفق بشه و کسی که استعداد نداره ولی تلاش زیادی میکنه به سختی می تونه پبشرفت کنه . توی ایده پردازی اگر مطالعه و تحقیق مرتبط با ایده پردازی و خلاقیت نداشته باشی ، جریان تبلیغاتی ایران و برند های مشهور رو پیگیری نکنی و خلاصه اینکه فعال یا بهتر بگم آلوده تبلیغات نباشی نمی تونی توش پیشرفتی داشته باشی . هرکسی که شوخ طبع یا تفکر فانتزی و رهایی داره زمینه ایده پردازی رو داره ولی اگر بتونه این استعداد رو هدایت کنه می تونیم ایده پرداز بهش بگیم. مستعد ها باید بتونن ترشح ذهنی رو به تراوش ذهنی تبدیل کنند. خیلی از دوستانی که خودشون رو ایده پرداز میدونن به اشتباه فکر می کنند که خلاقیت یعنی عجیب و غریب حرف زدن و فکر کردن فکر می کنند هرچه قدر خاص تر فکر بکنند پس خلاق تر هستند در صورتی که رسیدن به یک ایده خلاق تبلیغاتی بیشتر از اینکه نیازمند عجیب و غریب فکر کردن باشه نیازمند مطالعه و تحقیق در رابطه با موضوع و سوژه داره . خیلی از دوستان در رابطه با محصولی ایده پردازی می کنند که هیچ اطلاعی از اون ندارند و با تکیه بر یک سری فرم ها و فانتزی ها تلاش می کنند ایده پردازی کنند من اسم این ایده ها رو ترشح ذهنی گذاشتم که شاید بعضی وقت ها به ثمر برسه اما در اکثر مواقع بی هدف و بی استفاده هستش اما اگر کسی مطالعه و تحقیق در رابطه با محصول و یا سفارش انجام داد برند های رقیب رو شناسایی کرد و حواشی سفارش رو به خوبی و در حد توان مورد برسی قرار داد و بعد ایده پردازی کرد می تونیم بگیم ایده اون یک تراوش ذهنی هدفمند هستش که همیشه می تونه به یک آگهی تبلیغاتی خوب تبدیل شه
کافه بازاریابی: همین کارها باعث می شه آدم یه قلم خاص پیدا کنه؟ اصلا تو؛ کارهات یه تم خاص داره مثلا می شه گفت که یه سبک خاص تو کارهات داری یا نه؟
خوب من اساسا آدم عاطفی هستم و موضوعات مختلف رو تا اونجایی که بتونم و اجازه داشته باشم با تم انسانی و احساسی می نویسمبه نظرم هروقت بشه احساس مخاطبین رو به دست آورد می تونیم بگیم به موفقیت خیلی نزدیک شدیم.
از علیرضا سلطانی عزیز ممنونیم که وقتشو در اختیار کافه قرار داد و با ما هم کلام شد. اگر سوالی دارید در همین بخش بپرسید قطعا آقای سلطانی به انها پاسخ خواهند داد.
آقای سلطانی عزیز مصاحبه شما را خواندم و لذت بردم . از این که با کافه همراه هستید و دوستان از قلم شما هم در کافه استفاده می کنند . خوشحالیم
جناب آقای دکتر محمدیان شما همیشه به من لطف دارید
افتخار من حضور در کافه بازاریابی است
سلام و خسته نباشید خدمت جناب سلطانی … تشکر از مصاحبه پر از نکته و تجربه ...اما یه سوال شما فرمودید برای شرکت نامی نو تیزر ساختید .چند سال پیش نامی نو با تبلیغی جالب وارد رسانه ها شد که عروس وداماد یا ادم چتر باز وارد فروشگاه میشدند وشعر میخوندند و نامی نو میخردند ایا این ایده شما بود ؟؟؟بازخورد مخاطب نسبت به این اگهی چی بود ؟
سلام
ایده ای رو که شما نام بردید محصول اتاق فکر شرکت ایده پروران بود و من هم عضوی از تیم ایده پردازی بودم
نامی نو فعالیت تبلیغاتی خودش رو ( تا اونجایی که من اطلاع دارم ) با شرکت ایده پروران شروع کرد و همچنان با این شرکت ادامه میده و از روند کارهای تبلیغاتی و به دنبال اون فروش محصولاتش بسیار راضی هستش
اقای سلطانی نمونه ای از کارهاتون رو اینجا بذارید تا ببینیم
http://www.aparat.com/v/NRzC5
http://www.aparat.com/v/QbpwV
http://www.aparat.com/v/F0xi7
ان شالله در نوبتهای بعدی سعی می کنیم بحث نمونه کارها رو در خود مصاحبه لحاظ کنیم به نظرم بهتر بود در خود متن در مورد نمونه کارها بیشتر بحث می شد
سلام
میشه بفرمائید که ساخت هر تیزر چقدر زمان میبره و هزینه اش حدودا چقدره؟ مثلا تیزر نامی نو که لینک دادین. سپاس
سوال شما رو دوستانی که مدیر تولید هستند بهتر می تونند جواب بدن
هزینه تولید یک تیزر خیلی مرتبط با ایده و چگونگی اجرای اون هستش
ولی میتونم بگم حد اقل ۳۰ میلیون تومان برای یک تیزر ساده بودجه لازم است
سلام جناب آقای سلطانی، ممنون از نکات ارزنده ای که در اختیار گذاشتید. امکان دار این روش ایده پردازی به روش طوفان نوشتاری را بیشتر توضیح بدهید
واژه «طوفان نوشتاری» یا Brainwriting یکی از روشها و تکنیکهای تولید ایده و نوآوری گروهی است که بیشتر در زمینههای توسعه یک محصول، بازاریابی، طراحی تجارب کاربری و غیره استفاده میشود. به بیانی ساده، طوفان نوشتاری یا همان متد ۶٫۳٫۵ به معنای تولید ایدههای جدید، با درخواست از افراد به نوشتن ایدههای خودشان در یک جمع است. این روش دقیقا مانند تکنیک طوفان فکری (Brainstorming) است با این تفاوت که ایده های بیان شده مکتوب میشوند.
با تشکر از دوست خوبم اقای محمدیان عزیز، همینطور جناب اقای سلطانی عزیز که خیلی خوب و راحت صحبت کردن، خوندن مطالب ایشون برام لذت بخش بود و با قسمت اول ایشون، هم عقیده و هم درد هستم، برند شخصی !!! دقیقا چیزیه که خیلی از ماها به خاطرش لطمه میخوریم و این درست زمانی هست که قراره از یه کانون تبلیغاتی به کانونه دیگه ای سوییچ کنیم یا بخوایم شخصا با برندی وارد مذاکره بشیم، اونوقته که متوجه دو تا موضوع میشیم، اگه بخوام شفاف بگم، یا کارهامون قبل از ما به نامه شخصه دیگه ای تموم شده یا باید کلی زمان برای معرفی خودمون بزاریم که اصلا شکل قشنگی نیست، مخصوصا که گاها برخی از همکارها به خودشون اجازه میدن از بالا یا بهتر بگم از پشت میز با ما برخورد کنن، این قضیه زمانی درام تر میشه که اون همکارها حتی سابقه درخشانی هم ندارن و ….
در کل امیدوارم که هرکسی در جایگاه درستش قرار بگیره و از کارش لذت ببره
سپاس فراوان
آقای حدادی عزیز از مشارکت شما ممنونم
افرادی که در صنعت تبلیغات فعال هستند قواعد نانوشته اون رو خیلی خوب می فهمند . ما در یک بازار سنتی مشغول به کار هستیم که خیلی گسترده نیست و برای من جای تعجب داره که بعضی ها با اعتماد به نفس کاذب خیلی از نداشته ها شون رو ماهرانه بیان می کنند و از اون جالب تر دیگران باور می کنند . البته علاقه نداشتن آژانس ها به انتشار اسامی دست اندرکاران یک پروژه تبلیغاتی می تونه به این مشکل دامن بزنه . البته هستند آژانس هایی که فهرست عوامل اجرایی کوچک ترین فعالیت هاشون رو هم منتشر می کنند . مثل آژانس نور
صاحبان صنعت تبلیغات دوست دارند کارها و خروجی هاشون به روز و مدرن باشه . این علاقه مندی رو می تونیم در تغییر کیفیت ساخت آگهی ها ببینیم . امید وارم مدیران یا به گفته شما پشت میز نشینان این صنعت هم رویکردی مدرن در مدیریت اتخاذ کنند .
سلام به جناب سلطانی عزیز
خیلی خوشحالم که مصاحبتون رو در کافه خوندم و خیلی برام مفید بود. خصوصا بحثهای کاربردیتون و بازهم خصوصا نحوه ایده پردازی در کارگاهاتون. براتون آرزوی موفقیت روزافزون دارم و ان شاء الله که در آینده شخص شما رو هم از نزدیک دیدار کنیم
شاد و موفق باشید
آقای داورنیا سپاس از محبت شما
من هم از مطالب مفید شما در کافه استفاده می کنم و خوشحالم که با شما در این فضا هم کلام هستم
جناب سلطانی شما لطف دارید، من هم همینطور
ارادتمندیم
جناب سلطانی عزیز
سلام و عرض ارادت
کارهای شما رو دوست دارم و امیدوارم صنعت تبلیغات از وجود بزرگواری چون شما استفاده کند و شاهد موفقیت های بیشتر برندها از این طریق باشیم
سلام
از محبت شما ممنونم
مطالب مفید شما در کافه همیشه برای من جذاب و خواندنی بوده .
موفق باشید
با سلام و خسته نباشید من هنوز کوچکتر از اونی هستم که بخواهم نظر بدهم و فقط میخواستم بگم که تبلیغ دستها را تا به حال ندیده بودم حالا که تماشا کردم خیلی ازش خوشم اومد اما ای کاش برای یک بانک نبود حالا که دارم خوب فکر میکنم با اینکه بیست و سه سالمه ولی تا اونجا که یادمه بیشتر تبلیغها منظورم پیامهای بازرگانی شبکه های تلویزیونی واسه بانکها درست میشه کاش اینجوری نباشه ، برای شما آرزوی فکرهایی پر از ایده های درست دارم ممنون .
خانم دوستی نظر دادن حق همه و شماست
ما خوشحالیم که با شما همراهیم
هر نظر با هر کیفیتی ارزش خودش را دارد
با ما همراه باشید و باز هم برایمان بنویسید