مطلبی به قلم مهسا احمدی : با وجود اینکه مدت زمان زیادی میشه که دیگه فوتبال نمی بینم، اما همچنان به بحث های مرتبط با این ورزش علاقه دارم. فوتبال یکی از پر طرفدارترین ورزشها در دنیاست، همین محبوبیت و داشتن بینندگان تلویزیونی و تماشاچیان زیاد هم باعث شده تا شرکتها با انگیزه های مختلف وارد این حوزه شوند، که به نوعی باعث تلفیق صنعت فوتبال با بازاریابی و تجارت شده است.
وقتی به حضور اسپانسرها در لیگ های فوتبال و اسپانسرهای هریک از تیم ها فکر می کردم، تقریبا ذهنیتی از اسپانسرهای لیگ ها و تیم ها نداشتم و فقط از اسپانسرهای بارسلونا خبر داشتم، اون هم به خاطر اینکه چند وقت پیش اسپانسر شدن جالب اینتل خبرساز شده بود، همین.یادم هست قبل تر ها هم بر خلاف سایر تیم ها روی لباس آبی اناری ها تبلیغی نبود و اسپانسری نداشتند، بعدتر هم لوگوی یونیسف روی لباس آنها بود، اما خب الان اوضاع به گونه ای دیگر است و گاهی بیش از یک شرکت، اسپانسر باشگاه می شود.حمایت مالی مفهوم گسترده ای دارد اما آنچه در این یادداشت مد نظر است حمایت مالی از یک تیم فوتبال توسط یک شرکت است. از دیدگاه های مختلف می توان بحث حمایت مالی فوتبال و مسائل مربوط به اون رو بررسی کرد که در این یادداشت به صورت گذرا به این سه دیدگاه می پردازیم: نگاه شرکت ها، نگاه مدیریت و باشگاه، نگاه هواداران.
آنچه که برای شرکتها اهمیت داره این است که مطمئن باشند سرمایه گذاری آنها جواب می ده یعنی علاوه بر بازگشت سرمایه حداقل سودآوری هم برای آنها وجود خواهد داشت. پس اغلب به سراغ تیم های برتر و موفق که بازیکنان ستاره و سرمربیان حرفه ای و مدیریت باسابقه خوب و هواداران دوآتیشه دارند می روند تا کمی خیالشان از بابت سرمایه گذاریشان راحت شود، چون حداقل می دونند که مسابقات اون تیم همیشه از تلویزیون پخش خواهد شد و در ورزشگاه ها هم بیش از سایر تیم ها تماشاگر خواهند داشت و دیده خواهند شد. البته گاهی هم مدیریت شرکت صرفا به خاطر علاقه به تیم محبوبش و بدون در نظر گرفتن سایر عوامل سرمایه گذاری می کند. تصور شرکت ها این است که با اسپانسر شدن می توانند با سرعت بیشتری شناخته شوند، دقیق تر بازار هدف خود را انتخاب کنند، جایگاه مناسبی در ذهن مشتری بدست بیاورند، مشتری های خاص و وفادار به دست بیاورند و درنهایت فروش خود را افزایش دهند.
آنچه که برای مدیریت و باشگاه ها اهمیت داره این است که یک حامی مالی قوی پیدا کنند که برای این منظورباید بدونند انگیزه و هدف شرکتها از اسپانسر شدن چیه و آنها از باشگاه ها چه انتظاراتی دارند و مشخصا به دنبال چه هستند، تا از این طریق بتوانند یک رابطه ی دوطرفه مناسب برقرار کنند. از سوی دیگر باشگاه ها هم در پی این هستند تا بیشتر دیده بشوند و هواداران بیشتری بدست بیاورند، که احتمالا با حمایت های مالی یک برند قوی و برطرف شدن مشکلات مالی این امر راحت تر میسر می شود.
اما هواداران ارزشمندترین دارایی یک باشگاه به شمار می روند و همه ی تلاش ها در جهت جلب توجه آنها انجام می شود. سوال اینه که به نظر شما تا چه اندازه طرفداران فوتبالی تیم های مختلف داخلی و خارجی می دونند که اسپانسر تیم محبوبشون کدوم برنده؟ آیا اصلا طرفداران فوتبال به اسپانسرها توجه می کنند؟ اینکه برندی حامی مالی تیمی باشد آیا باعث می شود که طرفداران آن تیم احساس بهتری نسبت به اون برند پیدا کنند و در تصمیم خریدشان از آن برند تاثیرگذار هست؟ به نظر شما دلبستگی به یک تیم بر نگاه هواداران به حامی مالی آن مؤثر است؟ آیا هواداران یک تیم محصولات و خدمات اسپانسر تیم محبوبشان را جذاب تر و بهتر از رقبا می دانند؟ وآیا وجود رابطه ای معنادار بین تیم محبوبشون با شرکت اسپانسر را به یاد خواهند سپرد؟

۳ دیدگاه
با سلام
به نظر من برند هایی که بر روی لباس های فوتبال اسپانسر می شوند, مطمئنا سود خواهند کرد, مثلا طرفدارای تیمی که اسپانسرش نایک است ممکن است به خاطر علاقه به تیم خود, از دیگر برند ها کمتر خرید کنند یا بالعکس
ولی در فوتبال ایران به ندرت چنین است, چون اکثر اسپانسر های تیم های ایرانی اصلا ربطی به فوتبال و ورزش ندارند. درست است اسپانسر ها نباید حتما ربطی به ورزش داشته باشند مثلا در فوتبال اروپا سامسونگ و ال جی و وودافون و … نیز اسپانسر می شوند ولی در ایران اسپانسر ها یکهو می شوند مبل علی و چای محسن و فرش اصغر.. که به نظر من پذیرفتن این برندها به عنوان اسپانسر بی منطق است
با سلام ؛
در اول باید بگم به نظر من در اسپانسر گرفتن به خاطر فشار مالی هیچ کنترلی نیست و این باعث کم اثر شدن تبلیغات میشه به نظر من .
دومین مطلب شلوغ شدن لباس تیم های تهرانی از تبلیغات و تعداد زیاد آن از نظر من مناسب نیست.
سرمایه گذاری و اسپانسر شدن باید نگاه بلند مدت داشته و تصویر ذهنی مثبتی در نگاه هواداران ایجاد کنند،که زمانی هوادار به یاد لباس و…تیم محبوبش می افتاد تبلیغات شرکت را نیز به یاد آورد،ولی در ایرن متاسفانه شرکتها آن طور که باید و شاید به چشم نمی آیند و اکثرا تغییرات در آنها زیاد است