دکتر محمدیان: چند سال پیش در مشهد برای مدیران عامل شرکتهای مواد غذایی سخنرانی داشتم. بحثم در مورد برندینگ در صنعت غذا بود. وقت پرسش و پاسخ که رسید یکی از مدیران عامل دستش رو بالا آورد و سوال کرد آقای دکتر محمدیان اگر یه نفری آمد و از نام و لوگوی ما سوء استفاده کرد و با نام ما محصول تولید کرد و بی شرمانه و وقیحانه هم به کار خود ادامه داد چه باید کرد؟ (البته بعدا فهمیدم که فرد بی شرم و وقیح هم خودش در جمع حضار حضور داشت و خودش هم برای همایش برندینگ ثبت نام کرده بود و فرد پرسش کننده نیز از این موضوع با خبر بود)
من سعی کردم ابعاد حقوقی و بازاریابی این موضوع را بشکافم و در حد پاسخ یک سوال قدری راهنمایی کنم در نهایت هم گفتم بهتره از یک مشاور بازاریابی و برندینگ در این زمینه استفاده کنید تا شما را راهنمایی کند.
سوالی که توسط این مدیرعامل از من پرسیده شد تاکنون بارها و بارها در جلسه های مختلف از من پرسیده شده و من هم ضمن راهنمایی در نهایت آنها را به بهره گیری از یک مشاور بازاریابی و برندینگ ارجاع می دهم.
در سال گذشته این موضوع برای کافه بازاریابی یعنی برند همین سایت (که البته زیرمجموعه یک موسسه با همین نام است و متعلق به برادر من است) اتفاق افتاد.
در فضای کانالهای تلگرام چند کانال با همین نام و در فضای اینستاگرام نیز با اسامی مشابه اتفاق افتاد. به گونه ای که برخی از دوستان به من مراجعه می کردند و می گفتند آقای دکتر ما عضو کانال شما در تلگرام هستیم خوشحالیم که از مطالب ما در کانالتون استفاده می کنید! بعد می دیدم که از پستهایی صحبت می کنند که اصلا در کانال رسمی کافه بازاریابی درج نشده است. بعد هم می دیدم که یکی از همین افراد قلابی و فیک مبادرت به افتتاح یک کانال با نام کافه بازاریابی کرده است. جالبه بدونین ما در کافه بازاریابی فقط مطالب دست اول می گذاریم اگر هم در کانال مطالب از جایی بذاریم امضای پای ان را پاک نمی کنیم! اما متاسفانه و این نوع کانالهای فیک به آبروی ما هم لطمه می رساند. تازه امسال علاوه بر تهیه محتوای کیفی به طرف تهیه محتوای کیفی و پرهزینه حرکت کرده ایم.
تحقیق کردم که چه کسانی این کانالها را افتتاح کرده اند با شرمندگی تمام رسیدم به دو دانشجوی دکترای بازاریابی و البته در مورد دیگر فارغ التحصیل MBA . و … .
یاد پاسخم به سوالهای دوستان در همایشها افتادم که در پاسخ می گفتم به یک مشاور بازاریابی یا برندینگ مراجعه کنید. چه پاسخ مضحکی می تواند باشد اگر آن دوستان برای حل مشکل خود به این دست از همکاران که من از اونها تحت عنوان زبل خان یاد می کنم مراجعه کنند. حقیقتا این دوستان زبل خان برای آینده کاری خود با این نوع بی آبرواییها نگران نیستند. برند بی هویت و دزدی چه ارمغانی می تواند بیاورد. راستی در کجای کتابهای بازاریابی و برندینگ ما را تشویق و دعوت به این نوع رفتار می کند
این روزها فهمیدم که زبل خان در همه جا وجود دارد حتی در بین مشاوران برندینگ و بازاریابی .چندی پیش با فردی که سایتی را با نام کافه بنا کرده بود صحبت کردم و بلافاصله اسم سایت را تغییر داد و عذر خواهی کرد که به نظرم جای شکر دارد.
به نظر شما چرا در بین همکاران و دانشجویان و علاقه مندان به بازاریابی چنین پدیده های شومی رخنه کرده است. این افراد چه آینده ای را برای خود و بازاریابی کشور رقم خواهند زد.
البته وقاحت اشکال مختلفی دارد که یک نمونه آن استفاده از نام است برخی هم تمام محتوا را به نام خود مورد استفاده قرار می دهند و … به قول شاعر به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را … . این افراد با این اندیشه ها چگونه می توانند در آینده به شرکتها کمک کنند.

آقای دکتر سلام
متاسفانه افرادی که سعی می کنن تلاش نکردن، تنبلی و عدم خلاقیت خودشون رو با بهره برداری از تلاش های دیگران توجیه کنن در کشور ما کم نیستند. اینجا دیگه بحث پایبندی به اخلاقیات هم کمرنگ میشه …
به نظرم این موضوع با وجدان انسانی ما رابطه تنگاتنگی داره … کاش می شد از خود این “زبل خان” ها پرسید که واقعا چرا این کار رو می کنند ؟؟
خانم کریمپور این که می گن هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک واقعا درسته
سلام و عرض ادب جناب دکتر
نمی دانم تا چه حد با این عقیده موافق هستید که هجوم و درازدستی کوته آستینان در چندسال اخیر به سمت بعضی از رشته های علوم انسانی تاچه میزان تخریب در این حوزه ها بوجود آورده و درآینده نیز شاهد چه فجایعی خواهیم بود. حوزه هایی مثل مدیریت و حقوق
در رابطه با رشتۀ حقوق در اینجا نمی توان نوشت. به عنوان یک دانشجوی ممتاز سالهای قبل در این رشته (بنا به شهادت اساتید محترم) که به اعتراض کیفیت آموزشی ویران کننده اش(!) و خروجی شگفت آور(!) فارغ التحصیلانش از خیر تحصیل در آن گذشته و انصراف دادم، اگر عمری باقی باشد، روزی دردنامه ای را در این رابطه خواهم نوشت. (صدالبته نه در سایت کافه بازاریابی)
اما در حوزه مدیریت بعید می دانم نیاز به صحبت از وضعیت حال حاضر سازمانهایمان و شاهکارهایی که زبل خان ها در آن انجام داده اند باشد. اما شاید درد اصلی، آینده ای باشد بدون تحریمها و اینکه هیچ پارامتری برای فرافکنی وجود نداشته باشد و آنگاه ببینیم که ضربه های اصلی را در تمام این سالها از خودی خورده ایم نه از بیگانه و همسایه!
در نمایشگاه بین المللی دوسال پیش با یک مشاور بسیار حرفه ای و آگاه (!) آشنا شدیم که اگر روزی قرار بود فیلمی در رابطه با شخصیت آرسن لوپن بسازم قطعاً از این آقا دعوت میکردم که نقش اول را بازی کند! بهرحال هرچقدر هم که خوشبین باشیم بعضی چهره ها نشان از درون شخص دارند. امروز خبر دارم که سازمان مورد مشاوره ایشان درحال احتضار است و فقط ۷۰۰ میلیون تومان پول بی زبان بود که به جیب این آقای مشاور و گروهش رفت!
جناب دکتر. بدون شک حضرتعالی و دیگر عزیزان دهها و بلکه صدها مثال مشابه این موضوع را در ذهن خود دارید که چه ها که نکردند این زبل خان ها !
با هر عقیده و ایمان، با هر مذهب و مسلکی، چه بخواهیم چه نخواهیم زمانی که عنصر اخلاق از سرشت و نهاد مردم رنگ ببازد، انحطاط و پسرفت غیرقابل انکار است.
درمجموع بعید است بتوان آینده خوبی را متصور بود.
درجمله آخر فرمودید: “این افراد با این اندیشه ها چگونه می توانند در آینده به شرکتها کمک کنند”
مگر (درواقعیت) قرار است آنها به شرکتها کمک کنند؟!! تنها مقصد و هدف کمک در قاموس این افراد صرفاً کمک به جیب خودشان است! و صد البته که با این کار آبروی اهل فن را نیز می برند.
جناب جاوید خوشحالم که هنوز افرادی مثل شما وجود دارند که این نوع مشکلات را به خوبی می بینند و با کار اجرایی و علمی خود سعی در تنگ کردن جا برای این نوع زبل خانها دارند
سلام خدمت جناب دکتر محمدیان
این افراد کسانی هستند که اصولا علاقه ای به زحمت دادن به خودشون رو ندارن. یا دوست دارن خودشون یه شبه به یه مرجع یا برند تبدیل کنن و یا مشاوره های اینگونه کسانی رو که تفکر مثل خودشون رو دارند راهنمایی کنن. آینده هم میشه پر از اسامی مشابهی که همگی نسبت به هم ادعا دارند. این موضوع با توسعه فضاهای مجازی هر روز داره بیشتر میشه. باز در دنیای فیزیکی یه نامی، یه برندی، یه شرکتی چیزی میتونه ثبت بشه ولی در دنیای مجازی که به نظرم قوانین عمومیش بیشتر بر پایه اخلاقیت و فرهنگ توسط خود مردم وضع شده، هرکی بنابه اخلاق و فرهنگش عمل میکنه.
از یه طرف این وظیفه دولته که با وضع قوانینی یه سری از مسائل رو حل کنه (البته انتظار نداریم همه رو حل کنه چون کنترلش واقعا سخته) از طرف دیگه فکر میکنم بهتر هر کس قانون گذار خودش باشه و انتخاب اخلاقی برای مسیرهاش داشته باشه. به عبارت بهتر راه حل نهایی در دست خود افراده
جناب داورنیا با پرکارتر شدن افرادی نظیر شما جا برای این نوع افراد کم میشه
جناب دکتر محمدیان شما لطف دارید به من.
در خدمت شما هستیم
ارادت
درود بر اقای دکتر محمدیان عزیز
مثل همیشه با نثر زیبا مطلبی جذاب را بیان فرمودید.
اعتقاد دارم اولین اصل در هر مارکتی “اخلاق” آن هم از نوع حرفه ای اش است…
کانال هایی را که فرمودید دیده ام ولی این کانل ها بی پشتوانه سایت چندان دوام نخواهند داشت و به زودی بر اثر اتفاقی مانند تجارب قبلی کوچ به اپلیکیشن دیگری را شاهد خواهیم بود. مثل زبل خان به زودی دستشان در دهان شیر گیر خواهد کرد.
ارادتمند
شاگرد همیشگی شما.
جناب نوریان عزیز برای حضرتعالی و پلتفرم توانمند دنیای تبلیغات آرزوی موفقیت دارم
سلام و درود به همگی
به عنوان یه علاقمند خارج از گود این مسائل چند وقتیه که تو شبکه های اجتماعی بین صفحات تعداد بیشماری افراد میگردم که همه مشاوره مدیریت وبرندهستند !!!این رشد بیشمار و گیج کننده و مطالب دست چندم !!!و بدیهی وحیرت من از مشکل شرکتها برای فروش با وجود این همه خبره!!!….واقعا همین طور که این لقب انقدر رشد کرده دور از انتظار نیست که به مرزهای هم احترام نگذارند .این موضوع فقط سردرگمی و بی اعتمادی و بی علاقگی رو تشدید ودودش تو چشم دنیا دیده های این صنعته …و البته که جنبه انسانی این قبیل کارها تلخ تر…
خانم تیموری از دیدگاههای شما سپاسگزارم
سلام
استاد این موضوع به نظرم ریشه در کمبود توجه و همون بحث سندرم جلب توجه داره!
رشد پرسرعت شبکههای اجتماعی و نوع کاربریها در اینترنت بر اساس پایههای فرهنگی این جامعه برنامهریزی نشده، کثرت تولد کانالهای بی محتوا بی داد میکنه…
من به شخصه خیلی نگرانم برای این موضوع.
جناب جواد عزیز من هم نگرانم که این موضوع انگیزه افراد پر کار را کم کند
سلام ،
جالب بود. جدیدا می بینیم مثلا در مورد برند و برندسازی کتاب می نگارند و دوره برگزار می کنند اما همان نگارندگان دست به سرقت علمی و سرقت هویت دیگران دست می زنند و تمام انچه در کتاب سرقتی بدان در مورد کپی نکردن از برند دیگران نوشته اند خود ان را زیر پا گذاشته و کار از کپی کردن به کات پیست کردن رسانیده اند و جالبتر اینکه به کارشان براحتی ادامه می دهند…
آقای احمدی زاد خدا شاهده عین حقیقت گفتید . ننگ بر این نوع شهرت باد
جناب دکتر محمدیان جالبتر اینکه شرکتهایی که از این افراد مشاوره میگیرند و بعد نتیجه نمی گیرند گیرند حتی یکبار سوابق این افراد را بررسی نمی کنند و فریب چرب زبانی این افراد کم مایه و بقول اقای جاوید که به درستی گفتند دراز دستان کوته استین را می خورند.
امیدوارم با روشنگری شما و دوستان گامی در جهت اصلاح بتوان برداشت.
جناب احمدی زاد همه وظیفه داریم که در این روشنگریهای سهیم باشیم ممنون
با عرض سلام و تشکر از استاد بزرگوارم
در مورد مطلبی که فرمودید به نظر باید به کمی عقب تر فرد برگشت مثلا دوستی که از مهدکودک که قرار بوده کاردستی بسازه یادگرفته که کپی و دزدی ایده و حتی اجرای یک کار قوی که مال دیگری است به مراتب پیامدهای بهتری نسبت به ایده و اجرای خودش داره.همین رو ادامه میدیم و فرد عزیز دارای مدرک دکتری بازاریابی شده است!
چاره چیست ؟همان سیستمی که بحمدالله همیشه جواب داده است!
این مطلب مختص ما نیست و به نظر من تا زمانی که قوانین سختگیرانه ای برای محافظت از انواع حقوق افراد وجود نداشته باشد اوضاع بدتر هم میشه!
ولی اگر از زاویه ی دیگری نگاه کنیم چجور است که فرد کار کسی که دزدی کرده است را دیده و پسندیده ولی ارجینال کار که مال ما بوده و طبیعتا زودتر هم تولید شده ندیده؟!!یعنی یک جایی طرف مارو شکست داده!حالا به هر روشی تونسته خودشو به مخاطب بهتر از ما عرضه بکنه.
قصد حمایت از این افراد سودجو رو ندارم چون در انتها حتی در مقیاس کوچک به سلامت و اعتبار مشاوران و افراد لطمه میزنند ولی فکر می کنم تنها کاری که در حال حاضر میشه انجام داد تولید کردن قوی تر و با کیفیت تر جوری که کپی کردن آن به این راحتی ها نباشه,سرمایه گذاری در شبکه های اجتماعی که افراد بیشتر با آن ها سر و کار دارند و ایجاد اتحاد بیشتر بین کسانی هست که در این زمینه فعال هستند
جناب سرخانی عزیز انتهای بحث شما را به شدت قبول دارم
سلام و عرض احترام
بهتر دیدم نقد خودم رو با شعری از شیخ اجل کوتاه محضرتون بگم
هر که درخردیش ادب نکنند. در بزرگی صلاح از او بر خاست
چوب تر را چنان که خواهی پیچ نشود خشک جز به اتش راست
مستدام باشید
جناب روحانی عزیز لطف کردید . دنبال این هستم یک بانک اطلاعاتی از آدمهای فیک درست کنیم با هم
آقای دکتر محمدیان
من معتقدم در دنیای دیجیتال، کسانی که تولید محتوای اصیل و درجه ی یک مینمایند با رعایت موارد ی چند (که حالت دزد گیر داشته و بایستی برای آن هزینه کرد) در نهایت نباید نگرانی چندانی از این بابت داشته باشند. سرانجام آن آقایان و خانم های وقیح را هم که به درستی در انتهای مطلبتان اشاره فرموده اید.
جناب عباس از مشارکت حضرتعالی نهایت تشکر را دارم
عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار
جناب دکتر همانطور که دوستان فرمودند با ورود به عرصه دیجیتال این قبیل کارهای ناروا رواج پیدا کرده. این نکته کاملا صحیح است که این قبیل کارها دوام ندارد چرا که پس از مدتی بدون پشتوانه و محتوای واقعی منحل میشود. حالا چنانچه که ده ها مورد از سایت کافه تقلید کنند این محتوای سایت است که اصلی و غیر اصلی را متمایز میکند.
این قبیل کاهای ناروا باعث می شود تا جوانان هم کمتر رغبت کنند تا وارد دنیای کارافرینی شوند. بنده به عنوان یک دانشجو ایده ای دارم که حقیقتا میترسم پا به عرصه اجرا بگذارم چرا که نه سابقه و نه هیچ پشتوانه ای دارم و به محض وارد شدن اگر کسی با سرمایه بیش تر وارد شود کل زحمات ما رو له میکند و به راحتی یک جرعه نوشیدن آب از ما پیشی میگیرد. متاسفانه باید قبول کنیم که دنیای اینترنت و حتی شبکه های مجازی علی رغم ایجاد فرصت تهدیدات جدی به خصوص برای ما جوانان که هیچ پشتوانه ای نداریم دارد.
فرصت واسه زبل خا ها و تهدید آن واسه ما
با تشکر
جناب اصلانی عزیز دیدگاههای حضرتعالی همیشه برای کافه ایها ارزشمند بوده است موفق باشید
جای آنست که خون موج زند در دل لعل*****زین تغابن که خزف می شکند بازارش
سلام جناب دکترمحمدیان
به نظر شما چرا در بین همکاران و دانشجویان و علاقه مندان به بازاریابی چنین پدیده های شومی رخنه کرده است؟
۱- علاقه مندان: به نظر بنده اگر چنین خطایی از جانب علاقه مندان بازاریابی رخ داده باشد، جای بخشش بیشتری دارد.چراکه چنین افرادی مطابق عنوانشان تنهاعلاقه مندند نه تحصیلکرده و متخصص.شاید چنین افرادی تنها به منظور نمایش دادن علاقه خود و ارضای نیاز درونیشان چنین کاری را انجام دهند.نبود دانش کافی، اعتماد بنفس کاذب، عشق سالهای جوانی، آرزوهای خام وساده انگاری نادانانه ومواردی از این قبیل می تواند از دلایل ارتکاب بجرم آنان باشد.این افراد قطب نما ندارند و راه را گم میکنند و پس از مدتی سرگردان بودن در این وادی خسته شده و عطایش را به لقایش می بخشند.
۲-تحصیلکرده ها: یقینا این دسته مستحق بخشش نیستند و کاملا آگاهانه در راه اشتباه قدم بر می دارند. در واقع در گرداب مجموعه ای عوامل قرار می گیرند و بدلیلی که در پایان اشاره می کنم، شغل نا شریف کپی کاری را بر می گزینند.اما این مجموعه دلایل چیست؟
آنها در طی سالها تحصیل هیچگاه به تغییر رفتاری بالاتر از سطح دانش و در معدودی سطح نگرش دست نیافتند.آنها مطالب متنوعی مانند نوآور بودن، مزیت نسبی، رهبر بازار، رهبری،رفتار خریدار و….را می خوانند ولی کمترین اثری از کاربرد آنها در رفتارشان دیده نمی شود.چرا که خواسته محیط آموزشی به این حداقل ها کاهش داده شده است. ما با افرادی روبرو هستیم که در بهترین حالت می توانند به ضبط صوت تشبیه شوند.کسانی که مفاهیم مختلف بازاریابی و مدیریت کمترین تاثیری بر نگرش آنها نداشته است و هیچ باور عملی به آن ندارند. اگر حتی کمی خوش بین تر باشیم، شاید نگرش آنها هم تغییر کرده باشد ولی این نگرش فرصت بروز در رفتار شخص را نمی یابدو فرد در زندگی واقعیش آنرا بکار نمی بندد.نمونه این افراد بسیارند: روانشناسی که خود کلکسیونی از اختلالاطی است که دیگران را از آنها برحذر می دارد.
ابن افراد دچار بیماری می شوند که می توان آنرا” ساده انگاری تقلیل گرایانه” نامید. افراد مبتلا به این ویروس شکل تحریف یافته ای از “موفقیت” رادر ادراک خود دارند. قرار گرفتن این افراد در محیط های آلوده بیماری آنان را تشدید می کند.آنان در اطراف خود افرادی را می بینند که هیچ اعتقادی به سرفصل های تدریس شده خود ندارند و حتی در سیزده بدر هم از آنها استفاده نمیکنند ولی بسیار موفقند و بعنوان خبره و صاحبنظر شناخته شده اند. بنا براین بیش ازقبل اطمینان می یابند که موفقیت با همین سطح از تغییر در رفتار هم کاملا دست یافتنی است و هیچ تلاشی برای به کاربردن آنچه در کتابها آمده است انجام نمی دهند.
از طرف دیگر این افراد در جریان ارتباط با محافل کاری و حرفه ای نیز منظره ای مشابه همان که در محیط آموزشی شان دیده اند ، می بینند.آنها می بینند که میتوان با مشتری گفتگوی گرمی راجع به مسایل حرفه ای داشت و بدون آنکه نسبت به اظهارات خود اعتقادی وجود داشته باشد.این عوامل یک چرخه ای را ایجاد می کنند که به بازتولید ریا کاری می انجامد.ریاکاران علمی از آنجاییکه اعتقادی به مفاهیم علمی شان ندارند، برای انجام امور هم از اصول حرفه ای و علمی استفاده نمی کنند بلکه روشهای غیر اخلاقی را بر می گزینند.روشهایی مانند کپی کاری،تقلب،کم فروشی در مقابل روشهایی چون خلاقیت،تحقیقات ،تجربه اندوزی. در اغلب موارد، اولین جرم ریاکاران علمی تهیه پایانامه می باشد.
۳-همکاران: بسیاری از ریاکاران حرفه ای نتیجه ورود ریاکاران علمی به محیط های حرفه ای هستند.آنها در این سطح جسورتر هستند و با استفاده از ناآگاهی جامعه، با جراتی بیشتر اقدام به دستبرد به ایده ها و محصولات مادی و معنوی دیگران می زنند.
در حقیقت تولید هر چیزی ناشی از اعتقاد به آن است.تولید یک محصول ناشی از این اعتقاد است که آن محصول مورد نیاز و پرفروش خواهد بود.ولی از آنجاییکه چنین افرادی هیچ اعتقادی به اصول اخلاق حرفه ای،خلاقیت، کیفیت و… ندارند، توانایی تولید هیچ ایده یا محصولی را ندارند.
مسلما توقع معجزه از پیامبر دروغین کاری عبث است.
جناب محمدی عزیز انقدر پخته و دقیق موضوع را تحلیل کردید که لذت بردم . ممنونم از دانش و بینشی که توسط شما فرا روی مخاطبان کافه قرار می گیرد
جناب دکتربه نظرم میرسه این موضوع دو وجه داره
یکی زبل خان هایی که فعال هستند و دیگری مدیران و مسئولانی که به حرف های این زبل خان ها گوش میدن
در حرفه خودمان زیاد پیش آمده که ذائقه تصمیم گیران موضوع به حدی نازل شده که خوراک زبل خانی می خوان
القصه اینکه فکر میکنم خیلی زیاد باید به داد فرهنگ خودمون برسیم
جناب سپهری عزیز به نکات قابل تاملی اشاره کردید ممنونم
یکی از دوستان بنده تولید کننده آب میوه های کنساتره ای در استان البرز است. ایشان که با برندی کمتر آشنا در این بازار چند سالی است که به فعالیت مشغول هستند، سال گذشته درگیر ذبل خان بازار آب میوه شدند. به نقل از دوست بنده، که مالک و مدیرعامل این مجموعه است، محصولش پس از ورود به بازار ترکمنستان و کسب جایگاه مناسب، با ورود برندی که دقیقاً همان بسته بندی و شکل ظاهری لوگو را تقلید کرد، جایگاه گذشته خود را از دست داد.
پشت تمام این حرکت های غیر حرفه ای، انگیزه سودآوری است. اما این انگیزه قطعاً شرافتمندانه نیست.
ممنون جناب حسینی ما ظاهرا در بازارهای خارجی به جای این که مارادونا را بگیریم باید مواظب غضنفرهای داخلی باشیم
سلام دکتر جان خیلی ها فکر میکنند دنیا خیلی بزرگ است و خطایشان دیده نمی شود..شرم و حیا برای انسانهای غیر حرفه ای معنا ندارد.ضمنا تا بدلی نباشه اصل معلوم نمیشودو همچنین قدر زر زرگر شناسد و آدمهای بی دانش تقلب را از اصل نمی توانند تفکیک کنند لذا بی دانش به و صاحب دانش هرکدام به نتیجه خودشان میرسند.زیاد ناراحت نشو مثل خیلی ها برای اصل بودن نشانه ها و ردپایی باید داشته باشیم که اگر مخاطب آنرا ندید تشخیص دهد.سپاس از حضور شما و برادران خوبت که همه در حال خدمت به کشور جزو سرآمدان هستید.
از حضرتعالی سپاسگزارم
عرض ادب جناب دکتر
بنده با جناب حسینی موافقم و جز سوداوری چیزی نمی بینم.
این قصه متاسفانه سر دراز دارد و یک قسمتی از آن ایده دزدی است.یکی از دوستان بنده که دانشجوی مهندسی شیمی یکی از تاپترین دانشگاههای تهران است.برای انجام یکی پروژه نزد یکی از استادانش رفت سال پیش و با مطرح کردن ایده اش و اینکه مدت طمان زیادی در ازمایشگاه انرا امکان سنجی کرده بود برای استاد گرامش توضیح داد.ایشان استقبال فرمود و جزییات کار را برای مطالعه بیشتر خواست… نشان به آن نشان که ماه بعد این موضوع به اسم استاد بزرگوار مقاله شد و ..و دوست ما عزادار..با پیگیری و این داستان ها هم به جایی نرسید.
نمیدانم چرا با خواندن مطلب شما یاد این داستان هم افتادم. امیدوارم روزی برسد که افراد برای هر محتوا و علمی که از سوی دیگران تولید می شود احترام قایل شده و حقوق انرا محترم بشمارند.
خانم دهکانی ممنونم از شما
سلام و عرض ادب خدمت شما،
موضوعی که مطرح فرمودید ماجرایی هست که همه ما به نوعی با اون مواجه شده ایم. دیدن چنین جنایت هایی واقعا تاسف باره! متاسفانه این موضوع روند رو به رشدی داره و از جعل کردن صفحات اجتماعی گرفته و تا برندهای محصولی اتفاق میفته. اهمیت رعایت اصول اخلاقی به خیلی فاکتورها مربوط میشه و فکر میکنم ارتباط چندانی با تخصص و تحصیلات افراد نداره!
شاید این افراد بتوانند در کوتاه مدت اندک خدمتی به شرکتها بدهند اما مطمئنا این همین اندک خدمت در بلند مدت نتایجی برای شرکتها به بار خواهد آورد که چیزی جز پشیمانی نخواهد داشت.
متوجه هستم که نوشته ی شما که به نوعی درد دل بود، ولی افرادی که درصدد فعالیت سالم هستند باید راه حل های حقوقی دفاع از آثار خودشون رو بدانند. با توجه به گسترش ثبت برندها و مالکیت صنعتی و معنوی در کشور، میشه تا حد زیادی جلوی این کپی کاری ها رو گرفت! چندی پیش بود که یکی از برندهای شرکتی که در اون فعالیت دارم با اندکی تغییری جعل شد ولی با اولین تذکر قانونی به شرکت رقیب سریعا از بازار جمع آوری شد! چراکه از قبل در ادارات ثبتی کشور به ثبت رسیده بود.
امیدوارم روزی رو ببینیم که این افراد جایگاهی در سیستم فکری و اجرایی نداشته باشند.
جناب شهسواری عزیز شما از افراد حرفه ای جامعه بازاریابی هستید و دیدگاههایتان همواره چراغ راه است
با سلام
خدمت استاد جناب دکتر محمدیان و برادر بزگوارم مجتبی محمدیان
مواردی که عنوان کردید مدتهاست با آنها در کسب و کار مواجه هستیم و در موارد مختلف شاهد آن هستیم متاسفانه شاید مقصر اصلی خود مالکان کسب و کار خا و خودمان هستیم که راه را برای افراد سودجو باز می کنیم
والبته یک نکته خیلی مهم که شاید گردن اساتید دانشگاهی باشد به موضوع اخلاق در کسب و کار کم پرداخته اند
بهر حال امیدوارم از این پس شاهد این بی اخلاقی ها نباشیم
معرفت در گرانیست به هر کس ندهند
پر طاووس قشنگ را به کرکس ندهند
جناب زعیم ممنونم از شما