اگر خوانندگان محترم سایت به یاد داشته باشند چندین مطلب در مورد بازاریابی سبز در کافه نوشته ام و همیشه به حال این زمین گریستم و هم چنین استاد بزرگوارم دکتر محمدیان نیز در مورد مسئولیت اجتماعی شرکت ها مطلبی عنوان کردند.اما این بار اقدامی در زمینه ترکیب این دو دیدم که بسیار خرسندم کرد…….
نان سنتی سید هاشم شاهرود که نان سنتی غنی شده با شیره انگور به نام اورنگ رو تولید می کنه .بر روی جعبه بسته بندی این نان نوشته شده است که بخشی از فروش این محصول جهت حفاظت از یوزپلنگ ایرانی این گونه در حال انقراض اختصاص می یابد.(همان گونه که تصویر ملاحظه می کنید ). یک حس خیلی عجیب به من دست داد وقتی این محصول رو خریدم و خرسند شدم از اینکه دارم به این گونه در حال انقراض کمک می کنم.سپاس فراوان از این شرکت بابت این اقدام بسیار عالی.
یک پیشنهاد به تولیدکنندگان عزیز : گونه های جانوری و گیاهی بسیاری در کشورمان وجود دارد که در حال انقراض اند چقدر خوب بود هم چین اقداماتی برای آن ها نیز صورت گیرد.
البته لازم به ذکر است که پیش از حفظ این گونه ها چقدر خوب بود که به افراد در جامعه که نیازمند حمایت هستند نیز کمک شود. مانند مدرسان شریف که مبلغی از فروش هر کتاب رو صرف حمایت از کودکان بیمار میکند.
دوستان عزیزم اگر نمونه هایی این چنینی از حمایت تولیدکنندگان رو سراغ دارید حتما عنوان کنید تا لبخندی بر لبمان ایجاد شود که تنها تولیدکنندگانمان به فکر سود و منفعت نیستند و مسئولیت اجتماعی رو هم در نظر می گیرند.

۱۵ دیدگاه
تصاویر قابل دبدن نیست
ممنون جناب خسرو، مشکل برطرف شد
سپاس از شما جناب حسینی بابت اصلاح مشکل نمایش تصاویر
سلام
ممنون از مطلب خوبتون
من نمونه های تولیدی بزرگ رو نمیشناسم که این خودش نشون دهنده اینه که چقدر به این موضوعات کم اهمیت داده میشه. اما نمونه های محلیشو زیاد رو دیدم. اغذیه فروشی که بخشی از دخل روزانشو با اعتقاد خودش نذر کرده بود و یا نانوایی که هر از گاهی نان صلواتی می داد یا رستوران خیلی شیکی که در دهه های محرم روزانه به بیش از 500 نفر آدم غذای نذری می داد. اینها نمونه های کوچکی هستند ولی در طی سالیان دیدم که چطور همین مسایل در محبوبیت این مکان ها تاثیر مثبت زیادی داشتند.
حدود یک سال پیش در یکی از سایت های بیزینسی خارجی در خصوص یکی از کسب و کارهای نوآورانه اینطور خوندم که یک تولیدکننده کفش به مشتریان خود اعلام کرده بود که به ازای خرید هر جفت کفش، عینا یک جفت دیگر به یک نیازمند اهدا خواهد شد. طبق اون مطلب این نوع فروش تاثیر خیلی خوبی روی مخاطبان و مشتریان و از طرف دیگه روی فروش گذاشته بود. به طوری که نه تنها خریداران رضایتمندی بسیار بالاتری داشتند و کلا حس یک تیر و دو نشان را همیشه در خرید خود حس می کردند بلکه درصد قابل توجهی از مشتریان برای کمک بیشتر به نیازمندان تعداد خریدهای خود را بالاتر هم می بردند. فکر میکنم این تولیدکننده کسب و کارش در رده ایده های برنر بیزنس اون سال قرار گرفته بود.
سلام آقای داورنیا به نظرم در آنده هر کدوم از ما تونستیم نمونه هایی را پیدا کنیم لااقل دقیقا معرفی کنیم تا این رفتارها زیاد بشه.کافه آماده تبلیغات رایگان برای این افراد است
سلام جناب دکتر. چشم حتما، چراکه نه. حتما خوشحال کننده خواهد بود که شاید دوباره فرهنگی که در قدیم تم سنتی و مذهبی داشت امروز خیلی بیشتر از قبل و با ایده های به روز و تم انسانیت وارد کسب و کارها بشه.
خیلی ممنون از پیشنهاد خوبتون
ممنون از بیان نمونه هایی در این زمینه.
تندرست باشید
خیلی ممنون خانم توانا، احساس مسئولیت شما نسبت به محیط زیست و گونه های در حال انقراض تحسین برانگیزه.
سپاس از شما.
امیدوارم روزی تبدیل به دغدغه ایی همگانی شود.
تا حدودی نسبت به این دست اقدامات بدبین هستم. چرا؟
کاسبهای ما در گذشته برای دخل خود حساب داشتند، سال مالی بار شرعی همراه خود داشت. آنها بدون سر و صدا و به عنوان یک واجب شرعی به بیش از آنچه ما امروز به عنوان مسئولیت اجتماعی میشناسیم عمل میکردند. فرهنگ چیز دیگری بود.
از طرف دیگر محل تولد این واژه و این فرهنگ جایی است که ما آنجا را با نام اقتصاد سرمایه داری میشناسیم. کمی دور از ذهن است از منبع شرارت گل خیری بروید.
خانم توانا بدون بی احترامی به نیت مثبت شما جهت روشنگری درباره اهمیت توجه به دیگران باید عرض کنم شخصا معتقدم “مسئولیت اجتماعی” آنچه در ادبیات و عمل مدیر امروز داریم صرفا کلماتی زیبا و اقداماتی نمایشی اند برای بهبود چهره زشت سازمان سودمحور.
*** لازم به توضیح هست بنده به هیچ وجه قصد تخریب اقدامات سازنده سازمان هایی که با خلوص نیت بخشی از درآمد خود را به مصارف انسان دوستانه می رسانند ندارم. جملات بالا صرفا بیانگر دغدغه شخصی نسبت به بی توجهی به فرهنگ نوع دوستی خودمان و تعویض آن با واژه “مسئولیت اجتماعی” است.
سپاس از شما جناب ناصر.
کاملا صحیح است فرمایشات شما.
پیرو گفته شما تنها دیدگاه و دغدغه شخصی من بود.
به قول یکی از دوستان، همیشه این نیازها بوده که رفتار نهایی انسان رو شکل داده، نه ارزشهاش. بحت عدم توجه به مباحث “مسئولیت اجتماعی” در ایران هم به نظر من متاسفانه از همین اصل پیروی می کنه. از بزرگترین شرکت ایرانی گرفته تا کوچکترینشان، مسئولیت اجتماعی رو به عنوان یک ارزش قبول دارند، اما نیازشان با چیز دیگری (چیزی در خلاف جهت مسئولیت اجتماعی) تامین می شود. و قص علی هذا
خاطره عزیز به نکته جالبی اشاره کردی.مدتهابود دوس داشتم مساله ای با این موضوع در کافه بازاریابی مطرح شه.وخوشحالم که زمینه ای فراهم شد تا از یک انسان بزرگ یادکنیم.آقای ابراهیمی مدیریت گروه تولیدی زرین غزال که محصولات دایتی وپارسیرنگ رو تولید می کند سالهاست اقدام به تاسیس یه مرکز دیالیز بزرگ در شیرازنموده است که کلیه هزینه های درمان دراین مرکزحتی سرویس رفت و برگشت بیماران100% رایگان می باشد.شاید گاهی باخودفکرکنیم که انسانیت در مدرنیته حل شده وقلبهای مهربان کمی برای یکدیگر می تپد ولی بازهم شاهد مهربانی های بزرگی هستیم.آقای ابراهیمی بزرگوار من به نمایندگی از طرف میلیونهابیماردیالیزی سپاسگزار سخاوت شمابوده وآرزومندم مانا وپایدارباشید.
بیاییم باحمایت وخرید محصولاتی که این چنین حامی مردم هستند به تپش قلبهای مهربان سرزمینمان امیدبخشیم.
خسته نباشید مرسی به خاطر این مطالب زیبا
سلام
سایت جالبی دارین خدا قوت
به کارتون ادامه بدین 🙂